عجیب نیست که دیگر انگیزه نداری؟
_انگیزه دارم ولی اینجا میان کوه، آب در دمای کمی جوش میآید. چای دم نمیکشد.
_انگیزه دارم ولی اینجا میان کوه، آب در دمای کمی جوش میآید. چای دم نمیکشد.
و اوج میگیری و اوج میگیری. تو برای اولین بار توانستی پرواز کنی پسرم.
_و باعث شدم یک هواپیما سقوط کند. من برای اینکار ساخته نشدم پدر.
_و باعث شدم یک هواپیما سقوط کند. من برای اینکار ساخته نشدم پدر.
ازدواج عفریتههای جارو سوار با عارفان این سرزمین چیزیست که از دیرباز به عنوان رسم شناخته میشده.
باید مقابله کنیم.
باید مقابله کنیم.
من افتادن را باور ندارم، برای همین است همیشه در جاده پرواز میکنم. اما این بار تو باور نداشتی و من به تو باور داشتم.
به من قول هندوانه شیرین دادی. این زرد لعنتی دیگه چیه، مهم نیست که شیرینه. تو قول دادی. بمیر پدرسگ.
غم دردناک مداد رنگیها
واقعا لنین را درک کردی؟ پس برای من بمیر. برای ما.
واقعا مردن برایت غمانگیز نباشد. اینگونه برای من سخت تر است که تورا دار بزنم. مخصوصا تو که دوستمی. لطفا تقلا نکن، برای من زندگی را سخت تر نکن. زودتر بمیر.
ساعت هارا که جمع میزنم، سرم را به دیوار میکوبم و خودکار را در چشمم فرو میکنم تا آرام گزینه درست را انتخاب کنم.
چشمهایت را ببند، چرخهارا جابجا میکنم. کدام لاستیک پنچر است؟
_جواب صحیح را هنگام رانندگی میگویم.
_جواب صحیح را هنگام رانندگی میگویم.
مشیمیه خیلی نازک است. لطفا ارامتر چشمانت را بمال، من هم طوفان را کمتر میکنم
صدای آژیرماشین در اومد، بسه دیگه تماسو قطع کن. باید روی دزدی تمرکز کنم.
غم دردناک مداد رنگیها
صدای آژیرماشین در اومد، بسه دیگه تماسو قطع کن. باید روی دزدی تمرکز کنم.
خانوم مثل اینکه هنوز پشت خط هستید. لطفا برای شناسایی جسد به اداره بیاید.
مستعمرات از دستم افتاد و مست نوشتم. اما نمیخواستم. شکستگی در مستراح آمریکایی.
از ماشینی که در ساعت یک شب تورا رد میکند و بعد دور میزند بترس. همیشه اول ماشه را بکش.
من را ماشین زیر نکرده، فقط دیگر نباید روی سقف ماشین درحال حرکت برقصم.
بذار اول خبر مرگش بیاد اینجا بعد حرفاتو جلو روش بزن آشغال.
خبر مرگش اومد. مرده بود.
خبر مرگش اومد. مرده بود.
من گوزنی رو دیدم که شلیک میکرد. به همه اونایی که هیزمشکن بودن. همشون تبدیل به درخت میشدن.
من به گوزنی تفنگ دادم.
من به گوزنی تفنگ دادم.
ذکات علم، نشر ان است. من اب شرب را میگویم و تو نیز حق به جانب ایستاده نگاهمنکن. پفیوز.