کلکتیو ۹۸
2.53K subscribers
3.07K photos
2.19K videos
117 files
743 links
کلکتیو چپ، مستقل، فمینیست و انترناسیونالیست

ایمیل:
collective98@riseup.net

اینستاگرام:
www.instagram.com/collectif98

دربارۀ ما:
https://t.me/Collective98/27
Download Telegram
🚩 کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته شصت‌ونهم خود، با پیوستن زندان‌های مهاباد، بوکان و یاسوج به ۴۴ زندان  گسترش یافت.

در شرایطی که کشور با فساد سیستماتیک و ناکارآمدی ساختار استبدادی حاکم روبروست و این وضعیت زندگی شهروندان را مختل کرده و آن‌ها را از ابتدایی‌ترین نیازها مانند آب و برق محروم ساخته است، روند صدور و اجرای احکام غیرانسانی اعدام با اراده‌ای آشکار از سوی حاکمیت نه‌تنها متوقف نشده بلکه افزایش نیز یافته است.

این حکومت همواره از ارائه آمار دقیق درباره تعداد زندانیان و اجرای احکام اعدام خودداری می‌کند، اما بر اساس گزارش‌هایی که به کارزار رسیده است، از ابتدای اردیبهشت‌ماه تاکنون بیش از ۱۲۹ نفر – از جمله چهار زن – اعدام شده‌اند. تنها در هفته گذشته، حکم اعدام ۲۵ زندانی به اجرا درآمد که در میان آن‌ها دو کودک‌مجرم نیز دیده می‌شدند که در زندان‌های ملایر و عادل‌آباد شیراز به دار آویخته شدند؛ اقدامی که بدون هیچ ابایی از افکار عمومی و نهادهای حقوق بشری بین‌المللی انجام شد و آنان را از «حق حیات» محروم ساخت.

در واکنش به این خشونت و نقض سیستماتیک «حق حیات»، شاهد افزایش اعتراضات خانواده‌های زندانیان محکوم به اعدام و حمایت گسترده جوانان در شهرهای مختلف از این کارزار هستیم. این حمایت‌ها با ابتکارهای متنوع مردمی، چهره‌ای گسترده‌تر یافته‌اند.

ما، اعضای کارزار، با درود به تمامی حامیان «نه به اعدام»، از همه مردم به‌ویژه جوانان می‌خواهیم در هر کوچه و برزن، صدای اعتراض خود را علیه این مجازات ضدانسانی بلند کنند و به هر شکل ممکن از این حرکت حمایت کنند. ما از تمامی مخالفان اعدام دعوت می‌کنیم در کنار خانواده‌های دادخواه بایستند و در تجمعات اعتراضی آنان را تنها نگذارند.

در هفته گذشته، به ابتکار هم‌وطنان مبارز در داخل و خارج از کشور، همبستگی گسترده‌ای با کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» شکل گرفت. از تمامی افراد، نهادها، احزاب و سازمان‌های سیاسی، مدنی و حقوق بشری که در این حرکت مردمی مشارکت داشتند، صمیمانه قدردانی می‌کنیم.

همچنین جمعی از زندانیان در زندان‌های مهاباد، بوکان و یاسوج اعلام کرده‌اند که از این هفته به کارزار پیوسته و هر سه‌شنبه دست به اعتصاب غذا خواهند زد. با پیوستن این سه زندان به اعتصاب، تعداد زندان‌های شرکت کننده در کارزار به چهل و چهار زندان افزایش یافته است.

سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴، زندانیان در ۴۴ زندان زیر برای شصت‌ونهمین هفته متوالی اعتصاب غذا خواهند کرد:

اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)، قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، مرکزی کرج، تهران بزرگ، خورین ورامین، چوبیندر قزوین، اراک، خرم‌آباد، اسدآباد اصفهان، دستگرد اصفهان، شیبان اهواز، سپیدار اهواز (زنان و مردان)، نظام شیراز، عادل‌آباد شیراز (زنان و مردان)، زاهدان (زنان)، برازجان، رامهرمز، بهبهان، بم، کهنوج، طبس، مشهد، گنبدکاووس، قائم‌شهر، رشت (زنان و مردان)، رودسر، حویق تالش، ازبرم لاهیجان، دیزل‌آباد کرمانشاه، اردبیل، تبریز، ارومیه، سلماس، خوی، نقده، میاندوآب، سقز، بانه، مریوان، سنندج، کامیاران، مهاباد، بوکان و یاسوج.

هفته شصت و نهم
سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
#سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

@collective98
🚩 درباره‌ی انحلال حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک)

«زمانی که حل‌وفصل نیم‌قرن منازعه کردها در عرض چند ماه رقم می‌خورد»



نوشته‌ی عدنان چلیک – انسان‌شناس و محقق کورد، استاد دانشگاه در مدرسه‌ی عالی مطالعات علوم اجتماعی (EHESS) فرانسه

بخش اول

ترجمه‌ی کلکتیو۹۸


📍انتشار فراخوان تاریخی عبدالله اوجالان در روز دوشنبه ۱۲ ماه مه، برای خلع سلاح و انحلال حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک) ــ سازمانی که او در سال ۱۹۷۸ هم‌بنیان‌گذاری کرد ــ به نظر می‌رسد نقطه پایانی بر بیش از چهار دهه مبارزه مسلحانه این سازمان علیه دولت و ارتش ترکیه باشد. برای درک عمق این رویداد، باید آن را در بستر تاریخیِ شکل‌گیری آنچه «مسئله کرد» خوانده می‌شود، و در زمینه‌ی تلاش‌های بی‌وقفه اما ناکام برای حل آن بررسی کرد. این نوشتار، بخش نخست از یک مقاله‌ی دو قسمتی در همین زمینه است.
در این مقاله بر آنم تا ارزیابی دقیقی از فراخوان عبدالله اوجالان برای خلع سلاح و انحلال پ‌ک‌ک ارائه دهم.

📍 در این راستا، قصد دارم محتوای این فراخوان را از زوایای مختلف مورد تحلیل قرار دهم: ضرباهنگ خاص این روند و زمینه‌های شکل‌گیری آن، نشانه‌هایی که دگرگونی‌های جنبش کرد پس از شکست روند صلح سال ۲۰۱۵ به دست می‌دهند، نحوه‌ی دریافت و واکنش‌ها به آن، ناگفته‌های نهفته در متن و سرانجام، افق‌هایی که در برابر آینده می‌گشاید.

📍چگونه می‌توان زمان‌بندی این فراخوان را توضیح داد؟ اوجالان، که بیش از سه سال در انزوای مطلق به‌سر می‌برد، چگونه توانسته صدای خود را به بیرون برساند؟ او دقیقاً چه می‌گوید و از چه ادبیاتی بهره می‌گیرد؟ این فراخوان چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با موارد پیشین، به‌ویژه فراخوان سال ۲۰۱۵، دارد؟ چگونه باید آن را تفسیر کرد؟ چه اهداف آشکار و پنهانی در آن نهفته است؟ چه نیروها و روندهای داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی این لحظه را رقم زده‌اند؟ واکنش‌ها در داخل جامعه ترکیه، در درون جنبش کرد، و در سطح منطقه‌ای چگونه بوده‌اند؟ این فراخوان چه تأثیری بر «اقتصاد اخلاقی و عاطفی» جامعه کرد خواهد داشت؟ آیا باید آن را به‌منزله‌ی شکستی تمام‌عیار و نوعی تسلیم قلمداد کرد، یا دعوتی به بازتعریف شیوه‌های نوین مبارزه سیاسی؟


ادامه این متن را در لینک زیر بخوانید:

https://bit.ly/3YUwPmj
BamdadBidar01_250523_093710.pdf
7.1 MB
🚩 اولین شماره «بامداد بی‌دار»، رسانه زندانیان منتشر شد

♦️«بامداد بی‌دار»، نام رسانه‌ای است که جمعی از زندانیان سیاسی زندان‌های ایران در ادامه کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، برای اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی از وضعیت زندانیان زیر حکم اعدام و آن‌ها که اعدام شده‌اند، راه‌اندازی کرده‌اند.

♦️آن‌ها می‌گویند: «اینجا برای ایستادن است در برابر فراموشی، در برابر اعدام، در برابر روایت رسمی. ما می‌خواهیم نام‌ها، چهره‌ها، رنج‌ها و شرافت‌ها را ثبت کنیم. روایت‌هایی که رسانه‌های رسمی از آن‌ها می‌گریزند.» 

♦️اولین شماره بامداد بی‌دار در شبکه‌های اجتماعی که به همین نام راه‌اندازی شده، منتشر شده است. نوشته‌های این مجله که اغلب با نقاشی‌های سیاه‌قلم تصویرسازی شده‌اند، «بی‌نام» منتشر می‌شوند، اما روایت‌های تلخ و تکان‌دهنده زندانیان است از مواجهه‌شان با هم‌‌سلولی‌ها که اعدام شده‌اند و قصه‌ها و دل‌نگرانی‌هایی که از هم‌بندی‌ها و دوستان‌شان که حالا زیر حکم اعدام قرار دارند، شنیده‌اند...


https://x.com/BamdadBidar?t=bomzaia9zwaF1S64e88Ybg&s=35

https://www.instagram.com/bamdad_bidar?igsh=dG1udGs5azdkemIy

@collective98
🚩 بازنشر

کتاب تحسین برانگیز «زنان کومله. جنسیت و انقلاب در کردستان ایران»، نوشته فاطمه کریمی، که تازگی به زبان انگلیسی منتشر شده، به بررسی روابط جنسیت در سازمان کومله در فاصله بین سال های ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۱ می پردازد.

این کتاب رویه ای بر خلاف جریان رایج را در پیش گرفته و برگی از تاریخ مفقوده ایران سالهای اول انقلاب را روشن میکند که به شکلی سیستماتیک یا نادیده گرفته شده یا حتی تحریف و حذف شده است.

در مطالعات حوزه زنان و جنسیت، آنگاه که به رویدادهای اوایل انقلاب و نقش زنان پرداخته می شود، به ندرت نامی از زنان کومله یا سایر «زنان حاشیه ای» در ایران آورده شده. این همه نشان میدهد که نه تنها «تاریخ سیاسی کشور»، بلکه «تاریخ انقلاب ایران» و «تاریخ زنان انقلاب ایران» اغلب توسط فرادستان لیبرال، توسط محققینی با گرایش به مرکز و با انگاره های ناسیونالیستی (حتی چپ ها)، روایت شده و صدای به حاشیه رفتگان و فرودستان عموما در آن غایب است.

این کتاب به این زنان صدا می بخشد.

بررسی اجمالی کتاب فاطمه کریمی را میتوانید در فایل زیر، که هنگام چاپ نسخه فرانسوی کتاب توسط کلکتیو۹۸ تهیه شده بود، مطالعه کنید :

👇👇
_«جنسیت_و_ملیتانتیسم_در_کردستان_ایران»_.pdf
211.9 KB
🚩 درباره کتاب «زنان کومله. جنسیت و انقلاب در کردستان ایران»:
بررسی روابط جنسیت در سازمان کومله در فاصله بین سال های ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۱

نویسنده: فاطمه کریمی



collective98@riseup.net
@collective98
Forwarded from بيدارزنى
Forwarded from بيدارزنى
بيدارزنى
Photo
🟣 دهمین روز اعتصاب کامیون‌داران در ۱۶۳ شهر


از روز اول خردادماه سال جاری، رانندگان کامیون در اعتراض به وضعیت اسف‌بار معیشتی و کاهش سهمیه‌ی گازوئیل از ۲ هزار به ۱۰۰ لیتر در ماه، دست به اعتصاب سراسری زدند. مواجهه‌ی حاکمیت با این اعتصاب، باز هم چیزی جز بازداشت، تهدید، حمله گارد ضدشورش با اسپری فلفل (در پایانه سنندج)، وعده سوخت مازاد و در نهایت، تولید خلوارها پرونده‌ امنیتی نبوده است.

تا تاریخ جمعه ۹ خرداد، دست‌کم ۲۰ راننده در جریان این اعتصاب‌ها در شهرهای سنندج، اسلام‌آباد غرب، کرمانشاه، رشت، بندر خمینی، بندرلنگه و شیراز بازداشت شدند. #صدیق_محمدی و #شهاب_دارابی دو کامیون‌داری هستند که به‌ترتیب در سنندج و اسلام‌آباد غرب بازداشت شدند و تاکنون از محل نگهداری صدیق محمدی اطلاعی در دست نیست.

منشا این اعتصاب سراسری ناشی از کاهش سهمیه گازوئیل از دو هزار لیتر به ۱۰۰ تا ۲۰۰ لیتر در ماه، تأخیر در تخصیص سوخت، اختلال در سامانه‌های توزیع، افزایش هزینه بیمه تأمین اجتماعی، پایین بودن نرخ کرایه نسبت به عوارض سنگین جاده‌ای، نبود نظارت بر قیمت قطعات و تعمیرات و همچنین گرانی لاستیک و روغن، افزایش هزینه‌ها، وضعیت معیشتی نامناسب و بی‌توجهی دولت به مطالبات صنفی رانندگان است.

طی این مدت، رانندگان بسیاری از طریق شبکه‌های اجتماعی، رنج بی‌پایان خود و تلاش حاکمیت در جهت به‌جان هم انداختن راننده و کشاورز و کارگر را بیان کردند. آن‌ها می‌گویند که بدون‌شک با وجود اعتصاب، بار به کشاورز نمیرسد، اما کشاورزان و کارگران از خود ما هستند و می‌دانند که اعتراض ما، اعتراض آنها هم هست. رانندگان می‌گویند که اعتصاب آنها برای نان است و چرا مطالبه‌ی نان، برای حکومت در خطر انداختن امنیت ملی نامیده میشود؟

اعتصاب سراسری کامیون‌داران با همراهی رانندگان وانت‌بار نیز همراه شد. اتحادی که نشانگر هم‌پایه بودن مطلبات معیشتی زحمتکشان در هر جایگاه و موقعیتی است. این اعتصاب در شرایطی به وقوع پیوسته که اوضاع معیشتی و تنگنای اقتصادی، دیگر رمقی را برای اقشار مختلف مزدبگیر، اعم از کارگر، پرستار، معلم، کارمندان و تمامی زحمتکشان باقی نگذاشته است. بی‌کفایتی و وقاحت دولت و حاکمیت در افزایش اقلام سبد معیشتی، سوخت، انرژی و … روزگار مردم را به کنترل شبانه‌روزی جدول‌های قطعی برق و آب هم کشانده است. در این سقوط اسف‌بار زندگی و زنده ماندن زیر سایه‌ی گرانی‌های کمرشکن، اخراج از محیط کار و واحدهای تولیدی به دلیل قطعی برق و… اعتصاب کامیونداران، بیش از پیش حائز اهمیت است.

حاکمیت مثل همیشه مشغول پرونده‌سازی و بازداشت است. با اسپری فلفل به صف رانندگان حمله می‌کند و پلیس فتا در پی مسدودسازی صفحات رانندگان در اعتصاب است. اما همانطور که رانندگان و کشاورزان و کارگران از اهمیت اعتصاب سراسری‌شان آگاهند، جمهوری اسلامی نیز از سرایت اعتصاب، واهمه دارد. بازداشت و سرکوب او به این امید است که قدرت اعتصاب، زنجیروار به بدنه‌ی دیگر کارگران، کشاورزان، معلمان، پرستاران و‌… نچسبد و کماکان بتواند به ممد سرکوب، حکومت کند. اما این آگاهی و زیستن بر تلی از ویرانی اقتصادی و سیاسی، چونان آتش زیر خاکستر است. آتشی که با هر زندان و تزریق رعب و وحشت، نه خاموش، که شعله‌ورتر می‌شود.


♦️زنده‌باد اعتصاب، زنده‌باد آگاهی زحمتکشان

#ژن_ژيان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری


@bidarzani
🚩 بخش دوم
درباره‌ی انحلال حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک)


«زمانی که حل‌وفصل نیم‌قرن منازعه کردها در عرض چند ماه رقم می‌خورد»



نوشته‌ی عدنان چلیک – انسان‌شناس و محقق کورد، استاد دانشگاه در مدرسه‌ی عالی مطالعات علوم اجتماعی (EHESS) فرانسه

ترجمه‌ی کلکتیو۹۸


📍فراخوان تاریخی عبدالله اوجلان برای انحلال پ.ک.ک چشم‌اندازهای تازه‌ای را برای جنبش کُردی می‌گشاید، اما هم‌زمان پرسش‌های فراوانی را نیز برمی‌انگیزد. تحلیل دقیق این فراخوان بدون در نظر گرفتن بستر ژئوپولیتیکِ ملتهبِ منطقه‌ای و جهانی ممکن نیست؛ بستری که این رویداد می‌تواند آن را بیش از پیش دگرگون سازد. این نوشتار، بخش دوم از مقاله‌ای دو قسمتی است که پیشتر بخش اول آن توسط کلکتیو۹۸ منتشر شده است.

📍در بخش نخست، به خاستگاه فراخوان عبدالله اوجلان، رهبر تاریخی پ.ک.ک که از سال ۱۹۹۹ در زندان امرالی ترکیه زندانی است، پرداخته شد؛ فراخوانی که در ۲۷ فوریه منتشر شد و از خلع سلاح تا انحلال سازمان را دربر می‌گیرد. این فراخوان در بستر ناکامی‌های مکرر تلاش‌های پیشین برای حل سیاسی مسئله‌ی کُرد و در پرتو دگرگونی‌های دهه‌ی گذشته‌ی جنبش کُردی بررسی شد. در بخش دوم، تمرکز بر خوانش تفسیری، هرمنوتیکی، بازتاب‌ها و پیامدهای فوری این فراخوان است.

📍در واقع، بخش‌های مختلف این فراخوان - پیش از آن‌که کمتر از دو ماه بعد به اعلام رسمی انحلال پ.ک.ک بینجامد - احساسات گوناگونی برانگیخت و به دلیل لحن رادیکال، مبهم، ایهام‌آمیز یا متناقض خود، به برداشت‌هایی متضاد انجامید. در اینجا، به‌ویژه بر سه تفسیر اصلی تمرکز خواهم کرد.

متن کامل را در لینک زیر بخوانید: https://bit.ly/4dY466w


@collective98
پست موقت:

🔥 Premier rendez-vous du cycle "Le premier samedi du mois avec #Roja"
à @darna (ex_cantinesyrienne)

🎬 Séance inaugurale : projection de film et discussion collective

📌 Le film est en persan, sous-titré en anglais.

📅 Date : Samedi 7 juin 2025
🕕 Heure : 18h00

📍 Lieu : Darna:
86 Rue Alexis Pesnon, 93100 Montreuil

🎟️ Ouvert à toutes et tous

____

🔥✨️ نخستین جلسه از برنامه‌ی ماهانه‌ی «شنبه‌ی اول هر ماه با #روژا»

محل برگزاری: دارنا (کانتین سوریه ای سابق)

🎬 نمایش فیلم + گفت‌وگوی گروهی
📅 ۷ ژوئن - ساعت ۱۸
📍 Darna
: 86 Rue Alexis Pesnon, 93100 Montreuil

🎟️ ورود برای همه آزاد است

📌 فیلم به فارسی است با زیرنویس انگلیسی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شناور مادلین از ناوگان آزادی غزه در حال نزدیک‌شدن به این باریکه تحت محاصره و نسل‌کشی در آب‌های بین‌المللی از سوی نیروهای نظامی اسرائیل توقیف شد و فعالان آن هم دستگیر شدند. گرتا تونبرگ، فعال سوئدی، و لیام کانینگهام، بازیگر ایرلندی سریال بازی تاج و تخت از جمله فعالان حاضر بر این شناور بودند. مجموعاً ۱۲ فعال در این کشتی حاضرند
مادلین سی و ششمین کشتی از ناوگان آزادی است که از سال ۲۰۰۸ با هدف رفع محاصره اسرائیل علیه نوار غزه عازم این باریکه شده‌اند.

#گرتا_تونبرگ
#علیه_نسل_کشی
#غزه
#فلسطین


@Zedbroadcasting | ضِد
🚩 تداوم کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در هفته هفتاد و دوم در ۴۷ زندان مختلف همراه با پیوستن زندان اهر

حکومت اعدامی در ایران، همچون گذشته، هر هفته در مسیر افزایش اجرای احکام اعدام با سرعت پیش می‌رود. متأسفانه از ابتدای خردادماه تاکنون بیش از ۹۵ نفر اعدام شده‌اند؛ تنها در روز ۱۲ خرداد، ۱۶ نفر جان خود را از دست دادند که ۸ نفر از آنان در زندان قزلحصار بودند.
از سوی دیگر، حاکمان خودکامه که از پاسخ‌گویی به بحران‌های کلان اقتصادی و معیشتی ناتوان‌اند، در یک سال گذشته کوشیده‌اند تا با سرکوب و اجرای احکام اعدام، بر مطالبات عمومی سرپوش بگذارند. این سرکوب‌ها، متأسفانه دامن اتباع افغانستانی مقیم ایران را نیز گرفته است. در ماه‌های گذشته، احکام اعدام علیه شماری از شهروندان افغانستانی بیش از پیش به اجرا درآمده‌ است؛ محکومان بی‌پناهی که صدایی برای دفاع از خود ندارند و ماشین اعدام در ایران، حق حیات را از آنان نیز سلب می‌کند.
کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» این موج تازه‌ی سرکوب و اعدام را به‌شدت محکوم می‌کند و خواستار واکنش جدی نهادهای حقوق بشری و بین‌المللی در برابر این جنایات است.

در این هفته از کارزار، ما بار دیگر بر مخالفت اصولی، حقوقی و اخلاقی خود با مجازات اعدام تأکید می‌کنیم. این مخالفت بر مبانی شناخته‌شده‌ی حقوق بین‌الملل، تعهدات دولت‌ها در قبال حقوق بشر، و ضرورت حفظ کرامت ذاتی انسان استوار است.
«مجازات اعدام ناقض حق حیات است»؛ حقی بنیادین که در ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR) به آن تصریح شده‌است. هیچ شرایط اضطراری یا توجیه فرهنگی، سیاسی یا امنیتی نمی‌تواند مشروعیت چنین مجازاتی را توجیه کند.
بر اساس استانداردهای حقوق بین‌الملل، از جمله تفسیر کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد، مجازات اعدام حتی در کشورهایی که آن را لغو نکرده‌اند، باید به شدیدترین جرایم محدود شود و با رعایت کامل اصول دادرسی منصفانه همراه باشد. با این حال، در حکومت مستبد ولایت فقیه، اغلب متهمان بدون دسترسی به وکیل مستقل، تحت فشار برای اعتراف، و در روندهای قضایی فاقد شفافیت محاکمه می‌شوند؛ وضعیتی که مصداق بارز «اعدام فراقانونی» است.
اعدام، به‌ویژه هنگامی که ابزاری برای سرکوب اعتراضات، ارعاب جامعه یا کنترل سیاسی باشد، نه‌تنها با اصل تناسب جرم و مجازات در تعارض است، بلکه نشانه‌ای از نقض کامل عدالت به شمار می‌آید.
در پرتو این واقعیات، ما اعضای این کارزار، ضمن ابراز نگرانی عمیق از تداوم و گسترش احکام ظالمانه اعدام در ایران، خواهان توقف فوری صدور و اجرای این احکام هستیم و از همه وجدان‌های بیدار می‌خواهیم که به هر شکل ممکن، در جهت مقابله با آن، اقدامات عملی به‌کار گیرند و به کارزار «نه به اعدام» بپیوندند.
ما بر این باوریم که دفاع از حق حیات، مسئولیتی است جمعی و فراملی؛ و تا زمانی که طناب اعدام از نظام قضایی ایران برداشته نشود، بستر آزادی و عدالت فراهم نخواهد شد و بسیاری از جرایم نیز پایان نخواهد یافت.

لازم بذکر است طبق اخبار منتشر شده جمعی از زندانیان زندان اهر در اعتراض به موج فزاینده اعدام‌ها، اعلام کرده‌اند که از هفته پیش به کارزار" سه‌شنبه‌های نه به اعدام" پیوسته‌اند و از این به بعد هر سه‌شنبه همراه با اعضای کارزار در اعتصاب غذا خواهند بود.
به این ترتیب زندانیان عضو کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته هفتاد و دوم، سه‌شنبه ۲۰ خرداد، در ۴۷ زندان زیر در اعتصاب غذا خواهند بود:

زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)، زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اراک، زندان خرم‌آباد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان زاهدان (بند زنان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان گنبد کاووس، زندان قائم‌شهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج ، زندان کامیاران و زندان اهر
هفته هفتاد و دوم
سه‌شنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۴

#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

@collective98
بامداد امروز، ۲۱ خرداد ۱۴۰۴ (۱۱ ژوئن ۲۰۲۵)، مجاهد کورکور، شهروند لُر اهل ایذه (خوزستان) بدون طی کردن روند دادرسی عادلانه و با اتهاماتی واهی، بعد از تحمل ۹۰۴ روز حبس در زندان مرکزی اهواز و بدون دسترسی به وکیل اعدام شد. او از بازداشت‌شدگان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» بود.

🔺 نیروهای امنیتی مجاهد کورکور را در ۲۹ آذر ۱۴۰۱، پس از یورش خونین به روستای پرسوراخ در ایذه و در حالی‌که زخمی شده بود، بازداشت کردند. اتهام اصلی او، مشارکت در تیراندازی به شهروندان در جریان اعتراضات ۲۵ آبان زن زندگی آزادی و به‌ویژه قتل کیان پیرفلک اعلام شد—اتهامی که خانواده کیان به‌روشنی و به کرات رد کرده‌اند.

📌 شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز کورکور را با مجموعه‌ای از اتهامات سنگین و بدون ارائه مستندات شفاف به اعدام محکوم کرد. از جمله اتهامات: محاربه از طریق کشیدن سلاح به قصد جان مردم»؛ ارعاب و افساد فی‌الارض از طریق ارتکاب جنایت جنگی؛ اخلال در نظم عمومی؛ ایراد خسارت عمده به تمامیت جسمانی منتج به جان‌باختن هفت نفر از جمله کیان پیرفلک؛ ایراد خسارت عمده به اموال عمومی و خصوصی؛ تشکیل گروه باغی و عضویت در آن از طریق قیام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی»

این اتهامات، بر پایه‌ی اعترافات تحت شکنجه، در دادگاه غیرشفاف و بدون حضور وکیل مستقل صادر شدند. حکم نهایی توسط دیوان عالی کشور تأیید و در سکوت کامل و بی‌اطلاعی خانواده، اجرا شد.

👁 این در حالی است که خانواده‌ی کیان پیرفلک بارها شهادت داده‌اند که عامل تیراندازی به خودرو آن‌ها و قتل کیان در شامگاه ۲۵ آبان، مأموران امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی بوده‌اند و به همین دلیل هیچ شکایتی از مجاهد کورکور ندارند.

✊🏽 مجاهد کورکور تنها یک نام نیست؛ او نماد سرکوب ساختاری و چندلایه در جمهوری اسلامی است—سرکوبی که درهم‌تنیدگی سرکوب ملی، سیاسی و طبقاتی را به نمایش می‌گذارد. اعدام او در روز تولد کیان پیرفلک، بیش از آنکه اجرای عدالت باشد، نمایشی خشن از انتقام و ارعاب بود.

#مجاهد_کورکور #زندانی_سیاسی ُر #ایذه #زن_زندگی_آزادی #نه_به_اعدام #کیان_پیرفلک
#خدای_رنگینکمان #اعتراضات۱۴۰۱ #جمهوری_اعدام

@Zedbroadcasting | ضِد
🔸 خیابان، آینه‌ی تناقض‌ها و تعهدها
🔹 سه‌شنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۴ / ۱۰ ژوئن ۲۰۲۵
#بروکسل
از ژانویه تا امروز، هر سه‌شنبه، با حداقل امکانات و حداکثر تعهد، در میدان عمومی بروکسل ایستاده‌ایم.
زیر باران و برف، نه برای اینکه کار بزرگی کرده باشیم - که در برابر مقاومت در ایران، اعتصاب در زندان‌ها، شکنجه و خطر واقعی دستگیری، شکنجه و اعدام کاری‌ست کوچک - بلکه چون باور داریم صدای انقلاب، صدای مقاومت، صدای اعتراض و حق‌خواهی نباید حتی فرای مرزهای ساختگی بشری خاموش و بی‌پاسخ بماند.
این دعوتی‌ست به همه‌ی شما که اینجایید:
بیایید، بپیوندید، کنار ما بایستید
!
و ما این هفته هم، مثل همیشه، تصویر زندانیان سیاسی در خطر اعدام را همراه داشتیم؛ از جمله مجاهدکورکور، مبارز انقلابی لر؛ که خبر اعدامش امروز (چهارشنبه)، باز هم همه چیز را دگرگون کرد.
مجاهد در سکوت کامل، و برخلاف شهادت خانواده‌ی کیان پیرفلک، اعدام شد - درست در روز تولد کیان.
نه برای اجرای عدالت، بلکه برای انتقام از مردم و جنبش‌های اعتراضی.

#مجاهد_کورکور
#نه_به_اعدام
#کیان_پیرفلک
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#NoToExecution

@revcollectivewlfbe