🚩 روایت تکاندهنده ی برادر کمیل جمشیدی از کشتهشدگان خیزش دیماه دربارهی جستجو و یافتن پیکر برادرش
اسلایدها را ورق بزنید
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
#نه_سلطنت_نه_رهبری_آزادی_و_برابری
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@collective98
اسلایدها را ورق بزنید
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
#نه_سلطنت_نه_رهبری_آزادی_و_برابری
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@collective98
🚩 شهادت، حافظه، مقاومت
بیانیهی جمعی از فعالان حوزهی کودک داخل کشور علیه کشتار سیستماتیک کودکان
این متن نه درخواست است و نه تلاشی برای متقاعد کردن ساختاری که خود عامل خشونت است. این یک کیفرخواست عمومی است بهمنظور ثبت حقیقت درحافظهی جمعی و حفظ امکان پیگرد در آیندهای نه چندان دور.
آنچه در دیماه ۱۴۰۴ بر کودکان و نوجوانان گذشت، با تعبیرهایی مانند «خطای مأمور» یا «شرایط استثنایی»و «مداخلهی عوامل بیگانه و تروریستها» توجیهپذیر نیست. تکرار الگوهای یکسان در شهرهای مختلف، اعم از شلیک مستقیم به افراد زیر هجده سال، نوع جراحات، گستردگی بازداشتها، ضربوشتم و خشونت حین بازداشت، اعترافگیری اجباری، دادرسی ناعادلانه، نشان میدهد با رفتاری سازمانیافته از سوی ساختارهای رسمی قدرت روبهرو هستیم، نه با انحراف و تخلف فردی. ما با نقض فاحش حقوق بشر روبهرو هستیم و مسئولیت آن را متوجه آمران، عاملان و تصمیمگیران در همهی سطوح میدانیم.
این در حالی است که سالها از پیوستن جمهوری اسلامی به کنوانسیون حقوق کودک میگذرد، اما به جای تعهد به حق حیات، منع شکنجه، منع بازداشت خودسرانه و حمایت ویژه از افراد زیر سن قانونی همواره شاهد استمرار خشونت علیه کودکان ایرانی و کودکان ایرانیِ افغانستانیتبار بودهایم: از تبعیض در آموزش و خدمات تا بازداشت و طرد و اخراج اجباری بدون والدین و اکنون کشتار سیستماتیک. این وضعیت مبنای مسئولیت حقوقی امروز و فرداست.
آنچه رخ داده میتواند در چارچوب «حملهی گسترده یا سازمانیافته علیه جمعیت غیرنظامی» بررسی شود؛ مفهومی شناختهشده در حقوق بینالملل ذیل عنوان جنایت علیه بشریت.
علاوهبراین، نسلی که با صدای تیر، بازداشت همکلاسیها، تهدید و ناامنی دائمی بزرگ میشود، با آسیبهایی ماندگار روبهرو خواهد بود: اضطراب مزمن، اختلال استرس پس از سانحه، افسردگی، بیاعتمادی اجتماعی، ترک تحصیل و گسست عاطفی. زیستن کودک در سایهی فاجعه، خود شکلی از خشونت است.
از سویی، بهزعم ما، هر جریان سیاسی که نوجوانان را آگاهانه به موقعیتهای مرگبار فرابخواند یا از آنان برای خود سرمایهی تبلیغاتی بسازد، از مسئولیت اخلاقی و سیاسی مبرا نیست. کودک نه سپر انسانی است و نه ابزار بسیج.
بیشک جمهوری اسلامی باید در قبال کودکسربازان و کودکان سرکوبشده پاسخگو باشد؛ اما همزمان سلطنتطلبان و رسانههای نزدیک به آنان که نوجوانان را به ایستادن در برابر گلوله تشویق میکنند، بیآنکه سازوکار حمایت حقوقی یا مسئولیتپذیری عملی ارائه دهند، باید پاسخگو باشند. تشویق به «قهرمانانه مردن» جایی در سیاست مسئولانه ندارد.
خانوادهها، معلمان، فعالان اجتماعی و نیروهای سیاسی موظفاند در عین به رسمیت شناختن حق کودکان برای بیان اعتراض خود آنها را از خشونت و خطر جانی در امان نگاه دارند و با ایستادن در کنار کودکان و ایجاد فضایی امن برای کنشگری آنها مانع عادیسازی سرکوب شوند. امتناع از مشارکت در سرکوب، حداقل وظیفهی اخلاقی ما است.از معلمان، مدیران، کارکنان آموزشوپرورش، نهادهای مدنی و فعالان اجتماعی میخواهیم از ظرفیتهای حرفهای و صنفی خود برای دفاع از دانشآموزان استفاده کنند: از جمله اعتصاب، خودداری از همکاری با سازوکارهای بازداشت و پروندهسازی، و مطالبهی نظارت مستقل بر وضعیت بازداشتشدگان.
بهگزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران بیش از دویست دانشآموز، یعنی به تعداد دانشآموزان یک مدرسه، در اعتراضات اخیر کشته شدهاند. بر ما است که نگذاریم کودکان به عدد تبدیل شوند و از نام و یاد آنها پاسداری کنیم. حافظه مقدمهی عدالت است.
اینها همه در حالی است که نهادها و سازمانهای بینالمللی حتی از ابراز نگرانیهای همیشگیشان هم سر باز زدهاند و باید بابت این واکنش و موضعگیری غیرمسئولانهشان شرمسار و پاسخگو باشند. در نتیجه، اتکای ما به حافظه، مستندسازی و کنش جمعی خودمان است.
در پایان، ما هر صدایی را که بر طبل جنگ میکوبد نیز محکوم میکنیم. زیرا نخستین قربانیان هر جنگ کودکاناند؛ پیش از بمباران، ترس و فروپاشی روانی است که کودکی را نابود میکند. عادیسازی جنگ مشارکت در خشونت علیه کودکان است.
ما بیطرف نیستیم، طرف کودکان ایستادهایم. فریاد میزنیم کودکان زندانی باید فوراً و بدون قید و شرط آزاد شوند! جان کودک موضوع معاملهی سیاسی نیست! ما برای آزادی و احقاق حق تکتک کودکان ایستادهایم و از پا نمیافتیم!
@collective98
بیانیهی جمعی از فعالان حوزهی کودک داخل کشور علیه کشتار سیستماتیک کودکان
این متن نه درخواست است و نه تلاشی برای متقاعد کردن ساختاری که خود عامل خشونت است. این یک کیفرخواست عمومی است بهمنظور ثبت حقیقت درحافظهی جمعی و حفظ امکان پیگرد در آیندهای نه چندان دور.
آنچه در دیماه ۱۴۰۴ بر کودکان و نوجوانان گذشت، با تعبیرهایی مانند «خطای مأمور» یا «شرایط استثنایی»و «مداخلهی عوامل بیگانه و تروریستها» توجیهپذیر نیست. تکرار الگوهای یکسان در شهرهای مختلف، اعم از شلیک مستقیم به افراد زیر هجده سال، نوع جراحات، گستردگی بازداشتها، ضربوشتم و خشونت حین بازداشت، اعترافگیری اجباری، دادرسی ناعادلانه، نشان میدهد با رفتاری سازمانیافته از سوی ساختارهای رسمی قدرت روبهرو هستیم، نه با انحراف و تخلف فردی. ما با نقض فاحش حقوق بشر روبهرو هستیم و مسئولیت آن را متوجه آمران، عاملان و تصمیمگیران در همهی سطوح میدانیم.
این در حالی است که سالها از پیوستن جمهوری اسلامی به کنوانسیون حقوق کودک میگذرد، اما به جای تعهد به حق حیات، منع شکنجه، منع بازداشت خودسرانه و حمایت ویژه از افراد زیر سن قانونی همواره شاهد استمرار خشونت علیه کودکان ایرانی و کودکان ایرانیِ افغانستانیتبار بودهایم: از تبعیض در آموزش و خدمات تا بازداشت و طرد و اخراج اجباری بدون والدین و اکنون کشتار سیستماتیک. این وضعیت مبنای مسئولیت حقوقی امروز و فرداست.
آنچه رخ داده میتواند در چارچوب «حملهی گسترده یا سازمانیافته علیه جمعیت غیرنظامی» بررسی شود؛ مفهومی شناختهشده در حقوق بینالملل ذیل عنوان جنایت علیه بشریت.
علاوهبراین، نسلی که با صدای تیر، بازداشت همکلاسیها، تهدید و ناامنی دائمی بزرگ میشود، با آسیبهایی ماندگار روبهرو خواهد بود: اضطراب مزمن، اختلال استرس پس از سانحه، افسردگی، بیاعتمادی اجتماعی، ترک تحصیل و گسست عاطفی. زیستن کودک در سایهی فاجعه، خود شکلی از خشونت است.
از سویی، بهزعم ما، هر جریان سیاسی که نوجوانان را آگاهانه به موقعیتهای مرگبار فرابخواند یا از آنان برای خود سرمایهی تبلیغاتی بسازد، از مسئولیت اخلاقی و سیاسی مبرا نیست. کودک نه سپر انسانی است و نه ابزار بسیج.
بیشک جمهوری اسلامی باید در قبال کودکسربازان و کودکان سرکوبشده پاسخگو باشد؛ اما همزمان سلطنتطلبان و رسانههای نزدیک به آنان که نوجوانان را به ایستادن در برابر گلوله تشویق میکنند، بیآنکه سازوکار حمایت حقوقی یا مسئولیتپذیری عملی ارائه دهند، باید پاسخگو باشند. تشویق به «قهرمانانه مردن» جایی در سیاست مسئولانه ندارد.
خانوادهها، معلمان، فعالان اجتماعی و نیروهای سیاسی موظفاند در عین به رسمیت شناختن حق کودکان برای بیان اعتراض خود آنها را از خشونت و خطر جانی در امان نگاه دارند و با ایستادن در کنار کودکان و ایجاد فضایی امن برای کنشگری آنها مانع عادیسازی سرکوب شوند. امتناع از مشارکت در سرکوب، حداقل وظیفهی اخلاقی ما است.از معلمان، مدیران، کارکنان آموزشوپرورش، نهادهای مدنی و فعالان اجتماعی میخواهیم از ظرفیتهای حرفهای و صنفی خود برای دفاع از دانشآموزان استفاده کنند: از جمله اعتصاب، خودداری از همکاری با سازوکارهای بازداشت و پروندهسازی، و مطالبهی نظارت مستقل بر وضعیت بازداشتشدگان.
بهگزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران بیش از دویست دانشآموز، یعنی به تعداد دانشآموزان یک مدرسه، در اعتراضات اخیر کشته شدهاند. بر ما است که نگذاریم کودکان به عدد تبدیل شوند و از نام و یاد آنها پاسداری کنیم. حافظه مقدمهی عدالت است.
اینها همه در حالی است که نهادها و سازمانهای بینالمللی حتی از ابراز نگرانیهای همیشگیشان هم سر باز زدهاند و باید بابت این واکنش و موضعگیری غیرمسئولانهشان شرمسار و پاسخگو باشند. در نتیجه، اتکای ما به حافظه، مستندسازی و کنش جمعی خودمان است.
در پایان، ما هر صدایی را که بر طبل جنگ میکوبد نیز محکوم میکنیم. زیرا نخستین قربانیان هر جنگ کودکاناند؛ پیش از بمباران، ترس و فروپاشی روانی است که کودکی را نابود میکند. عادیسازی جنگ مشارکت در خشونت علیه کودکان است.
ما بیطرف نیستیم، طرف کودکان ایستادهایم. فریاد میزنیم کودکان زندانی باید فوراً و بدون قید و شرط آزاد شوند! جان کودک موضوع معاملهی سیاسی نیست! ما برای آزادی و احقاق حق تکتک کودکان ایستادهایم و از پا نمیافتیم!
@collective98
Forwarded from کمیتۀ عمل سازمانده کارگری
⭕️ خیزش ۱۴۰۴: نیم گام به پیش، دو گام به پس!
این مطلب را در بحبوحه روزهای منتهی به هفته دوم اعتراضات آماده کرده و در یک قدمی انتشار بودیم؛ اما با «۱۸ دی» هم اینترنت قطع شد و هم تحولات رنگ و بویی اساساً متفاوت گرفت که بازنگری جدی در برخی بخشها را میطلبید. قطع چند هفتهای راههای ارتباطی در ترکیب با سانسور و پوشش جهتدار شبکههای ماهوارهای محدودیتهایی را در مقابل فهم ما از تصویر کلی و به ویژه فضای جنگی قرار داده بود. اکنون که اینترنت قطرهچکانی باز شده، قصد داریم بر مبنای مشاهدات و مداخلاتمان، دی ماه ۱۴۰۴ را از نو مرور کنیم: چه رخ داد؟ چطور از «زن زندگی آزادی» به «پهلوی برمیگرده» رسیدیم؟ سر و کله «رضا پهلوی» از کجا و چطور پیدا شد؟ آیا خطر جنگ جدی است؟ به کدام سو میرویم؟ و نهایتاً چپ انقلابی چه مداخلاتی میتوانست و میتواند داشته باشد؟
عناویـــن:
🔘مؤلفههای مؤثر بر اعتراضات دیماه:
🔹تصویر بینالمللی
🔹تصویر داخلی
🔹 فازبندی سه گانه اعتراضات دیماه
🔹 نقش اقلیتهای ملی
🔹 قطع بیسابقه ارتباطات
🔹 تغییر دینامیسم درونجناحی ج.ا
🔹فاکتور فضای جنگی
🔸معمای پهلوی
🔸رژیم چنج
🔻دخالت ما چطور میتوانست و باید باشد؟
🔸جنگ میشود یا نه؟!
🔻جمعبندی
👈🏾برای مطالعه کامل مطلب بر Instant-View کلیک کنید...
این مطلب را در بحبوحه روزهای منتهی به هفته دوم اعتراضات آماده کرده و در یک قدمی انتشار بودیم؛ اما با «۱۸ دی» هم اینترنت قطع شد و هم تحولات رنگ و بویی اساساً متفاوت گرفت که بازنگری جدی در برخی بخشها را میطلبید. قطع چند هفتهای راههای ارتباطی در ترکیب با سانسور و پوشش جهتدار شبکههای ماهوارهای محدودیتهایی را در مقابل فهم ما از تصویر کلی و به ویژه فضای جنگی قرار داده بود. اکنون که اینترنت قطرهچکانی باز شده، قصد داریم بر مبنای مشاهدات و مداخلاتمان، دی ماه ۱۴۰۴ را از نو مرور کنیم: چه رخ داد؟ چطور از «زن زندگی آزادی» به «پهلوی برمیگرده» رسیدیم؟ سر و کله «رضا پهلوی» از کجا و چطور پیدا شد؟ آیا خطر جنگ جدی است؟ به کدام سو میرویم؟ و نهایتاً چپ انقلابی چه مداخلاتی میتوانست و میتواند داشته باشد؟
عناویـــن:
🔘مؤلفههای مؤثر بر اعتراضات دیماه:
🔹تصویر بینالمللی
🔹تصویر داخلی
🔹 فازبندی سه گانه اعتراضات دیماه
🔹 نقش اقلیتهای ملی
🔹 قطع بیسابقه ارتباطات
🔹 تغییر دینامیسم درونجناحی ج.ا
🔹فاکتور فضای جنگی
🔸معمای پهلوی
🔸رژیم چنج
🔻دخالت ما چطور میتوانست و باید باشد؟
🔸جنگ میشود یا نه؟!
🔻جمعبندی
👈🏾برای مطالعه کامل مطلب بر Instant-View کلیک کنید...
کمیته عمل سازمانده کارگری
خیزش ۱۴۰۴: نیم گام به پیش، دو گام به پس
از دی ۹۶ تا دی ۱۴۰۴:
Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
#گزارش_اختصاصی شورای هماهنگی
🔴 روایتی از «سرکوب خاموش» در مدارس پس از وقایع خونین دیماه ۱۴۰۴
اختصاصی/ برپایه گزارشهای موثق و میدانی که طی روزهای اخیر از سوی معلمان، والدین و دانشآموزان از استانهای مختلف کشور به دست شورای هماهنگی رسیده، دامنه سرکوبهای خیابانیِ دیماه، اکنون به شکل خطرناکی به داخل کلاسهای درس کشیده شده است.
(توضیح: شورای هماهنگی به دلیل حفظ امنیت جانی منابع خبری، معلمان و دانشآموزان، از ذکر نام مدارس و مناطق جغرافیایی این گزارشها معذور است، اما اسناد و روایات دریافتی نشاندهنده یک الگوی سیستماتیک در سراسر کشور است.)
🔻 ورود نیروهای غیرتخصصی و پروژه «تفتیش عقاید»
گزارشهای واصله حاکی از آن است که در پی اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه، مدارس به حیاط خلوت نهادهای امنیتی تبدیل شدهاند. شاهدان عینی گزارش میدهند که افرادی خارج از کادر آموزشی (تحت عناوین نیروهای بسیج، مبلغان مذهبی و عوامل لباس شخصی) با برنامههای از پیش تعیینشده وارد مدارس شدهاند.
ماموریت این افراد نه آموزش، بلکه «تفتیش عقاید» و اعمال فشار روانی بر دانشآموزان گزارش شده است. این اقدامات، مدرسه را که باید «خانه دوم» و پناهگاه امن کودک باشد، به کانون مناقشه و وحشت بدل کرده است.
🔻 هشدار کارشناسان: خطر «ترومای مجدد» برای دانشآموزان
بررسیهای کارشناسی بر روی گزارشهای دریافتی نشان میدهد دانشآموزانی که در جریان اعتراضات دیماه در معرض خشونت بودهاند، اکنون در مدرسه با «محرکهای بازآسیبزا» روبرو هستند.
بازجوییهای مکرر، پرسشهای تهدیدآمیز و القای حس «نظارت دائمی»، عملاً مدرسه را از یک نهاد حمایتگر به یک «منبع تهدید» تبدیل کرده است. روانشناسان و مشاوران مدارس در پیامهای خود به شورا هشدار دادهاند که این رویه در حال ایجاد حس «طرد نهادی» است؛ وضعیتی که دانشآموز خود را نه یک عضو ارزشمند، بلکه یک «سوژه امنیتی» میپندارد. پیامد فوری این وضعیت، افزایش آمار گریز از مدرسه و افت شدید انگیزه تحصیلی گزارش شده است.
🔻 تخریب دیوار اعتماد میان معلم و شاگرد
یکی از نگرانکنندهترین بخشهای گزارشهای رسیده، تلاش سیستم برای تخریب رابطه معلمان و دانشآموزان است. با وجود اینکه بدنه معلمان کشور در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ همراهی خود را با مردم اثبات کردهاند، اما امنیتی شدن فضا باعث شده دانشآموزان به ناچار معلمان را در جایگاه «ناظر» یا «گزارشدهنده» ببینند.
این فضای پلیسی، سرمایه عاطفی کلاس درس را نشانه رفته و دانشآموز را به سمت بیاعتمادی فراگیر نسبت به تمام بزرگسالان (حتی والدین و اولیای مدرسه) سوق داده است.
🔻 جمعبندی و مطالبه
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، با استناد به این گزارشهای تکاندهنده، هشدار میدهد که تداوم حضور نیروهای امنیتی، حوزوی و بسیجی در مدارس، تیر خلاصی بر پیکر نظام آموزشی است.
ما خواستار خروج فوری تمامی نیروهای غیرآموزشی از مدارس هستیم. مدرسه پادگان نیست؛ به نظامیسازی فضای آموزشی پایان دهید تا مدرسه دوباره به خانه امن کودکان ایران تبدیل شود.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
اختصاصی/ برپایه گزارشهای موثق و میدانی که طی روزهای اخیر از سوی معلمان، والدین و دانشآموزان از استانهای مختلف کشور به دست شورای هماهنگی رسیده، دامنه سرکوبهای خیابانیِ دیماه، اکنون به شکل خطرناکی به داخل کلاسهای درس کشیده شده است.
(توضیح: شورای هماهنگی به دلیل حفظ امنیت جانی منابع خبری، معلمان و دانشآموزان، از ذکر نام مدارس و مناطق جغرافیایی این گزارشها معذور است، اما اسناد و روایات دریافتی نشاندهنده یک الگوی سیستماتیک در سراسر کشور است.)
🔻 ورود نیروهای غیرتخصصی و پروژه «تفتیش عقاید»
گزارشهای واصله حاکی از آن است که در پی اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه، مدارس به حیاط خلوت نهادهای امنیتی تبدیل شدهاند. شاهدان عینی گزارش میدهند که افرادی خارج از کادر آموزشی (تحت عناوین نیروهای بسیج، مبلغان مذهبی و عوامل لباس شخصی) با برنامههای از پیش تعیینشده وارد مدارس شدهاند.
ماموریت این افراد نه آموزش، بلکه «تفتیش عقاید» و اعمال فشار روانی بر دانشآموزان گزارش شده است. این اقدامات، مدرسه را که باید «خانه دوم» و پناهگاه امن کودک باشد، به کانون مناقشه و وحشت بدل کرده است.
🔻 هشدار کارشناسان: خطر «ترومای مجدد» برای دانشآموزان
بررسیهای کارشناسی بر روی گزارشهای دریافتی نشان میدهد دانشآموزانی که در جریان اعتراضات دیماه در معرض خشونت بودهاند، اکنون در مدرسه با «محرکهای بازآسیبزا» روبرو هستند.
بازجوییهای مکرر، پرسشهای تهدیدآمیز و القای حس «نظارت دائمی»، عملاً مدرسه را از یک نهاد حمایتگر به یک «منبع تهدید» تبدیل کرده است. روانشناسان و مشاوران مدارس در پیامهای خود به شورا هشدار دادهاند که این رویه در حال ایجاد حس «طرد نهادی» است؛ وضعیتی که دانشآموز خود را نه یک عضو ارزشمند، بلکه یک «سوژه امنیتی» میپندارد. پیامد فوری این وضعیت، افزایش آمار گریز از مدرسه و افت شدید انگیزه تحصیلی گزارش شده است.
🔻 تخریب دیوار اعتماد میان معلم و شاگرد
یکی از نگرانکنندهترین بخشهای گزارشهای رسیده، تلاش سیستم برای تخریب رابطه معلمان و دانشآموزان است. با وجود اینکه بدنه معلمان کشور در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ همراهی خود را با مردم اثبات کردهاند، اما امنیتی شدن فضا باعث شده دانشآموزان به ناچار معلمان را در جایگاه «ناظر» یا «گزارشدهنده» ببینند.
این فضای پلیسی، سرمایه عاطفی کلاس درس را نشانه رفته و دانشآموز را به سمت بیاعتمادی فراگیر نسبت به تمام بزرگسالان (حتی والدین و اولیای مدرسه) سوق داده است.
🔻 جمعبندی و مطالبه
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، با استناد به این گزارشهای تکاندهنده، هشدار میدهد که تداوم حضور نیروهای امنیتی، حوزوی و بسیجی در مدارس، تیر خلاصی بر پیکر نظام آموزشی است.
ما خواستار خروج فوری تمامی نیروهای غیرآموزشی از مدارس هستیم. مدرسه پادگان نیست؛ به نظامیسازی فضای آموزشی پایان دهید تا مدرسه دوباره به خانه امن کودکان ایران تبدیل شود.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
کلکتیو ۹۸
Video
*
چند دقیقه با سلطنت طلبها: توحش به روایت تصویر
🔻جریان سلطنتطلب نه فقط دموکراسیخواهان و آزادیخواهان را در شبکههای اجتماعی هدف فحاشی و افترا قرار میدهد و با ادبیات تهدید، از مرگ و اعدام حرف میزند؛ بلکه در تظاهرات خارج از کشور نیز، با در دست داشتن پرچم اسرائیل و با زبانی جنسیتزده، به هر شعاری جز «جاوید شاه» حمله میکند. اقتدارطلبی این جریان تا جایی پیش رفته که حتی شعار «مرگ بر دیکتاتور» برایش غیرقابل تحمل شده، چه برسد به «زن، زندگی، آزادی».
🔻در این فضا، نمونهها کم نیست. یکی از چهرههای نزدیک به رضا پهلوی، شهرام ماکویی، پیشتر آشکارا خواستار اعدام نرگس محمدی شده بود. امیرحسین اعتمادی و علیرضا کیانی هم جملاتی از جنس «با تکتک شما تسویه حساب میکنیم» نوشتهاند. علی کریمی با انتشار تصویری از چهرههای اپوزیسیون به آنها فحاشی کرده بود؛ او همچنین گلشیفته فراهانی را به دلیل مخالفت ضمنی با جنگ و حمله خارجی «پورناستار» خواند. در همین منطق، هر کس از حق تعیین سرنوشت و رفع تبعیضهای اجتماعی میان مرکز و حاشیه سخن بگوید، خیلی سریع با برچسب «تجزیهطلبی» حذف میشود.
🔻حذف و بیاعتبار ساختن رقیبان سیاسی و پس زدن تکثر، وجه مشخصه این جریان است؛ همانطور که محمدرضا پهلوی، شاه مخلوع، میکوشید «سرخ» را با «سیاه» یکی بگیرد، امروز نیز در بخشهایی از این گفتمان، همان منطقِ همردیفسازی و دشمنسازی تکرار میشود.
🔻برخی میگویند نقد این جریان را باید به «بعد از جمهوری اسلامی» موکول کرد و فعلاً همه توان را روی انقلاب پیشرو گذاشت. پاسخ ما روشن است:
یک) فاشیسم با «عادیسازی» پیش میرود؛ با طبیعی کردن چیزهایی که پیشتر خط قرمز اخلاقی و سیاسی و تابوی اجتماعی بودند. وقتی تهدید به اعدام، احیای ساواک، یا حمله به مخالفان به یک زبان روزمره بدل میشود، مرزبندی روشن با این ادبیات و حاملانش ضروری است.
دو) تعلیق تضادها با یک جریان انحصارگرا، اقتدارگرا و مردسالار، یکبار در انقلاب ۵۷ تجربه شده است؛ زمانی که بخشهایی از نیروهای سیاسی نقد اسلامگرایان و خمینیستها را «به بعد» حواله دادند. اگر تنها یک درس از ۵۷ باقی مانده باشد، همین است: سکوت امروز، هزینه فرداست.
سه) مبارزه برای آزادی فقط رهایی از سلطه و ستم نیست؛ آزادی یعنی امکان ساختن جامعهای برابرتر و بهتر. مسئله صرفاً از جا کندن غدهای به نام جمهوری اسلامی نیست، بلکه مسئله «نظم بعد از آن» است. همانطور که سرنگونی شاه بهتنهایی برای ساختن جامعهای برابر کافی نبود، امروز هم آلترناتیو جمهوری اسلامی موضوع آینده نیست؛ مسئله همینجا و همین اکنون است.
@collective98
چند دقیقه با سلطنت طلبها: توحش به روایت تصویر
🔻جریان سلطنتطلب نه فقط دموکراسیخواهان و آزادیخواهان را در شبکههای اجتماعی هدف فحاشی و افترا قرار میدهد و با ادبیات تهدید، از مرگ و اعدام حرف میزند؛ بلکه در تظاهرات خارج از کشور نیز، با در دست داشتن پرچم اسرائیل و با زبانی جنسیتزده، به هر شعاری جز «جاوید شاه» حمله میکند. اقتدارطلبی این جریان تا جایی پیش رفته که حتی شعار «مرگ بر دیکتاتور» برایش غیرقابل تحمل شده، چه برسد به «زن، زندگی، آزادی».
🔻در این فضا، نمونهها کم نیست. یکی از چهرههای نزدیک به رضا پهلوی، شهرام ماکویی، پیشتر آشکارا خواستار اعدام نرگس محمدی شده بود. امیرحسین اعتمادی و علیرضا کیانی هم جملاتی از جنس «با تکتک شما تسویه حساب میکنیم» نوشتهاند. علی کریمی با انتشار تصویری از چهرههای اپوزیسیون به آنها فحاشی کرده بود؛ او همچنین گلشیفته فراهانی را به دلیل مخالفت ضمنی با جنگ و حمله خارجی «پورناستار» خواند. در همین منطق، هر کس از حق تعیین سرنوشت و رفع تبعیضهای اجتماعی میان مرکز و حاشیه سخن بگوید، خیلی سریع با برچسب «تجزیهطلبی» حذف میشود.
🔻حذف و بیاعتبار ساختن رقیبان سیاسی و پس زدن تکثر، وجه مشخصه این جریان است؛ همانطور که محمدرضا پهلوی، شاه مخلوع، میکوشید «سرخ» را با «سیاه» یکی بگیرد، امروز نیز در بخشهایی از این گفتمان، همان منطقِ همردیفسازی و دشمنسازی تکرار میشود.
🔻برخی میگویند نقد این جریان را باید به «بعد از جمهوری اسلامی» موکول کرد و فعلاً همه توان را روی انقلاب پیشرو گذاشت. پاسخ ما روشن است:
یک) فاشیسم با «عادیسازی» پیش میرود؛ با طبیعی کردن چیزهایی که پیشتر خط قرمز اخلاقی و سیاسی و تابوی اجتماعی بودند. وقتی تهدید به اعدام، احیای ساواک، یا حمله به مخالفان به یک زبان روزمره بدل میشود، مرزبندی روشن با این ادبیات و حاملانش ضروری است.
دو) تعلیق تضادها با یک جریان انحصارگرا، اقتدارگرا و مردسالار، یکبار در انقلاب ۵۷ تجربه شده است؛ زمانی که بخشهایی از نیروهای سیاسی نقد اسلامگرایان و خمینیستها را «به بعد» حواله دادند. اگر تنها یک درس از ۵۷ باقی مانده باشد، همین است: سکوت امروز، هزینه فرداست.
سه) مبارزه برای آزادی فقط رهایی از سلطه و ستم نیست؛ آزادی یعنی امکان ساختن جامعهای برابرتر و بهتر. مسئله صرفاً از جا کندن غدهای به نام جمهوری اسلامی نیست، بلکه مسئله «نظم بعد از آن» است. همانطور که سرنگونی شاه بهتنهایی برای ساختن جامعهای برابر کافی نبود، امروز هم آلترناتیو جمهوری اسلامی موضوع آینده نیست؛ مسئله همینجا و همین اکنون است.
@collective98
وقتی یاسمین پهلوی شعار «مرگ بر سه فاسد…» را بازنشر میکند، یا وقتی چهرههایی مثل امیرحسین اعتمادی با ادبیات «تسویهحساب» و تهدید حرف میزنند، آیا آنها هم از عوامل حکومتی اند؟
بیرونی کردن تناقضات و مسائل درونی برای مایی که جمهوری اسلامی را تجربه کردیم رویه ای اشنا و نخ نماست.
َشازده در بیرون «نقاب دموکراسی» میزند، اما در عمل، ادبیات حذف و خشونت را عادیسازی میکند و جماعتی را—چه در خیابان و چه در شبکههای اجتماعی—برای حمله به هر صدای متفاوت رها میگذارد.
@collective98
بیرونی کردن تناقضات و مسائل درونی برای مایی که جمهوری اسلامی را تجربه کردیم رویه ای اشنا و نخ نماست.
َشازده در بیرون «نقاب دموکراسی» میزند، اما در عمل، ادبیات حذف و خشونت را عادیسازی میکند و جماعتی را—چه در خیابان و چه در شبکههای اجتماعی—برای حمله به هر صدای متفاوت رها میگذارد.
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 از نیزارهای ماهشهر در آبان ۹۸ که این ویدئو سند آن است،
تا قیام دیماه ۱۴۰۴،
جمهوری کشتار اسلامی جنگی تمام عیار و طبقاتی علیه فرودستانی راه انداخته
که چیزی برای از دستدادن ندارند جز زنجیرهایشان!
@collective98
تا قیام دیماه ۱۴۰۴،
جمهوری کشتار اسلامی جنگی تمام عیار و طبقاتی علیه فرودستانی راه انداخته
که چیزی برای از دستدادن ندارند جز زنجیرهایشان!
@collective98