🚩 کتاب مصور «هزاره بلوز» که سپتامبر امسال در فرانسه رونمایی و توزیع شد حاصل چند سال کار مشترک رضا صاحبداد (نویسندۀ هزاره-ایرانی) و یان دمزن (تصویرگر فرانسوی) است.
این کتاب را حداقل باید دو بار از نظر گذراند. یکبار باید دل به اودیسۀ رضا بسپاری و از خیابانهای مشهد (زادگاه او) و قم تا کابل بگذری و ناگهان به هزاران کیلومتر آنسوتر، به واتیکان و پاریس، پرتاب شوی. بار دوم، باید نگاهت را به پیچیدگی طرحهای مینیمالیستی یان بسپاری و در جریان سیال واقعیت و رویا و توهم که دائما بین گذشته و حال در حرکت است غرق شوی. قصه رضا جذاب، زبان کتاب محاورهای و قابل فهم برای همگان، و تصاویرش آمیخته به طنز است که از شخصیتها و مکانهای واقعی فراتر میرود و دروازههای خیال را میگشاید. نقش و نگار و حاشیههای تصویرگر (یان) متعلق به این یا آن جغرافیای معین نیست ولی به طور کلی حال و هوایی شرقی دارد.
برای ادامه مطلب اسلایدها را ورق بزنید ☝️☝️☝️
#هزاره
#افغانستان
@collective98
این کتاب را حداقل باید دو بار از نظر گذراند. یکبار باید دل به اودیسۀ رضا بسپاری و از خیابانهای مشهد (زادگاه او) و قم تا کابل بگذری و ناگهان به هزاران کیلومتر آنسوتر، به واتیکان و پاریس، پرتاب شوی. بار دوم، باید نگاهت را به پیچیدگی طرحهای مینیمالیستی یان بسپاری و در جریان سیال واقعیت و رویا و توهم که دائما بین گذشته و حال در حرکت است غرق شوی. قصه رضا جذاب، زبان کتاب محاورهای و قابل فهم برای همگان، و تصاویرش آمیخته به طنز است که از شخصیتها و مکانهای واقعی فراتر میرود و دروازههای خیال را میگشاید. نقش و نگار و حاشیههای تصویرگر (یان) متعلق به این یا آن جغرافیای معین نیست ولی به طور کلی حال و هوایی شرقی دارد.
برای ادامه مطلب اسلایدها را ورق بزنید ☝️☝️☝️
#هزاره
#افغانستان
@collective98
🚩 زندانیان سیاسی زن بالاخره از زندان قرچک به اوین بازگردانده شدند. به بند ٦ این زندان نه همان بند نسوان.
زندانیان با هر جابجایی، فشار روانی زیادی را تحمل میکنند، حداقل آرامش از آنها گرفته میشود و باید دوباره با جای جدید خودشان را وفق دهند.
به امید آزادی همه آنها؛ به امید بسته شدن در زندان قرچک که برای زندانیان عمومی هم غیرقابل تحمل است.
#زندان_قرچک
#زندان_اوین
@collective98
زندانیان با هر جابجایی، فشار روانی زیادی را تحمل میکنند، حداقل آرامش از آنها گرفته میشود و باید دوباره با جای جدید خودشان را وفق دهند.
به امید آزادی همه آنها؛ به امید بسته شدن در زندان قرچک که برای زندانیان عمومی هم غیرقابل تحمل است.
#زندان_قرچک
#زندان_اوین
@collective98
🚩 زنکشی یکی از مدرسین و اعضای گروه آموزشی مطالعات زنان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
زهرا قائمی توسط همسرش به قتل رسید!
انگیزه این قتل تاکنون معلوم نیست.
قتل زهرا قائمی، عضو گروه مطالعات زنان و خانواده دانشگاه تهران، توسط همسرش فقط یک «حادثه خانوادگی» نیست؛ فریادِ عریان ساختاری است که حتی آگاهی، تحصیلات و جایگاه دانشگاهی نمیتواند زنان را از خشونت مردسالارانهاش نجات دهد.
این قتل، ایرونیک و هولناک است: زنی که زندگیاش را وقف تحلیل و نقد مناسبات قدرت و خشونت جنسیتی کرده بود، قربانی همان نظامی شد که سالها کوشید آن را بفهمد و افشا کند.
این یعنی مردسالاری نه «مسئلهای فرهنگی» که ریشهای ساختاری دارد؛ در قانون، در نهاد خانواده، در دانشگاه، در زبان و در روزمرّگی. هیچ زنی حتی در موقعیت آکادمیک و منتقد—از خطر آن در امان نیست. این قتل یادآور است که تا وقتی بدن و جان زنان در نظام سلطه بیارزش شمرده میشود، «دانستن» و «آگاه بودن» کفایت نمیکند برای اینکه زنده بمانند!
#زنکشی
#مردسالاری_میکشد
@collective98
زهرا قائمی توسط همسرش به قتل رسید!
انگیزه این قتل تاکنون معلوم نیست.
قتل زهرا قائمی، عضو گروه مطالعات زنان و خانواده دانشگاه تهران، توسط همسرش فقط یک «حادثه خانوادگی» نیست؛ فریادِ عریان ساختاری است که حتی آگاهی، تحصیلات و جایگاه دانشگاهی نمیتواند زنان را از خشونت مردسالارانهاش نجات دهد.
این قتل، ایرونیک و هولناک است: زنی که زندگیاش را وقف تحلیل و نقد مناسبات قدرت و خشونت جنسیتی کرده بود، قربانی همان نظامی شد که سالها کوشید آن را بفهمد و افشا کند.
این یعنی مردسالاری نه «مسئلهای فرهنگی» که ریشهای ساختاری دارد؛ در قانون، در نهاد خانواده، در دانشگاه، در زبان و در روزمرّگی. هیچ زنی حتی در موقعیت آکادمیک و منتقد—از خطر آن در امان نیست. این قتل یادآور است که تا وقتی بدن و جان زنان در نظام سلطه بیارزش شمرده میشود، «دانستن» و «آگاه بودن» کفایت نمیکند برای اینکه زنده بمانند!
#زنکشی
#مردسالاری_میکشد
@collective98
Forwarded from بيدارزنى
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 #بیدارزنی: ناصر تقوایی، مستندساز، کارگردان و یکی از بنیانگذاران سینمای موج ایران درگذشت.
ویدئوی زیر بخش کوچکی از فیلم سینمایی کاغذ بیخط (۱۳۸۰) است. این فیلم با اشاره به #قتلهای_زنجیرهای دهه هفتاد، راوی زنی جستجوگر و محبوس در میانهی کار اجباری خانگی، مصائب مادری و وظایف زناشویی است. او در حال تجربه و تماشایِ فیگوری عصیانگر از خود است که به تازگی کشف و معنایش میکند. زنی خانهدار که جنونوار «مینویسد» و شوهری آرشیتکت که پروژهی جدید کاریاش، ساخت یک «زندان عظیم» است.
#ژن_ژیان_آزادی
@bidarzani
ویدئوی زیر بخش کوچکی از فیلم سینمایی کاغذ بیخط (۱۳۸۰) است. این فیلم با اشاره به #قتلهای_زنجیرهای دهه هفتاد، راوی زنی جستجوگر و محبوس در میانهی کار اجباری خانگی، مصائب مادری و وظایف زناشویی است. او در حال تجربه و تماشایِ فیگوری عصیانگر از خود است که به تازگی کشف و معنایش میکند. زنی خانهدار که جنونوار «مینویسد» و شوهری آرشیتکت که پروژهی جدید کاریاش، ساخت یک «زندان عظیم» است.
#ژن_ژیان_آزادی
@bidarzani
Forwarded from گروه ناسینما
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 استمرار اعتصاب غذای صدها زندانی محکوم به اعدام در قزلحصار در اعتراض به اعدام
خانوادههای چند زندانی منتقلشده به سلول انفرادی مقابل زندان تجمع کرده و برخی نیز از اعزام یگان ویژه برای سرکوب اعتصاب خبر داده اند
نامه اعتصابکنندگان:
ما زندانیان واحد ٤ زندان قزلحصار که مستمرا شاهد انتقال همبندان خود برای اعدام هستیم، از ایستادگی دوستانمان در واحد ٢ و خانواده هایشان در مقابل زندان حمایت می کنیم. برای ما هیچ چاره ای جز اعتراض و اعتصاب نمانده.
مردم شریف ایران!
لحظه ای تصور کنید آن سرکوبی که در بیرون از زندان احساس می کنید، در درون زندان هر روز ما را به قتل می رساند. ما قربانیانی هستیم که روزانه کشته میشویم و هیچ امیدی جز حمایت شما و سایر زندانیان نداریم.
ما از تمام هموطنان و وجدان های بیدار تقاضا می کنیم که برای لغو حکم اعدام، برای نجات ما، هر انچه در توان دارند به کار بگیرند. حتی فردا دیر است. زیرا روزی نیست که در ان همبندیان ما را برای اعدام به سلول های انفرادی نبرند و اگر پس از این اعتراضات، تنها بمانیم همگی کشته خواهیم شد. فریاد ما " نه به اعدام" است.
زندانیان واحد ٤ زندان قزلحصار
سه شنبه ٢٢/٧/١٤٠٤
خانوادههای چند زندانی منتقلشده به سلول انفرادی مقابل زندان تجمع کرده و برخی نیز از اعزام یگان ویژه برای سرکوب اعتصاب خبر داده اند
نامه اعتصابکنندگان:
ما زندانیان واحد ٤ زندان قزلحصار که مستمرا شاهد انتقال همبندان خود برای اعدام هستیم، از ایستادگی دوستانمان در واحد ٢ و خانواده هایشان در مقابل زندان حمایت می کنیم. برای ما هیچ چاره ای جز اعتراض و اعتصاب نمانده.
مردم شریف ایران!
لحظه ای تصور کنید آن سرکوبی که در بیرون از زندان احساس می کنید، در درون زندان هر روز ما را به قتل می رساند. ما قربانیانی هستیم که روزانه کشته میشویم و هیچ امیدی جز حمایت شما و سایر زندانیان نداریم.
ما از تمام هموطنان و وجدان های بیدار تقاضا می کنیم که برای لغو حکم اعدام، برای نجات ما، هر انچه در توان دارند به کار بگیرند. حتی فردا دیر است. زیرا روزی نیست که در ان همبندیان ما را برای اعدام به سلول های انفرادی نبرند و اگر پس از این اعتراضات، تنها بمانیم همگی کشته خواهیم شد. فریاد ما " نه به اعدام" است.
زندانیان واحد ٤ زندان قزلحصار
سه شنبه ٢٢/٧/١٤٠٤
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 سومین روز اعتصاب غذا در قزلحصار؛ زندانیان با بیهوشی و ضعف شدید و حال جسمانی وخیم، فریاد «نه به اعدام» سر میدهند
در حالی که موج اعدامهای گسترده در زندانهای ایران همچنان ادامه دارد، اعتصاب غذای زندانیان محکوم به اعدام در زندان قزلحصار وارد سومین روز خود شده و به یک بحران انسانی عمیق تبدیل گشته است.
گزارشهای اولیه حاکی از آن است که در واحد یک، سالنهای ۱، ۲، ۳ و ۴، صدها زندانی – که تعداد کل آنها به حدود ۱۵۰۰ نفر میرسد – با شرایط جسمی وخیم روبرو هستند؛ تعدادی دچار ضعف شدید، سرگیجه و حتی بیهوشی شدهاند، اما با وجود فشارهای امنیتی و محرومیت از مراقبتهای پزشکی، بر خواستههای انسانی و قانونی خود برای لغو احکام ناعادلانه اعدام پافشاری میکنند.
این اعتصاب از روز دوشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۴ در اعتراض به انتقال ۱۶ زندانی به سلولهای انفرادی برای اجرای احتمالی احکام اعدام آغاز شد و به سرعت به یکی از بزرگترین تحصنهای دستهجمعی در سالهای اخیر تبدیل گردید. زندانیان با تحصن در سالنها و سر دادن شعارهای اعتراضی، تأکید کردهاند
در حالی که موج اعدامهای گسترده در زندانهای ایران همچنان ادامه دارد، اعتصاب غذای زندانیان محکوم به اعدام در زندان قزلحصار وارد سومین روز خود شده و به یک بحران انسانی عمیق تبدیل گشته است.
گزارشهای اولیه حاکی از آن است که در واحد یک، سالنهای ۱، ۲، ۳ و ۴، صدها زندانی – که تعداد کل آنها به حدود ۱۵۰۰ نفر میرسد – با شرایط جسمی وخیم روبرو هستند؛ تعدادی دچار ضعف شدید، سرگیجه و حتی بیهوشی شدهاند، اما با وجود فشارهای امنیتی و محرومیت از مراقبتهای پزشکی، بر خواستههای انسانی و قانونی خود برای لغو احکام ناعادلانه اعدام پافشاری میکنند.
این اعتصاب از روز دوشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۴ در اعتراض به انتقال ۱۶ زندانی به سلولهای انفرادی برای اجرای احتمالی احکام اعدام آغاز شد و به سرعت به یکی از بزرگترین تحصنهای دستهجمعی در سالهای اخیر تبدیل گردید. زندانیان با تحصن در سالنها و سر دادن شعارهای اعتراضی، تأکید کردهاند
Forwarded from سرخط
🔴 مرگ زیر شکنجه و بیتفاوتی ما
🖊 حسن ساعدی، یک روز پس از بازداشت زیر شکنجهی وحشیانه جان باخت.
سازمان حقوق بشری کارون اعلام کرد حسن ساعدی، فعال عرب، روز چهارشنبه ۲۳ مهر بر اثر شکنجهی شدید در سلولهای ادارهی اطلاعات احواز در حالی که تنها یک روز از بازداشتش میگذشت، جان باخت.
در حالی که جمهوریاسلامی در برابر دشمن خود که در استثمار و کشتار هیچ دست کمی از آن ندارد، هیچ وقت تا این اندازه در موضع ضعف و ذلت نبودهاست، دست به شکنجهی وحشیانه و اعدام بیامان میزند تا هیمنهی پوشالی خود را حفظ کند و اقتداری که فروریخته را از این طریق بازگرداند.
این مرگها، بازتاب چهرهی عریانی از نظامی هستند که بقا و کنترل خود را تنها از طریق حذف فیزیکی و روانی منتقدان حفظ میکند. اما فاجعه تنها در این سطح رخ نمیدهد. آنچه قابل توجهتر است، واکنش جامعهی ظاهراً مخالف و اپوزیسیون است؛ جایی که مرزهای نانوشتهی ناسیونالیسم، ارزشِ جانِ انسان را بر اساس قومیت یا برچسبهای سیاسی مطلوبشان طبقهبندی میکند.
اینکه بخشهایی از مخالفان حکومت، ستم ملی و اتنیکی را نادیده میگیرند یا کوچک میشمارند، صرفاً خطای سیاسیِ تاکتیکی نیست؛ این منطقی فکری است در امتداد همان منطق خشونتی که مبارز یا شهیدی را «نامرئی» میکند و توجیهِ اِعمال خشونت علیه او را فراهم سازد. وقتی «دیگری» را تهدید یا «تجزیهطلب» بنامیم، اعتراض به شکنجه و قتل او موضوعیت خود را از دست میدهد. و این همان زمینهای است که حکومتها برای تداوم سرکوب از آن سود میبرند. این نکته، همزمان اخلاقی و سیاسی است: سکوت یا بیاعتنایی، خود نوعی مشارکت در بازتولید ظلم است.
@sarkhatism
🖊 حسن ساعدی، یک روز پس از بازداشت زیر شکنجهی وحشیانه جان باخت.
سازمان حقوق بشری کارون اعلام کرد حسن ساعدی، فعال عرب، روز چهارشنبه ۲۳ مهر بر اثر شکنجهی شدید در سلولهای ادارهی اطلاعات احواز در حالی که تنها یک روز از بازداشتش میگذشت، جان باخت.
در حالی که جمهوریاسلامی در برابر دشمن خود که در استثمار و کشتار هیچ دست کمی از آن ندارد، هیچ وقت تا این اندازه در موضع ضعف و ذلت نبودهاست، دست به شکنجهی وحشیانه و اعدام بیامان میزند تا هیمنهی پوشالی خود را حفظ کند و اقتداری که فروریخته را از این طریق بازگرداند.
این مرگها، بازتاب چهرهی عریانی از نظامی هستند که بقا و کنترل خود را تنها از طریق حذف فیزیکی و روانی منتقدان حفظ میکند. اما فاجعه تنها در این سطح رخ نمیدهد. آنچه قابل توجهتر است، واکنش جامعهی ظاهراً مخالف و اپوزیسیون است؛ جایی که مرزهای نانوشتهی ناسیونالیسم، ارزشِ جانِ انسان را بر اساس قومیت یا برچسبهای سیاسی مطلوبشان طبقهبندی میکند.
اینکه بخشهایی از مخالفان حکومت، ستم ملی و اتنیکی را نادیده میگیرند یا کوچک میشمارند، صرفاً خطای سیاسیِ تاکتیکی نیست؛ این منطقی فکری است در امتداد همان منطق خشونتی که مبارز یا شهیدی را «نامرئی» میکند و توجیهِ اِعمال خشونت علیه او را فراهم سازد. وقتی «دیگری» را تهدید یا «تجزیهطلب» بنامیم، اعتراض به شکنجه و قتل او موضوعیت خود را از دست میدهد. و این همان زمینهای است که حکومتها برای تداوم سرکوب از آن سود میبرند. این نکته، همزمان اخلاقی و سیاسی است: سکوت یا بیاعتنایی، خود نوعی مشارکت در بازتولید ظلم است.
@sarkhatism
🚩 این است وضعیتی که در آن رژیم اسرائیل اجساد زندانیان سیاسی فلسطینی را بازمیگرداند:
بدنهایی آویخته، با چشمان بسته و دست و پاهای در زنجیر !
#نسلکشی_فلسطینیان
#آپارتاید_اسرائیل
.@collective98
بدنهایی آویخته، با چشمان بسته و دست و پاهای در زنجیر !
#نسلکشی_فلسطینیان
#آپارتاید_اسرائیل
.@collective98