🚩 قوه قضائیه : محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست، دو معترض دستگیر شده در جریان اعتراضات دی ماه، اعدام شدهاند
قوه قضائیه ایران میگوید محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست را که در اعتراضات دی ماه بازداشت شدند، اعدام کرده است.
میزان، خبرگزاری قوه قضائیه، نوشت این دو «به یک مکان دارای طبقهبندی نظامی تعرض کرده و ضمن مشارکت در تخریب و آتش زدن این مکان حساس، تلاش داشتند به اسلحهخانه دسترسی پیدا کنند.»
به گفته قوه قضائیه، حکم نهایی به تایید دیوان عالی کشور رسیده بود.
امیرحسین حاتمی، یکی دیگر از معترضان دی ماه هم هفته گذشته با اتهامات مشابهی اعدام شد.
این دهمین اعدام زندانیان سیاسی پس از اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴ است.
قوه قضائیه ایران میگوید محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست را که در اعتراضات دی ماه بازداشت شدند، اعدام کرده است.
میزان، خبرگزاری قوه قضائیه، نوشت این دو «به یک مکان دارای طبقهبندی نظامی تعرض کرده و ضمن مشارکت در تخریب و آتش زدن این مکان حساس، تلاش داشتند به اسلحهخانه دسترسی پیدا کنند.»
به گفته قوه قضائیه، حکم نهایی به تایید دیوان عالی کشور رسیده بود.
امیرحسین حاتمی، یکی دیگر از معترضان دی ماه هم هفته گذشته با اتهامات مشابهی اعدام شد.
این دهمین اعدام زندانیان سیاسی پس از اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴ است.
🚩 تهدید شدیداللحن ترامپ علیه ایران و تعیین ضربالاجل برای یک جنایت جنگی جدید علیه مردم و زیرساختها:
«سهشنبه در ایران، روز هدف قرار دادن نیروگاهها و پلها خواهد بود؛ حملهای همزمان و یکجا علیه ایران. نظیرش را هرگز نخواهید دید!!! این تنگه را باز کنید، ای دیوانههای حرامزاده، وگرنه در جهنم خواهید سوخت؛ فقط نگاه کنید! خدا را شکر. رئیسجمهور، دونالد جی. ترامپ»
«سهشنبه در ایران، روز هدف قرار دادن نیروگاهها و پلها خواهد بود؛ حملهای همزمان و یکجا علیه ایران. نظیرش را هرگز نخواهید دید!!! این تنگه را باز کنید، ای دیوانههای حرامزاده، وگرنه در جهنم خواهید سوخت؛ فقط نگاه کنید! خدا را شکر. رئیسجمهور، دونالد جی. ترامپ»
Forwarded from سرخط
🔴 به «عصر حجر» برگشتن چطور چیزیست؟
✔️ نابودی زیرساختها چه تبعاتی دارد؟
✔️ نگران نباشیم، رژيم بره، بهترش رو برامون ظرف ۲ سال میسازن؟
در هر جنگی، اولین چیزی که نابود میشود فقط ساختمانها نیست، بلکه زمان است. سالها کار، تجربه، سرمایه، و زندگی که در دل یک آزمایشگاه، یک کارخانه یا یک مرکز درمانی انباشته شده، با چند موشک به گذشته پرتاب میشود. بعد، همیشه کسانی پیدا میشوند که با لحنی مطمئن میگویند: «نگران نباشید، همهچیز را دوباره میسازیم؛ حتی بهتر از قبل، فقط در چند سال.»
این جمله، در ظاهر امیدوارکننده است؛ اما در واقع، یکی از خطرناکترین دروغهای فاشیستی ممکن است. چون آنچه امروز زیر بمباران میرود، از آزمایشگاههای پیشرفتهی دانشگاهی تا مراکز تولید دارو و مجتمعهای پتروشیمی، فقط «ساختمان» نیست که بتوان آن را با بتن و آهن جایگزین کرد. اینها شبکههایی زنده از دانش، نیروی انسانی، تجربه و اعتماد اجتماعی هستند. آزمایشگاهی که سالها طول کشیده تا تجهیزاتش جمع شود و تیمش شکل بگیرد، با پولِ صرف قابل بازسازی نیست. پژوهشگری که مهاجرت میکند یا کشته میشود، «جایگزین فوری» ندارد. صنعتی که زنجیرهاش قطع میشود، به این راحتی دوباره سرپا نمیشود.
از همه مهمتر، این وعدهها یک پیشفرض پنهان دارند؛ اینکه جامعه، در این فاصله، میتواند زنده بماند، دوام بیاورد، و منتظر بماند تا «دورهی بازسازی» از راه برسد. اما تجربهی واقعی کشورهایی که زیرساختهایشان در جنگ نابود شده، چیز دیگری میگوید: بازسازی نه دو ساله است، نه صرفاً فنی؛ بلکه دههها طول میکشد، و در این فاصله، هزینهاش را مردم با بیکاری، فقر، بیماری و مهاجرت میپردازند.
به همین دلیل، وقتی نیروهای جنگطلب با بیاعتنایی میگویند «بگذارید همهچیز خراب شود، بعد بهترش را میسازیم»، در واقع از موضعی حرف میزنند که هیچ نسبتی با زندگی واقعی مردم ندارد. این نگاه، بهجای دیدن جامعه بهعنوان یک موجود زنده، آن را به یک پروژه عمرانی تقلیل میدهد: چیزی که میشود خرابش کرد و بعد، روی کاغذ، نسخهی بهتری برایش کشید. باید رو به این دسته از فاشیستها گفت که جامعه، نقشهی معماری نیست، آینده، با وعده ساخته نمیشود، و آنچه امروز نابود میشود، فقط دیوار و دستگاه نیست؛ بلکه امکان ساختن همان آیندهای است که وعدهاش داده میشود.
باهم جایگاه بخشی از تأسیسات زیرساختی اخیرا ویرانشدهی کشور مرور میکنیم.
🖋 برای خواندن متن کامل به لینک زیر بروید:
🔗 https://shorturl.at/Tl78d
#مبارزه_طبقاتی #زیرساخت #سازمانیابی
@SarKhatism
✔️ نابودی زیرساختها چه تبعاتی دارد؟
✔️ نگران نباشیم، رژيم بره، بهترش رو برامون ظرف ۲ سال میسازن؟
در هر جنگی، اولین چیزی که نابود میشود فقط ساختمانها نیست، بلکه زمان است. سالها کار، تجربه، سرمایه، و زندگی که در دل یک آزمایشگاه، یک کارخانه یا یک مرکز درمانی انباشته شده، با چند موشک به گذشته پرتاب میشود. بعد، همیشه کسانی پیدا میشوند که با لحنی مطمئن میگویند: «نگران نباشید، همهچیز را دوباره میسازیم؛ حتی بهتر از قبل، فقط در چند سال.»
این جمله، در ظاهر امیدوارکننده است؛ اما در واقع، یکی از خطرناکترین دروغهای فاشیستی ممکن است. چون آنچه امروز زیر بمباران میرود، از آزمایشگاههای پیشرفتهی دانشگاهی تا مراکز تولید دارو و مجتمعهای پتروشیمی، فقط «ساختمان» نیست که بتوان آن را با بتن و آهن جایگزین کرد. اینها شبکههایی زنده از دانش، نیروی انسانی، تجربه و اعتماد اجتماعی هستند. آزمایشگاهی که سالها طول کشیده تا تجهیزاتش جمع شود و تیمش شکل بگیرد، با پولِ صرف قابل بازسازی نیست. پژوهشگری که مهاجرت میکند یا کشته میشود، «جایگزین فوری» ندارد. صنعتی که زنجیرهاش قطع میشود، به این راحتی دوباره سرپا نمیشود.
از همه مهمتر، این وعدهها یک پیشفرض پنهان دارند؛ اینکه جامعه، در این فاصله، میتواند زنده بماند، دوام بیاورد، و منتظر بماند تا «دورهی بازسازی» از راه برسد. اما تجربهی واقعی کشورهایی که زیرساختهایشان در جنگ نابود شده، چیز دیگری میگوید: بازسازی نه دو ساله است، نه صرفاً فنی؛ بلکه دههها طول میکشد، و در این فاصله، هزینهاش را مردم با بیکاری، فقر، بیماری و مهاجرت میپردازند.
به همین دلیل، وقتی نیروهای جنگطلب با بیاعتنایی میگویند «بگذارید همهچیز خراب شود، بعد بهترش را میسازیم»، در واقع از موضعی حرف میزنند که هیچ نسبتی با زندگی واقعی مردم ندارد. این نگاه، بهجای دیدن جامعه بهعنوان یک موجود زنده، آن را به یک پروژه عمرانی تقلیل میدهد: چیزی که میشود خرابش کرد و بعد، روی کاغذ، نسخهی بهتری برایش کشید. باید رو به این دسته از فاشیستها گفت که جامعه، نقشهی معماری نیست، آینده، با وعده ساخته نمیشود، و آنچه امروز نابود میشود، فقط دیوار و دستگاه نیست؛ بلکه امکان ساختن همان آیندهای است که وعدهاش داده میشود.
باهم جایگاه بخشی از تأسیسات زیرساختی اخیرا ویرانشدهی کشور مرور میکنیم.
🖋 برای خواندن متن کامل به لینک زیر بروید:
🔗 https://shorturl.at/Tl78d
#مبارزه_طبقاتی #زیرساخت #سازمانیابی
@SarKhatism
Telegraph
🔴 به «عصر حجر» برگشتن چطور چیزیست؟ ✔️ نابودی زیرساختها چه تبعاتی دارد؟ ✔️ نگران نباشیم، رژيم بره، بهترش رو برامون ظرف ۲ سال میسازن؟
☑️ چه چیزهایی را داریم ازدست میدهیم؟ در هر جنگی، اولین چیزی که نابود میشود فقط ساختمانها نیست، بلکه زمان است. سالها کار، تجربه، سرمایه، و زندگی که در دل یک آزمایشگاه، یک کارخانه یا یک مرکز درمانی انباشته شده، با چند موشک به گذشته پرتاب میشود. بعد، همیشه…
🚩 دژخیمان جمهوری اسلامی، با اذان صبح دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۵، علی فهیم، از بازداشتشدگان خیزش دیماه ۱۴۰۴، را اعدام کردند!
دوست علی فهیم، معترضی که امروز اعدام شد، نوشت : «از ۵ صبح در آشپزخانه یک کافه مشغول بود و بعد تا ۱۰ شب هم با موتورش در اسنپ پیک کار میکرد، آخر هفتهها هم بساط سفالفروشی داشت.»
دوست علی فهیم، معترضی که امروز اعدام شد، نوشت : «از ۵ صبح در آشپزخانه یک کافه مشغول بود و بعد تا ۱۰ شب هم با موتورش در اسنپ پیک کار میکرد، آخر هفتهها هم بساط سفالفروشی داشت.»
کلکتیو ۹۸
Video
میگویند اتخاذ موضعی ضد جنگ «بیهوده» است، چون موضع ما تغییری در تصمیم آمریکا و اسرائیل برای حمله نظامی ایجاد نمیکند. در میانه جنگ قدرتهای بزرگ، «ما» چه عاملیتی داریم؟
میگویند ما نه در شکلگیری این جنگ نقشی داشتهایم و نه در پایان دادن به آن خواهیم داشت. پس چرا باید فعالانه موضعی ضد جنگ اتخاذ کنیم؟
میگویند پس از چهلوهفت سال دیکتاتوری و پس از کشتار اخیر در دیماه، دیگر جایی برای سانتیمانتالیسم باقی نمانده است. به زعم آنان، موضع ضد جنگ موضعی «اخلاقی» است که واقعیات را نمیبیند.
اگر این منطق را تا انتها دنبال کنیم، در قبال هیچ مسئله اجتماعی و سیاسیای نباید موضعگیری کرد؛ چرا که در نهایت این قدرتها، دولتها و طبقه حاکماند که سرنوشت ما را رقم میزنند. اما پاسخ ترامپ به خبرنگاری که درباره بمباران زیرساختها از او پرسید، نشان میدهد اتخاذ موضع ضد جنگ تا چه اندازه اهمیت دارد: سکوت در برابر جنگ و تلاش نکردن برای آتشبس فوری، به لحاظ سیاسی حمله نظامی آمریکا و اسرائیل را مشروع جلوه میدهد و چرخدندههای ماشین جنگی را صیقل میدهد.
بیایید «اخلاق» را برای لحظهای کنار بگذاریم و «استراتژیک» نگاه کنیم:
تنها دستاوردی که این جنگ تاکنون داشته، تقویت سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی بوده است: ترور علی خامنهای خون تازهای در رگهای پایگاه اجتماعی نظام ریخته و انسجام درونی نظام را تا حد زیادی افزایش داده؛ مسئله جانشینی رهبری بیهیچ مانعی پیش رفته؛ مخالفانی که با شعار «برای ایران» تعریف میشدند، اکنون به جمهوری اسلامی پیوستهاند؛ جمهوری اسلامی متودهای نوینی برای اعمال قدرت منطقهای خود یافته (نظیر تنگه هرمز)؛ مشروعیت بینالمللی جمهوری اسلامی بهروشنی افزایش یافته؛ بمباران زیرساختها امکان حیات جمعی را سلب میکند و بازتولید اجتماعی را به بحران میکشاند؛ مسئلهای که نفس امکان سیاست، بهمعنای مشارکت جمعی در تعیین سرنوشت، را از میان میبرد؛ و البته دست جمهوری اسلامی برای سرکوب و پادگانیکردن جامعه بازتر شده: تاکنون ۱۲ زندانی سیاسی، از جمله معترضان دیماه، اعدام شدهاند.
«نه به جنگ» در امتداد «نه به جمهوری اسلامی» است، و برعکس.
میگویند ما نه در شکلگیری این جنگ نقشی داشتهایم و نه در پایان دادن به آن خواهیم داشت. پس چرا باید فعالانه موضعی ضد جنگ اتخاذ کنیم؟
میگویند پس از چهلوهفت سال دیکتاتوری و پس از کشتار اخیر در دیماه، دیگر جایی برای سانتیمانتالیسم باقی نمانده است. به زعم آنان، موضع ضد جنگ موضعی «اخلاقی» است که واقعیات را نمیبیند.
اگر این منطق را تا انتها دنبال کنیم، در قبال هیچ مسئله اجتماعی و سیاسیای نباید موضعگیری کرد؛ چرا که در نهایت این قدرتها، دولتها و طبقه حاکماند که سرنوشت ما را رقم میزنند. اما پاسخ ترامپ به خبرنگاری که درباره بمباران زیرساختها از او پرسید، نشان میدهد اتخاذ موضع ضد جنگ تا چه اندازه اهمیت دارد: سکوت در برابر جنگ و تلاش نکردن برای آتشبس فوری، به لحاظ سیاسی حمله نظامی آمریکا و اسرائیل را مشروع جلوه میدهد و چرخدندههای ماشین جنگی را صیقل میدهد.
بیایید «اخلاق» را برای لحظهای کنار بگذاریم و «استراتژیک» نگاه کنیم:
تنها دستاوردی که این جنگ تاکنون داشته، تقویت سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی بوده است: ترور علی خامنهای خون تازهای در رگهای پایگاه اجتماعی نظام ریخته و انسجام درونی نظام را تا حد زیادی افزایش داده؛ مسئله جانشینی رهبری بیهیچ مانعی پیش رفته؛ مخالفانی که با شعار «برای ایران» تعریف میشدند، اکنون به جمهوری اسلامی پیوستهاند؛ جمهوری اسلامی متودهای نوینی برای اعمال قدرت منطقهای خود یافته (نظیر تنگه هرمز)؛ مشروعیت بینالمللی جمهوری اسلامی بهروشنی افزایش یافته؛ بمباران زیرساختها امکان حیات جمعی را سلب میکند و بازتولید اجتماعی را به بحران میکشاند؛ مسئلهای که نفس امکان سیاست، بهمعنای مشارکت جمعی در تعیین سرنوشت، را از میان میبرد؛ و البته دست جمهوری اسلامی برای سرکوب و پادگانیکردن جامعه بازتر شده: تاکنون ۱۲ زندانی سیاسی، از جمله معترضان دیماه، اعدام شدهاند.
«نه به جنگ» در امتداد «نه به جمهوری اسلامی» است، و برعکس.
🚩 تهاجم ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل به زیرساختها و صنایع ایران، بازار کار را با بحران جدی مواجه کرده و کارشناسان هشدار میدهند که بیش از دو میلیون نفر ممکن است شغل خود را از دست بدهند.
«دنیای اقتصاد» چهارشنبه ۱۹ فروردین در گزارشی نوشته است که ۴۰ روز تهاجم نظامی، تخریب گسترده زیرساختها و صنایع حیاتی کشور، فشار قابل توجهی بر بازار کار ایران وارد کرده است.
این گزارش گفته است که در جنگ ۱۲ روزه در بهار ۱۴۰۴، با قطع اینترنت و آسیب به بسیاری از کسبوکارها، بهویژه در عرصه اقتصاد دیجیتال، بنگاهها برای کاهش هزینهها به اخراج نیرو روی آوردند و طبق اعلام وزارت اقتصاد، حدود ۶۵۰ هزار نفر شغل خود را از دست دادند.
در حملات اخیر، آسیب دیدن بزرگترین مجتمعهای فولادی کشور نمونهای از تأثیر مستقیم بر اشتغال است.
بنا به این گزارش، توقف فعالیت این مجتمع حدود ۲۰ هزار شغل مستقیم و بیش از ۵۰ هزار شغل غیرمستقیم را تحت تأثیر قرار داده است. افزون بر این، نزدیک به ۵۵۰۰ بنگاه کوچک و متوسط در شهری که این مجتمع فعال بوده، بهطور غیرمستقیم با این مجموعه مرتبط هستند و آسیب دیدن آنها اثرات گستردهای بر اشتغال محلی گذاشته است.
همچنین حمله به برخی نیروگاهها و شرکتهای پتروشیمی، موجب توقف موقت تولید و بیکاری موقت نیروی کار این صنایع شده است.
یکی از عوامل تشدیدکننده بحران اشتغال، ادامه قطع اینترنت است که کسبوکارهای دیجیتال و مشاغل خرد وابسته به شبکههای آنلاین را با زیانهای روزافزون مواجه کرده است. قطع ایتنرنت در ایران رکورد جهانی را شکسته است.
«دنیای اقتصاد» مینویسد بسیاری از این کسبوکارها قادر به ارائه خدمات خود نیستند و در نتیجه برای کاهش هزینهها، اخراج نیروی کار را در دستور کار قرار دادهاند. کارشناسان اقتصادی نیز هشدار میدهند که اگر این روند ادامه یابد، میزان بیکاری میتواند از رکورد جنگ ۱۲ روزه فراتر رفته و به بیش از دو میلیون نفر برسد.
در کنار آسیب مستقیم به صنایع و کسبوکارها، عوامل اقتصادی و روانی ناشی از نااطمینانی شرایط جنگی نیز بر بازار کار فشار وارد میکنند. نوسان شاخصهای کلان اقتصادی، از جمله نرخ ارز و ریسکهای بینالمللی، باعث شده بسیاری از بنگاهها در جذب نیروی جدید و سرمایهگذاری محتاط عمل کنند. «دنیای اقتصاد» تأکید میکند که این وضعیت، جریان استخدام و فعالیت اقتصادی را کُند کرده و فشار بر اشتغال را تشدید میکند.
گزارش میافزاید با اینکه برخی از کسبوکارها توانستهاند با افزایش تابآوری از اخراج گسترده نیرو جلوگیری کنند اما کارشناسان معتقدند که شدت تخریب زیرساختها و صنایع، اثر این آمادگی را بهشدت کاهش داده است.
بیمه بیکاری یکی از ابزارهای مهم حمایتی برای نیروی کار در شرایط جنگ است. طبق قانون کارگرانی که شغل خود را بهدلیل آسیب به محل کار از دست میدهند، میتوانند از مقرری بیمه بیکاری استفاده کنند. در شرایط جنگ، مهلت ارائه درخواست بیمه بیکاری انعطافپذیر شده و کارگران تا سه ماه پس از بیکاری فرصت دارند درخواست خود را ثبت کنند. همچنین شرط حداقل سابقه پرداخت حق بیمه برای استفاده از بیمه بیکاری در شرایط ناشی از جنگ برداشته شده است.
در شرایطی که حکومت ایران با مشکلات عمیق مالی و اقتصادی روبهروست و جنگ نیز این مشکلات را چند برابر کرده است، معلوم نیست که بیمهها توان مالی ادامه خدمات خود را داشته باشند.
«دنیای اقتصاد» یادآور شده که بیمه بیکاری تنها سطح حداقلی امنیت اقتصادی را فراهم میکند و بازگشت به اشتغال پایدار بیش از هر چیز به فروکش کردن درگیریها و تثبیت شرایط اقتصادی وابسته است.
موج گسترده بیکاری، علاوه بر فشار معیشتی بر خانوارها، اثرات بلندمدت بر ظرفیت تولید بنگاهها و پویایی اقتصادی کشور خواهد داشت.
گزارش «دنیای اقتصاد» تأکید دارد که در شرایط فعلی، شدت آسیبها بدون ثبات امنیتی و اقتصادی، تحقق این سیاستها را دشوار میسازد و ادامه درگیریها و آسیب دیدن صنایع کلیدی میتواند ایران را با بحران بیسابقه بیکاری مواجه کند.
«دنیای اقتصاد» چهارشنبه ۱۹ فروردین در گزارشی نوشته است که ۴۰ روز تهاجم نظامی، تخریب گسترده زیرساختها و صنایع حیاتی کشور، فشار قابل توجهی بر بازار کار ایران وارد کرده است.
این گزارش گفته است که در جنگ ۱۲ روزه در بهار ۱۴۰۴، با قطع اینترنت و آسیب به بسیاری از کسبوکارها، بهویژه در عرصه اقتصاد دیجیتال، بنگاهها برای کاهش هزینهها به اخراج نیرو روی آوردند و طبق اعلام وزارت اقتصاد، حدود ۶۵۰ هزار نفر شغل خود را از دست دادند.
در حملات اخیر، آسیب دیدن بزرگترین مجتمعهای فولادی کشور نمونهای از تأثیر مستقیم بر اشتغال است.
بنا به این گزارش، توقف فعالیت این مجتمع حدود ۲۰ هزار شغل مستقیم و بیش از ۵۰ هزار شغل غیرمستقیم را تحت تأثیر قرار داده است. افزون بر این، نزدیک به ۵۵۰۰ بنگاه کوچک و متوسط در شهری که این مجتمع فعال بوده، بهطور غیرمستقیم با این مجموعه مرتبط هستند و آسیب دیدن آنها اثرات گستردهای بر اشتغال محلی گذاشته است.
همچنین حمله به برخی نیروگاهها و شرکتهای پتروشیمی، موجب توقف موقت تولید و بیکاری موقت نیروی کار این صنایع شده است.
یکی از عوامل تشدیدکننده بحران اشتغال، ادامه قطع اینترنت است که کسبوکارهای دیجیتال و مشاغل خرد وابسته به شبکههای آنلاین را با زیانهای روزافزون مواجه کرده است. قطع ایتنرنت در ایران رکورد جهانی را شکسته است.
«دنیای اقتصاد» مینویسد بسیاری از این کسبوکارها قادر به ارائه خدمات خود نیستند و در نتیجه برای کاهش هزینهها، اخراج نیروی کار را در دستور کار قرار دادهاند. کارشناسان اقتصادی نیز هشدار میدهند که اگر این روند ادامه یابد، میزان بیکاری میتواند از رکورد جنگ ۱۲ روزه فراتر رفته و به بیش از دو میلیون نفر برسد.
در کنار آسیب مستقیم به صنایع و کسبوکارها، عوامل اقتصادی و روانی ناشی از نااطمینانی شرایط جنگی نیز بر بازار کار فشار وارد میکنند. نوسان شاخصهای کلان اقتصادی، از جمله نرخ ارز و ریسکهای بینالمللی، باعث شده بسیاری از بنگاهها در جذب نیروی جدید و سرمایهگذاری محتاط عمل کنند. «دنیای اقتصاد» تأکید میکند که این وضعیت، جریان استخدام و فعالیت اقتصادی را کُند کرده و فشار بر اشتغال را تشدید میکند.
گزارش میافزاید با اینکه برخی از کسبوکارها توانستهاند با افزایش تابآوری از اخراج گسترده نیرو جلوگیری کنند اما کارشناسان معتقدند که شدت تخریب زیرساختها و صنایع، اثر این آمادگی را بهشدت کاهش داده است.
بیمه بیکاری یکی از ابزارهای مهم حمایتی برای نیروی کار در شرایط جنگ است. طبق قانون کارگرانی که شغل خود را بهدلیل آسیب به محل کار از دست میدهند، میتوانند از مقرری بیمه بیکاری استفاده کنند. در شرایط جنگ، مهلت ارائه درخواست بیمه بیکاری انعطافپذیر شده و کارگران تا سه ماه پس از بیکاری فرصت دارند درخواست خود را ثبت کنند. همچنین شرط حداقل سابقه پرداخت حق بیمه برای استفاده از بیمه بیکاری در شرایط ناشی از جنگ برداشته شده است.
در شرایطی که حکومت ایران با مشکلات عمیق مالی و اقتصادی روبهروست و جنگ نیز این مشکلات را چند برابر کرده است، معلوم نیست که بیمهها توان مالی ادامه خدمات خود را داشته باشند.
«دنیای اقتصاد» یادآور شده که بیمه بیکاری تنها سطح حداقلی امنیت اقتصادی را فراهم میکند و بازگشت به اشتغال پایدار بیش از هر چیز به فروکش کردن درگیریها و تثبیت شرایط اقتصادی وابسته است.
موج گسترده بیکاری، علاوه بر فشار معیشتی بر خانوارها، اثرات بلندمدت بر ظرفیت تولید بنگاهها و پویایی اقتصادی کشور خواهد داشت.
گزارش «دنیای اقتصاد» تأکید دارد که در شرایط فعلی، شدت آسیبها بدون ثبات امنیتی و اقتصادی، تحقق این سیاستها را دشوار میسازد و ادامه درگیریها و آسیب دیدن صنایع کلیدی میتواند ایران را با بحران بیسابقه بیکاری مواجه کند.