کیبورد ساختگیام به دنبال نوشتن صحیح نیست، میترسد که من درست ننویسم.
غم دردناک مداد رنگیها
فرصت پیدا کردی، بپر.
توصیه درستی نیست.
دوست دارت، "اِرنِست".
دوست دارت، "اِرنِست".
غم دردناک مداد رنگیها
توصیه درستی نیست. دوست دارت، "اِرنِست".
مرگ ارنست بخاطر اصلاح بود. مرگی که باید روی میداد. او "نمیپرید".
مجتهد که شدم، برایت نامه مینویسم و در آن شرح میدهم چگونه فحش بدهی.
گفتی که "عدد ۱۶ بهتر از ۱۵عه". باید همانموقع شمارش را قطع میکردم.
انتحاری چیست دیگر، همان شتاب بردن همه به بهشت؟ همان امر به معروف خودمان؟
متاسفم برات، انقدر دکمههای پنکه را فشار نده. مهم نیست که یک تند تر است یا ۳.
شخص شخیص شما، بیا اینجا. گفتم برایش کارتپستال بفرست، نه گوش بریدهی من.
من از تو تغذیه میکنم، و صادقانه بگم، ماهیچه قلبت خوشطعم تر از گلویت است.
از من نترس، شاید همین گوشه باشم. فشار خونت رگهایت را گشادتر میکند و قلبت را سفت تر.
غم دردناک مداد رنگیها
من از تو تغذیه میکنم، و صادقانه بگم، ماهیچه قلبت خوشطعم تر از گلویت است.
تلفن باتو کار داره.
_نمیبینی در حال خوردنم؟ بگو بعدا زنگ میزنم.
_نمیبینی در حال خوردنم؟ بگو بعدا زنگ میزنم.