غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
این ته‌دیگ زیادی سیاه شده. گفتم که، پاستیل ها زودتر می‌سوزند.
Forwarded from Mohsen E.
عزاداری برای آلوچه نیمه‌خورده
قرمه‌سبزی صعب‌العبور ترین غذای این خونست.
من به چند نفر قول داده‌‌ام که بخوابم. یکی به من اسپری بدهد شیشه هارا شب کنم.
تو ترک خورده‌ای. بیا برایت رسم کنم. یک صاعقه میان صورتت به چشم می‌خورد.
پشت آیینه مورچه‌ای است که سردرگم به دنبال هویتش می‌گردد.
ماژیک فسفری رو یادگار نگه ندار، خشک می‌شه. دیگه‌هم بهش تف نزن.
سنجاب دارد می‌گرید که چرا سنجاقک به مرخصی رفته ولی او گشنه است.
اجاق را روشن می‌کنم و این ازدواج را باطل. متنفرم از دیوارهایی که تو آجرشان را می‌کشی.
این میز تمام‌شده است. نمی‌توانم پشتت‌راه بروم. عمیق شو.
سنگرم را دوست ندارم، بیا من را بکش رفیق
گوسفند را با دستگاه لیزر تکه تکه می‌کنم. دهانش هنوز باز مانده
سیییییییییییییییییییییییییییییییییراب.
شن ها سی ما با‌ اختراع . ×
نفس عمیق بکش، تمام ریه‌ات رو پر از باد کن، و بعد من با سوزنی میترکانمت و تو پرواز می‌کنی
عبد باش که من سند را منعقد کنم و تو اِبن شدی و من رویای زنجیری که بر گردنت زدم.
من در چشمانت رادیویی می‌بینم‌که لامپش زیادی حرارت دارد. تصویر مواج است. تلوزیون را خاموش کن.
سنگ بنداز توی آب و نگاه کن چطور پایین میره و سرتو بیار بیشتر جلو و بیشتر ببین به چه عمقی میره.