کلکتیو ۹۸
2.54K subscribers
3.09K photos
2.19K videos
117 files
744 links
کلکتیو چپ، مستقل، فمینیست و انترناسیونالیست

ایمیل:
collective98@riseup.net

اینستاگرام:
www.instagram.com/collectif98

دربارۀ ما:
https://t.me/Collective98/27
Download Telegram
پنجاه و سومین هفته اعتصاب غذای کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام در زندان‌های ایران

«آغاز دومین سال کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام، کارزاری فراگیر، ملی و بین‌المللی علیه اعدام»

ما، زندانیان سیاسی و غیرسیاسی در ۳۴ زندان از چهارگوشه ایرانِ در زنجیر، روز سه‌شنبه ۹ بهمن، دومین سال کارزار نه به اعدام را با شور و نشاط بیشتری آغاز می‌کنیم و در پنجاه و سومین سه‌شنبه کارزار نه به اعدام، دست به اعتصاب غذا می‌زنیم. باشد که صدای ما از پشت دیوارهای ستبر زندان با صدای زنان، مردان و جوانان ایران پیوند بخورد و سهمی در دفاع از حقوق بشر و برچیدن طناب‌های دار داشته باشیم.
ما در شرایطی سال دوم این کارزار را آغاز می‌کنیم که در سال گذشته میلادی، بیش از هزار زندانی اعدام شده‌اند و در دی‌ماه گذشته نیز شمار اعدام‌ها از ۱۱۰ نفر فراتر رفته است.
امروز، در سالگرد این کارزار، در حالی اعتصاب می‌کنیم که روز یکشنبه ۷ بهمن، دو تن از زندانیان سیاسی و اعضای کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" به نام‌های بهروز احسانی و مهدی حسنی که به اعدام محکوم شده‌اند، با خشونت از زندان اوین ربوده و به زندان قزلحصار منتقل شدند. این در حالی است که طبق گفته وکلای آنان، روز دوشنبه ۸ بهمن، درخواست اعاده دادرسی در پرونده آن‌ها ثبت شده است. اما بر اساس اطلاعات رسیده به کارزار، این دو زندانی سیاسی هم‌اکنون در سلول‌های بند امن واحد ۳ قزلحصار، که محل نگهداری زندانیان در آستانه اجرای حکم اعدام است، به سر می‌برند و خطر اعدام، آنان را تهدید می‌کند.
زندانیان سیاسی قزلحصار، اولین اعتصاب غذای خود را در تاریخ سه‌شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۲ اعلام کردند و از آن روز تاکنون، به مدت یک سال، بر اعتصاب غذای سه‌شنبه‌ها پایداری کرده‌اند. ابتدا شماری از زندانیان سیاسی در بندهای ۴ و ۸ اوین، سپس بند زنان زندان اوین، زندان مرکزی کرج، لاکان رشت، و به‌دنبال آن، در هفته‌های پی‌درپی، زندان‌های دیگر نیز به کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام پیوستند. تاکنون، یعنی آغاز دومین سال کارزار، تعداد زندان‌های پیوسته به این حرکت، به ۳۴ زندان رسیده است.
شروع کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام، سال گذشته از آنجایی آغاز شد که موج اعدام‌ها آن‌چنان گسترده و فراگیر شد که در هیچ جای جهان سابقه نداشت. این امر نمی‌توانست تصادفی یا صرفاً حقوقی - جزایی باشد.
در ابتدای موج اعدام‌ها، نامه‌ای تظلم‌خواهانه از زندانیان عادی زیر حکم اعدام منتشر شد که از همه زندانیان و مردم ایران برای نجات جان خود و انبوه محکومان در صف اعدام، طلب استمداد و یاری کرده بودند.
شروع کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام، مصادف شد با هفتمین روز پس از اعدام زنده‌یادان محمد قبادلو و فرهاد سلیمی، زندانیان سیاسی و عقیدتی قزلحصار. اعضای اولیه کارزار، با اعتصاب غذای خود به اعتراض علیه اعدام‌ها برخاستند. زندانیان به این دلیل روز سه‌شنبه را برای اعتصاب انتخاب کردند که عموماً محکومان به اعدام را روزهای دوشنبه به سلول انفرادی منتقل کرده و در سحرگاه چهارشنبه اعدام می‌کردند.
این حرکت اعتراضی، که اکنون اکثر زندان‌های کشور را فراگرفته است، به لطف تلاش‌های هم‌وطنانمان در داخل و خارج کشور، از دیوارهای زندان‌ها عبور کرده و مرزهای جغرافیایی را نیز درنوردیده است. به‌طوری که انبوه نهادهای حقوق بشری، فعالان حقوق بشر، ارگان‌ها و نهادهای بین‌المللی و حتی جریان‌های سیاسی، به حمایت از آن پرداخته‌اند. بسیاری از رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها نیز، در عملی مسئولانه نسبت به حقوق بشر، هر هفته بیانیه و گزارش کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام را منتشر و به اطلاع عموم می‌رسانند.
پروفسور جاوید رحمان (گزارشگر ویژه ملل متحد در مورد نقض حقوق بشر در ایران در آن زمان) در پیامی از این کارزار تقدیر کرد. همچنین خانم مای‌ساتو (گزارشگر ویژه فعلی) در پیامی تصویری (۱۰ اکتبر) کارزار سه‌شنبه‌ها را «تعهدی تزلزل‌ناپذیر به عدالت و حقوق بشر دانست که در برابر اقدامات سرکوبگرانه حکومت درخشیده است».
در همان روز ۱۰ اکتبر ۲۰۲۴، همزمان با روز جهانی علیه اعدام، در آمریکا و اغلب کشورهای اروپایی، هم‌وطنان ایرانی مراسم این روز را در پیوند با کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام برگزار کردند و صدای این جنبش علیه اعدام را در جهان طنین‌انداز کردند.
در هفته‌های گذشته، شاهد حمایت‌های داخلی از جمله دانشجویان، معلمان، کارگران و زنان بودیم. اعتصاب عمومی در کردستان نقطه عطفی بود که جای تقدیر دارد و باید به تمام ایران گسترش یابد.

در پایان، یادآوری می‌کنیم که:

مطابق ماده سوم اعلامیه جهانی حقوق بشر «هر کسی حق زندگی و حیات دارد» و مطابق ماده پنجم «هیچ انسانی را نمی‌توان مورد رفتار ظالمانه و برخلاف انسانیت و شئون بشری قرار داد.» همچنین، اعدام «مجازاتی جبران‌ناپذیر و غیرقابل بازگشت» است و مخالفت و مقاومت در برابر آن، وظیفه هر انسان آزاده و شریف است.
اما در ایران تحت حاکمیت دیکتاتوری دینی اعدام به ابعاد غیر قابل باوری رسیده و به ابزاری برای ارعاب مردم مبدل شده است و عموم مردم را به این وسیله به گروگان گرفته‌اند. در ایران حکم اعدام، نه یک مجازات قانونی بلکه به یک ابزار سیاسی برای سرکوب و انتقام از مردم ایران مبدل گشته است. این حقیقت وظیفه ما را در مقابله با سرکوب و شکنجه و اعدام مضاعف میکند و امیدواریم به این وظیفه جامه عمل بپوشانیم.

سه‌شنبه ۹بهمن ۱۴۰۳ در هفته پنجاه و سوم زندانیان در ۳۴ زندان‌ زیر در اعتصاب غذا هستند:

زندان اوین (بند زنان ،بند ۴و ۸)
زندان قزلحصار(واحد ۲و ۴)
زندان مرکزی کرج
زندان تهران بزرگ
زندان خورین ورامین
زندان اراک
زندان خرم آباد
زندان اسد آباد اصفهان
زندان دستگرد اصفهان
زندان شیبان اهواز
زندان سپیدار اهواز
زندان نظام شیراز
زندان عادل آباد شیراز(بند زنان و مردان)
زندان برازجان
زندان رامهرمز
زندان بم
زندان کهنوج
زندان طبس
زندان جوین
زندان مشهد
زندان قائمشهر
زندان لاکان رشت (بند مردان و زنان )
زندان رودسر
زندان حویق تالش
زندان اردبیل
زندان تبریز
زندان ارومیه
زندان سلماس
زندان خوی
زندان نقده
زندان سقز
زندان بانه
زندان مریوان
زندان کامیاران

دومین سال کارزار در هفته پنجاه و سوم
۹بهمن ۱۴۰۳
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

@collective98
🔻نگاهی انتقادی به کتاب «زنان کُرد در بطن تضاد تاریخی فمینیسم و ناسیونالیسم»

گُلرخ قبادی

🔸نویسندە در این نوشتار به نقد کتاب «زنان کُرد در بطن تضاد تاریخی فمینیسم و ناسیونالیسم» نوشتەی شهرزاد مجاب پرداخته است. او با استناد به داده‌های تاریخی و تجربەی زیسته‌ی خود، یکی از ادعاهای مهم این کتاب در ارتباط با زمان و چگونگی ورود زنان کُرد به عرصەی مبارزات سازمان «کومه‌له» را به چالش می‌کشد.

🔸متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:

🔗 https://govarikomar.com/نگاهی-انتقادی-به-کتاب-زنان-کُرد-در-بطن/

@govarikomar
🚩 نامە سرگشادە معلمان کوردستان خطاب بە مسئولان و افکار عمومی

(ما چیزی برای از دست دادن نداریم جز زنجیرهای ستم)

هموطنان ارجمند؛ دانش‌آموزان و اولیای گرامی؛ مسئولان استانی و کشوری؛

    🔻ما بە عنوان جمعی از معلمان کنش‌گر صنفی کە سال‌ها عملکرد ضعیف و ناصواب مدیریت ناکارآمد آموزش و پرورش کوردستان را شاهد بودەایم، هیچگاە در قبال روند نامیمون مدیریت کنونی سکوت نکردە و هزینەهای تحمیلی را بەجان خریدەایم. چرا کە باور داریم نخستین آموزەی ما بە دانش‌آموزان و شهروندان جامعە باید درس حق طلبی، نقد و پرسش‌گری باشد.
  
بی‌گمان در سال‌های اخیر شاهد فریادها و کنش‌های میدانی ما برای رفع مشکلات تلنبار شدە در آ.پ و برقراری عدالت آموزشی بودەاید. لیکن نشنیدن سالها فریاد مطالبەگرانە و مشروع ما معلمان از سوی مسئولان بی‌کفایت آموزش و پرورش ماحصلش شرایط اسفبار کنونی‌ست کە فراهم آوردن حداقل‌های شرایط آموزش و پرورش مناسب برای دانش‌آموزان این دیار را دشوار و گاها ناممکن کردە است. بافت فرسودە اکثر فضاهای آموزشی کوردستان کە بە تهدیدی جدی و آنی برای جان دانش‌آموزان و معلمان بدل شدە، کمبود شدید نیروی آموزشی باانگیزە، مرتبط و حرفەای، حذف تغذیە رایگان، طبقاتی کردن مدارس، پولی کردن آموزش، ترک تحصیل میلیونی دانش‌آموزان، فشار معیشتی بە معلمان و وادار نمودن آنان بە انجام شغل دوم و سوم و دور کردن عامدانە آنان از مطالعە و تحصیل و صدها دلیل و سند دیگر شواهد متقنی برای اثبات این مدعاست. در چنین وضعیتی مدیران امنیتی و ناکارآمد آموزش و پرورش کوردستان بە جهت بی‌تدبیری و نبود برنامە و توان مدیریتی کافی برای رتق و فتق امور و پاسخگویی منطقی بە مطالبات و برای سرپوش گذاشتن بر این ضعف‌ها، بە جای شنیدن انتقادات و دغدغەهای معلمان منتقد و کنشگر کمر همت بە سرکوب هرگونە فریاد حق‌طلبانە معلمان بستەاند.
  
🔻مجموعە‌ی مدیریتی آموزش و پرورش کوردستان ۱- در ابتدای سال ١٤٠١ مطالبەگری و تجمع اعتراضی معلمان را جرم‌انگاری کرد و با بستن در ادارات آموزش و پرورش تجمعات معلمان را راهی خیابان کرد کە نتیجە آن پروندەسازی، دستگیری و باتوم خوردن معلمان در شهرهای مختلف کوردستان بود.
٢- در پاییز ١٤٠١ بیش از ٧٠٠ نفر از معلمان کوردستان را کە در اعتراض بە ورود نظامیان بە مدارس تحصن کردە بودند کسر حقوق کرد.
٣- پاییز ١٤٠١ با تشکیل کمیتە شوم فوریتهای آموزش و پرورش ٤٧ نفر از معلمان شرافتمند کوردستان را از حق رتبەبندی محروم کرد.
٤- زمستان ١٤٠١ با نوشتن نامەای مضحک، غیرقانونی و بی‌اساس انجمن وزین، قانونی و ریشەدار صنفی معلمان کوردستان را غیر قانونی اعلام کرد.
🔻٥- در سال ١٤٠٢ و ١٤٠٣ با پادگانی کردن ادارات و مدارس کوردستان برای بیش از هزار معلم پروندەسازی کرد و تاکنون دهها معلم اخراج و صدها معلم بە احکام ناروایی چون انفصال، تبعید، بازنشستگی اجباری و... محکوم شدەاند.
  
کارنامە سیاە و عملکرد شنیع مسولان آموزش و پرورش کوردستان (مدیرکل، حراست، هیئت تخلفات، مدیران و حراست برخی از نواحی و مناطق) عریان‌تر از آنست کە نیازمند توضیح بیشتر باشد. حتی مسئولان ارشد استان و برخی مقامات کشوری هم ناخرسندی خود بە چنین وضعیتی را اعلام کردەاند اما بنا بە معادلاتی کە ما از آن بی‌خبریم هنوز، هم تیم مدیریتی مذکور سر جای خود باقی است و هم پروندەسازی و تاخت‌وتاز آنها ادامە دارد.

🔻   اکنون ما معلمان مغضوب و محروم‌شدە و معلمانی کە در بیدادگاە هیئت‌تخلفات آموزش و پرورش قربانی لجاجت، کج‌فهمی و سرکوب شدەایم اعلام می‌کنیم کە جوانی و زندگی خود را در راە معلمی فدا کردیم و اکنون جز حلقەهای زنجیر ستم و بی‌عدالتی نصیب‌مان نشدە است، بنابراین چیزی برای از دست دادن نداریم اما اجازە نخواهیم داد ستم‌هایی کە بر خود، خانوادە، همکاران و دانش‌آموزانمان رفتە است بی‌پاسخ بماند. لذا صراحتا بە مسئولان استانی و کشوری اعلام می‌کنیم چنانچە برای خواستەهای مشروع ما تدبیر جدی اندیشیدە نشود و در فاصلە کوتاهی مرتفع نگردند بە زودی با تمام توان کنش‌های اعتراضی خود را بە شیوەی مدنی و میدانی آغاز خواهیم کرد. ما عزم راسخ داریم جلو این کژکاریها و قانون‌شکنی‌ها بایستیم تا دیگر هیچ متوهمی با سخرە گرفتن مردم و قانون بە حقوق دیگران دست‌درازی نکند.

🔻۱- لغو احکام صادرە علیە معلمان کوردستان در هیئت تخلفات آموزش و پرورش و جبران خسارات ناشی از این احکام

٢- برقراری حق رتبەبندی همە فعالان صنفی و رفع موانع ارتقای آنان بە رتبە استحقاقی

٣- شأن معلمان، دانش‌آموزان و مردم کوردستان بالاتر از آنست کە افراد تنگ‌نظر، منفور و سخیف برای آن تصمیم‌گیری کنند. ضرورتی حیاتی‌ست کە با انجام تغیرات لازم و حذف رویکرد امنیتی، آرامش بە آموزش و پرورش کوردستان بازگردد.

جمعی از معلمان دارای پروندە، محرومیت و محکومیت استان کوردستان
١٤٠٣/١١/٦


@collective98
Audio
🚩 عنوان پنل:
زنان و خشونت روزمره
پنل‌گردان: سحر کریمی

🎧معصومه اشتیاقی؛ بی‌عدالتی جنسیتی، حق آب و پیامدهای آن در روستاهای خراسان و سیستان و بلوچستان

🎧ونوشه بحرانی؛ نابرابری اقتصادی و تاثیرات آن بر دسترسی به سلامت و بهداشت، با نگاهی به تجربه زنان بلوچ

@AnthropologyOfGender
@collective98
انقلاب ٥٧ در کردستان.pdf
64.4 MB
🚩 انقلاب٥٧ در کردستان
از دریچـه دوربیـن خالـد منصوری

⭕️ کردستان و گروه مفتی زاده

⭕️ تظاهرات و گردهمایی‌های احزاب سیاسی در سنندج (۱۳۵۷-۱۳۵۹)

⭕️ تصاویری از دیدار شیخ عزالدین حسینی با مردم سنندج

⭕️ تصاویری از جنگ ۲۴ روزه سنندج
تصاویری از شهر سنندج بعد از پایان درگیری‌های سال ۱۳۵۹

⭕️ دیدار دوم خالد منصوری با شیخ عزالدین حسینی در منطقه‌ی آزاد کردستان

⭕️ بازدید از اردوگاه نظامی حزب کومله کردستان

⭕️ تصاویری از قسمت درمان و خدمات پزشکی در اردوگاه‌های کومله - دهه‌ی ۶۰
عکاسی در دیگر شهرهای ایران

@collective98
🚩 پیوستن زندان گنبد کاووس به کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در هفته پنجاه‌ و چهارم

هموطنان عزیز،
زندانیان دربند در سراسر ایران، با پیوستن زندان گنبدکاووس به کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام، روز ۱۶ بهمن‌ماه در ۳۵ زندان سراسر کشور برای پنجاه‌ و چهارمین سه‌شنبه‌ی پیاپی دست به اعتصاب غذا می‌زنند.

همچنین، شماری از زندانیان سیاسی زندان وکیل‌آباد مشهد که پیش‌تر برخی دیگر از زندانیان آن به این کارزار پیوسته بودند، در هفته گذشته با این کنش جمعی زندانیان علیه اعدام اعلام همبستگی کرده و به کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام پیوستند.

این در حالی است که از ابتدای بهمن‌ماه تاکنون، بیش از ۳۰ زندانی اعدام شده‌اند که یکی از آن‌ها یک زندانی زن در زندان خرم‌آباد بوده است. همچنین، در اقدامی ضدانسانی دیگر، منوچهر فلاح، زندانی سیاسی و از اعضای کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام که در زندان لاکان رشت محبوس است، به اتهام "محاربه" در یک روند دادرسی بسیار ناعادلانه، مبهم و بدون حضور وکیل، توسط شعبه ۲ دادگاه انقلاب رشت محکوم به اعدام شده است.

روشن است که هدف حکومت از این احکام و اتهامات خودسرانه و سیستماتیک، ایجاد وحشت در جامعه و جلوگیری از اعتراضات خیابانی و قیام است. فراموش نکنیم که خامنه‌ای پیش‌تر اذعان کرده بود که قضات در احکام خود هیچ توجه و اعتنایی به مبانی حقوق بشر بین‌المللی نداشته باشند.

اما از سوی دیگر، همبستگی و اتحاد مردم در مقابله با احکام ضدانسانی اعدام در هفته‌های گذشته مثال‌زدنی بوده، به‌طوری که کارزار داخلی و بین‌المللی علیه اعدام زندانیان سیاسی محکوم به اعدام، ابعاد گسترده‌ای پیدا کرده است؛ که خود نشان‌دهنده‌ی اعتراض به تمامیت حکومت مستبدی است که بدون اعدام دوام نمی‌آورد.

کارزار نه به اعدام در سراسر ایران و اعتصاب غذای سه‌شنبه‌های زندانیان، در حال تبدیل شدن به یک کنش همگانی است و هر هفته نیز گسترش می‌یابد. باشد که این کارزار، کمک ناچیزی به مبارزات آزادی‌خواهانه‌ی مردم و جوانان دلیر و بی‌باک برای آزادی میهن اسیرمان و رفع فساد و تبعیض باشد.

اعضای کارزار، از تمامی فعالیت‌های حمایت‌گرانه در سالگرد کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در فضای اجتماعی و رسانه‌ای و همچنین در تجمعات خارجی و داخلی اقشار مختلف قدردانی کرده و امیدوارند که این حمایت‌ها، که در راستای دفاع از حق حیات و مبانی حقوق بشر است، تداوم داشته باشد.

اعضای کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام روز سه‌شنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۳، در هفته پنجاه‌ و چهارم، در ۳۵ زندان زیر در اعتصاب غذا خواهند بود:

زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)، زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران بزرگ، زندان خورین ورامین، زندان اراک، زندان خرم‌آباد، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بم، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان جوین، زندان مشهد، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان کامیاران و زندان گنبد کاووس.
هفته پنجاه‌ و چهارم

۱۶ بهمن ۱۴۰۳

#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

@collective98
🚩 نسخه‌ی کامل کتاب “بین‌الملل فمنیستی” اثر ورونیکا گاگو و با ترجمه گروهی زنان در ایران

منبع: کانال «برخی از هنرمندان»

@barkhi_az_honarmandaan

#فمینیسم_ضدسرمایه‌دارانه
#جنسیت
Feminist International-3.pdf
1.8 MB
ترجمه فارسی «بین‌الملل فمینیستی»_ ورونیکا گاگو_ نسخه کامل

منبع: کانال «برخی از هنرمندان»

@barkhi_az_honarmandaan
🚩معرفی کتاب

دخترک و اژدها

کتاب مصور La fille et le dragon «دخترک و اژدها» به قلم نیکل لاپی یر و تصویرگری کبری خادمی هنرمند هزاره تبار در فرانسه منتشر شده است. ناشر کتاب «د نوئل گرافیک» است و تاریخ چاپ اول آن سپتامبر ۲۰۲۴.
دخترک و اژدها شرح زندگی کبری خادمی از روزهای دور کودکی تا سال های نوجوانی و جوانی و ورود به دانشگاه کابل است. کبری خادمی هنرمند فمینیستی است که اول بار نامش را با اجرای پرفورمانس هشت دقیقه ای مشهورش «زره» به سال ۲۰۱۵ در خیابان های کابل شنیدیم و تصویرش را در حالی که مردان تهدید و دشنام نثارش می کردند دیدیم. او کمی بعد به فرانسه پناهنده شد و فعالیت هنری خود را در این کشور دنبال کرد.
برای تولید «دخترک و اژدها» به نظر می آید که کبری هر خاطره ای که بر ذهنش تاثیری عمیق داشته را برای نویسنده تعریف کرده و نیکل لاپی یر نیز با انتخاب زبان روایی مناسب برای مخاطبان عمدتا نوجوان و جوان غربی از آن یک قصه جذاب ساخته است. متن بی پیرایه و ساده نوشته شده و در لابلای آن مخاطب با بعضی وقایع تاریخی، گوشه هایی از باورها و ارزش ها و سنت ها در جغرافیای افغانستان و ایران و بلوچستان پاکستان، و نیز با ادبیات عامه و ضرب المثل های دری آشنا می شود.

تاثیر و کشش قصه در عریانی مناسبات اجتماعی خشنی است که مردمان را به زنجیر کشیده و به ویژه ستم و رنجی سنگین و دائمی را بر زنان از تولد تا مرگ تحمیل می کند. تحقیر، ضرب و شتم، تهدید و تجاوز زندگی همه این زنان را رقم می زند؛ آن هم زنانی که به اقلیت های ملی و مذهبی تعلق دارند و در فضای عمومی نژادپرستی، آوارگی، جنگ و درگیری های پایان ناپذیر منطقه ای زیر شلاق ستم پدر/مردسالارانه قرار دارند. قصه به اقتضای سن قهرمانش عمدتا در محیط خانواده پدرسالار با آشنایان دور و نزدیک و هم محله ای ها و هم تباران می گذرد و پدر و برادرانند که نقش از پیش تعیین شده خود را به عنوان عامل تحقیر و تبعیض بر زنان خانواده بازی می کنند و مادر نیز در این میان قربانی/توجیه گر/ مجری این ستم تکراری است. او شاهد صحنه هایی است که پیش از آن در مورد خودش و پیشتر در مورد مادرش اتفاق افتاده است.

آنچه مثل نخ تسبیح اتفاقات ریز و درشت «دخترک و اژدها» را به هم متصل می کند، مقاومت و سرکشی کبری است. گاه فکر نشده و اتفاقی، گاه حساب شده. گاه بی پشتوانه و در معرض سرکوب فوری، گاه متکی بر نقاط قوت و امتیازاتی که خود اندوخته است. تفاوت او با دیگران اینست که نمی خواهد به روال عادی امور تن بدهد و همان راهی را برود که زنان پیش از او در خانواده رفته اند. او دیده است که چگونه استعداد خواهر بزرگترش پر پر شده و هر آنچه با تلاش در آن شرایط دشوار بدست آورده بود را با گردن گذاشتن به تصمیم پدرسالاران و ارزش ها و منافع شان از دست داده است. در جای جای قصه رد پای سیاست به چشم می خورد؛ گاه پر رنگ و گاه در حاشیه. موانع شادی و آزادی و رهایی کبری گاه نظام سرکوبگر جمهوری اسلامی و ماموران فاسد و ملایان مرتجعند و گاه مقامات کهنه پرست در مدارس ویژه هزاره تباران در بلوچستان پاکستان. مجاهدان جنگ سالار، حاجی های متمول مقیم کشورهای حاشیه خلیج، مردان دندان تیز کرده برای بدست آوردن کنیز با قباله ازدواج، متجاوزان خانگی و تعرض گران کوچه و خیابان هر یک به نوبه خود از لابلای صفحات کتاب سر بلند می کنند و پیکر مهیب و همه جا گستر اژدها را می سازند.

پا به پای قصه گو، طرح های فوق العاده کبری خادمی تصویر و تاثیری گویاتر، عمیق تر و گاه فراتر از واقعیت روزمره را در برابر ما می گشاید. کبری خادمی در مسیر پر پیچ و خم و خودروی هنری به سبکی مختص خود دست یافته است که پیش از این در آثار به نمایش در آمده اش نیز بروز یافته بود. تصاویر کتاب یکایک آمیزه ای از خشونت و ظرافتند؛ آمیزه ای از کودکی و تجربه؛ واقعیت و خیال. با رنگ آمیزی مینیمالی که آگاهانه از رنگ و لعاب زدن به قصه ای که شنیدنش تحمل و دقت و تامل می خواهد پرهیز می کند و اجازه نمی دهد که مخاطب عمدتا نوجوان غربی غرق تماشای تصاویر «زیبا» شود و از گزندگی متن در امان بماند. شاید بتوان گفت که از نقطه نظر تصویرگری کتاب، همین مساله به یک نقطه ضعف تبدیل شده یعنی بخشی از تصاویر در کتابی به حجم ۳۸۰ صفحه یکنواخت و تکراری به نظر می رسد. احتمالا این نوع کتاب ها با توجه به توقع و حوصله مخاطبان نوجوانش ضرورتا باید با تصویری در هر صفحه همراه باشد که همین مساله کار را برای تصویرگر دشوار می سازد.
سرانجام اینکه، قصه زندگی کبری از فیلتر نگاه نیکل لا پی یر عبور کرده است. در سراسر کتاب، نشانه ای یا حرفی از استعمار و نقش قدرت های بزرگ جهانی (به جز شوروی) در سرنوشت مردم افغانستان نیست. خواننده کتاب هیچ حرفی از وضعیت افغانستان بعد از سقوط حکومت طالبان و اشغال کشور توسط ارتش آمریکا و متحدان غربی اش نمی شنود. قصه به ورود کبری به دانشگاه کابل ختم می شود. همه اینها اجازه نمی دهد که قصه از خاطرات شخصی و خصوصیات و تصمیمات فردی به افق عمومی مقاومت و رهایی ربط پیدا کند. نباید انتظار داشت که نویسنده وقایع و نکات عمومی را به شکل مصنوعی به خاطرات کبری بچسباند، اما خاطرات شخصی را می توان طوری به روی کاغذ آورد که تاثیر نهایی اش هر کس باید گلیم خودش را از آب بیرون بکشد نباشد.

@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 صدای یک انقلابی:

سرود مردمی معروف کوردی که
#پخشان_عزیزی که در زیر خطر تیغ اعدام قرار دارد، بازخوانی می‌کند!

زن بودن، کورد بودن و چپ بودن جرمی است که او را به حبس کشانده و تا تیر اعدام برده است...

@collective98
🚩پنجاه و پنجمین هفته از کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در ۳۵ زندان سراسر کشور

🔸 محکومیت زندانی سیاسی پژمان سلطانی به اعدام و هشدار کارزار نسبت به اجرای حکم اعدام پخشان عزیزی


در روزهایی که حکومت ولایت فقیه بیش از پیش در داخل و خارج منزوی شده است، برای بقای خود به سرکوب و اعدام متوسل شده و این روند را تشدید کرده است. به‌گونه‌ای که از ۲۲ بهمن ۱۴۰۲ تاکنون، قریب به ۱۰۲۱ تن را تنها با چوبه‌ دار به قتل رسانده است.
در این میان، پژمان سلطانی، زندانی سیاسی کُرد که در اعتراضات ۱۴۰۳ بازداشت شده بود، در یک روند دادرسی ناعادلانه، به اتهام قتل یک "مامور بسیجی"، توسط شعبه یک بی‌دادگاه کیفری ارومیه به اعدام محکوم شده است. در اقدامی ضد انسانی دیگر، اعاده‌ دادرسی پخشان عزیزی، زندانی سیاسی که چند هفته پیش حکم اعدامش توسط دیوان عالی کشور تأیید شده بود، رد شده و اکنون در معرض اجرای حکم اعدام قرار دارد.
در واکنش به این اقدام، عفو بین‌الملل و گزارشگر ویژه سازمان ملل، خانم مای ساتو، این حکم ضدبشری را محکوم کرده‌اند.
کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام هشدار می‌دهد که در صورت خارج کردن خانم پخشان عزیزی از بند عمومی برای اجرای حکم، تدابیر و راهکارهای جدیدی را برای مقابله با این حکم غیرانسانی اتخاذ خواهد کرد و از هیچ تلاشی برای جلوگیری از این جنایت فروگذار نخواهد کرد.
ما از همه مردم و فعالان حقوق بشر می‌خواهیم که به هر شکل ممکن در مقابل اجرای این حکم بایستند. این‌بار نباید سوگوار یکی دیگر از عزیزانمان باشیم؛ باید پیش از وقوع جنایت مقاومت کنیم. این یک آزمون جدی برای همه ماست.
از سوی دیگر، شماری از زندانیان سیاسی در بند زنان و بند ۸ زندان اوین، که نسبت به حکم اعدام و انتقال اجباری دو زندانی سیاسی، بهروز احسانی و مهدی حسنی، اعتراض کرده و شعار داده بودند، ممنوع‌الملاقات شده‌اند.

نه به اعدام؛ ایستادگی در برابر ماشین کشتار حکومت

ما، اعضای کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام، یک‌صدا و متحد در ۳۵ زندان سراسر کشور، تمامی احکام اعدام در ایران را قویاً محکوم کرده و با مقاومت و ایستادگی، فریاد "نه به اعدام" سر می‌دهیم.
ما همچنین به تمامی نهادهای بین‌المللی، سازمان‌های حقوق بشری و وجدان‌های بیدار جهان هشدار می‌دهیم که در ایران، ماشین کشتار و اعدام نه برای اجرای عدالت، بلکه برای سرکوب جامعه و بقای حکومت به کار گرفته می‌شود.
هر اعدام، هزینه‌ای است که مردم ایران برای سرپوش گذاشتن بر جنایات این حکومت پرداخت می‌کنند. از این رو، ما بار دیگر تمام نهادهای مدنی، داخلی و بین‌المللی را به یاری می‌طلبیم و خواهان اقدامی جدی برای متوقف کردن این جنایات هستیم.
اعتصاب غذای زندانیان در ۳۵ زندان سراسر کشور
اعضای کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" روز سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۳، در پنجاه و پنجمین هفته، در ۳۵ زندان زیر دست به اعتصاب غذا خواهند زد:
📍 زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)
📍 زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)
📍 زندان مرکزی کرج
📍 زندان تهران بزرگ
📍 زندان خورین ورامین
📍 زندان اراک
📍 زندان خرم‌آباد
📍 زندان اسدآباد اصفهان
📍 زندان دستگرد اصفهان
📍 زندان شیبان اهواز
📍 زندان سپیدار اهواز
📍 زندان نظام شیراز
📍 زندان عادل‌آباد شیراز (بند زنان و مردان)
📍 زندان برازجان
📍 زندان رامهرمز
📍 زندان بم
📍 زندان کهنوج
📍 زندان طبس
📍 زندان جوین
📍 زندان مشهد
📍 زندان گنبد کاووس
📍 زندان قائمشهر
📍 زندان رشت (بند مردان و زنان)
📍 زندان رودسر
📍 زندان حویق تالش
📍 زندان اردبیل
📍 زندان تبریز
📍 زندان ارومیه
📍 زندان سلماس
📍 زندان خوی
📍 زندان نقده
📍 زندان سقز
📍 زندان بانه
📍 زندان مریوان
📍 زندان کامیاران

هفته پنجاه و پنجم
📆 سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۳
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 مقاومت در #سقز ادامه دارد:

علیه اعدام !

اعلام همبستگی با
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام در سرمای شدید در مقابل زندان مرکزی شهر سقز در کردستان

#بەرخۆدان_ژیانە
#سقز

@collective98
سرمایه‌داری همواره مترصد است تا به دانشگاهیان، پژوهندگان و ناشرانی که توجیهات موجهی برای بحران‌ها، شکست‌ها و جنایات آن ارائه می‌دهند، پاداش دهد. اغلب موثرترینِ این توجیهات، آن‌هایی هستند که روی پیش‌داوری‌ها و خرافاتِ پیشاعلمی علم شده‌اند گرچه با سیمایی مدرن و علمی ارائه می‌شوند. جایگزین‌های مورد علاقه برای علوم اجتماعی تاریخی-ماتریالیستی، نظریه‌هایی هستند که فرآیندهای جهانی-تاریخی را به عنوان نتایجِ "تمدن‌ها" و "فرهنگ‌های" بسته و جداگانه تفسیر می‌کنند. این "تمدن‌ها" و "فرهنگ‌ها" توسط تاریخ توضیح داده نمی‌شوند، بلکه به جای آن، تاریخ را توضیح می‌دهند. یک نسخه‌ از این نظریه، متعلق به ساموئل هانتینگتون است که جنایاتِ امپریالیسم را به عنوان محصول "ناسازگاری فرهنگی" توجیه می‌کند. این تنها نسخه‌ای رسمی از صدایی است که امروزه با ریتم‌های متفاوت شنیده می‌شود، که اغلب ریشه‌های آن در شبه‌علمِ نژادی، پنهان شده است. نسخه‌های دیگر، که به طور متفاوتی پالایش شده و تکه‌تکه هستند، گاهی به عنوان "سیاست هویت" یا "اجتماع‌گرایی" ارائه می‌شوند. در این متن، سمیر امین، دیدگاه خود را در مورد نظریه "برخورد تمدن‌ها" هانتینگتون بیان می‌کند. او توضیح می‌دهد که چرا فرهنگ‌گرایی و امپریالیسم یکدیگر را تقویت می‌کنند، و چگونه قربانیان می‌توانند به پذیرش "تفاوت" به جای برابری و آزادی هدایت شوند.


https://blackfishvoice.com/?p=928


#سمیر_امین #ساموئل_هانتینگتون #امپریالیسم #شرق_شناسی #پسا_استعماری #سیاست_هویت


@Blackfishvoice1