غم دردناک مداد رنگیها
حلوا پخش میکنم. بنظرت توی حلوا گوشت میریزن؟
گوشت خام یا پختش بسته به انتخاب از اندام متفاوتیه.
غم دردناک مداد رنگیها
عمه فروشی، بیزینسی پر از سود.
در شب افتتاحیه همه چیز رایگان است.
خطی که تورا نصف میکند، فرزندت را و دو شقهای که تعریف میشوند.
ادامه بده، این گاری لعنتی خودش کشیده نمیشود. بستنیها آب میشوند.
سیمان خانهی ما در کمبود آب دارد از پا میافتد. پاشو گلدان تازه بیاور.
لپ هایت را باد کن، آفرین. بروم سوزنم را بیاورم برای ترکاندن حبابها.
غم دردناک مداد رنگیها
لپ هایت را باد کن، آفرین. بروم سوزنم را بیاورم برای ترکاندن حبابها.
مقاله جدید بنویس، درمان لپهای متلاشی شده.
فصل احتمالهای موسمی. جبهه مرگ ۷۰ درصد از شرق به کشور وارد میشود.
پلانگتونی که میمیرد. آهکی که متولبر میشود. گچی که دور بدن مردهی او میکشند.
مفتضحانه به من دروغ میگویی. تو وارث حقیقی نیستی. تو، بچهی دزدیده شده.
چایی را نمیگویم. استکان اشتباهیرا برداشتی. متاسفانه نمیتوانم شاهد مرگت باشم.
من واحد پول مجازیام را معرفی میکنم. یک دلار بده تا ادامهاش را بگویم.