کلکتیو ۹۸
2.53K subscribers
3.06K photos
2.18K videos
116 files
743 links
کلکتیو چپ، مستقل، فمینیست و انترناسیونالیست

ایمیل:
collective98@riseup.net

اینستاگرام:
www.instagram.com/collectif98

دربارۀ ما:
https://t.me/Collective98/27
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 علیه فراموشی ٢
خیزش انقلابی ژن ژیان ئازادی زنده است و مقاومت ادامه دارد

"ما به عقب برنمیگردیم" بیانگر این است که این راه انقلابی همچنان رو به جلو در حال پیشروی است، هرچند از التهاب و سرعت انقلابی آن کاسته شده باشد؛ انقلاب زنده است و همچنان هراس در دل دیکتاتوری می‌اندازد؛ سرکوب‌ها و اعدام‌ها نشانی از این هراس اند.

مصادره ی راستگرایانه ی جنبش نتوانسته ماهیت رادیکال، فمینیستی، غیراستعماری و ضدطبقاتی این خیزش را به تمامی خاموش کند و حافظه‌ی جمعی ما علیه فراموشی گامی در تقویت همین هسته‌ی رادیکال آن بعد از سه سال است...

#سومین_سالگرد_ژن_ژیان_ئازادی
#علیه_فراموشی
#ما_به_عقب_برنمیگردیم
#مبارزه_ادامه_دارد
#مقاومت_زندگیست
#قیام_انقلابی_ژینا

@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 اسرائیل یک خودروی آوارگان فلسطینی را هدف قرار دادن...

توحشی از جنس استعمار نسل کشانه اسراییل که مرزی برای سبعیت و خونریزی نمی‌شناسد!


فلسطین_آزاد
#آپارتاید_اسرائیل

@collective98
کلکتیو ۹۸
🌻ویژه #هشت_مارس، روز جهانی حقوق زنان🌻 معرفی فیلم ۱: اگر این دیوارها زبان داشتند ☝️ کارگردان: نانسی ساووکا بازیگران: دمی موور، سیسی اسپی سک، شِر محصول شرکت «فیلم های تلویزیونی آمریکا» ـ 1996 این فیلم که سه داستان مختلف را در بر می گیرد، موضوع سقط جنین…
اصغر جهانگیر سخنگوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی روز سه‌شنبه ۲۵ شهریور اعلام کرد در استان هرمزگان فردی به اتهام «انجام ۱۴۰ مورد سقط جنین عمدی غیرقانونی» به اعدام محکوم شده و پرونده او در دیوان عالی کشور در حال بررسی است. او توضیح بیشتری در مورد فرد محکوم به اعدام نداد. ولی با توجه به تعداد نسبتا بالای انجام عمل سقط جنین توسط یک فرد می‌توان حدس زد که او پزشکی متعهد است که حفظ حقوق انسانی زنان مراجع به خود را بالاتر از ترس از مجازات قرار داده است. فردی که حاضر نشده به قوانین زن‌ستیزانه و پدرسالارانه جمهوری اسلامی تن بدهد. فردی که می‌دانسته هدف از تصویب قانون ضد سقط جنین در جمهوری اسلامی چیزی جز کنترل بدن زن، تحکیم ارزش‌های و باورهای کهنه نسبت به خانواده و روابط زناشویی و مالکیت، تولید نیروی کار ارزان برای گرداندن چرخ‌های استثمار و تهیه گوشت دم توپ برای فرستادن به جبهه جنگ‌های ضدمردمی نیست. چه بسا فرد متعهد و شجاعی که امروز زیر حکم اعدام است خود، زن باشد.

هم‌زمان در آن سوی دنیا، حاکمان مرتجع در جامعه سرمایه‌داری امپریالیستی آمریکا نیز شمشیر را علیه حقوق اساسی و ابتدایی زنان که ثمره سالیان دراز مبارزه مستمر است از رو بسته‌اند. و حق سقط جنین یکی از اولین سنگرهایی است که می‌خواهند از زنان پس بگیرند. این فاشیست‌های جدید با توجیهات برخاسته از ایدئولوژی مسیحی ‌ـ صهیونیستی خود پیشاپیش در چند ایالت، حق سقط جنین را بسیار محدود کرده‌اند. این جدا از حملات بی‌وقفه باندهای بی‌نام و نشان به کلینیک‌های زنان و تهدید جانی پزشکان و پرستاران ارائه دهنده خدمات در این زمینه است. تحمیل سکوت و اطاعت بر جامعه متنوع و پرجوششی که به مرکز تجمع تضادهای گوناگون طبقاتی و جنسی و جنسیتی و ملی تبدیل شده، یکی از اهداف درجه اول فاشیسم جدیدی است که امروز توسط ترامپ و شرکایش نمایندگی می‌شود. و این کار عملی نخواهد شد مگر با محکم تر کردن بندهای اسارت بر بدنه نیمی از جامعه یعنی زنان و به طور کلی جوامعی که ارزش‌ها و روابط سنتی جنسیتی و جنسی پدر/مردسالار را برنمی‌تابند. جمهوری اسلامی و دولت ترامپ در زمینه زن‌ستیزی و پدرسالاری از رگ گردن به هم نزدیک‌ترند.

@collective98
کلکتیو ۹۸
Video
تخریب مزار عرفان خزایی، از کشته‌شدگان زن زندگی آزادی

در سومین سالگرد خیزش #زن_زندگی_آزادی و تنها یک روز پیش از سالگرد قتل #عرفان_خزایی، جوان ۲۵ ساله‌ای که در جریان این خیزش در شهریار به ضرب گلوله نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی جان باخت، مزار او هدف تخریب نیروهای امنیتی قرار گرفت.

به گفته یزدان خزایی، برادر عرفان، امروز شنبه حوالی ساعت یک بامداد، ۲۹ شهریور/۲۰ سپتامبر، یکی از اهالی محل خبر شکستن سنگ مزار را به خانواده می‌دهد و پدر خانواده خود را به گورستان می‌رساند. خانواده خزایی اهل کنگاور استان کرمانشاه و در حال حاضر ساکن شهریار اند.

این حمله‌ای آشکار نه فقط به دادخواهی خانواده‌های قربانیان است بلکه همچنین یاد و خاطره جمعی از جنبش زن زندگی آزادی را نیز هدف قرار می‌دهد. جمهوری اسلامی که یک بار جان عرفان را در ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ گرفت، امروز می‌کوشد با تعرض به مزار او و ایجاد رعب و وحشت، خانواده‌های داغدار و معترضان را بیش از پیش در هم بشکند.

این حتک حرمت موجی از خشم و اندوه را در میان فعالان حقوق بشر بویژه در کردستان و افکار عمومی برانگیخته است. در حالی‌که دادخواهان در ایران خواستار عدالت و پاسخگویی‌اند، حکومت حتی پس از مرگ نیز دست از اذیت و آزار برنمی‌دارد.

تخریب مزار عرفان خزایی تنها یک حادثه نیست. این رویداد پیشتر بارها در طول تاریخ جمهوری اسلامی تکرار شده و نماد استمرار سرکوب و نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران است. نهادهای امنیتی و قضایی هر ساله در آستانه سالگرد قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی با افزایش فشار بر خانواده‌های جان‌باختگان، آنها را برای عدم انتشار فراخوان و برگزاری مراسم‌های سالگرد تهدید می‌کند.
🚩 تداوم کارزار سه‌شنبه‌های «نه به اعدام» در هفته هشتادوهفتم در ۵۲ زندان مختلف

هفته هشتاد و هفتم کارزار سه‌شنبه‌های «نه به اعدام»، در حالی برگزار می‌شود که سایه‌ی وحشت و سرکوب بیش از پیش بر جان مردم ایران سنگینی می‌کند. در ماه‌های اخیر، شاهد افزایش بی‌سابقه‌ی شمار اعدام‌ها هستیم؛ از ۲۵ شهریور تا کنون، دست‌کم ۴۶ اعدام از جمله ۲ زن و شش هموطن بلوچ، و در شهریورماه ۱۸۶ اعدام شامل ۷ زن گزارش شده است.
در این میان، اعدام سبعانه یکی دیگر از اعضای کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" بابک شهبازی، در سالگرد خیزش مردمی ۱۴۰۱ و بدون آخرین ملاقات با خانواده‌اش، نمادی تلخ از رفتار غیرانسانی و نقض حقوق بشر توسط این رژیم آدمکش است. ربودن بابک شهبازی از داخل بند به قصد اعدام مخفیانه ایشان ، اعتراض و تحصن همبندیان وی در زندان قزلحصار را به دنبال داشت .
حکومتی که از یک سو دم از «عفو» زندانیان می‌زند، از سوی دیگر، هر هفته با افزایش شمار اعدام‌ها، واقعیت تلخ و ضدانسانی خود را به طور عریان نشان می‌دهد.
امسال، همزمان با بازگشایی مدارس، بار دیگر معلمان و دانشجویان آگاه و پیشرو در خط مقدم مبارزه برای آزادی و برابری قرار دارند. نوجوانان و جوانان ایران کابوس این حکومت هستند و در هر مدرسه و دانشگاه، فعالانی ایستاده‌اند تا مدارس و دانشگاه‌ها را کماکان به مرکزی برای مقاومت تبدیل کنند و صدایی برای مخالفت با احکام غیر انسانی اعدام هموطنانشان باشند.

کارزار سه‌شنبه‌های «نه به اعدام» خطاب به مردم آزادی خواه ایران و همه دوستداران حقوق‌بشر فریاد می‌زند در برابر این سیاست‌های خشونت‌بار و ضدبشری، سکوت جایز نیست. صدای ما باید قوی‌تر از هر سرکوب و ظلمی باشد. هر هفته، هر سه‌شنبه، به یاد قربانیان اعدام، برای دادخواهی و دفاع از زندگی، به پا می‌خیزیم.
زندگی حق بنیادین هر انسان است و اعدام، خشونتی غیرقابل توجیه علیه این حق است.

اعضای کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" سه‌شنبه ۱ مهر ۱۴۰۴ در هفته هشتادوهفتم در ۵۲ زندان زیر در اعتصاب غذا می‌باشند:

زندان اوین، زندان قزلحصار(واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج ، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز ، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروز آباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج و زندان کامیاران

هفته هشتاد و هفتم

سه‌شنبه ۱ مهر ۱۴۰۴
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام

@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 آزادی زندانی سیاسی، علاء عبدالفتاح، فعال برجسته مصری و صدای انقلاب ۲۰۱۱، پس از بیش از ده سال حبس، بازجویی، سلول انفرادی و قطع ارتباط با جهان بیرون

او یکی از شناخته‌شده‌ترین زندانیان سیاسی جهان عرب بود و او در طول ده سال گذشته، بارها و بارها بازداشت شد؛ به دلایلی چون توییت‌های اعتراضی، درخواست برای آزادی زندانیان سیاسی، شرکت در تجمعات بدون مجوز.. صدایی که نه‌تنها برای مردم مصر، بلکه برای فعالان حقوق بشر در سراسر منطقه، الهام‌بخش بود. آزادی او با عفو السیسی صورت گرفت. این اقدام پس از فشارهای گسترده بین‌المللی، اعتصاب غذاهای متعدد علاء، و درخواست رسمی شورای ملی حقوق بشر مصر انجام شد. همراه با او، پنج فعال سیاسی دیگر نیز آزاد شدند.

هنوز صدها فعال و صدای مستقل در زندان‌های مصر و دیگر کشورها محبوس‌اند.
🚩 امید شاەمحمدی، فعال صنفی معلمان، زندانی سیاسی سابق و و معلم اخراجی بعد از بیست سال تدریس در دیواندرە کردستان:
در زادروز فریرە، صدای خاموش معلمان را به یاد آوریم

امید شاه‌محمدی کیست؟
این معلم اخراجی دارای حدود ۲۰ سال سابقه تدریس زیست‌شناسی در شهرستان دیواندره است. در کنار کار آموزشی، وی فعالیت‌هایی در زمینه کتابخوانی و مسائل محیط زیستی انجام داده است. او یکی از فعالان صنفی معلمان در کردستان بوده و عضو انجمن صنفی معلمان کردستان در شاخه دیواندره است.

❗️بازداشت و محکومیت‌ها

در آبان ماه سال ۱۳۹۷ (۲۱ آبان) بازداشت شد و پس از مدتی تحت بازجویی و بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج قرار گرفت. دادگاه انقلاب سنندج به او حکم ۱۱ ماه و ۲۰ روز حبس تعزیری داده بود. در پرونده‌ای دیگر (سال ۱۴۰۱) به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در یکی از احزاب کرد مخالف حکومت» به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده است. سپس در دادگاه تجدیدنظر حکم او تبدیل شد به ۴ سال حبس تعلیقی و ۱ سال حبس تعزیری. در فروردین ۱۴۰۲، حکم اجرا شد و او به زندان بیجار منتقل شد تا مدت محکومیتش را تحمل کند. در تیرماه همان سال، تحت نظارت پابند الکترونیکی از زندان آزاد شد.

❗️اخراج و تبعید

در آذرماه سال ۱۴۰۳، هیأت رسیدگی به تخلفات اداری کارکنان آموزش‌ و پرورش استان کردستان حکم اخراج امید شاه‌محمدی و چند معلم دیگر از محل خدمت را صادر کرد. همچنین، او به همراه سایر معلمان (کاوه محمدزاده، هیوا قریشی و پرویز احسنی) به تبعید محکوم شد. در گزارشات آمده است که حکم تبعید برای پرویز احسنی پنج سال به شهرستان قروه تعیین شده است، اما برای امید شاه‌محمدی حکم تبعید مشخص شده در همان گزارش اخراج است.

   ۳۱ شهریور سالروز تولد پائولو فریرە است؛ آموزگاری که آموزش را نه ابزاری برای اطاعت، بلکه راهی برای رهایی می‌دانست. او در دل نظام‌های سرکوبگر، از گفت‌وگو سخن گفت؛ از هم‌زیستی معلم و شاگرد در مسیر آگاهی، از دانشی که نه از بالا به پایین، بلکه در تعامل و تجربه‌ی مشترک شکل می‌گیرد.
  
فریرە آموزش را کنشی سیاسی می‌دانست؛ نه به معنای حزبی یا جناحی، بلکه به معنای ساختن انسان‌هایی آگاه، پرسش‌گر، و توانمند برای تغییر جهان. او با نقد «مدل بانکی آموزش» که در آن معلم دانش را در ذهن دانش‌آموزان «واریز» می‌کند بر اهمیت گفت‌وگوی دوسویه تأکید داشت. در نگاه او، معلم و دانش‌آموز باید در کنار هم بیندیشند، تجربه کنند، و معنا بسازند.

در آموزش رهایی‌بخش، دانش‌آموز دیگر شیء نیست، بلکه سوژه‌ای فعال است. آموزش از زندگی واقعی آغاز می‌شود، از دردها، امیدها، و پرسش‌های روزمره. معلم نه فرمانده، بلکه همراهی است که با دانش‌آموزان در مسیر کشف و آگاهی قدم می‌زند. این نوع آموزش، نه برای حفظ نظم موجود، بلکه برای ساختن نظمی انسانی‌تر، عادلانه‌تر، و آزادتر طراحی شده است.
  
امروز، در کوردستان، در میان کوه‌ها و دشت‌هایی که سال‌ها صدای معلمان در آن‌ها طنین‌انداز بود، فشار برای خاموش کردن ندای آزادی بیشتر از هر زمان دیگر است. جدیدترین نمونه آن ما معلمان اخراج‌ شده استان کوردستان هستیم که پس از سالها خدمت، با حکم اخراج و انفصال دائم از آموزش و پرورش کنار گذاشته شدیم. نه به خاطر ضعف، بلکه به دلیل ایستادگی، صداقت، و وفاداری به حقیقت.

فردا اولین پاییز بی‌مدرسه‌ی ماست. زنگ اول که به صدا درمی‌آید، کلاس‌ها بی‌حضور ما آغاز می‌شوند، و سکوتی سنگین بر جانمان می‌نشیند. اما آیا معلم بودن فقط حضور در کلاس درس است؟ آیا آموزش تنها در چارچوب نهاد رسمی معنا دارد؟ پائولو فریرە به ما می‌آموزد که آموزش واقعی، در دل جامعه شکل می‌گیرد. امروز، ما از کلاس‌های رسمی بیرون رانده شده‌ایم، اما رسالت‌مان پایان نیافته.

ما هنوز می‌توانیم آموزش دهیم، اما
این‌بار نه از پشت میز و پای تخته، بلکه از دل تجربه، از بطن جامعه، از میان درد و امید.
ما می‌توانیم صدای رهایی باشیم، صدای گفت‌وگویی تازه، صدای دانشی که از دل مردم می‌جوشد. اخراج ما، اگرچه زخمی عمیق بر روحمان نشاند، اما فرصتی شد برای بازاندیشی. ما اکنون آزادیم تا آموزش را از نو تعریف کنیم؛ نه بر اساس اطاعت، بلکه بر اساس آگاهی.

ما به راه فریرە ایمان داریم. به آموزش به مثابه کنش اجتماعی، به معلم به مثابه کنشگر آگاه، به دانش‌آموز به مثابه هم‌پیمان رهایی.

اخراج ما، اگرچه از سوی ساختار رسمی تحمیل شد، اما ما را به سوی حقیقتی عمیق‌تر هدایت کرد: اینکه آموزش واقعی، نه در سکوت اجباری، بلکه در گفت‌وگوی آزاد شکل می‌گیرد.

ما اخراج شدیم، اما خاموش نشدیم. ما را از کلاس‌ها بیرون کردند، اما از دل جامعه نمی‌توانند بیرون کنند.

ما اکنون صدای معلمان رهایی‌بخشیم؛ صدایی که نه تنها برای بازگشت، بلکه برای بازآفرینی آموزش برخاسته است.

۳۱ شهریور ١٤٠٤

@collective98
🚩جنگ‌های جاری در سودان و جمهوری دموکراتیک کنگو در ارتباط با منطق جهانی سرمایه‌داری استعماری و استخراج‌محور

این مطلب گزارشی است تهیه‌شده توسط کلکتیو۹۸ از گفت‌وگوی مشترک بین رسانه سودفای فرانسه-سودان (Sudfa) و انجمن «نسل نور» (Génération Lumière) در شهر لیون در فرانسه


در بخش سودان، حماد از سودفا تصویر فاجعه‌باری ارائه می‌دهد: ۸۰٪ بیمارستان‌ها از کار افتاده، ۲۰ میلیون نفر آواره یا مهاجر، ۹۰٪ مردم در گرسنگی، و ۱۵ میلیون کودک از ۲۰۲۳ به مدرسه نرفته‌اند. او ریشه‌های جنگ را نه‌فقط در منازعه دو ژنرال، بلکه در دوران استعمار انگلیس می‌بیند که جامعه سودان را به‌شکل نژادی و قبیله‌ای تقسیم کرد. تقسیم جامعه به «همکاران» و «حاشیه‌نشینان» باعث شد از زمان استقلال (۱۹۵۶) جنگ‌های قومی و منطقه‌ای (جنوب، دارفور، کردفان…) شعله‌ور شود. منابع طبیعی (طلا، نفت، زمین‌های کشاورزی، موقعیت استراتژیک در دریای سرخ) به عامل اصلی درگیری بدل شده‌اند. او توضیح می‌دهد که چگونه قدرت‌های خارجی—از کشورهای غربی تا امارات، مصر، روسیه، ایران، چین، اوکراین و حتی اتحادیه اروپا—طریق حمایت از نیروهای با حمایت مالی، نظامی و مداخله‌گری، این جنگ‌ها را به جنگ‌های نیابتی بدل کردند، برای کنترل منابعی چون طلا، نفت، و زمین‌های کشاورزی. نمونه‌اش فرآیند خارطوم در ۲۰۱۴ بود که اتحادیه اروپا از طریق آن به شبه‌نظامیان «نیروهای پشتیبانی سریع FSR » برای کنترل مهاجرت کمک مالی و فناوری داد، و همین نیروها امروز علیه ارتش سودان می‌جنگند. امارات نیز مهم‌ترین حامی مالی و تسلیحاتی FSR است (برای امنیت غذایی و دسترسی به منابع سودان.) ارتش و نیروهای شبه‌نظامی از دل رژیم عمرالبشیر شکل گرفته‌اند و در تضاد بر سر قدرت و منافع خارجی به جنگ افتاده‌اند. خیزش انقلابی ۲۰۱۸ نشان داد مردم سودان خواهان «صلح، عدالت و آزادی» هستند، اما ساختار دولتی ضعیف، اقتصاد فروپاشیده و ارتشی نظامی‌زده مانع تحقق آن شد.

در بخش کنگو، جوردی از «نسل نور» می‌گوید که این جنگ سه دهه است ادامه دارد و بیش از شش میلیون کشته داشته، اما ریشه‌اش ساده است: استخراج‌محوری و رقابت بر سر منابعی چون کُلتان، ماده حیاتی برای صنایع دیجیتال، برای گوشی‌ها و کامپیوترهایی که همه‌ی ما روزانه استفاده می‌کنیم. کنگو بین ۶۰ تا ۸۰٪ ذخایر کولتان جهان را دارد. او توضیح می‌دهد که با مرگ موبوتو و ظهور «رونق کُلتان» در دهه ۱۹۹۰، کشورهایی چون رواندا و اوگاندا و ده‌ها گروه مسلح محلی برای کنترل معادن وارد عمل شدند.

متن کامل را دی پی‌دی‌اف زیر بخوانید👇👇👇👇
🚩 جان‌باختن زندانی سیاسی، سمیه رشیدی، پس از به کما رفتن در زندان، به علت عدم رسیدگی و دسترسی به درمان

این قتل حکومتی کارگری ۴۲ ساله از محله جوادیه تهران است که به جرم شعارنویسی دستگیر و راهی زندان قرچک شد

مرگ دردناک و عامدانه ی سمیه زنگ خطری که بارها به صدا در آمده است را  این بار بسیار سهمگین تر به صدا در آورد.

سمیه رشیدی کارگر ۴۲ ساله از محله جوادیه تهران  که فریاد اعتراضش را بر دیوارها ثبت می کرد ، در چهارم اردیبهشت به جرم شعارنویسی دستگیر شد و تحت فشار و ضرب و شتم قرارگرفت و به زندان افکنده شد.

سمیه رشیدی از جهنم قرچک که زندانیان  بدور از درمان مناسب و شرایط بسیار جانفرسا قرار دارند سرانجام با سطح هوشیاری بسیار پایین به  بیمارستان  مفتح ورامین منتقل شد و در آنجا به کما رفت و بعد از چند روز مرگ تحمیلی حکومتی اورا به کام خود فرو برد.
جنایت مرگ خاموش که بسیاری از زندانیان  را تهدید می کند و مقامات زندان و قوه قضاییه هیچ ارزشی برای جان زندانیان قائل نمی باشند.

جان زندانیان دیگر از جمله زینب جلالیان که با بیماری های مختلف درگیر اند و به درمان دسترسی ندارند، در خطر است...

شرایط زندانها و نبود امکانات به
داشتی و درمانی  مصداق بارز شکنجه و قتل حکومتی است.

مرگ سمیه برگ جنایت دیگری به قتل های حکومتی در سالیان گذشته می باشد.

#سمیه_رشیدی
#زندان_قرچک
#مرگ_خاموش
#آزادی_زندانیان_سیاسی
#جمهوری_کشتار

@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 فایل صوتی منتشرشده از صدای زندانیان در زندان قرچک که به قتل حکومتی #سمیه_رشیدی اعتراض می کنند

#جمهوری_کشتار
#آزادی_زندانیان_سیاسی
#مرگ_خاموش
#زندان_قرچک

@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 دستگیری دو خلبان نظامی آمریکایی که از پرواز برای رساندن هواپیماهای پر از سلاح به اسرائیل خودداری کردند.

گزارش‌ها حاکی است این دو در بازداشت گفته‌اند: تاریخ در حال تکرار است؛ در جنگ ویتنام هم بسیاری از نیروهای ارتش آمریکا از رفتن به ویتنام خودداری کردند و همین موضوع به خروج آمریکا از ویتنام انجامید.

#نسل_کشی_در_غزه
#امپریالیسم_جنگ_کشتار_تخریب_فقر_گرسنگی_بیکاری
#مهاجرت_پناهجویی
#بایکوت_اسرائیل

@collective98
گزارش‌هایی_از_اعضای_شبکه_فمینیست‌ها_برای_ژینا.pdf
25.2 MB
🔴 گزارش‌هایی از اعضای شبکه فمنیست‌ها برای ژینا در مورد برخی اقدامات میدانی در یک سال اخیر

سه سال از روزی که شبکه فمنیست‌ها برای ژینا، با انتشار اولین فراخوان تجمع سراسری خود در خارج از کشور (۱۰ مهر ۱۴۰۱، ۲ اکتبر ۲۰۲۲)، شروع به فعالیت کرد می‌گذرد. به نام ژينا، قربانی زن‌کشی‌حکومتی، به نام هما دارابی و سحر خدایاری (معروف به دختر آبی)، و خودسوزی‌‌شان در اعتراض به حذف سیستماتیک زنان، به دنبال دختران خیابان انقلاب، و طرحی نو که در مخالفت با حجاب‌اجباری درانداخته بودند، و به نام تمام زنان و گروه‌های به حاشیه‌رانده شده‌ای که به میانه‌ی میدان آمدند و خیابان‌ را بازپس‌گرفتند، در شادمانی از احیای مقاومت و هم‌صدا با معترضان در داخل ایران در اعتراض به ستم فریاد زدیم.

#گزارش‌های این مجموعه بازتاب گوشه‌ای از تکاپو و سازماندهی اعضای شبکه فمینیست‌ها برای ژینا در یک سال اخیر است. در سومین سالگرد تشکیل شبکه، ثبت و بازنمایی برخی اقدامات میدانی در روزهایی که جهان در آتش جنگ و خشونت افسارگسیخته می‌سوزد را قدمی در راستای گفت‌وگویی مستمر و ضروری بین داخل و خارج یافته‌ایم.


🟣 متن کامل گزارش‌ها به صورت پی‌دی‌اف قابل دسترس است.
🚩 هشتاد و هشتمین هفته کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در ۵۲ زندان مختلف

این هفته بار دیگر با اندوهی عمیق و همدلی بی‌پایان به یاد سمیه رشیدی، زندانی سیاسی‌ای که به دلیل عدم رسیدگی پزشکی جان خود را از دست داد، ایستاده‌ایم.

این جان‌باختن مظلومانه بخشی از سیاست "زجرکش کردن" زندانیان و هشداری تلخ درباره وضعیت بیماران در زندان‌های کشور است؛ زندانیانی که از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی محروم مانده‌اند. اعضای کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" همدردی صمیمانه خود را با خانواده و یاران او ابراز می‌کنند.
همزمان، اعدام بهمن چوبی اصل به اتهام جاسوسی در روندی مبهم در روز ۷ مهر، صدور حکم اعدام برای دو زندانی سیاسی حامد ولیدی و نیما شاهی در بیدادگاه انقلاب کرج، و همچنین تأیید حکم اعدام پیمان فرح‌آور در دیوان عالی کشور، همگی نشانگر تداوم روند نگران‌کننده سرکوب و خشونت علیه مردم ایران و زندانیان است. این احکام ناعادلانه نقض آشکار حقوق بشر و ابزاری برای سرکوب‌اند که باید فوراً متوقف شوند.
در همین زمینه، موضع‌گیری خانم مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل، درباره نقض گسترده حقوق زندانیان در ایران بار دیگر توجه جهانیان را به وضعیت اسفناک زندان‌ها جلب کرد. آمار ۴۶ اعدام در هفته گذشته و ۱۹۰ اعدام در شهریورماه – بی‌سابقه در ۳۵ سال گذشته – و ۸۷۱ اعدام در شش ماه نخست سال ۱۴۰۴ تصویری هولناک از نقض بی‌رحمانه حقوق بشر به دست می‌دهد.
کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" ضمن محکوم کردن این جنایات، بار دیگر خواستار توقف فوری احکام اعدام و پایان دادن به این روند ضدانسانی است. صدای ما فریاد همبستگی با تمامی زندانیانی است که در بند ظلم و بی‌عدالتی گرفتار آمده‌اند. ما همچون گذشته، ضمن سپاس از همه حامیان کارزار در سراسر جهان، تأکید می‌کنیم که ماشین اعدام را می‌توان با همبستگی و اتحاد متوقف کرد. هر حرکت اعتراضی در برابر یک حکم اعدام، گامی در مسیر توقف این روند ظالمانه است. از همه مخالفان اعدام می‌خواهیم صدای اعتراض خود را در برابر این احکام غیرانسانی بلند کنند.
اعضای کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" روز سه‌شنبه ۸ مهر ۱۴۰۴ در هشتاد و هشتمین هفته کارزار، در ۵۲ زندان کشور دست به اعتصاب غذا زده‌اند:
زندان اوین، قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، مرکزی کرج، فردیس کرج، تهران بزرگ، قرچک، خورین ورامین، چوبیندر قزوین، اهر، اراک، لنگرود قم، خرم‌آباد، یاسوج، اسدآباد اصفهان، دستگرد اصفهان، شیبان اهواز، سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، نظام شیراز، عادل‌آباد شیراز (بند زنان و مردان)، فیروزآباد فارس، دهدشت، زاهدان (بند زنان)، برازجان، رامهرمز، بهبهان، بم، یزد، کهنوج، طبس، مشهد، سبزوار، گنبدکاووس، قائم‌شهر، رشت (بند زنان و مردان)، رودسر، حویق تالش، ازبرم لاهیجان، دیزل‌آباد کرمانشاه، اردبیل، تبریز، ارومیه، سلماس، خوی، نقده، میاندوآب، مهاباد، بوکان، سقز، بانه، مریوان، سنندج و کامیاران.

هفته هشتاد و هشتم
۸ مهر ۱۴۰۴
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

@collective98
🚩 اعتصاب غذای ۱۹ نفر از زنان زندانی سیاسی در زندان قرچک

۱۹ نفر از زنان زندانی سیاسی محبوس در زندان قرچک در اعتراض به بی‌احترامی و رفتار غیرمسئولانه مسئولان این زندان، از هشتم مهرماه دست به اعتصاب غذا زده‌اند. آنان نسبت به عدم پاسخگویی، سلب مسئولیت از سوی مسئولان، نبود انتقال آتیه به زندان اوین و همچنین بی‌توجهی به خواسته‌هایشان معترض‌اند.

در سه ماه گذشته، شرایط نگهداری زنان زندانی سیاسی در قرچک نگرانی‌های جدی ایجاد کرده است. برخوردهای قهری، حبس‌های انفرادی تنبیهی، بورش گارد، و نبود رسیدگی پزشکی، وضعیت این زندان را بحرانی‌تر کرده است. از جمله، باتوم‌نویسی بر سر منیژه سمیه رشیدی و بی‌توجهی کادر درمانی زندان به جان زندانیان، این شرایط را وخیم‌تر ساخته است.

تاکنون بیش از ۱۵۰ زندانی سیاسی سابق نسبت به این وضعیت اعتراض کرده و خواسته‌های مشابهی را مطرح کرده‌اند.

همچنین زندانیان مرد که پیش‌تر به زندان اوین بازگردانده شدند، بارها در اعتراض به شرایط زنان زندانی سیاسی واکنش نشان داده‌اند؛ از جمله با تجمع در هواخوری بند، امتناع از آمار و اعتصاب غذا.

#قتلگاه_قرچک
#اعتصاب_غذا
#مقاومت_زندگیست

@collective98
🚩 «شیرین جان، اطراف ماکو را نشانم می‌دادی که گفتم کمی بنشینیم. جرأت کردم و پرسیدم دادگاهت چطور بود. گفتی: من در آن دادگاه فارسی نمی‌فهمیدم. پرسیدم فارسی را کجا یاد گرفتی؟ گفتی: در زندان. چه روزهایی بود…
خندیدم و گفتم: خانم جان، خودت را برای دوربین‌های بزرگ‌تر آماده کن. مطمئنم روزی یک نفر از زندگی‌ات مستند خواهد ساخت.»

* *تصویرسازی با هوش مصنوعی انجام شده است.

منتشر شده توسط: رها عسگری زاده

شیرین علم‌هولی (۱۳۶۰–۱۳۸۹) یک زن مبارز و زندانی سیاسی کورد بود. او اهل روستایی در حوالی ماکو بود و در سال ۱۳۸۷ بازداشت شد. شیرین بیش از دو سال را در زندان سپری کرد، زیر شدیدترین شکنجه‌ها قرار گرفت، اما هیچ‌گاه تسلیم نشد. در اردیبهشت ۱۳۸۹، بدون اطلاع خانواده و وکیل، همراه با فرزاد کمانگر، علی حیدریان و فرهاد وکیلی در زندان اوین اعدام شد.

شیرین در یادداشت‌هایش از عشق به زندگی و آزادی نوشت. او خود در زندان کنار تختش نوشته بود: «ژن، ژیان، ئازادی»

#شهید_نمی‌میرد
#شەهید_نامرێ
#بەرخۆدان_ژیانە

@collective98
🚩 «هم‌بندی‌های مرا نجات دهید»
کاغذنوشته ای از سایه صیدال، زندانی سیاسی سابق، مقابل زندان قرچک

بسیاری از زندانیان سیاسی و عادی که تجربه تحمل حبس در زندان قرچک ورامین را داشته‌اند، این مکان را خطرناک‌ترین و غیرانسانی‌ترین زندان ایران توصیف می‌کنند. آنها گزارش داده‌اند که شرایط بهداشتی و درمانی در این زندان به شدت نامناسب است و دسترسی به مراقبت‌های پزشکی، به‌ویژه برای بیماران و سالمندان، عملاً غیرممکن است. گرسنگی، کمبود دارو، آلودگی، شکنجه‌های جسمی و روانی و فقدان احترام به حقوق انسانی، بخش جدایی‌ناپذیر واقعیت تلخ روزمره در این زندان است. تجربه زندانیان نشان می‌دهد که قرچک ورامین تنها یک محل حبس نیست، بلکه مکانی است که جان و سلامت انسان‌ها به خطر افتاده و بسیاری از آنان با آسیب‌های جبران‌ناپذیر از آن خارج می‌شوند.

سایه صیدال پیش‌تر روایت کرده بود: «سلول انفرادی اوین در مقایسه با قرچک مانند هتل بود. زمین آلوده، بوی تعفن و چراغی که شب و روز روشن بود، مرا واداشت تا دوباره برای اعتراض اعتصاب غذا کنم.»

#زندان_قرچک
#سمیه_رشیدی

@collective98