غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
81 subscribers
2 photos
2 links
مگر که چه؟
Download Telegram
چایی را نمی‌گویم. استکان اشتباهی‌را برداشتی. متاسفانه نمی‌توانم شاهد مرگت باشم‌‌.
من واحد پول مجازی‌ام را معرفی می‌کنم. یک دلار بده تا ادامه‌اش را بگویم.
عروسک خرگوش مقصر نیست. دیگر دفاعیه‌ای ندارم.
در آژانس دوست‌یابی ما، کیفیت کار ما بر شناسایی افراد کصخل می‌باشد. این شعار ماست.
شرط می‌بندی کدام پیروز میشود؟ قلاده لیوانت را باز کن، یا قهوه‌ام می‌برد، یا چایی رقت‌انگیزت.
غم‌ دردناک مداد رنگی‌ها
چایی از مسابقه حذف شد، اینجا تقلب را تحمل نمی‌کنیم. لبه‌ی لیوانت پریده بود. تو باختی.
مبارزه را بردیم، اما مبارزه دیگری داریم. قهوه‌ای که آزادی‌اش را بدست اورده، نمی‌گذارد که خورده شود.
من‌ کوچک، من روی کباب‌برگ افتاده ام، من از این کوه نمی‌توانم بالا بروم.
معجزه‌ اتفاقی برای اندام های جنسی‌ات اتفاق نمی‌افتد. روی آینه‌های هم‌گرا بیشتر کار کن.
زلزله برایم پیش آمده که تماشایش کنم، دوست دارم که ژله بودم.
شرط‌هارا واگذار کن، من امشب مسابقه را می‌برم.
زیاد اصرار نکن، صاحب این مغازه با دست آهنی‌ات مشکل دارد، توپ بولینگ‌ را خراب میکنی.
آخرین گلوله و تو هنوز زنده‌ای. جلیغه‌ات را در بیاور. دوباره امتحان می‌کنیم.
متاسفانه از آنچه پیش‌آمده، دچار نقص فنی شدیم. برای ذخیره اکسیژن، باید از سفینه خارج شوید. از اول هم‌قرار نبود یک دام‌پزشک در سفینه‌ی‌مان باشد.
عروسک خرسی خیلی میترسید. از سوراخ روی شکمش. کاش کنار عروسک‌ها سیگار‌ نکشی.
تو خدایی که زمان زیادی در زمین بودی. زمان زیادی‌است که از خودت استغفار میکنی.
میدانم که خسته‌ای. امرار معاش را از سر بگیر. بیا پاستیل برای شروع کارت.
شکستنت حتمی‌است. متاسفانه فقط چندماه میتوانی در خود چایی دم کنی.
گوساله متعفن نیست. متاسفانه یخچال خراب است.
جلوی این حرومزاده‌ها متاسف نباش.
_من‌ مرگم‌ اگر اینجا و با این شمشیر باشد، باز هم‌ با ادب می‌میرم.
مجبور شدم خودم گردنش را بزنم.