کلکتیو ۹۸
Video
*
چند دقیقه با سلطنت طلبها: توحش به روایت تصویر
🔻جریان سلطنتطلب نه فقط دموکراسیخواهان و آزادیخواهان را در شبکههای اجتماعی هدف فحاشی و افترا قرار میدهد و با ادبیات تهدید، از مرگ و اعدام حرف میزند؛ بلکه در تظاهرات خارج از کشور نیز، با در دست داشتن پرچم اسرائیل و با زبانی جنسیتزده، به هر شعاری جز «جاوید شاه» حمله میکند. اقتدارطلبی این جریان تا جایی پیش رفته که حتی شعار «مرگ بر دیکتاتور» برایش غیرقابل تحمل شده، چه برسد به «زن، زندگی، آزادی».
🔻در این فضا، نمونهها کم نیست. یکی از چهرههای نزدیک به رضا پهلوی، شهرام ماکویی، پیشتر آشکارا خواستار اعدام نرگس محمدی شده بود. امیرحسین اعتمادی و علیرضا کیانی هم جملاتی از جنس «با تکتک شما تسویه حساب میکنیم» نوشتهاند. علی کریمی با انتشار تصویری از چهرههای اپوزیسیون به آنها فحاشی کرده بود؛ او همچنین گلشیفته فراهانی را به دلیل مخالفت ضمنی با جنگ و حمله خارجی «پورناستار» خواند. در همین منطق، هر کس از حق تعیین سرنوشت و رفع تبعیضهای اجتماعی میان مرکز و حاشیه سخن بگوید، خیلی سریع با برچسب «تجزیهطلبی» حذف میشود.
🔻حذف و بیاعتبار ساختن رقیبان سیاسی و پس زدن تکثر، وجه مشخصه این جریان است؛ همانطور که محمدرضا پهلوی، شاه مخلوع، میکوشید «سرخ» را با «سیاه» یکی بگیرد، امروز نیز در بخشهایی از این گفتمان، همان منطقِ همردیفسازی و دشمنسازی تکرار میشود.
🔻برخی میگویند نقد این جریان را باید به «بعد از جمهوری اسلامی» موکول کرد و فعلاً همه توان را روی انقلاب پیشرو گذاشت. پاسخ ما روشن است:
یک) فاشیسم با «عادیسازی» پیش میرود؛ با طبیعی کردن چیزهایی که پیشتر خط قرمز اخلاقی و سیاسی و تابوی اجتماعی بودند. وقتی تهدید به اعدام، احیای ساواک، یا حمله به مخالفان به یک زبان روزمره بدل میشود، مرزبندی روشن با این ادبیات و حاملانش ضروری است.
دو) تعلیق تضادها با یک جریان انحصارگرا، اقتدارگرا و مردسالار، یکبار در انقلاب ۵۷ تجربه شده است؛ زمانی که بخشهایی از نیروهای سیاسی نقد اسلامگرایان و خمینیستها را «به بعد» حواله دادند. اگر تنها یک درس از ۵۷ باقی مانده باشد، همین است: سکوت امروز، هزینه فرداست.
سه) مبارزه برای آزادی فقط رهایی از سلطه و ستم نیست؛ آزادی یعنی امکان ساختن جامعهای برابرتر و بهتر. مسئله صرفاً از جا کندن غدهای به نام جمهوری اسلامی نیست، بلکه مسئله «نظم بعد از آن» است. همانطور که سرنگونی شاه بهتنهایی برای ساختن جامعهای برابر کافی نبود، امروز هم آلترناتیو جمهوری اسلامی موضوع آینده نیست؛ مسئله همینجا و همین اکنون است.
@collective98
چند دقیقه با سلطنت طلبها: توحش به روایت تصویر
🔻جریان سلطنتطلب نه فقط دموکراسیخواهان و آزادیخواهان را در شبکههای اجتماعی هدف فحاشی و افترا قرار میدهد و با ادبیات تهدید، از مرگ و اعدام حرف میزند؛ بلکه در تظاهرات خارج از کشور نیز، با در دست داشتن پرچم اسرائیل و با زبانی جنسیتزده، به هر شعاری جز «جاوید شاه» حمله میکند. اقتدارطلبی این جریان تا جایی پیش رفته که حتی شعار «مرگ بر دیکتاتور» برایش غیرقابل تحمل شده، چه برسد به «زن، زندگی، آزادی».
🔻در این فضا، نمونهها کم نیست. یکی از چهرههای نزدیک به رضا پهلوی، شهرام ماکویی، پیشتر آشکارا خواستار اعدام نرگس محمدی شده بود. امیرحسین اعتمادی و علیرضا کیانی هم جملاتی از جنس «با تکتک شما تسویه حساب میکنیم» نوشتهاند. علی کریمی با انتشار تصویری از چهرههای اپوزیسیون به آنها فحاشی کرده بود؛ او همچنین گلشیفته فراهانی را به دلیل مخالفت ضمنی با جنگ و حمله خارجی «پورناستار» خواند. در همین منطق، هر کس از حق تعیین سرنوشت و رفع تبعیضهای اجتماعی میان مرکز و حاشیه سخن بگوید، خیلی سریع با برچسب «تجزیهطلبی» حذف میشود.
🔻حذف و بیاعتبار ساختن رقیبان سیاسی و پس زدن تکثر، وجه مشخصه این جریان است؛ همانطور که محمدرضا پهلوی، شاه مخلوع، میکوشید «سرخ» را با «سیاه» یکی بگیرد، امروز نیز در بخشهایی از این گفتمان، همان منطقِ همردیفسازی و دشمنسازی تکرار میشود.
🔻برخی میگویند نقد این جریان را باید به «بعد از جمهوری اسلامی» موکول کرد و فعلاً همه توان را روی انقلاب پیشرو گذاشت. پاسخ ما روشن است:
یک) فاشیسم با «عادیسازی» پیش میرود؛ با طبیعی کردن چیزهایی که پیشتر خط قرمز اخلاقی و سیاسی و تابوی اجتماعی بودند. وقتی تهدید به اعدام، احیای ساواک، یا حمله به مخالفان به یک زبان روزمره بدل میشود، مرزبندی روشن با این ادبیات و حاملانش ضروری است.
دو) تعلیق تضادها با یک جریان انحصارگرا، اقتدارگرا و مردسالار، یکبار در انقلاب ۵۷ تجربه شده است؛ زمانی که بخشهایی از نیروهای سیاسی نقد اسلامگرایان و خمینیستها را «به بعد» حواله دادند. اگر تنها یک درس از ۵۷ باقی مانده باشد، همین است: سکوت امروز، هزینه فرداست.
سه) مبارزه برای آزادی فقط رهایی از سلطه و ستم نیست؛ آزادی یعنی امکان ساختن جامعهای برابرتر و بهتر. مسئله صرفاً از جا کندن غدهای به نام جمهوری اسلامی نیست، بلکه مسئله «نظم بعد از آن» است. همانطور که سرنگونی شاه بهتنهایی برای ساختن جامعهای برابر کافی نبود، امروز هم آلترناتیو جمهوری اسلامی موضوع آینده نیست؛ مسئله همینجا و همین اکنون است.
@collective98
وقتی یاسمین پهلوی شعار «مرگ بر سه فاسد…» را بازنشر میکند، یا وقتی چهرههایی مثل امیرحسین اعتمادی با ادبیات «تسویهحساب» و تهدید حرف میزنند، آیا آنها هم از عوامل حکومتی اند؟
بیرونی کردن تناقضات و مسائل درونی برای مایی که جمهوری اسلامی را تجربه کردیم رویه ای اشنا و نخ نماست.
َشازده در بیرون «نقاب دموکراسی» میزند، اما در عمل، ادبیات حذف و خشونت را عادیسازی میکند و جماعتی را—چه در خیابان و چه در شبکههای اجتماعی—برای حمله به هر صدای متفاوت رها میگذارد.
@collective98
بیرونی کردن تناقضات و مسائل درونی برای مایی که جمهوری اسلامی را تجربه کردیم رویه ای اشنا و نخ نماست.
َشازده در بیرون «نقاب دموکراسی» میزند، اما در عمل، ادبیات حذف و خشونت را عادیسازی میکند و جماعتی را—چه در خیابان و چه در شبکههای اجتماعی—برای حمله به هر صدای متفاوت رها میگذارد.
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 از نیزارهای ماهشهر در آبان ۹۸ که این ویدئو سند آن است،
تا قیام دیماه ۱۴۰۴،
جمهوری کشتار اسلامی جنگی تمام عیار و طبقاتی علیه فرودستانی راه انداخته
که چیزی برای از دستدادن ندارند جز زنجیرهایشان!
@collective98
تا قیام دیماه ۱۴۰۴،
جمهوری کشتار اسلامی جنگی تمام عیار و طبقاتی علیه فرودستانی راه انداخته
که چیزی برای از دستدادن ندارند جز زنجیرهایشان!
@collective98
🚩 در گسست از دوگانهی تحمیلی
آنچه امروز بهنام آلترناتیو به جامعه تحمیل میشود، انتخاب میان دو قدرت نیست؛ بازتولید یک منطق واحد در سطح حذف عاملیت مستقل اجتماعی و تمرکز قدرت است. در یکسو، حاکمیتی قرار دارد که با سرکوب سازمانیافته، انسداد سیاسی و امحای ساختارهای مستقل، جامعه را در وضعیت انقیاد نگه داشته است. این ساختار بر پیوند سرکوب سیاسی و نظم طبقاتی بنا شده و همزمان با واگذاری ثروت اجتماعی به وادیان سرمایه، زیست اکثریت را به مرز فرسایش کشانده است. بدون شکستن این پیوند سرکوب و مناسبات طبقاتی، هیچ گشایشی رخ نخواهد داد. در سوی دیگر، جریانی قرار دارد که با اتکا به رسانه، سرمایه و بلوکهای قدرت جهانی میکوشد همان تمرکز قدرت را در قالبی موروثی و وابسته بازسازی کند. در افق این پروژه، کارگر، معلم، زن و دانشجو به نیروی سازمانیافتهی تصمیمگیر بدل نمیشوند، بلکه به تودهی هوادار تقلیل مییابند. هیچ طرحی برای دگرگونی مناسبات تولید، مهار سرمایه، تضمین حق تشکل و اعتصاب یا آزادی زن بهمثابه مسئلهای ریشهدار در آن دیده نمیشود؛ چنانکه حتی در اعتراضات دیماه نیز چشماندازی برای درهمشکستن مالکیت مردسالار و کالاییسازی زنان از این اردوگاه شنیده نشد. این خلأ البته منحصر به این پروژه نیست؛ حاکمیت مستقر نیز همان منطق را در سوی دیگر بازتولید کرده است.
دانشگاه در این میان یکی از میدانهای اصلی این منازعه است که حاکمیت آن را با امنیتیسازی، تعلیق، پروندهسازی و سرکوب از نفس انداخته است؛ و اکنون تلاش برای اعلام «حمایت دانشگاه» از پروژهی پادشاهیخواه، تحریف آگاهانهی واقعیت است. دانشگاه نه ملک حاکمیت است و نه سکوی تبلیغ یک خاندان. همانگونه که در برابر سرکوب ایستادهایم، در برابر مصادره نیز میایستیم. در همین چارچوب باید به نیروهایی نیز پرداخت که درون دانشگاه، زیر پرچم «محور مقاومت» پناه گرفتهاند و در بزنگاه سرکوب زبان به سکوت سپردهاند. بزک ایدئولوژیک خشونت حاکم و ترجمهکردن مطالبات به پیوست منازعات ژئوپولیتیک، چیزی جز خلعسلاح سیاسی دانشگاه نیست. این موضع استقلال دانشگاه را قربانی وفاداری به دستگاه قدرت میکند و با واژگان رادیکال، ادغام در سازوکار سرکوب را میپوشاند.
افق رهایی اما در دل جامعه شکل میگیرد؛ در پیوند زندهی دانشجویان با طبقهی کارگر، با زنان، معلمان و دیگر اقشار تحت ستم. تغییر از دل سازمانیابی مستقل، از شوراها و شبکههای همبستگی بیرون میآید، نه از بازتولید فردمحوری در سیاست و نه از مجاهد فرقهسالار. ما با وجود تشخیص تفاوتهای تاریخی و سیاسی این دو پروژه، دوگانهی تحمیلی قدرت را نمیپذیریم و دانشگاه را به میدان سازمانیابی آگاهانه و جمعی بازمیگردانیم.
دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب کردستان
آنچه امروز بهنام آلترناتیو به جامعه تحمیل میشود، انتخاب میان دو قدرت نیست؛ بازتولید یک منطق واحد در سطح حذف عاملیت مستقل اجتماعی و تمرکز قدرت است. در یکسو، حاکمیتی قرار دارد که با سرکوب سازمانیافته، انسداد سیاسی و امحای ساختارهای مستقل، جامعه را در وضعیت انقیاد نگه داشته است. این ساختار بر پیوند سرکوب سیاسی و نظم طبقاتی بنا شده و همزمان با واگذاری ثروت اجتماعی به وادیان سرمایه، زیست اکثریت را به مرز فرسایش کشانده است. بدون شکستن این پیوند سرکوب و مناسبات طبقاتی، هیچ گشایشی رخ نخواهد داد. در سوی دیگر، جریانی قرار دارد که با اتکا به رسانه، سرمایه و بلوکهای قدرت جهانی میکوشد همان تمرکز قدرت را در قالبی موروثی و وابسته بازسازی کند. در افق این پروژه، کارگر، معلم، زن و دانشجو به نیروی سازمانیافتهی تصمیمگیر بدل نمیشوند، بلکه به تودهی هوادار تقلیل مییابند. هیچ طرحی برای دگرگونی مناسبات تولید، مهار سرمایه، تضمین حق تشکل و اعتصاب یا آزادی زن بهمثابه مسئلهای ریشهدار در آن دیده نمیشود؛ چنانکه حتی در اعتراضات دیماه نیز چشماندازی برای درهمشکستن مالکیت مردسالار و کالاییسازی زنان از این اردوگاه شنیده نشد. این خلأ البته منحصر به این پروژه نیست؛ حاکمیت مستقر نیز همان منطق را در سوی دیگر بازتولید کرده است.
دانشگاه در این میان یکی از میدانهای اصلی این منازعه است که حاکمیت آن را با امنیتیسازی، تعلیق، پروندهسازی و سرکوب از نفس انداخته است؛ و اکنون تلاش برای اعلام «حمایت دانشگاه» از پروژهی پادشاهیخواه، تحریف آگاهانهی واقعیت است. دانشگاه نه ملک حاکمیت است و نه سکوی تبلیغ یک خاندان. همانگونه که در برابر سرکوب ایستادهایم، در برابر مصادره نیز میایستیم. در همین چارچوب باید به نیروهایی نیز پرداخت که درون دانشگاه، زیر پرچم «محور مقاومت» پناه گرفتهاند و در بزنگاه سرکوب زبان به سکوت سپردهاند. بزک ایدئولوژیک خشونت حاکم و ترجمهکردن مطالبات به پیوست منازعات ژئوپولیتیک، چیزی جز خلعسلاح سیاسی دانشگاه نیست. این موضع استقلال دانشگاه را قربانی وفاداری به دستگاه قدرت میکند و با واژگان رادیکال، ادغام در سازوکار سرکوب را میپوشاند.
افق رهایی اما در دل جامعه شکل میگیرد؛ در پیوند زندهی دانشجویان با طبقهی کارگر، با زنان، معلمان و دیگر اقشار تحت ستم. تغییر از دل سازمانیابی مستقل، از شوراها و شبکههای همبستگی بیرون میآید، نه از بازتولید فردمحوری در سیاست و نه از مجاهد فرقهسالار. ما با وجود تشخیص تفاوتهای تاریخی و سیاسی این دو پروژه، دوگانهی تحمیلی قدرت را نمیپذیریم و دانشگاه را به میدان سازمانیابی آگاهانه و جمعی بازمیگردانیم.
دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب کردستان
🚩 تداوم کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" در هفته صدوهشتم در ۵۶ زندان مختلف
در چهلمین روز جانباختگان قیام دی ماه و با صمیمانهترین همدردیها با خانوادهها و مردم دلیری که در مراسم چهلم عزیزانشان با ارادهایی قوی یاد آن شهیدان را گرامی میدارند و به جای ماتم، عزمشان را برای ادامه مسیر تا پیروزی جزم کردهاند، اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" نیز همراهی و حمایت بیدریغ خود را از قیام مردم ایران و همچنین خانوادههای جانباختگان اعلام میدارد.
اسناد، فیلم و عکسهایی که در این روزها به تدریج منتشر شده و گوشههایی از جنایت بزرگ دیماه توسط حکومت ستمکار را فاش میکند، تأیید کننده این گفته شوم خامنهای است که "خدای الان همان خدای دهه شصت است" و این سطح از جنایت یک بار دیگر به ما یادآور میشود که ابعاد جنایت علیه بشریت و کشتارهای مخفیانه دهه ۶۰ و سال ۶۷ در زندانها که از دید دوربینها مخفی بودند تا چه حد وحشتناک و بزرگ بوده است. جنایاتی که هنوز پرده از تمام ابعاد آن برداشته نشدهاست.
آری اکنون دههاهزار بازداشتی اعتراضات اخیر زیر فشار و شکنجه قرار دارند و برای صدور احکام اعدام و زندانهای سنگین برای آنها برنامهریزی میشود. ما به همه مجامع بینالمللی برای اقدام فوری برای نجات این زندانیان فراخوان میدهیم. در همین حال از ابتدای بهمن ماه تا کنون بیش از ۳۰۰ زندانی شامل ۳ زن به دار آویخته شدند.
بنا به خبرهای منتشر شده صالح محمدی کشتیگیر ۱۸ ساله که در اعتراضات دی ماه دستگیر شده در زندان قم در برابر حکم اعدام قرار گرفته و جانش در معرض خطر جدی است.
اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" از عموم مردم ایران بویژه خانواده بازداشت شدگان ، میخواهد که سکوت نکنند و اخبار و اسامی عزیزانشان را اطلاع رسانی کنند و صدای آنها باشند.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" روز سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ در هفته صدوهشتم در ۵۶ زندان مختلف در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین(بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار(واحد ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز(بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان(بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان وکیلآباد مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت(بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام
سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
هفته ۱۰۸
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
در چهلمین روز جانباختگان قیام دی ماه و با صمیمانهترین همدردیها با خانوادهها و مردم دلیری که در مراسم چهلم عزیزانشان با ارادهایی قوی یاد آن شهیدان را گرامی میدارند و به جای ماتم، عزمشان را برای ادامه مسیر تا پیروزی جزم کردهاند، اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" نیز همراهی و حمایت بیدریغ خود را از قیام مردم ایران و همچنین خانوادههای جانباختگان اعلام میدارد.
اسناد، فیلم و عکسهایی که در این روزها به تدریج منتشر شده و گوشههایی از جنایت بزرگ دیماه توسط حکومت ستمکار را فاش میکند، تأیید کننده این گفته شوم خامنهای است که "خدای الان همان خدای دهه شصت است" و این سطح از جنایت یک بار دیگر به ما یادآور میشود که ابعاد جنایت علیه بشریت و کشتارهای مخفیانه دهه ۶۰ و سال ۶۷ در زندانها که از دید دوربینها مخفی بودند تا چه حد وحشتناک و بزرگ بوده است. جنایاتی که هنوز پرده از تمام ابعاد آن برداشته نشدهاست.
آری اکنون دههاهزار بازداشتی اعتراضات اخیر زیر فشار و شکنجه قرار دارند و برای صدور احکام اعدام و زندانهای سنگین برای آنها برنامهریزی میشود. ما به همه مجامع بینالمللی برای اقدام فوری برای نجات این زندانیان فراخوان میدهیم. در همین حال از ابتدای بهمن ماه تا کنون بیش از ۳۰۰ زندانی شامل ۳ زن به دار آویخته شدند.
بنا به خبرهای منتشر شده صالح محمدی کشتیگیر ۱۸ ساله که در اعتراضات دی ماه دستگیر شده در زندان قم در برابر حکم اعدام قرار گرفته و جانش در معرض خطر جدی است.
اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" از عموم مردم ایران بویژه خانواده بازداشت شدگان ، میخواهد که سکوت نکنند و اخبار و اسامی عزیزانشان را اطلاع رسانی کنند و صدای آنها باشند.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" روز سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ در هفته صدوهشتم در ۵۶ زندان مختلف در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین(بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار(واحد ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز(بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان(بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان وکیلآباد مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت(بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام
سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
هفته ۱۰۸
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
Forwarded from دانشگاه تهران - دانشجو
🛑بیانیه مشترک فعالین دانشجویی مستقل در محکومیت کشتار دیماه و سرکوب انباشته حکومت در دانشگاهها، ضرورت سازماندهی و دعوت به تجمع و اعتصاب همزمان با بازگشایی دانشگاهها
«بر شماست که از همهی امکانهای موجود در جهت سازماندهی استفاده کنید و در خلاء ظرفیت، آن را به وجود بیاورید. جمعهای دوستانه و کوچک خود را که با اهداف مختلف شکل گرفته منسجمتر کنید و اهداف جدید انقلابی به آن اضافه کنید و با دیگر جمع ها ارتباط بگیرید. تیمهای ورزشی، کانونهای فرهنگی، نشستهای علمی و هر کجایی و هر چیزی که افراد در حول آن جمع خواهند شد از جملهی این امکانهاست. غایت خواست دانشگاه ایجاد یک فضای دموکراتیک و شامل است که در آن گروههای مختلف امکان اعمال ارادهی خویش را داشته باشند و همگان در ادارهی وضعیت سهیم باشند. ما موجودیت سیاسی خود را در مقابل هرگونه تکصدایی و تفویض قدرت بر اشخاص میدانیم، پایبند به «زن زندگی آزادی» قدرت را برای مردم میخواهیم. این خواستهای است هم برای دانشگاه و هم برای کل کشور.
ما دانشجویان دانشگاههای سراسر کشور همچنان که پیشتر و به دفعات نشان دادهایم، در مقابل این ظلم و ستم از حد گذشته سکوت نخواهیم کرد. اگر تاکنون دست سرکوبگر شما بر دهان ما زده شده، حال نشان دادهایم که از جان خود میگذریم اما از آرمانهای خویش نخواهیم گذشت. شما متولیان کنونی دانشگاه نیز بدانید که با به تعطیلی کشاندن دانشگاهها و تصاحب فضاهای دانشگاهی در ریختن خون دانشجویان آزادیخواه شریک بودهاید. دفاع مشروع در برابر سرکوب حق ماست؛ هشدار میدهیم که مدیریت متزلزل شما را بر محیطهای دانشگاهی با تصرف فضاها پایان میدهیم. در همین راستاست که همصدا با سایر اصناف و گروههای معترض در روزیهای ۲۸ و ۲۹ بهمنماه دست به اعتصاب خواهیم زد. هیبت و هیمنهی ما را ببینید و ترسندهی آن روزی باشید که ما را در برابر خود میبینید.»
متن کامل بیانیه را در اینجا بخوانید.
دانشگاههای امضاکننده بیانیه:
این بیانیه بطور مشترک توسط ائتلاف رسانهای دانشجویان مستقل منتشر میشود:
«بر شماست که از همهی امکانهای موجود در جهت سازماندهی استفاده کنید و در خلاء ظرفیت، آن را به وجود بیاورید. جمعهای دوستانه و کوچک خود را که با اهداف مختلف شکل گرفته منسجمتر کنید و اهداف جدید انقلابی به آن اضافه کنید و با دیگر جمع ها ارتباط بگیرید. تیمهای ورزشی، کانونهای فرهنگی، نشستهای علمی و هر کجایی و هر چیزی که افراد در حول آن جمع خواهند شد از جملهی این امکانهاست. غایت خواست دانشگاه ایجاد یک فضای دموکراتیک و شامل است که در آن گروههای مختلف امکان اعمال ارادهی خویش را داشته باشند و همگان در ادارهی وضعیت سهیم باشند. ما موجودیت سیاسی خود را در مقابل هرگونه تکصدایی و تفویض قدرت بر اشخاص میدانیم، پایبند به «زن زندگی آزادی» قدرت را برای مردم میخواهیم. این خواستهای است هم برای دانشگاه و هم برای کل کشور.
ما دانشجویان دانشگاههای سراسر کشور همچنان که پیشتر و به دفعات نشان دادهایم، در مقابل این ظلم و ستم از حد گذشته سکوت نخواهیم کرد. اگر تاکنون دست سرکوبگر شما بر دهان ما زده شده، حال نشان دادهایم که از جان خود میگذریم اما از آرمانهای خویش نخواهیم گذشت. شما متولیان کنونی دانشگاه نیز بدانید که با به تعطیلی کشاندن دانشگاهها و تصاحب فضاهای دانشگاهی در ریختن خون دانشجویان آزادیخواه شریک بودهاید. دفاع مشروع در برابر سرکوب حق ماست؛ هشدار میدهیم که مدیریت متزلزل شما را بر محیطهای دانشگاهی با تصرف فضاها پایان میدهیم. در همین راستاست که همصدا با سایر اصناف و گروههای معترض در روزیهای ۲۸ و ۲۹ بهمنماه دست به اعتصاب خواهیم زد. هیبت و هیمنهی ما را ببینید و ترسندهی آن روزی باشید که ما را در برابر خود میبینید.»
متن کامل بیانیه را در اینجا بخوانید.
دانشگاههای امضاکننده بیانیه:
#دانشگاه_تهران
#دانشگاه_بهشتی
#دانشگاه_علامه
#دانشگاه_تربیتمدرس
#دانشگاه_شریف
#دانشگاه_امیرکبیر
#دانشگاه_خوارزمی
#دانشگاه_تبریز
#دانشگاه_هنر
#دانشگاه_صنعتی_اصفهان
#دانشگاه_شیراز
#دانشگاه_بینالمللی_قزوین
#دانشگاه_علومپزشکی_تهران
#دانشگاه_علومپزشکی_بهشتی
#دانشگاه_کاشان
#دانشگاه_علموصنعت
#دانشگاه_خواجهنصیر
#دانشگاه_بوعلی_همدان
#دانشگاه_علومپزشکی_مشهد
#دانشگاه_الزهرا
#دانشگاه_محقق_اردبیلی
#دانشگاه_علومپزشکی_نیشابور
#دانشگاه_رازی_کرمانشاه
#دانشگاه_گیلان
#دانشگاه_کردستان
#دانشگاه_زاهدان
این بیانیه بطور مشترک توسط ائتلاف رسانهای دانشجویان مستقل منتشر میشود:
دانشگاه تهران-دانشجو:
🆔@daneshjo_ut
صنف مستقل بهشتی:
🆔@motalebe_shorayesenfi
خبر مستقل شیراز:
🆔@ShirazUni_ind
ائتلاف دانشجویان تبریز:
🆔@tab_uni_etelaf1
دانشجویان دانشگاه هنر:
🆔@TUAstudents
توییتر الزهرا:
🆔@twitter_alzahra
صدای دانشجویان گیلان:
🆔@sedaye_daneshjo_guilan
Telegraph
🛑بیانیه مشترک فعالین دانشجویی مستقل در محکومیت کشتار دیماه و سرکوب انباشته حکومت در دانشگاهها، ضرورت سازماندهی و دعوت به تجمع…
در این زمانهی تاریک، فقط مرگ است که خیابانها را میپیماید. پشت هیچ مانعی نمیماند و در بیحرمتی تنهای آدمها تردید نمیکند. زمانهی ادبار است. بیثباتی اقتصادی و تمامیتخواهی جمهوری اسلامی سبب شده تا زندگی در ایران ناممکن شود. گرانی افسار گسیخته است…