🚩 علیه فراموشی ١
خیزش انقلابی ژن ژیان ئازادی زنده است و مقاومت ادامه دارد
"ما به عقب برنمیگردیم" بیانگر این است که این راه انقلابی همچنان رو به جلو در حال پیشروی است، هرچند از التهاب و سرعت انقلابی آن کاسته شده باشد؛ انقلاب زنده است و همچنان هراس در دل دیکتاتوری میاندازد؛ سرکوبها و اعدامها نشانی از این هراس اند.
مصادره ی راستگرایانه ی جنبش نتوانسته ماهیت رادیکال، فمینیستی، غیراستعماری و ضدطبقاتی این خیزش را به تمامی خاموش کند و حافظهی جمعی ما علیه فراموشی گامی در تقویت همین هستهی رادیکال آن بعد از سه سال است...
#سومین_سالگرد_ژن_ژیان_ئازادی
#علیه_فراموشی
#ما_به_عقب_برنمیگردیم
#مبارزه_ادامه_دارد
#مقاومت_زندگیست
#قیام_انقلابی_ژینا
@collective98
خیزش انقلابی ژن ژیان ئازادی زنده است و مقاومت ادامه دارد
"ما به عقب برنمیگردیم" بیانگر این است که این راه انقلابی همچنان رو به جلو در حال پیشروی است، هرچند از التهاب و سرعت انقلابی آن کاسته شده باشد؛ انقلاب زنده است و همچنان هراس در دل دیکتاتوری میاندازد؛ سرکوبها و اعدامها نشانی از این هراس اند.
مصادره ی راستگرایانه ی جنبش نتوانسته ماهیت رادیکال، فمینیستی، غیراستعماری و ضدطبقاتی این خیزش را به تمامی خاموش کند و حافظهی جمعی ما علیه فراموشی گامی در تقویت همین هستهی رادیکال آن بعد از سه سال است...
#سومین_سالگرد_ژن_ژیان_ئازادی
#علیه_فراموشی
#ما_به_عقب_برنمیگردیم
#مبارزه_ادامه_دارد
#مقاومت_زندگیست
#قیام_انقلابی_ژینا
@collective98
Forwarded from بيدارزنى
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣به آتش کشیدن طناب دار و سرودخوانی زنان زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین، ۲۵ شهریور۱۴۰۴
بنا بر اطلاعرسانی حساب گلرخ ایرایی در شبکه اجتماعی توییتر: «امروز سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۴، جمعی از زنان زندانی سیاسی محبوس در زندان قرچک ورامین، همزمان با سومین سالگرد کشته شدن ژینا امینی و هشتادوششمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، در زندان قرچک ورامین دست به تجمع زدند.
بر اساس این گزارش، این زنان با سردادن شعارهایی از جمله «مرگ بر دیکتاتور»، «زن، زندگی، آزادی»، «ژن، ژیان، ئازادی»، «نه به اعدام» و «تا لغو حکم اعدام ایستادهایم، تا پایان»، اعتراض خود را اعلام کردند.
این زندانیان سپس سرودهای «خون ارغوانها» و «سر اومد زمستون» را همخوانی کردند و برای نمایش مخالفت با اعدامهای جمهوری اسلامی، یک طناب دار را به آتش کشیدند.
این مراسم در نهایت با سوزاندن روسریها، اقدامی که یادآور نخستین روزهای جنبش «زن، زندگی، آزادی» بود، پایان یافت».
#قیام_علیه_اعدام
#ژن_ژيان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
بنا بر اطلاعرسانی حساب گلرخ ایرایی در شبکه اجتماعی توییتر: «امروز سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۴، جمعی از زنان زندانی سیاسی محبوس در زندان قرچک ورامین، همزمان با سومین سالگرد کشته شدن ژینا امینی و هشتادوششمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، در زندان قرچک ورامین دست به تجمع زدند.
بر اساس این گزارش، این زنان با سردادن شعارهایی از جمله «مرگ بر دیکتاتور»، «زن، زندگی، آزادی»، «ژن، ژیان، ئازادی»، «نه به اعدام» و «تا لغو حکم اعدام ایستادهایم، تا پایان»، اعتراض خود را اعلام کردند.
این زندانیان سپس سرودهای «خون ارغوانها» و «سر اومد زمستون» را همخوانی کردند و برای نمایش مخالفت با اعدامهای جمهوری اسلامی، یک طناب دار را به آتش کشیدند.
این مراسم در نهایت با سوزاندن روسریها، اقدامی که یادآور نخستین روزهای جنبش «زن، زندگی، آزادی» بود، پایان یافت».
#قیام_علیه_اعدام
#ژن_ژيان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
🚩 آخرین نامه زینب جلالیان از زندان یزد در سومین سالگرد قیام ژینا:
بعد سالها زندان، شکنجه، محرومیت از ملاقات و درمان پزشکی تأکید میکنم که مقاومت تنها راه یک مبارز در برابر سرکوب است و زنان زندانی در نظام مردسالار درد مضاعفی را تجربه میکنند
در برابر جنایتها و تبعیضهای جمهوری اسلامی سکوت نکنید
بر اساس خبر منتشرشده توسط شبکه حقوق بشر کردستان، زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد که بیش از ۱۷ سال است با حکم حبس ابد در زندان به سر میبرد و از او بهعنوان قدیمیترین زندانی سیاسی زن در ایران یاد میشود، در آخرین نامه خود از زندان یزد با اشاره به سالها زندان، شکنجه، محرومیت از ملاقات و درمان پزشکی تأکید کرده است که مقاومت تنها راه یک مبارز در برابر سرکوب است و زنان زندانی در نظام مردسالار درد مضاعفی را تجربه میکنند. او نوشته است که به دلیل شرایط نامناسب زندان و بیتوجهی به درمان، بیماریهایش پیشرفت کرده است.
وی در نامهاش با اشاره به وضعیت نامناسب زندانها و شرایط طاقتفرسای زندانیان سیاسی تأکید کرده و از آزادیخواهان جهان خواسته در برابر جنایتها و تبعیضهای جمهوری اسلامی سکوت نکنند.
#زینب_جلالیان
@collective98
بعد سالها زندان، شکنجه، محرومیت از ملاقات و درمان پزشکی تأکید میکنم که مقاومت تنها راه یک مبارز در برابر سرکوب است و زنان زندانی در نظام مردسالار درد مضاعفی را تجربه میکنند
در برابر جنایتها و تبعیضهای جمهوری اسلامی سکوت نکنید
بر اساس خبر منتشرشده توسط شبکه حقوق بشر کردستان، زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد که بیش از ۱۷ سال است با حکم حبس ابد در زندان به سر میبرد و از او بهعنوان قدیمیترین زندانی سیاسی زن در ایران یاد میشود، در آخرین نامه خود از زندان یزد با اشاره به سالها زندان، شکنجه، محرومیت از ملاقات و درمان پزشکی تأکید کرده است که مقاومت تنها راه یک مبارز در برابر سرکوب است و زنان زندانی در نظام مردسالار درد مضاعفی را تجربه میکنند. او نوشته است که به دلیل شرایط نامناسب زندان و بیتوجهی به درمان، بیماریهایش پیشرفت کرده است.
وی در نامهاش با اشاره به وضعیت نامناسب زندانها و شرایط طاقتفرسای زندانیان سیاسی تأکید کرده و از آزادیخواهان جهان خواسته در برابر جنایتها و تبعیضهای جمهوری اسلامی سکوت نکنند.
#زینب_جلالیان
@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 علیه فراموشی ٢
خیزش انقلابی ژن ژیان ئازادی زنده است و مقاومت ادامه دارد
"ما به عقب برنمیگردیم" بیانگر این است که این راه انقلابی همچنان رو به جلو در حال پیشروی است، هرچند از التهاب و سرعت انقلابی آن کاسته شده باشد؛ انقلاب زنده است و همچنان هراس در دل دیکتاتوری میاندازد؛ سرکوبها و اعدامها نشانی از این هراس اند.
مصادره ی راستگرایانه ی جنبش نتوانسته ماهیت رادیکال، فمینیستی، غیراستعماری و ضدطبقاتی این خیزش را به تمامی خاموش کند و حافظهی جمعی ما علیه فراموشی گامی در تقویت همین هستهی رادیکال آن بعد از سه سال است...
#سومین_سالگرد_ژن_ژیان_ئازادی
#علیه_فراموشی
#ما_به_عقب_برنمیگردیم
#مبارزه_ادامه_دارد
#مقاومت_زندگیست
#قیام_انقلابی_ژینا
@collective98
خیزش انقلابی ژن ژیان ئازادی زنده است و مقاومت ادامه دارد
"ما به عقب برنمیگردیم" بیانگر این است که این راه انقلابی همچنان رو به جلو در حال پیشروی است، هرچند از التهاب و سرعت انقلابی آن کاسته شده باشد؛ انقلاب زنده است و همچنان هراس در دل دیکتاتوری میاندازد؛ سرکوبها و اعدامها نشانی از این هراس اند.
مصادره ی راستگرایانه ی جنبش نتوانسته ماهیت رادیکال، فمینیستی، غیراستعماری و ضدطبقاتی این خیزش را به تمامی خاموش کند و حافظهی جمعی ما علیه فراموشی گامی در تقویت همین هستهی رادیکال آن بعد از سه سال است...
#سومین_سالگرد_ژن_ژیان_ئازادی
#علیه_فراموشی
#ما_به_عقب_برنمیگردیم
#مبارزه_ادامه_دارد
#مقاومت_زندگیست
#قیام_انقلابی_ژینا
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 اسرائیل یک خودروی آوارگان فلسطینی را هدف قرار دادن...
توحشی از جنس استعمار نسل کشانه اسراییل که مرزی برای سبعیت و خونریزی نمیشناسد!
فلسطین_آزاد
#آپارتاید_اسرائیل
@collective98
توحشی از جنس استعمار نسل کشانه اسراییل که مرزی برای سبعیت و خونریزی نمیشناسد!
فلسطین_آزاد
#آپارتاید_اسرائیل
@collective98
کلکتیو ۹۸
🌻ویژه #هشت_مارس، روز جهانی حقوق زنان🌻 معرفی فیلم ۱: اگر این دیوارها زبان داشتند ☝️ کارگردان: نانسی ساووکا بازیگران: دمی موور، سیسی اسپی سک، شِر محصول شرکت «فیلم های تلویزیونی آمریکا» ـ 1996 این فیلم که سه داستان مختلف را در بر می گیرد، موضوع سقط جنین…
اصغر جهانگیر سخنگوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی روز سهشنبه ۲۵ شهریور اعلام کرد در استان هرمزگان فردی به اتهام «انجام ۱۴۰ مورد سقط جنین عمدی غیرقانونی» به اعدام محکوم شده و پرونده او در دیوان عالی کشور در حال بررسی است. او توضیح بیشتری در مورد فرد محکوم به اعدام نداد. ولی با توجه به تعداد نسبتا بالای انجام عمل سقط جنین توسط یک فرد میتوان حدس زد که او پزشکی متعهد است که حفظ حقوق انسانی زنان مراجع به خود را بالاتر از ترس از مجازات قرار داده است. فردی که حاضر نشده به قوانین زنستیزانه و پدرسالارانه جمهوری اسلامی تن بدهد. فردی که میدانسته هدف از تصویب قانون ضد سقط جنین در جمهوری اسلامی چیزی جز کنترل بدن زن، تحکیم ارزشهای و باورهای کهنه نسبت به خانواده و روابط زناشویی و مالکیت، تولید نیروی کار ارزان برای گرداندن چرخهای استثمار و تهیه گوشت دم توپ برای فرستادن به جبهه جنگهای ضدمردمی نیست. چه بسا فرد متعهد و شجاعی که امروز زیر حکم اعدام است خود، زن باشد.
همزمان در آن سوی دنیا، حاکمان مرتجع در جامعه سرمایهداری امپریالیستی آمریکا نیز شمشیر را علیه حقوق اساسی و ابتدایی زنان که ثمره سالیان دراز مبارزه مستمر است از رو بستهاند. و حق سقط جنین یکی از اولین سنگرهایی است که میخواهند از زنان پس بگیرند. این فاشیستهای جدید با توجیهات برخاسته از ایدئولوژی مسیحی ـ صهیونیستی خود پیشاپیش در چند ایالت، حق سقط جنین را بسیار محدود کردهاند. این جدا از حملات بیوقفه باندهای بینام و نشان به کلینیکهای زنان و تهدید جانی پزشکان و پرستاران ارائه دهنده خدمات در این زمینه است. تحمیل سکوت و اطاعت بر جامعه متنوع و پرجوششی که به مرکز تجمع تضادهای گوناگون طبقاتی و جنسی و جنسیتی و ملی تبدیل شده، یکی از اهداف درجه اول فاشیسم جدیدی است که امروز توسط ترامپ و شرکایش نمایندگی میشود. و این کار عملی نخواهد شد مگر با محکم تر کردن بندهای اسارت بر بدنه نیمی از جامعه یعنی زنان و به طور کلی جوامعی که ارزشها و روابط سنتی جنسیتی و جنسی پدر/مردسالار را برنمیتابند. جمهوری اسلامی و دولت ترامپ در زمینه زنستیزی و پدرسالاری از رگ گردن به هم نزدیکترند.
@collective98
همزمان در آن سوی دنیا، حاکمان مرتجع در جامعه سرمایهداری امپریالیستی آمریکا نیز شمشیر را علیه حقوق اساسی و ابتدایی زنان که ثمره سالیان دراز مبارزه مستمر است از رو بستهاند. و حق سقط جنین یکی از اولین سنگرهایی است که میخواهند از زنان پس بگیرند. این فاشیستهای جدید با توجیهات برخاسته از ایدئولوژی مسیحی ـ صهیونیستی خود پیشاپیش در چند ایالت، حق سقط جنین را بسیار محدود کردهاند. این جدا از حملات بیوقفه باندهای بینام و نشان به کلینیکهای زنان و تهدید جانی پزشکان و پرستاران ارائه دهنده خدمات در این زمینه است. تحمیل سکوت و اطاعت بر جامعه متنوع و پرجوششی که به مرکز تجمع تضادهای گوناگون طبقاتی و جنسی و جنسیتی و ملی تبدیل شده، یکی از اهداف درجه اول فاشیسم جدیدی است که امروز توسط ترامپ و شرکایش نمایندگی میشود. و این کار عملی نخواهد شد مگر با محکم تر کردن بندهای اسارت بر بدنه نیمی از جامعه یعنی زنان و به طور کلی جوامعی که ارزشها و روابط سنتی جنسیتی و جنسی پدر/مردسالار را برنمیتابند. جمهوری اسلامی و دولت ترامپ در زمینه زنستیزی و پدرسالاری از رگ گردن به هم نزدیکترند.
@collective98
کلکتیو ۹۸
Video
تخریب مزار عرفان خزایی، از کشتهشدگان زن زندگی آزادی
در سومین سالگرد خیزش #زن_زندگی_آزادی و تنها یک روز پیش از سالگرد قتل #عرفان_خزایی، جوان ۲۵ سالهای که در جریان این خیزش در شهریار به ضرب گلوله نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی جان باخت، مزار او هدف تخریب نیروهای امنیتی قرار گرفت.
به گفته یزدان خزایی، برادر عرفان، امروز شنبه حوالی ساعت یک بامداد، ۲۹ شهریور/۲۰ سپتامبر، یکی از اهالی محل خبر شکستن سنگ مزار را به خانواده میدهد و پدر خانواده خود را به گورستان میرساند. خانواده خزایی اهل کنگاور استان کرمانشاه و در حال حاضر ساکن شهریار اند.
این حملهای آشکار نه فقط به دادخواهی خانوادههای قربانیان است بلکه همچنین یاد و خاطره جمعی از جنبش زن زندگی آزادی را نیز هدف قرار میدهد. جمهوری اسلامی که یک بار جان عرفان را در ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ گرفت، امروز میکوشد با تعرض به مزار او و ایجاد رعب و وحشت، خانوادههای داغدار و معترضان را بیش از پیش در هم بشکند.
این حتک حرمت موجی از خشم و اندوه را در میان فعالان حقوق بشر بویژه در کردستان و افکار عمومی برانگیخته است. در حالیکه دادخواهان در ایران خواستار عدالت و پاسخگوییاند، حکومت حتی پس از مرگ نیز دست از اذیت و آزار برنمیدارد.
تخریب مزار عرفان خزایی تنها یک حادثه نیست. این رویداد پیشتر بارها در طول تاریخ جمهوری اسلامی تکرار شده و نماد استمرار سرکوب و نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران است. نهادهای امنیتی و قضایی هر ساله در آستانه سالگرد قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی با افزایش فشار بر خانوادههای جانباختگان، آنها را برای عدم انتشار فراخوان و برگزاری مراسمهای سالگرد تهدید میکند.
در سومین سالگرد خیزش #زن_زندگی_آزادی و تنها یک روز پیش از سالگرد قتل #عرفان_خزایی، جوان ۲۵ سالهای که در جریان این خیزش در شهریار به ضرب گلوله نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی جان باخت، مزار او هدف تخریب نیروهای امنیتی قرار گرفت.
به گفته یزدان خزایی، برادر عرفان، امروز شنبه حوالی ساعت یک بامداد، ۲۹ شهریور/۲۰ سپتامبر، یکی از اهالی محل خبر شکستن سنگ مزار را به خانواده میدهد و پدر خانواده خود را به گورستان میرساند. خانواده خزایی اهل کنگاور استان کرمانشاه و در حال حاضر ساکن شهریار اند.
این حملهای آشکار نه فقط به دادخواهی خانوادههای قربانیان است بلکه همچنین یاد و خاطره جمعی از جنبش زن زندگی آزادی را نیز هدف قرار میدهد. جمهوری اسلامی که یک بار جان عرفان را در ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ گرفت، امروز میکوشد با تعرض به مزار او و ایجاد رعب و وحشت، خانوادههای داغدار و معترضان را بیش از پیش در هم بشکند.
این حتک حرمت موجی از خشم و اندوه را در میان فعالان حقوق بشر بویژه در کردستان و افکار عمومی برانگیخته است. در حالیکه دادخواهان در ایران خواستار عدالت و پاسخگوییاند، حکومت حتی پس از مرگ نیز دست از اذیت و آزار برنمیدارد.
تخریب مزار عرفان خزایی تنها یک حادثه نیست. این رویداد پیشتر بارها در طول تاریخ جمهوری اسلامی تکرار شده و نماد استمرار سرکوب و نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران است. نهادهای امنیتی و قضایی هر ساله در آستانه سالگرد قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی با افزایش فشار بر خانوادههای جانباختگان، آنها را برای عدم انتشار فراخوان و برگزاری مراسمهای سالگرد تهدید میکند.
🚩 تداوم کارزار سهشنبههای «نه به اعدام» در هفته هشتادوهفتم در ۵۲ زندان مختلف
هفته هشتاد و هفتم کارزار سهشنبههای «نه به اعدام»، در حالی برگزار میشود که سایهی وحشت و سرکوب بیش از پیش بر جان مردم ایران سنگینی میکند. در ماههای اخیر، شاهد افزایش بیسابقهی شمار اعدامها هستیم؛ از ۲۵ شهریور تا کنون، دستکم ۴۶ اعدام از جمله ۲ زن و شش هموطن بلوچ، و در شهریورماه ۱۸۶ اعدام شامل ۷ زن گزارش شده است.
در این میان، اعدام سبعانه یکی دیگر از اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" بابک شهبازی، در سالگرد خیزش مردمی ۱۴۰۱ و بدون آخرین ملاقات با خانوادهاش، نمادی تلخ از رفتار غیرانسانی و نقض حقوق بشر توسط این رژیم آدمکش است. ربودن بابک شهبازی از داخل بند به قصد اعدام مخفیانه ایشان ، اعتراض و تحصن همبندیان وی در زندان قزلحصار را به دنبال داشت .
حکومتی که از یک سو دم از «عفو» زندانیان میزند، از سوی دیگر، هر هفته با افزایش شمار اعدامها، واقعیت تلخ و ضدانسانی خود را به طور عریان نشان میدهد.
امسال، همزمان با بازگشایی مدارس، بار دیگر معلمان و دانشجویان آگاه و پیشرو در خط مقدم مبارزه برای آزادی و برابری قرار دارند. نوجوانان و جوانان ایران کابوس این حکومت هستند و در هر مدرسه و دانشگاه، فعالانی ایستادهاند تا مدارس و دانشگاهها را کماکان به مرکزی برای مقاومت تبدیل کنند و صدایی برای مخالفت با احکام غیر انسانی اعدام هموطنانشان باشند.
کارزار سهشنبههای «نه به اعدام» خطاب به مردم آزادی خواه ایران و همه دوستداران حقوقبشر فریاد میزند در برابر این سیاستهای خشونتبار و ضدبشری، سکوت جایز نیست. صدای ما باید قویتر از هر سرکوب و ظلمی باشد. هر هفته، هر سهشنبه، به یاد قربانیان اعدام، برای دادخواهی و دفاع از زندگی، به پا میخیزیم.
زندگی حق بنیادین هر انسان است و اعدام، خشونتی غیرقابل توجیه علیه این حق است.
اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" سهشنبه ۱ مهر ۱۴۰۴ در هفته هشتادوهفتم در ۵۲ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین، زندان قزلحصار(واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج ، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز ، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروز آباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج و زندان کامیاران
هفته هشتاد و هفتم
سهشنبه ۱ مهر ۱۴۰۴
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
@collective98
هفته هشتاد و هفتم کارزار سهشنبههای «نه به اعدام»، در حالی برگزار میشود که سایهی وحشت و سرکوب بیش از پیش بر جان مردم ایران سنگینی میکند. در ماههای اخیر، شاهد افزایش بیسابقهی شمار اعدامها هستیم؛ از ۲۵ شهریور تا کنون، دستکم ۴۶ اعدام از جمله ۲ زن و شش هموطن بلوچ، و در شهریورماه ۱۸۶ اعدام شامل ۷ زن گزارش شده است.
در این میان، اعدام سبعانه یکی دیگر از اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" بابک شهبازی، در سالگرد خیزش مردمی ۱۴۰۱ و بدون آخرین ملاقات با خانوادهاش، نمادی تلخ از رفتار غیرانسانی و نقض حقوق بشر توسط این رژیم آدمکش است. ربودن بابک شهبازی از داخل بند به قصد اعدام مخفیانه ایشان ، اعتراض و تحصن همبندیان وی در زندان قزلحصار را به دنبال داشت .
حکومتی که از یک سو دم از «عفو» زندانیان میزند، از سوی دیگر، هر هفته با افزایش شمار اعدامها، واقعیت تلخ و ضدانسانی خود را به طور عریان نشان میدهد.
امسال، همزمان با بازگشایی مدارس، بار دیگر معلمان و دانشجویان آگاه و پیشرو در خط مقدم مبارزه برای آزادی و برابری قرار دارند. نوجوانان و جوانان ایران کابوس این حکومت هستند و در هر مدرسه و دانشگاه، فعالانی ایستادهاند تا مدارس و دانشگاهها را کماکان به مرکزی برای مقاومت تبدیل کنند و صدایی برای مخالفت با احکام غیر انسانی اعدام هموطنانشان باشند.
کارزار سهشنبههای «نه به اعدام» خطاب به مردم آزادی خواه ایران و همه دوستداران حقوقبشر فریاد میزند در برابر این سیاستهای خشونتبار و ضدبشری، سکوت جایز نیست. صدای ما باید قویتر از هر سرکوب و ظلمی باشد. هر هفته، هر سهشنبه، به یاد قربانیان اعدام، برای دادخواهی و دفاع از زندگی، به پا میخیزیم.
زندگی حق بنیادین هر انسان است و اعدام، خشونتی غیرقابل توجیه علیه این حق است.
اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" سهشنبه ۱ مهر ۱۴۰۴ در هفته هشتادوهفتم در ۵۲ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین، زندان قزلحصار(واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج ، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز ، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروز آباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج و زندان کامیاران
هفته هشتاد و هفتم
سهشنبه ۱ مهر ۱۴۰۴
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 آزادی زندانی سیاسی، علاء عبدالفتاح، فعال برجسته مصری و صدای انقلاب ۲۰۱۱، پس از بیش از ده سال حبس، بازجویی، سلول انفرادی و قطع ارتباط با جهان بیرون
او یکی از شناختهشدهترین زندانیان سیاسی جهان عرب بود و او در طول ده سال گذشته، بارها و بارها بازداشت شد؛ به دلایلی چون توییتهای اعتراضی، درخواست برای آزادی زندانیان سیاسی، شرکت در تجمعات بدون مجوز.. صدایی که نهتنها برای مردم مصر، بلکه برای فعالان حقوق بشر در سراسر منطقه، الهامبخش بود. آزادی او با عفو السیسی صورت گرفت. این اقدام پس از فشارهای گسترده بینالمللی، اعتصاب غذاهای متعدد علاء، و درخواست رسمی شورای ملی حقوق بشر مصر انجام شد. همراه با او، پنج فعال سیاسی دیگر نیز آزاد شدند.
هنوز صدها فعال و صدای مستقل در زندانهای مصر و دیگر کشورها محبوساند.
او یکی از شناختهشدهترین زندانیان سیاسی جهان عرب بود و او در طول ده سال گذشته، بارها و بارها بازداشت شد؛ به دلایلی چون توییتهای اعتراضی، درخواست برای آزادی زندانیان سیاسی، شرکت در تجمعات بدون مجوز.. صدایی که نهتنها برای مردم مصر، بلکه برای فعالان حقوق بشر در سراسر منطقه، الهامبخش بود. آزادی او با عفو السیسی صورت گرفت. این اقدام پس از فشارهای گسترده بینالمللی، اعتصاب غذاهای متعدد علاء، و درخواست رسمی شورای ملی حقوق بشر مصر انجام شد. همراه با او، پنج فعال سیاسی دیگر نیز آزاد شدند.
هنوز صدها فعال و صدای مستقل در زندانهای مصر و دیگر کشورها محبوساند.
🚩 امید شاەمحمدی، فعال صنفی معلمان، زندانی سیاسی سابق و و معلم اخراجی بعد از بیست سال تدریس در دیواندرە کردستان:
در زادروز فریرە، صدای خاموش معلمان را به یاد آوریم
امید شاهمحمدی کیست؟
این معلم اخراجی دارای حدود ۲۰ سال سابقه تدریس زیستشناسی در شهرستان دیواندره است. در کنار کار آموزشی، وی فعالیتهایی در زمینه کتابخوانی و مسائل محیط زیستی انجام داده است. او یکی از فعالان صنفی معلمان در کردستان بوده و عضو انجمن صنفی معلمان کردستان در شاخه دیواندره است.
❗️بازداشت و محکومیتها
در آبان ماه سال ۱۳۹۷ (۲۱ آبان) بازداشت شد و پس از مدتی تحت بازجویی و بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج قرار گرفت. دادگاه انقلاب سنندج به او حکم ۱۱ ماه و ۲۰ روز حبس تعزیری داده بود. در پروندهای دیگر (سال ۱۴۰۱) به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در یکی از احزاب کرد مخالف حکومت» به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده است. سپس در دادگاه تجدیدنظر حکم او تبدیل شد به ۴ سال حبس تعلیقی و ۱ سال حبس تعزیری. در فروردین ۱۴۰۲، حکم اجرا شد و او به زندان بیجار منتقل شد تا مدت محکومیتش را تحمل کند. در تیرماه همان سال، تحت نظارت پابند الکترونیکی از زندان آزاد شد.
❗️اخراج و تبعید
در آذرماه سال ۱۴۰۳، هیأت رسیدگی به تخلفات اداری کارکنان آموزش و پرورش استان کردستان حکم اخراج امید شاهمحمدی و چند معلم دیگر از محل خدمت را صادر کرد. همچنین، او به همراه سایر معلمان (کاوه محمدزاده، هیوا قریشی و پرویز احسنی) به تبعید محکوم شد. در گزارشات آمده است که حکم تبعید برای پرویز احسنی پنج سال به شهرستان قروه تعیین شده است، اما برای امید شاهمحمدی حکم تبعید مشخص شده در همان گزارش اخراج است.
۳۱ شهریور سالروز تولد پائولو فریرە است؛ آموزگاری که آموزش را نه ابزاری برای اطاعت، بلکه راهی برای رهایی میدانست. او در دل نظامهای سرکوبگر، از گفتوگو سخن گفت؛ از همزیستی معلم و شاگرد در مسیر آگاهی، از دانشی که نه از بالا به پایین، بلکه در تعامل و تجربهی مشترک شکل میگیرد.
فریرە آموزش را کنشی سیاسی میدانست؛ نه به معنای حزبی یا جناحی، بلکه به معنای ساختن انسانهایی آگاه، پرسشگر، و توانمند برای تغییر جهان. او با نقد «مدل بانکی آموزش» که در آن معلم دانش را در ذهن دانشآموزان «واریز» میکند بر اهمیت گفتوگوی دوسویه تأکید داشت. در نگاه او، معلم و دانشآموز باید در کنار هم بیندیشند، تجربه کنند، و معنا بسازند.
در آموزش رهاییبخش، دانشآموز دیگر شیء نیست، بلکه سوژهای فعال است. آموزش از زندگی واقعی آغاز میشود، از دردها، امیدها، و پرسشهای روزمره. معلم نه فرمانده، بلکه همراهی است که با دانشآموزان در مسیر کشف و آگاهی قدم میزند. این نوع آموزش، نه برای حفظ نظم موجود، بلکه برای ساختن نظمی انسانیتر، عادلانهتر، و آزادتر طراحی شده است.
امروز، در کوردستان، در میان کوهها و دشتهایی که سالها صدای معلمان در آنها طنینانداز بود، فشار برای خاموش کردن ندای آزادی بیشتر از هر زمان دیگر است. جدیدترین نمونه آن ما معلمان اخراج شده استان کوردستان هستیم که پس از سالها خدمت، با حکم اخراج و انفصال دائم از آموزش و پرورش کنار گذاشته شدیم. نه به خاطر ضعف، بلکه به دلیل ایستادگی، صداقت، و وفاداری به حقیقت.
فردا اولین پاییز بیمدرسهی ماست. زنگ اول که به صدا درمیآید، کلاسها بیحضور ما آغاز میشوند، و سکوتی سنگین بر جانمان مینشیند. اما آیا معلم بودن فقط حضور در کلاس درس است؟ آیا آموزش تنها در چارچوب نهاد رسمی معنا دارد؟ پائولو فریرە به ما میآموزد که آموزش واقعی، در دل جامعه شکل میگیرد. امروز، ما از کلاسهای رسمی بیرون رانده شدهایم، اما رسالتمان پایان نیافته.
ما هنوز میتوانیم آموزش دهیم، اما
اینبار نه از پشت میز و پای تخته، بلکه از دل تجربه، از بطن جامعه، از میان درد و امید.
ما میتوانیم صدای رهایی باشیم، صدای گفتوگویی تازه، صدای دانشی که از دل مردم میجوشد. اخراج ما، اگرچه زخمی عمیق بر روحمان نشاند، اما فرصتی شد برای بازاندیشی. ما اکنون آزادیم تا آموزش را از نو تعریف کنیم؛ نه بر اساس اطاعت، بلکه بر اساس آگاهی.
ما به راه فریرە ایمان داریم. به آموزش به مثابه کنش اجتماعی، به معلم به مثابه کنشگر آگاه، به دانشآموز به مثابه همپیمان رهایی.
اخراج ما، اگرچه از سوی ساختار رسمی تحمیل شد، اما ما را به سوی حقیقتی عمیقتر هدایت کرد: اینکه آموزش واقعی، نه در سکوت اجباری، بلکه در گفتوگوی آزاد شکل میگیرد.
ما اخراج شدیم، اما خاموش نشدیم. ما را از کلاسها بیرون کردند، اما از دل جامعه نمیتوانند بیرون کنند.
ما اکنون صدای معلمان رهاییبخشیم؛ صدایی که نه تنها برای بازگشت، بلکه برای بازآفرینی آموزش برخاسته است.
۳۱ شهریور ١٤٠٤
@collective98
در زادروز فریرە، صدای خاموش معلمان را به یاد آوریم
امید شاهمحمدی کیست؟
این معلم اخراجی دارای حدود ۲۰ سال سابقه تدریس زیستشناسی در شهرستان دیواندره است. در کنار کار آموزشی، وی فعالیتهایی در زمینه کتابخوانی و مسائل محیط زیستی انجام داده است. او یکی از فعالان صنفی معلمان در کردستان بوده و عضو انجمن صنفی معلمان کردستان در شاخه دیواندره است.
❗️بازداشت و محکومیتها
در آبان ماه سال ۱۳۹۷ (۲۱ آبان) بازداشت شد و پس از مدتی تحت بازجویی و بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج قرار گرفت. دادگاه انقلاب سنندج به او حکم ۱۱ ماه و ۲۰ روز حبس تعزیری داده بود. در پروندهای دیگر (سال ۱۴۰۱) به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در یکی از احزاب کرد مخالف حکومت» به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده است. سپس در دادگاه تجدیدنظر حکم او تبدیل شد به ۴ سال حبس تعلیقی و ۱ سال حبس تعزیری. در فروردین ۱۴۰۲، حکم اجرا شد و او به زندان بیجار منتقل شد تا مدت محکومیتش را تحمل کند. در تیرماه همان سال، تحت نظارت پابند الکترونیکی از زندان آزاد شد.
❗️اخراج و تبعید
در آذرماه سال ۱۴۰۳، هیأت رسیدگی به تخلفات اداری کارکنان آموزش و پرورش استان کردستان حکم اخراج امید شاهمحمدی و چند معلم دیگر از محل خدمت را صادر کرد. همچنین، او به همراه سایر معلمان (کاوه محمدزاده، هیوا قریشی و پرویز احسنی) به تبعید محکوم شد. در گزارشات آمده است که حکم تبعید برای پرویز احسنی پنج سال به شهرستان قروه تعیین شده است، اما برای امید شاهمحمدی حکم تبعید مشخص شده در همان گزارش اخراج است.
۳۱ شهریور سالروز تولد پائولو فریرە است؛ آموزگاری که آموزش را نه ابزاری برای اطاعت، بلکه راهی برای رهایی میدانست. او در دل نظامهای سرکوبگر، از گفتوگو سخن گفت؛ از همزیستی معلم و شاگرد در مسیر آگاهی، از دانشی که نه از بالا به پایین، بلکه در تعامل و تجربهی مشترک شکل میگیرد.
فریرە آموزش را کنشی سیاسی میدانست؛ نه به معنای حزبی یا جناحی، بلکه به معنای ساختن انسانهایی آگاه، پرسشگر، و توانمند برای تغییر جهان. او با نقد «مدل بانکی آموزش» که در آن معلم دانش را در ذهن دانشآموزان «واریز» میکند بر اهمیت گفتوگوی دوسویه تأکید داشت. در نگاه او، معلم و دانشآموز باید در کنار هم بیندیشند، تجربه کنند، و معنا بسازند.
در آموزش رهاییبخش، دانشآموز دیگر شیء نیست، بلکه سوژهای فعال است. آموزش از زندگی واقعی آغاز میشود، از دردها، امیدها، و پرسشهای روزمره. معلم نه فرمانده، بلکه همراهی است که با دانشآموزان در مسیر کشف و آگاهی قدم میزند. این نوع آموزش، نه برای حفظ نظم موجود، بلکه برای ساختن نظمی انسانیتر، عادلانهتر، و آزادتر طراحی شده است.
امروز، در کوردستان، در میان کوهها و دشتهایی که سالها صدای معلمان در آنها طنینانداز بود، فشار برای خاموش کردن ندای آزادی بیشتر از هر زمان دیگر است. جدیدترین نمونه آن ما معلمان اخراج شده استان کوردستان هستیم که پس از سالها خدمت، با حکم اخراج و انفصال دائم از آموزش و پرورش کنار گذاشته شدیم. نه به خاطر ضعف، بلکه به دلیل ایستادگی، صداقت، و وفاداری به حقیقت.
فردا اولین پاییز بیمدرسهی ماست. زنگ اول که به صدا درمیآید، کلاسها بیحضور ما آغاز میشوند، و سکوتی سنگین بر جانمان مینشیند. اما آیا معلم بودن فقط حضور در کلاس درس است؟ آیا آموزش تنها در چارچوب نهاد رسمی معنا دارد؟ پائولو فریرە به ما میآموزد که آموزش واقعی، در دل جامعه شکل میگیرد. امروز، ما از کلاسهای رسمی بیرون رانده شدهایم، اما رسالتمان پایان نیافته.
ما هنوز میتوانیم آموزش دهیم، اما
اینبار نه از پشت میز و پای تخته، بلکه از دل تجربه، از بطن جامعه، از میان درد و امید.
ما میتوانیم صدای رهایی باشیم، صدای گفتوگویی تازه، صدای دانشی که از دل مردم میجوشد. اخراج ما، اگرچه زخمی عمیق بر روحمان نشاند، اما فرصتی شد برای بازاندیشی. ما اکنون آزادیم تا آموزش را از نو تعریف کنیم؛ نه بر اساس اطاعت، بلکه بر اساس آگاهی.
ما به راه فریرە ایمان داریم. به آموزش به مثابه کنش اجتماعی، به معلم به مثابه کنشگر آگاه، به دانشآموز به مثابه همپیمان رهایی.
اخراج ما، اگرچه از سوی ساختار رسمی تحمیل شد، اما ما را به سوی حقیقتی عمیقتر هدایت کرد: اینکه آموزش واقعی، نه در سکوت اجباری، بلکه در گفتوگوی آزاد شکل میگیرد.
ما اخراج شدیم، اما خاموش نشدیم. ما را از کلاسها بیرون کردند، اما از دل جامعه نمیتوانند بیرون کنند.
ما اکنون صدای معلمان رهاییبخشیم؛ صدایی که نه تنها برای بازگشت، بلکه برای بازآفرینی آموزش برخاسته است.
۳۱ شهریور ١٤٠٤
@collective98