🚩 کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" در ۴۸ زندان مختلف در هفته هفتادوهشتم در جریان است
فشار بر اعضای و خانواده های کارزار "سهشنبههای نه به اعدام "
حکومت اعدامی بار دیگر موجی از سرکوب و خشونت را علیه جامعه و بهویژه زندانیان سیاسی به راه انداخت. بر اساس گزارشهای منتشر شده دستکم ۷۱ مورد اعدام در تیر ماه به اجرا درآمده ، احکامی که بدون دادرسی عادلانه و با اعترافات اجباری انجام گرفته و به پای چوبهدار فرستاده شدهاند.
در کنار این موج اعدامها، فشارهای گستردهای بر فعالان سیاسی و اعضای دربند کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» افزایش یافته است. تهدید، شکنجه، تبعید و بازداشت و احضار خانوادههای اعضای این کارزار و محرومیت از حقوق اولیه، تنها بخشی از این سرکوب سیستماتیک علیه صدای معترض جامعه است.
از سوی دیگر، حکومت با گشودن آتش مستقیم بهسوی مردم، چهره واقعی و ضد مردمی خود را عریان میسازد. شلیک به کودک خردسال، رها شیخی، تنها نمونهای کوچک از این جنایات است.
هدف حاکمیت از این خشونتهای بیوقفه، ایجاد رعب و به سکوت کشاندن جامعهای است که با وجود همهی فشارها، همچنان بر خواست برحق خود برای عدالت، آزادی ، کرامت انسانی و حق سرنوشت خویش پافشاری میکند.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» با تمام وجود این موج خشونتبار، غیرانسانی و ظالمانهی اعدامها و سرکوب زندانیان را محکوم میکند. اعدام نه راه عدالت، بلکه ابزار هراسافکنی است. ما بار دیگر تاکید میکنیم که جان هیچ انسانی نباید به دست حکومتها گرفته شود، بهویژه در شرایطی که روند دادرسی عادلانه وجود ندارد و حقوق اساسی متهمان بهصورت آشکار و سیستماتیک نقض میشود.
صدای ما، فریاد "نه به اعدام" است ؛صدایی که هر سهشنبه بلندتر و رساتر خواهد شد، تا روزی که اعدام در ایران برای همیشه متوقف گردد.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" سهشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۴ در هفته هفتاد و هشتم در ۴۸ زندان زیر در اعتصاب غذا خواهند بود:
زندان قزلحصار(واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان خرم آباد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز(بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان زاهدان (بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج ، زندان طبس، زندان مشهد، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج و زندان کامیاران
هفته هفتاد و هشتم
۳۱ تیر ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
@collective98
فشار بر اعضای و خانواده های کارزار "سهشنبههای نه به اعدام "
حکومت اعدامی بار دیگر موجی از سرکوب و خشونت را علیه جامعه و بهویژه زندانیان سیاسی به راه انداخت. بر اساس گزارشهای منتشر شده دستکم ۷۱ مورد اعدام در تیر ماه به اجرا درآمده ، احکامی که بدون دادرسی عادلانه و با اعترافات اجباری انجام گرفته و به پای چوبهدار فرستاده شدهاند.
در کنار این موج اعدامها، فشارهای گستردهای بر فعالان سیاسی و اعضای دربند کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» افزایش یافته است. تهدید، شکنجه، تبعید و بازداشت و احضار خانوادههای اعضای این کارزار و محرومیت از حقوق اولیه، تنها بخشی از این سرکوب سیستماتیک علیه صدای معترض جامعه است.
از سوی دیگر، حکومت با گشودن آتش مستقیم بهسوی مردم، چهره واقعی و ضد مردمی خود را عریان میسازد. شلیک به کودک خردسال، رها شیخی، تنها نمونهای کوچک از این جنایات است.
هدف حاکمیت از این خشونتهای بیوقفه، ایجاد رعب و به سکوت کشاندن جامعهای است که با وجود همهی فشارها، همچنان بر خواست برحق خود برای عدالت، آزادی ، کرامت انسانی و حق سرنوشت خویش پافشاری میکند.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» با تمام وجود این موج خشونتبار، غیرانسانی و ظالمانهی اعدامها و سرکوب زندانیان را محکوم میکند. اعدام نه راه عدالت، بلکه ابزار هراسافکنی است. ما بار دیگر تاکید میکنیم که جان هیچ انسانی نباید به دست حکومتها گرفته شود، بهویژه در شرایطی که روند دادرسی عادلانه وجود ندارد و حقوق اساسی متهمان بهصورت آشکار و سیستماتیک نقض میشود.
صدای ما، فریاد "نه به اعدام" است ؛صدایی که هر سهشنبه بلندتر و رساتر خواهد شد، تا روزی که اعدام در ایران برای همیشه متوقف گردد.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" سهشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۴ در هفته هفتاد و هشتم در ۴۸ زندان زیر در اعتصاب غذا خواهند بود:
زندان قزلحصار(واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان خرم آباد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز(بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان زاهدان (بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج ، زندان طبس، زندان مشهد، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج و زندان کامیاران
هفته هفتاد و هشتم
۳۱ تیر ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
@collective98
🚩 #کوچ_مریوان به روایت مبارز کورد، مجید حسینی
بهمناسبت سالگرد این رخداد تاریخی
کوچ مردم مریوان در تابستان ١۳٥٨ تجربه ارزشمند و یگانهای است که با وجود گذر چهار دهه و دگرگونشدن شرایط سیاسی جامعه و روابط قدرت در مرکز و حاشیه، درسهای مهمی برای مبارزات امروز در جغرافیای سیاسی ایران دارد. با مرور آن تجربه از زبان مبارزانی که دستاندرکار کوچ مریوان و شاهد وقایع نزدیک پیش و پس از آن بودند، شاید بتوانیم راه شکستن بنبستهایی را پیدا کنیم که مرتباً در مسیر پیشروی انقلابی ظاهر میشوند. فراخواندن و سازماندهی کوچ مردم مریوان ابتکار گروهی از کمونیستهای انقلابی بود که نه فقط با مردم پیوند ارگانیک داشتند، بلکه توانستند با تکیه بر انگیزه رهایی و اراده مبارزاتی ستمدیدگان نقشه بریزند، قدم به قدم به تضادها و سوالاتی که پیش آمد پاسخ دهند و با آمیزهای از قاطعیت و انعطاف، یک مبارزه معین را به پیروزی برسانند.
آنچه در ادامه میخوانید بخشهایی از خاطرات مجید حسینی یکی از مبارزان قدیمی چپ در کردستان است که در تجربه سازماندهی #کوچ_مریوان شرکت داشته است. با این توضیح ضروری که بعد از ۲۲ بهمن ٥٧ و سقوط رژیم سلطنتی، شهر مریوان توسط کمونیستها و نیروهای انقلابی اداره میشد. این کار از طریق تشکلهای تودهای مانند «شورای شهر»، «ستاد حفاظت» مریوان، «شورای کارگران شهرداری»، «اتحادیه کارگران بیکار»، «اتحادیه دهقانان»، «جامعه معلمان»، «جامعه زنان» (که بعدا به «اتحادیه زنان» تبدیل شد)، «کانون محصلین» و محافل کمونیست و انقلابی و سازمانهای سیاسی جلو می رفت.
قطعه ای از متن👇🏿
پاسداران انقلاب اسلامی در مریوان از همان روز دایر کردن مقر، شروع به بازرسی بدون دلیل خودروها در ورودی جاده سنندج به مریوان کردند. اخطار به زنان برای رعایت حجاب و اذیت و آزار و سوال و جواب از هر کسی که وارد شهر میشد و یا در حال عبور از آن حوالی بود آغاز شد. آنها ستاد حفاظت را علنا تهدید میکردند. می گفتند بزودی کمونیستها را از روی لیست ۹۵ نفرهای که داریم خلع سلاح و دستگیر خواهیم کرد. جلو مقر و بالای پشت بام آن سنگرهای محکمی ساخته بودند.
مریوان اولین شهری در کردستان بود که بعد از پیروزی قیام [٥٧] مقر سپاه پاسداران در آن دایر شد. بنابراین سرنوشت این مقر و چگونگی سیاست جبهه انقلاب در برخورد به آن میتوانست الگوئی جلو دست سازمانها و تشکلهای انقلابی در این منطقه قرار دهد. در آن روزها، تمام تهدیدها و خطونشانکشیدنهای سپاه پاسداران متوجه ستاد حفاظت شهر بود. مردم و تمام تشکلهای انقلابی در شهر به ستاد امید بسته بودند. خطر تحمیل جنگ به مردم مریوان همه را بشدت نگران کرده بود ...
متن کامل را در اینجا بخوانید: https://bit.ly/3SGS9c3
@collective98
بهمناسبت سالگرد این رخداد تاریخی
کوچ مردم مریوان در تابستان ١۳٥٨ تجربه ارزشمند و یگانهای است که با وجود گذر چهار دهه و دگرگونشدن شرایط سیاسی جامعه و روابط قدرت در مرکز و حاشیه، درسهای مهمی برای مبارزات امروز در جغرافیای سیاسی ایران دارد. با مرور آن تجربه از زبان مبارزانی که دستاندرکار کوچ مریوان و شاهد وقایع نزدیک پیش و پس از آن بودند، شاید بتوانیم راه شکستن بنبستهایی را پیدا کنیم که مرتباً در مسیر پیشروی انقلابی ظاهر میشوند. فراخواندن و سازماندهی کوچ مردم مریوان ابتکار گروهی از کمونیستهای انقلابی بود که نه فقط با مردم پیوند ارگانیک داشتند، بلکه توانستند با تکیه بر انگیزه رهایی و اراده مبارزاتی ستمدیدگان نقشه بریزند، قدم به قدم به تضادها و سوالاتی که پیش آمد پاسخ دهند و با آمیزهای از قاطعیت و انعطاف، یک مبارزه معین را به پیروزی برسانند.
آنچه در ادامه میخوانید بخشهایی از خاطرات مجید حسینی یکی از مبارزان قدیمی چپ در کردستان است که در تجربه سازماندهی #کوچ_مریوان شرکت داشته است. با این توضیح ضروری که بعد از ۲۲ بهمن ٥٧ و سقوط رژیم سلطنتی، شهر مریوان توسط کمونیستها و نیروهای انقلابی اداره میشد. این کار از طریق تشکلهای تودهای مانند «شورای شهر»، «ستاد حفاظت» مریوان، «شورای کارگران شهرداری»، «اتحادیه کارگران بیکار»، «اتحادیه دهقانان»، «جامعه معلمان»، «جامعه زنان» (که بعدا به «اتحادیه زنان» تبدیل شد)، «کانون محصلین» و محافل کمونیست و انقلابی و سازمانهای سیاسی جلو می رفت.
قطعه ای از متن👇🏿
پاسداران انقلاب اسلامی در مریوان از همان روز دایر کردن مقر، شروع به بازرسی بدون دلیل خودروها در ورودی جاده سنندج به مریوان کردند. اخطار به زنان برای رعایت حجاب و اذیت و آزار و سوال و جواب از هر کسی که وارد شهر میشد و یا در حال عبور از آن حوالی بود آغاز شد. آنها ستاد حفاظت را علنا تهدید میکردند. می گفتند بزودی کمونیستها را از روی لیست ۹۵ نفرهای که داریم خلع سلاح و دستگیر خواهیم کرد. جلو مقر و بالای پشت بام آن سنگرهای محکمی ساخته بودند.
مریوان اولین شهری در کردستان بود که بعد از پیروزی قیام [٥٧] مقر سپاه پاسداران در آن دایر شد. بنابراین سرنوشت این مقر و چگونگی سیاست جبهه انقلاب در برخورد به آن میتوانست الگوئی جلو دست سازمانها و تشکلهای انقلابی در این منطقه قرار دهد. در آن روزها، تمام تهدیدها و خطونشانکشیدنهای سپاه پاسداران متوجه ستاد حفاظت شهر بود. مردم و تمام تشکلهای انقلابی در شهر به ستاد امید بسته بودند. خطر تحمیل جنگ به مردم مریوان همه را بشدت نگران کرده بود ...
متن کامل را در اینجا بخوانید: https://bit.ly/3SGS9c3
@collective98
Telegraph
کوچ مریوان به روایت مبارز کورد، مجید حسینی
مقدمه کلکتیو: کوچ مردم مریوان در تابستان ١۳٥٨ تجربه ارزشمند و یگانهای است که با وجود گذر چهار دهه و دگرگونشدن شرایط سیاسی جامعه و روابط قدرت در مرکز و حاشیه، درسهای مهمی برای مبارزات امروز در جغرافیای سیاسی ایران دارد. با مرور آن تجربه از زبان مبارزانی…
🚩 نامه وریشه مرادی، زندانی سیاسی کُرد، از زندان قرچک
«در نزاع میان ایران و اسرائیل، تنها راه، خلق خط سوم است:
راه ملت دموکراتیک، خودسازماندهی، جامعه و سیاستی که از دل زندگی برمیخیزد...»
وریشه مرادی با اشاره به نقش اسرائیل بهعنوان محصول یک طراحی امپریالیستی و نیز سرکوبهای گسترده در جمهوری اسلامی، از جمله اعدام، زنستیزی و حذف ملیتها، تأکید کرده است که هیچیک از این دو ساختار، نماینده خواست واقعی خلقها نیستند.
او در این نامه، که صفحه اینستاگرامی «کمپین آزادی وریشه مرادی» آن را منتشر کرده، جنگ اخیر را فراتر از تقابل ژئوپلیتیکی دانسته و آن را برخورد دو ایدئولوژی قدرتطلب توصیف کرده است که با حذف تنوع و سرکوب مشارکت مردمی، مانع شکلگیری آیندهای آزاد در خاورمیانه میشوند.
این نامه، همزمان با افزایش نگرانیها درباره سرنوشت زندانیان سیاسی در ایران، صدای اعتراضی است علیه ماشین سرکوب و فراخوانی برای بازاندیشی سیاست در بستر جامعه و از پایین.
متن کامل نامه وریشه مرادی را در اسلایدها بخوانید
@collective98
«در نزاع میان ایران و اسرائیل، تنها راه، خلق خط سوم است:
راه ملت دموکراتیک، خودسازماندهی، جامعه و سیاستی که از دل زندگی برمیخیزد...»
وریشه مرادی با اشاره به نقش اسرائیل بهعنوان محصول یک طراحی امپریالیستی و نیز سرکوبهای گسترده در جمهوری اسلامی، از جمله اعدام، زنستیزی و حذف ملیتها، تأکید کرده است که هیچیک از این دو ساختار، نماینده خواست واقعی خلقها نیستند.
او در این نامه، که صفحه اینستاگرامی «کمپین آزادی وریشه مرادی» آن را منتشر کرده، جنگ اخیر را فراتر از تقابل ژئوپلیتیکی دانسته و آن را برخورد دو ایدئولوژی قدرتطلب توصیف کرده است که با حذف تنوع و سرکوب مشارکت مردمی، مانع شکلگیری آیندهای آزاد در خاورمیانه میشوند.
این نامه، همزمان با افزایش نگرانیها درباره سرنوشت زندانیان سیاسی در ایران، صدای اعتراضی است علیه ماشین سرکوب و فراخوانی برای بازاندیشی سیاست در بستر جامعه و از پایین.
متن کامل نامه وریشه مرادی را در اسلایدها بخوانید
@collective98
🚩 جانباختن یکی از فعالان محیطزیست کردستان در پی سوختگی حین مهار آتشسوزی آبیدر در سنندج
در غیاب دولت، فعالین محیط زیست به قیمت جانشان از طبیعت محافظت میکنند
حمید مرادی، از فعالان برجسته محیطزیست و از اعضای اصلی انجمن محیط زیستی شنهی نوژین کردستان، در پی شدت جراحات ناشی از سوختگی در بیمارستان کوثر سنندج جان خود را از دست داد.
او روز گذشته به همراه پنج فعال دیگر برای مهار آتشسوزی در ارتفاعات آبیدر سنندج تلاش میکرد که دچار حادثه و سوختگی شدید شد. علیرغم تلاش کادر درمان، مرادی ساعاتی پس از انتقال به بیمارستان، جان باخت.
این حادثه بار دیگر نشان داد که فعالان محیطزیست، بدون امکانات و حمایت کافی و در غیاب هر شکلی از مسئولیت پذیری سیستماتیک حاکمیت، در خط مقدم دفاع از طبیعت، جان خود را به خطر میاندازند و شهید میشوند.
#شهید_محیط_زیستی
#کردستان
@collective98
در غیاب دولت، فعالین محیط زیست به قیمت جانشان از طبیعت محافظت میکنند
حمید مرادی، از فعالان برجسته محیطزیست و از اعضای اصلی انجمن محیط زیستی شنهی نوژین کردستان، در پی شدت جراحات ناشی از سوختگی در بیمارستان کوثر سنندج جان خود را از دست داد.
او روز گذشته به همراه پنج فعال دیگر برای مهار آتشسوزی در ارتفاعات آبیدر سنندج تلاش میکرد که دچار حادثه و سوختگی شدید شد. علیرغم تلاش کادر درمان، مرادی ساعاتی پس از انتقال به بیمارستان، جان باخت.
این حادثه بار دیگر نشان داد که فعالان محیطزیست، بدون امکانات و حمایت کافی و در غیاب هر شکلی از مسئولیت پذیری سیستماتیک حاکمیت، در خط مقدم دفاع از طبیعت، جان خود را به خطر میاندازند و شهید میشوند.
#شهید_محیط_زیستی
#کردستان
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 تصاویری از مراسم بدرقه پیکر حمید مرادی، فعال محیط زیست که در جریان مهار آتشسوزی در آبیدر سنندج، جان خود را از دست داد، با حضور گسترده مردم و همراهی آنها با سردادن شعار "شهید نمیمیرد"
مردم با همخوانی سرودهای انقلابی کردی در مراسم تشیع حمید مرادی در بهشت محمدی سنندج، از جمله سرود معروف "ای شهیدان" و با شعارهایی چون "اشغالگر ایرانی، قاتل فرزندانمانی" و "نیروی سپاه دشمن، تاوانبار است در این کار"، پیکر او را بدرقه کردند.
کردستان تحت حاکمیت جمهوری اسلامی سرزمینی ست که پرولتاریایش برای نان با کولبری جان میدهد و فعالانش برای حفاظت از محیط زیستشان، جایی که در ان زندگی ميکنند، باید از جانشان بگذرند. یک زندگی حداقلی برای بقا هم، بهای گزافی دارد برای محلل تحت ستم در ایران.
#شهید_نمیمرد
#کردستان
#حمید_مرادی
@collective98
مردم با همخوانی سرودهای انقلابی کردی در مراسم تشیع حمید مرادی در بهشت محمدی سنندج، از جمله سرود معروف "ای شهیدان" و با شعارهایی چون "اشغالگر ایرانی، قاتل فرزندانمانی" و "نیروی سپاه دشمن، تاوانبار است در این کار"، پیکر او را بدرقه کردند.
کردستان تحت حاکمیت جمهوری اسلامی سرزمینی ست که پرولتاریایش برای نان با کولبری جان میدهد و فعالانش برای حفاظت از محیط زیستشان، جایی که در ان زندگی ميکنند، باید از جانشان بگذرند. یک زندگی حداقلی برای بقا هم، بهای گزافی دارد برای محلل تحت ستم در ایران.
#شهید_نمیمرد
#کردستان
#حمید_مرادی
@collective98