غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
مستعمرات از دستم افتاد و مست نوشتم‌. اما نمیخواستم. شکستگی در مستراح آمریکایی.
از ماشینی که در ساعت یک شب تورا رد می‌کند و بعد دور میزند بترس. همیشه اول ماشه را بکش.
من را ماشین زیر نکرده، فقط دیگر نباید روی سقف ماشین درحال حرکت برقصم.
بذار اول خبر مرگش بیاد اینجا بعد حرفاتو جلو روش بزن آشغال.
خبر مرگش اومد. مرده بود.
من گوزنی رو دیدم که شلیک می‌کرد. به همه اونایی که هیزم‌شکن بودن. همشون تبدیل به درخت می‌شدن.
من به گوزنی تفنگ دادم.
ذکات علم، نشر ان است. من اب شرب را می‌گویم و تو نیز حق به جانب ایستاده نگاهم‌نکن. پفیوز.
من از تو حمایت می‌کنم. در حد اینکه بگم اون لیوان خالی رو منم دوسش دارم. حالا بذارش سر‌جاش، رد انگشتات موند روش.
شفاعتی از جنس پلاستیک.
تو از دماغت نفت می‌چکد. و من فندکم را با دماغت روشن می‌کنم.
چراگاهی با علف‌های لب پرتگاه و اسب‌های سرد و بی‌هوا. من خسته‌ام، کنار ساحلی پر از جنازه‌ی اسب‌ها.
تو شتر برف خیز، هفته‌هاست گرما را در کوهانت نگه‌ داشته‌ای.
یه پلاستیک سیاه، دور گل سرخم. من مسافرم رفیق. گلمو توی پاسیو بذار.
خط صاف طولانی. خطی سیاه و من خسته شدم. با چکش این خط را می‌شکنم. الان دیگر نمی‌دانم سطح کجاست.
مرتکب شعله‌ی توام. مخزنت را آتش می‌زنم و سایه می‌شود نصف اتاقم. من فوتت می‌کنم. تو تحت سلطه‌ی منی.
من آس‌و‌پاس را دیده‌ام. روستا بود. تو آدمی، ادعای کذب داری.
پنجره را تیره رنگ‌ میکنم که صورتم را گربه‌ی همسایه بهتر ببیند.
تو میتونی فرار کنی از این تنگ شیشه‌ای، تو ماهی نیستی که فرارت منجر به مرگ بشه.
سکوت مشماهای پلاستیکی. اینجا هوایی نیست که صدایی باشد.تقلا کن. زودتر می‌میری.
پرتقال را به تو هدیه می‌دهم. دانه‌هایش را سبز کن. شکوفه درختش را به موهایت بزن.
من تا آن موقع می‌میرم. همین.
حریص این دکمه‌های پر از کلماتیم‌ که بی پروا صدایت میزنند: Mother Fucker