🚩 سواستفاده ی اسرائیل از تظاهرات مردم ایران
متنی از مژگان اورلی نوی
از زمانی که آخرین موج اعتراضات در ایران آغاز شد، حساب توئیتر فارسی وزارت امور خارجه اسرائیل بار دیگر وارد یک طغیانِ پست، وقیحانه و تهوعآور شده است تا در تلاشی مذبوحانه، این اعتراضات را با یک «عنایتِ شوم» (دوستی خالهخرسه) از اعماق جهنم، به نفع خود مصادره کند. کشوری که همین چندی پیش در میان جمعیتی تحت محاصرهای فوقالعاده بیرحمانه، مرتکب نسلکشی شده، نوزادان را از گرسنگی به کام مرگ کشانده، و تروریسمِ شهرکنشینان را علیه جوامع بیدفاع در کرانه باختری با هدف پاکسازی قومی تشویق میکند، جرأت میکند دست کثیفش را روی شانه مردم ایران بگذارد و به آنها بگوید: ما با شما هستیم!
یکی از مضحکترین توئیتها، توئیتِ «همه چشمها به ایران» (All eyes on Iran) است؛ نه فقط به این دلیل که برداشتی احمقانه و گستاخانه از شعار «همه چشمها به غزه» است، و نه فقط به خاطر تلاش مذبوحانه برای منحرف کردن توجه جهانی از جنایات اسرائیل در غزه به سمت ایران، بلکه به این دلیل که پرچم ایران در این توئیت، پرچم سلطنتطلبانه آن ولیعهد بیکاره، نادان و جاهلی است که به عنوان مهمان وزیر اطلاعات به اسرائیل سفر کرد و در نگاه بخش بزرگی از جامعه ایران، دستکمی از یک مأمور موساد ندارد.
در توئیت دیگری، این حسابِ رذلِ وزارت امور خارجه ویدئویی از اعتراضات ایران را با این زیرنویس منتشر میکند: «در نبرد با تاریکی، ما در کنار نور ایستادهایم. در کنار مردم ایران.» کشوری که تحت خاموشی مطلق و با مسدود کردن تمام دسترسیهای رسانهای نسلکشی انجام داد تا کسی نتواند جنایاتش را ثبت کند، از ایستادن در کنار نور حرف میزند! کشوری که بیش از ۲۵۰ خبرنگار را در طول این نسلکشی به قتل رسانده، از مبارزه با تاریکی میگوید!
این اولین بار نیست که اسرائیل سعی میکند اعتراضات شجاعانه ایرانیان را مصادره کند. همان ایرانیانی که برای بازسازی جایگاه رهبرش، آنها را بمباران کرد؛ همان ایرانیانی که آن «قاتلِ مو بنفش» (نتانیاهو) اکنون دوباره تهدید به بمبارانشان میکند. در هر موج اعتراض در ایران، اسرائیل میشتابد تا با آن آغوشِ مسموم و احمقانهاش، معترضان را به خود بچسباند. اما این مردم شجاع که در ایران به خیابانها میآیند، بهخوبی رژیمهای سرکوبگر و آدمهای فرومایه را تشخیص میدهند.
آنها دقیقاً در مقابل امثال شماست که اکنون جانشان را به خطر میاندازند. چنگالهای کثیف خود را از آنها بکشید.
اسلایدها را ورق بزنید
@collective98
متنی از مژگان اورلی نوی
از زمانی که آخرین موج اعتراضات در ایران آغاز شد، حساب توئیتر فارسی وزارت امور خارجه اسرائیل بار دیگر وارد یک طغیانِ پست، وقیحانه و تهوعآور شده است تا در تلاشی مذبوحانه، این اعتراضات را با یک «عنایتِ شوم» (دوستی خالهخرسه) از اعماق جهنم، به نفع خود مصادره کند. کشوری که همین چندی پیش در میان جمعیتی تحت محاصرهای فوقالعاده بیرحمانه، مرتکب نسلکشی شده، نوزادان را از گرسنگی به کام مرگ کشانده، و تروریسمِ شهرکنشینان را علیه جوامع بیدفاع در کرانه باختری با هدف پاکسازی قومی تشویق میکند، جرأت میکند دست کثیفش را روی شانه مردم ایران بگذارد و به آنها بگوید: ما با شما هستیم!
یکی از مضحکترین توئیتها، توئیتِ «همه چشمها به ایران» (All eyes on Iran) است؛ نه فقط به این دلیل که برداشتی احمقانه و گستاخانه از شعار «همه چشمها به غزه» است، و نه فقط به خاطر تلاش مذبوحانه برای منحرف کردن توجه جهانی از جنایات اسرائیل در غزه به سمت ایران، بلکه به این دلیل که پرچم ایران در این توئیت، پرچم سلطنتطلبانه آن ولیعهد بیکاره، نادان و جاهلی است که به عنوان مهمان وزیر اطلاعات به اسرائیل سفر کرد و در نگاه بخش بزرگی از جامعه ایران، دستکمی از یک مأمور موساد ندارد.
در توئیت دیگری، این حسابِ رذلِ وزارت امور خارجه ویدئویی از اعتراضات ایران را با این زیرنویس منتشر میکند: «در نبرد با تاریکی، ما در کنار نور ایستادهایم. در کنار مردم ایران.» کشوری که تحت خاموشی مطلق و با مسدود کردن تمام دسترسیهای رسانهای نسلکشی انجام داد تا کسی نتواند جنایاتش را ثبت کند، از ایستادن در کنار نور حرف میزند! کشوری که بیش از ۲۵۰ خبرنگار را در طول این نسلکشی به قتل رسانده، از مبارزه با تاریکی میگوید!
این اولین بار نیست که اسرائیل سعی میکند اعتراضات شجاعانه ایرانیان را مصادره کند. همان ایرانیانی که برای بازسازی جایگاه رهبرش، آنها را بمباران کرد؛ همان ایرانیانی که آن «قاتلِ مو بنفش» (نتانیاهو) اکنون دوباره تهدید به بمبارانشان میکند. در هر موج اعتراض در ایران، اسرائیل میشتابد تا با آن آغوشِ مسموم و احمقانهاش، معترضان را به خود بچسباند. اما این مردم شجاع که در ایران به خیابانها میآیند، بهخوبی رژیمهای سرکوبگر و آدمهای فرومایه را تشخیص میدهند.
آنها دقیقاً در مقابل امثال شماست که اکنون جانشان را به خطر میاندازند. چنگالهای کثیف خود را از آنها بکشید.
اسلایدها را ورق بزنید
@collective98
کلکتیو ۹۸
Photo
یک ارزیابی کوتاه درباره پراکندگی تظاهرات
از صفحه فیسبوک حسن مرتضوی
بر اساس نقشهای که شبکهی فایتوکس* از مجموع گزارشهای پنج روز گذشتهی اعتراضات در ایران منتشر کرده است ــ که باید آن را نه دادهای آماریِ قطعی بلکه برآوردی مبتنی بر گردآوری گزارشهای محلی و محتوای کاربران در نظر گرفت ــ میتوان تصویری کلی از پراکندگی جغرافیایی اعتراضات ترسیم کرد. این نقشه حضور اعتراضات را در دهها شهر نشان میدهد، بیآنکه امکان داوری دقیق دربارهی شدت، اندازه، یا تداوم آنها در هر شهر را فراهم کند. اگر این برآورد را صرفاً بهعنوان شاخصی تقریبی در نظر بگیریم، بهنظر میرسد وزن اصلی اعتراضات در مناطق غربی و جنوبغربی کشور متمرکز بوده است؛ بهویژه در استانهایی چون لرستان، ایلام، چهارمحال و بختیاری و همدان، که در آنها گزارشهای چندروزه و نسبتاً پیوسته از تجمعات در شهرهای کوچک و متوسط دیده میشود. این تداوم مکانی ـ زمانی، حتی در صورت محدود بودن دامنهی هر تجمع، نشاندهندهی نوعی تمرکز اعتراضی در این مناطق است. در مقابل، در کلانشهرهایی مانند تهران، اصفهان، مشهد، شیراز، تبریز و اهواز، هرچند گزارشهایی از اعتراضات وجود داشته، اما این تحرکات عمدتاً پراکنده، موضعی و فاقد پیگیری روزانه بودهاند و بهنظر نمیرسد به سطحی از مداومت رسیده باشند که بتوان آنها را کانون اصلی اعتراضات دانست. کاهش سریع حضور خیابانی در این شهرها ــ بهویژه پس از روزهای نخست و همزمان با فروکشکردن تحرکات بازار و کسبه ــ بر این برداشت میافزاید. در سایر مناطق کشور، از جمله بخشهایی از کردستان، آذربایجان، استانهای مرکزی، کرمان و مناطق جنوبی، دادههای موجود از مشارکتی محدود، ناپیوسته و فاقد وزن تعیینکننده حکایت دارند؛ بهگونهای که این مناطق، دستکم در مقطع کنونی، نقش محوری در پیشبرد سیر کلی اعتراضات ایفا نکردهاند.
مقایسهی این وضعیت با جنبش «زن، زندگی، آزادی» تفاوت کیفی مهمی را برجسته میکند. در آن مقطع، اعتراضات در فاصلهای کوتاه بهصورت همزمان و فراگیر در بخشهای وسیعی از کشور گسترش یافت و کلانشهرها نقش موتور محرک را ایفا کردند. در حالی که در جنبش کنونی، الگوی معکوسی قابل مشاهده است: عقبنشینی نسبتاً سریع مراکز بزرگ شهری و تمرکز بیشتر اعتراضات در شهرهای کوچکتر، با تداوم محلی اما بدون تعمیم ملی در همان مقیاس.
* Faytuks Network یک رسانهی خبری کلاسیک یا نهاد دادهمحور نیست؛ یک حساب در شبکههای اجتماعی است که دادهها را از ویدئوهای کاربران، کانالهای تلگرامی، و گزارشهای محلی جمع میکند و راستیآزمایی آن ناهمگون و ناپایدار است.
@collective98
از صفحه فیسبوک حسن مرتضوی
بر اساس نقشهای که شبکهی فایتوکس* از مجموع گزارشهای پنج روز گذشتهی اعتراضات در ایران منتشر کرده است ــ که باید آن را نه دادهای آماریِ قطعی بلکه برآوردی مبتنی بر گردآوری گزارشهای محلی و محتوای کاربران در نظر گرفت ــ میتوان تصویری کلی از پراکندگی جغرافیایی اعتراضات ترسیم کرد. این نقشه حضور اعتراضات را در دهها شهر نشان میدهد، بیآنکه امکان داوری دقیق دربارهی شدت، اندازه، یا تداوم آنها در هر شهر را فراهم کند. اگر این برآورد را صرفاً بهعنوان شاخصی تقریبی در نظر بگیریم، بهنظر میرسد وزن اصلی اعتراضات در مناطق غربی و جنوبغربی کشور متمرکز بوده است؛ بهویژه در استانهایی چون لرستان، ایلام، چهارمحال و بختیاری و همدان، که در آنها گزارشهای چندروزه و نسبتاً پیوسته از تجمعات در شهرهای کوچک و متوسط دیده میشود. این تداوم مکانی ـ زمانی، حتی در صورت محدود بودن دامنهی هر تجمع، نشاندهندهی نوعی تمرکز اعتراضی در این مناطق است. در مقابل، در کلانشهرهایی مانند تهران، اصفهان، مشهد، شیراز، تبریز و اهواز، هرچند گزارشهایی از اعتراضات وجود داشته، اما این تحرکات عمدتاً پراکنده، موضعی و فاقد پیگیری روزانه بودهاند و بهنظر نمیرسد به سطحی از مداومت رسیده باشند که بتوان آنها را کانون اصلی اعتراضات دانست. کاهش سریع حضور خیابانی در این شهرها ــ بهویژه پس از روزهای نخست و همزمان با فروکشکردن تحرکات بازار و کسبه ــ بر این برداشت میافزاید. در سایر مناطق کشور، از جمله بخشهایی از کردستان، آذربایجان، استانهای مرکزی، کرمان و مناطق جنوبی، دادههای موجود از مشارکتی محدود، ناپیوسته و فاقد وزن تعیینکننده حکایت دارند؛ بهگونهای که این مناطق، دستکم در مقطع کنونی، نقش محوری در پیشبرد سیر کلی اعتراضات ایفا نکردهاند.
مقایسهی این وضعیت با جنبش «زن، زندگی، آزادی» تفاوت کیفی مهمی را برجسته میکند. در آن مقطع، اعتراضات در فاصلهای کوتاه بهصورت همزمان و فراگیر در بخشهای وسیعی از کشور گسترش یافت و کلانشهرها نقش موتور محرک را ایفا کردند. در حالی که در جنبش کنونی، الگوی معکوسی قابل مشاهده است: عقبنشینی نسبتاً سریع مراکز بزرگ شهری و تمرکز بیشتر اعتراضات در شهرهای کوچکتر، با تداوم محلی اما بدون تعمیم ملی در همان مقیاس.
* Faytuks Network یک رسانهی خبری کلاسیک یا نهاد دادهمحور نیست؛ یک حساب در شبکههای اجتماعی است که دادهها را از ویدئوهای کاربران، کانالهای تلگرامی، و گزارشهای محلی جمع میکند و راستیآزمایی آن ناهمگون و ناپایدار است.
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 تا همیشه، علیه ارتجاع شیخ و شاه
دانشگاه تهران
نهم دی ماه ١٤٠٤
#مرگ_بر_ستمگر_چه_شاه_باشه_چه_رهبر
@collective98
دانشگاه تهران
نهم دی ماه ١٤٠٤
#مرگ_بر_ستمگر_چه_شاه_باشه_چه_رهبر
@collective98
تحلیل تحولات ایران و شباهت آن با الگوی تاریخی انقلابها؛ نفیِ قطعی بازگشت دیکتاتوری سلطنتی، حتی بهمثابه تکرار کمیکِ یک تراژدی تاریخی
✍️ترجمه از یادداشتِ کامران متین
آنچه امروز در ایران در جریان است، شباهتهای آشکاری با الگوی تاریخی انقلابهایی دارد که پس از جنگها رخ دادهاند. همانگونه که تدا اسکاچپول نزدیک به پنجاه سال پیش اشاره کرد، انقلابهای فرانسه، روسیه و چین همگی پس از جنگهایی به وقوع پیوستند که دولتها را ورشکسته کردند، به فقر عمومی دامن زدند و در نهایت به خیزشهای مردمی انجامیدند که رژیم کهن را سرنگون ساختند.
اکنون، شش ماه پس از جنگ دوازدهروزه با اسرائیل و حدود یک سال پس از فروپاشی آنچه «محور مقاومت» خوانده میشد، یعنی ابزار ژئوپولیتیکی پروژه امپریالیستی منطقهای ایران، جمهوری اسلامی ایران در آستانه فروپاشی به نظر میرسد... متن کامل در این لینک
منبع: Kamran Matin
📚کانال صنفی معلمان
✍️ترجمه از یادداشتِ کامران متین
آنچه امروز در ایران در جریان است، شباهتهای آشکاری با الگوی تاریخی انقلابهایی دارد که پس از جنگها رخ دادهاند. همانگونه که تدا اسکاچپول نزدیک به پنجاه سال پیش اشاره کرد، انقلابهای فرانسه، روسیه و چین همگی پس از جنگهایی به وقوع پیوستند که دولتها را ورشکسته کردند، به فقر عمومی دامن زدند و در نهایت به خیزشهای مردمی انجامیدند که رژیم کهن را سرنگون ساختند.
اکنون، شش ماه پس از جنگ دوازدهروزه با اسرائیل و حدود یک سال پس از فروپاشی آنچه «محور مقاومت» خوانده میشد، یعنی ابزار ژئوپولیتیکی پروژه امپریالیستی منطقهای ایران، جمهوری اسلامی ایران در آستانه فروپاشی به نظر میرسد... متن کامل در این لینک
منبع: Kamran Matin
📚کانال صنفی معلمان
Telegraph
تحلیل تحولات ایران و شباهت آن با الگوی تاریخی انقلابها؛ نفیِ قطعی بازگشت دیکتاتوری سلطنتی، حتی بهمثابه تکرار کمیکِ یک تراژدی…
کامران متین آنچه امروز در ایران در جریان است، شباهتهای آشکاری با الگوی تاریخی انقلابهایی دارد که پس از جنگها رخ دادهاند. همانگونه که تدا اسکاچپول نزدیک به پنجاه سال پیش اشاره کرد، انقلابهای فرانسه، روسیه و چین همگی پس از جنگهایی به وقوع پیوستند که…
🚩 زندهباد همبستگی انترناسیونالیستی
و فمینیستی در برابر بمبهای امپریالیستی !
بیانیه کلکتیو "هماهنگی فمینیستی ۸ مارس" شیلی در محکومیت حمله آمریکا به ونزوئلا
بامداد سوم ژانویه، ایالات متحده با بمباران ونزوئلا حملهٔ نظامی خود را آغاز کرد. امریکا که تشنهٔ نفت است، میکوشد نفوذ خود را تحمیل کند و کنترل نظامیاش را بر سراسر قاره گسترش دهد. ما، بهعنوان هماهنگی فمینیستی ۸ مارس، انزجار و محکومیت کامل و بیقیدوشرط خود را نسبت به این حمله و هرگونه مداخلهٔ امپریالیستی در آمریکای لاتین و جهان اعلام میکنیم.
جای ما در کنار مردم ونزوئلاست؛ مردمی که ناچار بودهاند انحراف اقتدارگرایانهٔ رژیمی دور از منافع مردمی، محاصرهٔ اقتصادی و سیاسی از سوی ایالات متحده، و اکنون تعرضی امپریالیستی را تحمل کنند که کل مردمان این قاره را در معرض خطر قرار میدهد.
ترامپ نه میخواهد ونزوئلا را «آزاد» کند و نه با قاچاق مواد مخدر مبارزه کند؛ او میخواهد قدرت امپریالیستی و استعماری خود را بر سراسر جهان تحمیل کند، همانطور که همیشه کردهاند، با پشتیبانی دولتهای راستگرا و راست افراطیای که از نظر تاریخی همسو با منافع ایالات متحده بودهاند.
به ونزوئلاییهایی که امروز در شیلی جشن میگیرند، از مردمی به مردم دیگر میگوییم: ما در شیلی مداخلهٔ امپریالیستی را تجربه کردهایم و پیامدهای ویرانگر آن را میشناسیم. بمبهای آمریکا حامل دموکراسی، آزادی یا آینده نیستند؛ بلکه مرگ، غارت و تسلیم را به همراه میآورند.
امروز دقیقاً شصت سال از کنفرانس سهقارهای میگذرد؛ کنفرانسی که نمایندگان آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین را برای حق تعیین سرنوشت، استقلال اقتصادی و همبستگی میان ملتها گرد هم آورد. ما نمیپذیریم دوباره به «حیاط خلوت» ایالات متحده تبدیل شویم.
ما، بهعنوان فمینیستها، بار دیگر جنگها و مداخلهگری امپریالیستی را محکوم میکنیم.
دستِ آمریکا از ونزوئلا، کارائیب و آمریکای لاتین کوتاه!
@collective98
و فمینیستی در برابر بمبهای امپریالیستی !
بیانیه کلکتیو "هماهنگی فمینیستی ۸ مارس" شیلی در محکومیت حمله آمریکا به ونزوئلا
بامداد سوم ژانویه، ایالات متحده با بمباران ونزوئلا حملهٔ نظامی خود را آغاز کرد. امریکا که تشنهٔ نفت است، میکوشد نفوذ خود را تحمیل کند و کنترل نظامیاش را بر سراسر قاره گسترش دهد. ما، بهعنوان هماهنگی فمینیستی ۸ مارس، انزجار و محکومیت کامل و بیقیدوشرط خود را نسبت به این حمله و هرگونه مداخلهٔ امپریالیستی در آمریکای لاتین و جهان اعلام میکنیم.
جای ما در کنار مردم ونزوئلاست؛ مردمی که ناچار بودهاند انحراف اقتدارگرایانهٔ رژیمی دور از منافع مردمی، محاصرهٔ اقتصادی و سیاسی از سوی ایالات متحده، و اکنون تعرضی امپریالیستی را تحمل کنند که کل مردمان این قاره را در معرض خطر قرار میدهد.
ترامپ نه میخواهد ونزوئلا را «آزاد» کند و نه با قاچاق مواد مخدر مبارزه کند؛ او میخواهد قدرت امپریالیستی و استعماری خود را بر سراسر جهان تحمیل کند، همانطور که همیشه کردهاند، با پشتیبانی دولتهای راستگرا و راست افراطیای که از نظر تاریخی همسو با منافع ایالات متحده بودهاند.
به ونزوئلاییهایی که امروز در شیلی جشن میگیرند، از مردمی به مردم دیگر میگوییم: ما در شیلی مداخلهٔ امپریالیستی را تجربه کردهایم و پیامدهای ویرانگر آن را میشناسیم. بمبهای آمریکا حامل دموکراسی، آزادی یا آینده نیستند؛ بلکه مرگ، غارت و تسلیم را به همراه میآورند.
امروز دقیقاً شصت سال از کنفرانس سهقارهای میگذرد؛ کنفرانسی که نمایندگان آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین را برای حق تعیین سرنوشت، استقلال اقتصادی و همبستگی میان ملتها گرد هم آورد. ما نمیپذیریم دوباره به «حیاط خلوت» ایالات متحده تبدیل شویم.
ما، بهعنوان فمینیستها، بار دیگر جنگها و مداخلهگری امپریالیستی را محکوم میکنیم.
دستِ آمریکا از ونزوئلا، کارائیب و آمریکای لاتین کوتاه!
@collective98
🚩 دست کم ٧ کشته در ۱۲ دی در مرودشت و ملکشاهی ایلام:
عرفان بزرگی، منصور مختاری و محمدقاسم روستا، رضا عظیمزاده، فارس آقامحمدی، محمد بزونه و مهدی امامیپور
در جریان اعتراضات ۱۲ دی، دستکم هفت نفر در دو شهر مرودشت و ملکشاهی ایلام با تیراندازی نیروهای سرکوب کشته شدند.
در مرودشت، عرفان بزرگی، منصور مختاری و محمدقاسم روستا در پی تیراندازی مأموران جان خود را از دست دادند.
در ملکشاهی ایلام نیز رضا عظیمزاده، فارس آقامحمدی، محمد بزونه و مهدی امامیپور در جریان اعتراضات همان روز کشته شدند.
@collective98
عرفان بزرگی، منصور مختاری و محمدقاسم روستا، رضا عظیمزاده، فارس آقامحمدی، محمد بزونه و مهدی امامیپور
در جریان اعتراضات ۱۲ دی، دستکم هفت نفر در دو شهر مرودشت و ملکشاهی ایلام با تیراندازی نیروهای سرکوب کشته شدند.
در مرودشت، عرفان بزرگی، منصور مختاری و محمدقاسم روستا در پی تیراندازی مأموران جان خود را از دست دادند.
در ملکشاهی ایلام نیز رضا عظیمزاده، فارس آقامحمدی، محمد بزونه و مهدی امامیپور در جریان اعتراضات همان روز کشته شدند.
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 مسلح کردن تعدادی فرصتطلب اجیرشده با چوب توسط بسیج شهربار نیشابور، همراه با سرویس اتوبوس وشام رایگان، برای اینکه در صورت ازسرگیری اعتراضات، از آنها برای سرکوب معترضان استفاده کند و از دل آن سناریوی "مردم به جان هم افتادهاند " در بیاورد!
جمهوری اسلامی اوایل انقلاب هم که بقایش را در خطر میدید، از همین استراتژی استفاده میکرد.
#اعتراضات_سراسری_دیماه_۱۴۰۴
@collective98
جمهوری اسلامی اوایل انقلاب هم که بقایش را در خطر میدید، از همین استراتژی استفاده میکرد.
#اعتراضات_سراسری_دیماه_۱۴۰۴
@collective98
🚩 کشتهشدن دو عضو یک خانواده، به نامهای رسول و رضا کدیوریان، یک کودک ١٧ ساله و برادر ٢٠ سالهاش، با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی در محلهی فقیرنشین و حاشیهای جعفرآباد کرمانشاه
#اعتراضات_سراسری_دیماه_۱۴۰۴
@collective98
#اعتراضات_سراسری_دیماه_۱۴۰۴
@collective98
کلکتیو ۹۸
Photo
بیانیه مشترک فعالان دانشجویی دانشگاههای تهران
بیانیه مشترک فعالان دانشجویی
دانشگاههای تهران، بهشتی، علامه، علم وصنعت و تربیتمدرس
در همراهی با اعتراضات سراسری
سالهاست حاکمان از دانشگاه هراسیدهاند و با سرکوب و فرسودگی به جانش افتادهاند. امروز نیز بحرانها روی هم انباشته شدهاند: فقر، نابرابری، ستم طبقاتی، ستم جنسیتی، فشار بر ملتها، بحران آب و محیطزیست. همه محصول مستقیم سیستمی فاسد و فرسوده است؛ نماد عریان سیاست سرکوبی که بهویژه پس از جنبشهای گوناگون اجتماعی چهره خونخوار خود را در آبان ۹۸ و خیزش «زن، زندگی، آزادی» آشکارتر کرده است.
سیاست حاکمیت در قبال دانشگاه هم از این الگوی سرکوب تبعیت میکند؛ تهیکردن آن از هر عنصر سیاسی و نقادانهای و بدلکردن دانشگاه به میدانی اخته که جولانگاه مزدوران شبهنظامی بسیجی شدهاست. تلاشهای بیوقفه وزارت علوم و روسای دانشگاهها برای پولیسازی آموزش و حذف هرگونه خدمات رفاهی همه در راستای تبدیل دانشگاه از نهادی سیاسی و دغدغهمند به بنگاهی اقتصادی و منفعل است. با این همه، دانشگاه بار دیگر خاطرنشان کرد که در برابر استبداد ایستاده و در تاریکترین بزنگاههای تاریخ، چه در پهلوی و چه در ولایت اسلامی، از آزمون آزادیخواهی و برابریطلبی سربلند بیرون آمده است. دانشگاه همواره سدی محکم در مقابل هر شکل از نهادهای باستانی مرتجع بوده و بانگ ترقیخواهی خود را هر روز از دیروز رساتر ساختهاست.
دانشجو فرزند همین تاریخ است. طبیعی است که شعارهایی چون «نه پهلوی، نه رهبری؛ آزادی و برابری» از دل دانشگاه برخیزد و «زن، زندگی، آزادی» چنین طنین افکند. این فشارها گرچه سرعت رشد گفتوگوی آزاد و نقد رادیکال را کاسته و حتی بحث درباره تبعیض جنسیتی و حق زیست آزادانه را بارها عقب رانده، اما آن را خاموش نکرده است. دانشگاه امروز قلب تپندهی پیوند میان آراء متکثر است. دانشگاه و دانشجو در مقابل هیچ نهاد اقتداری سر خم نمیکند. مشتهای گره شدهای که فریاد میزنند «مرگ بر دیکتاتوری» خطابشان هر شکلی از اقتدارگرایی و دیکتاتورمنشی موجود و ناموجود است.
دانشگاه امروز بار دیگر با تاکید بر همان «نه»ی تاریخی در خیزش زن، زندگی آزادی، علیه دوگانههای کاذب در کنار مردم میایستد و همراه با آنان گام برمیدارد. آنچه اکنون ضرورت دارد همبستگی آحاد ملت در مقابل جمهوریاسلامی، سلطنت پهلوی و التقاطیون قاتل یعنی مجاهدین خلق است. صدای ملت بودن از همین جا معنا پیدا می کند، اما این همبستگی نباید دانشگاه را از بیان صدای خود محروم کند. ما تلاش میکنیم در گفت و گویی درونی به وجوه ایجابی و تخیل جمعی برای فردای ایران برسیم؛ فردایی که آزادی و برابری همراه هستند و رهایی زنان و پایان ستم جنسیتی، پیشران تغییر است. تغییراتی که به میانجی نهادهای دموکراتیک همگام با تضعیف ساختارهای سلطه و استثمار رخ خواهند داد. فردایی که بدون اصول و گفتمانهای ولایت فقیه، حجاب و اعدام فراخواهد رسید و ما عینیتیافتگی آزادی و برابری را تجربه خواهیم کرد.
جنبش دانشجویی با تخیلی تحولخواهانه به دنبال آیندهای رها از استبداد است و به هیچ شکلی از اقتدارطلبی تن نخواهد داد. امروز پیشروی ما نیازمند در دست داشتن طرحی نو است. بحرانهای جامعه و عدمشایستگیِ تمام طرفهای مخالف جمهوری اسلامی، ما را به نقطهای رسانده که ادعا میکنیم جنبش دانشجویی نیازمند کنشگری ایجابی است. یعنی به اقتضائات زمانه پاسخ دهد، با مطالبهگری مردم و اقشار مختلف همراهی کند و فرآیندهای برآورده شدن مطالبات را صورتبندی کند.
مردم ایران!
امروز همه ما در «نه» به جمهوری اسلامی باید متفقالقول باشیم. هیچکس از فردای نیامده خبر ندارد و هیچ نیروی تکنفرهای هم سرنوشت ما را رقم نخواهد زد. اما یکچیز مسلم است؛ وقت حرکت است، هنگام عمل است. باید به پا خیزیم و سرنوشتمان را به دست خویش بنویسیم.
فرزندان ایران
از خیابانهای دانشگاه
@collective98
بیانیه مشترک فعالان دانشجویی
دانشگاههای تهران، بهشتی، علامه، علم وصنعت و تربیتمدرس
در همراهی با اعتراضات سراسری
سالهاست حاکمان از دانشگاه هراسیدهاند و با سرکوب و فرسودگی به جانش افتادهاند. امروز نیز بحرانها روی هم انباشته شدهاند: فقر، نابرابری، ستم طبقاتی، ستم جنسیتی، فشار بر ملتها، بحران آب و محیطزیست. همه محصول مستقیم سیستمی فاسد و فرسوده است؛ نماد عریان سیاست سرکوبی که بهویژه پس از جنبشهای گوناگون اجتماعی چهره خونخوار خود را در آبان ۹۸ و خیزش «زن، زندگی، آزادی» آشکارتر کرده است.
سیاست حاکمیت در قبال دانشگاه هم از این الگوی سرکوب تبعیت میکند؛ تهیکردن آن از هر عنصر سیاسی و نقادانهای و بدلکردن دانشگاه به میدانی اخته که جولانگاه مزدوران شبهنظامی بسیجی شدهاست. تلاشهای بیوقفه وزارت علوم و روسای دانشگاهها برای پولیسازی آموزش و حذف هرگونه خدمات رفاهی همه در راستای تبدیل دانشگاه از نهادی سیاسی و دغدغهمند به بنگاهی اقتصادی و منفعل است. با این همه، دانشگاه بار دیگر خاطرنشان کرد که در برابر استبداد ایستاده و در تاریکترین بزنگاههای تاریخ، چه در پهلوی و چه در ولایت اسلامی، از آزمون آزادیخواهی و برابریطلبی سربلند بیرون آمده است. دانشگاه همواره سدی محکم در مقابل هر شکل از نهادهای باستانی مرتجع بوده و بانگ ترقیخواهی خود را هر روز از دیروز رساتر ساختهاست.
دانشجو فرزند همین تاریخ است. طبیعی است که شعارهایی چون «نه پهلوی، نه رهبری؛ آزادی و برابری» از دل دانشگاه برخیزد و «زن، زندگی، آزادی» چنین طنین افکند. این فشارها گرچه سرعت رشد گفتوگوی آزاد و نقد رادیکال را کاسته و حتی بحث درباره تبعیض جنسیتی و حق زیست آزادانه را بارها عقب رانده، اما آن را خاموش نکرده است. دانشگاه امروز قلب تپندهی پیوند میان آراء متکثر است. دانشگاه و دانشجو در مقابل هیچ نهاد اقتداری سر خم نمیکند. مشتهای گره شدهای که فریاد میزنند «مرگ بر دیکتاتوری» خطابشان هر شکلی از اقتدارگرایی و دیکتاتورمنشی موجود و ناموجود است.
دانشگاه امروز بار دیگر با تاکید بر همان «نه»ی تاریخی در خیزش زن، زندگی آزادی، علیه دوگانههای کاذب در کنار مردم میایستد و همراه با آنان گام برمیدارد. آنچه اکنون ضرورت دارد همبستگی آحاد ملت در مقابل جمهوریاسلامی، سلطنت پهلوی و التقاطیون قاتل یعنی مجاهدین خلق است. صدای ملت بودن از همین جا معنا پیدا می کند، اما این همبستگی نباید دانشگاه را از بیان صدای خود محروم کند. ما تلاش میکنیم در گفت و گویی درونی به وجوه ایجابی و تخیل جمعی برای فردای ایران برسیم؛ فردایی که آزادی و برابری همراه هستند و رهایی زنان و پایان ستم جنسیتی، پیشران تغییر است. تغییراتی که به میانجی نهادهای دموکراتیک همگام با تضعیف ساختارهای سلطه و استثمار رخ خواهند داد. فردایی که بدون اصول و گفتمانهای ولایت فقیه، حجاب و اعدام فراخواهد رسید و ما عینیتیافتگی آزادی و برابری را تجربه خواهیم کرد.
جنبش دانشجویی با تخیلی تحولخواهانه به دنبال آیندهای رها از استبداد است و به هیچ شکلی از اقتدارطلبی تن نخواهد داد. امروز پیشروی ما نیازمند در دست داشتن طرحی نو است. بحرانهای جامعه و عدمشایستگیِ تمام طرفهای مخالف جمهوری اسلامی، ما را به نقطهای رسانده که ادعا میکنیم جنبش دانشجویی نیازمند کنشگری ایجابی است. یعنی به اقتضائات زمانه پاسخ دهد، با مطالبهگری مردم و اقشار مختلف همراهی کند و فرآیندهای برآورده شدن مطالبات را صورتبندی کند.
مردم ایران!
امروز همه ما در «نه» به جمهوری اسلامی باید متفقالقول باشیم. هیچکس از فردای نیامده خبر ندارد و هیچ نیروی تکنفرهای هم سرنوشت ما را رقم نخواهد زد. اما یکچیز مسلم است؛ وقت حرکت است، هنگام عمل است. باید به پا خیزیم و سرنوشتمان را به دست خویش بنویسیم.
فرزندان ایران
از خیابانهای دانشگاه
@collective98