کلکتیو ۹۸
2.55K subscribers
3.1K photos
2.19K videos
117 files
745 links
کلکتیو چپ، مستقل، فمینیست و انترناسیونالیست

ایمیل:
collective98@riseup.net

اینستاگرام:
www.instagram.com/collectif98

دربارۀ ما:
https://t.me/Collective98/27
Download Telegram
Forwarded from دسگوھاراں (Dasgoharan)
در محکومیت کشتارگران و علیه جنگ‌طلبان

«هر مرگی
هرچند مورد انتظار،
نخستین مرگ است.
پس چگونه است که می‌بینم
زیر هر سنگ
یک ماه خفته است؟» محمود درویش

در حالی این سطور را می‌نویسیم که نمی‌دانیم آیا هرگز دیگر قادر به دسترسی به اکانت‌هایمان و انتشار نوشته‌ها هستیم یا نه. در میانه بهت و خشم و عزا، البته از چه می‌توان گفت؟ از کدام ماه‌های خفته زیر سنگ‌ها؟ از کدام خیابان‌ها و نام‌ها؟ پشته پشته جنازه در مقابل چشمانمان صف کشیده‌اند و مردمانی داغ‌دیده که به دنبال رد و نشانی از عزیزشان با دست‌ها و پاهایی لرزان آن‌ها را کنار می‌زنند تا ماه خود را بیابند. آیا زبان، هنوز ظرفیتی برای روایت کردن، شهادت دادن و داد خواستن دارد؟

آن‌چه را نباید می‌دیدیم و می‌شنیدیم به سرمان آمد. دیدیم که چگونه لشکر سیاهی و قاتلان دهه شصت دوباره به میدان آمدند و کامیون کامیون جنازه نصیبمان کردند. شنیدیم که چگونه مردمانی در آن‌سوی آب‌ها با فریاد جاوید شاه، مخالفان خود را خفه و فرش قرمز برای بمب‌های آمریکایی و اسراییلی پهن کردند. دیدیم و شنیدیم که آن زمان که مردمان دربه‌در در جستجوی اجساد کودکانشان بوند، حکومت، درحالی‌که مستقیما و عامدانه سینه و سر معترضان را از هر طرف هدف قرار داد و خیابان‌ها را به خاک و خون کشید، مردم معترض را «مزدور و تروریست» خواند و با وقاحت کشتار مردمان را نتیجه سناریوهای خارجی خواند. دیدیم و شنیدیم و رنج کشیدیم که چگونه اپوزسیون جنگ‌طلب، سرمست از جنگ ۱۲ روزه اسراییل با ایران و قتل‌عام غیرنظامیان، در حالی که در اروپا و امریکا بر ساحل امن نشسته است، رو به ترامپ و قدرت‌های امپریالیستی درخواست «ترامپ همین الان اقدام کن» را فریاد زد و از او خواست کودکان بیشتری بکشد. در شرایطی که قاتلان ما در خاموشی اینترنت به قتل‌عام ما مشغول بودند، آن‌ها فریاد مرگ بر مخالفان سر دادند و داعیه نمایندگی ملت کردند. حقیقتا که در آن‌ها جای گلوله‌ای درد می‌کرد که به آن‌ها اصابت نکرده بود! وگرنه مگر می‌توان پس از تجربه جنگ و پرپر شدن مردمان بی‌دفاع هم‌چنان از مداخله نظامی دفاع کرد؟ اگرچه درخواست فهم منطقه‌ای و مبتنی بر اقتصاد سیاسی از اپوزسیون جنگ‌طلب تقاضای بزرگی است، اما از آنان می‌پرسیم درباره سوریه و افغانستان صحبتی ندارند؟ نمی‌بینند که چگونه شرورترین و بنیادگراترین نیروها به دست همین منجی‌های مورد ادعایشان دوباره بر سر کار آمده‌اند؟ شاید فکر می‌کنند ایران استثنای مهمی برای غرب است!

بله ما اگرچه در روزهای سیاهی به سر می‌بریم، اما هرگز سیاهی و تباهی آن‌ها را از یاد نمی‌بریم. به خاطر می‌سپاریم که چگونه با تحقیر و تمسخر دستاوردهای خیزش ماهو/ژینا، با اسم رمز «اتحاد»، فریادها علیه سرکوب‌های طبقاتی و جنسیتی جمهوری‌اسلامی را خفه کردند و تا آن‌جایی پیش رفتند که شبیه دشمنانشان شدند و وعده کشتار در لباسی تازه دادند.

ما که در سیستان‌و در‌بلوچستان همواره با مرگ، کشتار حکومتی، اعدام و گلوله هم‌زیسته بوده‌ایم، یاد گرفته‌ایم چگونه به چشمان جنگ‌طلبان خیره شویم و رسوایشان کنیم؛ همان‌هایی که در تمام این سال‌ها به هر تریبونی که رسیدند برای تشدید تحریم‌ها لابی کردند و از فقر و درماندگی ستمدیدگان تغذیه کردند؛ همان‌هایی که از کلنگی کردن اقتصاد حمایت و در نتیجه آن، زمینه‌های انحصارات سپاه را تشدید کردند؛ آن‌چنان که در عراق پیش از حمله امریکا، اقتصاد دچار فروپاشی شد، کالری دریافتی مردم به شدت کاهش یافت، اما اطرافیان صدام و حزب بعث به ثروت‌های کلانی رسیدند و پس از حمله خارجی با چمدان‌های پر از طلا و دلار کشور را ترک کردند.

از یاد نمی‌بریم آن‌گاه که قلب و چشم معترضان آماج گلوله‌های سرکوبگران حکومت بود، آن‌ها بدن/عددها را روی هم گذاشتند و با شهوتی سیری‌ناپذیر در ضرب کردن عددها در خیابان‌های اروپا، کانادا و آمریکا پرچم سلطنت‌خواهی و اسراییل بالا بردند و همبستگی بین‌المللی را برای تسخیر و تخریب شهرها فراخواندند. این روزها در حافظه جان‌های آزاده خواهد ماند که چگونه با همین اسم رمزها زمینه را برای حمله خارجی آماده می‌کنند. بله آن‌ها سرگرم کسب‌و‌کارشان بودند و عزیزان ما همچون خزان برگ‌های پاییزی بر زمین ریختند و آمار کشته‌ها و آسیب‌دیده‌های چشمی و مجروحان از شمار هزاران تن گذشت. آن‌ها هر روز می‌شمارند، و ما ‌بی‌شمار معلق و آواره در حالی‌که رخت عزا بر تن داریم و در بند می‌شویم، با هراس جنگ می‌خوابیم و بیدار می‌شویم.
Forwarded from دسگوھاراں (Dasgoharan)
ما در این مدت بارها از خود پرسیدیم چرا بنویسم و دیگر چه می‌توان گفت؟ اما دوباره به یاد آوردیم که خود ما نیز زمانی که آغاز به کار کردیم، الهام گرفته از مقاومت‌های بومی مردمان خود بودیم و بر شانه‌های دهه‌ها مبارزات خواهران و برادرانمان در مبارزه با استعمار داخلی و استبداد تکیه کرده بودیم. پس در این میان دوباره به فضاهای خودآیین و بومی مردم بلوچ و غیربلوچ چه در سیستان و چه در بلوچستان که با خون دل و حرکت بر لبه تیغ امنیتی ساخته‌اند پناه می‌بریم.

جمهوری‌اسلامی با فقر گسترده، تخریب محیط‌زیست، سلب مالکیت بومیان و نابودی زبان و دانش بومی همواره ما را در وضعیت آستانه‌ای نگاه داشته و در بزنگاه‌ها به تسویه حساب با ما پرداخته است. از یاد نمی‌بریم که چگونه جنگ ۱۲ روزه تمام شد، اما نه برای بلوچ‌ها. آن روزها نوشتیم که چگونه نیروهای امنیتی در کنار پروژه «اخراج افغانستانی‌ها» بیش از ده‌ها نفر را در سیستان‌و‌بلوچستان به جرم «جاسوسی» بازداشت کردند و حتی به روی زنان بی‌سلاح روستایی آتش گشودند و آن‌ها را کشتند و اعدامها را افزایش دادند. گفتیم:
«نمی‌توان جنگ را به عنوان فرصت به ملل تحت‌ستم فروخت. میلیتاریزه شدن جوامع حاشیه، انسجام اجتماعی را بیش از پیش تضعیف و اجتماعات آن‌ها را دچار فروپاشی و تجزیه می‌کند؛ هم‌چنان که برای سایر ملل در افغانستان، عراق، لیبی و سوریه اتفاق افتاد. دفاع از جنگ به عنوان مسیر آزادی نگاهی است که بلوچستان را صحرایی سترون می پندارد؛ جایی که جز فقر، بدبختی و فلاکت چیزی در آن نروییده و نخواهد رویید. گفتمان جنگ‌طلبی مبارزاتی که نمودهای آن در دوره قیام ژینا تا مدت‌ها ما را خیره کرده و به تحسین واداشته بود، به فراموشی می‌سپرد. دستاورد روزهایی که کوردستان فریاد «کوردستان گورستان فاشیستان» سر می‌داد و بلوچستان برای تمام‌کشتگان پیام همبستگی می‌فرستاد با خطر جدی نابودی روبرو است. در سایه جنگ و فاشیسم ناشی از آن، هر رویایی به سرعت بر باد می‌رود و هر بذر امیدی برای تغییر، می‌سوزد و از خاک سربرنمی‌آورد.»

مردمان حاشیه و مرزها همواره فهم نزدیکتر و ملموس‌تری از جنگ و خشونت دارند. چه آن زمان که سیاست‌های امنیتی‌سازی جمهوری‌اسلامی در حاشیه هرگونه فعالیت اجتماعی را «ضدامنیتی» و «تروریستی» تلقی کرد و یعقوب مهرنهاد را به دار کشید، و چه آن‌گاه که با توزیع سلاح میان سرطایفه‌های گماشته خود و ایجاد پایگاه‌های بسیج و سپاه به دست مزدوران بومی حذف فیزیکی را در منطقه رواج داد، همواره بلوچ‌ها از نخستین قربانیان سیاست‌های خشونت‌گرا بوده‌اند. ما در نوشته‌های پیشین خود بارها نوشته‌ایم که چگونه حکومت جمهوری‌اسلامی از یک‌سو از تحریک غیربلوچ‌ها در برابر بلوچ‌ها به عنوان سیاستی برای تداوم وضعیت امنیتی و جنگی استفاده می‌کند، و از سوی دیگر با بزرگ‌نمایی نقش گروه‌های مسلح در میان بلوچ‌ها، امکان مبارزات مدنی را از بین می‌برد. دیدیم که چگونه دستاوردهای راهپیمایی‌های مسالمت‌آمیز جمعه‌ها پس از جمعه خونین در سال قیام ماهو/ژینا دستاویزی برای معامله بر سر مقام و رانت و قدرت تبدیل شد و مسیر دادخواهی ده‌ها خانواده را منحرف ساخت.

امروز باور داریم در سایه سیاست‌های جنگ‌طلبانه جمهوری اسلامی، آمریکا و اسراییل انسجام اجتماعات ما بیش از هر زمان دیگر در خطر است. ایستادگی در برابر قطعه‌قطعه‌سازی اجتماعی، و اجتناب از کشیدن هرچه بیشتر مرزهای هویتی و تاکید بر ضرورت هم‌زیستی میان مردمان بلوچ و غیربلوچ چه در سیستان و چه در بلوچستان با تکیه بر تاریخ مشترک و هم‌سرنوشتیِ درهم‌تنیده، بی‌تردید از وظایف نیروهای مردمی و دموکراسی‌خواه است. به نظر ما این قطعه‌وارگی اجتماعی هم‌چنین تهدیدی برای زندگی بسیاری از مردم سایر نقاط ایران خواهد بود. تهدید جنگ، بیش‌جنگی‌سازی و میلیتاریزه کردن منطقه، نقشه راه فروپاشی شالوده‌های هم‌زیستی، آوارگی و جاکَن شدن و نیز تداوم سیاست‌های کشتار و انتقام جمهوری اسلامی با اسم رمز امنیت و وضعیت جنگی است.

ما در پایان بر دو موضع در میانه این عزا، سیاهی و ویرانی تاکید می‌کنیم:
۱. ضمن اعلام همدردی با تمامی خانواده‌های جانباختگان، و همبستگی با آسیب‌دیدگان و بازداشتیان، نگرانی عمیق خود را از وضعیت بازداشتی‌ها به خصوص کودکان و نوجوانان اعلام می‌کنیم و برپایی دادگاه‌های نمایشی و اعترافات تلویزیونی را هموارکننده‌تشدید سیاست سرکوب و اعدام می‌دانیم. در روزهایی که بخشی از نیروی اپوزسیون بر طبل خشونت می‌کوبد و لیست اعدام فرداها را می‌چیند، ما قاطعانه بر حق زندگی و لغو اعدام برای همه‌کس پافشاری می‌کنیم.
Forwarded from دسگوھاراں (Dasgoharan)
۲. هم‌چنین ما مرز خود را با هر نیرویی که چه به نام حقوق بشر، چه زنان و چه ایران، مردمان مستاصل و درمانده از فقر و ستم و کشتار را هدف بمباران سلاح‌های جنگی ارتشهای خارجی می‌خواهد روشن می‌کنیم. ما هم‌جهانان و هم‌سرنوشتان خود را خطاب قرار می‌دهیم. از تمامی گروه‌های فمینیستی، چپ ضدسرمایه‌داری، گروه‌های مردمی ضداستعمار و ضد‌نژادپرستی می‌خواهیم در این مسیر با یکدیگر همبسته شوند و صدای خود را علیه استبداد و استعمار داخلی، و جنگ و  اشغال خارجی بلندتر کنند.

هیچ نبردی نبرد آخر نیست.
زنده باد مقاومت مردمان در ایران
🚩 برگرفته از اینستاگرام مهدی :

عکس بالا را در عملیات والفجر دو در سال ۱۳۶۲ در منطقه حاج عمران عراق گرفتم. شب را در بالای قله آزادی که مشرف به پادگان حاج عمران بود ماندیم. صبح زود وقتی گروه پاک‌سازان میدان مین را برای عبور رزمندگان باز کردند به اتفاق شمار زیادی رزمنده از سراشیبی کوه به طرف خط مقدم حرکت کردیم. دو طرف ما پر بود از مین‌های ضد نفر. تلاش‌ام برای عبور از رزمندگان و رسیدن به اول کاروان برای ثبت این لحظه‌ی بی‌تکرار تاریخی بی‌نتیجه ماند. در حال عبور رزمنده‌ای را دیدم که دورتر از ما یک مجروح را به جای امن حمل می‌کرد. دوربین را به سوی موضوع نشانه گرفتم. لنز نامرغوب باعث شد که عمل فوکوس کردن عکس کمی طول انجامد. همین امر اعتراض رزمندگان را که برای رسیدن به خط مقدم و پشتیبانی از رزمندگان خط عجله داشتند، به همین یک فریم اکتفا کنم. دیشب در فضای مجازی فیلمی را دیدم؛ مجروحی را کول گرفته و در حال رسیدن به جای امن است. به ناگاه یاد خاطره حمل مجروح در میدان جنگ افتادم. اسکرین‌شاتی از حمل مجروح که گویا در مشهد بود تهیه کردم. رفتم سراغ آرشیو آن عملیات و عکس مورد نظرم را پیدا کردم. امروز با قرار دادن این دو عکس که شباهت‌های زیادی با هم دارند، البته با این تفاوت که یکی در منطقه نبرد جنگی و با گلوله دشمن مجروح شده و دیگری در داخل کشور، مجروح اولی نجات می‌یابد اما دومی خودش و ناجی‌اش کشته می‌شوند. یک پرسش اساسی برایم مطرح می‌شود که در طول این سال‌ها چه اتفاقی افتاده که دیوار شرافت و انسانیت به ناگاه این چنین فرو می‌ریزد؟

@collective98
«در جست‌وجوی آزادی، برابری و رفاه»
گزارش میدانی انجمن علمی دانشجویی جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت‌مدرس از اجساد ناشناس زنان معترض در کهریزک.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 این دانش‌آموزان سرود معروف "سوگند به خون همرهانم" را بیاد شهدای خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ بازخوانی کرده‌اند....

#خیزش_دی_۱۴۰۴
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#جمهوری_کشتار

@collective98
🚩 ارسالی به کلکتیو۹۸

گزارشی مهم از یکی از کادرهای درمان

#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم

@collective98