کلکتیو ۹۸
2.55K subscribers
3.36K photos
2.24K videos
124 files
771 links
کلکتیو چپ، مستقل، فمینیست و انترناسیونالیست

ایمیل:
collective98@riseup.net

اینستاگرام:
www.instagram.com/collectif98

دربارۀ ما:
https://t.me/Collective98/27
Download Telegram
Forwarded from نقد
«جنگ میهنی» یا «مبارزه‌ی طبقاتی»؟
در رویارویی با جنگ امپریالیسم علیه ایران

یاشار دارالشفاء
12 آوریل 2026

بیایید یک راست سراغ محل دعوای کنونی چپ ایران بر سر جنگ جاری برویم: اکنون در جریان جنگ جاری بین ایران با آمریکا و اسرائيل، گروهی از چپ‌های ایرانی این جنگ را یک «جنگ میهنی» می‌دانند و آن را با جنگی که ویتنام با آمریکا درگیر آن بود یا چین با ژاپن (پیش از تحقق انقلاب کمونیستی) مقایسه می‌کنند. آن‌ها با دست گذاشتن بر این‌که در امپریالیستی بودن آمریکا و اسرائيل تردیدی نیست، معتقدند که همه‌ی  مسأله بر سر این است که ماهیت جمهوری اسلامی را چطور ارزیابی کنیم. از نظر این گروه از چپ، جمهوری اسلامی طی سالیان حضورش در قدرت، با همه‌ی سرکوب‌گری‌های علیه چپ‌ها و به ویژه طبقه‌ی کارگر، در نهایت یک رژيم ملی با استقلال سیاسی است و همین امر هم باعث می‌شود که باید در این جنگ پُشتش بایستیم؛ به همین قیاس آن‌ها معتقدند که سوریه‌ی بشار اسد هم رژیمی سوسیالیستی نبود اما جنگی که در جریان بهار عربی علیه آن به‌راه افتاد در واقع چیزی نبود جز یک تلاش برای براندازی امپریالیستی.
اما نیروهای چپ انقلابی ضدامپریالیست با این صورت‌بندی‌ها مخالف‌اند. آنان معتقدند ضدیت با امپریالیسم و جنگ‌افروزی‌هایش مؤلفه‌ای نیست که به اعتبار آن باید در لحظه، تمامی اشکال ضدیت با رژیم‌هایی چون جمهوری اسلامی، اسد، صدام یا قذافی را عجالتا کنار گذاشت و با پشتیبانی از مقاومت آن‌ها در برابر تهاجم نظامی امپریالیستی از میهن دفاع کرد. این رژيم‌ها اگر پس از چنین جنگی بتوانند به بقای خود ادامه دهند، بسیار وحشی‌تر از قبل به چپ و طبقه‌ی کارگر یورش می‌برند. البته این حرف به این معنا نیست که پس باید دعا کرد این رژيم‌ها در جریان جنگ‌های این‌چنینی سقوط کنند تا فرصت چنان وحشی‌گری‌ای را نیابند؛ زیرا روشن است که هم‌هنگام با نابود شدن این رژيم‌ها، زیرساخت‌های کشور هم بر باد می‌روند. از نظر چپ انقلابی اساسا موضوع این نیست که در هنگامه‌ی افروخته شدن جنگ باید خود را در تنگنای دوگانه‌‌ی یا دفاع از امپریالیسم یا رژیم قرار داد.

🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:

https://wp.me/p9vUft-5wk



#مبارزه‌ی_طبقاتی #ماتریالیسم_تاریخی #چپ_انقلابی_ضدامپریالیست #یاشار_دارالشفاء
🚩 صدور حکم اعدام و مصادره اموال برای چهار نفر از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه
🚩 تهدید فعالان سیاسی تبعیدی و خانواده های دادخواه توسط جمهوری اسلامی تشدید شده است
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 مقرهای «کومله زحمتکشان کردستان» در سورداش و «حزب دموکرات» در کویه هدف حملات پهپادی قرار گرفتند.

بر اساس گزارش‌ها تا این لحظه، در این حملات مجموعاً ۶ پیشمرگه مجروح شده‌اند.
Forwarded from سرخط
Forwarded from سرخط
سرخط
Photo
🔴 تیتر نشد؛ چون به کار بازار نمی‌آید: رنج مادران میناب.

حقوق بشری‌های راست‌گرا، فمینیست‌های لیبرال، اینفلوئنسرهای اینستاگرام و سلبریتی‌های خَیِر، همه در نهایت به یک منطق پاسخ می‌دهند: بازار. پس تعجبی ندارد که این‌جا سکوت کنند. چند نفر از فعالان حقوق بشر راست حتی یک‌بار نامی از مادران میناب برده‌اند؟ چند نفر از فمینیست‌های لیبرال حاضر شده‌اند این‌جا هم از «زن» حرف بزنند؟ چند نفر از اینفلوئنسرهای اینستاگرام این رنج را وارد پست‌ها و لایوهایشان کرده‌اند؟ و چند نفر از این سلبریتی‌های خَیِر، همدلی‌شان را جایی خرج کرده‌اند که نه دیده می‌شود، نه وایرال می‌شود، نه برایشان اعتبار و توجه می‌آورد؟

این «بازار» فقط یک استعاره نیست؛ یک سازوکار واقعیِ انتخاب و حذف است. در اقتصاد سیاسی خبر، واقعیت خام اصلاً به همان شکلی که هست وارد افکار عمومی نمی‌شود؛ بریده می‌شود، قاب می‌گیرد و به «محتوا» تبدیل می‌شود و فقط آن بخشی از واقعیت باقی می‌ماند که قابلیت جلب توجه، بازنشر و مصرف داشته باشد. هر رنجی که نتواند به این فرم دربیاید، از همان ابتدا حذف می‌شود. همزمان، در اقتصاد میل، توجه و همدلی ما هم بی‌طرف نیست؛ به سمت سوژه‌هایی هدایت می‌شود که بتوانند سریع اثر بگذارند، تصویر تولید کنند و واکنش فوری بگیرند. نتیجه این است که «دیده‌شدن» نه بر اساس شدت رنج، بلکه بر اساس قابلیت مصرف آن رنج تعیین می‌شود. رنج مادران میناب دقیقاً بیرون این چرخه می‌ماند: رنجی که هست، اما چون در قالب‌های آماده‌ی بازار جا نمی‌گیرد، انگار اصلاً وجود ندارد.

زنانی که در میناب سوگوارند، در قاب مسلط رسانه‌ای جا نمی‌گیرند: مادران میناب، توی فیلم‌ها و عکس‌ها مانند زن ایدئال رسانه‌پسند، موهای رنگ‌شده و کراتینه‌شده یا فر شده ندارند؛ شال و روسری و چادر بر سر دارند و در میانه‌ی خاکسپاری و داغ‌بردل، چهره‌شان آرایش‌کرده نیست. دقت کنید دوستان، مسأله ابدا کنایه و تحقیر کسانی که دوست دارند و این حق‌شان است که موهای‌شان را رنگ یا فر کنند نیست. حق پوشش و آرایش آزاد برای همه است. نکته رسانه‌هایی‌ است که عامدانه فُرم‌هایی خاص و ویژه را برای ساختن مقاصدی برجسته می‌کنند و برای این منظور فُرم‌هایی دیگر را سانسور و حذف. این موضوع از همان جنسی است که پیش‌تر درباره‌اش نوشتیم: به ما قبولاندند که «سیمای انسان تروریست» یک مرد شرقی ریشوی عمامه به سر است، حال آنکه می‌بینیم ترویست می‌تواند شیش تیغ، کراواتی و حتی رئیس‌جمهور یک کشور باشد. مادر عزادار زخم خورده از سلطه فقط آن زن شهری نیست که حجاب ندارد، و برای مقاومت و اعتراض بر سر قبر فرزندش کشته شده‌اش به‌دست رژیم می‌رقصد. مادر عزادار آن زن روستاییِ چادر به سری که بر سر قبر فرزند کشته شده‌اش توسط اسرائیل و آمریکا مشکی پوشیده و خاک بر سر می‌ریزد و به شیوه‌ی سنتی عزاداری می‌کند هم هست. در چارچوب رسانه‌های امروز، مادر کودک مینابی جایی ندارد؛ چون رنجش فوری و قابل‌مصرف نیست. نه داستانی کوتاه و مختصر است که با یک پست جمع شود، نه تصویری تکان‌دهنده که در چند ثانیه شوک تولید کند و تمام. رنجی است کش‌دار، پیچیده، و بی‌پایان و این دقیقاً همان چیزی است که اقتصاد میل پس می‌زند.

و فمینیست‌های لیبرال و آن مفهومِ پرزرق‌وبرق‌شان: «خواهرانگی». خواهرانگی، اگر معنایی داشته باشد، یعنی همبستگی میان زنان فارغ از تفاوت‌ها؛ یعنی زن‌بودن به‌تنهایی برای دیده‌شدن کافی باشد. اما آن‌چه در عمل می‌بینیم، دقیقاً برعکس است. سوژه‌ی فمینیسم بازارمحور، «زنان» نیستند؛ بلکه «زنان طبقه‌متوسط و مرفه»اند. زنان فرودست، مثل مادرِ بلوچِ میناب، خارج از مدار خواهرانگی است. آن‌چه به اسم پیوند خواهرانگی عرضه می‌شود، بازتاب شکاف طبقاتی است: زنان طبقه متوسط و مرفه برای همدیگر صدا می‌شوند؛ و زنانی که بیرون این مدارند، عملاً نامرئی می‌مانند. تا وقتی فمینیسم قرار است تابع منطق بازار باشد، خواهرانگی هم ناگزیر طبقاتی می‌شود، و اینجاست که روشن می‌شود این خواهرانگی، نه پل، بلکه دیوار است.

#خواهرانگی #شکاف_طبقاتی #مادران_میناب #کودکان_میناب #جنگ

@SarKhatism
🚩 جانباختن یکی از پیشمرگه‌های مجروح در جریان حمله پهپادی سپاه پاسداران به کمپ کومله

یکی از پیشمرگه‌های حزب کومله زحمتکشان کوردستان به نام غزال مولایی که در جریان حملات پهپادی امروز نیروهای سپاه پاسداران به اردوگاه‌ این حزب در سورداشت استان سلیمانیه مجروح شده بود، بر اثر شدت جراحات وارده جان باخت.

عصر روز سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ و هم‌زمان با هفتمین روز از اعلام آتش‌بس میان ایران، آمریکا و اسرائیل، جمهوری اسلامی ایران مقرها و کمپ‌های حزب کومله زحمتکشان کوردستان و حزب دمکرات کوردستان ایران در اقلیم کوردستان را هدف حملات پهبادی سپاه پاسداران قرارداد.
🚩 از آغاز جنگ ۴۰ روزه، ایران و نیروهای نیابتی‌اش، بیش از ۷۰۰ حمله‌ شامل پهپاد، راکت و موشک، علیه اقلیم کردستان عراق، غیرنظامیان این منطقه
و احزاب کوردی انجام داده‌اند و صدایی از هیچ‌یک از حامیان ضدجنگ در نیامده!


اگر شعار «علیه جنگ» در دست دارید، اما در برابر جنگی که جمهوری اسلامی علیه مبارزان و مردم کردستان در اقلیم به راه انداخته سکوت کرده‌اید، شما «ضدجنگ‌» نیستید، شما فقط با «یک جنگ مشخص» مخالفید: حمله‌ی آمریکا/اسرائیل به ایران !

ر این اساس، شمار حملات به تفکیک چنین بوده است:
اربیل: حدود ۵۶۰ حمله
سلیمانیه: حدود ۱۱۵ حمله
دهوک: حدود ۲۶ حمله
حلبچه: ۲ حمله

در نتیجه این حملات:
دست‌کم ۱۸ نفر کشته
۹۵ نفر زخمی شده‌اند

در میان آنان غیرنظامیانی که در مناطق مسکونی جان باخته‌اند، پیشمرگه‌های اقلیم و مبارزان سیاسی و اعضای احزاب اپوزیسیون کورد ایرانی نیز دیده می‌شوند.

در تازه‌ترین مورد، روز گذشته، در حالی که آتش‌بس برقرار بود، جمهوری اسلامی ایران با یک حمله‌ی پهپادی یکی از اردوگاه‌های حزب کُردیِ در تبعید «کومەلە زحمتکشان کوردستان» را در منطقه‌ی سورداش هدف قرار داد.
دست‌کم سه پیشمرگه زخمی و یک نفر کشته شد!