This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩اولین ویدئوهای مخابره شده نشان از شدت انفجارها در تهران است
🚩 در پی حملات امروز اسرائیل و آمریکا به ایران و شلیک موشک از سوی ایران به کشورهای منطقه، ارتباطات اینترنتی و خطوط تلفن در ایران بهطور کامل قطع شدهاند.
Following today’s attacks by Israel and the United States on Iran, and Iran’s missile launches toward countries in the region, internet access and telephone lines across Iran have been completely cut off.
Following today’s attacks by Israel and the United States on Iran, and Iran’s missile launches toward countries in the region, internet access and telephone lines across Iran have been completely cut off.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 کشتهشدن ۲۴ دانشآموز و زخمی شدن ۶۰ کودک دیگر در دبستان دخترانه شجره طیبه میناب در پی حمله آمریکا و اسرائیل به ایران
Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🟣 راهنمایی برای کودکان؛ اگر صدای آژیر یا انفجار شنیدیم چه کار کنیم؟
اگر صدای آژیر هشدار یا انفجار شنیدید، سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید و در سریعترین زمان ممکن به یک محل امن بروید.
اگر داخل ساختمان هستید:
از پنجرهها و دیوارهای بیرونی فاصله بگیرید و به بخشهای داخلی ساختمان بروید. در صورت نیاز روی زمین بنشینید یا دراز بکشید و سر و گردن خود را با دستها، کیف یا بالشت بپوشانید تا از خود محافظت کنید.
اگر در فضای باز هستید:
در کوتاهترین زمان ممکن به نزدیکترین ساختمان یا پناهگاه امن بروید. اگر دسترسی به پناهگاه وجود نداشت، روی زمین دراز بکشید و سر خود را با دستها بپوشانید.
در چنین شرایطی، حفظ آرامش و توجه به راهنمایی بزرگترها میتواند به حفظ ایمنی شما کمک کند
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
اگر صدای آژیر هشدار یا انفجار شنیدید، سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید و در سریعترین زمان ممکن به یک محل امن بروید.
اگر داخل ساختمان هستید:
از پنجرهها و دیوارهای بیرونی فاصله بگیرید و به بخشهای داخلی ساختمان بروید. در صورت نیاز روی زمین بنشینید یا دراز بکشید و سر و گردن خود را با دستها، کیف یا بالشت بپوشانید تا از خود محافظت کنید.
اگر در فضای باز هستید:
در کوتاهترین زمان ممکن به نزدیکترین ساختمان یا پناهگاه امن بروید. اگر دسترسی به پناهگاه وجود نداشت، روی زمین دراز بکشید و سر خود را با دستها بپوشانید.
در چنین شرایطی، حفظ آرامش و توجه به راهنمایی بزرگترها میتواند به حفظ ایمنی شما کمک کند
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
منبع مستند اطلاعیهها، بیانیهها، فراخوانها و نامههای سرگشاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، این کانال میباشد.
مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🛎️ راهنمای ایمنی در زمان حملات هوایی
در صورت شنیدن صدای آژیر هشدار یا انفجار، آرامش خود را حفظ کنید و در کوتاهترین زمان ممکن به یک محل امن بروید. معمولاً فرصت واکنش بسیار محدود است، بنابراین بهتر است سریعاً به فضایی پناه ببرید که از دیوارهای بیرونی و پنجرهها فاصله داشته باشد.
در داخل ساختمان، نزدیک دیوارهای داخلی یا مکانهای محافظتشده قرار بگیرید. در صورت امکان روی زمین قرار بگیرید، سر و گردن خود را با دستها، کیف یا هر وسیلهای که در دسترس دارید بپوشانید تا از آسیب احتمالی ترکشها محافظت شود.
اگر در فضای باز قرار دارید، تلاش کنید به نزدیکترین پناهگاه یا ساختمان مستحکم برسید. در صورتی که دسترسی به چنین مکانی وجود ندارد، روی زمین دراز بکشید و سر خود را با دستها بپوشانید تا از شدت آسیب احتمالی کاسته شود.
حفظ خونسردی و واکنش سریع میتواند نقش مهمی در کاهش خطر و حفاظت از جان شما و اطرافیانتان داشته باشد.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
در صورت شنیدن صدای آژیر هشدار یا انفجار، آرامش خود را حفظ کنید و در کوتاهترین زمان ممکن به یک محل امن بروید. معمولاً فرصت واکنش بسیار محدود است، بنابراین بهتر است سریعاً به فضایی پناه ببرید که از دیوارهای بیرونی و پنجرهها فاصله داشته باشد.
در داخل ساختمان، نزدیک دیوارهای داخلی یا مکانهای محافظتشده قرار بگیرید. در صورت امکان روی زمین قرار بگیرید، سر و گردن خود را با دستها، کیف یا هر وسیلهای که در دسترس دارید بپوشانید تا از آسیب احتمالی ترکشها محافظت شود.
اگر در فضای باز قرار دارید، تلاش کنید به نزدیکترین پناهگاه یا ساختمان مستحکم برسید. در صورتی که دسترسی به چنین مکانی وجود ندارد، روی زمین دراز بکشید و سر خود را با دستها بپوشانید تا از شدت آسیب احتمالی کاسته شود.
حفظ خونسردی و واکنش سریع میتواند نقش مهمی در کاهش خطر و حفاظت از جان شما و اطرافیانتان داشته باشد.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
منبع مستند اطلاعیهها، بیانیهها، فراخوانها و نامههای سرگشاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، این کانال میباشد.
مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
Forwarded from نقد
نه به جنگ!
بدیهی است که ما مردم خواهان سرنگونی رژیم سرکوبگری هستیم که فقط با تکیه بر زور و زندان و شکنجه و کشتار برجای مانده است و بدیهی است که ما خواهان زندگی در جامعهای رها از سلطه و استثمار هستیم. اما سلاخ خونخوار مردم فلسطین و بهویژه غزه، نتانیاهو، و دیوانهی هرزه و خودشیفتهای مانند ترامپ اجازه و حق تعیین سرنوشت ما را ندارند.
بدیهی است که ما مردم خواهان سرنگونی رژیم سرکوبگری هستیم که فقط با تکیه بر زور و زندان و شکنجه و کشتار برجای مانده است و بدیهی است که ما خواهان زندگی در جامعهای رها از سلطه و استثمار هستیم. اما سلاخ خونخوار مردم فلسطین و بهویژه غزه، نتانیاهو، و دیوانهی هرزه و خودشیفتهای مانند ترامپ اجازه و حق تعیین سرنوشت ما را ندارند.
کلکتیو ۹۸
Photo
مهران ربیعی
یک بار دیگر آتش جنگ در ایران شعلهور شد ـ و بار دیگر، درست در میانه مذاکرات. با این حال، این بار جنگ تقریباً بدون غافلگیری آغاز شد.
از چند هفته پیش، نشانههای آمادگی هر دو طرف برای ورود به یک تقابل مستقیم بهتدریج آشکار شده بود. استقرار و جابهجایی نیروهای نظامی، افزایش سطح آمادهباش در پایگاههای منطقهای، و بهویژه نزدیک شدن ناو هواپیمابر آمریکایی جرالد فورد به منطقه، نشان میداد که گزینه نظامی از مرحله تهدید به مرحله آمادگی عملیاتی رسیده است.
سطح بالای هماهنگی میان ایالات متحده و اسرائیل نیز قابل پیشبینی بود. این هماهنگی، که در ابعاد اطلاعاتی، عملیاتی و راهبردی شکل گرفته، امکان اجرای حملات دقیقتر و مؤثرتر را فراهم میکند و همزمان به هر دو طرف اجازه میداد پیام روشنی درباره وحدت راهبردی خود ارسال کنند. از منظر واشنگتن، مشارکت فعال اسرائیل به توجیه سیاسی جنگ در برابر افکار عمومی داخلی خود نیز کمک میکند، زیرا آن را در چارچوب دفاع از یک متحد کلیدی و حفظ موازنه قدرت منطقهای بازتعریف میکند.
آنچه در حال رخدادن است، نه صرفاً جنگ ایران و اسرائیل/آمریکا، بلکه بخشی از بازآرایی گستردهتر نظم منطقهای پس از اکتبر ۲۰۲۳ محسوب میشود. روند کلی تحولات از آن زمان، تضعیف جایگاه راهبردی ایران و تثبیت برتری نظامی اسرائیل در منطقه بوده است. با این حال، هنوز مشخص نیست که این درگیری به یک عملیات انفجاری اما محدود ختم خواهد شد یا به یک تقابل طولانیمدت با پیامدهای ساختاری برای موازنه قدرت در منطقه تبدیل میشود.
حملات اولیه اسرائیل و سپس ایالات متحده، هم زیرساختهای نظامی و هم مراکز تصمیمگیری راهبردی در ایران را هدف قرار داد. این حملات با هدف تضعیف ظرفیتهای موشکی، دریایی و دفاعی ایران و ایجاد اختلال در ساختار فرماندهی آن انجام شد. در سطح راهبردی، هدف اصلی به نظر میرسد وارد آوردن ضرباتی باشد که حکومت ایران را وادار به تغییر مسیر راهبردی، پذیرش شرایط جدید، یا مواجهه با فشارهای داخلی و خارجی فزاینده کند.
در مقابل، واکنش ایران سریعتر و گستردهتر از جنگ ۱۲ روزه بود. شلیک موشکها به سوی اسرائیل و پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس نشان میدهد که تهران همچنان توانایی پاسخگویی مستقیم و تلاش برای حفظ بازدارندگی خود را دارد. راهبرد ایران نه صرفاً دفاع منفعل، بلکه افزایش هزینههای جنگ برای طرف مقابل و جلوگیری از تثبیت یک برتری قاطع نظامی است.
از منظر تهران، گزینههای پاسخ شامل ادامه حملات متقابل، گسترش دامنه درگیری به حوزههای دریایی یا پایگاههای منطقهای، و استفاده از ابزارهای بازدارندگی موجود است. در این میان، متحدان منطقهای ایران ـ از جمله حزبالله ـ بهعنوان بخشی از معادله بازدارندگی مطرح هستند، هرچند میزان و نحوه مداخله آنها به سطح تهدید علیه بقای حکومت ایران بستگی خواهد داشت.
ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، گفته است که این آغاز یک جنگ منطقهای است. تاکنون اهداف و مناطق درگیر شامل خاک ایران و شهرهای اصلی آن، اسرائیل ـ از جمله اورشلیم، تلآویو، حیفا و بئرشبع ـ و پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس، بهویژه در بحرین، قطر و کویت بوده است.
با گسترش دامنه جنگ، پایگاه جرفالنصر متعلق به نیروهای حشد الشعبی در جنوب عراق و کنسولگری آمریکا در اربیل نیز هدف حمله قرار گرفتهاند. در همین حال، انفجارها و رهگیری موشکها در امارات متحده عربی، عربستان سعودی، اردن و لبنان گزارش شده و حریم هوایی چندین کشور منطقه بسته شده است. افزون بر این، با اعلام انصارالله یمن مبنی بر از سرگیری حملات در دریای سرخ، این گذرگاه حیاتی دریایی نیز بهعنوان یکی از جبهههای بالقوه درگیری وارد معادله جنگ شده است.
با این حال، هر دو طرف با محدودیتهای زمانی و راهبردی مواجهاند. آمریکا و اسرائیل به دنبال وارد آوردن ضربات سریع و تعیینکننده هستند تا ظرفیتهای نظامی ایران را پیش از آنکه جنگ به یک درگیری فرسایشی تبدیل شود، تضعیف کنند. در مقابل، ایران تلاش خواهد کرد با حفظ توان پاسخگویی، افزایش هزینههای نظامی و سیاسی جنگ، و جلوگیری از فروپاشی ظرفیتهای دفاعی خود، طرف مقابل را از دستیابی به اهداف نهایی بازدارد.
دو متغیر کلیدی مسیر این جنگ را تعیین خواهد کرد. نخست، میزان موفقیت حملات در تضعیف واقعی ظرفیتهای نظامی و ساختار تصمیمگیری ایران. دوم، توانایی ایران در حفظ انسجام داخلی، ادامه پاسخ نظامی، و جلوگیری از تبدیل برتری اولیه طرف مقابل به یک تغییر ساختاری در توازن قدرت.
در مجموع، جنگ کنونی صرفاً یک تقابل نظامی محدود نیست، بلکه بخشی از یک رویارویی راهبردی گستردهتر بر سر آینده نظم امنیتی خاورمیانه است. نتیجه این جنگ نهتنها جایگاه منطقهای ایران، بلکه شکل آینده توازن قدرت در کل منطقه را تعیین خواهد کرد.
بازنشر از زمانه
یک بار دیگر آتش جنگ در ایران شعلهور شد ـ و بار دیگر، درست در میانه مذاکرات. با این حال، این بار جنگ تقریباً بدون غافلگیری آغاز شد.
از چند هفته پیش، نشانههای آمادگی هر دو طرف برای ورود به یک تقابل مستقیم بهتدریج آشکار شده بود. استقرار و جابهجایی نیروهای نظامی، افزایش سطح آمادهباش در پایگاههای منطقهای، و بهویژه نزدیک شدن ناو هواپیمابر آمریکایی جرالد فورد به منطقه، نشان میداد که گزینه نظامی از مرحله تهدید به مرحله آمادگی عملیاتی رسیده است.
سطح بالای هماهنگی میان ایالات متحده و اسرائیل نیز قابل پیشبینی بود. این هماهنگی، که در ابعاد اطلاعاتی، عملیاتی و راهبردی شکل گرفته، امکان اجرای حملات دقیقتر و مؤثرتر را فراهم میکند و همزمان به هر دو طرف اجازه میداد پیام روشنی درباره وحدت راهبردی خود ارسال کنند. از منظر واشنگتن، مشارکت فعال اسرائیل به توجیه سیاسی جنگ در برابر افکار عمومی داخلی خود نیز کمک میکند، زیرا آن را در چارچوب دفاع از یک متحد کلیدی و حفظ موازنه قدرت منطقهای بازتعریف میکند.
آنچه در حال رخدادن است، نه صرفاً جنگ ایران و اسرائیل/آمریکا، بلکه بخشی از بازآرایی گستردهتر نظم منطقهای پس از اکتبر ۲۰۲۳ محسوب میشود. روند کلی تحولات از آن زمان، تضعیف جایگاه راهبردی ایران و تثبیت برتری نظامی اسرائیل در منطقه بوده است. با این حال، هنوز مشخص نیست که این درگیری به یک عملیات انفجاری اما محدود ختم خواهد شد یا به یک تقابل طولانیمدت با پیامدهای ساختاری برای موازنه قدرت در منطقه تبدیل میشود.
حملات اولیه اسرائیل و سپس ایالات متحده، هم زیرساختهای نظامی و هم مراکز تصمیمگیری راهبردی در ایران را هدف قرار داد. این حملات با هدف تضعیف ظرفیتهای موشکی، دریایی و دفاعی ایران و ایجاد اختلال در ساختار فرماندهی آن انجام شد. در سطح راهبردی، هدف اصلی به نظر میرسد وارد آوردن ضرباتی باشد که حکومت ایران را وادار به تغییر مسیر راهبردی، پذیرش شرایط جدید، یا مواجهه با فشارهای داخلی و خارجی فزاینده کند.
در مقابل، واکنش ایران سریعتر و گستردهتر از جنگ ۱۲ روزه بود. شلیک موشکها به سوی اسرائیل و پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس نشان میدهد که تهران همچنان توانایی پاسخگویی مستقیم و تلاش برای حفظ بازدارندگی خود را دارد. راهبرد ایران نه صرفاً دفاع منفعل، بلکه افزایش هزینههای جنگ برای طرف مقابل و جلوگیری از تثبیت یک برتری قاطع نظامی است.
از منظر تهران، گزینههای پاسخ شامل ادامه حملات متقابل، گسترش دامنه درگیری به حوزههای دریایی یا پایگاههای منطقهای، و استفاده از ابزارهای بازدارندگی موجود است. در این میان، متحدان منطقهای ایران ـ از جمله حزبالله ـ بهعنوان بخشی از معادله بازدارندگی مطرح هستند، هرچند میزان و نحوه مداخله آنها به سطح تهدید علیه بقای حکومت ایران بستگی خواهد داشت.
ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، گفته است که این آغاز یک جنگ منطقهای است. تاکنون اهداف و مناطق درگیر شامل خاک ایران و شهرهای اصلی آن، اسرائیل ـ از جمله اورشلیم، تلآویو، حیفا و بئرشبع ـ و پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس، بهویژه در بحرین، قطر و کویت بوده است.
با گسترش دامنه جنگ، پایگاه جرفالنصر متعلق به نیروهای حشد الشعبی در جنوب عراق و کنسولگری آمریکا در اربیل نیز هدف حمله قرار گرفتهاند. در همین حال، انفجارها و رهگیری موشکها در امارات متحده عربی، عربستان سعودی، اردن و لبنان گزارش شده و حریم هوایی چندین کشور منطقه بسته شده است. افزون بر این، با اعلام انصارالله یمن مبنی بر از سرگیری حملات در دریای سرخ، این گذرگاه حیاتی دریایی نیز بهعنوان یکی از جبهههای بالقوه درگیری وارد معادله جنگ شده است.
با این حال، هر دو طرف با محدودیتهای زمانی و راهبردی مواجهاند. آمریکا و اسرائیل به دنبال وارد آوردن ضربات سریع و تعیینکننده هستند تا ظرفیتهای نظامی ایران را پیش از آنکه جنگ به یک درگیری فرسایشی تبدیل شود، تضعیف کنند. در مقابل، ایران تلاش خواهد کرد با حفظ توان پاسخگویی، افزایش هزینههای نظامی و سیاسی جنگ، و جلوگیری از فروپاشی ظرفیتهای دفاعی خود، طرف مقابل را از دستیابی به اهداف نهایی بازدارد.
دو متغیر کلیدی مسیر این جنگ را تعیین خواهد کرد. نخست، میزان موفقیت حملات در تضعیف واقعی ظرفیتهای نظامی و ساختار تصمیمگیری ایران. دوم، توانایی ایران در حفظ انسجام داخلی، ادامه پاسخ نظامی، و جلوگیری از تبدیل برتری اولیه طرف مقابل به یک تغییر ساختاری در توازن قدرت.
در مجموع، جنگ کنونی صرفاً یک تقابل نظامی محدود نیست، بلکه بخشی از یک رویارویی راهبردی گستردهتر بر سر آینده نظم امنیتی خاورمیانه است. نتیجه این جنگ نهتنها جایگاه منطقهای ایران، بلکه شکل آینده توازن قدرت در کل منطقه را تعیین خواهد کرد.
بازنشر از زمانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 حکومتداری بدون دولت!
🚩 از کشتار هزاران نفر از مردمِ خودش توسط جمهوری اسلامی در چند شب، تا تهاجم نظامیِ جنایتکارانی چون ترامپ و نتانیاهو، چیزی به اسم «جنگ خوب» وجود ندارد.
بر اساس گفتههای سخنگوی جمعیت هلالاحمر ایران، بمبهای آمریکا و اسرائیل که ۲۴ استان ایران را هدف قرار دادهاند، تا این لحظه دستکم ۷۴۷ زخمی و ۲۰۱ کشته بر جای گذاشتهاند.
حدود ۲۰۰ فروند جنگنده مهمات خود را علیه نزدیک به ۵۰۰ هدف در سراسر ایران به کار گرفتند؛ از جمله سامانههای پدافند هوایی و پرتابگرهای موشکی جمهوری اسلامی
@collective98
بر اساس گفتههای سخنگوی جمعیت هلالاحمر ایران، بمبهای آمریکا و اسرائیل که ۲۴ استان ایران را هدف قرار دادهاند، تا این لحظه دستکم ۷۴۷ زخمی و ۲۰۱ کشته بر جای گذاشتهاند.
حدود ۲۰۰ فروند جنگنده مهمات خود را علیه نزدیک به ۵۰۰ هدف در سراسر ایران به کار گرفتند؛ از جمله سامانههای پدافند هوایی و پرتابگرهای موشکی جمهوری اسلامی
@collective98
🚩 خامنهای مرد
جهان بدون حاکم خونخواری چون او جهان بهتری خواهد بود
ولی جمهوری اسلامی همچنان زنده است
#مرگ_بر_ستمگر_چه_شاه_باشه_چه_رهبر
@collective98
جهان بدون حاکم خونخواری چون او جهان بهتری خواهد بود
ولی جمهوری اسلامی همچنان زنده است
#مرگ_بر_ستمگر_چه_شاه_باشه_چه_رهبر
@collective98
🔴نه به جنگ، نه به عادیسازی مرگ کودکان
✍️نورایمان قهاری
جنگ اکنون نه فقط ایران، که سراسر منطقه را در برگرفته است. هرچه بر شمار کشتهها و ویرانیها افزوده میشود، پرسشهایی عریانتر پیش روی ما میایستد: این جنگ به سود چه کسی است؟ آیا واقعاً برای رهایی مردم ایران آغاز شده است؟ چگونه باور میکنیم قرنها سیاستِ مهار و موازنه قدرت میتواند یکشبه و ناگهان به نفع یک ملت تغییر جهت دهد؟
با کشته شدن بیش از صد نفر در مدرسهای در میناب، هرمزگان، بحث بالا گرفت که چه کسی این مدرسه ابتدایی را بمباران کرده است؛ گویی مسئله اصلی تنها تعیین مقصر در میدان روایتهاست، نه سوگواری برای جانهای کوچکی که پرپر شدند و افق آینده خود و خانوادههایشان تیره گشت. بهجای مکثی جمعی در برابر رنج، نام بردن از کودکان و محکوم کردن این جنایت، جدال بر سر روایت آغاز شد. چگونه مرگ کودکان ایرانی برای بخشی از جامعه عادی یا حتی قابل توجیه میشود؟ چگونه خبر کشتهشدنشان تحریف یا کمرنگ میگردد، آن هم در آسودگیِ خارجنشینان؟
برخی «تشنگان آزادی» نشسته در خانههای امن خود در خارج حکم دادند: «این جانها هزینه جنگی است که ما را به آزادی خواهد رساند.» اما از چه زمانی جان کودک ایرانی به «هزینه» آزادی برای دیگران تقلیل یافت؟ از چه زمانی آزادی به معادلهای بدل شد که میتوان مرگ بیگناهان را در ستون مخارج آن نوشت؟ حتی در همان کشورهایی که بمبها را فرو میریزند، برخی تحلیلگران نظامی با صدایی لرزان میپرسند: «چرا مدرسه را زدیم؟ چرا کودکان را کشتیم؟»
این پرسش پیش از آنکه سیاسی باشد، اخلاقی است: چه بر سر وجدان ما آمده است؟ از چه زمانی رنجِ کودک به حاشیه رانده شد و به ابزاری در کشاکش قدرت بدل گشت؟
وجدان بیدار مرز اخلاقی آزادی است. آزادی واقعی تنها رهایی از یک قدرت سیاسی نیست؛ رهایی از بیحسی، از عادیسازی خشونت و از تبدیل جان انسان به «هزینه» نیز هست. بیوجدانِ بیدار، آزادی به واژهای در معادلات قدرتها فروکاسته میشود؛ با وجدان بیدار، آزادی به مسئولیت در قبال جانِ دیگری معنا مییابد.
جنگی که با نامهایی چون «نجات» یا «بشردوستانه» آراسته میشود، در عمل به زیان جنبش رهاییبخش مردم ایران است. آنان که از دور فرمان «یکسره کردن کار رژیم» میدهند، چه پشتیبانی واقعی در اختیار مردم میگذارند؟ همانها که نه در کشتار دیماه کنار مردم ایستادند و نه امروز حتی برای دسترسی آزاد به اینترنت اقدامی مؤثر میکنند.
تجربه نشان داده است که بمباران آزادی نمیآورد؛ برعکس، فضا را امنیتیتر میکند، سرکوب را مشروعتر جلوه میدهد و امکان سازمانیابی مردمان را محدودتر میسازد. دیماه، وقتی مردم در خیابانها با گلوله پاسخ گرفتند، جهان خاموش ماند. چرا؟ این پرسشی است که باید صادقانه و بیتسکین از خود بپرسیم.
رهایی از دل همبستگی و عاملیت جمعی میروید، نه از آسمانِ بمباران.
نه به جنگ، نه به عادیسازی مرگ کودکان، آری به کنش جمعی و آگاهانه
✍️نورایمان قهاری
جنگ اکنون نه فقط ایران، که سراسر منطقه را در برگرفته است. هرچه بر شمار کشتهها و ویرانیها افزوده میشود، پرسشهایی عریانتر پیش روی ما میایستد: این جنگ به سود چه کسی است؟ آیا واقعاً برای رهایی مردم ایران آغاز شده است؟ چگونه باور میکنیم قرنها سیاستِ مهار و موازنه قدرت میتواند یکشبه و ناگهان به نفع یک ملت تغییر جهت دهد؟
با کشته شدن بیش از صد نفر در مدرسهای در میناب، هرمزگان، بحث بالا گرفت که چه کسی این مدرسه ابتدایی را بمباران کرده است؛ گویی مسئله اصلی تنها تعیین مقصر در میدان روایتهاست، نه سوگواری برای جانهای کوچکی که پرپر شدند و افق آینده خود و خانوادههایشان تیره گشت. بهجای مکثی جمعی در برابر رنج، نام بردن از کودکان و محکوم کردن این جنایت، جدال بر سر روایت آغاز شد. چگونه مرگ کودکان ایرانی برای بخشی از جامعه عادی یا حتی قابل توجیه میشود؟ چگونه خبر کشتهشدنشان تحریف یا کمرنگ میگردد، آن هم در آسودگیِ خارجنشینان؟
برخی «تشنگان آزادی» نشسته در خانههای امن خود در خارج حکم دادند: «این جانها هزینه جنگی است که ما را به آزادی خواهد رساند.» اما از چه زمانی جان کودک ایرانی به «هزینه» آزادی برای دیگران تقلیل یافت؟ از چه زمانی آزادی به معادلهای بدل شد که میتوان مرگ بیگناهان را در ستون مخارج آن نوشت؟ حتی در همان کشورهایی که بمبها را فرو میریزند، برخی تحلیلگران نظامی با صدایی لرزان میپرسند: «چرا مدرسه را زدیم؟ چرا کودکان را کشتیم؟»
این پرسش پیش از آنکه سیاسی باشد، اخلاقی است: چه بر سر وجدان ما آمده است؟ از چه زمانی رنجِ کودک به حاشیه رانده شد و به ابزاری در کشاکش قدرت بدل گشت؟
وجدان بیدار مرز اخلاقی آزادی است. آزادی واقعی تنها رهایی از یک قدرت سیاسی نیست؛ رهایی از بیحسی، از عادیسازی خشونت و از تبدیل جان انسان به «هزینه» نیز هست. بیوجدانِ بیدار، آزادی به واژهای در معادلات قدرتها فروکاسته میشود؛ با وجدان بیدار، آزادی به مسئولیت در قبال جانِ دیگری معنا مییابد.
جنگی که با نامهایی چون «نجات» یا «بشردوستانه» آراسته میشود، در عمل به زیان جنبش رهاییبخش مردم ایران است. آنان که از دور فرمان «یکسره کردن کار رژیم» میدهند، چه پشتیبانی واقعی در اختیار مردم میگذارند؟ همانها که نه در کشتار دیماه کنار مردم ایستادند و نه امروز حتی برای دسترسی آزاد به اینترنت اقدامی مؤثر میکنند.
تجربه نشان داده است که بمباران آزادی نمیآورد؛ برعکس، فضا را امنیتیتر میکند، سرکوب را مشروعتر جلوه میدهد و امکان سازمانیابی مردمان را محدودتر میسازد. دیماه، وقتی مردم در خیابانها با گلوله پاسخ گرفتند، جهان خاموش ماند. چرا؟ این پرسشی است که باید صادقانه و بیتسکین از خود بپرسیم.
رهایی از دل همبستگی و عاملیت جمعی میروید، نه از آسمانِ بمباران.
نه به جنگ، نه به عادیسازی مرگ کودکان، آری به کنش جمعی و آگاهانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 کشتهشدن ۲۰ والیبالیست دختر در حمله اسراییل و امریکا به یک سالن ورزشی در لامرد
۱۰۰ زخمی
حمله به سوله ورزش ۱۷:۳۰
۱۰۰ زخمی
حمله به سوله ورزش ۱۷:۳۰
Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
#کودکان_قربانی_جنگ
⚫️ ۱۰۸ کودک قربانی جنگ؛ ۱۰۸ زندگی قطعشده
در جریان فاجعه دلخراش در دبستان دخترانهی «شجره طیبه» میناب، دستکم ۱۰۸ کودک بیگناه جان باختند. هر #نیمکت_خالی و هر #کولهپشتی_رهاشده، یادآور نسلی است که از حق زندگی، امنیت و آموزش محروم شد؛ نسلی که با خشونت و بیرحمی آیندهاش ربوده شد.
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
محل حادثه: دبستان دخترانهی «شجره طیبه»، #میناب
تاریخ: ۹ اسفند ماه ۱۴۰۴
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران این فاجعه را محکوم کرده و تأکید میکند: کودکان و مدارس هرگز نباید به اهداف جنگی تبدیل شوند. خواست ما پایان فوری خشونت و تضمین امنیت جانی دانشآموزان است.
⚠️ توجه: اطلاعات این گزارش همچنان در حال تکمیل است. شورای هماهنگی از معلمان، کارکنان آموزشی و افراد مطلع در منطقه درخواست میکند در صورت دسترسی به هرگونه اطلاعات موثق درباره تعداد قربانیان، نامها، تصاویر یا جزئیات حادثه، آن را برای تکمیل این گزارش با ما به اشتراک بگذارند.
این پست با دریافت اطلاعات تکمیلی بهروزرسانی خواهد شد.
صد و هشت #کولهپشتی_رها شده؛ صد و هشت داستان که باید دیده و شنیده شوند، حتی اگر نامشان ناشناخته باشد.
#کولهپشتیهای_رها_شده
#کودکان_قربانی_جنگ
#صدوهشت_کودک_بینام
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
⚫️ ۱۰۸ کودک قربانی جنگ؛ ۱۰۸ زندگی قطعشده
در جریان فاجعه دلخراش در دبستان دخترانهی «شجره طیبه» میناب، دستکم ۱۰۸ کودک بیگناه جان باختند. هر #نیمکت_خالی و هر #کولهپشتی_رهاشده، یادآور نسلی است که از حق زندگی، امنیت و آموزش محروم شد؛ نسلی که با خشونت و بیرحمی آیندهاش ربوده شد.
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
محل حادثه: دبستان دخترانهی «شجره طیبه»، #میناب
تاریخ: ۹ اسفند ماه ۱۴۰۴
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران این فاجعه را محکوم کرده و تأکید میکند: کودکان و مدارس هرگز نباید به اهداف جنگی تبدیل شوند. خواست ما پایان فوری خشونت و تضمین امنیت جانی دانشآموزان است.
⚠️ توجه: اطلاعات این گزارش همچنان در حال تکمیل است. شورای هماهنگی از معلمان، کارکنان آموزشی و افراد مطلع در منطقه درخواست میکند در صورت دسترسی به هرگونه اطلاعات موثق درباره تعداد قربانیان، نامها، تصاویر یا جزئیات حادثه، آن را برای تکمیل این گزارش با ما به اشتراک بگذارند.
این پست با دریافت اطلاعات تکمیلی بهروزرسانی خواهد شد.
صد و هشت #کولهپشتی_رها شده؛ صد و هشت داستان که باید دیده و شنیده شوند، حتی اگر نامشان ناشناخته باشد.
#کولهپشتیهای_رها_شده
#کودکان_قربانی_جنگ
#صدوهشت_کودک_بینام
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
Forwarded from کارگاه دیالکتیک
پردهای دیگر از:
نمایش کمدی-تراژیک رضا پهلوی
در حاشیهی سُرخوردن «شاهزادهی عجول» در یک دام رسانهای
کارگاه دیالکتیک
۱۴ اسفند ۱۴۰۴
تاریخمصرف سیاسی رضا پهلوی برای نقشآفرینی در مناسبات قدرت یحتمل به سر آمده است. اما نه بهگونهای که از شر رضا پهلوی راحت شده باشیم؛ چون او و تیم منحط و قدرتمدارش (تحت حمایت قدرتهای بالادست) زخمهای عمیق و ماندگاری بر پیکر تاریخ فعلی و آتی ما وارد کردهاند. درست همانطور که مرگ فیزیکی خامنهای، در مسیری که بدون فاعلیت مردمان تحتستم رقم خورد، ما را از گزند پیامدهای شر حیات سیاسی خامنهای نجات نداد. بهعکس، میراث شوم خامنهای همچنان جان میستاند و مرگ و ویرانی به جا میگذارد، چون مسیر تحولات را بهگونهای ریلگذاری کرد که نیروهای شر خارجی و داخلیْ بر حیات مادی- زیستی و سرنوشت سیاسی مردمان ایران مسلط شدهاند: همهی «سگهای جنگ» و همهی نیروهایی که برای بسط شرارتهایشان دیگر به حضور فیزیکی علی خامنهای (و «رهنمودهای سیاسی»اش) نیازی ندارند.
با این اوصاف، نوشتن دربارهی رضا پهلوی در میانهی این جنگ مصیبتبار نهتنها عجیب نیست، بلکه در جای خود ضروریست. چون او جزو دلالان و مبلغان این جنگ کثیف بود؛ و نیز در روندهای عاملیتزُدایی از ستمدیدگان، و عادیسازی مرگ و کشتار مشارکتی فعال داشت. پس، اگر مواجهه با تباهیهای این جنگ مصیبتبار نیارمند بازپسگیری فاعلیت مردم باشد، باید در کنار سایر وظایف عاجل، از هم اکنون یک «خانهتکانیِ» همهجانبه برای زدودن سموم پهلویگرایی را نیز آغاز کنیم: پهلویزُدایی از فضای فکری و سیاسیِ جامعه.
این ویدئو که در آن رضا پهلوی نقشی بهشدت مضحک و رقتانگیز ایفا کرده ظاهرا خندهآور است؛ خصوصا برای مخالفان سیاسیاش. اما با نظر به امیدهایی که رضا پهلوی - بهعنوان رهبر سیاسیِ «نجاتبخش» - نزد بخشی از مردمان مستاصل ایران برانگیخت، و پیامدهای شوم آن، دیدن این ویدئو تکاندهنده است (یا قاعدتا باید باشد). چون در این ویدئو رضا پهلوی علنا نشان میدهد که نهفقط در مقام یک بازیگر سیاسیِ «عالیمقام» فاقد حداقلهای شعور سیاسی است، بلکه اساسا از حداقل شعور متعارف یک «آدم عادی» (و بیادعا) نیز برخوردار نیست. وجه دردناک و تراژیک ماجرا زمانی بیشتر میشود که بهیاد بیاوریم که هم کشتار هولناک ۱۸ و ۱۹ دیماه و هم جنگ فاجعهباری که اینک بر مردمان ایران تحمیل شده است بهواسطهی راهبرد سیاسی رضا پهلوی (و همکارانش) تسهیل و عادیسازی شدهاند.
رضا پهلوی پشتیبانی چندینسالهی دستگاههای امنیتی (ازجمله دستگاه امنیتی ایران) و دولتها و رسانههای دولتی را دستکم با «خدمات تاربخی» زیر پاسخ داده است:
- ایجاد شکافی بازدارنده در فضای جامعهی ایران؛
- تسریع فروپاشی اپوزیسیون با بیاعتبارکردن آن؛
- القای فراگیر این انگاره که بدیلی مترقی برای آیندهی پساجمهوری اسلامی ناممکن است؛
- تشدید مُنجیگراییِ سیاسی و تسریع روند فاعلیتزُدایی از جامعه؛
- عادیسازی مداخلهی نظامی خارجی و جنگطلبی و جنگ؛
- عادیسازی اقتدارگرایی سیاسی؛
- عادیسازیِ گفتار شووینیستی و فاشیستی؛
- گسترش چپستیزی در فضای عمومی جامعه؛
فارغ از این واقعیت که رضا پهلوی هیچ شانسی برای تصدی قدرت سیاسی در ایران ندارد (و هیچگاه نداشت)، باید اذعان کرد که او پیشاپیش بهواسطهی خدمات فوق به چهرهای ماندگار در تاریخ ایران بدل شده است؛ گیریم بهسان چهرهای بدنام و شُهره به خیانت به آمال و امکانات ستمدیدگان.
---------------------
@kdialectic
نمایش کمدی-تراژیک رضا پهلوی
در حاشیهی سُرخوردن «شاهزادهی عجول» در یک دام رسانهای
کارگاه دیالکتیک
۱۴ اسفند ۱۴۰۴
تاریخمصرف سیاسی رضا پهلوی برای نقشآفرینی در مناسبات قدرت یحتمل به سر آمده است. اما نه بهگونهای که از شر رضا پهلوی راحت شده باشیم؛ چون او و تیم منحط و قدرتمدارش (تحت حمایت قدرتهای بالادست) زخمهای عمیق و ماندگاری بر پیکر تاریخ فعلی و آتی ما وارد کردهاند. درست همانطور که مرگ فیزیکی خامنهای، در مسیری که بدون فاعلیت مردمان تحتستم رقم خورد، ما را از گزند پیامدهای شر حیات سیاسی خامنهای نجات نداد. بهعکس، میراث شوم خامنهای همچنان جان میستاند و مرگ و ویرانی به جا میگذارد، چون مسیر تحولات را بهگونهای ریلگذاری کرد که نیروهای شر خارجی و داخلیْ بر حیات مادی- زیستی و سرنوشت سیاسی مردمان ایران مسلط شدهاند: همهی «سگهای جنگ» و همهی نیروهایی که برای بسط شرارتهایشان دیگر به حضور فیزیکی علی خامنهای (و «رهنمودهای سیاسی»اش) نیازی ندارند.
با این اوصاف، نوشتن دربارهی رضا پهلوی در میانهی این جنگ مصیبتبار نهتنها عجیب نیست، بلکه در جای خود ضروریست. چون او جزو دلالان و مبلغان این جنگ کثیف بود؛ و نیز در روندهای عاملیتزُدایی از ستمدیدگان، و عادیسازی مرگ و کشتار مشارکتی فعال داشت. پس، اگر مواجهه با تباهیهای این جنگ مصیبتبار نیارمند بازپسگیری فاعلیت مردم باشد، باید در کنار سایر وظایف عاجل، از هم اکنون یک «خانهتکانیِ» همهجانبه برای زدودن سموم پهلویگرایی را نیز آغاز کنیم: پهلویزُدایی از فضای فکری و سیاسیِ جامعه.
این ویدئو که در آن رضا پهلوی نقشی بهشدت مضحک و رقتانگیز ایفا کرده ظاهرا خندهآور است؛ خصوصا برای مخالفان سیاسیاش. اما با نظر به امیدهایی که رضا پهلوی - بهعنوان رهبر سیاسیِ «نجاتبخش» - نزد بخشی از مردمان مستاصل ایران برانگیخت، و پیامدهای شوم آن، دیدن این ویدئو تکاندهنده است (یا قاعدتا باید باشد). چون در این ویدئو رضا پهلوی علنا نشان میدهد که نهفقط در مقام یک بازیگر سیاسیِ «عالیمقام» فاقد حداقلهای شعور سیاسی است، بلکه اساسا از حداقل شعور متعارف یک «آدم عادی» (و بیادعا) نیز برخوردار نیست. وجه دردناک و تراژیک ماجرا زمانی بیشتر میشود که بهیاد بیاوریم که هم کشتار هولناک ۱۸ و ۱۹ دیماه و هم جنگ فاجعهباری که اینک بر مردمان ایران تحمیل شده است بهواسطهی راهبرد سیاسی رضا پهلوی (و همکارانش) تسهیل و عادیسازی شدهاند.
رضا پهلوی پشتیبانی چندینسالهی دستگاههای امنیتی (ازجمله دستگاه امنیتی ایران) و دولتها و رسانههای دولتی را دستکم با «خدمات تاربخی» زیر پاسخ داده است:
- ایجاد شکافی بازدارنده در فضای جامعهی ایران؛
- تسریع فروپاشی اپوزیسیون با بیاعتبارکردن آن؛
- القای فراگیر این انگاره که بدیلی مترقی برای آیندهی پساجمهوری اسلامی ناممکن است؛
- تشدید مُنجیگراییِ سیاسی و تسریع روند فاعلیتزُدایی از جامعه؛
- عادیسازی مداخلهی نظامی خارجی و جنگطلبی و جنگ؛
- عادیسازی اقتدارگرایی سیاسی؛
- عادیسازیِ گفتار شووینیستی و فاشیستی؛
- گسترش چپستیزی در فضای عمومی جامعه؛
فارغ از این واقعیت که رضا پهلوی هیچ شانسی برای تصدی قدرت سیاسی در ایران ندارد (و هیچگاه نداشت)، باید اذعان کرد که او پیشاپیش بهواسطهی خدمات فوق به چهرهای ماندگار در تاریخ ایران بدل شده است؛ گیریم بهسان چهرهای بدنام و شُهره به خیانت به آمال و امکانات ستمدیدگان.
---------------------
@kdialectic
Telegram
کارگاه دیالکتیک