Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 بیاد معلم شهید اعدامی #فرزاد_کمانگر در پانزدهمین سالگرد اعدام او و دیگر همرزمان اش، شیرین علم هولی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان در اردیبهشت ۱۳۸۹
آنها بدون اطلاع خانواده و وکلا، و پس از تحمل شکنجه های بسیار، در زندان اوین تهران اعدام شدند و محل دفن آنها هنوز نامشخص است.
"جمهوری اعدام اسلامی
آن چه را هرگز هرگز نمیتواند اعدام کند؛
آینده است و آزادی..."
@collective98
آنها بدون اطلاع خانواده و وکلا، و پس از تحمل شکنجه های بسیار، در زندان اوین تهران اعدام شدند و محل دفن آنها هنوز نامشخص است.
"جمهوری اعدام اسلامی
آن چه را هرگز هرگز نمیتواند اعدام کند؛
آینده است و آزادی..."
@collective98
🚩 شجاعتی که تکثیر می شود
ایستادگی در برابر اعدام از سوی زندانیان نیازمند سطحی از شجاعت است. زندانیانی که در زندان و حتی دوران مرخصی در برابر اعدام ایستادهاند را نباید فراموش کرد.
زندانی که به مرخصی میآید و باز همبندانش را فراموش نمیکند صدایش باید تکثیر گردد.
احسان (آرمین)خدایار، زندانی سیاسی که از زندان لاکان به مرخصی آمدهاست دوستان همبندش را فراموش نکرده و از نه به اعدام میگوید.
@collective98
ایستادگی در برابر اعدام از سوی زندانیان نیازمند سطحی از شجاعت است. زندانیانی که در زندان و حتی دوران مرخصی در برابر اعدام ایستادهاند را نباید فراموش کرد.
زندانی که به مرخصی میآید و باز همبندانش را فراموش نمیکند صدایش باید تکثیر گردد.
احسان (آرمین)خدایار، زندانی سیاسی که از زندان لاکان به مرخصی آمدهاست دوستان همبندش را فراموش نکرده و از نه به اعدام میگوید.
@collective98
تداوم اعتصاب غذای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" در ۴۱ زندان، در هفته شصتوهشتم؛ صدور حکم اعدام علیه دو زندانی سیاسی
بر اساس گزارشهای منتشرشده، صدور و اجرای احکام اعدام توسط دادگاههای حکومت ولایت فقیه همچنان بدون وقفه ادامه دارد. از ابتدای اردیبهشتماه تاکنون، بیش از ۹۶ زندانی، از جمله یک زن، اعدام شدهاند؛ یعنی بهطور میانگین روزانه دستکم چهار تن به دار آویخته شدهاند.
در روزهای اخیر، امین (پیمان) فرحآور گیساوندانی، شاعر و زندانی سیاسی اهل گیلان، توسط قاضی احمد درویشگفتار به اتهام "بغی و محاربه" به اعدام محکوم شده است. همچنین احسان فریدی، دانشجوی دانشگاه تبریز، نیز از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز به اتهام "محاربه" به اعدام محکوم گردید. شایان ذکر است که این احکام غیرانسانی بدون امکان دسترسی زندانیان به وکیل منتخب صادر شدهاند.
ما از نهادهای حقوق بشری و مخالفان اعدام انتظار داریم که با افشای چهره قضاتی که در صدور این احکام نقش دارند، در نهادهای مستقل حقوق بشری علیه آنان طرح شکایت کنند.
در شرایطی که حکومت از حل بحرانهای داخلی و خارجی خود عاجز مانده، شتاب اعدامها افزایش یافته است. مقابله با اعدام در این شرایط، ضرورتی فوری و انکارناپذیر است. در هر گوشه از این سرزمین باید پرچم مبارزه با اعدام را برافراشت و صدای اعتراض را بلند کرد. نباید اجازه داد این حکومت جنایتکار جان شهروندان را بهراحتی بگیرد. آزادی، حق ملتی است که دههها برای دستیابی به آزادی، برابری و دموکراسی هزینههای سنگینی پرداخت کرده است.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام"، ضمن گرامیداشت یاد برزان محمدی، زندانی سیاسی سابق و از حامیان این کارزار که متأسفانه در سانحهای دلخراش جان باخت، این ضایعه را به خانواده او و تمامی همراهان کارزار تسلیت میگوید.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام"، در روز سهشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، برای شصتوهشتمین هفته متوالی، در ۴۱ زندان کشور در اعتصاب غذا خواهد بود:
زندانهای: قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)، زندان مرکزی کرج، تهران بزرگ، خورین ورامین، چوبیندر قزوین، اراک، خرمآباد، اسدآباد اصفهان، دستگرد اصفهان، شیبان اهواز، سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، نظام شیراز، عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زاهدان (بند زنان)، برازجان، رامهرمز، بهبهان، بم، کهنوج، طبس، مشهد، گنبدکاووس، قائمشهر، رشت (بند زنان و مردان)، رودسر، حویق تالش، ازبرم لاهیجان، دیزلآباد کرمانشاه، اردبیل، تبریز، ارومیه، سلماس، خوی، نقده، میاندوآب، سقز، بانه، مریوان، سنندج و کامیاران.
هفته شصت و هشتم - ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
کارزار سهشنبههای نه به اعدام
بر اساس گزارشهای منتشرشده، صدور و اجرای احکام اعدام توسط دادگاههای حکومت ولایت فقیه همچنان بدون وقفه ادامه دارد. از ابتدای اردیبهشتماه تاکنون، بیش از ۹۶ زندانی، از جمله یک زن، اعدام شدهاند؛ یعنی بهطور میانگین روزانه دستکم چهار تن به دار آویخته شدهاند.
در روزهای اخیر، امین (پیمان) فرحآور گیساوندانی، شاعر و زندانی سیاسی اهل گیلان، توسط قاضی احمد درویشگفتار به اتهام "بغی و محاربه" به اعدام محکوم شده است. همچنین احسان فریدی، دانشجوی دانشگاه تبریز، نیز از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز به اتهام "محاربه" به اعدام محکوم گردید. شایان ذکر است که این احکام غیرانسانی بدون امکان دسترسی زندانیان به وکیل منتخب صادر شدهاند.
ما از نهادهای حقوق بشری و مخالفان اعدام انتظار داریم که با افشای چهره قضاتی که در صدور این احکام نقش دارند، در نهادهای مستقل حقوق بشری علیه آنان طرح شکایت کنند.
در شرایطی که حکومت از حل بحرانهای داخلی و خارجی خود عاجز مانده، شتاب اعدامها افزایش یافته است. مقابله با اعدام در این شرایط، ضرورتی فوری و انکارناپذیر است. در هر گوشه از این سرزمین باید پرچم مبارزه با اعدام را برافراشت و صدای اعتراض را بلند کرد. نباید اجازه داد این حکومت جنایتکار جان شهروندان را بهراحتی بگیرد. آزادی، حق ملتی است که دههها برای دستیابی به آزادی، برابری و دموکراسی هزینههای سنگینی پرداخت کرده است.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام"، ضمن گرامیداشت یاد برزان محمدی، زندانی سیاسی سابق و از حامیان این کارزار که متأسفانه در سانحهای دلخراش جان باخت، این ضایعه را به خانواده او و تمامی همراهان کارزار تسلیت میگوید.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام"، در روز سهشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، برای شصتوهشتمین هفته متوالی، در ۴۱ زندان کشور در اعتصاب غذا خواهد بود:
زندانهای: قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)، زندان مرکزی کرج، تهران بزرگ، خورین ورامین، چوبیندر قزوین، اراک، خرمآباد، اسدآباد اصفهان، دستگرد اصفهان، شیبان اهواز، سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، نظام شیراز، عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زاهدان (بند زنان)، برازجان، رامهرمز، بهبهان، بم، کهنوج، طبس، مشهد، گنبدکاووس، قائمشهر، رشت (بند زنان و مردان)، رودسر، حویق تالش، ازبرم لاهیجان، دیزلآباد کرمانشاه، اردبیل، تبریز، ارومیه، سلماس، خوی، نقده، میاندوآب، سقز، بانه، مریوان، سنندج و کامیاران.
هفته شصت و هشتم - ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
کارزار سهشنبههای نه به اعدام
Forwarded from Zed Media - ضِد مدیا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بندرکلاهی میناب زیر آتش سرکوب — در سکوت رسانهای
از شنبه ۲۱ اردیبهشت، بندرکلاهی میناب در استان هرمزگان صحنهی یورش سنگین و خشونتبار نیروهای نظامی جمهوری اسلامی بوده؛ صدها نیروی امنیتی با تجهیزات سنگین، خودروهای زرهی، لودر با پشتیبانی فرماندهان ارشد سپاه پاسداران وارد منطقه شدهاند.
🔴 تعداد دقیق زخمیها و آسیبدیدگان، با قطع اینترنت و محاصره نظامی، روشن نیست اما بنا به گزارش شبکههای حقوق بشری و خبری حالوش و رسانک، آنچه بهبهانهی «مبارزه با قاچاق سوخت» آغاز شد، به یکی از بیسابقهترین سرکوبها علیه مردم بلوچ بدل شده است.
🔇 اما آنچه این فاجعه را عمیقتر میکند، سکوت سنگین بسیاری از رسانههای فارسیزبان خارج از کشور است. این سکوت، خود بخشی از سازوکار حذف ملت بلوچ است.
✊🏽 صدای بندرکلاهی باشیم — نه بازتاب سکوت.
#بلوچستان #بندرکلاهی #میناب #سرکوب #سوختبر #مکران #استعمار_داخلی #ستم_ملی #نه_به_تبعیض #سکوت_رسانهای
@Zedbroadcasting | ضد مدیا
از شنبه ۲۱ اردیبهشت، بندرکلاهی میناب در استان هرمزگان صحنهی یورش سنگین و خشونتبار نیروهای نظامی جمهوری اسلامی بوده؛ صدها نیروی امنیتی با تجهیزات سنگین، خودروهای زرهی، لودر با پشتیبانی فرماندهان ارشد سپاه پاسداران وارد منطقه شدهاند.
🔴 تعداد دقیق زخمیها و آسیبدیدگان، با قطع اینترنت و محاصره نظامی، روشن نیست اما بنا به گزارش شبکههای حقوق بشری و خبری حالوش و رسانک، آنچه بهبهانهی «مبارزه با قاچاق سوخت» آغاز شد، به یکی از بیسابقهترین سرکوبها علیه مردم بلوچ بدل شده است.
🔇 اما آنچه این فاجعه را عمیقتر میکند، سکوت سنگین بسیاری از رسانههای فارسیزبان خارج از کشور است. این سکوت، خود بخشی از سازوکار حذف ملت بلوچ است.
✊🏽 صدای بندرکلاهی باشیم — نه بازتاب سکوت.
#بلوچستان #بندرکلاهی #میناب #سرکوب #سوختبر #مکران #استعمار_داخلی #ستم_ملی #نه_به_تبعیض #سکوت_رسانهای
@Zedbroadcasting | ضد مدیا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 لحظە تراژیک قتل حکومتی دو کولبر کورد در مرز بانە توسط نیروهای نظامی جمهوری کشتار ایران
کشتار دو کولبر کورد در مرز بانە نه یک حادثه، بلکه بخشی از پروژه سیستماتیک سرکوب و نابودی معیشت مردم کوردستان است. جمهوری اسلامی با گلوله، گرسنگی و تحقیر، زندگی را در مرزها گروگان گرفته. کولبری نه انتخاب که اجبارِ زنده ماندن در نظامی است که پاسخ بە بحرانهای اقتصادی که در مناطق پیرامونی عمق و دامنه بیشتری دارند، را در باتوم و تفنگ خلاصه کرده. این قتل، سند دیگری بر جنایت مستمر رژیمیست که مرز را به قتلگاه و نان را به بهانهی سرکوب بدل کرده. تنها راه پاسخ، سازماندهی خشم جمعیست؛ از مرز تا مرکز، علیه سرمایهداری دولتی، سرکوب ملل تحت ستم و خشونت سیستماتیک.
#کولبرکشی_ادامه_دارد
#قتل_طبقاتی
#فقیرنشین
@collective98
کشتار دو کولبر کورد در مرز بانە نه یک حادثه، بلکه بخشی از پروژه سیستماتیک سرکوب و نابودی معیشت مردم کوردستان است. جمهوری اسلامی با گلوله، گرسنگی و تحقیر، زندگی را در مرزها گروگان گرفته. کولبری نه انتخاب که اجبارِ زنده ماندن در نظامی است که پاسخ بە بحرانهای اقتصادی که در مناطق پیرامونی عمق و دامنه بیشتری دارند، را در باتوم و تفنگ خلاصه کرده. این قتل، سند دیگری بر جنایت مستمر رژیمیست که مرز را به قتلگاه و نان را به بهانهی سرکوب بدل کرده. تنها راه پاسخ، سازماندهی خشم جمعیست؛ از مرز تا مرکز، علیه سرمایهداری دولتی، سرکوب ملل تحت ستم و خشونت سیستماتیک.
#کولبرکشی_ادامه_دارد
#قتل_طبقاتی
#فقیرنشین
@collective98
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
Blackfishvoice (BFV)
Video
به عموم مردم، و کنشگران حقوق زنان، فعالان حقوق کودکان، معلمان کنشگر، فعالان سیاسی و فعالان کارگری:
دولت پزشکیان تصمیم دارد تا بیش از دو میلیون نفر از #پناهجویان و #مهاجران_افغانستانی و افغانستانیتبار را از ایران اخراج کند. این سیاست هرچند در ادامه سیاست #رد_مرز است که در تمام دو دهه اخیر رواج داشته، اما به صورت خاص این بار یکی از گروههای دارای مدرک هویتی، یعنی دارندگان برگه سرشماری، و در عمل زنان و کودکان این جمعیت را هدف قرار داده است و قصد دارد با ایجاد فاجعه انسانی برای جمعیتی که از پیش در وضعیتی شکننده قرار دارد، این سیاست را به پیش برد.
در این میان نهادهای بینالمللی و همچنین نهادهای مدنی داخلی و رسانهها اغلب سکوت کردهاند.
در این گفتار به این سیاست میپردازیم تا ابعاد استثمارگرانه و ضدانسانی آن را روشن کنیم. ما شاهد یکی از پناهجوستیزانهترین سیاستها و یکی از بزرگترین ردمرزهای تاریخ هستیم و از شما کمک میخواهیم تا به هر طریق ممکن به افشای این سیاست ضدانسانی و ارتجاعی اقدام و برای دفاع از مهاجران، پناهجویان با این سیاست مقابله کنید.
#مهاجرستیزی #ناشهروندان #اتحاد_ستمدیدگان
@Blackfishvoice1
دولت پزشکیان تصمیم دارد تا بیش از دو میلیون نفر از #پناهجویان و #مهاجران_افغانستانی و افغانستانیتبار را از ایران اخراج کند. این سیاست هرچند در ادامه سیاست #رد_مرز است که در تمام دو دهه اخیر رواج داشته، اما به صورت خاص این بار یکی از گروههای دارای مدرک هویتی، یعنی دارندگان برگه سرشماری، و در عمل زنان و کودکان این جمعیت را هدف قرار داده است و قصد دارد با ایجاد فاجعه انسانی برای جمعیتی که از پیش در وضعیتی شکننده قرار دارد، این سیاست را به پیش برد.
در این میان نهادهای بینالمللی و همچنین نهادهای مدنی داخلی و رسانهها اغلب سکوت کردهاند.
در این گفتار به این سیاست میپردازیم تا ابعاد استثمارگرانه و ضدانسانی آن را روشن کنیم. ما شاهد یکی از پناهجوستیزانهترین سیاستها و یکی از بزرگترین ردمرزهای تاریخ هستیم و از شما کمک میخواهیم تا به هر طریق ممکن به افشای این سیاست ضدانسانی و ارتجاعی اقدام و برای دفاع از مهاجران، پناهجویان با این سیاست مقابله کنید.
#مهاجرستیزی #ناشهروندان #اتحاد_ستمدیدگان
@Blackfishvoice1
🚩 کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته شصتونهم خود، با پیوستن زندانهای مهاباد، بوکان و یاسوج به ۴۴ زندان گسترش یافت.
در شرایطی که کشور با فساد سیستماتیک و ناکارآمدی ساختار استبدادی حاکم روبروست و این وضعیت زندگی شهروندان را مختل کرده و آنها را از ابتداییترین نیازها مانند آب و برق محروم ساخته است، روند صدور و اجرای احکام غیرانسانی اعدام با ارادهای آشکار از سوی حاکمیت نهتنها متوقف نشده بلکه افزایش نیز یافته است.
این حکومت همواره از ارائه آمار دقیق درباره تعداد زندانیان و اجرای احکام اعدام خودداری میکند، اما بر اساس گزارشهایی که به کارزار رسیده است، از ابتدای اردیبهشتماه تاکنون بیش از ۱۲۹ نفر – از جمله چهار زن – اعدام شدهاند. تنها در هفته گذشته، حکم اعدام ۲۵ زندانی به اجرا درآمد که در میان آنها دو کودکمجرم نیز دیده میشدند که در زندانهای ملایر و عادلآباد شیراز به دار آویخته شدند؛ اقدامی که بدون هیچ ابایی از افکار عمومی و نهادهای حقوق بشری بینالمللی انجام شد و آنان را از «حق حیات» محروم ساخت.
در واکنش به این خشونت و نقض سیستماتیک «حق حیات»، شاهد افزایش اعتراضات خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام و حمایت گسترده جوانان در شهرهای مختلف از این کارزار هستیم. این حمایتها با ابتکارهای متنوع مردمی، چهرهای گستردهتر یافتهاند.
ما، اعضای کارزار، با درود به تمامی حامیان «نه به اعدام»، از همه مردم بهویژه جوانان میخواهیم در هر کوچه و برزن، صدای اعتراض خود را علیه این مجازات ضدانسانی بلند کنند و به هر شکل ممکن از این حرکت حمایت کنند. ما از تمامی مخالفان اعدام دعوت میکنیم در کنار خانوادههای دادخواه بایستند و در تجمعات اعتراضی آنان را تنها نگذارند.
در هفته گذشته، به ابتکار هموطنان مبارز در داخل و خارج از کشور، همبستگی گستردهای با کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» شکل گرفت. از تمامی افراد، نهادها، احزاب و سازمانهای سیاسی، مدنی و حقوق بشری که در این حرکت مردمی مشارکت داشتند، صمیمانه قدردانی میکنیم.
همچنین جمعی از زندانیان در زندانهای مهاباد، بوکان و یاسوج اعلام کردهاند که از این هفته به کارزار پیوسته و هر سهشنبه دست به اعتصاب غذا خواهند زد. با پیوستن این سه زندان به اعتصاب، تعداد زندانهای شرکت کننده در کارزار به چهل و چهار زندان افزایش یافته است.
سهشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴، زندانیان در ۴۴ زندان زیر برای شصتونهمین هفته متوالی اعتصاب غذا خواهند کرد:
اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)، قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، مرکزی کرج، تهران بزرگ، خورین ورامین، چوبیندر قزوین، اراک، خرمآباد، اسدآباد اصفهان، دستگرد اصفهان، شیبان اهواز، سپیدار اهواز (زنان و مردان)، نظام شیراز، عادلآباد شیراز (زنان و مردان)، زاهدان (زنان)، برازجان، رامهرمز، بهبهان، بم، کهنوج، طبس، مشهد، گنبدکاووس، قائمشهر، رشت (زنان و مردان)، رودسر، حویق تالش، ازبرم لاهیجان، دیزلآباد کرمانشاه، اردبیل، تبریز، ارومیه، سلماس، خوی، نقده، میاندوآب، سقز، بانه، مریوان، سنندج، کامیاران، مهاباد، بوکان و یاسوج.
هفته شصت و نهم
سهشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
#سهشنبههای_نه_به_اعدام
@collective98
در شرایطی که کشور با فساد سیستماتیک و ناکارآمدی ساختار استبدادی حاکم روبروست و این وضعیت زندگی شهروندان را مختل کرده و آنها را از ابتداییترین نیازها مانند آب و برق محروم ساخته است، روند صدور و اجرای احکام غیرانسانی اعدام با ارادهای آشکار از سوی حاکمیت نهتنها متوقف نشده بلکه افزایش نیز یافته است.
این حکومت همواره از ارائه آمار دقیق درباره تعداد زندانیان و اجرای احکام اعدام خودداری میکند، اما بر اساس گزارشهایی که به کارزار رسیده است، از ابتدای اردیبهشتماه تاکنون بیش از ۱۲۹ نفر – از جمله چهار زن – اعدام شدهاند. تنها در هفته گذشته، حکم اعدام ۲۵ زندانی به اجرا درآمد که در میان آنها دو کودکمجرم نیز دیده میشدند که در زندانهای ملایر و عادلآباد شیراز به دار آویخته شدند؛ اقدامی که بدون هیچ ابایی از افکار عمومی و نهادهای حقوق بشری بینالمللی انجام شد و آنان را از «حق حیات» محروم ساخت.
در واکنش به این خشونت و نقض سیستماتیک «حق حیات»، شاهد افزایش اعتراضات خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام و حمایت گسترده جوانان در شهرهای مختلف از این کارزار هستیم. این حمایتها با ابتکارهای متنوع مردمی، چهرهای گستردهتر یافتهاند.
ما، اعضای کارزار، با درود به تمامی حامیان «نه به اعدام»، از همه مردم بهویژه جوانان میخواهیم در هر کوچه و برزن، صدای اعتراض خود را علیه این مجازات ضدانسانی بلند کنند و به هر شکل ممکن از این حرکت حمایت کنند. ما از تمامی مخالفان اعدام دعوت میکنیم در کنار خانوادههای دادخواه بایستند و در تجمعات اعتراضی آنان را تنها نگذارند.
در هفته گذشته، به ابتکار هموطنان مبارز در داخل و خارج از کشور، همبستگی گستردهای با کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» شکل گرفت. از تمامی افراد، نهادها، احزاب و سازمانهای سیاسی، مدنی و حقوق بشری که در این حرکت مردمی مشارکت داشتند، صمیمانه قدردانی میکنیم.
همچنین جمعی از زندانیان در زندانهای مهاباد، بوکان و یاسوج اعلام کردهاند که از این هفته به کارزار پیوسته و هر سهشنبه دست به اعتصاب غذا خواهند زد. با پیوستن این سه زندان به اعتصاب، تعداد زندانهای شرکت کننده در کارزار به چهل و چهار زندان افزایش یافته است.
سهشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴، زندانیان در ۴۴ زندان زیر برای شصتونهمین هفته متوالی اعتصاب غذا خواهند کرد:
اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)، قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، مرکزی کرج، تهران بزرگ، خورین ورامین، چوبیندر قزوین، اراک، خرمآباد، اسدآباد اصفهان، دستگرد اصفهان، شیبان اهواز، سپیدار اهواز (زنان و مردان)، نظام شیراز، عادلآباد شیراز (زنان و مردان)، زاهدان (زنان)، برازجان، رامهرمز، بهبهان، بم، کهنوج، طبس، مشهد، گنبدکاووس، قائمشهر، رشت (زنان و مردان)، رودسر، حویق تالش، ازبرم لاهیجان، دیزلآباد کرمانشاه، اردبیل، تبریز، ارومیه، سلماس، خوی، نقده، میاندوآب، سقز، بانه، مریوان، سنندج، کامیاران، مهاباد، بوکان و یاسوج.
هفته شصت و نهم
سهشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
#سهشنبههای_نه_به_اعدام
@collective98
🚩 دربارهی انحلال حزب کارگران کردستان (پکک)
«زمانی که حلوفصل نیمقرن منازعه کردها در عرض چند ماه رقم میخورد»
نوشتهی عدنان چلیک – انسانشناس و محقق کورد، استاد دانشگاه در مدرسهی عالی مطالعات علوم اجتماعی (EHESS) فرانسه
بخش اول
ترجمهی کلکتیو۹۸
📍انتشار فراخوان تاریخی عبدالله اوجالان در روز دوشنبه ۱۲ ماه مه، برای خلع سلاح و انحلال حزب کارگران کردستان (پکک) ــ سازمانی که او در سال ۱۹۷۸ همبنیانگذاری کرد ــ به نظر میرسد نقطه پایانی بر بیش از چهار دهه مبارزه مسلحانه این سازمان علیه دولت و ارتش ترکیه باشد. برای درک عمق این رویداد، باید آن را در بستر تاریخیِ شکلگیری آنچه «مسئله کرد» خوانده میشود، و در زمینهی تلاشهای بیوقفه اما ناکام برای حل آن بررسی کرد. این نوشتار، بخش نخست از یک مقالهی دو قسمتی در همین زمینه است.
در این مقاله بر آنم تا ارزیابی دقیقی از فراخوان عبدالله اوجالان برای خلع سلاح و انحلال پکک ارائه دهم.
📍 در این راستا، قصد دارم محتوای این فراخوان را از زوایای مختلف مورد تحلیل قرار دهم: ضرباهنگ خاص این روند و زمینههای شکلگیری آن، نشانههایی که دگرگونیهای جنبش کرد پس از شکست روند صلح سال ۲۰۱۵ به دست میدهند، نحوهی دریافت و واکنشها به آن، ناگفتههای نهفته در متن و سرانجام، افقهایی که در برابر آینده میگشاید.
📍چگونه میتوان زمانبندی این فراخوان را توضیح داد؟ اوجالان، که بیش از سه سال در انزوای مطلق بهسر میبرد، چگونه توانسته صدای خود را به بیرون برساند؟ او دقیقاً چه میگوید و از چه ادبیاتی بهره میگیرد؟ این فراخوان چه شباهتها و تفاوتهایی با موارد پیشین، بهویژه فراخوان سال ۲۰۱۵، دارد؟ چگونه باید آن را تفسیر کرد؟ چه اهداف آشکار و پنهانی در آن نهفته است؟ چه نیروها و روندهای داخلی، منطقهای و بینالمللی این لحظه را رقم زدهاند؟ واکنشها در داخل جامعه ترکیه، در درون جنبش کرد، و در سطح منطقهای چگونه بودهاند؟ این فراخوان چه تأثیری بر «اقتصاد اخلاقی و عاطفی» جامعه کرد خواهد داشت؟ آیا باید آن را بهمنزلهی شکستی تمامعیار و نوعی تسلیم قلمداد کرد، یا دعوتی به بازتعریف شیوههای نوین مبارزه سیاسی؟
ادامه این متن را در لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/3YUwPmj
«زمانی که حلوفصل نیمقرن منازعه کردها در عرض چند ماه رقم میخورد»
نوشتهی عدنان چلیک – انسانشناس و محقق کورد، استاد دانشگاه در مدرسهی عالی مطالعات علوم اجتماعی (EHESS) فرانسه
بخش اول
ترجمهی کلکتیو۹۸
📍انتشار فراخوان تاریخی عبدالله اوجالان در روز دوشنبه ۱۲ ماه مه، برای خلع سلاح و انحلال حزب کارگران کردستان (پکک) ــ سازمانی که او در سال ۱۹۷۸ همبنیانگذاری کرد ــ به نظر میرسد نقطه پایانی بر بیش از چهار دهه مبارزه مسلحانه این سازمان علیه دولت و ارتش ترکیه باشد. برای درک عمق این رویداد، باید آن را در بستر تاریخیِ شکلگیری آنچه «مسئله کرد» خوانده میشود، و در زمینهی تلاشهای بیوقفه اما ناکام برای حل آن بررسی کرد. این نوشتار، بخش نخست از یک مقالهی دو قسمتی در همین زمینه است.
در این مقاله بر آنم تا ارزیابی دقیقی از فراخوان عبدالله اوجالان برای خلع سلاح و انحلال پکک ارائه دهم.
📍 در این راستا، قصد دارم محتوای این فراخوان را از زوایای مختلف مورد تحلیل قرار دهم: ضرباهنگ خاص این روند و زمینههای شکلگیری آن، نشانههایی که دگرگونیهای جنبش کرد پس از شکست روند صلح سال ۲۰۱۵ به دست میدهند، نحوهی دریافت و واکنشها به آن، ناگفتههای نهفته در متن و سرانجام، افقهایی که در برابر آینده میگشاید.
📍چگونه میتوان زمانبندی این فراخوان را توضیح داد؟ اوجالان، که بیش از سه سال در انزوای مطلق بهسر میبرد، چگونه توانسته صدای خود را به بیرون برساند؟ او دقیقاً چه میگوید و از چه ادبیاتی بهره میگیرد؟ این فراخوان چه شباهتها و تفاوتهایی با موارد پیشین، بهویژه فراخوان سال ۲۰۱۵، دارد؟ چگونه باید آن را تفسیر کرد؟ چه اهداف آشکار و پنهانی در آن نهفته است؟ چه نیروها و روندهای داخلی، منطقهای و بینالمللی این لحظه را رقم زدهاند؟ واکنشها در داخل جامعه ترکیه، در درون جنبش کرد، و در سطح منطقهای چگونه بودهاند؟ این فراخوان چه تأثیری بر «اقتصاد اخلاقی و عاطفی» جامعه کرد خواهد داشت؟ آیا باید آن را بهمنزلهی شکستی تمامعیار و نوعی تسلیم قلمداد کرد، یا دعوتی به بازتعریف شیوههای نوین مبارزه سیاسی؟
ادامه این متن را در لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/3YUwPmj
Telegraph
انحلال حزب کارگران کردستان (پکک)
نوشتهی عدنان چلیک – انسانشناس و محقق کورد، استاد دانشگاه در مدرسهی عالی مطالعات علوم اجتماعی (EHESS) فرانسه بخش اول ترجمهی کلکتیو۹۸ بخش دوم این متن که به زودی از سوی کلکتیو۹۸ منتشر خواهد شد. انتشار فراخوان تاریخی عبدالله اوجالان در روز دوشنبه ۱۲ ماه مه،…
BamdadBidar01_250523_093710.pdf
7.1 MB
🚩 اولین شماره «بامداد بیدار»، رسانه زندانیان منتشر شد
♦️«بامداد بیدار»، نام رسانهای است که جمعی از زندانیان سیاسی زندانهای ایران در ادامه کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، برای اطلاعرسانی و آگاهیبخشی از وضعیت زندانیان زیر حکم اعدام و آنها که اعدام شدهاند، راهاندازی کردهاند.
♦️آنها میگویند: «اینجا برای ایستادن است در برابر فراموشی، در برابر اعدام، در برابر روایت رسمی. ما میخواهیم نامها، چهرهها، رنجها و شرافتها را ثبت کنیم. روایتهایی که رسانههای رسمی از آنها میگریزند.»
♦️اولین شماره بامداد بیدار در شبکههای اجتماعی که به همین نام راهاندازی شده، منتشر شده است. نوشتههای این مجله که اغلب با نقاشیهای سیاهقلم تصویرسازی شدهاند، «بینام» منتشر میشوند، اما روایتهای تلخ و تکاندهنده زندانیان است از مواجههشان با همسلولیها که اعدام شدهاند و قصهها و دلنگرانیهایی که از همبندیها و دوستانشان که حالا زیر حکم اعدام قرار دارند، شنیدهاند...
https://x.com/BamdadBidar?t=bomzaia9zwaF1S64e88Ybg&s=35
https://www.instagram.com/bamdad_bidar?igsh=dG1udGs5azdkemIy
@collective98
♦️«بامداد بیدار»، نام رسانهای است که جمعی از زندانیان سیاسی زندانهای ایران در ادامه کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، برای اطلاعرسانی و آگاهیبخشی از وضعیت زندانیان زیر حکم اعدام و آنها که اعدام شدهاند، راهاندازی کردهاند.
♦️آنها میگویند: «اینجا برای ایستادن است در برابر فراموشی، در برابر اعدام، در برابر روایت رسمی. ما میخواهیم نامها، چهرهها، رنجها و شرافتها را ثبت کنیم. روایتهایی که رسانههای رسمی از آنها میگریزند.»
♦️اولین شماره بامداد بیدار در شبکههای اجتماعی که به همین نام راهاندازی شده، منتشر شده است. نوشتههای این مجله که اغلب با نقاشیهای سیاهقلم تصویرسازی شدهاند، «بینام» منتشر میشوند، اما روایتهای تلخ و تکاندهنده زندانیان است از مواجههشان با همسلولیها که اعدام شدهاند و قصهها و دلنگرانیهایی که از همبندیها و دوستانشان که حالا زیر حکم اعدام قرار دارند، شنیدهاند...
https://x.com/BamdadBidar?t=bomzaia9zwaF1S64e88Ybg&s=35
https://www.instagram.com/bamdad_bidar?igsh=dG1udGs5azdkemIy
@collective98
🚩 بازنشر
کتاب تحسین برانگیز «زنان کومله. جنسیت و انقلاب در کردستان ایران»، نوشته فاطمه کریمی، که تازگی به زبان انگلیسی منتشر شده، به بررسی روابط جنسیت در سازمان کومله در فاصله بین سال های ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۱ می پردازد.
این کتاب رویه ای بر خلاف جریان رایج را در پیش گرفته و برگی از تاریخ مفقوده ایران سالهای اول انقلاب را روشن میکند که به شکلی سیستماتیک یا نادیده گرفته شده یا حتی تحریف و حذف شده است.
در مطالعات حوزه زنان و جنسیت، آنگاه که به رویدادهای اوایل انقلاب و نقش زنان پرداخته می شود، به ندرت نامی از زنان کومله یا سایر «زنان حاشیه ای» در ایران آورده شده. این همه نشان میدهد که نه تنها «تاریخ سیاسی کشور»، بلکه «تاریخ انقلاب ایران» و «تاریخ زنان انقلاب ایران» اغلب توسط فرادستان لیبرال، توسط محققینی با گرایش به مرکز و با انگاره های ناسیونالیستی (حتی چپ ها)، روایت شده و صدای به حاشیه رفتگان و فرودستان عموما در آن غایب است.
این کتاب به این زنان صدا می بخشد.
بررسی اجمالی کتاب فاطمه کریمی را میتوانید در فایل زیر، که هنگام چاپ نسخه فرانسوی کتاب توسط کلکتیو۹۸ تهیه شده بود، مطالعه کنید :
👇👇
کتاب تحسین برانگیز «زنان کومله. جنسیت و انقلاب در کردستان ایران»، نوشته فاطمه کریمی، که تازگی به زبان انگلیسی منتشر شده، به بررسی روابط جنسیت در سازمان کومله در فاصله بین سال های ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۱ می پردازد.
این کتاب رویه ای بر خلاف جریان رایج را در پیش گرفته و برگی از تاریخ مفقوده ایران سالهای اول انقلاب را روشن میکند که به شکلی سیستماتیک یا نادیده گرفته شده یا حتی تحریف و حذف شده است.
در مطالعات حوزه زنان و جنسیت، آنگاه که به رویدادهای اوایل انقلاب و نقش زنان پرداخته می شود، به ندرت نامی از زنان کومله یا سایر «زنان حاشیه ای» در ایران آورده شده. این همه نشان میدهد که نه تنها «تاریخ سیاسی کشور»، بلکه «تاریخ انقلاب ایران» و «تاریخ زنان انقلاب ایران» اغلب توسط فرادستان لیبرال، توسط محققینی با گرایش به مرکز و با انگاره های ناسیونالیستی (حتی چپ ها)، روایت شده و صدای به حاشیه رفتگان و فرودستان عموما در آن غایب است.
این کتاب به این زنان صدا می بخشد.
بررسی اجمالی کتاب فاطمه کریمی را میتوانید در فایل زیر، که هنگام چاپ نسخه فرانسوی کتاب توسط کلکتیو۹۸ تهیه شده بود، مطالعه کنید :
👇👇
_«جنسیت_و_ملیتانتیسم_در_کردستان_ایران»_.pdf
211.9 KB
🚩 درباره کتاب «زنان کومله. جنسیت و انقلاب در کردستان ایران»:
بررسی روابط جنسیت در سازمان کومله در فاصله بین سال های ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۱
نویسنده: فاطمه کریمی
collective98@riseup.net
@collective98
بررسی روابط جنسیت در سازمان کومله در فاصله بین سال های ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۱
نویسنده: فاطمه کریمی
collective98@riseup.net
@collective98
Forwarded from بيدارزنى
بيدارزنى
Photo
🟣 دهمین روز اعتصاب کامیونداران در ۱۶۳ شهر
از روز اول خردادماه سال جاری، رانندگان کامیون در اعتراض به وضعیت اسفبار معیشتی و کاهش سهمیهی گازوئیل از ۲ هزار به ۱۰۰ لیتر در ماه، دست به اعتصاب سراسری زدند. مواجههی حاکمیت با این اعتصاب، باز هم چیزی جز بازداشت، تهدید، حمله گارد ضدشورش با اسپری فلفل (در پایانه سنندج)، وعده سوخت مازاد و در نهایت، تولید خلوارها پرونده امنیتی نبوده است.
تا تاریخ جمعه ۹ خرداد، دستکم ۲۰ راننده در جریان این اعتصابها در شهرهای سنندج، اسلامآباد غرب، کرمانشاه، رشت، بندر خمینی، بندرلنگه و شیراز بازداشت شدند. #صدیق_محمدی و #شهاب_دارابی دو کامیونداری هستند که بهترتیب در سنندج و اسلامآباد غرب بازداشت شدند و تاکنون از محل نگهداری صدیق محمدی اطلاعی در دست نیست.
منشا این اعتصاب سراسری ناشی از کاهش سهمیه گازوئیل از دو هزار لیتر به ۱۰۰ تا ۲۰۰ لیتر در ماه، تأخیر در تخصیص سوخت، اختلال در سامانههای توزیع، افزایش هزینه بیمه تأمین اجتماعی، پایین بودن نرخ کرایه نسبت به عوارض سنگین جادهای، نبود نظارت بر قیمت قطعات و تعمیرات و همچنین گرانی لاستیک و روغن، افزایش هزینهها، وضعیت معیشتی نامناسب و بیتوجهی دولت به مطالبات صنفی رانندگان است.
طی این مدت، رانندگان بسیاری از طریق شبکههای اجتماعی، رنج بیپایان خود و تلاش حاکمیت در جهت بهجان هم انداختن راننده و کشاورز و کارگر را بیان کردند. آنها میگویند که بدونشک با وجود اعتصاب، بار به کشاورز نمیرسد، اما کشاورزان و کارگران از خود ما هستند و میدانند که اعتراض ما، اعتراض آنها هم هست. رانندگان میگویند که اعتصاب آنها برای نان است و چرا مطالبهی نان، برای حکومت در خطر انداختن امنیت ملی نامیده میشود؟
اعتصاب سراسری کامیونداران با همراهی رانندگان وانتبار نیز همراه شد. اتحادی که نشانگر همپایه بودن مطلبات معیشتی زحمتکشان در هر جایگاه و موقعیتی است. این اعتصاب در شرایطی به وقوع پیوسته که اوضاع معیشتی و تنگنای اقتصادی، دیگر رمقی را برای اقشار مختلف مزدبگیر، اعم از کارگر، پرستار، معلم، کارمندان و تمامی زحمتکشان باقی نگذاشته است. بیکفایتی و وقاحت دولت و حاکمیت در افزایش اقلام سبد معیشتی، سوخت، انرژی و … روزگار مردم را به کنترل شبانهروزی جدولهای قطعی برق و آب هم کشانده است. در این سقوط اسفبار زندگی و زنده ماندن زیر سایهی گرانیهای کمرشکن، اخراج از محیط کار و واحدهای تولیدی به دلیل قطعی برق و… اعتصاب کامیونداران، بیش از پیش حائز اهمیت است.
حاکمیت مثل همیشه مشغول پروندهسازی و بازداشت است. با اسپری فلفل به صف رانندگان حمله میکند و پلیس فتا در پی مسدودسازی صفحات رانندگان در اعتصاب است. اما همانطور که رانندگان و کشاورزان و کارگران از اهمیت اعتصاب سراسریشان آگاهند، جمهوری اسلامی نیز از سرایت اعتصاب، واهمه دارد. بازداشت و سرکوب او به این امید است که قدرت اعتصاب، زنجیروار به بدنهی دیگر کارگران، کشاورزان، معلمان، پرستاران و… نچسبد و کماکان بتواند به ممد سرکوب، حکومت کند. اما این آگاهی و زیستن بر تلی از ویرانی اقتصادی و سیاسی، چونان آتش زیر خاکستر است. آتشی که با هر زندان و تزریق رعب و وحشت، نه خاموش، که شعلهورتر میشود.
♦️زندهباد اعتصاب، زندهباد آگاهی زحمتکشان
#ژن_ژيان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
از روز اول خردادماه سال جاری، رانندگان کامیون در اعتراض به وضعیت اسفبار معیشتی و کاهش سهمیهی گازوئیل از ۲ هزار به ۱۰۰ لیتر در ماه، دست به اعتصاب سراسری زدند. مواجههی حاکمیت با این اعتصاب، باز هم چیزی جز بازداشت، تهدید، حمله گارد ضدشورش با اسپری فلفل (در پایانه سنندج)، وعده سوخت مازاد و در نهایت، تولید خلوارها پرونده امنیتی نبوده است.
تا تاریخ جمعه ۹ خرداد، دستکم ۲۰ راننده در جریان این اعتصابها در شهرهای سنندج، اسلامآباد غرب، کرمانشاه، رشت، بندر خمینی، بندرلنگه و شیراز بازداشت شدند. #صدیق_محمدی و #شهاب_دارابی دو کامیونداری هستند که بهترتیب در سنندج و اسلامآباد غرب بازداشت شدند و تاکنون از محل نگهداری صدیق محمدی اطلاعی در دست نیست.
منشا این اعتصاب سراسری ناشی از کاهش سهمیه گازوئیل از دو هزار لیتر به ۱۰۰ تا ۲۰۰ لیتر در ماه، تأخیر در تخصیص سوخت، اختلال در سامانههای توزیع، افزایش هزینه بیمه تأمین اجتماعی، پایین بودن نرخ کرایه نسبت به عوارض سنگین جادهای، نبود نظارت بر قیمت قطعات و تعمیرات و همچنین گرانی لاستیک و روغن، افزایش هزینهها، وضعیت معیشتی نامناسب و بیتوجهی دولت به مطالبات صنفی رانندگان است.
طی این مدت، رانندگان بسیاری از طریق شبکههای اجتماعی، رنج بیپایان خود و تلاش حاکمیت در جهت بهجان هم انداختن راننده و کشاورز و کارگر را بیان کردند. آنها میگویند که بدونشک با وجود اعتصاب، بار به کشاورز نمیرسد، اما کشاورزان و کارگران از خود ما هستند و میدانند که اعتراض ما، اعتراض آنها هم هست. رانندگان میگویند که اعتصاب آنها برای نان است و چرا مطالبهی نان، برای حکومت در خطر انداختن امنیت ملی نامیده میشود؟
اعتصاب سراسری کامیونداران با همراهی رانندگان وانتبار نیز همراه شد. اتحادی که نشانگر همپایه بودن مطلبات معیشتی زحمتکشان در هر جایگاه و موقعیتی است. این اعتصاب در شرایطی به وقوع پیوسته که اوضاع معیشتی و تنگنای اقتصادی، دیگر رمقی را برای اقشار مختلف مزدبگیر، اعم از کارگر، پرستار، معلم، کارمندان و تمامی زحمتکشان باقی نگذاشته است. بیکفایتی و وقاحت دولت و حاکمیت در افزایش اقلام سبد معیشتی، سوخت، انرژی و … روزگار مردم را به کنترل شبانهروزی جدولهای قطعی برق و آب هم کشانده است. در این سقوط اسفبار زندگی و زنده ماندن زیر سایهی گرانیهای کمرشکن، اخراج از محیط کار و واحدهای تولیدی به دلیل قطعی برق و… اعتصاب کامیونداران، بیش از پیش حائز اهمیت است.
حاکمیت مثل همیشه مشغول پروندهسازی و بازداشت است. با اسپری فلفل به صف رانندگان حمله میکند و پلیس فتا در پی مسدودسازی صفحات رانندگان در اعتصاب است. اما همانطور که رانندگان و کشاورزان و کارگران از اهمیت اعتصاب سراسریشان آگاهند، جمهوری اسلامی نیز از سرایت اعتصاب، واهمه دارد. بازداشت و سرکوب او به این امید است که قدرت اعتصاب، زنجیروار به بدنهی دیگر کارگران، کشاورزان، معلمان، پرستاران و… نچسبد و کماکان بتواند به ممد سرکوب، حکومت کند. اما این آگاهی و زیستن بر تلی از ویرانی اقتصادی و سیاسی، چونان آتش زیر خاکستر است. آتشی که با هر زندان و تزریق رعب و وحشت، نه خاموش، که شعلهورتر میشود.
♦️زندهباد اعتصاب، زندهباد آگاهی زحمتکشان
#ژن_ژيان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani