نفس عمیق بکش، تمام ریهات رو پر از باد کن، و بعد من با سوزنی میترکانمت و تو پرواز میکنی
عبد باش که من سند را منعقد کنم و تو اِبن شدی و من رویای زنجیری که بر گردنت زدم.
من در چشمانت رادیویی میبینمکه لامپش زیادی حرارت دارد. تصویر مواج است. تلوزیون را خاموش کن.
سنگ بنداز توی آب و نگاه کن چطور پایین میره و سرتو بیار بیشتر جلو و بیشتر ببین به چه عمقی میره.
غم دردناک مداد رنگیها
سنگ بنداز توی آب و نگاه کن چطور پایین میره و سرتو بیار بیشتر جلو و بیشتر ببین به چه عمقی میره.
بیشتر نگاه کن و بیشتر تصویرت توی آب و بیشتر عمق سنگ
غم دردناک مداد رنگیها
بیشتر نگاه کن و بیشتر تصویرت توی آب و بیشتر عمق سنگ
بهت نگفتم که انعکاس آب باعث واقعیت متقابل میشه؟
غم دردناک مداد رنگیها
بهت نگفتم که انعکاس آب باعث واقعیت متقابل میشه؟
سنگ از بالا سقوط میکنه، و تو میمیری. و انعکاست داره افتادن سنگ رو در آب نگاه میکنه.
تنباکو را متوالیاً در ساحل چال کن. در عمق. تو لازم است غرق شوی. فورا