کلکتیو ۹۸
Video
میگویند اتخاذ موضعی ضد جنگ «بیهوده» است، چون موضع ما تغییری در تصمیم آمریکا و اسرائیل برای حمله نظامی ایجاد نمیکند. در میانه جنگ قدرتهای بزرگ، «ما» چه عاملیتی داریم؟
میگویند ما نه در شکلگیری این جنگ نقشی داشتهایم و نه در پایان دادن به آن خواهیم داشت. پس چرا باید فعالانه موضعی ضد جنگ اتخاذ کنیم؟
میگویند پس از چهلوهفت سال دیکتاتوری و پس از کشتار اخیر در دیماه، دیگر جایی برای سانتیمانتالیسم باقی نمانده است. به زعم آنان، موضع ضد جنگ موضعی «اخلاقی» است که واقعیات را نمیبیند.
اگر این منطق را تا انتها دنبال کنیم، در قبال هیچ مسئله اجتماعی و سیاسیای نباید موضعگیری کرد؛ چرا که در نهایت این قدرتها، دولتها و طبقه حاکماند که سرنوشت ما را رقم میزنند. اما پاسخ ترامپ به خبرنگاری که درباره بمباران زیرساختها از او پرسید، نشان میدهد اتخاذ موضع ضد جنگ تا چه اندازه اهمیت دارد: سکوت در برابر جنگ و تلاش نکردن برای آتشبس فوری، به لحاظ سیاسی حمله نظامی آمریکا و اسرائیل را مشروع جلوه میدهد و چرخدندههای ماشین جنگی را صیقل میدهد.
بیایید «اخلاق» را برای لحظهای کنار بگذاریم و «استراتژیک» نگاه کنیم:
تنها دستاوردی که این جنگ تاکنون داشته، تقویت سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی بوده است: ترور علی خامنهای خون تازهای در رگهای پایگاه اجتماعی نظام ریخته و انسجام درونی نظام را تا حد زیادی افزایش داده؛ مسئله جانشینی رهبری بیهیچ مانعی پیش رفته؛ مخالفانی که با شعار «برای ایران» تعریف میشدند، اکنون به جمهوری اسلامی پیوستهاند؛ جمهوری اسلامی متودهای نوینی برای اعمال قدرت منطقهای خود یافته (نظیر تنگه هرمز)؛ مشروعیت بینالمللی جمهوری اسلامی بهروشنی افزایش یافته؛ بمباران زیرساختها امکان حیات جمعی را سلب میکند و بازتولید اجتماعی را به بحران میکشاند؛ مسئلهای که نفس امکان سیاست، بهمعنای مشارکت جمعی در تعیین سرنوشت، را از میان میبرد؛ و البته دست جمهوری اسلامی برای سرکوب و پادگانیکردن جامعه بازتر شده: تاکنون ۱۲ زندانی سیاسی، از جمله معترضان دیماه، اعدام شدهاند.
«نه به جنگ» در امتداد «نه به جمهوری اسلامی» است، و برعکس.
میگویند ما نه در شکلگیری این جنگ نقشی داشتهایم و نه در پایان دادن به آن خواهیم داشت. پس چرا باید فعالانه موضعی ضد جنگ اتخاذ کنیم؟
میگویند پس از چهلوهفت سال دیکتاتوری و پس از کشتار اخیر در دیماه، دیگر جایی برای سانتیمانتالیسم باقی نمانده است. به زعم آنان، موضع ضد جنگ موضعی «اخلاقی» است که واقعیات را نمیبیند.
اگر این منطق را تا انتها دنبال کنیم، در قبال هیچ مسئله اجتماعی و سیاسیای نباید موضعگیری کرد؛ چرا که در نهایت این قدرتها، دولتها و طبقه حاکماند که سرنوشت ما را رقم میزنند. اما پاسخ ترامپ به خبرنگاری که درباره بمباران زیرساختها از او پرسید، نشان میدهد اتخاذ موضع ضد جنگ تا چه اندازه اهمیت دارد: سکوت در برابر جنگ و تلاش نکردن برای آتشبس فوری، به لحاظ سیاسی حمله نظامی آمریکا و اسرائیل را مشروع جلوه میدهد و چرخدندههای ماشین جنگی را صیقل میدهد.
بیایید «اخلاق» را برای لحظهای کنار بگذاریم و «استراتژیک» نگاه کنیم:
تنها دستاوردی که این جنگ تاکنون داشته، تقویت سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی بوده است: ترور علی خامنهای خون تازهای در رگهای پایگاه اجتماعی نظام ریخته و انسجام درونی نظام را تا حد زیادی افزایش داده؛ مسئله جانشینی رهبری بیهیچ مانعی پیش رفته؛ مخالفانی که با شعار «برای ایران» تعریف میشدند، اکنون به جمهوری اسلامی پیوستهاند؛ جمهوری اسلامی متودهای نوینی برای اعمال قدرت منطقهای خود یافته (نظیر تنگه هرمز)؛ مشروعیت بینالمللی جمهوری اسلامی بهروشنی افزایش یافته؛ بمباران زیرساختها امکان حیات جمعی را سلب میکند و بازتولید اجتماعی را به بحران میکشاند؛ مسئلهای که نفس امکان سیاست، بهمعنای مشارکت جمعی در تعیین سرنوشت، را از میان میبرد؛ و البته دست جمهوری اسلامی برای سرکوب و پادگانیکردن جامعه بازتر شده: تاکنون ۱۲ زندانی سیاسی، از جمله معترضان دیماه، اعدام شدهاند.
«نه به جنگ» در امتداد «نه به جمهوری اسلامی» است، و برعکس.
🚩 تهاجم ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل به زیرساختها و صنایع ایران، بازار کار را با بحران جدی مواجه کرده و کارشناسان هشدار میدهند که بیش از دو میلیون نفر ممکن است شغل خود را از دست بدهند.
«دنیای اقتصاد» چهارشنبه ۱۹ فروردین در گزارشی نوشته است که ۴۰ روز تهاجم نظامی، تخریب گسترده زیرساختها و صنایع حیاتی کشور، فشار قابل توجهی بر بازار کار ایران وارد کرده است.
این گزارش گفته است که در جنگ ۱۲ روزه در بهار ۱۴۰۴، با قطع اینترنت و آسیب به بسیاری از کسبوکارها، بهویژه در عرصه اقتصاد دیجیتال، بنگاهها برای کاهش هزینهها به اخراج نیرو روی آوردند و طبق اعلام وزارت اقتصاد، حدود ۶۵۰ هزار نفر شغل خود را از دست دادند.
در حملات اخیر، آسیب دیدن بزرگترین مجتمعهای فولادی کشور نمونهای از تأثیر مستقیم بر اشتغال است.
بنا به این گزارش، توقف فعالیت این مجتمع حدود ۲۰ هزار شغل مستقیم و بیش از ۵۰ هزار شغل غیرمستقیم را تحت تأثیر قرار داده است. افزون بر این، نزدیک به ۵۵۰۰ بنگاه کوچک و متوسط در شهری که این مجتمع فعال بوده، بهطور غیرمستقیم با این مجموعه مرتبط هستند و آسیب دیدن آنها اثرات گستردهای بر اشتغال محلی گذاشته است.
همچنین حمله به برخی نیروگاهها و شرکتهای پتروشیمی، موجب توقف موقت تولید و بیکاری موقت نیروی کار این صنایع شده است.
یکی از عوامل تشدیدکننده بحران اشتغال، ادامه قطع اینترنت است که کسبوکارهای دیجیتال و مشاغل خرد وابسته به شبکههای آنلاین را با زیانهای روزافزون مواجه کرده است. قطع ایتنرنت در ایران رکورد جهانی را شکسته است.
«دنیای اقتصاد» مینویسد بسیاری از این کسبوکارها قادر به ارائه خدمات خود نیستند و در نتیجه برای کاهش هزینهها، اخراج نیروی کار را در دستور کار قرار دادهاند. کارشناسان اقتصادی نیز هشدار میدهند که اگر این روند ادامه یابد، میزان بیکاری میتواند از رکورد جنگ ۱۲ روزه فراتر رفته و به بیش از دو میلیون نفر برسد.
در کنار آسیب مستقیم به صنایع و کسبوکارها، عوامل اقتصادی و روانی ناشی از نااطمینانی شرایط جنگی نیز بر بازار کار فشار وارد میکنند. نوسان شاخصهای کلان اقتصادی، از جمله نرخ ارز و ریسکهای بینالمللی، باعث شده بسیاری از بنگاهها در جذب نیروی جدید و سرمایهگذاری محتاط عمل کنند. «دنیای اقتصاد» تأکید میکند که این وضعیت، جریان استخدام و فعالیت اقتصادی را کُند کرده و فشار بر اشتغال را تشدید میکند.
گزارش میافزاید با اینکه برخی از کسبوکارها توانستهاند با افزایش تابآوری از اخراج گسترده نیرو جلوگیری کنند اما کارشناسان معتقدند که شدت تخریب زیرساختها و صنایع، اثر این آمادگی را بهشدت کاهش داده است.
بیمه بیکاری یکی از ابزارهای مهم حمایتی برای نیروی کار در شرایط جنگ است. طبق قانون کارگرانی که شغل خود را بهدلیل آسیب به محل کار از دست میدهند، میتوانند از مقرری بیمه بیکاری استفاده کنند. در شرایط جنگ، مهلت ارائه درخواست بیمه بیکاری انعطافپذیر شده و کارگران تا سه ماه پس از بیکاری فرصت دارند درخواست خود را ثبت کنند. همچنین شرط حداقل سابقه پرداخت حق بیمه برای استفاده از بیمه بیکاری در شرایط ناشی از جنگ برداشته شده است.
در شرایطی که حکومت ایران با مشکلات عمیق مالی و اقتصادی روبهروست و جنگ نیز این مشکلات را چند برابر کرده است، معلوم نیست که بیمهها توان مالی ادامه خدمات خود را داشته باشند.
«دنیای اقتصاد» یادآور شده که بیمه بیکاری تنها سطح حداقلی امنیت اقتصادی را فراهم میکند و بازگشت به اشتغال پایدار بیش از هر چیز به فروکش کردن درگیریها و تثبیت شرایط اقتصادی وابسته است.
موج گسترده بیکاری، علاوه بر فشار معیشتی بر خانوارها، اثرات بلندمدت بر ظرفیت تولید بنگاهها و پویایی اقتصادی کشور خواهد داشت.
گزارش «دنیای اقتصاد» تأکید دارد که در شرایط فعلی، شدت آسیبها بدون ثبات امنیتی و اقتصادی، تحقق این سیاستها را دشوار میسازد و ادامه درگیریها و آسیب دیدن صنایع کلیدی میتواند ایران را با بحران بیسابقه بیکاری مواجه کند.
«دنیای اقتصاد» چهارشنبه ۱۹ فروردین در گزارشی نوشته است که ۴۰ روز تهاجم نظامی، تخریب گسترده زیرساختها و صنایع حیاتی کشور، فشار قابل توجهی بر بازار کار ایران وارد کرده است.
این گزارش گفته است که در جنگ ۱۲ روزه در بهار ۱۴۰۴، با قطع اینترنت و آسیب به بسیاری از کسبوکارها، بهویژه در عرصه اقتصاد دیجیتال، بنگاهها برای کاهش هزینهها به اخراج نیرو روی آوردند و طبق اعلام وزارت اقتصاد، حدود ۶۵۰ هزار نفر شغل خود را از دست دادند.
در حملات اخیر، آسیب دیدن بزرگترین مجتمعهای فولادی کشور نمونهای از تأثیر مستقیم بر اشتغال است.
بنا به این گزارش، توقف فعالیت این مجتمع حدود ۲۰ هزار شغل مستقیم و بیش از ۵۰ هزار شغل غیرمستقیم را تحت تأثیر قرار داده است. افزون بر این، نزدیک به ۵۵۰۰ بنگاه کوچک و متوسط در شهری که این مجتمع فعال بوده، بهطور غیرمستقیم با این مجموعه مرتبط هستند و آسیب دیدن آنها اثرات گستردهای بر اشتغال محلی گذاشته است.
همچنین حمله به برخی نیروگاهها و شرکتهای پتروشیمی، موجب توقف موقت تولید و بیکاری موقت نیروی کار این صنایع شده است.
یکی از عوامل تشدیدکننده بحران اشتغال، ادامه قطع اینترنت است که کسبوکارهای دیجیتال و مشاغل خرد وابسته به شبکههای آنلاین را با زیانهای روزافزون مواجه کرده است. قطع ایتنرنت در ایران رکورد جهانی را شکسته است.
«دنیای اقتصاد» مینویسد بسیاری از این کسبوکارها قادر به ارائه خدمات خود نیستند و در نتیجه برای کاهش هزینهها، اخراج نیروی کار را در دستور کار قرار دادهاند. کارشناسان اقتصادی نیز هشدار میدهند که اگر این روند ادامه یابد، میزان بیکاری میتواند از رکورد جنگ ۱۲ روزه فراتر رفته و به بیش از دو میلیون نفر برسد.
در کنار آسیب مستقیم به صنایع و کسبوکارها، عوامل اقتصادی و روانی ناشی از نااطمینانی شرایط جنگی نیز بر بازار کار فشار وارد میکنند. نوسان شاخصهای کلان اقتصادی، از جمله نرخ ارز و ریسکهای بینالمللی، باعث شده بسیاری از بنگاهها در جذب نیروی جدید و سرمایهگذاری محتاط عمل کنند. «دنیای اقتصاد» تأکید میکند که این وضعیت، جریان استخدام و فعالیت اقتصادی را کُند کرده و فشار بر اشتغال را تشدید میکند.
گزارش میافزاید با اینکه برخی از کسبوکارها توانستهاند با افزایش تابآوری از اخراج گسترده نیرو جلوگیری کنند اما کارشناسان معتقدند که شدت تخریب زیرساختها و صنایع، اثر این آمادگی را بهشدت کاهش داده است.
بیمه بیکاری یکی از ابزارهای مهم حمایتی برای نیروی کار در شرایط جنگ است. طبق قانون کارگرانی که شغل خود را بهدلیل آسیب به محل کار از دست میدهند، میتوانند از مقرری بیمه بیکاری استفاده کنند. در شرایط جنگ، مهلت ارائه درخواست بیمه بیکاری انعطافپذیر شده و کارگران تا سه ماه پس از بیکاری فرصت دارند درخواست خود را ثبت کنند. همچنین شرط حداقل سابقه پرداخت حق بیمه برای استفاده از بیمه بیکاری در شرایط ناشی از جنگ برداشته شده است.
در شرایطی که حکومت ایران با مشکلات عمیق مالی و اقتصادی روبهروست و جنگ نیز این مشکلات را چند برابر کرده است، معلوم نیست که بیمهها توان مالی ادامه خدمات خود را داشته باشند.
«دنیای اقتصاد» یادآور شده که بیمه بیکاری تنها سطح حداقلی امنیت اقتصادی را فراهم میکند و بازگشت به اشتغال پایدار بیش از هر چیز به فروکش کردن درگیریها و تثبیت شرایط اقتصادی وابسته است.
موج گسترده بیکاری، علاوه بر فشار معیشتی بر خانوارها، اثرات بلندمدت بر ظرفیت تولید بنگاهها و پویایی اقتصادی کشور خواهد داشت.
گزارش «دنیای اقتصاد» تأکید دارد که در شرایط فعلی، شدت آسیبها بدون ثبات امنیتی و اقتصادی، تحقق این سیاستها را دشوار میسازد و ادامه درگیریها و آسیب دیدن صنایع کلیدی میتواند ایران را با بحران بیسابقه بیکاری مواجه کند.
کلکتیو ۹۸
Photo
بازنشر از دیدبان آزار:
این متن ساعاتی پیش از اعلام آتشبس به پایان رسید؛ یک روز پس از آنکه ترامپ با تهدیدی استعماری از «مرگ یک تمدن» سخن گفت، تهدیدی که بهطور تلویحی استفاده از بمب اتم یا کشتار دستهجمعی مردمان ساکن جغرافیای ایران و تخریب زیرساختهای حیاتی آن را در بر میگرفت. این متن بدون هیچ تغییری منتشر میشود.
در کنفرانس خبری ۶ آوریل ۲۰۲۶ / ۱۷ فروردین ۱۴۰۵، وقتی خبرنگار از ترامپ درباره تهدید به بمباران زیرساختهای حیاتیِ و تنبیه دستهجمعی مردم پرسید، او در پاسخ گفت: «مردم ایران حاضرند رنج بکشند تا آزادی داشته باشند؛ آنها به رغم اینکه بمبها کنار خانههایشان فرود میآید میگویند: به بمباران ادامه بده!»
این اظهارنظر ترامپ که «جنایت جنگی» را مشخصاً با ارجاع به «خواست» خود مردمان ایران مشروع و موجه میسازد، بهخوبی نشان میدهد تا چه حد اتخاذ موضع ضدجنگ و محکومیت بدون لکنت حملات نظامی اسرائیل و امریکا واجد اهمیت است. سکوت در برابر جنگ یا فقدان تلاش فعالانه برای «آتشبس» نه فقط چرخدندههای ماشین جنگی را صیقل میدهد بلکه تا اینجای کار به تداوم جنگی یاری رسانده که ازقضا بهطرز کنایهآمیزی جمهوری اسلامی را به لحاظ اجتماعی، سیاسی و ژئوپلکتیک
ادامه این متن را در وبسایت دیدبان بخوانید.
این متن ساعاتی پیش از اعلام آتشبس به پایان رسید؛ یک روز پس از آنکه ترامپ با تهدیدی استعماری از «مرگ یک تمدن» سخن گفت، تهدیدی که بهطور تلویحی استفاده از بمب اتم یا کشتار دستهجمعی مردمان ساکن جغرافیای ایران و تخریب زیرساختهای حیاتی آن را در بر میگرفت. این متن بدون هیچ تغییری منتشر میشود.
در کنفرانس خبری ۶ آوریل ۲۰۲۶ / ۱۷ فروردین ۱۴۰۵، وقتی خبرنگار از ترامپ درباره تهدید به بمباران زیرساختهای حیاتیِ و تنبیه دستهجمعی مردم پرسید، او در پاسخ گفت: «مردم ایران حاضرند رنج بکشند تا آزادی داشته باشند؛ آنها به رغم اینکه بمبها کنار خانههایشان فرود میآید میگویند: به بمباران ادامه بده!»
این اظهارنظر ترامپ که «جنایت جنگی» را مشخصاً با ارجاع به «خواست» خود مردمان ایران مشروع و موجه میسازد، بهخوبی نشان میدهد تا چه حد اتخاذ موضع ضدجنگ و محکومیت بدون لکنت حملات نظامی اسرائیل و امریکا واجد اهمیت است. سکوت در برابر جنگ یا فقدان تلاش فعالانه برای «آتشبس» نه فقط چرخدندههای ماشین جنگی را صیقل میدهد بلکه تا اینجای کار به تداوم جنگی یاری رسانده که ازقضا بهطرز کنایهآمیزی جمهوری اسلامی را به لحاظ اجتماعی، سیاسی و ژئوپلکتیک
ادامه این متن را در وبسایت دیدبان بخوانید.
دیدبان آزار
وقتی جنگ به یاری جمهوری اسلامی میآید
نعکاس مبارزات فمینیستی ایران و دیگر کشورهای دنیا علیه سرکوب و خشونت جنسی و بررسی و معرفی اشکال سازماندهی زنان علیه خشونت