This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 تصاویر جدید تازه منتشرشده از اعتراضات مردم در ایران ۷
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
#شهید_نمیمرد
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@collective98
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
#شهید_نمیمرد
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 تصاویر جدید تازه منتشرشده از اعتراضات مردم در ایران ۸
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
#شهید_نمیمرد
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@collective98
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
#شهید_نمیمرد
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@collective98
🚩 گواهیها از پزشکان، کارکنان سردخانهها و قبرستانها نشاندهنده تلاش گسترده دولت برای پنهان کردن کشتار سیستماتیک معترضان است
پنجشنبه ۸ ژانویه، در یک شهر کوچک ایرانی، تلفن دکتر احمدی* شروع به زنگ زدن کرد. همکاران او در بخشهای اورژانس محلی نگران شده بودند.
تمام هفته، مردم به خیابانها آمده بودند و با باتوم و تفنگهای ساچمهای از سوی پلیس مواجه شده بودند. با درمان، آسیبهای آنها نباید خیلی جدی میبود. اما کارکنان بخش اورژانس معتقد بودند بسیاری از جوانان زخمی از بیمارستانها اجتناب میکردند، زیرا از ترس شناسایی و دستگیری، نگران ثبتنام به عنوان بیماران تروما بودند.
دکتر احمدی [که به دلیل ترس از انتقامها ناشناس مانده، اما هویت، مدارک و حضور او در ایران در طول ناآرامیها تأیید شده است] و همسرش به طور آرام بیماران را در مکانی خارج از سیستم بیمارستانی دولتی ایران درمان میکردند. با خبر شدن از شبکه شایعات محلی، جوانان زخمی به سمت آنها میآمدند. عمدتاً، آنها آسیبهای سطحی داشتند – زخمهای بریدگی که نیاز به بخیه و آنتیبیوتیک داشتند. هر چه پنجشنبه شب میگذشت، تعداد بیشتری برای درمان به آنها میرسیدند.
روز بعد، همه چیز ناگهان تغییر کرد. معترضان همچنان میآمدند، اما آسیبهای آنها شلیکهای گلوله از فاصله نزدیک و زخمهای شدید چاقو بودند، معمولاً به قفسه سینه، چشمها و اندام تناسلی. بسیاری از آنها مرگبار بودند.
دکتر احمدی از تعداد کشتهشدگان شوکه شده بود (بیش از ۴۰ نفر فقط در شهر کوچک خود) اما با قطع اینترنت، هیچ کس نمیدانست که تصویر ملی چگونه است. برای کنار هم گذاشتن آن، دکتر احمدی شبکهای از بیش از ۸۰ پزشک در ۱۲ استان ایران تشکیل داد تا مشاهدات و دادهها را به اشتراک بگذارند و تصویر واضحتری از خشونت بسازند.
مشاهدات آنها که با سایر منابع به اشتراک گذاشته شده و همراه با گزارشها از سردخانهها و قبرستانها در سراسر کشور ترکیب شده است، مقیاس وسیع خشونتی که در طول سرکوب دولتی بر ایرانیها وارد شده را فاش میکند. دکتر احمدی و همکارانش از دادن یک عدد دقیق برای تعداد کشتهشدگان خودداری میکنند، اما همگی موافقند که "تمام آمارهای مرگ و میر اعلامشده به شدت کمتر از واقعیت است". با مقایسه تعداد کشتهشدگانی که شاهد آن بودند با معیارهای بیمارستانها، آنها تخمین میزنند که ممکن است این عدد از ۳۰,۰۰۰ نفر فراتر برود، که بسیار بیشتر از ارقام رسمی است. این بر اساس نتیجهگیری است که "مرگهای ثبتشده رسمی مرتبط با سرکوب احتمالاً کمتر از ۱۰ درصد از تعداد واقعی کشتهشدگان را نمایان میکنند".
برآوردهای مختلفی از تعداد کشتهشدگان وجود دارد که به شدت تحت تأثیر قطع اینترنت قرار گرفتهاند. دولت ایران بیش از ۳,۰۰۰ کشته را تأیید کرده است، و سازمان مستقر در ایالات متحده HRANA (آژانس خبری فعالان حقوق بشر) میگوید بیش از ۶,۰۰۰ کشته را تأیید کرده و بیش از ۱۷,۰۰۰ مرگ ثبتشده دیگر در حال تحقیق است، که احتمالاً تعداد کل کشتهشدگان حدود ۲۲,۰۰۰ نفر باشد. سایر برآوردها از پزشکان مستقر در خارج از ایران تا ۳۳,۰۰۰ نفر یا بیشتر میرسد.
گواهیها از سردخانهها، قبرستانها و بیمارستانها در سراسر کشور نشاندهنده تلاشهای هماهنگ مقامات برای پنهان کردن ابعاد واقعی آمار کشتهشدگان است: انتقال اجساد در کامیونهای بستنی و کامیونهای حمل گوشت؛ دفن سریع انبوه اجساد؛ و ناپدید شدن صدها جسد از شبکه تأسیسات پزشکی قانونی ایران.
زبان دکتر احمدی سنجیده و بالینی است، اما او در توصیف خشونتی که پزشکان مستند کردهاند به گریه میافتد. "از منظر پزشکی، جراحاتی که مشاهده کردیم نشاندهنده بیرحمی بیحد و حصر است – هم از نظر مقیاس و هم از نظر روش"، او میگوید. یک پزشک دیگر که در تهران مستقر است، میگوید: "من در آستانه فروپاشی روانی هستم. آنها مردم را به صورت جمعی قتلعام کردهاند. هیچکس نمیتواند تصور کند … فقط خون، خون و خون دیدم."
در سراسر ایران در سردخانهها و قبرستانها، اجساد انباشت شدند – بسیاری از بیمارستانها و واحدهای پزشکی قانونی را تحت فشار قرار دادند، که مجبور به رد کردن کامیونهای پر از اجساد شدند. کارکنان قبرستانها و پزشکی قانونی از هرج و مرج سخن میگویند و گزارشهایی از فشار مقامات برای دفنهای سریع و انبوه برای پنهان کردن تعداد کشتهشدگان ارائه میدهند.
پنجشنبه ۸ ژانویه، در یک شهر کوچک ایرانی، تلفن دکتر احمدی* شروع به زنگ زدن کرد. همکاران او در بخشهای اورژانس محلی نگران شده بودند.
تمام هفته، مردم به خیابانها آمده بودند و با باتوم و تفنگهای ساچمهای از سوی پلیس مواجه شده بودند. با درمان، آسیبهای آنها نباید خیلی جدی میبود. اما کارکنان بخش اورژانس معتقد بودند بسیاری از جوانان زخمی از بیمارستانها اجتناب میکردند، زیرا از ترس شناسایی و دستگیری، نگران ثبتنام به عنوان بیماران تروما بودند.
دکتر احمدی [که به دلیل ترس از انتقامها ناشناس مانده، اما هویت، مدارک و حضور او در ایران در طول ناآرامیها تأیید شده است] و همسرش به طور آرام بیماران را در مکانی خارج از سیستم بیمارستانی دولتی ایران درمان میکردند. با خبر شدن از شبکه شایعات محلی، جوانان زخمی به سمت آنها میآمدند. عمدتاً، آنها آسیبهای سطحی داشتند – زخمهای بریدگی که نیاز به بخیه و آنتیبیوتیک داشتند. هر چه پنجشنبه شب میگذشت، تعداد بیشتری برای درمان به آنها میرسیدند.
روز بعد، همه چیز ناگهان تغییر کرد. معترضان همچنان میآمدند، اما آسیبهای آنها شلیکهای گلوله از فاصله نزدیک و زخمهای شدید چاقو بودند، معمولاً به قفسه سینه، چشمها و اندام تناسلی. بسیاری از آنها مرگبار بودند.
دکتر احمدی از تعداد کشتهشدگان شوکه شده بود (بیش از ۴۰ نفر فقط در شهر کوچک خود) اما با قطع اینترنت، هیچ کس نمیدانست که تصویر ملی چگونه است. برای کنار هم گذاشتن آن، دکتر احمدی شبکهای از بیش از ۸۰ پزشک در ۱۲ استان ایران تشکیل داد تا مشاهدات و دادهها را به اشتراک بگذارند و تصویر واضحتری از خشونت بسازند.
مشاهدات آنها که با سایر منابع به اشتراک گذاشته شده و همراه با گزارشها از سردخانهها و قبرستانها در سراسر کشور ترکیب شده است، مقیاس وسیع خشونتی که در طول سرکوب دولتی بر ایرانیها وارد شده را فاش میکند. دکتر احمدی و همکارانش از دادن یک عدد دقیق برای تعداد کشتهشدگان خودداری میکنند، اما همگی موافقند که "تمام آمارهای مرگ و میر اعلامشده به شدت کمتر از واقعیت است". با مقایسه تعداد کشتهشدگانی که شاهد آن بودند با معیارهای بیمارستانها، آنها تخمین میزنند که ممکن است این عدد از ۳۰,۰۰۰ نفر فراتر برود، که بسیار بیشتر از ارقام رسمی است. این بر اساس نتیجهگیری است که "مرگهای ثبتشده رسمی مرتبط با سرکوب احتمالاً کمتر از ۱۰ درصد از تعداد واقعی کشتهشدگان را نمایان میکنند".
برآوردهای مختلفی از تعداد کشتهشدگان وجود دارد که به شدت تحت تأثیر قطع اینترنت قرار گرفتهاند. دولت ایران بیش از ۳,۰۰۰ کشته را تأیید کرده است، و سازمان مستقر در ایالات متحده HRANA (آژانس خبری فعالان حقوق بشر) میگوید بیش از ۶,۰۰۰ کشته را تأیید کرده و بیش از ۱۷,۰۰۰ مرگ ثبتشده دیگر در حال تحقیق است، که احتمالاً تعداد کل کشتهشدگان حدود ۲۲,۰۰۰ نفر باشد. سایر برآوردها از پزشکان مستقر در خارج از ایران تا ۳۳,۰۰۰ نفر یا بیشتر میرسد.
گواهیها از سردخانهها، قبرستانها و بیمارستانها در سراسر کشور نشاندهنده تلاشهای هماهنگ مقامات برای پنهان کردن ابعاد واقعی آمار کشتهشدگان است: انتقال اجساد در کامیونهای بستنی و کامیونهای حمل گوشت؛ دفن سریع انبوه اجساد؛ و ناپدید شدن صدها جسد از شبکه تأسیسات پزشکی قانونی ایران.
زبان دکتر احمدی سنجیده و بالینی است، اما او در توصیف خشونتی که پزشکان مستند کردهاند به گریه میافتد. "از منظر پزشکی، جراحاتی که مشاهده کردیم نشاندهنده بیرحمی بیحد و حصر است – هم از نظر مقیاس و هم از نظر روش"، او میگوید. یک پزشک دیگر که در تهران مستقر است، میگوید: "من در آستانه فروپاشی روانی هستم. آنها مردم را به صورت جمعی قتلعام کردهاند. هیچکس نمیتواند تصور کند … فقط خون، خون و خون دیدم."
در سراسر ایران در سردخانهها و قبرستانها، اجساد انباشت شدند – بسیاری از بیمارستانها و واحدهای پزشکی قانونی را تحت فشار قرار دادند، که مجبور به رد کردن کامیونهای پر از اجساد شدند. کارکنان قبرستانها و پزشکی قانونی از هرج و مرج سخن میگویند و گزارشهایی از فشار مقامات برای دفنهای سریع و انبوه برای پنهان کردن تعداد کشتهشدگان ارائه میدهند.