غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
عبد باش که من سند را منعقد کنم و تو اِبن شدی و من رویای زنجیری که بر گردنت زدم.
من در چشمانت رادیویی می‌بینم‌که لامپش زیادی حرارت دارد. تصویر مواج است. تلوزیون را خاموش کن.
سنگ بنداز توی آب و نگاه کن چطور پایین میره و سرتو بیار بیشتر جلو و بیشتر ببین به چه عمقی میره.
غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
بهت نگفتم‌ که انعکاس آب باعث واقعیت متقابل میشه؟
سنگ از بالا سقوط میکنه،‌ و تو می‌میری. و انعکاست داره افتادن سنگ رو در آب نگاه میکنه.
این گنبد، از درون، واژگون، یک قیف جمع کننده آدم‌هاست.
سسسسسسسسسسسسسرب.
سهند عطارد تقسیم مشخص ، ^ #
نسیه بگیر من اندازه موهایت شانه دارم.
تنباکو را متوالیاً در ساحل چال کن. در عمق. تو لازم است غرق شوی. فورا
سنگ اورده ام که دقت کنی صاااد.
سیلاب مشترک در عوارضی
هندسه را حامی میشوم تا ه را ح بنویسم
سُنَت را بزن بزن بزن بزن بزن، سنتور بزن.
زیرو رو کن که من صفر میزنم‌ به پیشانی‌ات و تو اولین‌ ربات منی.
مژه هایت دارد می‌ریزد بیا من برایت شیر‌کاکائو می‌خرم.
بیداری اشباع شده، هنوز بخواب.
تمام می‌شود. آبیاری گلها ولی من که ابر بودم. چرا خالی می‌شوم.