کلکتیو ۹۸
2.52K subscribers
3.05K photos
2.18K videos
116 files
743 links
کلکتیو چپ، مستقل، فمینیست و انترناسیونالیست

ایمیل:
collective98@riseup.net

اینستاگرام:
www.instagram.com/collectif98

دربارۀ ما:
https://t.me/Collective98/27
Download Telegram
🚩 پیام مردم کهگیلویه و بویراحمد، علیه تخریب عامدانه‌ی محیط‌ زیست و چپاول منابع‌شان:
ایستاده‌ایم کنار دنا؛ نه به سد ماندگان و خرسان

مردمی که سال‌ها بار فقر، بیکاری و تبعیض را بر دوش کشیده‌اند، حالا باید تاوان پروژه‌هایی را بدهند که فقط جیب مافیاهای قدرت و ثروت را پر می‌کند. احداث #سد_ماندگان و #سد_خرسان یعنی غرق شدن روستاها، کوچ اجباری مردم، خشک شدن رودخانه‌ها، نابودی بلوط‌ها و مرگ تدریجی دنا و زیست‌جهان ما.

ما مردم #کهگیلویه_بویراحمد علیه تخریب عامدانه‌ی محیط‌ زیست و چپاول منابع‌مان ایستاده‌ایم؛ هم‌صدا با #دنا و بلوط‌های بلندقامتش، در برابر سیاستی که «توسعه» را بهانه می‌کند تا هستی ما را بفروشد.

مبارزه برای زمین، آب و درخت فقط مسئله‌ی یک استان نیست؛ مسئله‌ی حق حیات همه‌ی ماست. هر سد، زخمی تازه بر تن سرزمینی‌ست که دیگر توان تحمل ندارد.

صدای ما را بلندتر کنید؛ اجازه ندهیم نام دنا، با ویرانی و سدسازی گره بخورد.

شعری که در ویدئو می‌شنوید از #برتولت_برشت است؛ صدای جهانی ستمدیدگان علیه ویرانگران زمین.

#نه_به_سدسازی
#محیط_زیست
#سد_ماندگان
#سد_خرسان
#کهگیلویه_بویراحمد
#دنا

@collective98
🚩 تنها زن زندانی سیاسی با حکم حبس ابد در ایران، در آستانه نوزدهمین سال حبس خود همچنان با کارشکنی مسئولان زندان مرکزی یزد و نهادهای امنیتی در دسترسی به خدمات درمانی مواجه است.
شبکه حقوق بشر کردستان از تداوم وضعیت وخیم جسمی زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد و ممانعت از تکمیل دوره درمانی او در زندان مرکزی یزد، محل تبعید او خبر داده است.
یک منبع مطلع به شبکه حقوق بشر کردستان گفته است که در اوایل مهرماه سال ‌جاری و پس از فشارهای بین‌المللی، زینب جلالیان که ماه‌ها از «فیبروم رحمی» رنج می‌برد در یکی از مراکز درمانی خارج از زندان یزد مورد عمل آمبولیزاسیون فیبروم قرار گرفت. او در زمان انجام جراحی نیز با پابند به تخت بیمارستان بسته شده بود و تنها پس از ۲۴ ساعت بدون تکمیل دوره درمانی به زندان بازگردانده شد.
در این مدت به‌رغم انجام عمل آمبولیزاسیون فیبروم، خون‌ریزی و درد شکمی این زندانی سیاسی به صورت نگران‌کننده‌ای ادامه پیدا کرده و همزمان با کم‌خونی شدید نیز دست به گریبان است.
به‌گفته این منبع مطلع هم پزشک متخصصی که زینب جلالیان را مورد عمل جراحی قرار داده و هم پزشکان بهداری زندان خواستار اعزام فوری او به مراکز درمانی خارج از زندان شده‌اند تا با انجام سونوگرافی و ام‌.آر.آی وضعیت جسمی‌اش مورد بررسی قرار بگیرد، اما با کارشکنی مسئولان زندان و به‌بهانه‌ گم‌شدن نسخه جراح برای انجام سونوگرافی، تا کنون از اعزام او به مراکزی درمانی ممانعت شده است.
همزمان با انتشار این بیانیه، زینب جلالیان با انتشار نامه‌ای به شرح سال‌ها زندان، شکنجه، محرومیت از ملاقات و درمان پزشکی خود اشاره کرده و تأیید کرده بود که پس از حدود ۲۰ سال زندگی در جایی مانند زندان، بیماری‌های پوستی، عفونی و اختلالات روحی و روانی سراغ زندانی می‌آید.
زینب جلالیان در سال‌های اخیر از حق ملاقات با خانواده محروم بوده و به دلیل ابتلا به بیماری‌های متعدد، پزشکی قانونی یزد اعلام کرده که او توانایی تحمل حبس را ندارد. اما نهادهای امنیتی، آزادی او را مشروط به «ابراز ندامت و توبه» کرده‌اند.
زینب جلالیان از ۷ اسفند ۱۳۸۶ در زندان به‌سر می‌برد و تاکنون از حق مرخصی و در بیشتر این سال‌ها از حق ملاقات با خانواده محروم بوده است. او با وجود ابتلا به بیماری‌های متعدد در دوران حبس، بارها به‌طور غیرقانونی و خشونت‌آمیز بین زندان‌های مختلف جابه‌جا شده است.
زینب جلالیان در سال ۱۳۸۷ به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شد. این حکم در سال ۱۳۹۰ به حبس ابد کاهش یافت. او در دوران بازداشت و حبس تحت شکنجه‌های شدید قرار گرفت و پس از ۱۸ سال همچنان تحت فشار نهادهای امنیتی است و موافقت با هرگونه دسترسی او به خدمات درمانی و اعزام به مرخصی استعلاجی، منوط به ابراز ندامت شده است.
امیرسالار داودی، وکیل زینب جلالیان، بارها تأکید کرده است که ادامه حبس موکلش بر اساس قانون مجازات اسلامی جدید غیرقانونی است و باید آزاد شود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 ژینا در قلب کردستان زنده است

برافراشتن بنر
#ژینا_امینی در استادیوم شهر ئامد در کردستان در ترکیه

@collective98
🚩 سخنرانی کوتاه امیر کیانپور، پژوهشگر چپ، در گرامیداشت ٤٠مین سالگرد درگذشت غلامحسین ساعدی معروف به گوهر مراد، در کنار سایر نزدیکان و روشنفکران و نویسندگان هم عصر او در تبعید

در پاریس

#غلامحسین_ساعدی

@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from سرخط
🔴 طوفان خون بر شاخه‌های هیرکانی: سرمایه‌داری و جمهوری‌اسلامی چگونه جنگل را قتل‌عام می‌کنند؟


در میان خاکستر گرم جنگل‌های هیرکانی، فاجعه‌ای دیگر در حال رقم خوردن است؛ فاجعه‌ای که استراتژی است، نه حادثه. این بار نیز مثل سال‌های پیش، آتش به جان جنگل‌های کهن شمال ایران افتاده‌است؛ این شعله‌ها نه جزء «منطق اکوسیستم»اند، نه ناشی از سهل‌انگاری مردم؛ بلکه زاییده‌ی منطق سرمایه‌داری غارتگری هستند که طبیعت را به کالایی برای انباشت سرمایه تبدیل کرده و از «بحران زیست‌محیطی»، «فرصت سودآوری» می‌سازد.

در اقتصادسیاسی جمهوری‌اسلامی، دیگر نمی‌توان از «بلایای طبیعی» سخن گفت. هر شعله‌ی آتشی که بر پیکره‌ی جنگل‌های هیرکانی زبانه می‌کشد، پیامد مستقیم محاسبات سود و زیان طبقه‌ی حاکم است. آتش‌سوزی‌های مکرر، نشانه‌های سطحی بیماری ساختاری عمیق‌تری هستند؛ نشانه‌های نظام بیماری‌اند که ترجیح می‌دهد به‌جای حفاظت از محیط‌‌زیست، سود شخصی کسب کند.

ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان که بزرگترین مالکان اراضی جنگلی هستند، با تغییر کاربری این زمین‌ها و واگذاری آنها برای ویلاسازی و پروژه‌های عمرانی سودآور، به طور سیستماتیک در حال نابودی این میراث طبیعی هستند. اما این تنها نوک کوه‌یخ است. شبکه‌ای از نهادهای شبه‌دولتی، شرکت‌های پیمانکاری وابسته به نهادهای نظامی‌امنیتی، و سرمایه‌داران نزدیک به قدرت، در حال تبدیل جنگل‌های هیرکانی به کالایی برای مبادله در بازار املاک لوکس هستند.


👈 ادامه‌ی مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://shorturl.at/WEC3i


#جنگل‌های_هیرکانی #سرمایه‌داری_غارتگر #اقتصادسیاسی #ستاد_اجرایی_فرمان_امام #ویلاسازی_در_شمال #بنیاد_مستضعفان #حفاظت_از_محیط‌زیست #طبقه_کارگر #نئولیبرالیسم


@SarKhatism
🚩 در ظاهر، شاخص‌های رسمی می‌گویند «اوضاع رو به بهبود است»؛ اما اعداد چیز دیگری می‌گویند.
طبق گزارش‌های اخیر، فقر در ایران در ده سال گذشته سه برابر شده. امروز از هر سه ایرانی، یک نفر زیر خط فقر زندگی می‌کند؛ حدود ۲۶ میلیون نفر در فقر مطلق‌اند و چهار میلیون نفر حتی توان تأمین غذای کافی ندارند.

این اعداد فقط آمار خشک نیستند؛ یعنی سفره‌های خالی، کودکانِ دچار سوءتغذیه، کارگرانی که با چند شیفت کار هنوز اجاره‌خانه و نان شب را نمی‌توانند تأمین کنند. در کشوری که منابع عظیم نفت و گاز دارد، «فقر» انتخاب سیاسی است، نه سرنوشت محتوم.

فراموش نکنیم: پشت هر درصد و هر میلیون، زندگی واقعی آدم‌هایی است که دیده نمی‌شوند.
🔸این گزارش به مناسبت روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان تهیه شده و موارد گسترده نقض حقوق زنان کُرد در ایران را در بازه زمانی ۵ آذر ۱۴۰۳ تا ۵ آذر ۱۴۰۴ (۲۶ نوامبر ۲۰۲۴ تا ۲۵ نوامبر ۲۰۲۵) بررسی و مستند می‌کند.

🔸دست‌کم ۳۰ مورد زن‌کشی که ۵ نفر از آنها کمتر از ۱۸ سال سن داشتند، به دلیل خشونت مبتنی بر جنسیت و توسط مردان نزدیک به آنان (پدر، همسر، داماد یا خواستگار) گزارش شده است. از میان این قربانیان، سه نفر ساکن مناطق روستایی و باقی در مناطق شهری زندگی می‌کردند.


🔗 https://kurdistanhumanrights.org/fa/news-fa/2025/11/25/p45544

@KurdistanHRN
🚩 با پیوستن زندان مرکزی بیرجند،کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته نودوششم به ۵۵ زندان گسترش یافت

نودوششمین هفته کارزار «سه شنبه‌های نه به اعدام» در شرایطی فرا می‌رسد که دستگاه سرکوبگر در ایران برای بقای خود با شتابی بی‌سابقه، روند اعدام زندانیان را تشدید کرده است. گسترش دامنه اعدام‌ها، در فقدان دادرسی عادلانه، و استفاده سیستماتیک از اعدام به‌عنوان ابزاری برای ایجاد رعب و وحشت ، نقض آشکار حقوق بنیادین بشر و مصداق بارز جنایت علیه بشریت است.
این هفته زندان مرکزی بیرجند نیز به جمع ۵۴ زندانی پیوست که پیام «نه به اعدام» را از پشت دیوارهای زندان به جامعه می‌رسانند.

در این هفته تصویب هفتادودومین قطعنامه ملل متحد در محکومیت نقض حقوق بشر در ایران، دو حقیقت حقوقیِ تعیین‌کننده را به رسمیت شناخت:
۱. به‌رسمیت شناختن قتل‌عام ۱۳۶۷ و ابراز نگرانی از تکرار آن
۲. محکوم کردن روند بی سابقه اعدامها و استفاده حکومت از اعدام به‌عنوان ابزار ارعاب و سرکوب
با وجود این حکومت دست از اعدام و کشتار بر نمی‌دارد. صدور حکم اعدام برای محمدمهدی سلیمانی- از بازداشت‌شدگان خیزش۱۴۰۱- نه یک مورد استثنایی، بلکه الگوی ثابت ِحذف معترضان و مشخصه‌های یک فرایند قضایی نامعتبر و سیاسی است. تنها در ماه آبان ۳۱۱  اعدام که از زمان قتل عام ۶۷ تا کنون بی‌سابقه است ؛همچنین از هفته گذشته تا کنون ۵۹ تن و از ابتدای سال ۱۴۰۴ تاکنون ۱۴۷۹ تن اعدام شده اند.
خانواده‌های زندانیان محکوم به اعدام، با وجود تهدید، احضار، بازداشت و فشارهای امنیتی، هفته‌به‌هفته در خیابان‌ها می‌ایستند و از جان عزیزانشان دفاع می‌کنند این اعتراضی است که نیازمند حمایت گسترده مردم و جامعه جهانی است.

سه‌شنبه ۴ آذر ۱۴۰۳ کارزار"سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در هفته نودوششم در ۵۵ زندان زیر، در اعتصاب غذا می‌باشند:
زندان اوین(بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار(واحد ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز(بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام و زندان مرکزی بیرجند

هفته نودوششم
سه‌شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام
او صدها بار من را کشت-1.pdf
164.4 KB
🚩 یادداشتی از ژینا مدرس گرجی، فمینیست و فعال کورد که به تازگی از زندان آزاد شده، به مناسبت روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان:

او صدها بار مرا کشت، جستاری درباره‌ی زنان با جرم یا اتهام قتل و یا معاونت در قتل در زندان زنان سنندج است که تجربه‌ی زیسته‌ی او با آنهاست.


#ژن_ژیان_ئازادی
#۲۵نوامبر


@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 روایت این زن، که آن زمان ١٧ سال داشته، تنها تکه ای کوچک از یخ کوه، از حقیقت پشت دیوارهای زندان‌های جمهوری اسلامی، حقیقتی درباره تجاوز، شکنجه، تحقیر و خشونت سیستماتیکی که بر بدن و زندگی زنان وارد شده و هنوز هم ادامه دارد. خشونتی که هیچ مرزی نمی‌شناسد: از خانه تا خیابان، از بازداشتگاه تا زندان، از دهه‌ی شصت تا امروز.

این روز یادآوری است برای اینکه خشونت علیه زنان، یک تجربه فردی یا یک «اتفاق پراکنده» نیست؛ یک سازوکار قدرت است. ابزاری سیاسی برای شکستن مقاومت، برای خاموش کردن صداها، برای کنترل بدن‌هایی که نمی‌خواهند مطیع بمانند.


#۲۵نوامبر
#خشونت_علیه_زنان
#نه_به_خشونت

@collective98
☀️☂️ از مجموعه #سینمای_فمینیستی

🚩 مستند بالا با عنوان «#خواب_ابریشم» (۱۳۸۱) به کارگردانی #ناهید_رضایی، رؤیاها و هراس‌های دختران دبیرستانی‌ای دهه شصت را ثبت می‌کند. رضایی پس از ٢٠ سال، در سال ١٣٨٠، به همان مدرسه‌ای بازمی‌گردد در شرق تهران، در محله‌ای متوسط رو به پایین، که در سال‌های نخستین انقلاب از آن فارغ‌التحصیل شده و این‌بار دوربین را در اختیار دخترانی می‌گذارد که بی‌واسطه از خواسته‌ها، آرزوها و تصویر خود از #آینده حرف می‌زنند؛ دخترانی که در قاب بسته‌ی پادگانی به نام مدرسه، افق‌های گشوده‌ی زندگی را زیر نگاه مراقبِ نظام، تمرین و تخیل می‌کنند و سخنانی حیرت‌انگیز بر زبان می‌آورند که بعضا به پیش‌گویی می‌ماند!

لب کلام فیلم گویی این است: در سایه‌ی حکومت جمهوری اسلامی، آینده‌ای برای زنان وجود ندارد، هر چه هست کابوس است.

شاید به همین دلیل یکی از دانش‌آموزان میگوید: این فنر رهایی خواهد شد و به انقلاب زنان خواهد انجامید! او این را ٢٠ سال پیش می‌گوید...

خواب‌های این دانش‌آموزان درباره‌ی آینده، در تضادی آشکار با کابوس‌های اکنون (جامعه‌ی مردسالار، خانواده‌ی سرکوب‌گر، سانسور و کنترل دولتی بر بدن و زندگی زنان) قرار می‌گیرد. رفت و برگشت بین همین دو قطب: یعنی خنده‌های سرخوشانه‌ی رؤیای فردا و بغض‌های فروخورده‌ی امروز، موتور محرکه‌ی فیلم است و آن را با شتابی تب‌آلود پیش می‌برد.

جسارت دختران در نام‌گذاری جایگاه خود در جمهوری اسلامی و در نقد بی‌واهمه‌ی جنسیت و خشونت طبقاتی نشان پیوندهای بینانسلی زنان است؛ دخترانی که نه‌تنها به تبعیض آگاه‌اند، بلکه زبان و اعتمادبه‌نفس لازم برای صورت‌بندی و نقد آن را هم به دست آورده‌اند، از همان دهه ٦٠...

فیلم در اوایل دهه‌ی ۱۳۸۰ ساخته شده؛ زمانی که توخالی بودن پروژه اصلاحات و وعده آزادی های مدنی با کوی دانشگاه و قتل های زنجیره ای دست کم برای خیلی ها آشکار شده بود.

آخر فیلم، کارگردان خطاب به دانش اموزان میگوید:
"ما یکم از شما رؤیایی تر بودیم البته (با خنده)، خب سال های انقلاب بود، می خواستیم دنیا را عوض کنیم، فکر می کردیم که ظلم از بین بره، بی عدالتی از بین بره، مردم خوشبخت تر بشن، خودمون خوشبخت تر باشیم، بچه هامون که شما باشین خوشبخت تر باشن، فکر می کردیم که انقلاب می کنیم تا شما دنیایی بهتری داشته باشین ولی ..."
بە این ترتیب او پلی می‌زند میان نسل نوجوانانِ اواخر دهه‌ی پنجاه و نسل دبیرستانی‌های دهه‌ی هشتاد؛ میان زنانی که در هشتم مارس ۵۷ علیه خمینی و حجاب اجباری تظاهرات برپا می‌کردند و دخترانی که حالا خودِ نظم موجود را به پرسش می‌گیرند.

بسیاری نسل Z را سوژه‌ی اصلی «زن، زندگی، آزادی» و طغیان علیه پدرسالاری جمهوری اسلامی می‌دانند، اما جسارت و زبان انتقادی دختران دبیرستانی در دهه‌ی هشتاد، پیش از دختران خیابان انقلاب ولی به عنوان هموارکننده ی مسیر آنها، نشان می‌دهد مبارزه‌ی زنان، بینانسلی است. این مبارزات در زمان‌مندی بلندمدت، در خانه و خیابان، در مدرسه و کارخانه، بی‌وقفه ادامه داشته است. «خواب ابریشم» در حکم سندی فشرده از این تداوم و گسست مبارزات عمل می‌کند؛ فیلمی که می‌توان آن را کنار تصاویر «زن، زندگی، آزادی» و تظاهرات هشتم مارس انقلاب پنجاه و هفت نشاند و در امتداد و گسست از یکدیگر خواند، تا دید چگونه آرزوها، کابوس‌ها، محدودیت‌ها و اشکال مقاومت از نسلی به نسل دیگر منتقل شده، تراکم یافته و با گسست ازنو متولد شده است.

@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 ایمان مزاری وکیل دکتر مهرنگ و سایر رهبران بلوچ یکجهتی در آستانه محکومیت و محرومیت از قضاوت به جرم پیگیری و بازنشر وقایع بلوچستان و گمشده‌گان قهری در بلوچستان
🚩 تداوم کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در هفته نودوهشتم در ۵۵ زندان مختلف

صدور حکم اعدام برای زندانی سیاسی کریم خجسته و مرگ مشکوک  خسروعلیکردی

در این هفته، یکی از متعهدترین وکلای دادخواه، خسرو علیکردی، از همراهان کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، وکیل بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ و پناه خانواده‌های دادخواه به نحو مشکوکی درگذشت. این ضایعه بزرگ را به جامعه وکلای آزادیخواه، به عموم دادخواهان و به خانواده و دوستان و همکاران او صمیمانه تسلیت میگوییم.
امروز، مسئله اعدام در ایران نه یک مجازات، بلکه یک جنایت سازمان یافته و نقض سیستماتیک حق حیات است.
در چند روز گذشته به زندانی سیاسی کریم خجسته در زندان لاکان رشت حکم اعدام ابلاغ شد. بر اساس داده‌های منتشر شده ؛ در همین هفته ۹۵ تن شامل ۲ زن اعدام شده‌اند؛ در ۱۷ روز نخست آذرماه، بیش از ۲۰۰ اعدام ثبت شده است ؛ که تنها هدف سرکوب جامعه و سد بستن در برابر قیام‌ها و خیزشهای مردمی است.

کارزار"سه‌شنبه‌های نه به اعدام" سه‌شنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴ در هفته نودوهشتم در ۵۵ زندان زیر در اعتصاب غذا می‌باشند:
زندان اوین(بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار(واحد ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج ، زندان اسدآباد اصفهان ، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز(بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان و مردان) ،زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام

هفته نودوهشتم
سه‌شنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

@collective98
🚩 حکم اعدام وریشه مرادی، زندانی سیاسی کورد، در دیوان عالی کشور نقض شد

حکم اعدام #وریشه_مرادی ، زندانی سیاسی، که پیش‌تر از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران صادر شده بود، توسط شعبه ۹ دیوان عالی کشور نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به همان شعبه ارجاع شد.
مصطفی نیلی، وکیل این زندانی سیاسی، در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد:
«پس از رسیدگی به فرجام‌خواهی در دیوان عالی، به دلیل نقص در تحقیقات و عدم رعایت تشریفات قانونی ـ از جمله عدم تفهیم اتهام مبنای صدور حکم اعدام در مراحل رسیدگی ـ دادنامه صادره از شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به همان شعبه ارجاع شد.»
وریشه مرادی ۱۰ مرداد ۱۴۰۲ هنگام بازگشت از کرمانشاه با تیراندازی نیروهای اطلاعات بازداشت شد. پس از انتقال به بند ۲۰۹ زندان اوین، تحت فشار و شکنجه برای اخذ اعترافات اجباری قرار گرفت و پس از پنج ماه سلول انفرادی، به بند زنان منتقل شد.
این زندانی سیاسی مهرماه ۱۴۰۳ در اعتراض به روند صدور احکام اعدام، ۲۰ روز اعتصاب غذا کرد و پس از بروز مشکلات جسمی به بیمارستان منتقل شد. جلسات دادگاه او در خرداد و مهر ۱۴۰۳ برگزار شد؛ جلساتی که به گفته وکلایش حق دفاع و دسترسی مناسب به پرونده از وی سلب شده بود.
در حالی که کیفرخواست اولیه خواستار اعمال ماده ۲۸۸ قانون مجازات اسلامی با حداکثر ۱۵ سال زندان بود، ابوالقاسم صلواتی، معروف به «قاضی مرگ»، به‌طور غیرمنتظره و بر اساس ماده ۲۸۷ حکم اعدام صادر کرد؛ حکمی که وکلای پرونده آن را «غیرقانونی» خواندند.
وریشه مرادی همچنین در مهر ۱۴۰۳ همراه چند زندانی سیاسی زن دیگر به اتهام «اخلال در نظم زندان» از سوی دادگاه کیفری دو مجتمع قضایی قدس تهران به شش ماه حبس محکوم شده بود.


#لغو_اعدام
#نه_به_اعدام
#آزادی_زندانیان_سیاسی
#جان_زندانیان_سیاسی_در_خطر_است
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 ویدئوی دردناک از یک کارگر سالخورده، که بعد آن هم خستگی کاری، تنها نان خشک و آب برای خوردن دارد!

جمهوری اسلامی در حال قتل عام دسته‌جمعی و آرام طبقه کارگر است

این صحنه محصول یک ساختار طبقاتی مشخص در ایران است: فروپاشی دستمزد، نابودی امنیت معیشتی، و انتقال دائمی هزینه‌ی بحران به طبقات کارگر و بازنشسته. بازاری که مملو از کالا است، هم‌زمان به فضایی بدل شده که بخش بزرگی از جامعه از مصرف ابتدایی‌ترین نیازها طرد می‌شود. مسئله فقر «فردی» یا «مدیریتی» نیست؛ نتیجه‌ی پیوند دولت رانتی، تورم مزمن، خصوصی‌سازیِ پنهان، و بی‌قدرت‌سازیِ سیاسیِ کارگران است. بدن فرسوده‌ی این پیرمرد، آرشیو زنده‌ی یک عمر کار در نظمی است که در آن بقا به امتیاز طبقاتی تبدیل شده است.

در ایران، کار پایان ندارد. بخش بزرگی از کارگران و زحمت‌کشان یا اساساً هرگز بازنشسته نمی‌شوند، یا اگر می‌شوند، بازنشستگی‌شان چیزی جز تداوم فقر نیست. نظام بازنشستگی، که باید تضمین حداقلیِ زیست پس از یک عمر کار باشد، عملاً فروپاشیده است: مستمری‌هایی که با تورم بی‌ارزش می‌شوند و سالمندانی که برای تأمین نان و آب ناچارند تا آخرین توان جسمی کار کنند.