Forwarded from دسگوھاراں (Dasgoharan)
ما در این مدت بارها از خود پرسیدیم چرا بنویسم و دیگر چه میتوان گفت؟ اما دوباره به یاد آوردیم که خود ما نیز زمانی که آغاز به کار کردیم، الهام گرفته از مقاومتهای بومی مردمان خود بودیم و بر شانههای دههها مبارزات خواهران و برادرانمان در مبارزه با استعمار داخلی و استبداد تکیه کرده بودیم. پس در این میان دوباره به فضاهای خودآیین و بومی مردم بلوچ و غیربلوچ چه در سیستان و چه در بلوچستان که با خون دل و حرکت بر لبه تیغ امنیتی ساختهاند پناه میبریم.
جمهوریاسلامی با فقر گسترده، تخریب محیطزیست، سلب مالکیت بومیان و نابودی زبان و دانش بومی همواره ما را در وضعیت آستانهای نگاه داشته و در بزنگاهها به تسویه حساب با ما پرداخته است. از یاد نمیبریم که چگونه جنگ ۱۲ روزه تمام شد، اما نه برای بلوچها. آن روزها نوشتیم که چگونه نیروهای امنیتی در کنار پروژه «اخراج افغانستانیها» بیش از دهها نفر را در سیستانوبلوچستان به جرم «جاسوسی» بازداشت کردند و حتی به روی زنان بیسلاح روستایی آتش گشودند و آنها را کشتند و اعدامها را افزایش دادند. گفتیم:
«نمیتوان جنگ را به عنوان فرصت به ملل تحتستم فروخت. میلیتاریزه شدن جوامع حاشیه، انسجام اجتماعی را بیش از پیش تضعیف و اجتماعات آنها را دچار فروپاشی و تجزیه میکند؛ همچنان که برای سایر ملل در افغانستان، عراق، لیبی و سوریه اتفاق افتاد. دفاع از جنگ به عنوان مسیر آزادی نگاهی است که بلوچستان را صحرایی سترون می پندارد؛ جایی که جز فقر، بدبختی و فلاکت چیزی در آن نروییده و نخواهد رویید. گفتمان جنگطلبی مبارزاتی که نمودهای آن در دوره قیام ژینا تا مدتها ما را خیره کرده و به تحسین واداشته بود، به فراموشی میسپرد. دستاورد روزهایی که کوردستان فریاد «کوردستان گورستان فاشیستان» سر میداد و بلوچستان برای تمامکشتگان پیام همبستگی میفرستاد با خطر جدی نابودی روبرو است. در سایه جنگ و فاشیسم ناشی از آن، هر رویایی به سرعت بر باد میرود و هر بذر امیدی برای تغییر، میسوزد و از خاک سربرنمیآورد.»
مردمان حاشیه و مرزها همواره فهم نزدیکتر و ملموستری از جنگ و خشونت دارند. چه آن زمان که سیاستهای امنیتیسازی جمهوریاسلامی در حاشیه هرگونه فعالیت اجتماعی را «ضدامنیتی» و «تروریستی» تلقی کرد و یعقوب مهرنهاد را به دار کشید، و چه آنگاه که با توزیع سلاح میان سرطایفههای گماشته خود و ایجاد پایگاههای بسیج و سپاه به دست مزدوران بومی حذف فیزیکی را در منطقه رواج داد، همواره بلوچها از نخستین قربانیان سیاستهای خشونتگرا بودهاند. ما در نوشتههای پیشین خود بارها نوشتهایم که چگونه حکومت جمهوریاسلامی از یکسو از تحریک غیربلوچها در برابر بلوچها به عنوان سیاستی برای تداوم وضعیت امنیتی و جنگی استفاده میکند، و از سوی دیگر با بزرگنمایی نقش گروههای مسلح در میان بلوچها، امکان مبارزات مدنی را از بین میبرد. دیدیم که چگونه دستاوردهای راهپیماییهای مسالمتآمیز جمعهها پس از جمعه خونین در سال قیام ماهو/ژینا دستاویزی برای معامله بر سر مقام و رانت و قدرت تبدیل شد و مسیر دادخواهی دهها خانواده را منحرف ساخت.
امروز باور داریم در سایه سیاستهای جنگطلبانه جمهوری اسلامی، آمریکا و اسراییل انسجام اجتماعات ما بیش از هر زمان دیگر در خطر است. ایستادگی در برابر قطعهقطعهسازی اجتماعی، و اجتناب از کشیدن هرچه بیشتر مرزهای هویتی و تاکید بر ضرورت همزیستی میان مردمان بلوچ و غیربلوچ چه در سیستان و چه در بلوچستان با تکیه بر تاریخ مشترک و همسرنوشتیِ درهمتنیده، بیتردید از وظایف نیروهای مردمی و دموکراسیخواه است. به نظر ما این قطعهوارگی اجتماعی همچنین تهدیدی برای زندگی بسیاری از مردم سایر نقاط ایران خواهد بود. تهدید جنگ، بیشجنگیسازی و میلیتاریزه کردن منطقه، نقشه راه فروپاشی شالودههای همزیستی، آوارگی و جاکَن شدن و نیز تداوم سیاستهای کشتار و انتقام جمهوری اسلامی با اسم رمز امنیت و وضعیت جنگی است.
ما در پایان بر دو موضع در میانه این عزا، سیاهی و ویرانی تاکید میکنیم:
۱. ضمن اعلام همدردی با تمامی خانوادههای جانباختگان، و همبستگی با آسیبدیدگان و بازداشتیان، نگرانی عمیق خود را از وضعیت بازداشتیها به خصوص کودکان و نوجوانان اعلام میکنیم و برپایی دادگاههای نمایشی و اعترافات تلویزیونی را هموارکنندهتشدید سیاست سرکوب و اعدام میدانیم. در روزهایی که بخشی از نیروی اپوزسیون بر طبل خشونت میکوبد و لیست اعدام فرداها را میچیند، ما قاطعانه بر حق زندگی و لغو اعدام برای همهکس پافشاری میکنیم.
جمهوریاسلامی با فقر گسترده، تخریب محیطزیست، سلب مالکیت بومیان و نابودی زبان و دانش بومی همواره ما را در وضعیت آستانهای نگاه داشته و در بزنگاهها به تسویه حساب با ما پرداخته است. از یاد نمیبریم که چگونه جنگ ۱۲ روزه تمام شد، اما نه برای بلوچها. آن روزها نوشتیم که چگونه نیروهای امنیتی در کنار پروژه «اخراج افغانستانیها» بیش از دهها نفر را در سیستانوبلوچستان به جرم «جاسوسی» بازداشت کردند و حتی به روی زنان بیسلاح روستایی آتش گشودند و آنها را کشتند و اعدامها را افزایش دادند. گفتیم:
«نمیتوان جنگ را به عنوان فرصت به ملل تحتستم فروخت. میلیتاریزه شدن جوامع حاشیه، انسجام اجتماعی را بیش از پیش تضعیف و اجتماعات آنها را دچار فروپاشی و تجزیه میکند؛ همچنان که برای سایر ملل در افغانستان، عراق، لیبی و سوریه اتفاق افتاد. دفاع از جنگ به عنوان مسیر آزادی نگاهی است که بلوچستان را صحرایی سترون می پندارد؛ جایی که جز فقر، بدبختی و فلاکت چیزی در آن نروییده و نخواهد رویید. گفتمان جنگطلبی مبارزاتی که نمودهای آن در دوره قیام ژینا تا مدتها ما را خیره کرده و به تحسین واداشته بود، به فراموشی میسپرد. دستاورد روزهایی که کوردستان فریاد «کوردستان گورستان فاشیستان» سر میداد و بلوچستان برای تمامکشتگان پیام همبستگی میفرستاد با خطر جدی نابودی روبرو است. در سایه جنگ و فاشیسم ناشی از آن، هر رویایی به سرعت بر باد میرود و هر بذر امیدی برای تغییر، میسوزد و از خاک سربرنمیآورد.»
مردمان حاشیه و مرزها همواره فهم نزدیکتر و ملموستری از جنگ و خشونت دارند. چه آن زمان که سیاستهای امنیتیسازی جمهوریاسلامی در حاشیه هرگونه فعالیت اجتماعی را «ضدامنیتی» و «تروریستی» تلقی کرد و یعقوب مهرنهاد را به دار کشید، و چه آنگاه که با توزیع سلاح میان سرطایفههای گماشته خود و ایجاد پایگاههای بسیج و سپاه به دست مزدوران بومی حذف فیزیکی را در منطقه رواج داد، همواره بلوچها از نخستین قربانیان سیاستهای خشونتگرا بودهاند. ما در نوشتههای پیشین خود بارها نوشتهایم که چگونه حکومت جمهوریاسلامی از یکسو از تحریک غیربلوچها در برابر بلوچها به عنوان سیاستی برای تداوم وضعیت امنیتی و جنگی استفاده میکند، و از سوی دیگر با بزرگنمایی نقش گروههای مسلح در میان بلوچها، امکان مبارزات مدنی را از بین میبرد. دیدیم که چگونه دستاوردهای راهپیماییهای مسالمتآمیز جمعهها پس از جمعه خونین در سال قیام ماهو/ژینا دستاویزی برای معامله بر سر مقام و رانت و قدرت تبدیل شد و مسیر دادخواهی دهها خانواده را منحرف ساخت.
امروز باور داریم در سایه سیاستهای جنگطلبانه جمهوری اسلامی، آمریکا و اسراییل انسجام اجتماعات ما بیش از هر زمان دیگر در خطر است. ایستادگی در برابر قطعهقطعهسازی اجتماعی، و اجتناب از کشیدن هرچه بیشتر مرزهای هویتی و تاکید بر ضرورت همزیستی میان مردمان بلوچ و غیربلوچ چه در سیستان و چه در بلوچستان با تکیه بر تاریخ مشترک و همسرنوشتیِ درهمتنیده، بیتردید از وظایف نیروهای مردمی و دموکراسیخواه است. به نظر ما این قطعهوارگی اجتماعی همچنین تهدیدی برای زندگی بسیاری از مردم سایر نقاط ایران خواهد بود. تهدید جنگ، بیشجنگیسازی و میلیتاریزه کردن منطقه، نقشه راه فروپاشی شالودههای همزیستی، آوارگی و جاکَن شدن و نیز تداوم سیاستهای کشتار و انتقام جمهوری اسلامی با اسم رمز امنیت و وضعیت جنگی است.
ما در پایان بر دو موضع در میانه این عزا، سیاهی و ویرانی تاکید میکنیم:
۱. ضمن اعلام همدردی با تمامی خانوادههای جانباختگان، و همبستگی با آسیبدیدگان و بازداشتیان، نگرانی عمیق خود را از وضعیت بازداشتیها به خصوص کودکان و نوجوانان اعلام میکنیم و برپایی دادگاههای نمایشی و اعترافات تلویزیونی را هموارکنندهتشدید سیاست سرکوب و اعدام میدانیم. در روزهایی که بخشی از نیروی اپوزسیون بر طبل خشونت میکوبد و لیست اعدام فرداها را میچیند، ما قاطعانه بر حق زندگی و لغو اعدام برای همهکس پافشاری میکنیم.
Forwarded from دسگوھاراں (Dasgoharan)
۲. همچنین ما مرز خود را با هر نیرویی که چه به نام حقوق بشر، چه زنان و چه ایران، مردمان مستاصل و درمانده از فقر و ستم و کشتار را هدف بمباران سلاحهای جنگی ارتشهای خارجی میخواهد روشن میکنیم. ما همجهانان و همسرنوشتان خود را خطاب قرار میدهیم. از تمامی گروههای فمینیستی، چپ ضدسرمایهداری، گروههای مردمی ضداستعمار و ضدنژادپرستی میخواهیم در این مسیر با یکدیگر همبسته شوند و صدای خود را علیه استبداد و استعمار داخلی، و جنگ و اشغال خارجی بلندتر کنند.
هیچ نبردی نبرد آخر نیست.
زنده باد مقاومت مردمان در ایران
هیچ نبردی نبرد آخر نیست.
زنده باد مقاومت مردمان در ایران
🚩 برگرفته از اینستاگرام مهدی :
عکس بالا را در عملیات والفجر دو در سال ۱۳۶۲ در منطقه حاج عمران عراق گرفتم. شب را در بالای قله آزادی که مشرف به پادگان حاج عمران بود ماندیم. صبح زود وقتی گروه پاکسازان میدان مین را برای عبور رزمندگان باز کردند به اتفاق شمار زیادی رزمنده از سراشیبی کوه به طرف خط مقدم حرکت کردیم. دو طرف ما پر بود از مینهای ضد نفر. تلاشام برای عبور از رزمندگان و رسیدن به اول کاروان برای ثبت این لحظهی بیتکرار تاریخی بینتیجه ماند. در حال عبور رزمندهای را دیدم که دورتر از ما یک مجروح را به جای امن حمل میکرد. دوربین را به سوی موضوع نشانه گرفتم. لنز نامرغوب باعث شد که عمل فوکوس کردن عکس کمی طول انجامد. همین امر اعتراض رزمندگان را که برای رسیدن به خط مقدم و پشتیبانی از رزمندگان خط عجله داشتند، به همین یک فریم اکتفا کنم. دیشب در فضای مجازی فیلمی را دیدم؛ مجروحی را کول گرفته و در حال رسیدن به جای امن است. به ناگاه یاد خاطره حمل مجروح در میدان جنگ افتادم. اسکرینشاتی از حمل مجروح که گویا در مشهد بود تهیه کردم. رفتم سراغ آرشیو آن عملیات و عکس مورد نظرم را پیدا کردم. امروز با قرار دادن این دو عکس که شباهتهای زیادی با هم دارند، البته با این تفاوت که یکی در منطقه نبرد جنگی و با گلوله دشمن مجروح شده و دیگری در داخل کشور، مجروح اولی نجات مییابد اما دومی خودش و ناجیاش کشته میشوند. یک پرسش اساسی برایم مطرح میشود که در طول این سالها چه اتفاقی افتاده که دیوار شرافت و انسانیت به ناگاه این چنین فرو میریزد؟
@collective98
عکس بالا را در عملیات والفجر دو در سال ۱۳۶۲ در منطقه حاج عمران عراق گرفتم. شب را در بالای قله آزادی که مشرف به پادگان حاج عمران بود ماندیم. صبح زود وقتی گروه پاکسازان میدان مین را برای عبور رزمندگان باز کردند به اتفاق شمار زیادی رزمنده از سراشیبی کوه به طرف خط مقدم حرکت کردیم. دو طرف ما پر بود از مینهای ضد نفر. تلاشام برای عبور از رزمندگان و رسیدن به اول کاروان برای ثبت این لحظهی بیتکرار تاریخی بینتیجه ماند. در حال عبور رزمندهای را دیدم که دورتر از ما یک مجروح را به جای امن حمل میکرد. دوربین را به سوی موضوع نشانه گرفتم. لنز نامرغوب باعث شد که عمل فوکوس کردن عکس کمی طول انجامد. همین امر اعتراض رزمندگان را که برای رسیدن به خط مقدم و پشتیبانی از رزمندگان خط عجله داشتند، به همین یک فریم اکتفا کنم. دیشب در فضای مجازی فیلمی را دیدم؛ مجروحی را کول گرفته و در حال رسیدن به جای امن است. به ناگاه یاد خاطره حمل مجروح در میدان جنگ افتادم. اسکرینشاتی از حمل مجروح که گویا در مشهد بود تهیه کردم. رفتم سراغ آرشیو آن عملیات و عکس مورد نظرم را پیدا کردم. امروز با قرار دادن این دو عکس که شباهتهای زیادی با هم دارند، البته با این تفاوت که یکی در منطقه نبرد جنگی و با گلوله دشمن مجروح شده و دیگری در داخل کشور، مجروح اولی نجات مییابد اما دومی خودش و ناجیاش کشته میشوند. یک پرسش اساسی برایم مطرح میشود که در طول این سالها چه اتفاقی افتاده که دیوار شرافت و انسانیت به ناگاه این چنین فرو میریزد؟
@collective98
Forwarded from انجمن علمی دانشجویی جامعهشناسی تربیتمدرس
«در جستوجوی آزادی، برابری و رفاه»
گزارش میدانی انجمن علمی دانشجویی جامعهشناسی دانشگاه تربیتمدرس از اجساد ناشناس زنان معترض در کهریزک.
گزارش میدانی انجمن علمی دانشجویی جامعهشناسی دانشگاه تربیتمدرس از اجساد ناشناس زنان معترض در کهریزک.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 این دانشآموزان سرود معروف "سوگند به خون همرهانم" را بیاد شهدای خیزش دیماه ۱۴۰۴ بازخوانی کردهاند....
#خیزش_دی_۱۴۰۴
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#جمهوری_کشتار
@collective98
#خیزش_دی_۱۴۰۴
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#جمهوری_کشتار
@collective98
🚩 ارسالی به کلکتیو۹۸
گزارشی مهم از یکی از کادرهای درمان
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@collective98
گزارشی مهم از یکی از کادرهای درمان
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@collective98