از من نترس، شاید همین گوشه باشم. فشار خونت رگهایت را گشادتر میکند و قلبت را سفت تر.
غم دردناک مداد رنگیها
من از تو تغذیه میکنم، و صادقانه بگم، ماهیچه قلبت خوشطعم تر از گلویت است.
تلفن باتو کار داره.
_نمیبینی در حال خوردنم؟ بگو بعدا زنگ میزنم.
_نمیبینی در حال خوردنم؟ بگو بعدا زنگ میزنم.
غم دردناک مداد رنگیها
حلوا پخش میکنم. بنظرت توی حلوا گوشت میریزن؟
گوشت خام یا پختش بسته به انتخاب از اندام متفاوتیه.
غم دردناک مداد رنگیها
عمه فروشی، بیزینسی پر از سود.
در شب افتتاحیه همه چیز رایگان است.
خطی که تورا نصف میکند، فرزندت را و دو شقهای که تعریف میشوند.
ادامه بده، این گاری لعنتی خودش کشیده نمیشود. بستنیها آب میشوند.
سیمان خانهی ما در کمبود آب دارد از پا میافتد. پاشو گلدان تازه بیاور.
لپ هایت را باد کن، آفرین. بروم سوزنم را بیاورم برای ترکاندن حبابها.
غم دردناک مداد رنگیها
لپ هایت را باد کن، آفرین. بروم سوزنم را بیاورم برای ترکاندن حبابها.
مقاله جدید بنویس، درمان لپهای متلاشی شده.
فصل احتمالهای موسمی. جبهه مرگ ۷۰ درصد از شرق به کشور وارد میشود.
پلانگتونی که میمیرد. آهکی که متولبر میشود. گچی که دور بدن مردهی او میکشند.
مفتضحانه به من دروغ میگویی. تو وارث حقیقی نیستی. تو، بچهی دزدیده شده.