☀️☂️ از مجموعه #سینمای_فمینیستی
🚩 مستند بالا با عنوان «#خواب_ابریشم» (۱۳۸۱) به کارگردانی #ناهید_رضایی، رؤیاها و هراسهای دختران دبیرستانیای دهه شصت را ثبت میکند. رضایی پس از ٢٠ سال، در سال ١٣٨٠، به همان مدرسهای بازمیگردد در شرق تهران، در محلهای متوسط رو به پایین، که در سالهای نخستین انقلاب از آن فارغالتحصیل شده و اینبار دوربین را در اختیار دخترانی میگذارد که بیواسطه از خواستهها، آرزوها و تصویر خود از #آینده حرف میزنند؛ دخترانی که در قاب بستهی پادگانی به نام مدرسه، افقهای گشودهی زندگی را زیر نگاه مراقبِ نظام، تمرین و تخیل میکنند و سخنانی حیرتانگیز بر زبان میآورند که بعضا به پیشگویی میماند!
لب کلام فیلم گویی این است: در سایهی حکومت جمهوری اسلامی، آیندهای برای زنان وجود ندارد، هر چه هست کابوس است.
شاید به همین دلیل یکی از دانشآموزان میگوید: این فنر رهایی خواهد شد و به انقلاب زنان خواهد انجامید! او این را ٢٠ سال پیش میگوید...
خوابهای این دانشآموزان دربارهی آینده، در تضادی آشکار با کابوسهای اکنون (جامعهی مردسالار، خانوادهی سرکوبگر، سانسور و کنترل دولتی بر بدن و زندگی زنان) قرار میگیرد. رفت و برگشت بین همین دو قطب: یعنی خندههای سرخوشانهی رؤیای فردا و بغضهای فروخوردهی امروز، موتور محرکهی فیلم است و آن را با شتابی تبآلود پیش میبرد.
جسارت دختران در نامگذاری جایگاه خود در جمهوری اسلامی و در نقد بیواهمهی جنسیت و خشونت طبقاتی نشان پیوندهای بینانسلی زنان است؛ دخترانی که نهتنها به تبعیض آگاهاند، بلکه زبان و اعتمادبهنفس لازم برای صورتبندی و نقد آن را هم به دست آوردهاند، از همان دهه ٦٠...
فیلم در اوایل دههی ۱۳۸۰ ساخته شده؛ زمانی که توخالی بودن پروژه اصلاحات و وعده آزادی های مدنی با کوی دانشگاه و قتل های زنجیره ای دست کم برای خیلی ها آشکار شده بود.
آخر فیلم، کارگردان خطاب به دانش اموزان میگوید:
"ما یکم از شما رؤیایی تر بودیم البته (با خنده)، خب سال های انقلاب بود، می خواستیم دنیا را عوض کنیم، فکر می کردیم که ظلم از بین بره، بی عدالتی از بین بره، مردم خوشبخت تر بشن، خودمون خوشبخت تر باشیم، بچه هامون که شما باشین خوشبخت تر باشن، فکر می کردیم که انقلاب می کنیم تا شما دنیایی بهتری داشته باشین ولی ..."
بە این ترتیب او پلی میزند میان نسل نوجوانانِ اواخر دههی پنجاه و نسل دبیرستانیهای دههی هشتاد؛ میان زنانی که در هشتم مارس ۵۷ علیه خمینی و حجاب اجباری تظاهرات برپا میکردند و دخترانی که حالا خودِ نظم موجود را به پرسش میگیرند.
بسیاری نسل Z را سوژهی اصلی «زن، زندگی، آزادی» و طغیان علیه پدرسالاری جمهوری اسلامی میدانند، اما جسارت و زبان انتقادی دختران دبیرستانی در دههی هشتاد، پیش از دختران خیابان انقلاب ولی به عنوان هموارکننده ی مسیر آنها، نشان میدهد مبارزهی زنان، بینانسلی است. این مبارزات در زمانمندی بلندمدت، در خانه و خیابان، در مدرسه و کارخانه، بیوقفه ادامه داشته است. «خواب ابریشم» در حکم سندی فشرده از این تداوم و گسست مبارزات عمل میکند؛ فیلمی که میتوان آن را کنار تصاویر «زن، زندگی، آزادی» و تظاهرات هشتم مارس انقلاب پنجاه و هفت نشاند و در امتداد و گسست از یکدیگر خواند، تا دید چگونه آرزوها، کابوسها، محدودیتها و اشکال مقاومت از نسلی به نسل دیگر منتقل شده، تراکم یافته و با گسست ازنو متولد شده است.
@collective98
🚩 مستند بالا با عنوان «#خواب_ابریشم» (۱۳۸۱) به کارگردانی #ناهید_رضایی، رؤیاها و هراسهای دختران دبیرستانیای دهه شصت را ثبت میکند. رضایی پس از ٢٠ سال، در سال ١٣٨٠، به همان مدرسهای بازمیگردد در شرق تهران، در محلهای متوسط رو به پایین، که در سالهای نخستین انقلاب از آن فارغالتحصیل شده و اینبار دوربین را در اختیار دخترانی میگذارد که بیواسطه از خواستهها، آرزوها و تصویر خود از #آینده حرف میزنند؛ دخترانی که در قاب بستهی پادگانی به نام مدرسه، افقهای گشودهی زندگی را زیر نگاه مراقبِ نظام، تمرین و تخیل میکنند و سخنانی حیرتانگیز بر زبان میآورند که بعضا به پیشگویی میماند!
لب کلام فیلم گویی این است: در سایهی حکومت جمهوری اسلامی، آیندهای برای زنان وجود ندارد، هر چه هست کابوس است.
شاید به همین دلیل یکی از دانشآموزان میگوید: این فنر رهایی خواهد شد و به انقلاب زنان خواهد انجامید! او این را ٢٠ سال پیش میگوید...
خوابهای این دانشآموزان دربارهی آینده، در تضادی آشکار با کابوسهای اکنون (جامعهی مردسالار، خانوادهی سرکوبگر، سانسور و کنترل دولتی بر بدن و زندگی زنان) قرار میگیرد. رفت و برگشت بین همین دو قطب: یعنی خندههای سرخوشانهی رؤیای فردا و بغضهای فروخوردهی امروز، موتور محرکهی فیلم است و آن را با شتابی تبآلود پیش میبرد.
جسارت دختران در نامگذاری جایگاه خود در جمهوری اسلامی و در نقد بیواهمهی جنسیت و خشونت طبقاتی نشان پیوندهای بینانسلی زنان است؛ دخترانی که نهتنها به تبعیض آگاهاند، بلکه زبان و اعتمادبهنفس لازم برای صورتبندی و نقد آن را هم به دست آوردهاند، از همان دهه ٦٠...
فیلم در اوایل دههی ۱۳۸۰ ساخته شده؛ زمانی که توخالی بودن پروژه اصلاحات و وعده آزادی های مدنی با کوی دانشگاه و قتل های زنجیره ای دست کم برای خیلی ها آشکار شده بود.
آخر فیلم، کارگردان خطاب به دانش اموزان میگوید:
"ما یکم از شما رؤیایی تر بودیم البته (با خنده)، خب سال های انقلاب بود، می خواستیم دنیا را عوض کنیم، فکر می کردیم که ظلم از بین بره، بی عدالتی از بین بره، مردم خوشبخت تر بشن، خودمون خوشبخت تر باشیم، بچه هامون که شما باشین خوشبخت تر باشن، فکر می کردیم که انقلاب می کنیم تا شما دنیایی بهتری داشته باشین ولی ..."
بە این ترتیب او پلی میزند میان نسل نوجوانانِ اواخر دههی پنجاه و نسل دبیرستانیهای دههی هشتاد؛ میان زنانی که در هشتم مارس ۵۷ علیه خمینی و حجاب اجباری تظاهرات برپا میکردند و دخترانی که حالا خودِ نظم موجود را به پرسش میگیرند.
بسیاری نسل Z را سوژهی اصلی «زن، زندگی، آزادی» و طغیان علیه پدرسالاری جمهوری اسلامی میدانند، اما جسارت و زبان انتقادی دختران دبیرستانی در دههی هشتاد، پیش از دختران خیابان انقلاب ولی به عنوان هموارکننده ی مسیر آنها، نشان میدهد مبارزهی زنان، بینانسلی است. این مبارزات در زمانمندی بلندمدت، در خانه و خیابان، در مدرسه و کارخانه، بیوقفه ادامه داشته است. «خواب ابریشم» در حکم سندی فشرده از این تداوم و گسست مبارزات عمل میکند؛ فیلمی که میتوان آن را کنار تصاویر «زن، زندگی، آزادی» و تظاهرات هشتم مارس انقلاب پنجاه و هفت نشاند و در امتداد و گسست از یکدیگر خواند، تا دید چگونه آرزوها، کابوسها، محدودیتها و اشکال مقاومت از نسلی به نسل دیگر منتقل شده، تراکم یافته و با گسست ازنو متولد شده است.
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 ایمان مزاری وکیل دکتر مهرنگ و سایر رهبران بلوچ یکجهتی در آستانه محکومیت و محرومیت از قضاوت به جرم پیگیری و بازنشر وقایع بلوچستان و گمشدهگان قهری در بلوچستان
🚩 تداوم کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" در هفته نودوهشتم در ۵۵ زندان مختلف
صدور حکم اعدام برای زندانی سیاسی کریم خجسته و مرگ مشکوک خسروعلیکردی
در این هفته، یکی از متعهدترین وکلای دادخواه، خسرو علیکردی، از همراهان کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، وکیل بازداشتشدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ و پناه خانوادههای دادخواه به نحو مشکوکی درگذشت. این ضایعه بزرگ را به جامعه وکلای آزادیخواه، به عموم دادخواهان و به خانواده و دوستان و همکاران او صمیمانه تسلیت میگوییم.
امروز، مسئله اعدام در ایران نه یک مجازات، بلکه یک جنایت سازمان یافته و نقض سیستماتیک حق حیات است.
در چند روز گذشته به زندانی سیاسی کریم خجسته در زندان لاکان رشت حکم اعدام ابلاغ شد. بر اساس دادههای منتشر شده ؛ در همین هفته ۹۵ تن شامل ۲ زن اعدام شدهاند؛ در ۱۷ روز نخست آذرماه، بیش از ۲۰۰ اعدام ثبت شده است ؛ که تنها هدف سرکوب جامعه و سد بستن در برابر قیامها و خیزشهای مردمی است.
کارزار"سهشنبههای نه به اعدام" سهشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴ در هفته نودوهشتم در ۵۵ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین(بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار(واحد ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج ، زندان اسدآباد اصفهان ، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز(بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان و مردان) ،زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام
هفته نودوهشتم
سهشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
@collective98
صدور حکم اعدام برای زندانی سیاسی کریم خجسته و مرگ مشکوک خسروعلیکردی
در این هفته، یکی از متعهدترین وکلای دادخواه، خسرو علیکردی، از همراهان کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، وکیل بازداشتشدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ و پناه خانوادههای دادخواه به نحو مشکوکی درگذشت. این ضایعه بزرگ را به جامعه وکلای آزادیخواه، به عموم دادخواهان و به خانواده و دوستان و همکاران او صمیمانه تسلیت میگوییم.
امروز، مسئله اعدام در ایران نه یک مجازات، بلکه یک جنایت سازمان یافته و نقض سیستماتیک حق حیات است.
در چند روز گذشته به زندانی سیاسی کریم خجسته در زندان لاکان رشت حکم اعدام ابلاغ شد. بر اساس دادههای منتشر شده ؛ در همین هفته ۹۵ تن شامل ۲ زن اعدام شدهاند؛ در ۱۷ روز نخست آذرماه، بیش از ۲۰۰ اعدام ثبت شده است ؛ که تنها هدف سرکوب جامعه و سد بستن در برابر قیامها و خیزشهای مردمی است.
کارزار"سهشنبههای نه به اعدام" سهشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴ در هفته نودوهشتم در ۵۵ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین(بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار(واحد ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج ، زندان اسدآباد اصفهان ، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز(بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان و مردان) ،زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام
هفته نودوهشتم
سهشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
@collective98
🚩 حکم اعدام وریشه مرادی، زندانی سیاسی کورد، در دیوان عالی کشور نقض شد
حکم اعدام #وریشه_مرادی ، زندانی سیاسی، که پیشتر از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران صادر شده بود، توسط شعبه ۹ دیوان عالی کشور نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به همان شعبه ارجاع شد.
مصطفی نیلی، وکیل این زندانی سیاسی، در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد:
«پس از رسیدگی به فرجامخواهی در دیوان عالی، به دلیل نقص در تحقیقات و عدم رعایت تشریفات قانونی ـ از جمله عدم تفهیم اتهام مبنای صدور حکم اعدام در مراحل رسیدگی ـ دادنامه صادره از شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به همان شعبه ارجاع شد.»
وریشه مرادی ۱۰ مرداد ۱۴۰۲ هنگام بازگشت از کرمانشاه با تیراندازی نیروهای اطلاعات بازداشت شد. پس از انتقال به بند ۲۰۹ زندان اوین، تحت فشار و شکنجه برای اخذ اعترافات اجباری قرار گرفت و پس از پنج ماه سلول انفرادی، به بند زنان منتقل شد.
این زندانی سیاسی مهرماه ۱۴۰۳ در اعتراض به روند صدور احکام اعدام، ۲۰ روز اعتصاب غذا کرد و پس از بروز مشکلات جسمی به بیمارستان منتقل شد. جلسات دادگاه او در خرداد و مهر ۱۴۰۳ برگزار شد؛ جلساتی که به گفته وکلایش حق دفاع و دسترسی مناسب به پرونده از وی سلب شده بود.
در حالی که کیفرخواست اولیه خواستار اعمال ماده ۲۸۸ قانون مجازات اسلامی با حداکثر ۱۵ سال زندان بود، ابوالقاسم صلواتی، معروف به «قاضی مرگ»، بهطور غیرمنتظره و بر اساس ماده ۲۸۷ حکم اعدام صادر کرد؛ حکمی که وکلای پرونده آن را «غیرقانونی» خواندند.
وریشه مرادی همچنین در مهر ۱۴۰۳ همراه چند زندانی سیاسی زن دیگر به اتهام «اخلال در نظم زندان» از سوی دادگاه کیفری دو مجتمع قضایی قدس تهران به شش ماه حبس محکوم شده بود.
#لغو_اعدام
#نه_به_اعدام
#آزادی_زندانیان_سیاسی
#جان_زندانیان_سیاسی_در_خطر_است
حکم اعدام #وریشه_مرادی ، زندانی سیاسی، که پیشتر از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران صادر شده بود، توسط شعبه ۹ دیوان عالی کشور نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به همان شعبه ارجاع شد.
مصطفی نیلی، وکیل این زندانی سیاسی، در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد:
«پس از رسیدگی به فرجامخواهی در دیوان عالی، به دلیل نقص در تحقیقات و عدم رعایت تشریفات قانونی ـ از جمله عدم تفهیم اتهام مبنای صدور حکم اعدام در مراحل رسیدگی ـ دادنامه صادره از شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به همان شعبه ارجاع شد.»
وریشه مرادی ۱۰ مرداد ۱۴۰۲ هنگام بازگشت از کرمانشاه با تیراندازی نیروهای اطلاعات بازداشت شد. پس از انتقال به بند ۲۰۹ زندان اوین، تحت فشار و شکنجه برای اخذ اعترافات اجباری قرار گرفت و پس از پنج ماه سلول انفرادی، به بند زنان منتقل شد.
این زندانی سیاسی مهرماه ۱۴۰۳ در اعتراض به روند صدور احکام اعدام، ۲۰ روز اعتصاب غذا کرد و پس از بروز مشکلات جسمی به بیمارستان منتقل شد. جلسات دادگاه او در خرداد و مهر ۱۴۰۳ برگزار شد؛ جلساتی که به گفته وکلایش حق دفاع و دسترسی مناسب به پرونده از وی سلب شده بود.
در حالی که کیفرخواست اولیه خواستار اعمال ماده ۲۸۸ قانون مجازات اسلامی با حداکثر ۱۵ سال زندان بود، ابوالقاسم صلواتی، معروف به «قاضی مرگ»، بهطور غیرمنتظره و بر اساس ماده ۲۸۷ حکم اعدام صادر کرد؛ حکمی که وکلای پرونده آن را «غیرقانونی» خواندند.
وریشه مرادی همچنین در مهر ۱۴۰۳ همراه چند زندانی سیاسی زن دیگر به اتهام «اخلال در نظم زندان» از سوی دادگاه کیفری دو مجتمع قضایی قدس تهران به شش ماه حبس محکوم شده بود.
#لغو_اعدام
#نه_به_اعدام
#آزادی_زندانیان_سیاسی
#جان_زندانیان_سیاسی_در_خطر_است
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 ویدئوی دردناک از یک کارگر سالخورده، که بعد آن هم خستگی کاری، تنها نان خشک و آب برای خوردن دارد!
جمهوری اسلامی در حال قتل عام دستهجمعی و آرام طبقه کارگر است
این صحنه محصول یک ساختار طبقاتی مشخص در ایران است: فروپاشی دستمزد، نابودی امنیت معیشتی، و انتقال دائمی هزینهی بحران به طبقات کارگر و بازنشسته. بازاری که مملو از کالا است، همزمان به فضایی بدل شده که بخش بزرگی از جامعه از مصرف ابتداییترین نیازها طرد میشود. مسئله فقر «فردی» یا «مدیریتی» نیست؛ نتیجهی پیوند دولت رانتی، تورم مزمن، خصوصیسازیِ پنهان، و بیقدرتسازیِ سیاسیِ کارگران است. بدن فرسودهی این پیرمرد، آرشیو زندهی یک عمر کار در نظمی است که در آن بقا به امتیاز طبقاتی تبدیل شده است.
در ایران، کار پایان ندارد. بخش بزرگی از کارگران و زحمتکشان یا اساساً هرگز بازنشسته نمیشوند، یا اگر میشوند، بازنشستگیشان چیزی جز تداوم فقر نیست. نظام بازنشستگی، که باید تضمین حداقلیِ زیست پس از یک عمر کار باشد، عملاً فروپاشیده است: مستمریهایی که با تورم بیارزش میشوند و سالمندانی که برای تأمین نان و آب ناچارند تا آخرین توان جسمی کار کنند.
جمهوری اسلامی در حال قتل عام دستهجمعی و آرام طبقه کارگر است
این صحنه محصول یک ساختار طبقاتی مشخص در ایران است: فروپاشی دستمزد، نابودی امنیت معیشتی، و انتقال دائمی هزینهی بحران به طبقات کارگر و بازنشسته. بازاری که مملو از کالا است، همزمان به فضایی بدل شده که بخش بزرگی از جامعه از مصرف ابتداییترین نیازها طرد میشود. مسئله فقر «فردی» یا «مدیریتی» نیست؛ نتیجهی پیوند دولت رانتی، تورم مزمن، خصوصیسازیِ پنهان، و بیقدرتسازیِ سیاسیِ کارگران است. بدن فرسودهی این پیرمرد، آرشیو زندهی یک عمر کار در نظمی است که در آن بقا به امتیاز طبقاتی تبدیل شده است.
در ایران، کار پایان ندارد. بخش بزرگی از کارگران و زحمتکشان یا اساساً هرگز بازنشسته نمیشوند، یا اگر میشوند، بازنشستگیشان چیزی جز تداوم فقر نیست. نظام بازنشستگی، که باید تضمین حداقلیِ زیست پس از یک عمر کار باشد، عملاً فروپاشیده است: مستمریهایی که با تورم بیارزش میشوند و سالمندانی که برای تأمین نان و آب ناچارند تا آخرین توان جسمی کار کنند.
کلکتیو ۹۸
Photo
اقدام مستقیم
از فیسبوک علی واعظی
اصطلاح اقدام مستقیم (direct action) از سنت آنارشیستی میآید و به این معنا است که افراد و گروهها آنچه را که میخواهند خودشان بیواسطه انجام دهند. اقدام مستقیم در تقابل با سیاست نمایندگی، مطالبهمحوری و میانجیگری دولت، احزاب و دیگر نهادهای رسمی، تعریف میشود. اقدام مستقیم کنشگری بیواسطه، بیاعتنایی به قدرت مستقر و تلاش برای خلق آلترناتیو است. اقدام مستقیم طیف گستردهای از کنشگریها را در برمیگیرد: اعتصاب بدون مجوز، اشغال میدانهای شهر، ساختمانهای دولتی، اقدامات جمعی و سازماندهیهای محلی مثل توزیع غذا به فقرا، راهاندازی کلینیکهای سیار در زاغهها، برنامههای آموزشی مردمی، راهاندازی کتابخانههای محلی و غیره. عنصر مشترک در این اقدامات، خلق فضاهای خودمختار است هر چند موقت. شکلهای پیشرفته اقدام مستقیم، کوششهایی است که برای خلق فضاهای خودمختار دایمی صورت میگیرد: کانتونهای جنبش روژاوا در شمال شرق سوریه و کاراکولهای زاپاتیستی در ایالت چیاپاس مکزیک.
کتاب اقدام مستقیم: یک اتنوگرافی (Direct Action: An Ethnography) اتنوگرافی درخشانی است که دیوید گریبر فقید آن را بر اساس تجربههای مستقیم خودش از جنبشهای ضدجهانیسازی نوشته است. کتاب حاوی تحلیلهای نظری و تجربی نویسنده است. گریبر با پیوند دادن نظریه سیاسی و کنش جمعی در این کتاب به با اندیشی در باب سیاست، دموکراسی، قدرت و کنش مردمی میپردازد. او در این کتاب، از این ایده دفاع میکند که زندگی روزمره میدان سیاست است و نشان میدهد که چگونه میتوان سیاست را نه به عنوان مطالبه مردم بدون قدرت از حاکمان و نهادها بلکه به عنوان کنش جمعی و اقدام مستقیم مردم برای خودگردانی و خلق فضاهای خودمختار فهم و با تعریف کرد. اقدام مستقیم راهنمایی است برای بازشناختن کنشگریهایی که به درجات گوناگون در کار خلق فضاهای خودمختارند. در جوامع بومی و پیرامونی در سراسر جهان، شاهد کنشگریهای جمعی متعددی هستیم که در سطوح خرد زندگی روزمره در مناطق روستایی و محلههای شهری انجام میشوند. بسیاری از این اقدامات کوچک و محلی را میتوان ظرفیتهای بالقوه خودگردانیهای اجتماعی قلمداد کرد که در صورت سازماندهی و توسعه شبکههای همبستگی افقی و مشارکتی مردمی، میتوانند به حرکتهای قدرتمند بدل شوند. در چهار سال اخیر، شاهد نمونههایی از این اقدامات مستقیم، هر چند ابتدایی و با سازماندهی محدود، در مناطق روستایی هستیم. بعضی شبکههای آموزشی، کارهای ابتدایی برای محیط زیست و پروژههای عمرانی با مشارکتی مردمی، از این نمونههایند. سازماندهیهای افقی و مشارکتی با هدف قدرت بخشیدن به جامعه، سازنده سیاست آینده است.
@collective98
از فیسبوک علی واعظی
اصطلاح اقدام مستقیم (direct action) از سنت آنارشیستی میآید و به این معنا است که افراد و گروهها آنچه را که میخواهند خودشان بیواسطه انجام دهند. اقدام مستقیم در تقابل با سیاست نمایندگی، مطالبهمحوری و میانجیگری دولت، احزاب و دیگر نهادهای رسمی، تعریف میشود. اقدام مستقیم کنشگری بیواسطه، بیاعتنایی به قدرت مستقر و تلاش برای خلق آلترناتیو است. اقدام مستقیم طیف گستردهای از کنشگریها را در برمیگیرد: اعتصاب بدون مجوز، اشغال میدانهای شهر، ساختمانهای دولتی، اقدامات جمعی و سازماندهیهای محلی مثل توزیع غذا به فقرا، راهاندازی کلینیکهای سیار در زاغهها، برنامههای آموزشی مردمی، راهاندازی کتابخانههای محلی و غیره. عنصر مشترک در این اقدامات، خلق فضاهای خودمختار است هر چند موقت. شکلهای پیشرفته اقدام مستقیم، کوششهایی است که برای خلق فضاهای خودمختار دایمی صورت میگیرد: کانتونهای جنبش روژاوا در شمال شرق سوریه و کاراکولهای زاپاتیستی در ایالت چیاپاس مکزیک.
کتاب اقدام مستقیم: یک اتنوگرافی (Direct Action: An Ethnography) اتنوگرافی درخشانی است که دیوید گریبر فقید آن را بر اساس تجربههای مستقیم خودش از جنبشهای ضدجهانیسازی نوشته است. کتاب حاوی تحلیلهای نظری و تجربی نویسنده است. گریبر با پیوند دادن نظریه سیاسی و کنش جمعی در این کتاب به با اندیشی در باب سیاست، دموکراسی، قدرت و کنش مردمی میپردازد. او در این کتاب، از این ایده دفاع میکند که زندگی روزمره میدان سیاست است و نشان میدهد که چگونه میتوان سیاست را نه به عنوان مطالبه مردم بدون قدرت از حاکمان و نهادها بلکه به عنوان کنش جمعی و اقدام مستقیم مردم برای خودگردانی و خلق فضاهای خودمختار فهم و با تعریف کرد. اقدام مستقیم راهنمایی است برای بازشناختن کنشگریهایی که به درجات گوناگون در کار خلق فضاهای خودمختارند. در جوامع بومی و پیرامونی در سراسر جهان، شاهد کنشگریهای جمعی متعددی هستیم که در سطوح خرد زندگی روزمره در مناطق روستایی و محلههای شهری انجام میشوند. بسیاری از این اقدامات کوچک و محلی را میتوان ظرفیتهای بالقوه خودگردانیهای اجتماعی قلمداد کرد که در صورت سازماندهی و توسعه شبکههای همبستگی افقی و مشارکتی مردمی، میتوانند به حرکتهای قدرتمند بدل شوند. در چهار سال اخیر، شاهد نمونههایی از این اقدامات مستقیم، هر چند ابتدایی و با سازماندهی محدود، در مناطق روستایی هستیم. بعضی شبکههای آموزشی، کارهای ابتدایی برای محیط زیست و پروژههای عمرانی با مشارکتی مردمی، از این نمونههایند. سازماندهیهای افقی و مشارکتی با هدف قدرت بخشیدن به جامعه، سازنده سیاست آینده است.
@collective98
🚩 مراسم بدرقه و خاکسپاری #آزاد_خوانچه_زر از فعالین جنبش کارگری و مدنی کردستان و مریوان
با همخوانی سرود انترناسیونال و همراهی فعالان جنبش کارگری کردستان
آزاد خوانچهزر از فعالان شناختهشده جنبش کارگری و مدنی کوردستان پس از سالها دستوپنجه نرمکردن با بیماری سرطان، امروز جمعه ۲۸ آذرماه ۱۴۰۴، جان خود را از دست داد و با اجرای سرود کارگری انترناسیونال توسط مردم سنندج و فعالین کارگری و مدنی بدرقه شد.
آزاد خوانچهزر از فعالان کارگری و مدنی شناختهشده شهر مریوان بهشمار میرفت که در دوران زلزله سرپلذهاب و همچنین در دوره همهگیری کرونا بههمراه جمعی از دوستانش اقدام به ایجاد «کمیته محلات مریوان» کرد که برای دورهای نسبتاً طولانی فعالیتهای ارزشمند و مؤثری در شهر مریوان انجام داد. او در برگزاری و سازماندهی مراسم روز جهانی زن، روز جهانی کارگر و همچنین در اعتراضات سالهای اخیر و جنبش انقلابی ژینا در مریوان، نقشی فعال و اثرگذار ایفا کرد.
راهش و یادش زنده باد!
@collective98
با همخوانی سرود انترناسیونال و همراهی فعالان جنبش کارگری کردستان
آزاد خوانچهزر از فعالان شناختهشده جنبش کارگری و مدنی کوردستان پس از سالها دستوپنجه نرمکردن با بیماری سرطان، امروز جمعه ۲۸ آذرماه ۱۴۰۴، جان خود را از دست داد و با اجرای سرود کارگری انترناسیونال توسط مردم سنندج و فعالین کارگری و مدنی بدرقه شد.
آزاد خوانچهزر از فعالان کارگری و مدنی شناختهشده شهر مریوان بهشمار میرفت که در دوران زلزله سرپلذهاب و همچنین در دوره همهگیری کرونا بههمراه جمعی از دوستانش اقدام به ایجاد «کمیته محلات مریوان» کرد که برای دورهای نسبتاً طولانی فعالیتهای ارزشمند و مؤثری در شهر مریوان انجام داد. او در برگزاری و سازماندهی مراسم روز جهانی زن، روز جهانی کارگر و همچنین در اعتراضات سالهای اخیر و جنبش انقلابی ژینا در مریوان، نقشی فعال و اثرگذار ایفا کرد.
راهش و یادش زنده باد!
@collective98
_نشریه_سازمان_زنان_هشت_مارس_ایران_افغانستان_شماره_۶۶_.pdf
4.5 MB
🚩 نشریه سازمان زنان هشت مارس (ایران-افغانستان) شماره ۶۶
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☀️☂️ از مجموعه #سینمای_فمینیستی
🚩 ترانه علیدوستی در گفتگو با پگاه آهنگرانی؛ مستند ترانه
حدود سه سال از اعتراضات زن زندگی آزادی در ایران میگذرد. بسیاری از کسانی که در اعتراضات سال ۱۴۰۱ شرکت کردند هزینههای سنگینی پرداخت کردند. از کسانی که کشتهشدند، تا تعداد بیشماری که اعضای بدنشان برای همیشه آسیب دید، کسانی که به زندانهای طولانی محکوم شدند و همینطور افرادی که شغلشان را از دست دادند. از میان چهرههای مشهوری که با این اعتراضات همراهی کردند ترانه علیدوستی، بازیگر شناخته شده سینما یکی از معروفترین چهرههاست. انتشار عکس بیحجاب او و بعدتر اعتراضش به اعدام محسن شکاری پای او را به زندان کشید. او بعد از آزادی درگیر بیماری شد و مدتها از انظار عمومی دور بود.خانم علیدوستی از بازی در سینما هم محروم شده است.
برای نخستین بار در مستندی به نام «ترانه»، ساخته پگاه آهنگرانی، خانم علیدوستی از تصمیمش برای پیوستن به جنبش اعتراضی پس از کشته شدن مهسا امینی، حرف میزند؛ از روز بازداشت در خانه و مقابل دختر کوچکش میگوید و در مورد از بین رفتن پوستش بر اثر یک بیماری خودایمنی صحبت میکند
@collective98
🚩 ترانه علیدوستی در گفتگو با پگاه آهنگرانی؛ مستند ترانه
حدود سه سال از اعتراضات زن زندگی آزادی در ایران میگذرد. بسیاری از کسانی که در اعتراضات سال ۱۴۰۱ شرکت کردند هزینههای سنگینی پرداخت کردند. از کسانی که کشتهشدند، تا تعداد بیشماری که اعضای بدنشان برای همیشه آسیب دید، کسانی که به زندانهای طولانی محکوم شدند و همینطور افرادی که شغلشان را از دست دادند. از میان چهرههای مشهوری که با این اعتراضات همراهی کردند ترانه علیدوستی، بازیگر شناخته شده سینما یکی از معروفترین چهرههاست. انتشار عکس بیحجاب او و بعدتر اعتراضش به اعدام محسن شکاری پای او را به زندان کشید. او بعد از آزادی درگیر بیماری شد و مدتها از انظار عمومی دور بود.خانم علیدوستی از بازی در سینما هم محروم شده است.
برای نخستین بار در مستندی به نام «ترانه»، ساخته پگاه آهنگرانی، خانم علیدوستی از تصمیمش برای پیوستن به جنبش اعتراضی پس از کشته شدن مهسا امینی، حرف میزند؛ از روز بازداشت در خانه و مقابل دختر کوچکش میگوید و در مورد از بین رفتن پوستش بر اثر یک بیماری خودایمنی صحبت میکند
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 توماج صالحی در این ویدئو از تورم ساعتی در کشور مینامد و میگوید: «۲۰ هزار نفر» کشور را اداره میکنند و هر بار که دلار و سکه گرانتر میشود، آنها ثروتمندتر میشوند؛ در حالی که مردم زیر فشار اقتصادی بیشتر خرد میشوند.
توماج، رپر معترض، با اشاره به جهش سریع قیمت سکه در فاصله چند ساعت، نوشته است:
«ایران فقط با حسابِ نفت و گاز هم یکی از ثروتمندترین سرزمینهای دنیاست. این زندگی حق مردم ایران نیست. حق گرفتنیه.»
او در پایان ویدیو به کنایه میگوید: «ایراد از منه، ایراد از ماست که شما اینجوری میتازونید.»
#توماج_صالحی
#گرانی
#تضاد_طبقاتی
#تورم
@collective98
توماج، رپر معترض، با اشاره به جهش سریع قیمت سکه در فاصله چند ساعت، نوشته است:
«ایران فقط با حسابِ نفت و گاز هم یکی از ثروتمندترین سرزمینهای دنیاست. این زندگی حق مردم ایران نیست. حق گرفتنیه.»
او در پایان ویدیو به کنایه میگوید: «ایراد از منه، ایراد از ماست که شما اینجوری میتازونید.»
#توماج_صالحی
#گرانی
#تضاد_طبقاتی
#تورم
@collective98
🚩 نامه آنیشا اسداللهی و الهام صالحی دو زن زندانی سیاسی از زندان اوین علیه تمامیت خواهی :
…میدانیم که قلبتان از خون پر است و خاطرتان از اوضاع و احوال این روزهای سخت مکدر اما بر ماست که راوی تاریخ باشد و بر هر آنچه بر ما میگذرد، شهادت دهیم سنگر انتقادی و روشنگری را در هر لحظه حفظ کنیم و آداب نقد و گفتگو را پاس بداریم…
#آنیشا_اسداللهی
#الهام_صالحی
#زندان_اوین
آذر ۱۴۰۴
#زنان_زندانی_سیاسی
#ژن_ژیان_ئازادی
@collective98
…میدانیم که قلبتان از خون پر است و خاطرتان از اوضاع و احوال این روزهای سخت مکدر اما بر ماست که راوی تاریخ باشد و بر هر آنچه بر ما میگذرد، شهادت دهیم سنگر انتقادی و روشنگری را در هر لحظه حفظ کنیم و آداب نقد و گفتگو را پاس بداریم…
#آنیشا_اسداللهی
#الهام_صالحی
#زندان_اوین
آذر ۱۴۰۴
#زنان_زندانی_سیاسی
#ژن_ژیان_ئازادی
@collective98