گزارش روزنامهٔ دستراستی فیگارو از یک عملیات دیجیتال اسرائیل میگوید که با شبکهای از حسابهای جعلی و محتوای هماهنگ در شبکههای اجتماعی، رضا پهلوی را برجسته میکند؛ از هشتگسازی و لایکهای فیک تا تولید تصویر/ویدئوی ساختگی. هدف، جا انداختن او بهعنوان آلترناتیو و همزمان تشدید نارضایتی، تفرقه و بیاعتمادی در افکار عمومی است.
اسلایدها را ورق بزنید (بازنشر از صفحه Everyday Resistance).
@Collective98
اسلایدها را ورق بزنید (بازنشر از صفحه Everyday Resistance).
@Collective98
کلکتیو ۹۸
Video
دربارهی
تصویر واحدی از اعتراضات دی ۱۴۰۴ که از سه منظر متفاوت مخابره شد
کارگاه دیالکتیک
۱۰ بهمن ۱۴۰۴
طی یکماه اخیر شاهد شکل ویژهای از بازنماییِ (تصویرپردازی) اعتراضات تودهای دیماه ۱۴۰۴ بودهایم، که از سوی سه مرجع سیاسی متفاوت برساخته و تکثیر شدهاند. تفاوتها و تعارضات سیاسی میانِ مراجع این نوع تصویرپردازی نهتنها مانع خویشاوندی در نحوهی بازنمایی و روایتهاشان از این اعتراضات نشد، بلکه زمینهی گسترش و باورپذیری وسیعتر آن تصویرپردازی مشترک را فراهم کرد. چرا که بنا به بافتار تاریخی-انضمامیِ وقوع این خیزش، این کانونهای سهگانهی تصویرپردازی نهایتا خروجیهای یکدیگر را متقابلا تقویت کردهاند.
هر یک از این مراجع سهگانه، بسته به جایگاه سیاسیشان، آن تصویر یگانه را این گونه مخابره کردهاند:
۱) حاکمان جمهوری اسلامی و اصحاب دستگاه پروپاگاندای عظیماش دائما این داعیه را تکثیر کردهاند که این خیزشِ تودهای محصول توطئهی اسراییل-آمریکا برای سوءاستفاده از «اعتراضات بازاریان و کسبه»، و مشخصا «ادامهی جنگ ۱۲ روزه» بوده است و معترضان، یا مزدوران عوامل خارجی (و تروریست) بودهاند یا فریبخوردگان آنها بهمیانجی گفتار و جریان پهلویگرایی. حاکمان جمهوری اسلامی ضمن اینکه ابعاد کشتار را بهشدت تقلیل میدهند و اغلب کشتگان را متعلق به مدافعان حکومت (مثل نیروهای بسیج و غیره) قلمداد میکنند، خشونتورزی و تیراندازی «تروریستها» و مزدوران دشمن را عامل اصلی کشتار معرفی میکنند. سایر کشتگان تا جایی که متعلق به دایرهی «تروریستها» بودهاند مستحق مرگ شمرده میشوند؛ و شمار اندک باقیمانده نیز فریبخوردگان یا بیخبران و بداقبالهایی معرفی میشوند که مرگ آنها در خور تاسف است.
۲) رسانههایی مثل ایران اینترنشنال و بیبیسی فارسی، همصدا با اردوگاه پهلویگرایان، این تصویر را القاء کردهاند که این اعتراضاتْ خیزش مردم ناراضیِ ایران برای بازیابی نظام سلطنتی به رهبری رضا پهلوی بوده است. همه میدانند که در نخستین روزهای پس از کشتار جمعیِ پنجشنبه و جمعه، پهلویگرایان (با همراهی تلویزیون ایران اینترنشنال) ابعاد وسیع کشتار را بهشدت انکار (و پنهان) میکردند؛ ویدئوی اولیهی درزکرده از سردخانهی کهریزک را ساختگی (از سوی رژیم) معرفی میکردند، و فراخوان رضا پهلوی برای بازگشت به خیابانها را تکثیر میکردند. ولی پس از آنکه مستندات کشتار جمعی فراگیر شد، آنها بر طبل بالابردن دلبخواه شمار کشتهشدگان کوفتهاند (که در عمل به تبلیغات و تحریفات متقابل رژیم کمک میکند). چرا که با انتساب ماهیت خیزش به پهلویگرایی، آنان قادرند انبوه کشتگان خیزش را هچون «شهدای راه احیای سلطنت» جلوه دهند تا در داخل و خارج کشور داعیهی مالکیت انحصاری خود بر خیزش را توجیه و تحکیم کنند. تو گویی، در نظر آنان کشتگان خیزش اعدادی روی کاغذند تا ارزش «سهام» پهلویگرایی بالا برود. رضا پهلوی در پاسخ به سوال مجری تلویزیون آلمان - دربارهی مسئولیت شخصیاش در قبال آمار بالای کشتهشدگانِ خیزش - تصریح کرده است که «تغییر سیاسی هزینه میطلبد.»
۳) چپهای محورمقاومتی و کمپیستهای «مستقل» (ایرانی و غیرایرانی)، همصدا با محورمقاومتیها و کمپیستهای وابسته به حکومت، ادعا کردهاند که این خیزش محصول دخالت قوای امپریالیستی برای فروپاشی تمامیت ارضی ایران یا دستکم تضعیف نظام سیاسی ایران بوده است تا جبههی ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستی در خاورمیانه تضعیف/نابود شود. در همین راستا، بسیاری از آنها همصدا با پروپاگاندای رژیم ایران این خیزش را «ادامهی تهاجم قبلی اسراییل-آمریکا به ایران» قلمداد کردهاند. آنان ادعای محوری پهلویگرایان و رسانههای سلطه، مبنی بر هژمونیداشتن سلطنتطلبی بر این خیزش، را واقعیتی مسلم فرض کردهاند تا برداشت/تصویر نهاییشان را درست و موجه جلوه دهند. برخی از آنان در دفاع از مدعای اصلی خود به نزدیکی آشکار پهلویگرایان به اسراییل و تمنای مستمر آنان از ترامپ برای تهاجم نظامی به ایران استناد میکنند. برخی دیگر، با تکیه بر همان پیشفرض اصلی یا «واقعیت مسلم» (هژمونی سلطنتطلبی بر خیزش) و با ارجاع به سویههای فاشیستی جریان سلطنتطلبی، از ماهیت فاشیستی این خیزش و بیربطی آن به مبارزات طبقاتیِ فرودستان سخن میگویند. معترضان به تودههایی با خاستگاهها و مطالبات طبقاتی مبهم تبدیل میشوند که بخش بزرگی از آنان - خواسته یا ناخواسته - همچون «پیادهنظام فاشیسم» عمل کردهاند. منصفترین بخش این طیف، حتی وقتی که دامنهی کشتار و دلایل و عوامل کشتار جمعی را تحریف نکنند، کشتگان را تلویحا یا تصریحا فریبخوردگانی قلمداد میکنند که مرگشان مایهی تاسف است؛ همچون سربازانی پیادهنظام در جنگی که متعلق به آنان نبود.
ادامهی مطلب در پست بعدی 👇🏾👇🏾
----
#اعتراضات_سراسری
------------
@kdialectic
تصویر واحدی از اعتراضات دی ۱۴۰۴ که از سه منظر متفاوت مخابره شد
کارگاه دیالکتیک
۱۰ بهمن ۱۴۰۴
طی یکماه اخیر شاهد شکل ویژهای از بازنماییِ (تصویرپردازی) اعتراضات تودهای دیماه ۱۴۰۴ بودهایم، که از سوی سه مرجع سیاسی متفاوت برساخته و تکثیر شدهاند. تفاوتها و تعارضات سیاسی میانِ مراجع این نوع تصویرپردازی نهتنها مانع خویشاوندی در نحوهی بازنمایی و روایتهاشان از این اعتراضات نشد، بلکه زمینهی گسترش و باورپذیری وسیعتر آن تصویرپردازی مشترک را فراهم کرد. چرا که بنا به بافتار تاریخی-انضمامیِ وقوع این خیزش، این کانونهای سهگانهی تصویرپردازی نهایتا خروجیهای یکدیگر را متقابلا تقویت کردهاند.
هر یک از این مراجع سهگانه، بسته به جایگاه سیاسیشان، آن تصویر یگانه را این گونه مخابره کردهاند:
۱) حاکمان جمهوری اسلامی و اصحاب دستگاه پروپاگاندای عظیماش دائما این داعیه را تکثیر کردهاند که این خیزشِ تودهای محصول توطئهی اسراییل-آمریکا برای سوءاستفاده از «اعتراضات بازاریان و کسبه»، و مشخصا «ادامهی جنگ ۱۲ روزه» بوده است و معترضان، یا مزدوران عوامل خارجی (و تروریست) بودهاند یا فریبخوردگان آنها بهمیانجی گفتار و جریان پهلویگرایی. حاکمان جمهوری اسلامی ضمن اینکه ابعاد کشتار را بهشدت تقلیل میدهند و اغلب کشتگان را متعلق به مدافعان حکومت (مثل نیروهای بسیج و غیره) قلمداد میکنند، خشونتورزی و تیراندازی «تروریستها» و مزدوران دشمن را عامل اصلی کشتار معرفی میکنند. سایر کشتگان تا جایی که متعلق به دایرهی «تروریستها» بودهاند مستحق مرگ شمرده میشوند؛ و شمار اندک باقیمانده نیز فریبخوردگان یا بیخبران و بداقبالهایی معرفی میشوند که مرگ آنها در خور تاسف است.
۲) رسانههایی مثل ایران اینترنشنال و بیبیسی فارسی، همصدا با اردوگاه پهلویگرایان، این تصویر را القاء کردهاند که این اعتراضاتْ خیزش مردم ناراضیِ ایران برای بازیابی نظام سلطنتی به رهبری رضا پهلوی بوده است. همه میدانند که در نخستین روزهای پس از کشتار جمعیِ پنجشنبه و جمعه، پهلویگرایان (با همراهی تلویزیون ایران اینترنشنال) ابعاد وسیع کشتار را بهشدت انکار (و پنهان) میکردند؛ ویدئوی اولیهی درزکرده از سردخانهی کهریزک را ساختگی (از سوی رژیم) معرفی میکردند، و فراخوان رضا پهلوی برای بازگشت به خیابانها را تکثیر میکردند. ولی پس از آنکه مستندات کشتار جمعی فراگیر شد، آنها بر طبل بالابردن دلبخواه شمار کشتهشدگان کوفتهاند (که در عمل به تبلیغات و تحریفات متقابل رژیم کمک میکند). چرا که با انتساب ماهیت خیزش به پهلویگرایی، آنان قادرند انبوه کشتگان خیزش را هچون «شهدای راه احیای سلطنت» جلوه دهند تا در داخل و خارج کشور داعیهی مالکیت انحصاری خود بر خیزش را توجیه و تحکیم کنند. تو گویی، در نظر آنان کشتگان خیزش اعدادی روی کاغذند تا ارزش «سهام» پهلویگرایی بالا برود. رضا پهلوی در پاسخ به سوال مجری تلویزیون آلمان - دربارهی مسئولیت شخصیاش در قبال آمار بالای کشتهشدگانِ خیزش - تصریح کرده است که «تغییر سیاسی هزینه میطلبد.»
۳) چپهای محورمقاومتی و کمپیستهای «مستقل» (ایرانی و غیرایرانی)، همصدا با محورمقاومتیها و کمپیستهای وابسته به حکومت، ادعا کردهاند که این خیزش محصول دخالت قوای امپریالیستی برای فروپاشی تمامیت ارضی ایران یا دستکم تضعیف نظام سیاسی ایران بوده است تا جبههی ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستی در خاورمیانه تضعیف/نابود شود. در همین راستا، بسیاری از آنها همصدا با پروپاگاندای رژیم ایران این خیزش را «ادامهی تهاجم قبلی اسراییل-آمریکا به ایران» قلمداد کردهاند. آنان ادعای محوری پهلویگرایان و رسانههای سلطه، مبنی بر هژمونیداشتن سلطنتطلبی بر این خیزش، را واقعیتی مسلم فرض کردهاند تا برداشت/تصویر نهاییشان را درست و موجه جلوه دهند. برخی از آنان در دفاع از مدعای اصلی خود به نزدیکی آشکار پهلویگرایان به اسراییل و تمنای مستمر آنان از ترامپ برای تهاجم نظامی به ایران استناد میکنند. برخی دیگر، با تکیه بر همان پیشفرض اصلی یا «واقعیت مسلم» (هژمونی سلطنتطلبی بر خیزش) و با ارجاع به سویههای فاشیستی جریان سلطنتطلبی، از ماهیت فاشیستی این خیزش و بیربطی آن به مبارزات طبقاتیِ فرودستان سخن میگویند. معترضان به تودههایی با خاستگاهها و مطالبات طبقاتی مبهم تبدیل میشوند که بخش بزرگی از آنان - خواسته یا ناخواسته - همچون «پیادهنظام فاشیسم» عمل کردهاند. منصفترین بخش این طیف، حتی وقتی که دامنهی کشتار و دلایل و عوامل کشتار جمعی را تحریف نکنند، کشتگان را تلویحا یا تصریحا فریبخوردگانی قلمداد میکنند که مرگشان مایهی تاسف است؛ همچون سربازانی پیادهنظام در جنگی که متعلق به آنان نبود.
ادامهی مطلب در پست بعدی 👇🏾👇🏾
----
#اعتراضات_سراسری
------------
@kdialectic
در این ویدئو (مصاحبهی مهدی فلاحتی با مزدک آذر در کانال تلویزیونی «برگ آخر»)، مزدک آذر، کارشناس رسانه، نتایج پژوهش رسانهای خود و تیم همکارانش را دربارهی نحوهی بازنمایی اعتراضات اخیر در تلویزیونهای اصلی فارسیزبان ارائه میدهد. در فرآیند این پژوهش، در ابتدا محتواهای بیش از ۴۵۰۰ ویدئو و مستندات پخششده در شبکههای اجتماعی (مستقل از خروجیهای بیبیسی و ایران اینترنشنال) طی ۲۰ روز اعتراضات تودهای دیماه مورد بررسی قرار گرفتهاند؛ و سپس شیوههای بازنماییِ شعارها و درونمایههای اعتراضی از سوی ایران اینترنشنال و بیبیسی فارسی - بهطور جداگانه - مورد بررسی قرار گرفتهاند.
چکیدهی یافتههای این پژوهش بدین قرار است:
الف) تنها ۱۷ درصد شعارهای خیابانی در حمایت از پادشاهیخواهی و/یا رضا پهلوی بودهاند.
ب) خروجیهای تلویزیون ایران اینترنشنال وزن ایندست شعارها را ۸۱ درصد نشان دادهاند. (۳۷۵ درصد بزرگنمایی)
ج) خروجیهای تلویزیون بیبیسی فارسی وزن ایندست شعارها و درونمایههای را ۳۵ درصد نشان دادهاند. (۱۰۵ درصد بزرگنمایی)
دستکم بهاعتبار این پژوهشِ مستند معلوم میشود که تصویر کمابیش مشترکی که آن مراجع سهگانه از خیزش دیماه ۱۴۰۴ ترسیم و تکثیر کردهاند بهشدت مسالهدار است. نکته اینجاست که دو دستهی نخست، یعنی جمهوری اسلامی و پهلویگرایان (و رسانههای پشتیبانشان) از ابتدا به نادرستی این تصویر کاملا واقف بودند: چون هر یک در راستای منافعشان خود چنین تصویری را جعل کرده بودند. عملکرد آنها ورای کنش نقد قرار میگیرد، چون نادرستیِ تصویرپردازی آنان نه ناشی از خطای سهوی (غفلت)، بلکه پیامد یک جعل عامدانه در راستای کسب قدرت یا حفظ قدرت (با هر اهرم و بهایی) بوده است. وانگهی، چون هر دوی آن مراجع سیاسیْ محوریت قدرت - بهعنوان امری ضروری یا مقدس - را رسما و بهشیوههای مختلف بیان کردهاند، زبان و مبنای مشترکی برای نقد وجود ندارد. اما رویکرد و تصویرپردازی دسته سوم (کمپیستها و محورمقاومتیهای مستقل) قابل نقد است؛ چون اینان مدعی عدالت و رهاییاند. طبعا داوری دربارهی خاستگاه مادی و فاعلان واقعی خیزش تودهای دیماه نمیتوانست تا زمان اعلام نتایج ایندست کارهای پژوهشی به تعویق بیافتد. اما حتی بدون این نتایج نیز - با تکیه بر آموزههای دانش انتقادی، تفکر منطقی و شواهد پراکندهی موجود - ایستادگی انتقادی در برابر بازنماییهای قدرتمدار و همگنساز رسانههای سلطه امکانپذیر بود.
------------------
#اعتراضات_سراسری
------------------
@kdialectic
چکیدهی یافتههای این پژوهش بدین قرار است:
الف) تنها ۱۷ درصد شعارهای خیابانی در حمایت از پادشاهیخواهی و/یا رضا پهلوی بودهاند.
ب) خروجیهای تلویزیون ایران اینترنشنال وزن ایندست شعارها را ۸۱ درصد نشان دادهاند. (۳۷۵ درصد بزرگنمایی)
ج) خروجیهای تلویزیون بیبیسی فارسی وزن ایندست شعارها و درونمایههای را ۳۵ درصد نشان دادهاند. (۱۰۵ درصد بزرگنمایی)
دستکم بهاعتبار این پژوهشِ مستند معلوم میشود که تصویر کمابیش مشترکی که آن مراجع سهگانه از خیزش دیماه ۱۴۰۴ ترسیم و تکثیر کردهاند بهشدت مسالهدار است. نکته اینجاست که دو دستهی نخست، یعنی جمهوری اسلامی و پهلویگرایان (و رسانههای پشتیبانشان) از ابتدا به نادرستی این تصویر کاملا واقف بودند: چون هر یک در راستای منافعشان خود چنین تصویری را جعل کرده بودند. عملکرد آنها ورای کنش نقد قرار میگیرد، چون نادرستیِ تصویرپردازی آنان نه ناشی از خطای سهوی (غفلت)، بلکه پیامد یک جعل عامدانه در راستای کسب قدرت یا حفظ قدرت (با هر اهرم و بهایی) بوده است. وانگهی، چون هر دوی آن مراجع سیاسیْ محوریت قدرت - بهعنوان امری ضروری یا مقدس - را رسما و بهشیوههای مختلف بیان کردهاند، زبان و مبنای مشترکی برای نقد وجود ندارد. اما رویکرد و تصویرپردازی دسته سوم (کمپیستها و محورمقاومتیهای مستقل) قابل نقد است؛ چون اینان مدعی عدالت و رهاییاند. طبعا داوری دربارهی خاستگاه مادی و فاعلان واقعی خیزش تودهای دیماه نمیتوانست تا زمان اعلام نتایج ایندست کارهای پژوهشی به تعویق بیافتد. اما حتی بدون این نتایج نیز - با تکیه بر آموزههای دانش انتقادی، تفکر منطقی و شواهد پراکندهی موجود - ایستادگی انتقادی در برابر بازنماییهای قدرتمدار و همگنساز رسانههای سلطه امکانپذیر بود.
------------------
#اعتراضات_سراسری
------------------
@kdialectic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 فحاشی و آزار دو زن با پرچمی که شعار «زن زندگی آزادی» دارند، توسط سلطنتطلبانی که به آنها با تمسخر وتهدید میگویند:
«زن جندگی آزادی»!
آشنا نیست براتون این جنس فحاشی جنسیتی؟ ویدئوهای بسیجیها را دیدهاید که سال ۵۷ به زنان مخالف جمهوری اسلامی میگفتند جنده؟!
تاریخ تکرار میشود، یک بار به شکل تراژدی، یک بار به شکل کمدی...
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
#فاشیسم_سلطنتطلب
#نه_سلطنت_نه_رهبری_آزادی_و_برابری
@collective98
«زن جندگی آزادی»!
آشنا نیست براتون این جنس فحاشی جنسیتی؟ ویدئوهای بسیجیها را دیدهاید که سال ۵۷ به زنان مخالف جمهوری اسلامی میگفتند جنده؟!
تاریخ تکرار میشود، یک بار به شکل تراژدی، یک بار به شکل کمدی...
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
#فاشیسم_سلطنتطلب
#نه_سلطنت_نه_رهبری_آزادی_و_برابری
@collective98
🚩 در شبکهی x (تویتر) هشتگ #از_دموکراسی_بگو علیه انحصارطلبی سلطنتطلبها و جمهوری کشتار به دنبال بازکردن فضایی برای تنفس در فضای مجازی است، جایی که سایبری های حامی جمهوری اسلامی از یک طرف و حامیان پهلوی از سوی دیگر، فضایی ناامن و سرشار از تهدید و ارعاب و خشونت برای مخالفانشان فراهم کرده اند.
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
🚩 متافیزیکِ خونخواهی
#ولایت_فقیه و سلطنت با «خونخواهی» مشروعیت مییابند. در اسلام سیاسی شیعه، ولیفقیه میراثدارامام حسین است. حسین در شناختشناسی و نمادشناسی شیعه نمایندهی «ثارالله» است. نظام ولایت فقیه بهپشتوانهی خونخواهی و احیای ولایت برحق امامان شیعه بنا شده است. همانطور که خامنهای در سخنرانی اخیرش در توجیه سرکوب مخالفان تأکید کرد، ثارالله در خون صدهاهزار شهید تجلی مییابد که به پای انقلاب ریخته شده است. نظام ولایت فقیه متکی به این خون مقدس است و برای پاسداری از آن، ریختن هر خونی از خودی و غیرخودی را مباح میداند. ولیفقیه که لقب «امام» را یدک میکشد، به اعتبار «سیادت» خود از خون و تبار امامان شیعه است و از اینرو در دستگاه ایدئولوژیک حاکمیت با «جان» امت اسلامی یکی انگاشته میشود. بیدلیل نیست که نام قرارگاه سپاه پاسداران که در سرکوب مخالفان نقش اساسی دارد «ثارالله» است. برای دفاع از نظام مقدس اسلامی باید خون ریخت و این خونریزی بهمثابهی اجرای مناسک پیشکشکردن قربانی در پیشگاه امرالهی است.
#سلطنت در ایران نیز با خون پاک و تطهیرشدهی شاهانه مشروعیت مییابد. در سالهای اخیر، این خون در چهرهی رضا پهلوی، در جایگاه هماورد ولیفقیه عرضه میشود. هواداران پهلوی او را یگانه «رهبر خیزش ملی» مینامند و هیچ شریکی برایش برنمیتابند. رهبری او از کارنامهی سیاسی، تواناییهای خاص، دانش سیاستورزی یا جانفشانیهای فردی اعتبار نمیگیرد. تنها ملاک برای سنجشِ مشروعیت او پیوندش با خونِ شاهانه است. سطلنتطلبان بهدرستی بر «شاهزادگی» او پافشاری میکنند، چراکه بدون این معیار اثری از او در گسترهی سیاستورزی باقی نمیماند. پادشاهی در فرهنگ ایرانی نهادی است فراانسانی که خدایان آن را به فردی فرهمند اعطاء میکنند. پادشاه فرهمند سایهی خدا بر روی زمین است. نبرد جاری ولایت با سلطنت در این متافیزک خونخواهی ترسیم میشود. در این نبرد، مردم تنها یک کارکرد دارند. همچنانکه ولایت فقیه برای دفاع از حاکمیت خدا بر روی زمین بیرحمانه خون میریزد و طرفدارانش خونهای در رگشان را به او هدیه میکنند، سلطنتطلبان نیز جان هزاران ایرانی را «تلفاتی» ضروری برای هموار کردن بازگشت سلطنت با گستردن یک دریای خون میبینند.
از نوشتهای از شاهین نصیری
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
#جمهوری_کشتار
@collective98
#ولایت_فقیه و سلطنت با «خونخواهی» مشروعیت مییابند. در اسلام سیاسی شیعه، ولیفقیه میراثدارامام حسین است. حسین در شناختشناسی و نمادشناسی شیعه نمایندهی «ثارالله» است. نظام ولایت فقیه بهپشتوانهی خونخواهی و احیای ولایت برحق امامان شیعه بنا شده است. همانطور که خامنهای در سخنرانی اخیرش در توجیه سرکوب مخالفان تأکید کرد، ثارالله در خون صدهاهزار شهید تجلی مییابد که به پای انقلاب ریخته شده است. نظام ولایت فقیه متکی به این خون مقدس است و برای پاسداری از آن، ریختن هر خونی از خودی و غیرخودی را مباح میداند. ولیفقیه که لقب «امام» را یدک میکشد، به اعتبار «سیادت» خود از خون و تبار امامان شیعه است و از اینرو در دستگاه ایدئولوژیک حاکمیت با «جان» امت اسلامی یکی انگاشته میشود. بیدلیل نیست که نام قرارگاه سپاه پاسداران که در سرکوب مخالفان نقش اساسی دارد «ثارالله» است. برای دفاع از نظام مقدس اسلامی باید خون ریخت و این خونریزی بهمثابهی اجرای مناسک پیشکشکردن قربانی در پیشگاه امرالهی است.
#سلطنت در ایران نیز با خون پاک و تطهیرشدهی شاهانه مشروعیت مییابد. در سالهای اخیر، این خون در چهرهی رضا پهلوی، در جایگاه هماورد ولیفقیه عرضه میشود. هواداران پهلوی او را یگانه «رهبر خیزش ملی» مینامند و هیچ شریکی برایش برنمیتابند. رهبری او از کارنامهی سیاسی، تواناییهای خاص، دانش سیاستورزی یا جانفشانیهای فردی اعتبار نمیگیرد. تنها ملاک برای سنجشِ مشروعیت او پیوندش با خونِ شاهانه است. سطلنتطلبان بهدرستی بر «شاهزادگی» او پافشاری میکنند، چراکه بدون این معیار اثری از او در گسترهی سیاستورزی باقی نمیماند. پادشاهی در فرهنگ ایرانی نهادی است فراانسانی که خدایان آن را به فردی فرهمند اعطاء میکنند. پادشاه فرهمند سایهی خدا بر روی زمین است. نبرد جاری ولایت با سلطنت در این متافیزک خونخواهی ترسیم میشود. در این نبرد، مردم تنها یک کارکرد دارند. همچنانکه ولایت فقیه برای دفاع از حاکمیت خدا بر روی زمین بیرحمانه خون میریزد و طرفدارانش خونهای در رگشان را به او هدیه میکنند، سلطنتطلبان نیز جان هزاران ایرانی را «تلفاتی» ضروری برای هموار کردن بازگشت سلطنت با گستردن یک دریای خون میبینند.
از نوشتهای از شاهین نصیری
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
#جمهوری_کشتار
@collective98
🚩 تداوم کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" در ۵۶ زندان مختلف در هفته صدوششم
با گذشت بیش از سه هفته از کشتار وحشیانه مردم در کوی و برزن و خیابانهای ایران و بازداشت دهها هزار شهروند بیپناه، همچنان اقشار وسیعی از مردم ایران در بیخبری کامل از سرنوشت و وضعیت عزیزانشان بسر میبرند. این اقدامات حکومت سرکوبگر، مصداق قتل حکومتی و ناپدیدسازی قهری و مسئول اصلی آن ولی وفقیه است.
بسیاری از بازداشتیها، بدون حق دادرسی منصفانه مخفیانه محاکمه و در خطر احکام سنگین و اعدام قرار دارند. نهادهای امنیتی بسیاری از وکلای مستقل را تهدید کرده اند که حق ندارند وکالت بازداشتیهای قیام دی ماه را به عهده بگیرند.
ما اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" از تمام خانواده بازداشتیها و جانباختگان میخواهیم که صدایشان را بلند کرده و اسامی عزیزانشان را رسانهای و منتشر کنند و از تمامی مردم شرافتمند و فعالان حقوق بشر، صنفی، مدنی و سیاسی میخواهیم بیش از همیشه صدای زندانیان و بازداشتیهای اخیر باشند.
حکومت مستبد بیپروا و بطور هستریک در حال اعدام است به طوری که در بهمن ماه تاکنون ۱۲۳ تن و از ابتدای سال ۱۴۰۴ تا امروز نیز بیش از ۲۳۵۰ تن را به دار آویختهاست.
اعتراض به حق مردم ایران و هزاران گُل پرپر شده از دختران و پسران و کودکانی که با تیر و تبر سرکوبگران فاشیست مذهبی حاکم خونشان به ناحق ریخته شده، در نهایت باعث شد که عامل اصلی این جنایت یعنی سپاه پاسداران توسط اتحادیه اروپا در لیست تروریستی قرار بگیرد که یک قدم بزرگ در مبارزات مردم ایران است. امری که نه تنها خواسته اعضای این کارزار و همه زندانیان سیاسی بلکه از سالها پیش خواسته تمام مردم آزادیخواه و برابریطلب ایران نیز بوده است.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" روز سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ در هفته صدوششم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین(بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار(واحد ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز(بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان(بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان وکیلآباد مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت(بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام
هفته صدوششم
۱۴ بهمن ۱۴۰۴
کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
@collective98
با گذشت بیش از سه هفته از کشتار وحشیانه مردم در کوی و برزن و خیابانهای ایران و بازداشت دهها هزار شهروند بیپناه، همچنان اقشار وسیعی از مردم ایران در بیخبری کامل از سرنوشت و وضعیت عزیزانشان بسر میبرند. این اقدامات حکومت سرکوبگر، مصداق قتل حکومتی و ناپدیدسازی قهری و مسئول اصلی آن ولی وفقیه است.
بسیاری از بازداشتیها، بدون حق دادرسی منصفانه مخفیانه محاکمه و در خطر احکام سنگین و اعدام قرار دارند. نهادهای امنیتی بسیاری از وکلای مستقل را تهدید کرده اند که حق ندارند وکالت بازداشتیهای قیام دی ماه را به عهده بگیرند.
ما اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" از تمام خانواده بازداشتیها و جانباختگان میخواهیم که صدایشان را بلند کرده و اسامی عزیزانشان را رسانهای و منتشر کنند و از تمامی مردم شرافتمند و فعالان حقوق بشر، صنفی، مدنی و سیاسی میخواهیم بیش از همیشه صدای زندانیان و بازداشتیهای اخیر باشند.
حکومت مستبد بیپروا و بطور هستریک در حال اعدام است به طوری که در بهمن ماه تاکنون ۱۲۳ تن و از ابتدای سال ۱۴۰۴ تا امروز نیز بیش از ۲۳۵۰ تن را به دار آویختهاست.
اعتراض به حق مردم ایران و هزاران گُل پرپر شده از دختران و پسران و کودکانی که با تیر و تبر سرکوبگران فاشیست مذهبی حاکم خونشان به ناحق ریخته شده، در نهایت باعث شد که عامل اصلی این جنایت یعنی سپاه پاسداران توسط اتحادیه اروپا در لیست تروریستی قرار بگیرد که یک قدم بزرگ در مبارزات مردم ایران است. امری که نه تنها خواسته اعضای این کارزار و همه زندانیان سیاسی بلکه از سالها پیش خواسته تمام مردم آزادیخواه و برابریطلب ایران نیز بوده است.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" روز سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ در هفته صدوششم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین(بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار(واحد ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز(بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان(بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان وکیلآباد مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت(بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام
هفته صدوششم
۱۴ بهمن ۱۴۰۴
کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
@collective98
🚩 از استوری های شما!
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
#نه_سلطنت_نه_رهبری_آزادی_و_برابری
#ژن.ژیان.ئازادی
@collective98
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
#نه_سلطنت_نه_رهبری_آزادی_و_برابری
#ژن.ژیان.ئازادی
@collective98