من از تو حمایت میکنم. در حد اینکه بگم اون لیوان خالی رو منم دوسش دارم. حالا بذارش سرجاش، رد انگشتات موند روش.
چراگاهی با علفهای لب پرتگاه و اسبهای سرد و بیهوا. من خستهام، کنار ساحلی پر از جنازهی اسبها.
خط صاف طولانی. خطی سیاه و من خسته شدم. با چکش این خط را میشکنم. الان دیگر نمیدانم سطح کجاست.
مرتکب شعلهی توام. مخزنت را آتش میزنم و سایه میشود نصف اتاقم. من فوتت میکنم. تو تحت سلطهی منی.
تو میتونی فرار کنی از این تنگ شیشهای، تو ماهی نیستی که فرارت منجر به مرگ بشه.
سکوت مشماهای پلاستیکی. اینجا هوایی نیست که صدایی باشد.تقلا کن. زودتر میمیری.
پرتقال را به تو هدیه میدهم. دانههایش را سبز کن. شکوفه درختش را به موهایت بزن.
من تا آن موقع میمیرم. همین.
من تا آن موقع میمیرم. همین.
حریص این دکمههای پر از کلماتیم که بی پروا صدایت میزنند: Mother Fucker