کلکتیو ۹۸
Photo
بیانیه مشترک فعالان دانشجویی دانشگاههای تهران
بیانیه مشترک فعالان دانشجویی
دانشگاههای تهران، بهشتی، علامه، علم وصنعت و تربیتمدرس
در همراهی با اعتراضات سراسری
سالهاست حاکمان از دانشگاه هراسیدهاند و با سرکوب و فرسودگی به جانش افتادهاند. امروز نیز بحرانها روی هم انباشته شدهاند: فقر، نابرابری، ستم طبقاتی، ستم جنسیتی، فشار بر ملتها، بحران آب و محیطزیست. همه محصول مستقیم سیستمی فاسد و فرسوده است؛ نماد عریان سیاست سرکوبی که بهویژه پس از جنبشهای گوناگون اجتماعی چهره خونخوار خود را در آبان ۹۸ و خیزش «زن، زندگی، آزادی» آشکارتر کرده است.
سیاست حاکمیت در قبال دانشگاه هم از این الگوی سرکوب تبعیت میکند؛ تهیکردن آن از هر عنصر سیاسی و نقادانهای و بدلکردن دانشگاه به میدانی اخته که جولانگاه مزدوران شبهنظامی بسیجی شدهاست. تلاشهای بیوقفه وزارت علوم و روسای دانشگاهها برای پولیسازی آموزش و حذف هرگونه خدمات رفاهی همه در راستای تبدیل دانشگاه از نهادی سیاسی و دغدغهمند به بنگاهی اقتصادی و منفعل است. با این همه، دانشگاه بار دیگر خاطرنشان کرد که در برابر استبداد ایستاده و در تاریکترین بزنگاههای تاریخ، چه در پهلوی و چه در ولایت اسلامی، از آزمون آزادیخواهی و برابریطلبی سربلند بیرون آمده است. دانشگاه همواره سدی محکم در مقابل هر شکل از نهادهای باستانی مرتجع بوده و بانگ ترقیخواهی خود را هر روز از دیروز رساتر ساختهاست.
دانشجو فرزند همین تاریخ است. طبیعی است که شعارهایی چون «نه پهلوی، نه رهبری؛ آزادی و برابری» از دل دانشگاه برخیزد و «زن، زندگی، آزادی» چنین طنین افکند. این فشارها گرچه سرعت رشد گفتوگوی آزاد و نقد رادیکال را کاسته و حتی بحث درباره تبعیض جنسیتی و حق زیست آزادانه را بارها عقب رانده، اما آن را خاموش نکرده است. دانشگاه امروز قلب تپندهی پیوند میان آراء متکثر است. دانشگاه و دانشجو در مقابل هیچ نهاد اقتداری سر خم نمیکند. مشتهای گره شدهای که فریاد میزنند «مرگ بر دیکتاتوری» خطابشان هر شکلی از اقتدارگرایی و دیکتاتورمنشی موجود و ناموجود است.
دانشگاه امروز بار دیگر با تاکید بر همان «نه»ی تاریخی در خیزش زن، زندگی آزادی، علیه دوگانههای کاذب در کنار مردم میایستد و همراه با آنان گام برمیدارد. آنچه اکنون ضرورت دارد همبستگی آحاد ملت در مقابل جمهوریاسلامی، سلطنت پهلوی و التقاطیون قاتل یعنی مجاهدین خلق است. صدای ملت بودن از همین جا معنا پیدا می کند، اما این همبستگی نباید دانشگاه را از بیان صدای خود محروم کند. ما تلاش میکنیم در گفت و گویی درونی به وجوه ایجابی و تخیل جمعی برای فردای ایران برسیم؛ فردایی که آزادی و برابری همراه هستند و رهایی زنان و پایان ستم جنسیتی، پیشران تغییر است. تغییراتی که به میانجی نهادهای دموکراتیک همگام با تضعیف ساختارهای سلطه و استثمار رخ خواهند داد. فردایی که بدون اصول و گفتمانهای ولایت فقیه، حجاب و اعدام فراخواهد رسید و ما عینیتیافتگی آزادی و برابری را تجربه خواهیم کرد.
جنبش دانشجویی با تخیلی تحولخواهانه به دنبال آیندهای رها از استبداد است و به هیچ شکلی از اقتدارطلبی تن نخواهد داد. امروز پیشروی ما نیازمند در دست داشتن طرحی نو است. بحرانهای جامعه و عدمشایستگیِ تمام طرفهای مخالف جمهوری اسلامی، ما را به نقطهای رسانده که ادعا میکنیم جنبش دانشجویی نیازمند کنشگری ایجابی است. یعنی به اقتضائات زمانه پاسخ دهد، با مطالبهگری مردم و اقشار مختلف همراهی کند و فرآیندهای برآورده شدن مطالبات را صورتبندی کند.
مردم ایران!
امروز همه ما در «نه» به جمهوری اسلامی باید متفقالقول باشیم. هیچکس از فردای نیامده خبر ندارد و هیچ نیروی تکنفرهای هم سرنوشت ما را رقم نخواهد زد. اما یکچیز مسلم است؛ وقت حرکت است، هنگام عمل است. باید به پا خیزیم و سرنوشتمان را به دست خویش بنویسیم.
فرزندان ایران
از خیابانهای دانشگاه
@collective98
بیانیه مشترک فعالان دانشجویی
دانشگاههای تهران، بهشتی، علامه، علم وصنعت و تربیتمدرس
در همراهی با اعتراضات سراسری
سالهاست حاکمان از دانشگاه هراسیدهاند و با سرکوب و فرسودگی به جانش افتادهاند. امروز نیز بحرانها روی هم انباشته شدهاند: فقر، نابرابری، ستم طبقاتی، ستم جنسیتی، فشار بر ملتها، بحران آب و محیطزیست. همه محصول مستقیم سیستمی فاسد و فرسوده است؛ نماد عریان سیاست سرکوبی که بهویژه پس از جنبشهای گوناگون اجتماعی چهره خونخوار خود را در آبان ۹۸ و خیزش «زن، زندگی، آزادی» آشکارتر کرده است.
سیاست حاکمیت در قبال دانشگاه هم از این الگوی سرکوب تبعیت میکند؛ تهیکردن آن از هر عنصر سیاسی و نقادانهای و بدلکردن دانشگاه به میدانی اخته که جولانگاه مزدوران شبهنظامی بسیجی شدهاست. تلاشهای بیوقفه وزارت علوم و روسای دانشگاهها برای پولیسازی آموزش و حذف هرگونه خدمات رفاهی همه در راستای تبدیل دانشگاه از نهادی سیاسی و دغدغهمند به بنگاهی اقتصادی و منفعل است. با این همه، دانشگاه بار دیگر خاطرنشان کرد که در برابر استبداد ایستاده و در تاریکترین بزنگاههای تاریخ، چه در پهلوی و چه در ولایت اسلامی، از آزمون آزادیخواهی و برابریطلبی سربلند بیرون آمده است. دانشگاه همواره سدی محکم در مقابل هر شکل از نهادهای باستانی مرتجع بوده و بانگ ترقیخواهی خود را هر روز از دیروز رساتر ساختهاست.
دانشجو فرزند همین تاریخ است. طبیعی است که شعارهایی چون «نه پهلوی، نه رهبری؛ آزادی و برابری» از دل دانشگاه برخیزد و «زن، زندگی، آزادی» چنین طنین افکند. این فشارها گرچه سرعت رشد گفتوگوی آزاد و نقد رادیکال را کاسته و حتی بحث درباره تبعیض جنسیتی و حق زیست آزادانه را بارها عقب رانده، اما آن را خاموش نکرده است. دانشگاه امروز قلب تپندهی پیوند میان آراء متکثر است. دانشگاه و دانشجو در مقابل هیچ نهاد اقتداری سر خم نمیکند. مشتهای گره شدهای که فریاد میزنند «مرگ بر دیکتاتوری» خطابشان هر شکلی از اقتدارگرایی و دیکتاتورمنشی موجود و ناموجود است.
دانشگاه امروز بار دیگر با تاکید بر همان «نه»ی تاریخی در خیزش زن، زندگی آزادی، علیه دوگانههای کاذب در کنار مردم میایستد و همراه با آنان گام برمیدارد. آنچه اکنون ضرورت دارد همبستگی آحاد ملت در مقابل جمهوریاسلامی، سلطنت پهلوی و التقاطیون قاتل یعنی مجاهدین خلق است. صدای ملت بودن از همین جا معنا پیدا می کند، اما این همبستگی نباید دانشگاه را از بیان صدای خود محروم کند. ما تلاش میکنیم در گفت و گویی درونی به وجوه ایجابی و تخیل جمعی برای فردای ایران برسیم؛ فردایی که آزادی و برابری همراه هستند و رهایی زنان و پایان ستم جنسیتی، پیشران تغییر است. تغییراتی که به میانجی نهادهای دموکراتیک همگام با تضعیف ساختارهای سلطه و استثمار رخ خواهند داد. فردایی که بدون اصول و گفتمانهای ولایت فقیه، حجاب و اعدام فراخواهد رسید و ما عینیتیافتگی آزادی و برابری را تجربه خواهیم کرد.
جنبش دانشجویی با تخیلی تحولخواهانه به دنبال آیندهای رها از استبداد است و به هیچ شکلی از اقتدارطلبی تن نخواهد داد. امروز پیشروی ما نیازمند در دست داشتن طرحی نو است. بحرانهای جامعه و عدمشایستگیِ تمام طرفهای مخالف جمهوری اسلامی، ما را به نقطهای رسانده که ادعا میکنیم جنبش دانشجویی نیازمند کنشگری ایجابی است. یعنی به اقتضائات زمانه پاسخ دهد، با مطالبهگری مردم و اقشار مختلف همراهی کند و فرآیندهای برآورده شدن مطالبات را صورتبندی کند.
مردم ایران!
امروز همه ما در «نه» به جمهوری اسلامی باید متفقالقول باشیم. هیچکس از فردای نیامده خبر ندارد و هیچ نیروی تکنفرهای هم سرنوشت ما را رقم نخواهد زد. اما یکچیز مسلم است؛ وقت حرکت است، هنگام عمل است. باید به پا خیزیم و سرنوشتمان را به دست خویش بنویسیم.
فرزندان ایران
از خیابانهای دانشگاه
@collective98
کلکتیو ۹۸
Photo
*
بیانیهی کانون نویسندگان ایران
تحقق آزادی در گرو ارادهی مردم است
مردم به تنگ آمده از چهل و هفت سال فساد و تبعیض سیستماتیک، بار دیگر سرکوب خونین حکومت را به جان خریدهاند و فریاد اعتراضشان را به خیابانها آوردهاند. حکومت اینبار نیز به سوی معترضان آتش گشوده، برای ربودن مجروحان به بیمارستان حمله کرده و دستبهکار بازداشتهای اتوبوسی شده است. هر روز بر تعداد کشتهشدگان افزوده میشود و آمار بازداشتها به صدها تن رسیده است. تصاویر جاری شدن خون معترضان در خیابانها و بدنهای پر از ساچمه در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود و بار دیگر اینترنت در بسیاری از شهرها مختل شده است.
جمهوری اسلامی که بنیان خود را بر کشتار و شکنجه و حبس مخالفان و منتقدان و آزادیخواهان بنا نهاده و با قتل عام دههی شصت و «پاکسازی» و خفقان «حاکم» شده بود، پس از این استقرار خونین و با سیاست ارعاب صدای هر اعتراضی را بیدرنگ خفه کرد و کمر به قلع و قمع جنبشهای آزادیخواهانه بست. حکومت به ویژه در سرکوب معترضان به فقر و نابرابری لحظهای تردید نکرد و هر اعتراض خیابانی از این دست را به سرعت و با الگویی یکسان پاسخ داد: شلیک مستقیم به معترضان و پروندهسازی برای بازداشتشدگان. سرکوب حاشیهنشینان کوی طلاب مشهد که معترض به تخریب خانههاشان بودند و اعدام فوری چهار تن از آنان در ۱۳۷۱، تبدیل اسلامشهر به «منطقهی جنگی» به قصد سرکوب معترضان به افزایش کرایهی تاکسی و فقر و کمبود آب در ۱۳۷۴، کشتن صدها و بازداشت هزاران تن از معترضان به گرانی و فساد اقتصادی در دی ماه ۱۳۹۶، کشتار دستکم ۱۵۰۰ تن و بازداشت و شکنجهی هزاران معترض به افزایش قیمت بنزین در آبان ۱۳۹۸ و کشتن ۱۴ تن و بازداشت خانه به خانهی معترضان به بیآبی و قطع برق در خوزستان در ۱۴۰۰ تنها چند نمونه از پیشینهی حکومت در سرکوب معترضان به نابرابری است. بهرغم آشکار بودن این الگو، تریبونهای رسمی لحظهای از جعل و تحریف واقعیت دست برنمیدارند. این بار نیز همزمان با سرکوب مردم در خیابانها، لایحهی بودجهی دولت از افزایش سهم آستانها و بنیادهای حکومتساخته و فشار بیش از پیش بر جامعهی در حال احتضار خبر میدهد. در این گیر و دار سخنگویان حکومت نیز بر طبل «جراحی بزرگ اقتصادی و حمایت از مردم» میکوبند و مذبوحانه مرزی میان «اعتراض اقتصادی» و بانگ بلند نفی و تغییر ساختار موجود میکشند.
اما مردمی که این روزها به خیابان آمدهاند تنها مصائب خود را فریاد نمیزنند بلکه چشم در چشم بانی مصائب و بازوهای سرکوباش دوختهاند، چرا که به درستی دریافتهاند حافظان پیدا و پنهان وضع موجود همه زاده و پروردهی حکومتاند؛ کارگزاران فساد و جنایت و نابرابری. چهرهی راستین حاکمیت همان چهرهی آزادیکش و انسانستیز است و واقعیت عینی جامعه، شکاف هولناک طبقاتی، سقوط روز افزون مردم به زیر خط فقر و جان کندن آنان برای بقاست؛ واقعیتی که فارغ از هر تحلیل و رویکردی غیرقابل انکار است.
عریانی واقعیت اما آن را از دستبرد و مصادره در امان نگه نمیدارد. در حالی که مردم جان بر کف نهادهاند تا سرنوشت خود را از چنگ حکومت بیرون کشند، رسانههای جریان اصلی به بهانهی حمایت از معترضان، از مداخلهی خارجی نه با نام حقیقی آن، یعنی «تجاوز»، بلکه تحت عنوان «راه آزادی» حرف میزنند. بیشک آزادی با بمب و موشک قدرتهای غارتگر از آسمان نازل نمیشود. تحقق آزادی در گرو ارادهی مردمانیست که از ریشهی رنجهای خود آگاهاند، گرد این آگاهی به هم پیوستهاند و با حفظ استقلال از استثمارگران داخلی و خارجی به ستیز با وضع موجود برخاستهاند؛ مردمانی که نه معطل تکرار گذشتههای موهوم و منادیاناش میمانند و نه در انتظار مصلحان جعلیاند، بلکه خود دستبهکار دگرگون کردن اکنون و ساختن آینده میشوند.
کانون نویسندگان ایران با اتکا به بند اول منشور خود، «آزادی بیان بی هیچ حصر و استثنا برای همگان»، از حق بی چون و چرای اعتراض مردم حمایت میکند و از همهی نویسندگان و هنرمندان آزادیخواه و نهادهای همسو در سراسر جهان میخواهد صدای رسای حمایت از مردم ایران باشند و اجازه ندهند که حکومت بار دیگر زندانها و گورستانها را از معترضان پر کند.
کانون نویسندگان ایران
۱۵ دی ۱۴۰۴
@collective98
بیانیهی کانون نویسندگان ایران
تحقق آزادی در گرو ارادهی مردم است
مردم به تنگ آمده از چهل و هفت سال فساد و تبعیض سیستماتیک، بار دیگر سرکوب خونین حکومت را به جان خریدهاند و فریاد اعتراضشان را به خیابانها آوردهاند. حکومت اینبار نیز به سوی معترضان آتش گشوده، برای ربودن مجروحان به بیمارستان حمله کرده و دستبهکار بازداشتهای اتوبوسی شده است. هر روز بر تعداد کشتهشدگان افزوده میشود و آمار بازداشتها به صدها تن رسیده است. تصاویر جاری شدن خون معترضان در خیابانها و بدنهای پر از ساچمه در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود و بار دیگر اینترنت در بسیاری از شهرها مختل شده است.
جمهوری اسلامی که بنیان خود را بر کشتار و شکنجه و حبس مخالفان و منتقدان و آزادیخواهان بنا نهاده و با قتل عام دههی شصت و «پاکسازی» و خفقان «حاکم» شده بود، پس از این استقرار خونین و با سیاست ارعاب صدای هر اعتراضی را بیدرنگ خفه کرد و کمر به قلع و قمع جنبشهای آزادیخواهانه بست. حکومت به ویژه در سرکوب معترضان به فقر و نابرابری لحظهای تردید نکرد و هر اعتراض خیابانی از این دست را به سرعت و با الگویی یکسان پاسخ داد: شلیک مستقیم به معترضان و پروندهسازی برای بازداشتشدگان. سرکوب حاشیهنشینان کوی طلاب مشهد که معترض به تخریب خانههاشان بودند و اعدام فوری چهار تن از آنان در ۱۳۷۱، تبدیل اسلامشهر به «منطقهی جنگی» به قصد سرکوب معترضان به افزایش کرایهی تاکسی و فقر و کمبود آب در ۱۳۷۴، کشتن صدها و بازداشت هزاران تن از معترضان به گرانی و فساد اقتصادی در دی ماه ۱۳۹۶، کشتار دستکم ۱۵۰۰ تن و بازداشت و شکنجهی هزاران معترض به افزایش قیمت بنزین در آبان ۱۳۹۸ و کشتن ۱۴ تن و بازداشت خانه به خانهی معترضان به بیآبی و قطع برق در خوزستان در ۱۴۰۰ تنها چند نمونه از پیشینهی حکومت در سرکوب معترضان به نابرابری است. بهرغم آشکار بودن این الگو، تریبونهای رسمی لحظهای از جعل و تحریف واقعیت دست برنمیدارند. این بار نیز همزمان با سرکوب مردم در خیابانها، لایحهی بودجهی دولت از افزایش سهم آستانها و بنیادهای حکومتساخته و فشار بیش از پیش بر جامعهی در حال احتضار خبر میدهد. در این گیر و دار سخنگویان حکومت نیز بر طبل «جراحی بزرگ اقتصادی و حمایت از مردم» میکوبند و مذبوحانه مرزی میان «اعتراض اقتصادی» و بانگ بلند نفی و تغییر ساختار موجود میکشند.
اما مردمی که این روزها به خیابان آمدهاند تنها مصائب خود را فریاد نمیزنند بلکه چشم در چشم بانی مصائب و بازوهای سرکوباش دوختهاند، چرا که به درستی دریافتهاند حافظان پیدا و پنهان وضع موجود همه زاده و پروردهی حکومتاند؛ کارگزاران فساد و جنایت و نابرابری. چهرهی راستین حاکمیت همان چهرهی آزادیکش و انسانستیز است و واقعیت عینی جامعه، شکاف هولناک طبقاتی، سقوط روز افزون مردم به زیر خط فقر و جان کندن آنان برای بقاست؛ واقعیتی که فارغ از هر تحلیل و رویکردی غیرقابل انکار است.
عریانی واقعیت اما آن را از دستبرد و مصادره در امان نگه نمیدارد. در حالی که مردم جان بر کف نهادهاند تا سرنوشت خود را از چنگ حکومت بیرون کشند، رسانههای جریان اصلی به بهانهی حمایت از معترضان، از مداخلهی خارجی نه با نام حقیقی آن، یعنی «تجاوز»، بلکه تحت عنوان «راه آزادی» حرف میزنند. بیشک آزادی با بمب و موشک قدرتهای غارتگر از آسمان نازل نمیشود. تحقق آزادی در گرو ارادهی مردمانیست که از ریشهی رنجهای خود آگاهاند، گرد این آگاهی به هم پیوستهاند و با حفظ استقلال از استثمارگران داخلی و خارجی به ستیز با وضع موجود برخاستهاند؛ مردمانی که نه معطل تکرار گذشتههای موهوم و منادیاناش میمانند و نه در انتظار مصلحان جعلیاند، بلکه خود دستبهکار دگرگون کردن اکنون و ساختن آینده میشوند.
کانون نویسندگان ایران با اتکا به بند اول منشور خود، «آزادی بیان بی هیچ حصر و استثنا برای همگان»، از حق بی چون و چرای اعتراض مردم حمایت میکند و از همهی نویسندگان و هنرمندان آزادیخواه و نهادهای همسو در سراسر جهان میخواهد صدای رسای حمایت از مردم ایران باشند و اجازه ندهند که حکومت بار دیگر زندانها و گورستانها را از معترضان پر کند.
کانون نویسندگان ایران
۱۵ دی ۱۴۰۴
@collective98
🚩 بیانیەی انجمن صنفی معلمان کوردستان در حمایت از خیزش سراسری مردم
نابسامانی اقتصادی ناشی از نبود چند دهە مدیریت کارآمد و شایستە سالار، فساد گستردە در سطوح بالای مدیریتی، رانتخواری آقازادەهای غربنشین و.... معیشت بخش بزرگی از جامعە را بە کلی ویران کردە است. در چنین شرایطی، مردم بار دیگر خیابان را بە عرصەی اعتراض و مطالبەگری تبدیل کردەاند، اعتراضاتی کە از بازار آغاز شد، اما با همراهی دیگر اقشار جامعە، از یک اعتراض صرف اقتصادی فراتر رفت و ابعاد سیاسی و اجتماعی بە خود گرفت.
متاسفانە حاکمیت، همانند تجربەهای پیشین، نەتنها مطالبات بەحق مردم را بە رسمیت نشناختە، بلکە با سرکوب شدید معترضان، باعث کشتە و زخمی شدن بسیاری از جوانان در شهرهای مختلف شدە است.
در کوران این مصائب دردناک و خیزش سرتاسری شاهد تلاش جریانی خاص برای مصادرە این حرکت مردمی با بهرەگیری از پروپاگاندای رسانەایی، نوستالژیسازی و لشکر سایبری و فحاشی این جمع تاریخ گذشتە در فضای مجازی هستیم. از آنجا کە هیچ جریان یا فردی حق ندارد مبارزات مردمی را بە ابزاری برای تصرف قدرت یا تحمیل ارادە سیاسی خود نماید، افکار عمومی جامعە ضمن شناخت کامل از پیشینە خونبار این جریان سرابی بە آنها از بابت قربانی کردن ارادە ملت بە پا خواستە هشدار میدهد.
جنبش صنفی معلمان در بیش از هفتاد سال عمر مبارزاتی خود هموارە بە عنوان جنبشی پیشرو در جهت تحقق عدالت و آزادی گام برداشتە است، اکنون کە شاهد بە ثمر نشستن درسهای پرسشگری، عدالتخواهی و آزادیطلبی در بطن جامعە میباشد؛ این جنبش ضمن بە رسمیت شناختن اعتراضات بە حق جامعە، همراهی و همبستگی خود را با معترضان اعلام میدارد. بدیهی است صاحبان قدرت، ثروت و رانت از گسترش اعتراضات واهمە دارند و در پی سرکوب آن هستند. لذا توصیە ما بە نیروهای نظامی و انتظامی آن است کە از اجرای دستوراتی کە منجر بە نقض حقوق شهروندان میشود سرباز زنند و در کنار مردم بایستند.
انجمن صنفی معلمان کوردستان، بە عنوان بخشی از جنبش سراسری معلمان ایران، جنبش اعتراضی اخیر را تداوم خیزش تحولخواهانە ژن، ژیان، ئازادی میداند؛ جنبشی کە بر تغییرات ساختاری با در نظر گرفتن نقش زنان و پذیرش تکثر و تنوع ملی، مذهبی و فرهنگی در جغرافیای ایران تاکید دارد. ما خود را جزئی از جامعە مدنی کوردستان میدانیم و هم صدا و همراه با ملت کورد، خواهان تحقق تغییرات موثر وپایدار برای دستیابی بە کرامت انسانی، آزادی و برابری در جامعەایی عاری از فقر، تبعیض و بیعدالتی هستیم.
#انجمن_صنفی_معلمان_کوردستان (سنندج، سقز و زیویە، مریوان و سروآباد)
۱۴دی ماه ۱۴۰۴
نابسامانی اقتصادی ناشی از نبود چند دهە مدیریت کارآمد و شایستە سالار، فساد گستردە در سطوح بالای مدیریتی، رانتخواری آقازادەهای غربنشین و.... معیشت بخش بزرگی از جامعە را بە کلی ویران کردە است. در چنین شرایطی، مردم بار دیگر خیابان را بە عرصەی اعتراض و مطالبەگری تبدیل کردەاند، اعتراضاتی کە از بازار آغاز شد، اما با همراهی دیگر اقشار جامعە، از یک اعتراض صرف اقتصادی فراتر رفت و ابعاد سیاسی و اجتماعی بە خود گرفت.
متاسفانە حاکمیت، همانند تجربەهای پیشین، نەتنها مطالبات بەحق مردم را بە رسمیت نشناختە، بلکە با سرکوب شدید معترضان، باعث کشتە و زخمی شدن بسیاری از جوانان در شهرهای مختلف شدە است.
در کوران این مصائب دردناک و خیزش سرتاسری شاهد تلاش جریانی خاص برای مصادرە این حرکت مردمی با بهرەگیری از پروپاگاندای رسانەایی، نوستالژیسازی و لشکر سایبری و فحاشی این جمع تاریخ گذشتە در فضای مجازی هستیم. از آنجا کە هیچ جریان یا فردی حق ندارد مبارزات مردمی را بە ابزاری برای تصرف قدرت یا تحمیل ارادە سیاسی خود نماید، افکار عمومی جامعە ضمن شناخت کامل از پیشینە خونبار این جریان سرابی بە آنها از بابت قربانی کردن ارادە ملت بە پا خواستە هشدار میدهد.
جنبش صنفی معلمان در بیش از هفتاد سال عمر مبارزاتی خود هموارە بە عنوان جنبشی پیشرو در جهت تحقق عدالت و آزادی گام برداشتە است، اکنون کە شاهد بە ثمر نشستن درسهای پرسشگری، عدالتخواهی و آزادیطلبی در بطن جامعە میباشد؛ این جنبش ضمن بە رسمیت شناختن اعتراضات بە حق جامعە، همراهی و همبستگی خود را با معترضان اعلام میدارد. بدیهی است صاحبان قدرت، ثروت و رانت از گسترش اعتراضات واهمە دارند و در پی سرکوب آن هستند. لذا توصیە ما بە نیروهای نظامی و انتظامی آن است کە از اجرای دستوراتی کە منجر بە نقض حقوق شهروندان میشود سرباز زنند و در کنار مردم بایستند.
انجمن صنفی معلمان کوردستان، بە عنوان بخشی از جنبش سراسری معلمان ایران، جنبش اعتراضی اخیر را تداوم خیزش تحولخواهانە ژن، ژیان، ئازادی میداند؛ جنبشی کە بر تغییرات ساختاری با در نظر گرفتن نقش زنان و پذیرش تکثر و تنوع ملی، مذهبی و فرهنگی در جغرافیای ایران تاکید دارد. ما خود را جزئی از جامعە مدنی کوردستان میدانیم و هم صدا و همراه با ملت کورد، خواهان تحقق تغییرات موثر وپایدار برای دستیابی بە کرامت انسانی، آزادی و برابری در جامعەایی عاری از فقر، تبعیض و بیعدالتی هستیم.
#انجمن_صنفی_معلمان_کوردستان (سنندج، سقز و زیویە، مریوان و سروآباد)
۱۴دی ماه ۱۴۰۴
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 "نود درصدشون زنن"
تشکیل هسته اولیه تجمعات با پیشتازی زنان آزادیخواه در هفتحوض تهران
#اعتصابات_سراسری_دی_١٤٠٤
@collective98
تشکیل هسته اولیه تجمعات با پیشتازی زنان آزادیخواه در هفتحوض تهران
#اعتصابات_سراسری_دی_١٤٠٤
@collective98
🚩درسهایی از انقلاب ٥٧
بعدا نگید: نمیدونستیم سلطنتطلبا انقدر خطرناکند!!
#اعتصابات_سراسری_دی_١٤٠٤
@collective98
بعدا نگید: نمیدونستیم سلطنتطلبا انقدر خطرناکند!!
#اعتصابات_سراسری_دی_١٤٠٤
@collective98
🚩تداوم کارزار "سهشنبه نه به اعدام" در هفته صد و دوم در ۵۵ زندان مختلف
در صدودومین هفته از کارزار"سهشنبههای نه به اعدام" و آغاز سال ۲۰۲۶ میلادی هستیم که حکومت اعدامی در یک سال گذشته [٢٠٢٥]بیش از ۲۲۰۰ تن از شهروندان هموطنمان را تنها با چوبههای دار حلق آویز کرده است که ۱۹ تن از آنها زندانیان سیاسی_عقیدتی بودهاند.در این هفته نیز زندانی سیاسی سید محمد موسوی اهل شادگان در زندان شیبان اهواز محکوم به اعدام شده و به لیست دهها زندانی سیاسی دیگر اضافه شد که هر کدام از این عزیزان جانشان در خطر میباشد.
حکومت فاشیست دینی حاکم بر ایران از ابتدای دی ماه تا کنون نیز ۱۶۷ تن شامل یک زن را اعدام کرده است.
ما در این هفته در حالی در اعتصاب هستیم که مردم ایران در اعتراض به شرایط فاجعه بار اقتصادی و سیاسی برای دهمین روز پیاپی دست به اعتراض و تجمع و اعتصاب زدهاند و خواسته اصلی آنها تغییر این حکومت مستبد است. حکومتی که ۴۷ سال است مردم را مورد ظلم و ستم قرار داده و به جان و زندگی آنان تعرض کرده است. ما اعضای این کارزار ضمن درود و گرامیداشت یاد جانباختگان این خیزش سراسری ، همبستگی خود را با مردم قهرمان و آزادیخواه اعلام کرده و کنار آنها تا آخر ایستادهایم؛ نه شلیک مستقیم به جوانان و نه بازداشت دانش آموزان و نه شکنجه و گرفتن اعتراف اجباری از معترضان، نمی تواند صدای عدالت خواهی را خاموش کند. بی شک انتهای این مبارزات بعد از سالها ظلم و ستم ِ دیکتاتوری، تحقق آزادی، برابری و دموکراسی برای تمام ایرانیان است.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" روز سهشنبه ۱۶ دی ماه ۱۴۰۴ در هفته صدو دوم در ۵۵ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین(بند زنان و مردان) ، زندان قزلحصار(واحد ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج ، زندان فردیس کرج ، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین ،زندان چوبیندر قزوین ، زندان اهر ، زندان اراک ، زندان لنگرود قم ، زندان خرم آباد ، زندان بروجرد ،زندان یاسوج ، زندان اسد آباد اصفهان ، زندان دستگرد اصفهان ، زندان شیبان اهواز ، زندان سپیدار اهواز(بند زنان و مردان) ، زندان نظام شیراز ، زندان عادل آباد شیراز(بند زنان و مردان) ، زندان فیروز آباد فارس، زندان دهدشت ، زندان زاهدان (بند زنان و مردان) ،زندان برازجان ، زندان رامهرمز، زندان بهبهان ، زندان بم ، زندان یزد(بند زنان و مردان)، زندان کهنوج ، زندان طبس ،زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد ، زندان سبزوار ، زندان گنبد کاووس ، زندان قائمشهر ، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان رودسر ، زندان حویق تالش ، زندان ازبرم لاهیجان ، زندان دیزل آباد کرمانشاه ، زندان اردبیل ، زندان تبریز ، زندان ارومیه ، زندان سلماس ، زندان خوی ، زندان نقده ، زندان میاندوآب ، زندان مهاباد ، زندان بوکان ، زندان سقز ، زندان بانه ، زندان مریوان ، زندان سنندج ، زندان کامیاران و زندان ایلام
هفته ۱۰۲
سهشنبه ۱۶ دی ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
در صدودومین هفته از کارزار"سهشنبههای نه به اعدام" و آغاز سال ۲۰۲۶ میلادی هستیم که حکومت اعدامی در یک سال گذشته [٢٠٢٥]بیش از ۲۲۰۰ تن از شهروندان هموطنمان را تنها با چوبههای دار حلق آویز کرده است که ۱۹ تن از آنها زندانیان سیاسی_عقیدتی بودهاند.در این هفته نیز زندانی سیاسی سید محمد موسوی اهل شادگان در زندان شیبان اهواز محکوم به اعدام شده و به لیست دهها زندانی سیاسی دیگر اضافه شد که هر کدام از این عزیزان جانشان در خطر میباشد.
حکومت فاشیست دینی حاکم بر ایران از ابتدای دی ماه تا کنون نیز ۱۶۷ تن شامل یک زن را اعدام کرده است.
ما در این هفته در حالی در اعتصاب هستیم که مردم ایران در اعتراض به شرایط فاجعه بار اقتصادی و سیاسی برای دهمین روز پیاپی دست به اعتراض و تجمع و اعتصاب زدهاند و خواسته اصلی آنها تغییر این حکومت مستبد است. حکومتی که ۴۷ سال است مردم را مورد ظلم و ستم قرار داده و به جان و زندگی آنان تعرض کرده است. ما اعضای این کارزار ضمن درود و گرامیداشت یاد جانباختگان این خیزش سراسری ، همبستگی خود را با مردم قهرمان و آزادیخواه اعلام کرده و کنار آنها تا آخر ایستادهایم؛ نه شلیک مستقیم به جوانان و نه بازداشت دانش آموزان و نه شکنجه و گرفتن اعتراف اجباری از معترضان، نمی تواند صدای عدالت خواهی را خاموش کند. بی شک انتهای این مبارزات بعد از سالها ظلم و ستم ِ دیکتاتوری، تحقق آزادی، برابری و دموکراسی برای تمام ایرانیان است.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" روز سهشنبه ۱۶ دی ماه ۱۴۰۴ در هفته صدو دوم در ۵۵ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین(بند زنان و مردان) ، زندان قزلحصار(واحد ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج ، زندان فردیس کرج ، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین ،زندان چوبیندر قزوین ، زندان اهر ، زندان اراک ، زندان لنگرود قم ، زندان خرم آباد ، زندان بروجرد ،زندان یاسوج ، زندان اسد آباد اصفهان ، زندان دستگرد اصفهان ، زندان شیبان اهواز ، زندان سپیدار اهواز(بند زنان و مردان) ، زندان نظام شیراز ، زندان عادل آباد شیراز(بند زنان و مردان) ، زندان فیروز آباد فارس، زندان دهدشت ، زندان زاهدان (بند زنان و مردان) ،زندان برازجان ، زندان رامهرمز، زندان بهبهان ، زندان بم ، زندان یزد(بند زنان و مردان)، زندان کهنوج ، زندان طبس ،زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد ، زندان سبزوار ، زندان گنبد کاووس ، زندان قائمشهر ، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان رودسر ، زندان حویق تالش ، زندان ازبرم لاهیجان ، زندان دیزل آباد کرمانشاه ، زندان اردبیل ، زندان تبریز ، زندان ارومیه ، زندان سلماس ، زندان خوی ، زندان نقده ، زندان میاندوآب ، زندان مهاباد ، زندان بوکان ، زندان سقز ، زندان بانه ، زندان مریوان ، زندان سنندج ، زندان کامیاران و زندان ایلام
هفته ۱۰۲
سهشنبه ۱۶ دی ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 اعتصابات و اعتراضات بازاریان در تهران و برخورد نیروهای سرکوبگر ادامه دارد
١٦ دی
#اعتصابات_سراسری_دی_١٤٠٤
@collective98
١٦ دی
#اعتصابات_سراسری_دی_١٤٠٤
@collective98
Forwarded from سرخط
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 دلیران در آبدانان
اینجا در آبدانان مردم پس از چند روز مبارزهی بیامان قهرآمیز، اکنون فروشگاه افق کوروش، وابسته به سپاه، بنا شده روی گرسنگی و فلاکت و خون طبقهی کارگر را تسخیر کردهاند و خیابان را «برنجباران». برنج؛ این رنج سفرهی ما... اکنون میبارد از آسمان آبدانان.
مبارزهی طبقاتی فقط یک درگیری اقتصادی نیست، بلکه نبردی سیاسی است که سرانجام آن تعیین میکند چه کسی ابزار قدرت را در دست دارد.
#آبدانان #ایلام #انقلاب #اعتراضات #ملکشاهی
@SarKhatism
اینجا در آبدانان مردم پس از چند روز مبارزهی بیامان قهرآمیز، اکنون فروشگاه افق کوروش، وابسته به سپاه، بنا شده روی گرسنگی و فلاکت و خون طبقهی کارگر را تسخیر کردهاند و خیابان را «برنجباران». برنج؛ این رنج سفرهی ما... اکنون میبارد از آسمان آبدانان.
مبارزهی طبقاتی فقط یک درگیری اقتصادی نیست، بلکه نبردی سیاسی است که سرانجام آن تعیین میکند چه کسی ابزار قدرت را در دست دارد.
#آبدانان #ایلام #انقلاب #اعتراضات #ملکشاهی
@SarKhatism
🚩 کوردستان در برابر جنایات رژیم ساکت نخواهد ماند
(فراخوان اعتصاب عمومی در کوردستان برای حمایت از اعتراضات سراسری ایران و محکومیت جنایات رژیم در کرماشان، ایلام و لرستان)
مردم مقاوم کوردستان!
احزاب و جریانهای سیاسی ایران و کوردستان!
سازمانهای جامعه مدنی!
موج جدید اعتراضات سراسری در ایران وارد دهمین روز خود شده است. این اعتراضات، «نه»ی آشکار، بلند و همگانی به رژیم جمهوری اسلامی است، بهخاطر تمامی مصیبتهایی که رژیم جمهوری اسلامی در طول دوره حاکمیت خود بر ملتهای ایران تحمیل کرده است. هدف این خیزش در ایران و کوردستان، بازپسگیری حقوق و آزادی، بازگرداندن کرامت انسانی و پایان دادن به سیاست انکار، محرومسازی، کشتار، ترور و تبعیضهای ملی و فرهنگی است.
کوردستان در ۴۷ سال گذشته همواره پیشگام و خطشکن این «نه» گفتن بوده و به سنگری تسخیرناپذیر برای آزادیخواهی و مبارزه علیه رژیم جمهوری اسلامی تبدیل شده است. جنبش ژینا («زن، زندگی، آزادی») نیز رژیم را با بزرگترین بحران مشروعیت داخلی و بینالمللی مواجه کرد. ظهور اعتراضات در مناطق جنوبی کوردستان نشان میدهد که اخگر این خیزش همچنان شعلهور است؛ با این حال، تظاهرات بهشدت سرکوب شد و در ملکشاهی بار دیگر جنایتی عظیم رخ داد.
ما سرکوب تظاهرات و بازداشت مردم معترض و حقطلب در ایران و کوردستان، که سیاست همیشگی رژیم جمهوری اسلامی است، را قویاً محکوم میکنیم. به منظور حمایت از اعتراضات سراسری و همبستگی باهم وطنانمان در کرماشان، ایلام و لرستان، از مردم کوردستان دعوت میکنیم که در روز پنجشنبه، ۱۸ دی ۱۴۰۴، اعتصاب عمومی برگزار کنند.
با این اعتصاب عمومی، کوردستان بار دیگر «نه»ی بزرگ دیگری به رژیم جمهوری اسلامی میگوید و برحقوق خود—که شامل آزادی، برابری و احترام به کرامت انسانی است—پافشاری میکند. از تمام احزاب سیاسی و سازمانهای مدنی ایران و کوردستان نیز میخواهیم که با هم صدایی و اتحاد، در برابر جنایات رژیم جمهوری اسلامی موضع بگیرند و به این فراخوان بپیوندند.
زنده باد همبستگی و اتحاد مردم حقطلب کوردستان!
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی ایران!
امضا کنندگان:
– حزب آزادی کوردستان (پاک)
– حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک)
– سازمان خبات کوردستان ایران
– کومله، سازمان کوردستان حزب کمونیست ایران
– کومله زحمتکشان کوردستان
– کومله انقلابی زحمتکشان کوردستان ایران
– حزب دموکرات کوردستان ایران
@collective98
(فراخوان اعتصاب عمومی در کوردستان برای حمایت از اعتراضات سراسری ایران و محکومیت جنایات رژیم در کرماشان، ایلام و لرستان)
مردم مقاوم کوردستان!
احزاب و جریانهای سیاسی ایران و کوردستان!
سازمانهای جامعه مدنی!
موج جدید اعتراضات سراسری در ایران وارد دهمین روز خود شده است. این اعتراضات، «نه»ی آشکار، بلند و همگانی به رژیم جمهوری اسلامی است، بهخاطر تمامی مصیبتهایی که رژیم جمهوری اسلامی در طول دوره حاکمیت خود بر ملتهای ایران تحمیل کرده است. هدف این خیزش در ایران و کوردستان، بازپسگیری حقوق و آزادی، بازگرداندن کرامت انسانی و پایان دادن به سیاست انکار، محرومسازی، کشتار، ترور و تبعیضهای ملی و فرهنگی است.
کوردستان در ۴۷ سال گذشته همواره پیشگام و خطشکن این «نه» گفتن بوده و به سنگری تسخیرناپذیر برای آزادیخواهی و مبارزه علیه رژیم جمهوری اسلامی تبدیل شده است. جنبش ژینا («زن، زندگی، آزادی») نیز رژیم را با بزرگترین بحران مشروعیت داخلی و بینالمللی مواجه کرد. ظهور اعتراضات در مناطق جنوبی کوردستان نشان میدهد که اخگر این خیزش همچنان شعلهور است؛ با این حال، تظاهرات بهشدت سرکوب شد و در ملکشاهی بار دیگر جنایتی عظیم رخ داد.
ما سرکوب تظاهرات و بازداشت مردم معترض و حقطلب در ایران و کوردستان، که سیاست همیشگی رژیم جمهوری اسلامی است، را قویاً محکوم میکنیم. به منظور حمایت از اعتراضات سراسری و همبستگی باهم وطنانمان در کرماشان، ایلام و لرستان، از مردم کوردستان دعوت میکنیم که در روز پنجشنبه، ۱۸ دی ۱۴۰۴، اعتصاب عمومی برگزار کنند.
با این اعتصاب عمومی، کوردستان بار دیگر «نه»ی بزرگ دیگری به رژیم جمهوری اسلامی میگوید و برحقوق خود—که شامل آزادی، برابری و احترام به کرامت انسانی است—پافشاری میکند. از تمام احزاب سیاسی و سازمانهای مدنی ایران و کوردستان نیز میخواهیم که با هم صدایی و اتحاد، در برابر جنایات رژیم جمهوری اسلامی موضع بگیرند و به این فراخوان بپیوندند.
زنده باد همبستگی و اتحاد مردم حقطلب کوردستان!
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی ایران!
امضا کنندگان:
– حزب آزادی کوردستان (پاک)
– حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک)
– سازمان خبات کوردستان ایران
– کومله، سازمان کوردستان حزب کمونیست ایران
– کومله زحمتکشان کوردستان
– کومله انقلابی زحمتکشان کوردستان ایران
– حزب دموکرات کوردستان ایران
@collective98