غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
بهت نگفتم‌ که انعکاس آب باعث واقعیت متقابل میشه؟
سنگ از بالا سقوط میکنه،‌ و تو می‌میری. و انعکاست داره افتادن سنگ رو در آب نگاه میکنه.
این گنبد، از درون، واژگون، یک قیف جمع کننده آدم‌هاست.
سسسسسسسسسسسسسرب.
سهند عطارد تقسیم مشخص ، ^ #
نسیه بگیر من اندازه موهایت شانه دارم.
تنباکو را متوالیاً در ساحل چال کن. در عمق. تو لازم است غرق شوی. فورا
سنگ اورده ام که دقت کنی صاااد.
سیلاب مشترک در عوارضی
هندسه را حامی میشوم تا ه را ح بنویسم
سُنَت را بزن بزن بزن بزن بزن، سنتور بزن.
زیرو رو کن که من صفر میزنم‌ به پیشانی‌ات و تو اولین‌ ربات منی.
مژه هایت دارد می‌ریزد بیا من برایت شیر‌کاکائو می‌خرم.
بیداری اشباع شده، هنوز بخواب.
تمام می‌شود. آبیاری گلها ولی من که ابر بودم. چرا خالی می‌شوم.
میان پرده‌های سفید رنگ، باید فقط خفه‌اش کنی. من پرده‌هارا تازه شستم. خونش را نریز.
عنکبوتی که میان چرخه گیر افتاده. روز مرگش هر روز تکرار می‌شود و هر روز دوباره و دوباره به دست محیا کشته می‌شود.
تناول کن. تبارک است مرد. غذاییست از خدا. دیگر گوشتی میان بیابان پیدا نمی‌کنی. مهم نیست که بوده، فعلا ما باید زنده بمانیم.
رنده بیار نگاهت را جور دیگر سالاد کنم.