پلانگتونی که میمیرد. آهکی که متولبر میشود. گچی که دور بدن مردهی او میکشند.
مفتضحانه به من دروغ میگویی. تو وارث حقیقی نیستی. تو، بچهی دزدیده شده.
چایی را نمیگویم. استکان اشتباهیرا برداشتی. متاسفانه نمیتوانم شاهد مرگت باشم.
من واحد پول مجازیام را معرفی میکنم. یک دلار بده تا ادامهاش را بگویم.
در آژانس دوستیابی ما، کیفیت کار ما بر شناسایی افراد کصخل میباشد. این شعار ماست.
شرط میبندی کدام پیروز میشود؟ قلاده لیوانت را باز کن، یا قهوهام میبرد، یا چایی رقتانگیزت.
غم دردناک مداد رنگیها
شرط میبندی کدام پیروز میشود؟ قلاده لیوانت را باز کن، یا قهوهام میبرد، یا چایی رقتانگیزت.
چایی از مسابقه حذف شد، اینجا تقلب را تحمل نمیکنیم. لبهی لیوانت پریده بود.
تو باختی.
تو باختی.
غم دردناک مداد رنگیها
چایی از مسابقه حذف شد، اینجا تقلب را تحمل نمیکنیم. لبهی لیوانت پریده بود. تو باختی.
مبارزه را بردیم، اما مبارزه دیگری داریم. قهوهای که آزادیاش را بدست اورده، نمیگذارد که خورده شود.
غم دردناک مداد رنگیها
مبارزه را بردیم، اما مبارزه دیگری داریم. قهوهای که آزادیاش را بدست اورده، نمیگذارد که خورده شود.
انسان مرگ آزادی را به دوش میکشد.
_آسوده بخواب قهوه.
_آسوده بخواب قهوه.
من کوچک، من روی کباببرگ افتاده ام، من از این کوه نمیتوانم بالا بروم.
معجزه اتفاقی برای اندام های جنسیات اتفاق نمیافتد. روی آینههای همگرا بیشتر کار کن.
زیاد اصرار نکن، صاحب این مغازه با دست آهنیات مشکل دارد، توپ بولینگ را خراب میکنی.
آخرین گلوله و تو هنوز زندهای. جلیغهات را در بیاور. دوباره امتحان میکنیم.
متاسفانه از آنچه پیشآمده، دچار نقص فنی شدیم. برای ذخیره اکسیژن، باید از سفینه خارج شوید. از اول همقرار نبود یک دامپزشک در سفینهیمان باشد.
عروسک خرسی خیلی میترسید. از سوراخ روی شکمش. کاش کنار عروسکها سیگار نکشی.
تو خدایی که زمان زیادی در زمین بودی. زمان زیادیاست که از خودت استغفار میکنی.