باز باران با تپانچه میزند بر پشت خانه، من به پشت خانه تنها، ایستاده. افتاده.
اشباع میکنم و اعجاز میکنی. ابراز میکنم و اقرار میکنی. انکار میکنم و اجبار میکنی. تو منی و من از تو دور تر.
آرامش فقط تا آنجاییست که تازه آدامس باد میشود. ترس از دست دادن، هرجاییست.
Forwarded from غم دردناک مداد رنگیها
آب میخورد، گلوله میخورد، آب میخورد.
ابطال حق اکثریت بخاطر گرمای شدید هوا در پی اجرا شدن زاویه مستقیم خورشیدی.
من معتقدم به سایهها و باور به شکوفههایی که در عمق نا امیدی اژدها میشوند.
یکنی اگر کثیف باشد یخدربهشت را کثیف میکند. نی را در بیآور و نی تمیز بگذار.