🚩 این رشته تویت را از دست ندهید: سلطنتطلبان یک تهدید جدی اند!
موجسواری فاشیسم بر اعتراضات به حق مردم یک سازماندهی واقعی میطلبد...
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
@collective98
موجسواری فاشیسم بر اعتراضات به حق مردم یک سازماندهی واقعی میطلبد...
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
@collective98
Forwarded from کارگاه دیالکتیک
192a_Campists_vs_Uprising_Iran_2026_Farsi.pdf
232.8 KB
فایل پیدیاف: ☝️🏿
تاملی دربارهی «همبستگی انقلابی» با عاملان کشتار جمعی
نگاهی به تجلیهای کمپیسم در پهنهی ایران (تا اعتراضات تودهای دی ۱۴۰۴)
نویسنده: نیما صبوری
کارگاه دیالکتیک
۸ بهمن ۱۴۰۴
لینک مقاله در کارگاه دیالکتیک:
https://kaargaah.net/?p=1599
-------------------
#اعتراضات_سراسری
#کشتار_جمعی_دیماه
#کمپیسم
#شبه_آنتی_امپریالیسم
#چپ_محور_مقاومت
-------------------
@kdialectic
تاملی دربارهی «همبستگی انقلابی» با عاملان کشتار جمعی
نگاهی به تجلیهای کمپیسم در پهنهی ایران (تا اعتراضات تودهای دی ۱۴۰۴)
نویسنده: نیما صبوری
کارگاه دیالکتیک
۸ بهمن ۱۴۰۴
لینک مقاله در کارگاه دیالکتیک:
https://kaargaah.net/?p=1599
-------------------
#اعتراضات_سراسری
#کشتار_جمعی_دیماه
#کمپیسم
#شبه_آنتی_امپریالیسم
#چپ_محور_مقاومت
-------------------
@kdialectic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 طبق این بررسی از ۲۰ روز اعتراضات دیماه، در حالیکه تنها ۱۷ درصد شعارها به نفع سلطنتطلبان و پهلوی بوده، در بازنمایی رسانه ای آن یک تحریف عمدی واقعی روی داده است: تلویزیون ایران انترنشنال به شکلی حیله گرانه و هدفمند، به دروغ طوری بازنمایی کرده که انگار ۸۱ درصد شعارها به نفع پهلوی است (معادل ۳۷۶ درصد بزرگنمایی!)، و شبکه بیبیسی فارسی نیز ۳۵ درصد شعارها را به دروغ به نغگفع سلطنتطلبان نشان داده است.
این آمار نشان میدهد که از محبوبیت سلطنتطلبان به شکل واقعی در میدان مبارزه داخل تا بازنمایی رسانهای آن یک شکاف جدی وجود دارد که سبب میشود بسیاری از صداهای متکثر و پرشمار مخالف شیخی و شاه، و دست کم صداهایی که موافق سلطنت نیستند، نادیده گرفته شوند در محاسبات تحلیلی.
@collective98
این آمار نشان میدهد که از محبوبیت سلطنتطلبان به شکل واقعی در میدان مبارزه داخل تا بازنمایی رسانهای آن یک شکاف جدی وجود دارد که سبب میشود بسیاری از صداهای متکثر و پرشمار مخالف شیخی و شاه، و دست کم صداهایی که موافق سلطنت نیستند، نادیده گرفته شوند در محاسبات تحلیلی.
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 یک قتلعام بیسابقه، جانباختگان بیسلاح ما، خانوادههای دادخواه و داغدار، جوانان به رگبار بسته شده با گلوله جنگی را، اینطور در صدا و سیمای جمهوری اسلامی به سخره گرفتهاند!
شما و جمهوری اسلامی اعدامیتان تجسم سقوط انسان و انسانیت اید، تجسم شر مطلق...
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
@collective98
شما و جمهوری اسلامی اعدامیتان تجسم سقوط انسان و انسانیت اید، تجسم شر مطلق...
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 ارسالی از یاران کلکتیو۹۸
"ده پونزده روز تهران و کرج و همه حا رو گشتم، هنوز نتوانستم پسرم و جنازه اش را پیدا کنم!"
خانوادههای دادخواه داغداری که هنوز نتوانستهاند پیکرهای عزیزانشان را پیدا کنند، پرشمارند
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
@collective98
"ده پونزده روز تهران و کرج و همه حا رو گشتم، هنوز نتوانستم پسرم و جنازه اش را پیدا کنم!"
خانوادههای دادخواه داغداری که هنوز نتوانستهاند پیکرهای عزیزانشان را پیدا کنند، پرشمارند
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
@collective98
Forwarded from Roud Media Collective
بازنشر از شبنامه
تاملی بر مقالهای از فیگارو:
بازگشت پهلوی با لایکهای دیجیتالی
به تاریخ ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶
نگاهی به جنگ دیجیتالی و روایتسازی سیاسی اسرائیل برای مهندسی افکار عمومی ایرانیان
نشریهی وزین و معروف فیگارو در فرانسه به تاریخ ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶، گزارشی در پیوند با فضای دهشتناک کنونی ایران منتشر کرده است و از تلاشهایی پرده برمیدارد که هدفش تاثیرگذاری رسانههای دیجیتالی بر ذهنیت عمومی ایرانیان برای جریانی خاص است. عنوان این گزارش "حسابهای جعلی"، "لایکهای دیجیتالی" و "شاهِ ایران" است. این نوشتار، بازتابی از "جنگ دیجیتالی اسرائیل در سایهها" را انعکاس میدهد. فیگارو در عین حال، مسئولیت جنایتهای دیماه ۱۴۰۴ را به خامنهای نسبت میدهد. در جهان امروز، اهداف شوم یا نبردهای سیاسی، با تانک و موشک و بمب پیش نمیروند، بخشی از جنگها و نبردها در پردازش سروِرها، پشت حسابهای ناشناس و در میان هشتگها و لایکهای تقلبی جریان دارد. این گزارش تازه، پرده از این نبردهای پنهان برمیدارد.
به امید بیداری ایرانیان و گسترش مبارزه با نظام سرمایهداری جمهوری اسلامی
همچنین نگاه کنید به:
https://t.me/schabname/13982
تاملی بر مقالهای از فیگارو:
بازگشت پهلوی با لایکهای دیجیتالی
به تاریخ ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶
نگاهی به جنگ دیجیتالی و روایتسازی سیاسی اسرائیل برای مهندسی افکار عمومی ایرانیان
نشریهی وزین و معروف فیگارو در فرانسه به تاریخ ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶، گزارشی در پیوند با فضای دهشتناک کنونی ایران منتشر کرده است و از تلاشهایی پرده برمیدارد که هدفش تاثیرگذاری رسانههای دیجیتالی بر ذهنیت عمومی ایرانیان برای جریانی خاص است. عنوان این گزارش "حسابهای جعلی"، "لایکهای دیجیتالی" و "شاهِ ایران" است. این نوشتار، بازتابی از "جنگ دیجیتالی اسرائیل در سایهها" را انعکاس میدهد. فیگارو در عین حال، مسئولیت جنایتهای دیماه ۱۴۰۴ را به خامنهای نسبت میدهد. در جهان امروز، اهداف شوم یا نبردهای سیاسی، با تانک و موشک و بمب پیش نمیروند، بخشی از جنگها و نبردها در پردازش سروِرها، پشت حسابهای ناشناس و در میان هشتگها و لایکهای تقلبی جریان دارد. این گزارش تازه، پرده از این نبردهای پنهان برمیدارد.
به امید بیداری ایرانیان و گسترش مبارزه با نظام سرمایهداری جمهوری اسلامی
همچنین نگاه کنید به:
https://t.me/schabname/13982
گزارش روزنامهٔ دستراستی فیگارو از یک عملیات دیجیتال اسرائیل میگوید که با شبکهای از حسابهای جعلی و محتوای هماهنگ در شبکههای اجتماعی، رضا پهلوی را برجسته میکند؛ از هشتگسازی و لایکهای فیک تا تولید تصویر/ویدئوی ساختگی. هدف، جا انداختن او بهعنوان آلترناتیو و همزمان تشدید نارضایتی، تفرقه و بیاعتمادی در افکار عمومی است.
اسلایدها را ورق بزنید (بازنشر از صفحه Everyday Resistance).
@Collective98
اسلایدها را ورق بزنید (بازنشر از صفحه Everyday Resistance).
@Collective98
کلکتیو ۹۸
Video
دربارهی
تصویر واحدی از اعتراضات دی ۱۴۰۴ که از سه منظر متفاوت مخابره شد
کارگاه دیالکتیک
۱۰ بهمن ۱۴۰۴
طی یکماه اخیر شاهد شکل ویژهای از بازنماییِ (تصویرپردازی) اعتراضات تودهای دیماه ۱۴۰۴ بودهایم، که از سوی سه مرجع سیاسی متفاوت برساخته و تکثیر شدهاند. تفاوتها و تعارضات سیاسی میانِ مراجع این نوع تصویرپردازی نهتنها مانع خویشاوندی در نحوهی بازنمایی و روایتهاشان از این اعتراضات نشد، بلکه زمینهی گسترش و باورپذیری وسیعتر آن تصویرپردازی مشترک را فراهم کرد. چرا که بنا به بافتار تاریخی-انضمامیِ وقوع این خیزش، این کانونهای سهگانهی تصویرپردازی نهایتا خروجیهای یکدیگر را متقابلا تقویت کردهاند.
هر یک از این مراجع سهگانه، بسته به جایگاه سیاسیشان، آن تصویر یگانه را این گونه مخابره کردهاند:
۱) حاکمان جمهوری اسلامی و اصحاب دستگاه پروپاگاندای عظیماش دائما این داعیه را تکثیر کردهاند که این خیزشِ تودهای محصول توطئهی اسراییل-آمریکا برای سوءاستفاده از «اعتراضات بازاریان و کسبه»، و مشخصا «ادامهی جنگ ۱۲ روزه» بوده است و معترضان، یا مزدوران عوامل خارجی (و تروریست) بودهاند یا فریبخوردگان آنها بهمیانجی گفتار و جریان پهلویگرایی. حاکمان جمهوری اسلامی ضمن اینکه ابعاد کشتار را بهشدت تقلیل میدهند و اغلب کشتگان را متعلق به مدافعان حکومت (مثل نیروهای بسیج و غیره) قلمداد میکنند، خشونتورزی و تیراندازی «تروریستها» و مزدوران دشمن را عامل اصلی کشتار معرفی میکنند. سایر کشتگان تا جایی که متعلق به دایرهی «تروریستها» بودهاند مستحق مرگ شمرده میشوند؛ و شمار اندک باقیمانده نیز فریبخوردگان یا بیخبران و بداقبالهایی معرفی میشوند که مرگ آنها در خور تاسف است.
۲) رسانههایی مثل ایران اینترنشنال و بیبیسی فارسی، همصدا با اردوگاه پهلویگرایان، این تصویر را القاء کردهاند که این اعتراضاتْ خیزش مردم ناراضیِ ایران برای بازیابی نظام سلطنتی به رهبری رضا پهلوی بوده است. همه میدانند که در نخستین روزهای پس از کشتار جمعیِ پنجشنبه و جمعه، پهلویگرایان (با همراهی تلویزیون ایران اینترنشنال) ابعاد وسیع کشتار را بهشدت انکار (و پنهان) میکردند؛ ویدئوی اولیهی درزکرده از سردخانهی کهریزک را ساختگی (از سوی رژیم) معرفی میکردند، و فراخوان رضا پهلوی برای بازگشت به خیابانها را تکثیر میکردند. ولی پس از آنکه مستندات کشتار جمعی فراگیر شد، آنها بر طبل بالابردن دلبخواه شمار کشتهشدگان کوفتهاند (که در عمل به تبلیغات و تحریفات متقابل رژیم کمک میکند). چرا که با انتساب ماهیت خیزش به پهلویگرایی، آنان قادرند انبوه کشتگان خیزش را هچون «شهدای راه احیای سلطنت» جلوه دهند تا در داخل و خارج کشور داعیهی مالکیت انحصاری خود بر خیزش را توجیه و تحکیم کنند. تو گویی، در نظر آنان کشتگان خیزش اعدادی روی کاغذند تا ارزش «سهام» پهلویگرایی بالا برود. رضا پهلوی در پاسخ به سوال مجری تلویزیون آلمان - دربارهی مسئولیت شخصیاش در قبال آمار بالای کشتهشدگانِ خیزش - تصریح کرده است که «تغییر سیاسی هزینه میطلبد.»
۳) چپهای محورمقاومتی و کمپیستهای «مستقل» (ایرانی و غیرایرانی)، همصدا با محورمقاومتیها و کمپیستهای وابسته به حکومت، ادعا کردهاند که این خیزش محصول دخالت قوای امپریالیستی برای فروپاشی تمامیت ارضی ایران یا دستکم تضعیف نظام سیاسی ایران بوده است تا جبههی ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستی در خاورمیانه تضعیف/نابود شود. در همین راستا، بسیاری از آنها همصدا با پروپاگاندای رژیم ایران این خیزش را «ادامهی تهاجم قبلی اسراییل-آمریکا به ایران» قلمداد کردهاند. آنان ادعای محوری پهلویگرایان و رسانههای سلطه، مبنی بر هژمونیداشتن سلطنتطلبی بر این خیزش، را واقعیتی مسلم فرض کردهاند تا برداشت/تصویر نهاییشان را درست و موجه جلوه دهند. برخی از آنان در دفاع از مدعای اصلی خود به نزدیکی آشکار پهلویگرایان به اسراییل و تمنای مستمر آنان از ترامپ برای تهاجم نظامی به ایران استناد میکنند. برخی دیگر، با تکیه بر همان پیشفرض اصلی یا «واقعیت مسلم» (هژمونی سلطنتطلبی بر خیزش) و با ارجاع به سویههای فاشیستی جریان سلطنتطلبی، از ماهیت فاشیستی این خیزش و بیربطی آن به مبارزات طبقاتیِ فرودستان سخن میگویند. معترضان به تودههایی با خاستگاهها و مطالبات طبقاتی مبهم تبدیل میشوند که بخش بزرگی از آنان - خواسته یا ناخواسته - همچون «پیادهنظام فاشیسم» عمل کردهاند. منصفترین بخش این طیف، حتی وقتی که دامنهی کشتار و دلایل و عوامل کشتار جمعی را تحریف نکنند، کشتگان را تلویحا یا تصریحا فریبخوردگانی قلمداد میکنند که مرگشان مایهی تاسف است؛ همچون سربازانی پیادهنظام در جنگی که متعلق به آنان نبود.
ادامهی مطلب در پست بعدی 👇🏾👇🏾
----
#اعتراضات_سراسری
------------
@kdialectic
تصویر واحدی از اعتراضات دی ۱۴۰۴ که از سه منظر متفاوت مخابره شد
کارگاه دیالکتیک
۱۰ بهمن ۱۴۰۴
طی یکماه اخیر شاهد شکل ویژهای از بازنماییِ (تصویرپردازی) اعتراضات تودهای دیماه ۱۴۰۴ بودهایم، که از سوی سه مرجع سیاسی متفاوت برساخته و تکثیر شدهاند. تفاوتها و تعارضات سیاسی میانِ مراجع این نوع تصویرپردازی نهتنها مانع خویشاوندی در نحوهی بازنمایی و روایتهاشان از این اعتراضات نشد، بلکه زمینهی گسترش و باورپذیری وسیعتر آن تصویرپردازی مشترک را فراهم کرد. چرا که بنا به بافتار تاریخی-انضمامیِ وقوع این خیزش، این کانونهای سهگانهی تصویرپردازی نهایتا خروجیهای یکدیگر را متقابلا تقویت کردهاند.
هر یک از این مراجع سهگانه، بسته به جایگاه سیاسیشان، آن تصویر یگانه را این گونه مخابره کردهاند:
۱) حاکمان جمهوری اسلامی و اصحاب دستگاه پروپاگاندای عظیماش دائما این داعیه را تکثیر کردهاند که این خیزشِ تودهای محصول توطئهی اسراییل-آمریکا برای سوءاستفاده از «اعتراضات بازاریان و کسبه»، و مشخصا «ادامهی جنگ ۱۲ روزه» بوده است و معترضان، یا مزدوران عوامل خارجی (و تروریست) بودهاند یا فریبخوردگان آنها بهمیانجی گفتار و جریان پهلویگرایی. حاکمان جمهوری اسلامی ضمن اینکه ابعاد کشتار را بهشدت تقلیل میدهند و اغلب کشتگان را متعلق به مدافعان حکومت (مثل نیروهای بسیج و غیره) قلمداد میکنند، خشونتورزی و تیراندازی «تروریستها» و مزدوران دشمن را عامل اصلی کشتار معرفی میکنند. سایر کشتگان تا جایی که متعلق به دایرهی «تروریستها» بودهاند مستحق مرگ شمرده میشوند؛ و شمار اندک باقیمانده نیز فریبخوردگان یا بیخبران و بداقبالهایی معرفی میشوند که مرگ آنها در خور تاسف است.
۲) رسانههایی مثل ایران اینترنشنال و بیبیسی فارسی، همصدا با اردوگاه پهلویگرایان، این تصویر را القاء کردهاند که این اعتراضاتْ خیزش مردم ناراضیِ ایران برای بازیابی نظام سلطنتی به رهبری رضا پهلوی بوده است. همه میدانند که در نخستین روزهای پس از کشتار جمعیِ پنجشنبه و جمعه، پهلویگرایان (با همراهی تلویزیون ایران اینترنشنال) ابعاد وسیع کشتار را بهشدت انکار (و پنهان) میکردند؛ ویدئوی اولیهی درزکرده از سردخانهی کهریزک را ساختگی (از سوی رژیم) معرفی میکردند، و فراخوان رضا پهلوی برای بازگشت به خیابانها را تکثیر میکردند. ولی پس از آنکه مستندات کشتار جمعی فراگیر شد، آنها بر طبل بالابردن دلبخواه شمار کشتهشدگان کوفتهاند (که در عمل به تبلیغات و تحریفات متقابل رژیم کمک میکند). چرا که با انتساب ماهیت خیزش به پهلویگرایی، آنان قادرند انبوه کشتگان خیزش را هچون «شهدای راه احیای سلطنت» جلوه دهند تا در داخل و خارج کشور داعیهی مالکیت انحصاری خود بر خیزش را توجیه و تحکیم کنند. تو گویی، در نظر آنان کشتگان خیزش اعدادی روی کاغذند تا ارزش «سهام» پهلویگرایی بالا برود. رضا پهلوی در پاسخ به سوال مجری تلویزیون آلمان - دربارهی مسئولیت شخصیاش در قبال آمار بالای کشتهشدگانِ خیزش - تصریح کرده است که «تغییر سیاسی هزینه میطلبد.»
۳) چپهای محورمقاومتی و کمپیستهای «مستقل» (ایرانی و غیرایرانی)، همصدا با محورمقاومتیها و کمپیستهای وابسته به حکومت، ادعا کردهاند که این خیزش محصول دخالت قوای امپریالیستی برای فروپاشی تمامیت ارضی ایران یا دستکم تضعیف نظام سیاسی ایران بوده است تا جبههی ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستی در خاورمیانه تضعیف/نابود شود. در همین راستا، بسیاری از آنها همصدا با پروپاگاندای رژیم ایران این خیزش را «ادامهی تهاجم قبلی اسراییل-آمریکا به ایران» قلمداد کردهاند. آنان ادعای محوری پهلویگرایان و رسانههای سلطه، مبنی بر هژمونیداشتن سلطنتطلبی بر این خیزش، را واقعیتی مسلم فرض کردهاند تا برداشت/تصویر نهاییشان را درست و موجه جلوه دهند. برخی از آنان در دفاع از مدعای اصلی خود به نزدیکی آشکار پهلویگرایان به اسراییل و تمنای مستمر آنان از ترامپ برای تهاجم نظامی به ایران استناد میکنند. برخی دیگر، با تکیه بر همان پیشفرض اصلی یا «واقعیت مسلم» (هژمونی سلطنتطلبی بر خیزش) و با ارجاع به سویههای فاشیستی جریان سلطنتطلبی، از ماهیت فاشیستی این خیزش و بیربطی آن به مبارزات طبقاتیِ فرودستان سخن میگویند. معترضان به تودههایی با خاستگاهها و مطالبات طبقاتی مبهم تبدیل میشوند که بخش بزرگی از آنان - خواسته یا ناخواسته - همچون «پیادهنظام فاشیسم» عمل کردهاند. منصفترین بخش این طیف، حتی وقتی که دامنهی کشتار و دلایل و عوامل کشتار جمعی را تحریف نکنند، کشتگان را تلویحا یا تصریحا فریبخوردگانی قلمداد میکنند که مرگشان مایهی تاسف است؛ همچون سربازانی پیادهنظام در جنگی که متعلق به آنان نبود.
ادامهی مطلب در پست بعدی 👇🏾👇🏾
----
#اعتراضات_سراسری
------------
@kdialectic
در این ویدئو (مصاحبهی مهدی فلاحتی با مزدک آذر در کانال تلویزیونی «برگ آخر»)، مزدک آذر، کارشناس رسانه، نتایج پژوهش رسانهای خود و تیم همکارانش را دربارهی نحوهی بازنمایی اعتراضات اخیر در تلویزیونهای اصلی فارسیزبان ارائه میدهد. در فرآیند این پژوهش، در ابتدا محتواهای بیش از ۴۵۰۰ ویدئو و مستندات پخششده در شبکههای اجتماعی (مستقل از خروجیهای بیبیسی و ایران اینترنشنال) طی ۲۰ روز اعتراضات تودهای دیماه مورد بررسی قرار گرفتهاند؛ و سپس شیوههای بازنماییِ شعارها و درونمایههای اعتراضی از سوی ایران اینترنشنال و بیبیسی فارسی - بهطور جداگانه - مورد بررسی قرار گرفتهاند.
چکیدهی یافتههای این پژوهش بدین قرار است:
الف) تنها ۱۷ درصد شعارهای خیابانی در حمایت از پادشاهیخواهی و/یا رضا پهلوی بودهاند.
ب) خروجیهای تلویزیون ایران اینترنشنال وزن ایندست شعارها را ۸۱ درصد نشان دادهاند. (۳۷۵ درصد بزرگنمایی)
ج) خروجیهای تلویزیون بیبیسی فارسی وزن ایندست شعارها و درونمایههای را ۳۵ درصد نشان دادهاند. (۱۰۵ درصد بزرگنمایی)
دستکم بهاعتبار این پژوهشِ مستند معلوم میشود که تصویر کمابیش مشترکی که آن مراجع سهگانه از خیزش دیماه ۱۴۰۴ ترسیم و تکثیر کردهاند بهشدت مسالهدار است. نکته اینجاست که دو دستهی نخست، یعنی جمهوری اسلامی و پهلویگرایان (و رسانههای پشتیبانشان) از ابتدا به نادرستی این تصویر کاملا واقف بودند: چون هر یک در راستای منافعشان خود چنین تصویری را جعل کرده بودند. عملکرد آنها ورای کنش نقد قرار میگیرد، چون نادرستیِ تصویرپردازی آنان نه ناشی از خطای سهوی (غفلت)، بلکه پیامد یک جعل عامدانه در راستای کسب قدرت یا حفظ قدرت (با هر اهرم و بهایی) بوده است. وانگهی، چون هر دوی آن مراجع سیاسیْ محوریت قدرت - بهعنوان امری ضروری یا مقدس - را رسما و بهشیوههای مختلف بیان کردهاند، زبان و مبنای مشترکی برای نقد وجود ندارد. اما رویکرد و تصویرپردازی دسته سوم (کمپیستها و محورمقاومتیهای مستقل) قابل نقد است؛ چون اینان مدعی عدالت و رهاییاند. طبعا داوری دربارهی خاستگاه مادی و فاعلان واقعی خیزش تودهای دیماه نمیتوانست تا زمان اعلام نتایج ایندست کارهای پژوهشی به تعویق بیافتد. اما حتی بدون این نتایج نیز - با تکیه بر آموزههای دانش انتقادی، تفکر منطقی و شواهد پراکندهی موجود - ایستادگی انتقادی در برابر بازنماییهای قدرتمدار و همگنساز رسانههای سلطه امکانپذیر بود.
------------------
#اعتراضات_سراسری
------------------
@kdialectic
چکیدهی یافتههای این پژوهش بدین قرار است:
الف) تنها ۱۷ درصد شعارهای خیابانی در حمایت از پادشاهیخواهی و/یا رضا پهلوی بودهاند.
ب) خروجیهای تلویزیون ایران اینترنشنال وزن ایندست شعارها را ۸۱ درصد نشان دادهاند. (۳۷۵ درصد بزرگنمایی)
ج) خروجیهای تلویزیون بیبیسی فارسی وزن ایندست شعارها و درونمایههای را ۳۵ درصد نشان دادهاند. (۱۰۵ درصد بزرگنمایی)
دستکم بهاعتبار این پژوهشِ مستند معلوم میشود که تصویر کمابیش مشترکی که آن مراجع سهگانه از خیزش دیماه ۱۴۰۴ ترسیم و تکثیر کردهاند بهشدت مسالهدار است. نکته اینجاست که دو دستهی نخست، یعنی جمهوری اسلامی و پهلویگرایان (و رسانههای پشتیبانشان) از ابتدا به نادرستی این تصویر کاملا واقف بودند: چون هر یک در راستای منافعشان خود چنین تصویری را جعل کرده بودند. عملکرد آنها ورای کنش نقد قرار میگیرد، چون نادرستیِ تصویرپردازی آنان نه ناشی از خطای سهوی (غفلت)، بلکه پیامد یک جعل عامدانه در راستای کسب قدرت یا حفظ قدرت (با هر اهرم و بهایی) بوده است. وانگهی، چون هر دوی آن مراجع سیاسیْ محوریت قدرت - بهعنوان امری ضروری یا مقدس - را رسما و بهشیوههای مختلف بیان کردهاند، زبان و مبنای مشترکی برای نقد وجود ندارد. اما رویکرد و تصویرپردازی دسته سوم (کمپیستها و محورمقاومتیهای مستقل) قابل نقد است؛ چون اینان مدعی عدالت و رهاییاند. طبعا داوری دربارهی خاستگاه مادی و فاعلان واقعی خیزش تودهای دیماه نمیتوانست تا زمان اعلام نتایج ایندست کارهای پژوهشی به تعویق بیافتد. اما حتی بدون این نتایج نیز - با تکیه بر آموزههای دانش انتقادی، تفکر منطقی و شواهد پراکندهی موجود - ایستادگی انتقادی در برابر بازنماییهای قدرتمدار و همگنساز رسانههای سلطه امکانپذیر بود.
------------------
#اعتراضات_سراسری
------------------
@kdialectic