This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 حضور پدر دادخواه شهید قیام ژینا، هومن عبداللهی، در میان جمعیت حاضر در خاکسپاری چیاکو یوسفینژاد، سومین جانباختهی آتشسوزی گسترده و مشکوک کوه آبیدر
مردم با شعار «کاک هومن قهرمان است، شهید کردستان است و شەهید نامرێ »، از حضور او استقبال کردند
#قیام_ژینا
#ژن_ژيان_ئازادی
#دادخواهی
@collective98
مردم با شعار «کاک هومن قهرمان است، شهید کردستان است و شەهید نامرێ »، از حضور او استقبال کردند
#قیام_ژینا
#ژن_ژيان_ئازادی
#دادخواهی
@collective98
🚩 تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ۴۸ زندان کشور – هفته هفتادونهم
اعدام ۲ زندانی سیاسی مهدی حسنی و بهروز احسانی اسلاملو از اعضای کارزار سهشنبههای نه به اعدام
با وجود حملهای وحشیانه به قلب کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در زندان قزلحصار، این کارزار همچنان با مقاومت و انسجام ادامه دارد.
حاکمیت، ناتوان از حل بحرانهای داخلی و خارجی، بیش از گذشته علیه مردم تیغ کشیده است. در همین راستا، حکومت اعدام و سرکوب، صبح روز یکشنبه ۵ مرداد، دو تن از اعضای این کارزار، زندانیان سیاسی بهروز احسانی و مهدی حسنی را در زندان قزلحصار، در روندی ناعادلانه، بدون اطلاع قبلی و بدون ملاقات آخر با خانوادههایشان، اعدام کرد.
پیش از آن، روز شنبه ۴ مرداد، با دستور رئیس زندان قزلحصار، اللهکرم عزیزی، و معاونان او، حسن قبادی و اسماعیل فرجنژاد، بیش از ۱۰۰ مأمور مسلح گارد زندان و نیروهای اطلاعاتی به سالن زندانیان سیاسی در واحد ۴ این زندان یورش بردند. مأموران، تمام زندانیان سیاسی این واحد را با دستبند، پابند و کیسه بر سر، به سلولهای انفرادی منتقل کردند. در پی این حمله، سعید ماسوری، از امضاکنندگان اولیه فراخوان «سهشنبههای نه به اعدام»، برای تبعید به زندان زاهدان منتقل گردید.
در واکنش به این اقدام جنایتکارانه، زندانیان مقاوم در زندانهای قرچک و تهران بزرگ با سردادن شعار و برگزاری مراسم، بر عهد خود برای توقف اعدام پافشاری کردند.
همچنین در هفته گذشته، زندانی سیاسی یعقوب درخشان که پیشتر به اتهام تبلیغ علیه نظام دستگیر شده بود، در زندان لاکان رشت به اعدام محکوم شد.
در هفته گذشته، دستکم ۲۰ نفر در زندانهای مختلف کشور اعدام شدند. همچنین، در دوره یکساله ریاستجمهوری پزشکیان، آمار اعدامها حداقل به ۱۴۷۷ تن بالغ میشود؛ آماری که بیشتر از سالهای گذشته و بهویژه بسیار بیشتر از دوران رئیسی است.
محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه، تشدید سرکوب را در نشست خبری هفته گذشته خود علناً اعلام کرد. او گفت بیش از ۲ هزار نفر را فقط در جریان «جنگ ۱۲ روزه» دستگیر کرده است.
ما، اعضای کارزار، بر این باوریم که هدف حاکمیت از این خشونتهای بیوقفه، ایجاد وحشت و به سکوت کشاندن جامعهای است که با وجود همهی فشارها، همچنان بر خواست برحق خود برای عدالت، آزادی، کرامت انسانی و حق سرنوشت خویش پافشاری میکند.
ما، اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ۴۸ زندان کشور، سرکوب و اعدامهای غیرانسانی و ظالمانهی زندانیان را محکوم میکنیم. از عموم وجدانهای بیدار و آزادیخواه داخلی و بینالمللی میخواهیم که فریاد «نه به اعدام» را با حمایت فعال خود از کارزار سهشنبههای نه به اعدام، هرچه بلندتر سازند و گسترش این کارزار را – علیرغم تلاش حکومت – با تمام امکانات در دستور کار خود قرار دهند.
ما نگرانی عمیق خود را از وضعیت زندانیان سیاسی عضو کارزار که نقش بیبدیلی در آغاز این جنبش داشتهاند و به مکان نامعلومی منتقل شدهاند، اعلام میکنیم. از همه میخواهیم خانوادههای زندانیان اعدامشده و اعضای کارزار را تنها نگذارند. جان زندانیان سیاسی در زندان قزلحصار و دیگر زندانهای ایران در خطر جدی است.
از زندانیان میخواهیم با الهام از زندانیان و زنان مقاوم در قرچک و زندان تهران بزرگ، با برگزاری مراسم، اجازه ندهند خون سرفرازان بهدار آویخته، پایمال شده و صدای پایهگذاران کارزار در بیخبری و سکوت خاموش گردد.
رمز پیروزی برای آزادی و برابری و عقبراندن استبداد و ارتجاع، در اتحاد و همبستگی جمعی است.
اعتصاب غذای هفته هفتادونهم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ۷ مرداد ۱۴۰۴ در این ۴۸ زندان برگزار خواهد شد:
زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان خرمآباد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان زاهدان (بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج و زندان کامیاران.
هفته هفتادونهم – ۷ مرداد ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@collective98
اعدام ۲ زندانی سیاسی مهدی حسنی و بهروز احسانی اسلاملو از اعضای کارزار سهشنبههای نه به اعدام
با وجود حملهای وحشیانه به قلب کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در زندان قزلحصار، این کارزار همچنان با مقاومت و انسجام ادامه دارد.
حاکمیت، ناتوان از حل بحرانهای داخلی و خارجی، بیش از گذشته علیه مردم تیغ کشیده است. در همین راستا، حکومت اعدام و سرکوب، صبح روز یکشنبه ۵ مرداد، دو تن از اعضای این کارزار، زندانیان سیاسی بهروز احسانی و مهدی حسنی را در زندان قزلحصار، در روندی ناعادلانه، بدون اطلاع قبلی و بدون ملاقات آخر با خانوادههایشان، اعدام کرد.
پیش از آن، روز شنبه ۴ مرداد، با دستور رئیس زندان قزلحصار، اللهکرم عزیزی، و معاونان او، حسن قبادی و اسماعیل فرجنژاد، بیش از ۱۰۰ مأمور مسلح گارد زندان و نیروهای اطلاعاتی به سالن زندانیان سیاسی در واحد ۴ این زندان یورش بردند. مأموران، تمام زندانیان سیاسی این واحد را با دستبند، پابند و کیسه بر سر، به سلولهای انفرادی منتقل کردند. در پی این حمله، سعید ماسوری، از امضاکنندگان اولیه فراخوان «سهشنبههای نه به اعدام»، برای تبعید به زندان زاهدان منتقل گردید.
در واکنش به این اقدام جنایتکارانه، زندانیان مقاوم در زندانهای قرچک و تهران بزرگ با سردادن شعار و برگزاری مراسم، بر عهد خود برای توقف اعدام پافشاری کردند.
همچنین در هفته گذشته، زندانی سیاسی یعقوب درخشان که پیشتر به اتهام تبلیغ علیه نظام دستگیر شده بود، در زندان لاکان رشت به اعدام محکوم شد.
در هفته گذشته، دستکم ۲۰ نفر در زندانهای مختلف کشور اعدام شدند. همچنین، در دوره یکساله ریاستجمهوری پزشکیان، آمار اعدامها حداقل به ۱۴۷۷ تن بالغ میشود؛ آماری که بیشتر از سالهای گذشته و بهویژه بسیار بیشتر از دوران رئیسی است.
محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه، تشدید سرکوب را در نشست خبری هفته گذشته خود علناً اعلام کرد. او گفت بیش از ۲ هزار نفر را فقط در جریان «جنگ ۱۲ روزه» دستگیر کرده است.
ما، اعضای کارزار، بر این باوریم که هدف حاکمیت از این خشونتهای بیوقفه، ایجاد وحشت و به سکوت کشاندن جامعهای است که با وجود همهی فشارها، همچنان بر خواست برحق خود برای عدالت، آزادی، کرامت انسانی و حق سرنوشت خویش پافشاری میکند.
ما، اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ۴۸ زندان کشور، سرکوب و اعدامهای غیرانسانی و ظالمانهی زندانیان را محکوم میکنیم. از عموم وجدانهای بیدار و آزادیخواه داخلی و بینالمللی میخواهیم که فریاد «نه به اعدام» را با حمایت فعال خود از کارزار سهشنبههای نه به اعدام، هرچه بلندتر سازند و گسترش این کارزار را – علیرغم تلاش حکومت – با تمام امکانات در دستور کار خود قرار دهند.
ما نگرانی عمیق خود را از وضعیت زندانیان سیاسی عضو کارزار که نقش بیبدیلی در آغاز این جنبش داشتهاند و به مکان نامعلومی منتقل شدهاند، اعلام میکنیم. از همه میخواهیم خانوادههای زندانیان اعدامشده و اعضای کارزار را تنها نگذارند. جان زندانیان سیاسی در زندان قزلحصار و دیگر زندانهای ایران در خطر جدی است.
از زندانیان میخواهیم با الهام از زندانیان و زنان مقاوم در قرچک و زندان تهران بزرگ، با برگزاری مراسم، اجازه ندهند خون سرفرازان بهدار آویخته، پایمال شده و صدای پایهگذاران کارزار در بیخبری و سکوت خاموش گردد.
رمز پیروزی برای آزادی و برابری و عقبراندن استبداد و ارتجاع، در اتحاد و همبستگی جمعی است.
اعتصاب غذای هفته هفتادونهم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ۷ مرداد ۱۴۰۴ در این ۴۸ زندان برگزار خواهد شد:
زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان خرمآباد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان زاهدان (بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج و زندان کامیاران.
هفته هفتادونهم – ۷ مرداد ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@collective98
🚩 ابراز همدلی خانوادهی ژینا امینی، با سه تن از کشتهشدگان آتشسوزی سنندج که از فعالان محیطزیستی کردستان بودند و در فقدان هرگونه اقدام دولتی، از جانشان برای نجات طبیعت زندگیشان گذشتند.
#شهید_نمیمرد
#ژن_ژيان_ئازادی
#ژینا_امینی
@Collective98
#شهید_نمیمرد
#ژن_ژيان_ئازادی
#ژینا_امینی
@Collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 بازداشت یک مرد دارای ناتوانی جسمی که روی ویلچر بود توسط پلیس بریتانیا، تنها به دلیل پوشیدن تیشرت «اقدام برای فلسطین» در تجمعی که خواستار پایان جنایتها علیه غزه بود
پلیس بریتانیا در شِناستون (شهری کوچک در منطقه استافوردشایر، انگلستان) روز شنبه یک مرد دارای ناتوانی جسمی را که روی ویلچر بود، تنها به دلیل پوشیدن تیشرت «Palestine Action» در تجمعی که خواستار پایان جنایتها علیه غزه بود، بازداشت کرد.
این در حالی است که دولت بریتانیا در ۴ ژوئیه گروه اقدام برای فلسطین یا «Palestine Action» را تحت قوانین ضدتروریسم غیرقانونی اعلام کرده بود؛ تنها به این دلیل که اعضای این گروه در اعتراض به نقش دولت در کشتار مردم غزه وارد پایگاه بریز نورتون شده و دو هواپیما را رنگپاشی کرده بودند.
سرکوب اعتراضات صلحطلبانه و جرمانگاری همبستگی با مردم فلسطین، رسوایی دیگری برای دولت بریتانیاست.
#غزه #فلسطین
#PalestineAction
#آزادی_بیان
@collective98
پلیس بریتانیا در شِناستون (شهری کوچک در منطقه استافوردشایر، انگلستان) روز شنبه یک مرد دارای ناتوانی جسمی را که روی ویلچر بود، تنها به دلیل پوشیدن تیشرت «Palestine Action» در تجمعی که خواستار پایان جنایتها علیه غزه بود، بازداشت کرد.
این در حالی است که دولت بریتانیا در ۴ ژوئیه گروه اقدام برای فلسطین یا «Palestine Action» را تحت قوانین ضدتروریسم غیرقانونی اعلام کرده بود؛ تنها به این دلیل که اعضای این گروه در اعتراض به نقش دولت در کشتار مردم غزه وارد پایگاه بریز نورتون شده و دو هواپیما را رنگپاشی کرده بودند.
سرکوب اعتراضات صلحطلبانه و جرمانگاری همبستگی با مردم فلسطین، رسوایی دیگری برای دولت بریتانیاست.
#غزه #فلسطین
#PalestineAction
#آزادی_بیان
@collective98
Forwarded from منجنیق
🔴 فاشیسم در خدمت بقا | همدستی در طرد یا همبستگی تحت ستم
روز ۳ مرداد برابر با ۸ جولای در واکنش به اخراج گستردهی پناهجویان افغانستانی از ایران توسط جمهوری اسلامی، در جلسهای به میزبانی «منجنیق» و «افغانستان کلکتیو» در مورد زمینهها، دلایل و پیامدهای این فاجعهی انسانیِ در جریان گفتگو کردیم. در این جلسه ابتدا آرش نصر اصفهانی، پژوهشگر اجتماعی که این روزها یکی از معدود صداهای مدافع حقوق پناهجویان افغانستانی است که بهطور خستگیناپذیر در سخنرانیها و گفتگوها علیه این اخراج حرف میزند با عنوان «همدستی در طرد یا همبستگی تحت ستم؛ فرودستان ایرانی و مسئلهی مهاجرین افغانستانی» صحبت کرد و سپس زهرا موسوی کنشگر افغانستانی مقیم برلین که سالهاست در دفاع از پناهجویان افغانستانی در ایران و نیز در آلمان فعالیت میکند، در مورد «فاشیسم در خدمت بقا؛ درنگی بر سیاستگذاریهای جمهوری اسلامی در قبال پناهجویان افغانستان» حرف زد. بعد از اتمام این سخنرانیها فرصتی پیش آمد تا کسانی که در جلسهی آنلاین شرکت کرده بودند هم وارد بحث شده و نقطهنظرات و سوالات خود را مطرح کنند.
مرداد ۱۴۰۴
نسخهی کامل این ویدئو را میتوانید در یوتیوب منجنیق ببینید:
https://bit.ly/46sVRxz
#منجنیق
#گفتگو
@ManjanighCollective
روز ۳ مرداد برابر با ۸ جولای در واکنش به اخراج گستردهی پناهجویان افغانستانی از ایران توسط جمهوری اسلامی، در جلسهای به میزبانی «منجنیق» و «افغانستان کلکتیو» در مورد زمینهها، دلایل و پیامدهای این فاجعهی انسانیِ در جریان گفتگو کردیم. در این جلسه ابتدا آرش نصر اصفهانی، پژوهشگر اجتماعی که این روزها یکی از معدود صداهای مدافع حقوق پناهجویان افغانستانی است که بهطور خستگیناپذیر در سخنرانیها و گفتگوها علیه این اخراج حرف میزند با عنوان «همدستی در طرد یا همبستگی تحت ستم؛ فرودستان ایرانی و مسئلهی مهاجرین افغانستانی» صحبت کرد و سپس زهرا موسوی کنشگر افغانستانی مقیم برلین که سالهاست در دفاع از پناهجویان افغانستانی در ایران و نیز در آلمان فعالیت میکند، در مورد «فاشیسم در خدمت بقا؛ درنگی بر سیاستگذاریهای جمهوری اسلامی در قبال پناهجویان افغانستان» حرف زد. بعد از اتمام این سخنرانیها فرصتی پیش آمد تا کسانی که در جلسهی آنلاین شرکت کرده بودند هم وارد بحث شده و نقطهنظرات و سوالات خود را مطرح کنند.
مرداد ۱۴۰۴
نسخهی کامل این ویدئو را میتوانید در یوتیوب منجنیق ببینید:
https://bit.ly/46sVRxz
#منجنیق
#گفتگو
@ManjanighCollective
YouTube
فاشیسم در خدمت بقا | همدستی در طرد یا همبستگی تحت ستم
روز ۳ مرداد برابر با ۸ جولای در واکنش به اخراج گستردهی پناهجویان افغانستانی از ایران توسط جمهوری اسلامی، در جلسهای به میزبانی «منجنیق» و «افغانستان کلکتیو» در مورد زمینهها، دلایل و پیامدهای این فاجعهی انسانیِ در جریان گفتگو کردیم. در این جلسه ابتدا آرش…
Forwarded from دسگوھاراں (Dasgoharan)
«این همه دود، دود یک ماه سوخته است؟
یا تاریخ این سرزمین، به تمامی شعلهور است؟!»
شیرکو بیکس
جانفشانیهای ملتهای پیرامون در راه حفظ کوهستان، نخلستان، جنگل، دریا و هوا در چارچوبهای تنگ ادبیات استانداردشده مرکزگرایانه با عنوان «فعالیت محیط زیستی» نمیگنجد. امروز جنگلهای کردستان مکان دانشورزی است و فهمش زبان خاص خودش را میطلبد. مقاومت حافظان محیطزیست مقاومتی در برابر نیستی است؛ «ژینگه پاریزان» است که کردستان بارها آن را معنا کرده و شهدای آن نسبت این حفاظت را با حیات سیاسی و اجتماعی خود ترجمه کردهاند.
اما حتی وقتی این عاملیت سیاسی و تاریخی را به زبان میآوریم، تمایل عمده بر این است که ژینگه پاریزان را بهعنوان بدنهای کنشگر و یا مصدومانی حادثه دیده تصویر کنند. این حافظان محیطزیست، در مرکز کمتر به عنوان تولیدکنندگان زبان، تخیل، مفاهیم و معرفت دیده میشوند و به ندرت تصور میشود که این گروهها میتوانند مفاهیم جدیدی از حقوق، عدالت، یا آزادی خلق کنند. اما از آنجاکه هیچ دانشی خنثی، جهانی یا بیمکان نیست، هر نوع گفتاری درباره عدالت، حقوق، بدن، مقاومت یا آزادی از جای مشخصی برمیخیزد. به همین دلیل است که اغلب موقعیت معرفتی حاشیه در ادبیات انتقادی و حقوقی مبارزات مرکز نادیده گرفته و انکار یا سرکوب میشود.
نمونه دیگر این مقاومتها، مقاومتهای به رسمیت شناختهنشده در بلوچستان است که در سالهای گذشته، بهویژه پس از قیام ژينا/ماهو در ۱۴۰۱ در بلوچستان به عنوان بخشی مهمی از مبارزه سیاسی و اجتماعی شاهد بودیم. دسگوهاراں به عنوان گروهی کوچک از این جغرافیا که مردمان آن بارها به صورت متنوع و خودآیین در برابر بیعدالتی زیستمحیطی و اکوساید ایستاده است، خود را همپیوند و همراه ژینگهپاریزان میداند و شهدای آن را شهدای خود میخواند.
این مبارزه نه تنها مبارزه علیه تخریب، جاکن شدن، و سلبمالکیت، که امکان و مکانی برای تمرین استعمارزدایی از دانش و زندگی مردمان حاشیه است.
شههید نامری
یا تاریخ این سرزمین، به تمامی شعلهور است؟!»
شیرکو بیکس
جانفشانیهای ملتهای پیرامون در راه حفظ کوهستان، نخلستان، جنگل، دریا و هوا در چارچوبهای تنگ ادبیات استانداردشده مرکزگرایانه با عنوان «فعالیت محیط زیستی» نمیگنجد. امروز جنگلهای کردستان مکان دانشورزی است و فهمش زبان خاص خودش را میطلبد. مقاومت حافظان محیطزیست مقاومتی در برابر نیستی است؛ «ژینگه پاریزان» است که کردستان بارها آن را معنا کرده و شهدای آن نسبت این حفاظت را با حیات سیاسی و اجتماعی خود ترجمه کردهاند.
اما حتی وقتی این عاملیت سیاسی و تاریخی را به زبان میآوریم، تمایل عمده بر این است که ژینگه پاریزان را بهعنوان بدنهای کنشگر و یا مصدومانی حادثه دیده تصویر کنند. این حافظان محیطزیست، در مرکز کمتر به عنوان تولیدکنندگان زبان، تخیل، مفاهیم و معرفت دیده میشوند و به ندرت تصور میشود که این گروهها میتوانند مفاهیم جدیدی از حقوق، عدالت، یا آزادی خلق کنند. اما از آنجاکه هیچ دانشی خنثی، جهانی یا بیمکان نیست، هر نوع گفتاری درباره عدالت، حقوق، بدن، مقاومت یا آزادی از جای مشخصی برمیخیزد. به همین دلیل است که اغلب موقعیت معرفتی حاشیه در ادبیات انتقادی و حقوقی مبارزات مرکز نادیده گرفته و انکار یا سرکوب میشود.
نمونه دیگر این مقاومتها، مقاومتهای به رسمیت شناختهنشده در بلوچستان است که در سالهای گذشته، بهویژه پس از قیام ژينا/ماهو در ۱۴۰۱ در بلوچستان به عنوان بخشی مهمی از مبارزه سیاسی و اجتماعی شاهد بودیم. دسگوهاراں به عنوان گروهی کوچک از این جغرافیا که مردمان آن بارها به صورت متنوع و خودآیین در برابر بیعدالتی زیستمحیطی و اکوساید ایستاده است، خود را همپیوند و همراه ژینگهپاریزان میداند و شهدای آن را شهدای خود میخواند.
این مبارزه نه تنها مبارزه علیه تخریب، جاکن شدن، و سلبمالکیت، که امکان و مکانی برای تمرین استعمارزدایی از دانش و زندگی مردمان حاشیه است.
شههید نامری
Forwarded from نقد
▫️ خوانشی از خودانحلالی پ.ک.ک. و پیامدهای آن برای خاورمیانه
سمیه رستمپور
30 ژوئیه 2025
🔸 حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک.) در تاریخ ۱۲ مه ۲۰۲۵ پس از بیش از چهار دهه مبارزهی مسلحانه علیه دولت ترکیه، انحلال خود را اعلام کرد. این تصمیم در پی فراخوان عبدالله اوجالان، رهبر زندانی پ.ک.ک.، برای پایان دادن به فعالیت این سازمان اتخاذ شد. نیروهای پ.ک.ک. در ۱۱ ژوئیه خلعسلاح خود را در مراسمی نمادین اعلام کردند. اکنون این پرسش مهم مطرح است: این تحول چه معنایی برای جنبشهای رهاییبخش کُرد و برای آینده خاورمیانه خواهد داشت؟
🔸 این فراخوان، موجب بروز شکاف، تردید و واکنشهای متنوعی در میان فعالان کرد شده است، و در میان دیاسپورا به مراتب بیشتر از فعالین کردستان. در اینجا، قصد داریم با تحلیل سیر تاریخی تحولات پ.ک.ک. در پیوند با روندهای صلح، به واکاوی این پرسشها بپردازیم و پیامدهای گستردهترِ انحلال احتمالی این سازمان را برای جنبشهای ضددولت، ضدسرمایهداری و ضداستعماری معاصر بررسی کنیم.
🔸 در این مقاله، نخست مروری خواهیم داشت بر چگونگی شکلگیری خشونت انقلابی از دل مبارزهی مسلحانه در جنبش کرد و نحوه درهمتنیدگی آن با مجموعهای از ابتکارات ناکام صلح که اغلب به چرخههای تازهای از جنگ انجامیدهاند. سپس به پرسش اصلی خواهیم پرداخت: چرا پ.ک.ک. به خلعسلاح یکجانبه روی آورد؟ این تصمیم را در بستر پویاییهای سیاسی در سطوح منطقهای، ملی و جهانی تحلیل خواهیم کرد. در ادامه، به مخاطرات، ابهامات و محاسبات راهبردی مرتبط با این اقدام خواهیم پرداخت و در نهایت، در پیوند با موضوع جنسیت، نقش جنبش آزادی زنان کرد را در ترسیم محدودیتها و امکانهای این فرآیند برجسته خواهیم ساخت.
🔸 از منظر حامیان حزب کارگران کردستان احتمال انحلال این سازمان نباید به معنای پایان مبارزه کردها تلقی شود، بلکه باید آن را نشانهی آغاز مرحلهای نوین و هنوز تعریفنشده از مقاومت دانست. این نگاه ضمن آنکه نوعی خوشبینی استراتژیک را در خود دارد، مستلزم تأملی انتقادی نیز هست. بازتعریف مقاومت در چنین بستری پیچیده نیازمند درکی دقیق از محدودیتها، تناقضها و خطرات درونی آن است. بهعبارتدیگر، هرچند این رویکرد میتواند افقهای تازهای پیش روی جنبش بگشاید، اما نباید بدون تحلیل و بررسی انتقادی، بهعنوان راهحلی نهایی و بدیهی پذیرفته شود. برای مشروعیتبخشی به این روند، ایجاد سازوکارهایی جهت گنجاندن بازخوردهای انتقادی اعضا و کنشگران پ.ک.ک.، بهویژه زنان و زندانیان سیاسی، ضروری است...
🔹 متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-4SW
#سمیه_رستمپور
#مبارزه_مسلحانه #کردستان #خاورمیانه
#اوجالان #حزب_کارگران_کردستان
👇🏽
🖋@naghd_com
سمیه رستمپور
30 ژوئیه 2025
🔸 حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک.) در تاریخ ۱۲ مه ۲۰۲۵ پس از بیش از چهار دهه مبارزهی مسلحانه علیه دولت ترکیه، انحلال خود را اعلام کرد. این تصمیم در پی فراخوان عبدالله اوجالان، رهبر زندانی پ.ک.ک.، برای پایان دادن به فعالیت این سازمان اتخاذ شد. نیروهای پ.ک.ک. در ۱۱ ژوئیه خلعسلاح خود را در مراسمی نمادین اعلام کردند. اکنون این پرسش مهم مطرح است: این تحول چه معنایی برای جنبشهای رهاییبخش کُرد و برای آینده خاورمیانه خواهد داشت؟
🔸 این فراخوان، موجب بروز شکاف، تردید و واکنشهای متنوعی در میان فعالان کرد شده است، و در میان دیاسپورا به مراتب بیشتر از فعالین کردستان. در اینجا، قصد داریم با تحلیل سیر تاریخی تحولات پ.ک.ک. در پیوند با روندهای صلح، به واکاوی این پرسشها بپردازیم و پیامدهای گستردهترِ انحلال احتمالی این سازمان را برای جنبشهای ضددولت، ضدسرمایهداری و ضداستعماری معاصر بررسی کنیم.
🔸 در این مقاله، نخست مروری خواهیم داشت بر چگونگی شکلگیری خشونت انقلابی از دل مبارزهی مسلحانه در جنبش کرد و نحوه درهمتنیدگی آن با مجموعهای از ابتکارات ناکام صلح که اغلب به چرخههای تازهای از جنگ انجامیدهاند. سپس به پرسش اصلی خواهیم پرداخت: چرا پ.ک.ک. به خلعسلاح یکجانبه روی آورد؟ این تصمیم را در بستر پویاییهای سیاسی در سطوح منطقهای، ملی و جهانی تحلیل خواهیم کرد. در ادامه، به مخاطرات، ابهامات و محاسبات راهبردی مرتبط با این اقدام خواهیم پرداخت و در نهایت، در پیوند با موضوع جنسیت، نقش جنبش آزادی زنان کرد را در ترسیم محدودیتها و امکانهای این فرآیند برجسته خواهیم ساخت.
🔸 از منظر حامیان حزب کارگران کردستان احتمال انحلال این سازمان نباید به معنای پایان مبارزه کردها تلقی شود، بلکه باید آن را نشانهی آغاز مرحلهای نوین و هنوز تعریفنشده از مقاومت دانست. این نگاه ضمن آنکه نوعی خوشبینی استراتژیک را در خود دارد، مستلزم تأملی انتقادی نیز هست. بازتعریف مقاومت در چنین بستری پیچیده نیازمند درکی دقیق از محدودیتها، تناقضها و خطرات درونی آن است. بهعبارتدیگر، هرچند این رویکرد میتواند افقهای تازهای پیش روی جنبش بگشاید، اما نباید بدون تحلیل و بررسی انتقادی، بهعنوان راهحلی نهایی و بدیهی پذیرفته شود. برای مشروعیتبخشی به این روند، ایجاد سازوکارهایی جهت گنجاندن بازخوردهای انتقادی اعضا و کنشگران پ.ک.ک.، بهویژه زنان و زندانیان سیاسی، ضروری است...
🔹 متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-4SW
#سمیه_رستمپور
#مبارزه_مسلحانه #کردستان #خاورمیانه
#اوجالان #حزب_کارگران_کردستان
👇🏽
🖋@naghd_com
نقد: نقد اقتصاد سیاسی - نقد بتوارگی - نقد ایدئولوژی
خوانشی از خودانحلالی پ.ک.ک. و پیامدهای آن برای خاورمیانه
نوشتهی: سمیه رستمپور حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک.) در تاریخ ۱۲ مه ۲۰۲۵ پس از بیش از چهار دهه مبارزهی مسلحانه علیه دولت ترکیه، انحلال خود را اعلام کرد. این تصمیم در پی فراخوان عبدالله اوجالان، رهب…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 بیتوجهی مطلق به اقشار آسیبپذیر جامعه در بحران آبن و برق در کشور:
قطعی برق و بازی با سلامتی همشهریان عزیز در بخش دیالیز بیمارستان بعثت اشکنان شهرستان لامرد در استان فارس
پنج شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۴
#آب_برق_زندگی_حق_مسلم_ماست
#قطعی_آب_و_برق
قطعی برق و بازی با سلامتی همشهریان عزیز در بخش دیالیز بیمارستان بعثت اشکنان شهرستان لامرد در استان فارس
پنج شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۴
#آب_برق_زندگی_حق_مسلم_ماست
#قطعی_آب_و_برق
🚩 سخنان دکتر مهرنگ بلوچ در دادگاههای فرمایشی و نادعادلانهی پاکستان
مهرنگ اینبار هم، از مرگ قانون و عدالت گفت آنگاه که پای مردم بلوچستان در میان است، از مادران دادخواه، از نسلکشی و از حق مردم بلوچ برای در دست گرفتن سرنوشت سیاسیشان و از تداوم بیقفهی مقاومت و مبارزه
دادگاه ویژه مبارزه با تروریسم در کویته، به دستور نهادهای امنیتی و نظامی، تصمیم گرفت بازداشت دکتر مهرنگ بلوچ، رئیس کمیته بلوچ یک جهتی (BYC) و همراهانش را برای بیست روز دیگر تمدید کند. این تصمیم در حالی اتخاذ شد که هیچ مدرک و سندی برای حمایت از اتهاماتشان وجود ندارد و تنها به دلیل فعالیتهای سیاسی و مشروع آنها در راستای مبارزه برای حق تعیین سرنوشت مردم بلوچستان است.
سرکوب و زندانی کردن فعالان سیاسی، که به دنبال حقوق بنیادی و سیاسی مردم بلوچ هستند، نشاندهنده استبداد و ناتوانی در پذیرش حتی حداقل خواستههای مردم است. برای دولت پاکستان، امنیت مردم بلوچستان هیچگاه در اولویت نبوده است؛ چیزی که آنها از آن میترسند، مبارزات سیاسی و خواستههای مشروع مردم بلوچستان برای خودمختاری و آزادی است.
دکتر مهرنگ بلوچ و همرزمانش نه تروریستاند، نه دشمن؛ بلکه مدافعان حق سیاسی مردم بلوچستاناند. آنها به دستاویز سرکوب و زندان از حق خود برای مشارکت در فرآیندهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی منع شدهاند
دکتر مهرنگ بلوچ که همواره صدای مردم خود بوده، حالا هدف سرکوب است اما یک مردم پشت او هستند؛ صدای او و دیگر مبارزان بلوچستان باشیم.
#آزادی_دکتر_مهرنگ_بلوچ #حق_سیاسی_بلوچستان
@collective98
مهرنگ اینبار هم، از مرگ قانون و عدالت گفت آنگاه که پای مردم بلوچستان در میان است، از مادران دادخواه، از نسلکشی و از حق مردم بلوچ برای در دست گرفتن سرنوشت سیاسیشان و از تداوم بیقفهی مقاومت و مبارزه
دادگاه ویژه مبارزه با تروریسم در کویته، به دستور نهادهای امنیتی و نظامی، تصمیم گرفت بازداشت دکتر مهرنگ بلوچ، رئیس کمیته بلوچ یک جهتی (BYC) و همراهانش را برای بیست روز دیگر تمدید کند. این تصمیم در حالی اتخاذ شد که هیچ مدرک و سندی برای حمایت از اتهاماتشان وجود ندارد و تنها به دلیل فعالیتهای سیاسی و مشروع آنها در راستای مبارزه برای حق تعیین سرنوشت مردم بلوچستان است.
سرکوب و زندانی کردن فعالان سیاسی، که به دنبال حقوق بنیادی و سیاسی مردم بلوچ هستند، نشاندهنده استبداد و ناتوانی در پذیرش حتی حداقل خواستههای مردم است. برای دولت پاکستان، امنیت مردم بلوچستان هیچگاه در اولویت نبوده است؛ چیزی که آنها از آن میترسند، مبارزات سیاسی و خواستههای مشروع مردم بلوچستان برای خودمختاری و آزادی است.
دکتر مهرنگ بلوچ و همرزمانش نه تروریستاند، نه دشمن؛ بلکه مدافعان حق سیاسی مردم بلوچستاناند. آنها به دستاویز سرکوب و زندان از حق خود برای مشارکت در فرآیندهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی منع شدهاند
دکتر مهرنگ بلوچ که همواره صدای مردم خود بوده، حالا هدف سرکوب است اما یک مردم پشت او هستند؛ صدای او و دیگر مبارزان بلوچستان باشیم.
#آزادی_دکتر_مهرنگ_بلوچ #حق_سیاسی_بلوچستان
@collective98
Forwarded from هماندیشی چپ
#هماندیشیـچپ: موج تازهی افغانستانیستیزی و اخراج افغانستانیها از ایران
گفتوگو با: علی واعظی*
گفتوگوگردان: سعید افشار
۱۰ مرداد ۱۴۰۴ (۱ آگوست ۲۰۲۵)
روایت تصویری:
https://youtu.be/s8XH2K_Lqs0
#جمهوریـاسلامی در موج تازهی #افغانستانیستیزی با اظهارات بیپایه و فاشیستی دربارهی اشغال موقعیتهای شغلی، اعلام محرومیت افغانستانیها از حقوق شهروندی و جاسوس خواندن آنان، در هشت ماه گذشته بیش از یک میلیون تن از آنها را از ایران اخراج کرده است.
ایران سالهاست مقصد پناهندگان افغانستانی بوده که از خشونت، آزار و اذیت و مشکلات اقتصادی در کشور خود فرار میکنند و با همان مشکلات در ایران مواجهاند.
موضوع فقط محدود به حاکمیت نیست. بخشهایی از جامعه با اظهارات ضد افغانستانی، ابعاد هراسانگیزی از #نژادپرستی را آشکار میکنند.
این گفتوگو گرد محورهای زیر انجام شد:
🔷 ما و آنان؛ رویارویی دو «ما»ی برساخته از «هویت ملی» یا «هویت قومیمذهبی».
🔷 منشأ افغانستانیستیزی چیست؟
🔷 آیا تبعیض علیه افغانستانیها در ایران سامانمند است؟
🔷 رسانهها چه نقشی در تقویت یا کاهش افغانستانیستیزی و تبعیضهای اجتماعی دارند؟
🔷 چه راهکارهای عملی برای مقابله با این تبعیضها و تغییر نگرش مردم میتوان ارائه داد؟
🔷 سالگرد بازگشت طالبان به قدرت و پیوند میان بحران افغانستان با مناسبات جهانی قدرت.
🔷 «مبارزه با طالبان بدون نقد اسلامگرایی، ناسیونالیسم، امپریالیسم و سیاست هویت قومی ممکن نیست.»
* علی واعظی، پژوهشگر علوم انسانی و دانشجوی دورهی دکترای مردمشناسی در مدرسهی عالی مطالعات علوم اجتماعی پاریس، برای پایاننامهی خود دربارهی سیاست عاملیت فرودستان در غرب کابل طی سالهای پس از ۲۰۰۱ پژوهش میکند. این پژوهش شکلهای گوناگون این عاملیت سیاسی شامل مقاومتهای روزمره، همبستگیهای اجتماعی، استراتژیهای بقا و اعتراضهای خیابانی را نیز دربر میگیرد.
* * * * * * *
گفتوگوهای قبلی در: کانال یوتیوب و کانال تلگرام هماندیشی چپ
گفتوگو با: علی واعظی*
گفتوگوگردان: سعید افشار
۱۰ مرداد ۱۴۰۴ (۱ آگوست ۲۰۲۵)
روایت تصویری:
https://youtu.be/s8XH2K_Lqs0
#جمهوریـاسلامی در موج تازهی #افغانستانیستیزی با اظهارات بیپایه و فاشیستی دربارهی اشغال موقعیتهای شغلی، اعلام محرومیت افغانستانیها از حقوق شهروندی و جاسوس خواندن آنان، در هشت ماه گذشته بیش از یک میلیون تن از آنها را از ایران اخراج کرده است.
ایران سالهاست مقصد پناهندگان افغانستانی بوده که از خشونت، آزار و اذیت و مشکلات اقتصادی در کشور خود فرار میکنند و با همان مشکلات در ایران مواجهاند.
موضوع فقط محدود به حاکمیت نیست. بخشهایی از جامعه با اظهارات ضد افغانستانی، ابعاد هراسانگیزی از #نژادپرستی را آشکار میکنند.
این گفتوگو گرد محورهای زیر انجام شد:
🔷 ما و آنان؛ رویارویی دو «ما»ی برساخته از «هویت ملی» یا «هویت قومیمذهبی».
🔷 منشأ افغانستانیستیزی چیست؟
🔷 آیا تبعیض علیه افغانستانیها در ایران سامانمند است؟
🔷 رسانهها چه نقشی در تقویت یا کاهش افغانستانیستیزی و تبعیضهای اجتماعی دارند؟
🔷 چه راهکارهای عملی برای مقابله با این تبعیضها و تغییر نگرش مردم میتوان ارائه داد؟
🔷 سالگرد بازگشت طالبان به قدرت و پیوند میان بحران افغانستان با مناسبات جهانی قدرت.
🔷 «مبارزه با طالبان بدون نقد اسلامگرایی، ناسیونالیسم، امپریالیسم و سیاست هویت قومی ممکن نیست.»
* علی واعظی، پژوهشگر علوم انسانی و دانشجوی دورهی دکترای مردمشناسی در مدرسهی عالی مطالعات علوم اجتماعی پاریس، برای پایاننامهی خود دربارهی سیاست عاملیت فرودستان در غرب کابل طی سالهای پس از ۲۰۰۱ پژوهش میکند. این پژوهش شکلهای گوناگون این عاملیت سیاسی شامل مقاومتهای روزمره، همبستگیهای اجتماعی، استراتژیهای بقا و اعتراضهای خیابانی را نیز دربر میگیرد.
* * * * * * *
گفتوگوهای قبلی در: کانال یوتیوب و کانال تلگرام هماندیشی چپ
YouTube
هماندیشی چپ: موج تازهی افغانستانیستیزی و اخراج افغانستانیها از ایران، گفتوگو با علی واعظی
#هماندیشی_چپ
موج تازهی افغانستانیستیزی و اخراج افغانستانیها از ایران
گفتوگو با: علی واعظی*
گفتوگوگردان: سعید افشار
۱۰ مرداد ۱۴۰۴ (۱ آگوست ۲۰۲۵)
روایت تصویری: ؟؟
#جمهوریـاسلامی در موج تازهی #افغانستانیستیزی با اظهارات بیپایه و فاشیستی دربارهی…
موج تازهی افغانستانیستیزی و اخراج افغانستانیها از ایران
گفتوگو با: علی واعظی*
گفتوگوگردان: سعید افشار
۱۰ مرداد ۱۴۰۴ (۱ آگوست ۲۰۲۵)
روایت تصویری: ؟؟
#جمهوریـاسلامی در موج تازهی #افغانستانیستیزی با اظهارات بیپایه و فاشیستی دربارهی…
Forwarded from هماندیشی چپ
RacistDeportationsWaveAfghans_Alireza Vaezi_audio.mp4
61.9 MB
#هماندیشیـچپ: موج تازهی افغانستانیستیزی و اخراج افغانستانیها از ایران
گفتوگو با: علی واعظی*
گفتوگوگردان: سعید افشار
۱۰ مرداد ۱۴۰۴ (۱ آگوست ۲۰۲۵)
روایت شنیداری
#جمهوریـاسلامی در موج تازهی #افغانستانیستیزی با اظهارات بیپایه و فاشیستی در ۸ ماه گذشته بیش از یک میلیون تن را اخراج کرده است.
پناهندگان افغانستانی فراری از خشونت، آزار و اذیت و مشکلات اقتصادی در کشور با همان مشکلات در ایران مواجهاند.
موضوع فقط محدود به حاکمیت نیست. بخشهایی از جامعه با اظهارات ضد افغانستانی، ابعاد هراسانگیزی از #نژادپرستی را آشکار میکنند.
برخی محورهای این گفتوگو:
🔷 منشأ افغانستانیستیزی چیست؟
🔷 آیا تبعیض علیه افغانستانیها در ایران سامانمند است؟
🔷 نقش رسانهها
🔷 راهکارهای عملی برای مقابله با تبعیضها
🔷 پیوند میان بحران افغانستان با مناسبات جهانی قدرت.
⬅️ متن کامل معرفی این گفتوگو و روایت تصویری آن.
* علی واعظی، پژوهشگر علوم انسانی و دانشجوی دورهی دکترای مردمشناسی در مدرسهی عالی مطالعات علوم اجتماعی پاریس. ⬅️ متن کامل.
* * * * * * *
گفتوگوهای قبلی در: کانال یوتیوب و کانال تلگرام هماندیشی چپ
گفتوگو با: علی واعظی*
گفتوگوگردان: سعید افشار
۱۰ مرداد ۱۴۰۴ (۱ آگوست ۲۰۲۵)
روایت شنیداری
#جمهوریـاسلامی در موج تازهی #افغانستانیستیزی با اظهارات بیپایه و فاشیستی در ۸ ماه گذشته بیش از یک میلیون تن را اخراج کرده است.
پناهندگان افغانستانی فراری از خشونت، آزار و اذیت و مشکلات اقتصادی در کشور با همان مشکلات در ایران مواجهاند.
موضوع فقط محدود به حاکمیت نیست. بخشهایی از جامعه با اظهارات ضد افغانستانی، ابعاد هراسانگیزی از #نژادپرستی را آشکار میکنند.
برخی محورهای این گفتوگو:
🔷 منشأ افغانستانیستیزی چیست؟
🔷 آیا تبعیض علیه افغانستانیها در ایران سامانمند است؟
🔷 نقش رسانهها
🔷 راهکارهای عملی برای مقابله با تبعیضها
🔷 پیوند میان بحران افغانستان با مناسبات جهانی قدرت.
⬅️ متن کامل معرفی این گفتوگو و روایت تصویری آن.
* علی واعظی، پژوهشگر علوم انسانی و دانشجوی دورهی دکترای مردمشناسی در مدرسهی عالی مطالعات علوم اجتماعی پاریس. ⬅️ متن کامل.
* * * * * * *
گفتوگوهای قبلی در: کانال یوتیوب و کانال تلگرام هماندیشی چپ
🚩 روایت و شهادت زندانیان سیاسی بازمانده از «شنبه خونین قزلحصار» — بخش نخست
به وجدانهای بیدار
ما، زندانیان سیاسی بازمانده، شهادت میدهیم به آنچه در شنبه چهارم مرداد ۱۴۰۴ در زندان قزلحصار گذشت. روزی که نه فقط خونین، که در قساوت، تحقیر و نقض آشکار حقوق بشر در تاریخ معاصر این کشور بیسابقه بود.
آن روز، تمامی حقوق بنیادین ما ـ از حق حیات تا حق کرامت، سلامت و دادرسی منصفانه ـ به شکلی بیپرده و خشونتبار لگدمال شد.
پیشزمینه
پیش از این روز، ما بیست زندانی سیاسی در بند ۲۰/۳ واحد چهار بودیم. پس از این روز، دو تن از همبندیهایمان ـ بهروز احسانی و مهدی حسنی ـ مظلومانه با طناب دار به قتل رسیدند. آنها پیش از اعدام، نه به وکیل دسترسی داشتند و نه به روند دادرسی عادلانه؛ بنا به اظهارات صریح رئیس پیشین دادسرای ناحیه ۳۳، این محرومیت رسمی و عمدی بود. شهادت این دو، تا ساعتی پیش از اعدام، بخشی از همین روایت است.
به خانواده این دو عزیز تسلیت گفته و در غمشان شریک هستیم؛ نیز به همه خانوادههای دادخواه این سرزمین، سوگ فقدانشان را تسلیت میگوییم.
شروع یورش
ساعت ۷:۴۵ صبح شنبه چهار مرداد، چند مأمور لباسشخصی، به بهانهٔ «اطلاع از وضعیت قطعی آب» وارد سالن شدند. این ورود ظاهراً عادی، مقدمهٔ هجوم بود. چند لحظه بعد، بیش از پنجاه مأمور نقابپوش و چند مأمور بینقاب وارد سالن شدند:
• اسماعیل فرجنژاد (معاون بهاصطلاح سلامت زندان قزلحصار)
• کمرهای (رئیس حفاظت اطلاعات زندان)
• اشرفآبادی (از مسئولان حفاظت اطلاعات)
• قاسم صحرایی (افسر جانشین واحد ۳ زندان)
• محمدی (معاون مالی زندان)
فرماندهی صحنه با اسماعیل فرجنژاد بود و فرماندهی نیروهای سرکوب با قاسم صحرایی؛ همان که از ابتدای ورود، با فحاشیهای رکیک جنسی، مأموران را به زدن و حتی کشتن زندانیان سیاسی تحریک میکرد. قاسم صحرایی، که همواره ارادتش به رهبر جمهوری اسلامی را به رخ میکشید، در سالن فریاد زد:
«ک…یها همهتون رو میکشیم!»
ضربوشتم و شکنجه
مأموران نقابپوش با مشت، لگد، باتوم و فحاشی، به جان زندانیان افتادند. آنهایی که جلو سالن بودند یا از سلولها بیرون آمدند، بلافاصله محاصره شدند. چند مأمور دستها را از پشت بستند، آنها را کشانکشان بیرون بردند و به دیوار کریدور اصلی کوبیدند. بیرون سالن، تا انتهای زیرهشت و دم درب خروجی واحد چهار، مأموران نقابپوش صف کشیده بودند.
در چند دقیقه، تعدادی از همبندان ما ـ خسرو رهنما، علی معزی، محمد شافعی، رضا سلمانزاده، مصطفی رمضانی، رضا محمدحسینی طامه، آرشام رضائی، مهدی حسنی، بهروز احسانی، ابوالحسن منتظر، اکبر باقری، اسدالله هادی، زرتشت احمدی راغب ـ با خشونت و هتاکی، دستبندخورده از سالن خارج شدند.
قاسم صحرایی به رضا محمدحسینی، آرشام رضائی و دیگران که دستشان از پشت بسته بود، پیاپی سیلی زد و با لگد از پشت به آنها کوبید.
• آرشام رضائی: ضربه لگد به پشتش باعث شد تا چند روز ادرارش آمیخته با خون باشد و لباس زیرش خونآلود.
• اسدالله هادی (۶۸ ساله، بیمار قلبی): ضربه سنگین به پیشانیاش باعث تورم چندروزه شد.
• اکبر باقری: با دستان بسته به زمین کوبیده شد؛ پزشک آسیب به مینیسک زانویش را تأیید کرد.
• رضا سلمانزاده: به دیوار کوبیده شد، با وجود انجام چند عمل جراحی داخلی.
صحنههای داخل سالن
سعید ماسوری، زندانی سیاسی با ۲۵ سال حبس، با گرفتن پسگردن و یقهٔ لباسش توسط اسماعیل فرجنژاد به خروجی برده شد.
شعار «مرگ بر دیکتاتور» که از انتهای سالن شنیده شد، موجب شد احمدرضا حائری فریاد بزند:
«این چه وحشیگریه؟ اگه میخواید سالن رو بازرسی کنید، با زبان آدم بگید، همه بیرون میرفتیم!»
پاسخ فرمانده سرکوب، هجوم با مشت و سیلی به سر و گردن او بود. احمدرضا دید لقمان امینپور زیر ضرب چند مأمور است؛ حمزه سورای برای کمک رفت، اما هر دو زیر بار لگد و مشت افتادند، لباسهایشان پاره شد و با دستبند از پشت، کشانکشان بیرون برده شدند. ناخن پای چپ حمزه شکست و سیاه شد؛ ۱۷ تیر، ناخن عفونی در بهداری کشیده شد. احمدرضا حائری چهار بار به بهداری اعزام شد.
لقمان امینپور، میثم دهبانزاده و سپهر امامجمعه نیز هرکدام زیر ضربات بیرحمانه مأموران، با تنی زخمی و لباس پاره از سالن خارج شدند. عینک سپهر شکسته شد؛ جای ضربات پوتین بر گردن میثم مانده؛ آثار جراحت بر بدن لقمان آشکار بود.
محاصره و انتقال
همهٔ ما ۲۰ نفر را با پای برهنه و لباسهای پاره و خونین، به خروجی سالن بردند. درب تمام سالنهای واحد چهار بسته شد تا بیش از هزار زندانی دیگر و حتی پرسنل بهداری و فرهنگی شاهد صحنه نباشند.
👇👇👇
به وجدانهای بیدار
ما، زندانیان سیاسی بازمانده، شهادت میدهیم به آنچه در شنبه چهارم مرداد ۱۴۰۴ در زندان قزلحصار گذشت. روزی که نه فقط خونین، که در قساوت، تحقیر و نقض آشکار حقوق بشر در تاریخ معاصر این کشور بیسابقه بود.
آن روز، تمامی حقوق بنیادین ما ـ از حق حیات تا حق کرامت، سلامت و دادرسی منصفانه ـ به شکلی بیپرده و خشونتبار لگدمال شد.
پیشزمینه
پیش از این روز، ما بیست زندانی سیاسی در بند ۲۰/۳ واحد چهار بودیم. پس از این روز، دو تن از همبندیهایمان ـ بهروز احسانی و مهدی حسنی ـ مظلومانه با طناب دار به قتل رسیدند. آنها پیش از اعدام، نه به وکیل دسترسی داشتند و نه به روند دادرسی عادلانه؛ بنا به اظهارات صریح رئیس پیشین دادسرای ناحیه ۳۳، این محرومیت رسمی و عمدی بود. شهادت این دو، تا ساعتی پیش از اعدام، بخشی از همین روایت است.
به خانواده این دو عزیز تسلیت گفته و در غمشان شریک هستیم؛ نیز به همه خانوادههای دادخواه این سرزمین، سوگ فقدانشان را تسلیت میگوییم.
شروع یورش
ساعت ۷:۴۵ صبح شنبه چهار مرداد، چند مأمور لباسشخصی، به بهانهٔ «اطلاع از وضعیت قطعی آب» وارد سالن شدند. این ورود ظاهراً عادی، مقدمهٔ هجوم بود. چند لحظه بعد، بیش از پنجاه مأمور نقابپوش و چند مأمور بینقاب وارد سالن شدند:
• اسماعیل فرجنژاد (معاون بهاصطلاح سلامت زندان قزلحصار)
• کمرهای (رئیس حفاظت اطلاعات زندان)
• اشرفآبادی (از مسئولان حفاظت اطلاعات)
• قاسم صحرایی (افسر جانشین واحد ۳ زندان)
• محمدی (معاون مالی زندان)
فرماندهی صحنه با اسماعیل فرجنژاد بود و فرماندهی نیروهای سرکوب با قاسم صحرایی؛ همان که از ابتدای ورود، با فحاشیهای رکیک جنسی، مأموران را به زدن و حتی کشتن زندانیان سیاسی تحریک میکرد. قاسم صحرایی، که همواره ارادتش به رهبر جمهوری اسلامی را به رخ میکشید، در سالن فریاد زد:
«ک…یها همهتون رو میکشیم!»
ضربوشتم و شکنجه
مأموران نقابپوش با مشت، لگد، باتوم و فحاشی، به جان زندانیان افتادند. آنهایی که جلو سالن بودند یا از سلولها بیرون آمدند، بلافاصله محاصره شدند. چند مأمور دستها را از پشت بستند، آنها را کشانکشان بیرون بردند و به دیوار کریدور اصلی کوبیدند. بیرون سالن، تا انتهای زیرهشت و دم درب خروجی واحد چهار، مأموران نقابپوش صف کشیده بودند.
در چند دقیقه، تعدادی از همبندان ما ـ خسرو رهنما، علی معزی، محمد شافعی، رضا سلمانزاده، مصطفی رمضانی، رضا محمدحسینی طامه، آرشام رضائی، مهدی حسنی، بهروز احسانی، ابوالحسن منتظر، اکبر باقری، اسدالله هادی، زرتشت احمدی راغب ـ با خشونت و هتاکی، دستبندخورده از سالن خارج شدند.
قاسم صحرایی به رضا محمدحسینی، آرشام رضائی و دیگران که دستشان از پشت بسته بود، پیاپی سیلی زد و با لگد از پشت به آنها کوبید.
• آرشام رضائی: ضربه لگد به پشتش باعث شد تا چند روز ادرارش آمیخته با خون باشد و لباس زیرش خونآلود.
• اسدالله هادی (۶۸ ساله، بیمار قلبی): ضربه سنگین به پیشانیاش باعث تورم چندروزه شد.
• اکبر باقری: با دستان بسته به زمین کوبیده شد؛ پزشک آسیب به مینیسک زانویش را تأیید کرد.
• رضا سلمانزاده: به دیوار کوبیده شد، با وجود انجام چند عمل جراحی داخلی.
صحنههای داخل سالن
سعید ماسوری، زندانی سیاسی با ۲۵ سال حبس، با گرفتن پسگردن و یقهٔ لباسش توسط اسماعیل فرجنژاد به خروجی برده شد.
شعار «مرگ بر دیکتاتور» که از انتهای سالن شنیده شد، موجب شد احمدرضا حائری فریاد بزند:
«این چه وحشیگریه؟ اگه میخواید سالن رو بازرسی کنید، با زبان آدم بگید، همه بیرون میرفتیم!»
پاسخ فرمانده سرکوب، هجوم با مشت و سیلی به سر و گردن او بود. احمدرضا دید لقمان امینپور زیر ضرب چند مأمور است؛ حمزه سورای برای کمک رفت، اما هر دو زیر بار لگد و مشت افتادند، لباسهایشان پاره شد و با دستبند از پشت، کشانکشان بیرون برده شدند. ناخن پای چپ حمزه شکست و سیاه شد؛ ۱۷ تیر، ناخن عفونی در بهداری کشیده شد. احمدرضا حائری چهار بار به بهداری اعزام شد.
لقمان امینپور، میثم دهبانزاده و سپهر امامجمعه نیز هرکدام زیر ضربات بیرحمانه مأموران، با تنی زخمی و لباس پاره از سالن خارج شدند. عینک سپهر شکسته شد؛ جای ضربات پوتین بر گردن میثم مانده؛ آثار جراحت بر بدن لقمان آشکار بود.
محاصره و انتقال
همهٔ ما ۲۰ نفر را با پای برهنه و لباسهای پاره و خونین، به خروجی سالن بردند. درب تمام سالنهای واحد چهار بسته شد تا بیش از هزار زندانی دیگر و حتی پرسنل بهداری و فرهنگی شاهد صحنه نباشند.
👇👇👇
در مسیر خروج، مأموران با توهین، سیلی و تحقیر، ما را از برابر دفتر رئیس واحد گذراندند. مأموران لباسشخصی ـ احتمالاً وزارت اطلاعات ـ حضور داشتند. صدای دو وسیلهٔ نقلیه آمد.
علی معزی، سالخورده و عصادار، با دستان زنجیرشده، اولین نفر سوار مینیبوس شد.
بعد نوبت دیگران رسید، از جمله مهدی حسنی و بهروز احسانی. بهروز، با موهای سفید بر پیشانی، گفت:
«شما که رفتنی هستید، حالا هر کاری میخواهید بکنید.»
قاسم صحرایی، سه پله بالاتر، با تمام زور بر سر و گردن بهروز کوبید؛ چندبار تکرار کرد. سپس فریاد زد:
«آره ما رفتنی هستیم، اما قبلش کلک همه شما رو میکنیم!»
جداسازی و اعدام
بهروز را به سمت ون بردند. مهدی حسنی، با دیدن صحنه، از انتهای اتوبوس جلو آمد و بارها فریاد زد: «من مهدی حسنی هستم.» مأمور نقابپوش آمد و او را نیز پیاده کرد. کمی قبلتر، سعید ماسوری هم پیاده شده بود.
تصورمان این بود که هدف، انتقام از «کارزار سهشنبههای نه به اعدام» و مقاومت در برابر تبعید سعید ماسوری است. اما بهسرعت فهمیدیم که این، مقدمهٔ اعدام بود.
در بند ویژهٔ واحد یک، مهدی حسنی و بهروز احسانی بهسرعت اعدام شدند. خبرش، پنج روز بعد به ما رسید.
حتی داعش هم با قربانیانش چنین نکرد.
پس از بازگشت
وقتی به سالن برگشتیم، قرآنهای برخی از ما پاره و کف سلول پرت شده بود. اما حتی این بیحرمتی، در برابر سلب حق حیات و تحقیر لحظههای آخر بهروز و مهدی، کمرنگ بود.
مسئولیت و هشدار
ما این جنایتها را مستقیماً متوجه مقامات ارشد اطلاعاتی و قضایی میدانیم. سکوت در برابر «شنبه خونین قزلحصار»، مقدمهٔ اعدامهای گستردهتر است؛ زندانیان سیاسی و عقیدتی، و حتی شهروندانی که تنها به جرم عکاسی یا کنش مدنی، اکنون با اتهامات سنگین و حکم اعدام مواجهاند.
نه به اعدام، نه به شکنجه، نه به قتل حکومتی.
ما، بازماندگان «شنبه خونین قزلحصار»، فردا، سهشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۴، در هشتاد و یکمین هفتهٔ کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، به یاد مهدی حسنی و بهروز احسانی، دست به اعتصاب غذا خواهیم زد.
این شهادتنامه با دقت و صداقت نوشته شده و به همهٔ وجدانهای بیدار هشدار میدهد: سکوت، شریک جرم است.
زندانیان سیاسی بازمانده «شنبه خونین قزلحصار»
واحد چهار زندان قزلحصار
دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۴
@collective98
علی معزی، سالخورده و عصادار، با دستان زنجیرشده، اولین نفر سوار مینیبوس شد.
بعد نوبت دیگران رسید، از جمله مهدی حسنی و بهروز احسانی. بهروز، با موهای سفید بر پیشانی، گفت:
«شما که رفتنی هستید، حالا هر کاری میخواهید بکنید.»
قاسم صحرایی، سه پله بالاتر، با تمام زور بر سر و گردن بهروز کوبید؛ چندبار تکرار کرد. سپس فریاد زد:
«آره ما رفتنی هستیم، اما قبلش کلک همه شما رو میکنیم!»
جداسازی و اعدام
بهروز را به سمت ون بردند. مهدی حسنی، با دیدن صحنه، از انتهای اتوبوس جلو آمد و بارها فریاد زد: «من مهدی حسنی هستم.» مأمور نقابپوش آمد و او را نیز پیاده کرد. کمی قبلتر، سعید ماسوری هم پیاده شده بود.
تصورمان این بود که هدف، انتقام از «کارزار سهشنبههای نه به اعدام» و مقاومت در برابر تبعید سعید ماسوری است. اما بهسرعت فهمیدیم که این، مقدمهٔ اعدام بود.
در بند ویژهٔ واحد یک، مهدی حسنی و بهروز احسانی بهسرعت اعدام شدند. خبرش، پنج روز بعد به ما رسید.
حتی داعش هم با قربانیانش چنین نکرد.
پس از بازگشت
وقتی به سالن برگشتیم، قرآنهای برخی از ما پاره و کف سلول پرت شده بود. اما حتی این بیحرمتی، در برابر سلب حق حیات و تحقیر لحظههای آخر بهروز و مهدی، کمرنگ بود.
مسئولیت و هشدار
ما این جنایتها را مستقیماً متوجه مقامات ارشد اطلاعاتی و قضایی میدانیم. سکوت در برابر «شنبه خونین قزلحصار»، مقدمهٔ اعدامهای گستردهتر است؛ زندانیان سیاسی و عقیدتی، و حتی شهروندانی که تنها به جرم عکاسی یا کنش مدنی، اکنون با اتهامات سنگین و حکم اعدام مواجهاند.
نه به اعدام، نه به شکنجه، نه به قتل حکومتی.
ما، بازماندگان «شنبه خونین قزلحصار»، فردا، سهشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۴، در هشتاد و یکمین هفتهٔ کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، به یاد مهدی حسنی و بهروز احسانی، دست به اعتصاب غذا خواهیم زد.
این شهادتنامه با دقت و صداقت نوشته شده و به همهٔ وجدانهای بیدار هشدار میدهد: سکوت، شریک جرم است.
زندانیان سیاسی بازمانده «شنبه خونین قزلحصار»
واحد چهار زندان قزلحصار
دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۴
@collective98
Forwarded from کارزار سهشنبههای نه به اعدام
کارزار سهشنبههای نه به اعدام
Photo
اعتصاب غذای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته هشتاد و یکم در ۴۹ زندان مختلف
در حالی که اعدام و سرکوب در ایران اوج گرفته، و در پی انتقال زندانیان سیاسی از زندان تهران بزرگ به زندان اوین، شاهد ربودن ناگهانی پنج زندانی سیاسی که پیشتر به اعدام محکوم شدهبودند ـ وحید بنیعامریان، پویا قبادی، بابک علیپور، اکبر (شاهرخ) دانشورکار و محمد تقوی ـ به زندان قزلحصار هستیم؛ موضوعی که سازمان عفو بینالملل نیز آن را قویاً محکوم کرده است.
همچنین دو زندانی امنیتی، بابک شهبازی و امید تباری مقدم، نیز با ضرب و شتم به زندان قزلحصار منتقل شدند. این اقدام سرکوبگرانه بخشی از روند تشدید فشار بر زندانیان سیاسی و افزایش بیسابقه اجرای احکام اعدام در کشور است.
بر اساس گزارشها، یک زندانی سیاسی بلوچ به نام عامر پرکی بلوچزهی برای اجرای حکم اعدام به انفرادی زندان زاهدان منتقل شده و جانش در خطر است. تنها در روز ۱۵ مرداد، ۲۰ تن به دار آویخته شدهاند. آمار تکاندهندهتر اینکه از آغاز مردادماه تاکنون، بیش از ۱۱۰ تن در ایران به دار آویخته شدهاند.
اما در برابر این موج اعدامها، مقاومت زندانیان و مردم ادامه دارد. کسبه و مردم شجاع شهر سمیرم با تعطیلی بازار و مغازههای خود، در اعتراض به صدور حکم اعدام برای دو برادر، فاضل و مهران بهرامیان، صدای اعتراضشان را به گوش همگان رساندند.
ما از تمام خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام میخواهیم:
۱. صدور احکام اعدام فرزندان و اقوام خود را پنهان نکنید و آنها را به شکل گسترده رسانهای کنید.
۲. با تجمع در مکانهای عمومی، صدای اعتراض خود را به این احکام غیرانسانی بلند کنید.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از عموم مردم ایران و جهان میخواهد که در کنار این خانوادهها بایستند و با هر امکان و ابزاری که در اختیار دارند، علیه ماشین اعدام در ایران بپاخیزند. تنها با قیام و ایستادگی، شجاعت و صدای بلند جمعی میتوان به این چرخه مرگ پایان داد.
در هفته هشتاد و یکم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، اعضای این کارزار روز سهشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۴ در ۴۹ زندان زیر در اعتصاب غذا خواهند بود:
زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، زندان اوین، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان خرمآباد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان زاهدان (بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج و زندان کامیاران.
هفته هشتاد و یکم
سهشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
@No_To_Execution_Tuesdays
در حالی که اعدام و سرکوب در ایران اوج گرفته، و در پی انتقال زندانیان سیاسی از زندان تهران بزرگ به زندان اوین، شاهد ربودن ناگهانی پنج زندانی سیاسی که پیشتر به اعدام محکوم شدهبودند ـ وحید بنیعامریان، پویا قبادی، بابک علیپور، اکبر (شاهرخ) دانشورکار و محمد تقوی ـ به زندان قزلحصار هستیم؛ موضوعی که سازمان عفو بینالملل نیز آن را قویاً محکوم کرده است.
همچنین دو زندانی امنیتی، بابک شهبازی و امید تباری مقدم، نیز با ضرب و شتم به زندان قزلحصار منتقل شدند. این اقدام سرکوبگرانه بخشی از روند تشدید فشار بر زندانیان سیاسی و افزایش بیسابقه اجرای احکام اعدام در کشور است.
بر اساس گزارشها، یک زندانی سیاسی بلوچ به نام عامر پرکی بلوچزهی برای اجرای حکم اعدام به انفرادی زندان زاهدان منتقل شده و جانش در خطر است. تنها در روز ۱۵ مرداد، ۲۰ تن به دار آویخته شدهاند. آمار تکاندهندهتر اینکه از آغاز مردادماه تاکنون، بیش از ۱۱۰ تن در ایران به دار آویخته شدهاند.
اما در برابر این موج اعدامها، مقاومت زندانیان و مردم ادامه دارد. کسبه و مردم شجاع شهر سمیرم با تعطیلی بازار و مغازههای خود، در اعتراض به صدور حکم اعدام برای دو برادر، فاضل و مهران بهرامیان، صدای اعتراضشان را به گوش همگان رساندند.
ما از تمام خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام میخواهیم:
۱. صدور احکام اعدام فرزندان و اقوام خود را پنهان نکنید و آنها را به شکل گسترده رسانهای کنید.
۲. با تجمع در مکانهای عمومی، صدای اعتراض خود را به این احکام غیرانسانی بلند کنید.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از عموم مردم ایران و جهان میخواهد که در کنار این خانوادهها بایستند و با هر امکان و ابزاری که در اختیار دارند، علیه ماشین اعدام در ایران بپاخیزند. تنها با قیام و ایستادگی، شجاعت و صدای بلند جمعی میتوان به این چرخه مرگ پایان داد.
در هفته هشتاد و یکم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، اعضای این کارزار روز سهشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۴ در ۴۹ زندان زیر در اعتصاب غذا خواهند بود:
زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، زندان اوین، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان خرمآباد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان زاهدان (بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج و زندان کامیاران.
هفته هشتاد و یکم
سهشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
@No_To_Execution_Tuesdays
🚩 تعداد زیادی از فیلمسازان، فیلمهای خود درباره فلسطین را به صورت رایگان در اینترنت منتشر کردهاند. در ادامه پیوندهایی به این فیلمها آمده است که میتوانید برای گسترش پیام، آنها را تماشا و به اشتراک بگذارید.
• مجموعهای از مستندها منتشر شده توسط الجزیره داکیومنتری:
bit.ly/3yp2nBI
bit.ly/2SSpMeC
bit.ly/3f0KK3P
• “Keeper of Memory” documentary:
youtu.be/eywuYeflWzg
• “Empty Seat” documentary:
youtu.be/an4hRFWOSQQ
• “Resistance Pilot” documentary:
youtu.be/wqSmdZy-Xcg
• “Jenin” documentary:
vimeo.com/499672067
• “The Olive Tree” documentary:
vimeo.com/432062498
• “Scenes from the Occupation in Gaza” (1973) documentary:
youtu.be/1JlIwmnYnlE
• “Gaza Fights For Freedom” documentary:
youtu.be/HnZSaKYmP2s
• “Arna’s Children” documentary:
youtu.be/cQZiHgbBBcI
• Short Film “Strawberry”:
vimeo.com/209189656/e551…
• Short Film “The Place”:
youtu.be/fgcIVhNvsII
• “The Mayor” documentary:
youtu.be/aDvOnhssTcc
• “The Creation and the Nakba 1948” documentary:
youtu.be/Bwy-Rf15UIs
• “Occupation 101” documentary:
youtu.be/C56QcWOGSKk
• “The Shadow of Absence” documentary:
vimeo.com/220119035
• “The Don’t Exist” documentary:
youtu.be/2WZ_7Z6vbsg
• “As The Poet Said” documentary:
vimeo.com/220116068
• “Five Broken Cameras” documentary:
youtu.be/TZU9hYIgXZw
• “Paradise Now” feature film:
vimeo.com/510883804
• “Abnadam” short film:
youtu.be/I–r85cOoXM
• “Wedding of Galilee” feature film:
youtu.be/dYMQw7hQI1U
• “Keffiyeh” feature film:
vimeo.com/780695653
• “Slingshot Hip Hop” documentary:
youtu.be/hHFlWE3N9Ik
• “Tall al-Zaatar” documentary:
youtu.be/Ma8H3sEbqtI
• “Tall al-Zaatar - The Secrets of the Battle” documentary:
youtu.be/Ma8H3sEbqtI
• “In the Grip of the Resistance” documentary:
youtu.be/htJ10ACWQJM
• “Swings” documentary:
youtu.be/gMk-Zi9vTGs
• “Naji al-Ali: An Artist with Vision” documentary:
youtu.be/Y31yUi4WVsU
• “The Upper Gate” documentary:
vimeo.com/433362585
• “In Search of Palestine” documentary:
vimeo.com/184213685?1
• “Salt of this Sea” feature film:
bit.ly/3c10G3Z
• “Speak, Bird” documentary:
youtu.be/wdkoxBjKM1Q
• “The Palestinian Exodus” series:
bit.ly/3bXNAVp
• “I Am Jerusalem” series:
bit.ly/3hG8sDV
🔹میتوانید این فیلمها را تماشا کرده و به اشتراک بگذارید تا به گسترش آگاهی کمک کنید.
@collective98
• مجموعهای از مستندها منتشر شده توسط الجزیره داکیومنتری:
bit.ly/3yp2nBI
bit.ly/2SSpMeC
bit.ly/3f0KK3P
• “Keeper of Memory” documentary:
youtu.be/eywuYeflWzg
• “Empty Seat” documentary:
youtu.be/an4hRFWOSQQ
• “Resistance Pilot” documentary:
youtu.be/wqSmdZy-Xcg
• “Jenin” documentary:
vimeo.com/499672067
• “The Olive Tree” documentary:
vimeo.com/432062498
• “Scenes from the Occupation in Gaza” (1973) documentary:
youtu.be/1JlIwmnYnlE
• “Gaza Fights For Freedom” documentary:
youtu.be/HnZSaKYmP2s
• “Arna’s Children” documentary:
youtu.be/cQZiHgbBBcI
• Short Film “Strawberry”:
vimeo.com/209189656/e551…
• Short Film “The Place”:
youtu.be/fgcIVhNvsII
• “The Mayor” documentary:
youtu.be/aDvOnhssTcc
• “The Creation and the Nakba 1948” documentary:
youtu.be/Bwy-Rf15UIs
• “Occupation 101” documentary:
youtu.be/C56QcWOGSKk
• “The Shadow of Absence” documentary:
vimeo.com/220119035
• “The Don’t Exist” documentary:
youtu.be/2WZ_7Z6vbsg
• “As The Poet Said” documentary:
vimeo.com/220116068
• “Five Broken Cameras” documentary:
youtu.be/TZU9hYIgXZw
• “Paradise Now” feature film:
vimeo.com/510883804
• “Abnadam” short film:
youtu.be/I–r85cOoXM
• “Wedding of Galilee” feature film:
youtu.be/dYMQw7hQI1U
• “Keffiyeh” feature film:
vimeo.com/780695653
• “Slingshot Hip Hop” documentary:
youtu.be/hHFlWE3N9Ik
• “Tall al-Zaatar” documentary:
youtu.be/Ma8H3sEbqtI
• “Tall al-Zaatar - The Secrets of the Battle” documentary:
youtu.be/Ma8H3sEbqtI
• “In the Grip of the Resistance” documentary:
youtu.be/htJ10ACWQJM
• “Swings” documentary:
youtu.be/gMk-Zi9vTGs
• “Naji al-Ali: An Artist with Vision” documentary:
youtu.be/Y31yUi4WVsU
• “The Upper Gate” documentary:
vimeo.com/433362585
• “In Search of Palestine” documentary:
vimeo.com/184213685?1
• “Salt of this Sea” feature film:
bit.ly/3c10G3Z
• “Speak, Bird” documentary:
youtu.be/wdkoxBjKM1Q
• “The Palestinian Exodus” series:
bit.ly/3bXNAVp
• “I Am Jerusalem” series:
bit.ly/3hG8sDV
🔹میتوانید این فیلمها را تماشا کرده و به اشتراک بگذارید تا به گسترش آگاهی کمک کنید.
@collective98