🚩 تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته هفتاد و پنجم در ۴۷ زندان مختلف
اعلام نگرانی کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» نسبت به افزایش سرکوب و گسترش اجرای اعدام
حکومت فاسد و سرکوبگر، برای مقابله با خیزشها و اعتراضات مردمی، به اعدامهای خودسرانه و سرکوب سیستماتیک ادامه میدهد. تنها در چهار روز نخست تیرماه، دستکم ۱۷ زندانی - از جمله یک زن - اعدام شدهاند. از ابتدای سال ۱۴۰۴ نیز دستکم ۴۲۴ تن به دار آویخته شدهاند. در هفته گذشته، ۱۸ زندانی اعدام شدند؛ آماری هولناک که در سالهای اخیر بیسابقه است.
تصویب مصوبه اخیر مجلس فرمایشی حکومت در جهت افزایش سرکوب و تشدید اعدامها، بهویژه علیه مخالفان و زندانیان سیاسی، در کنار روند افزایشی اجرای احکام اعدام، نشان از جامعهای انفجاری و وجود حکومتی سرکوبگر و نامشروع دارد که برای حفظ بقای خود، "حق حیات" شهروندان را قربانی میکند.
نظام ولایت فقیه روز چهارشنبه گذشته، سه کولبر کرد به نامهای آزاد شجاعی، ادریس آلی و رسول احمد محمد را در روندی غیرشفاف و ناعادلانه به اتهام جاسوسی اعدام کرد.
در هفتههای اخیر نیز موج گستردهای از بازداشتها در شهرهای مختلف به بهانههای واهی سیاسی و امنیتی صورت گرفته که باعث نگرانی جدی ما نسبت به سرنوشت بازداشتشدگان شده است. بیم آن میرود که بسیاری از آنان با اتهامات سنگین مواجه شده و از حق دادرسی عادلانه محروم شوند.
در این شرایط، جان زندانیان سیاسی محکوم به اعدام بیش از پیش در خطر است. ما اعضای این کارزار، همراه با مردم ایران، خواستار لغو مجازات اعدام و آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی هستیم.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری و وجدانهای بیدار میخواهد که صدای زندانیان محکوم به اعدام باشند و به یاد داشته باشند که حکومت مستبد نهتنها در دوران جنگ و بمباران امنیت زندانیان را تأمین نکرد، بلکه اکنون پس از پایان بحران، در پی انتقامگیری از مردم و زندانیان است. همچنین از خانوادههای زندانیان، بهویژه کسانی که در این روزها عزیزانشان بازداشت شدهاند، میخواهیم سکوت نکنند؛ اسامی آنان را منتشر کرده و خواستار آزادی بیقید و شرطشان باشند.
لازم به ذکر است که با تعطیلی زندان اوین و انتقال زندانیان به تهران بزرگ و قرچک، از این پس زندان قرچک بهعنوان جایگزین زندان اوین در فهرست زندانهای اعتصابی کارزار قرار میگیرد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» روز سهشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۴، در ۴۷ زندان زیر در هفته هفتاد و پنجم با اعتصاب غذا ادامه مییابد:
زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان خرمآباد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان زاهدان (بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند زنان و مردان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج و زندان کامیاران.
هفته هفتاد و پنجم
سهشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
@collective98
اعلام نگرانی کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» نسبت به افزایش سرکوب و گسترش اجرای اعدام
حکومت فاسد و سرکوبگر، برای مقابله با خیزشها و اعتراضات مردمی، به اعدامهای خودسرانه و سرکوب سیستماتیک ادامه میدهد. تنها در چهار روز نخست تیرماه، دستکم ۱۷ زندانی - از جمله یک زن - اعدام شدهاند. از ابتدای سال ۱۴۰۴ نیز دستکم ۴۲۴ تن به دار آویخته شدهاند. در هفته گذشته، ۱۸ زندانی اعدام شدند؛ آماری هولناک که در سالهای اخیر بیسابقه است.
تصویب مصوبه اخیر مجلس فرمایشی حکومت در جهت افزایش سرکوب و تشدید اعدامها، بهویژه علیه مخالفان و زندانیان سیاسی، در کنار روند افزایشی اجرای احکام اعدام، نشان از جامعهای انفجاری و وجود حکومتی سرکوبگر و نامشروع دارد که برای حفظ بقای خود، "حق حیات" شهروندان را قربانی میکند.
نظام ولایت فقیه روز چهارشنبه گذشته، سه کولبر کرد به نامهای آزاد شجاعی، ادریس آلی و رسول احمد محمد را در روندی غیرشفاف و ناعادلانه به اتهام جاسوسی اعدام کرد.
در هفتههای اخیر نیز موج گستردهای از بازداشتها در شهرهای مختلف به بهانههای واهی سیاسی و امنیتی صورت گرفته که باعث نگرانی جدی ما نسبت به سرنوشت بازداشتشدگان شده است. بیم آن میرود که بسیاری از آنان با اتهامات سنگین مواجه شده و از حق دادرسی عادلانه محروم شوند.
در این شرایط، جان زندانیان سیاسی محکوم به اعدام بیش از پیش در خطر است. ما اعضای این کارزار، همراه با مردم ایران، خواستار لغو مجازات اعدام و آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی هستیم.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری و وجدانهای بیدار میخواهد که صدای زندانیان محکوم به اعدام باشند و به یاد داشته باشند که حکومت مستبد نهتنها در دوران جنگ و بمباران امنیت زندانیان را تأمین نکرد، بلکه اکنون پس از پایان بحران، در پی انتقامگیری از مردم و زندانیان است. همچنین از خانوادههای زندانیان، بهویژه کسانی که در این روزها عزیزانشان بازداشت شدهاند، میخواهیم سکوت نکنند؛ اسامی آنان را منتشر کرده و خواستار آزادی بیقید و شرطشان باشند.
لازم به ذکر است که با تعطیلی زندان اوین و انتقال زندانیان به تهران بزرگ و قرچک، از این پس زندان قرچک بهعنوان جایگزین زندان اوین در فهرست زندانهای اعتصابی کارزار قرار میگیرد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» روز سهشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۴، در ۴۷ زندان زیر در هفته هفتاد و پنجم با اعتصاب غذا ادامه مییابد:
زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان خرمآباد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان زاهدان (بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند زنان و مردان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج و زندان کامیاران.
هفته هفتاد و پنجم
سهشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 حمله خونین خانه به خانه به مقاومت زنانهی روستای گونیچ خاش در بلوچستان:
یک زن کشته و ۱۱ تن دیگر زخمی شدند
📍سهشنبه ۱۰ تیرماه ۱۴۰۴، نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی با یورش گسترده به روستای گونیچ از توابع بخش کارواندر شهرستان خاش، اقدام به تیراندازی مستقیم به سمت زنان معترض کردند که در نتیجه آن، یک زن به نام خانبیبی بامری (۴۰ ساله) جان خود را از دست داد و دستکم ۱۱ زن دیگر زخمی شدند.
📍ویدیوهای ارسالی از اهالی روستا، لحظاتی هولناک از شلیک مستقیم گلوله جنگی و ساچمهای به سمت زنان، یورش به خانهها بدون هشدار قبلی با بهانه بازداشت «عناصر مسلح مخالف نظام» و فریادهای دردناک اهالی را نشان میدهد. زنان بلوچ در واکنش به تهاجم مأموران، با پرتاب سنگ مقاومت میکردند، اما با گلوله پاسخ گرفتند.
📍دو تن از مجروحان در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان خاش بستریاند و وضعیت جسمی آنها وخیم گزارش شده است.
⚠️
#جمعه_خونین_زاهدان
#جمعه_خونین_خاش
@collective98
یک زن کشته و ۱۱ تن دیگر زخمی شدند
📍سهشنبه ۱۰ تیرماه ۱۴۰۴، نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی با یورش گسترده به روستای گونیچ از توابع بخش کارواندر شهرستان خاش، اقدام به تیراندازی مستقیم به سمت زنان معترض کردند که در نتیجه آن، یک زن به نام خانبیبی بامری (۴۰ ساله) جان خود را از دست داد و دستکم ۱۱ زن دیگر زخمی شدند.
📍ویدیوهای ارسالی از اهالی روستا، لحظاتی هولناک از شلیک مستقیم گلوله جنگی و ساچمهای به سمت زنان، یورش به خانهها بدون هشدار قبلی با بهانه بازداشت «عناصر مسلح مخالف نظام» و فریادهای دردناک اهالی را نشان میدهد. زنان بلوچ در واکنش به تهاجم مأموران، با پرتاب سنگ مقاومت میکردند، اما با گلوله پاسخ گرفتند.
📍دو تن از مجروحان در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان خاش بستریاند و وضعیت جسمی آنها وخیم گزارش شده است.
⚠️
همچنین منابع محلی از سقط جنین ریحانه بامری در پی ضربات مأموران و اصابت گلوله ساچمهای خبر دادهاند.
#جمعه_خونین_زاهدان
#جمعه_خونین_خاش
@collective98
کلکتیو ۹۸
Photo
🚩 خشونتی که علیه مهاجران افغانستانی و شهروندان ایرانی-افغانستانی جریان دارد، یک نام بیشتر ندارد: فاشیسم.
برگرفته از صفحه فیسبوک امیر کیانپور
همزمان با فروکش کردن جنگ ۱۲ روزه و از ۲۱ ژوئن، جمهوری اسلامی روزانه به صورت میانگین، ۱۸ هزار و ۸۶۰ افغانستانی را اخراج کرده است. برخی آنها در ایران به دنیا آمدهاند و خود را ایرانی میدانند.
برچسبزنی تودهای با عنوان «جاسوس»، شکار دولتی، اخراجهای گسترده، تحقیر سیستماتیک و حتی غارت داراییهای مهاجران و ایرانیهای افغانستانی تبار، نه فقط محصول یک دولت امنیتی در پی جنگ، بلکه حاصل همدستی شرمآور بخشی از جامعه با این دولت است. جامعهای که بهجای بازسازی امکانهای مقاومت فرا-ملی مردمی علیه جنگ، زخم و خشم خود را با فرافکنی کینهتوزانه بر افغانستانیها فرومیکاهد.
در این پروژهی فاشیستی، جمهوری اسلامی مهاجر را اخراج میکند و همسایهاش—که خود را مخالف حکومت میداند—برای دولت سوت میزند. نیروهای نظامی حکم «رد مرز» را اجرا میکنند و صاحبخانهها پول رهن مهاجران اخراجشده را بالا میکشند. کسی که تا دیروز برای جنگافروزان اسرائیلی کف میزد، امروز نژادپرستی حکومتی را تشویق میکند.
شاهد ائتلاف دوبارهی دو گرایش ارتجاعی هستیم: از یکسو، ملیگرایی دولتمحورِ تحریکشده در فضای جنگ؛ و از سوی دیگر، ایرانگرایی اپوزیسیونی که مهره تجاوز اسرائیل شد. دو نیرویی که، در فردای تضاد حداکثریشان حالا دوباره در نژادپرستی ضد مهاجر به وحدت رسیدهاند.
@collective98
برگرفته از صفحه فیسبوک امیر کیانپور
همزمان با فروکش کردن جنگ ۱۲ روزه و از ۲۱ ژوئن، جمهوری اسلامی روزانه به صورت میانگین، ۱۸ هزار و ۸۶۰ افغانستانی را اخراج کرده است. برخی آنها در ایران به دنیا آمدهاند و خود را ایرانی میدانند.
برچسبزنی تودهای با عنوان «جاسوس»، شکار دولتی، اخراجهای گسترده، تحقیر سیستماتیک و حتی غارت داراییهای مهاجران و ایرانیهای افغانستانی تبار، نه فقط محصول یک دولت امنیتی در پی جنگ، بلکه حاصل همدستی شرمآور بخشی از جامعه با این دولت است. جامعهای که بهجای بازسازی امکانهای مقاومت فرا-ملی مردمی علیه جنگ، زخم و خشم خود را با فرافکنی کینهتوزانه بر افغانستانیها فرومیکاهد.
در این پروژهی فاشیستی، جمهوری اسلامی مهاجر را اخراج میکند و همسایهاش—که خود را مخالف حکومت میداند—برای دولت سوت میزند. نیروهای نظامی حکم «رد مرز» را اجرا میکنند و صاحبخانهها پول رهن مهاجران اخراجشده را بالا میکشند. کسی که تا دیروز برای جنگافروزان اسرائیلی کف میزد، امروز نژادپرستی حکومتی را تشویق میکند.
شاهد ائتلاف دوبارهی دو گرایش ارتجاعی هستیم: از یکسو، ملیگرایی دولتمحورِ تحریکشده در فضای جنگ؛ و از سوی دیگر، ایرانگرایی اپوزیسیونی که مهره تجاوز اسرائیل شد. دو نیرویی که، در فردای تضاد حداکثریشان حالا دوباره در نژادپرستی ضد مهاجر به وحدت رسیدهاند.
@collective98
🚩 فاشیسم جمهوری اسلامی در حال انسانزدایی از افغانستانیهاست
بازداشتشدگان افغانستانی و ایرانی-افغانستانی و بلوچهای فاقد شناسنامه توسط در گرمای ۴۵ درجه بدون غذا و آب در اردوگاه زاهدان رها شدهاند!
مردم بلوچستان به کمک آنها رفتهاند تا نگذارند بمیرند
🔺تصاویر و ویدیوهایی که از سوی منابع مردمی منتشر شدهاند، حکایت از صحنههایی جانسوز دارند؛ جایی که دهها تن از مهاجران و شماری از شهروندان فاقد شناسنامه بلوچ بدون هیچگونه رسیدگی و تفکیکی در اردوگاه «الغدیر» زاهدان زندانی شدهاند. این افراد در شرایطی کاملاً غیرانسانی، بدون آب، غذا، تهویه و امکانات بهداشتی، در گرمای طاقتفرسای بالای ۴۵ درجه نگهداری میشوند.
در یکی از ویدیوها، شهروندان بلوچ با دستان خالی و دلهایی پر از درد، بستههای نان و آب را از زیر درهای اردوگاه به داخل میرسانند. صدایی گرفته در ویدیو شنیده میشود:
«پول نمیخواد… بردارید… بردارید همینجوری…»
بازداشتشدگان از پشت درهای بسته، با صدایی نحیف، تنها یک چیز میخواهند: آب و نان.
نیروهای نظامی و انتظامی نه تنها این افراد را بدون تفکیک بازداشت کردهاند، بلکه با برخوردی غیرانسانی با بازداشتشدگان، مأموران از ورود خانوادهها و رساندن کمک به آنها نیز جلوگیری میکنند. تنها راه رسیدن آب و نان به بازداشتشدگان، عبور بستههای خوراکی از زیر دربهای بسته اردوگاه است؛ اقدامی که تنها به همت مردم بلوچ صورت میگیرد که با وجود مشکلات، تلاش کردهاند به نیازمندان پشت دیوارهای اردوگاه غذا، آب و یخ برسانند.
گفته میشود که مسئولان اردوگاه، حتی فروش آب معدنی یخزده را با قیمتهای نجومی تا ۶۰ هزار تومان و نان را تا ۳۰ هزار تومان به بازداشتشدگان تحمیل میکنند. گزارشها همچنین از وضعیت بهداشتی وخیم، بهویژه برای زنان و کودکان، حکایت دارند که در فضای باز و بدون سرپناه مناسب، زیر آفتاب سوزان رها شدهاند.
حضور شهروندان فاقد شناسنامه بلوچ در میان بازداشتشدگان، آنهم بدون توضیح و پاسخگویی از سوی مقامات، نشانگر عمق بیتوجهی نظام به وضعیت حقوقی و انسانی این افراد است. خانوادههای برخی از این بازداشتشدگان هنگام پیگیری، با صحنههایی غمانگیز مواجه شدهاند؛ جایی که عزیزانشان پشت درهای بسته، گرسنه و تشنه کمک میطلبیدند.
انسانزدایی از شهروندان و مهاجرین افغانستانی در ایران و تحمیل شدیرترین رنجها بر بازداشتشدگان در سکوت سنگین رسانههایی که اغلب خود تریبون نژادپرستی و ناسیونالیسم ایرانی هستند، ادامه دارد.
@collective98
بازداشتشدگان افغانستانی و ایرانی-افغانستانی و بلوچهای فاقد شناسنامه توسط در گرمای ۴۵ درجه بدون غذا و آب در اردوگاه زاهدان رها شدهاند!
مردم بلوچستان به کمک آنها رفتهاند تا نگذارند بمیرند
🔺تصاویر و ویدیوهایی که از سوی منابع مردمی منتشر شدهاند، حکایت از صحنههایی جانسوز دارند؛ جایی که دهها تن از مهاجران و شماری از شهروندان فاقد شناسنامه بلوچ بدون هیچگونه رسیدگی و تفکیکی در اردوگاه «الغدیر» زاهدان زندانی شدهاند. این افراد در شرایطی کاملاً غیرانسانی، بدون آب، غذا، تهویه و امکانات بهداشتی، در گرمای طاقتفرسای بالای ۴۵ درجه نگهداری میشوند.
در یکی از ویدیوها، شهروندان بلوچ با دستان خالی و دلهایی پر از درد، بستههای نان و آب را از زیر درهای اردوگاه به داخل میرسانند. صدایی گرفته در ویدیو شنیده میشود:
«پول نمیخواد… بردارید… بردارید همینجوری…»
بازداشتشدگان از پشت درهای بسته، با صدایی نحیف، تنها یک چیز میخواهند: آب و نان.
نیروهای نظامی و انتظامی نه تنها این افراد را بدون تفکیک بازداشت کردهاند، بلکه با برخوردی غیرانسانی با بازداشتشدگان، مأموران از ورود خانوادهها و رساندن کمک به آنها نیز جلوگیری میکنند. تنها راه رسیدن آب و نان به بازداشتشدگان، عبور بستههای خوراکی از زیر دربهای بسته اردوگاه است؛ اقدامی که تنها به همت مردم بلوچ صورت میگیرد که با وجود مشکلات، تلاش کردهاند به نیازمندان پشت دیوارهای اردوگاه غذا، آب و یخ برسانند.
گفته میشود که مسئولان اردوگاه، حتی فروش آب معدنی یخزده را با قیمتهای نجومی تا ۶۰ هزار تومان و نان را تا ۳۰ هزار تومان به بازداشتشدگان تحمیل میکنند. گزارشها همچنین از وضعیت بهداشتی وخیم، بهویژه برای زنان و کودکان، حکایت دارند که در فضای باز و بدون سرپناه مناسب، زیر آفتاب سوزان رها شدهاند.
حضور شهروندان فاقد شناسنامه بلوچ در میان بازداشتشدگان، آنهم بدون توضیح و پاسخگویی از سوی مقامات، نشانگر عمق بیتوجهی نظام به وضعیت حقوقی و انسانی این افراد است. خانوادههای برخی از این بازداشتشدگان هنگام پیگیری، با صحنههایی غمانگیز مواجه شدهاند؛ جایی که عزیزانشان پشت درهای بسته، گرسنه و تشنه کمک میطلبیدند.
انسانزدایی از شهروندان و مهاجرین افغانستانی در ایران و تحمیل شدیرترین رنجها بر بازداشتشدگان در سکوت سنگین رسانههایی که اغلب خود تریبون نژادپرستی و ناسیونالیسم ایرانی هستند، ادامه دارد.
@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 دختر زندانی سیاسی رزگار بیگ زاده بابامیری: «پدرم بیگناه است، نگذارید او را اعدام کنند»
رزگار بیگ زاده بابامیری ، ساکن بوکان و پدر خانواده، بیش از ۲۷ ماه است که در زندان ارومیه محبوس است. اتهامات اولیه علیه او، کمکرسانی دارویی به مجروحان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ و تهیه یک دستگاه استارلینک برای استفاده شخصی عنوان شده بود
وی اخیراً از سوی دادگاه انقلاب به حکم اعدام محکوم شده؛ ویدئویی در فضای مجازی منتشر کرده و هشدار داده که دیکتاتوری حاکم با پروندهسازیهای مجعول در صدصد اجرای حکم اعدام پدرش است.
به گفته فرزندش، اکنون دادگاه، اتهام عجیب و جدیدی را نیز به فهرست اتهامات افزوده: توطئه برای ترور خامنهای. این در حالیست که بنا به گفته خانوادهاش، زندانی سیاسی رزگار بیگ زاده بابامیری طی این مدت حتی یک روز هم خارج از زندان نبوده است.
@collective98
رزگار بیگ زاده بابامیری ، ساکن بوکان و پدر خانواده، بیش از ۲۷ ماه است که در زندان ارومیه محبوس است. اتهامات اولیه علیه او، کمکرسانی دارویی به مجروحان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ و تهیه یک دستگاه استارلینک برای استفاده شخصی عنوان شده بود
وی اخیراً از سوی دادگاه انقلاب به حکم اعدام محکوم شده؛ ویدئویی در فضای مجازی منتشر کرده و هشدار داده که دیکتاتوری حاکم با پروندهسازیهای مجعول در صدصد اجرای حکم اعدام پدرش است.
به گفته فرزندش، اکنون دادگاه، اتهام عجیب و جدیدی را نیز به فهرست اتهامات افزوده: توطئه برای ترور خامنهای. این در حالیست که بنا به گفته خانوادهاش، زندانی سیاسی رزگار بیگ زاده بابامیری طی این مدت حتی یک روز هم خارج از زندان نبوده است.
@collective98
گفتمان نژادپرستانه و سیاست مهاجرستیزانهای که در چند سال گذشته روندی رو به رشد داشت و در ماههای اخیر شدتی بیسابقه یافته بود، پس از حملهی وحشیانهی اسراییل به ایران و جنگ 12روزه اینک ابعادی هولناک و تاریک به خود گرفته است. همدستی و همسویی آنها که دیروز از ریختن بمبها و موشکهای رژیم نسلکش اسراییل بر سر مردم هلهلهی شادی سر میدادند و آنها که امروز با بزک ملیگرایی و «اقتدار ملی» و «امنیت» خواستار سلب حق زندگی، کار و تحصیل از هزاران مهاجر هستند عریانتر از آن است که نیاز به توضیح داشته باشد.
جنگ برای رژیم ستم و استثمار، برای رژیم شکنجه و اعدام، همواره «نعمت» بوده است. برچسبهای «مهاجر قانونی» و «مهاجر غیرقانونی» صرفاً پردهپوشی مضحکی است برای پنهان کردن دشمنی تاریخی و طبقاتی این رژیم با ستمدیدهترین و به حاشیه راندهشدهترین مردمان؛ برای پرده انداختن بر این واقعیت که این رژیم از این نظر فرقی با آن دموکراسیهای پوشالی غربی ندارد که میکوشند با دیگریسازی همبستگی و همدلی به وجود آمده میان ستمدیدگان را به نفع خود مصادره کنند. نوک پیکان حمله اینک به سوی مهاجرانی نشانه رفته است که سالها بدون برخورداری از ابتداییترین حقوق انسانی و شهروندی در ایران استثمار شدهاند تا فراموش کنیم که شهروند افغانستانی از آنهایی که هر روز ما را استثمار میکنند، از آنها که هر روز ما را به درفش و داغ و زندان تهدید میکنند «هموطن»تر و همسرنوشتتر است.
در این میان از یاد نباید برد که حمله به افغانستانیهای ساکن ایران و ایرانیهای افغانستانیتبار گرچه از سوی رژیم هدایت و اجرا میشود اما بدون همسویی و همصدایی (یا سکوت) شنیع بخشی از جامعه امکانپذیر نبوده، نیست و نخواهد بود. بیگمان بخش بزرگی از جامعه هم با افغانستانیها همدل است اما شوربختانه صدایی چندان بلند ندارد که مقابل این موج غیرانسانی بایستد. صدایمان را بلند کنیم. در کنار همشهریان افغانستانیمان و در برابر این فاشیسم عریان و عادیسازی آن بایستیم. اگر امروز فریاد خشم و شرم ما پژواکی بلند نداشته باشد، اگر امروز جبههای برای مقاومت دربرابر دیگریهراسی و فاشیسم شکل ندهیم این موج به افغانستانیها، کوردها، بلوچها و بهاییان و همه آنهایی که امروز «دیگری» خوانده میشوند محدود نخواهند ماند. برای نظام ستم و استثمار و سلطه همه سرانجام، و به نوبت، دیگری هستیم.
#نه_به_نژادپرستی
#نه_به_جنگ
@naghd_com
جنگ برای رژیم ستم و استثمار، برای رژیم شکنجه و اعدام، همواره «نعمت» بوده است. برچسبهای «مهاجر قانونی» و «مهاجر غیرقانونی» صرفاً پردهپوشی مضحکی است برای پنهان کردن دشمنی تاریخی و طبقاتی این رژیم با ستمدیدهترین و به حاشیه راندهشدهترین مردمان؛ برای پرده انداختن بر این واقعیت که این رژیم از این نظر فرقی با آن دموکراسیهای پوشالی غربی ندارد که میکوشند با دیگریسازی همبستگی و همدلی به وجود آمده میان ستمدیدگان را به نفع خود مصادره کنند. نوک پیکان حمله اینک به سوی مهاجرانی نشانه رفته است که سالها بدون برخورداری از ابتداییترین حقوق انسانی و شهروندی در ایران استثمار شدهاند تا فراموش کنیم که شهروند افغانستانی از آنهایی که هر روز ما را استثمار میکنند، از آنها که هر روز ما را به درفش و داغ و زندان تهدید میکنند «هموطن»تر و همسرنوشتتر است.
در این میان از یاد نباید برد که حمله به افغانستانیهای ساکن ایران و ایرانیهای افغانستانیتبار گرچه از سوی رژیم هدایت و اجرا میشود اما بدون همسویی و همصدایی (یا سکوت) شنیع بخشی از جامعه امکانپذیر نبوده، نیست و نخواهد بود. بیگمان بخش بزرگی از جامعه هم با افغانستانیها همدل است اما شوربختانه صدایی چندان بلند ندارد که مقابل این موج غیرانسانی بایستد. صدایمان را بلند کنیم. در کنار همشهریان افغانستانیمان و در برابر این فاشیسم عریان و عادیسازی آن بایستیم. اگر امروز فریاد خشم و شرم ما پژواکی بلند نداشته باشد، اگر امروز جبههای برای مقاومت دربرابر دیگریهراسی و فاشیسم شکل ندهیم این موج به افغانستانیها، کوردها، بلوچها و بهاییان و همه آنهایی که امروز «دیگری» خوانده میشوند محدود نخواهند ماند. برای نظام ستم و استثمار و سلطه همه سرانجام، و به نوبت، دیگری هستیم.
#نه_به_نژادپرستی
#نه_به_جنگ
@naghd_com
Forwarded from شبکه فمینیستها برای ژینا Feminists for Jina
🔴 معرفی سه فیلم مستند در مورد جامعه افغانستانی در ایران
📍لینک دسترسی رایگان به مستندها روز چهارشنبه ۱۸ تیر در همین پست، منتشر میشود.
در پی شدتگرفتن نژادپرستی ، انسانزدایی و خشونت علیه افغانستانیها در ایران، چه از طرف حکومت و چه از طرف مردم ایران، تصمیم گرفتیم سه فیلم مرتبط با این موضوع را معرفی کنیم.
تارهای ممنوعه: این فیلم داستان گروه موسیقی چهار جوان افغانستانی در ایران به نامهای اکبر، حکیم، محمد و ثریا است که به غیر از حکیم همه در ایران متولد و بزرگ شده اند و هیچگاه افغانستان را ندیدهاند.
گود: فیلم «گود» در مورد گود سعید، یکی از چندین و چند منطقه حاشیهای در تهران است که محلی برای تفکیک زباله به صورت غیررسمی و توسط مهاجرین بدون مدرک بوده است.
خانه: فیلم مستند خانه روایتگر زندگی یک خانواده مهاجر افغانستانی هزاره ۱۵ نفره در ایران است که در یک خانه زندگی میکنند. خانوادهای که مانند هزاران خانواده هزاره دیگر، سالها در ایران زندگی و کار کردهاند، اما همچنان از حقوق ابتدایی اقامت و شهروندی محروم هستند.
#نه_به_نژادپرستی
#هیچ_انسانی_غیرقانونی_نیست
🟣 اطلاعات بیشتر در صفحه اینستاگرام شبکه
📍لینک دسترسی رایگان به مستندها روز چهارشنبه ۱۸ تیر در همین پست، منتشر میشود.
در پی شدتگرفتن نژادپرستی ، انسانزدایی و خشونت علیه افغانستانیها در ایران، چه از طرف حکومت و چه از طرف مردم ایران، تصمیم گرفتیم سه فیلم مرتبط با این موضوع را معرفی کنیم.
تارهای ممنوعه: این فیلم داستان گروه موسیقی چهار جوان افغانستانی در ایران به نامهای اکبر، حکیم، محمد و ثریا است که به غیر از حکیم همه در ایران متولد و بزرگ شده اند و هیچگاه افغانستان را ندیدهاند.
گود: فیلم «گود» در مورد گود سعید، یکی از چندین و چند منطقه حاشیهای در تهران است که محلی برای تفکیک زباله به صورت غیررسمی و توسط مهاجرین بدون مدرک بوده است.
خانه: فیلم مستند خانه روایتگر زندگی یک خانواده مهاجر افغانستانی هزاره ۱۵ نفره در ایران است که در یک خانه زندگی میکنند. خانوادهای که مانند هزاران خانواده هزاره دیگر، سالها در ایران زندگی و کار کردهاند، اما همچنان از حقوق ابتدایی اقامت و شهروندی محروم هستند.
#نه_به_نژادپرستی
#هیچ_انسانی_غیرقانونی_نیست
🟣 اطلاعات بیشتر در صفحه اینستاگرام شبکه
Multitudes 99. moyen-orient.pdf
519.9 KB
🚩 Multitudes : 2025/2 n° 99
sur Iran, Kurdistan, Syrie, Palestine, Turquie, ...
Moyen-Orient, soulèvements transnationaux :
* Amir Kianpour et Behrang Pourhosseini, Moyen-Orient. Soulèvements transnationaux ;
* Morteza Samanpour et Amir Kianpour, Réinventer l’internationalisme au Moyen-Orient
* Somayeh Rostampour, Résonnances internationalistes de la lutte kurde. Peuple sans État, alliances sans frontières
* Gilbert Achcar, Une troisième voie au Moyen-Orient. Les luttes populaires face à d’immenses défis
* Rabab Abdulhadi, Palestine, un nouveau Vietnam. L’indivisibilité de la justice
* Jwana Aziz, Syrie – Luttes populaires et projet autogestionnaire. Revendiquer « notre » révolution
* Pinar Selek, Turquie – La convergence des oppositions dépassera-t-elle le nationalisme ? Et l’eau finit par creuser la roche…
* Omid Montazeri, Le spectre de la libération nationale. Dialectique de l’héritage et de la défaite au Moyen-Orient
* Ofer Cassif, Antisionisme de gauche en Israël. Une résistance méconnue
sur Iran, Kurdistan, Syrie, Palestine, Turquie, ...
Moyen-Orient, soulèvements transnationaux :
* Amir Kianpour et Behrang Pourhosseini, Moyen-Orient. Soulèvements transnationaux ;
* Morteza Samanpour et Amir Kianpour, Réinventer l’internationalisme au Moyen-Orient
* Somayeh Rostampour, Résonnances internationalistes de la lutte kurde. Peuple sans État, alliances sans frontières
* Gilbert Achcar, Une troisième voie au Moyen-Orient. Les luttes populaires face à d’immenses défis
* Rabab Abdulhadi, Palestine, un nouveau Vietnam. L’indivisibilité de la justice
* Jwana Aziz, Syrie – Luttes populaires et projet autogestionnaire. Revendiquer « notre » révolution
* Pinar Selek, Turquie – La convergence des oppositions dépassera-t-elle le nationalisme ? Et l’eau finit par creuser la roche…
* Omid Montazeri, Le spectre de la libération nationale. Dialectique de l’héritage et de la défaite au Moyen-Orient
* Ofer Cassif, Antisionisme de gauche en Israël. Une résistance méconnue
🚩 ماشین کشتار جمهوری اسلامی بعد از جنگ فعالتر شده:
صدور حکم ١١ بار اعدام برای پنج فعال سیاسی کورد
و حبس و جزای نقدی برای ٨ نفر دیگر
بر اساس اطلاع شبکه حقوق بشر کردستان، شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه به ریاست قاضی رضا نجفزاده و مستشار، اسماعیل بذرکاری، پنج تن از بازداشتشدگان خیزش «ژن ژیان ئازادی» در بوکان به نامهای علی (سوران) قاسمی، پژمان سلطانی، کاوه صالحی، رزگار بیگزاده بابامیری و تیفور سلیمی بابامیری را مجموعاً به یازده بار اعدام، سالها حبس تعزیری و پرداخت جریمه نقدی محکوم کرده است. برای هشت نفر دیگر از متهمان نیز احکام حبس و جزای نقدی صادر شده است. پیشتر نیز شعبه یک دادگاه کیفری ویژه نوجوانان استان آذربایجان غربی، پژمان سلطانی را به اتهام «مباشرت در قتل عمد» به اعدام (قصاص نفس) محکوم کرده بود.
این احکام پس از برگزاری سه جلسه دادگاه آنلاین، طی روزهای اخیر صادر و امروز، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۴ ابلاغ شده. طبق اطلاعات، دادگاه بدون توجه به گزارشهای مربوط به شکنجه، اعترافات اجباری و سناریو سازی امنیتی اخذ شده در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه، اقدام به صدور این احکام کرده است.
@collective98
صدور حکم ١١ بار اعدام برای پنج فعال سیاسی کورد
و حبس و جزای نقدی برای ٨ نفر دیگر
بر اساس اطلاع شبکه حقوق بشر کردستان، شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه به ریاست قاضی رضا نجفزاده و مستشار، اسماعیل بذرکاری، پنج تن از بازداشتشدگان خیزش «ژن ژیان ئازادی» در بوکان به نامهای علی (سوران) قاسمی، پژمان سلطانی، کاوه صالحی، رزگار بیگزاده بابامیری و تیفور سلیمی بابامیری را مجموعاً به یازده بار اعدام، سالها حبس تعزیری و پرداخت جریمه نقدی محکوم کرده است. برای هشت نفر دیگر از متهمان نیز احکام حبس و جزای نقدی صادر شده است. پیشتر نیز شعبه یک دادگاه کیفری ویژه نوجوانان استان آذربایجان غربی، پژمان سلطانی را به اتهام «مباشرت در قتل عمد» به اعدام (قصاص نفس) محکوم کرده بود.
این احکام پس از برگزاری سه جلسه دادگاه آنلاین، طی روزهای اخیر صادر و امروز، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۴ ابلاغ شده. طبق اطلاعات، دادگاه بدون توجه به گزارشهای مربوط به شکنجه، اعترافات اجباری و سناریو سازی امنیتی اخذ شده در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه، اقدام به صدور این احکام کرده است.
@collective98