رژیم جهانی جنگ، تفکر اردوگاهی و انترناسیونالیسم نوین؛ در گفتوگو با ساندرو مزادرا
#ساندرو_مزدرا در این گفتوگو از رژیم جهانی جنگ، نظام چندقطبی و انترناسیونالیسم سخن میگوید — مفاهیمی که او و بِرِت نیلسُن در مقالات متعدد و همینطور کتاب اخیرشان «مابقی و غرب: سرمایه و قدرت در جهان چندقطبی» (ورسو، ۲۰۲۴) پرورش دادهاند.
مزدرا رژیم جهانی جنگ را به عنوان نظامیشدن فزاینده حیات اجتماعی در سرمایهداری معاصر میفهمد، وضعیتی که در آن حتی جوامعی که دور از نزاع نظامی به سر میبرند از طریق منطق جنگی اداره میشوند. از نظر او، حمله امپریالیستی روسیه به اوکراین و نسلکشی در #غزه متعلق به یک کل واحد اند و اجزای مرتبط یک سیستم جهانی سرمایهداری جنگی هستند.
در پیوند با رژیم جنگ جهانی، مزادرا همچنین از ساختار «چندقطبی» سرمایهداری معاصر سخن میگوید، به عنوان ساختار ژئوپولتیک-اقتصادیِ کنونی جهان مبتنی بر بلوکهای قدرتی که از سرمایه، دولت و بازیگران غیردولتی تشکیل شده و برای کنترل چرخههای جهانی انباشت در رقابت با یکدیگر اند. مزدرا مفهوم هنجاری چندقطبی بودن را زیر سؤال برده و آن را خاستگاه اجتماعی تفکر اردوگاهی درنظر میگیرد، موضعی که در تقابل با امپریالیسم غربی از رژیمهای استبدادی نظیر جمهوری اسلامی ایران حمایت میکند. برای مزدرا، تنها انترناسیونالیسمی که ریشه در سیاست #رهاییبخش دارد قابلیت در هم گسستن ماشین جنگی کنونی را دارد.
این مصاحبه توسط گروه پژوهشهای ماتریالیستی — که بر جغرافیای ایران، افغانستان و منطقه منا (خاورمیانه و شمال افریقا) متمرکز است—در پاریس، ژوئن ۲۰۲۴ انجام شد . تشکر ویژه از رضا صاحبداد، فیلمساز هزاره-ایرانی، برای امکانپذیر ساختن این مصاحبه. زیرنویس فارسی به زودی منتشر میشود.
لینک یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=p7G8wpizUlI
In this comradely conversation, #Sandro_Mezzadra discusses the global war regime, multipolarity, and internationalism—a conceptual constellation he and Brett Neilson explore in depth in their recently published book, The Rest and the West: Capital and Power in a Multipolar World (Verso, 2024).
Mezzadra understands the global war regime as the escalating militarization of social life, where even societies not directly engaged in military conflicts are governed through the logic and mechanisms of war. From the perspective of the current conjuncture of war, Russia’s imperialist invasion of Ukraine and the genocidal war on #Gaza, now extending into #Lebanon, are interconnected elements of the same capitalist world system.
At the heart of the global war regime lies the multipolarity of contemporary capitalism, critically understood as the configuration of power blocs—comprising capital, state, and non-state actors—competing for control over global circuits of accumulation. Mezzadra deconstructs the normative conception of multipolarity, linking it to the social genesis of “campism”, where support for authoritarian regimes (such as the Islamic Republic of Iran) emerges as a reaction against Western imperialism. For Mezzadra, only an #internationalism rooted in the politics of #liberation holds the potential to dismantle the current war machine.
This interview was conducted by the Materialist Research Group—a critical research collective focused on Iran, Afghanistan, and the MENA region—in Paris, June 2024.
Special thanks to Reza Sahibdad, the Hazara-Iranian filmmaker, for making this possible.
https://www.youtube.com/watch?v=p7G8wpizUlI
@MaterialistResearch
#ساندرو_مزدرا در این گفتوگو از رژیم جهانی جنگ، نظام چندقطبی و انترناسیونالیسم سخن میگوید — مفاهیمی که او و بِرِت نیلسُن در مقالات متعدد و همینطور کتاب اخیرشان «مابقی و غرب: سرمایه و قدرت در جهان چندقطبی» (ورسو، ۲۰۲۴) پرورش دادهاند.
مزدرا رژیم جهانی جنگ را به عنوان نظامیشدن فزاینده حیات اجتماعی در سرمایهداری معاصر میفهمد، وضعیتی که در آن حتی جوامعی که دور از نزاع نظامی به سر میبرند از طریق منطق جنگی اداره میشوند. از نظر او، حمله امپریالیستی روسیه به اوکراین و نسلکشی در #غزه متعلق به یک کل واحد اند و اجزای مرتبط یک سیستم جهانی سرمایهداری جنگی هستند.
در پیوند با رژیم جنگ جهانی، مزادرا همچنین از ساختار «چندقطبی» سرمایهداری معاصر سخن میگوید، به عنوان ساختار ژئوپولتیک-اقتصادیِ کنونی جهان مبتنی بر بلوکهای قدرتی که از سرمایه، دولت و بازیگران غیردولتی تشکیل شده و برای کنترل چرخههای جهانی انباشت در رقابت با یکدیگر اند. مزدرا مفهوم هنجاری چندقطبی بودن را زیر سؤال برده و آن را خاستگاه اجتماعی تفکر اردوگاهی درنظر میگیرد، موضعی که در تقابل با امپریالیسم غربی از رژیمهای استبدادی نظیر جمهوری اسلامی ایران حمایت میکند. برای مزدرا، تنها انترناسیونالیسمی که ریشه در سیاست #رهاییبخش دارد قابلیت در هم گسستن ماشین جنگی کنونی را دارد.
این مصاحبه توسط گروه پژوهشهای ماتریالیستی — که بر جغرافیای ایران، افغانستان و منطقه منا (خاورمیانه و شمال افریقا) متمرکز است—در پاریس، ژوئن ۲۰۲۴ انجام شد . تشکر ویژه از رضا صاحبداد، فیلمساز هزاره-ایرانی، برای امکانپذیر ساختن این مصاحبه. زیرنویس فارسی به زودی منتشر میشود.
لینک یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=p7G8wpizUlI
In this comradely conversation, #Sandro_Mezzadra discusses the global war regime, multipolarity, and internationalism—a conceptual constellation he and Brett Neilson explore in depth in their recently published book, The Rest and the West: Capital and Power in a Multipolar World (Verso, 2024).
Mezzadra understands the global war regime as the escalating militarization of social life, where even societies not directly engaged in military conflicts are governed through the logic and mechanisms of war. From the perspective of the current conjuncture of war, Russia’s imperialist invasion of Ukraine and the genocidal war on #Gaza, now extending into #Lebanon, are interconnected elements of the same capitalist world system.
At the heart of the global war regime lies the multipolarity of contemporary capitalism, critically understood as the configuration of power blocs—comprising capital, state, and non-state actors—competing for control over global circuits of accumulation. Mezzadra deconstructs the normative conception of multipolarity, linking it to the social genesis of “campism”, where support for authoritarian regimes (such as the Islamic Republic of Iran) emerges as a reaction against Western imperialism. For Mezzadra, only an #internationalism rooted in the politics of #liberation holds the potential to dismantle the current war machine.
This interview was conducted by the Materialist Research Group—a critical research collective focused on Iran, Afghanistan, and the MENA region—in Paris, June 2024.
Special thanks to Reza Sahibdad, the Hazara-Iranian filmmaker, for making this possible.
https://www.youtube.com/watch?v=p7G8wpizUlI
@MaterialistResearch
YouTube
The Global War Regime, Campism and New Internationalism - In Conversation with Sandro Mezzadra
In this comradely conversation, #Sandro_Mezzadra discusses the global war regime, multipolarity, and internationalism—a conceptual constellation he and Brett Neilson explore in depth in their recently published book, The Rest and the West: Capital and Power…
Forwarded from Radio Zamaneh
در زندان: از گلرخ ایرایی و مبارزهی خاموشنشدنیاش علیه اعدام چه میدانیم؟
گلرخ ایرایی را میتوانیم مبارزی سرسخت علیه حکم اعدام بنامیم. از او بخوانیم که بار اول برای داستانی «منتشرنشده» دربارهی سنگسار به پنج سال حبس محکوم شد و بازداشتهای مکرر به بهانههای واهی، مبارزهاش را خاموش نکرد.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/844804/&rhash=0ceb6994783a68
https://www.radiozamaneh.com/844804/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
گلرخ ایرایی را میتوانیم مبارزی سرسخت علیه حکم اعدام بنامیم. از او بخوانیم که بار اول برای داستانی «منتشرنشده» دربارهی سنگسار به پنج سال حبس محکوم شد و بازداشتهای مکرر به بهانههای واهی، مبارزهاش را خاموش نکرد.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/844804/&rhash=0ceb6994783a68
https://www.radiozamaneh.com/844804/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
در زندان: از گلرخ ایرایی و مبارزهی خاموشنشدنیاش علیه اعدام چه میدانیم؟
گلرخ ایرایی را میتوانیم مبارزی سرسخت علیه حکم اعدام بنامیم. از او بخوانیم که بار اول برای داستانی «منتشرنشده» دربارهی سنگسار به پنج سال حبس محکوم شد و بازداشتهای مکرر به بهانههای واهی، مبارزهاش را خاموش نکرد.
#گلرخ_ایرایی متولد ۱۳۵۹ است و نخستین بار ۱۵ شهریورماه ۱۳۹۳ از سوی قرارگاه ثارالله اطلاعات سپاه بازداشت و با اتهام «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام» به شش سال حبس محکوم شد. ظاهرا مصداق اتهامی او برای «توهین به مقدسات»، داستانی منتشرنشده دربارهی سنگسار بود که نیروهای امنیتی در تفتیش منزلش پیدا کرده بودند، داستانی خیالی که در آن زنی جوان در واکنشی احساسی به فیلم سنگسار ثریا، چنان از کوره در میرود که نسخهای از قرآن را آتش میزند.
ابوالقاسم صلواتی در غیاب گلرخ ایرایی و بدون شنیدن دفاعیات او برایش حکم شش سال حبس صادر کرد و دادگاه تجدیدنظر هم این حکم را عیناً تائید کرد. آرش صادقی، همسر او همان زمان در نامهای نوشت که قاضی در اواخر دادگاه گفته است «که اگر دستم باز بود قطعاً به تو بابت نگارش این داستان حکم اعدام میدادم.»
صدور چنین حکمی برای داستانی منتشرنشده، از بیعدالتی، قانونشکنی و میل افسارگسیخته به سرکوب در نهاد قضایی کشور پرده بر میداشت. با این همه، حکم گلرخ ایرایی سوم آبانماه ۱۳۹۵ و با بازداشت او در منزلش، بدون اینکه احضاریه کتبی دریافت کرده باشد به اجرا در آمد. او طی گذران دوران حبس خود در زندان اوین با پروندهسازی تازهای به «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رهبری» متهم شد و مجددا به سه سال و هفت ماه حبس تعزیری و دو سال محرومیت از عضویت در گروهها و احزاب محکوم شد که با اعمال ماده ۱۳۴ (تجمیع احکام) دو سال و یک ماه حبس و محرومیت قابل اجرا بود.
از همین رو، آزادیاش در فروردینماه ۱۳۹۸ کمدوام بود و او مجددا در آبانماه ۱۳۹۸ بازداشت و به زندان قرچک ورامین فرستاده شد، سپس به زندان آمل تبعید شد و نهایتا اردیبهشتماه ۱۴۰۱ با پایان دوران محکومیتش آزاد شد. تا تنها چند ماه بعد، در فروردینماه ۱۴۰۱ و یک هفته پس از شروع اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» بازداشت شود.
بازداشتهای مکرر به بهانههای واهی، جابهجاییهای بیدلیل میان زندانها و حبسهای طولانی مبارزهی گلرخ ایرایی را خاموش نکردهاند. او از درون زندانها نسبت به شرایط کشور، تحولات منطقه و به خصوص صدور و اجرای احکام اعدام واکنش نشان داده و جامعه را به مبارزه علیه این حکم فراخوانده است. از این مبارز خاموشیناپذیر، بیشتر بخوانیم.
@collective98
ابوالقاسم صلواتی در غیاب گلرخ ایرایی و بدون شنیدن دفاعیات او برایش حکم شش سال حبس صادر کرد و دادگاه تجدیدنظر هم این حکم را عیناً تائید کرد. آرش صادقی، همسر او همان زمان در نامهای نوشت که قاضی در اواخر دادگاه گفته است «که اگر دستم باز بود قطعاً به تو بابت نگارش این داستان حکم اعدام میدادم.»
صدور چنین حکمی برای داستانی منتشرنشده، از بیعدالتی، قانونشکنی و میل افسارگسیخته به سرکوب در نهاد قضایی کشور پرده بر میداشت. با این همه، حکم گلرخ ایرایی سوم آبانماه ۱۳۹۵ و با بازداشت او در منزلش، بدون اینکه احضاریه کتبی دریافت کرده باشد به اجرا در آمد. او طی گذران دوران حبس خود در زندان اوین با پروندهسازی تازهای به «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رهبری» متهم شد و مجددا به سه سال و هفت ماه حبس تعزیری و دو سال محرومیت از عضویت در گروهها و احزاب محکوم شد که با اعمال ماده ۱۳۴ (تجمیع احکام) دو سال و یک ماه حبس و محرومیت قابل اجرا بود.
از همین رو، آزادیاش در فروردینماه ۱۳۹۸ کمدوام بود و او مجددا در آبانماه ۱۳۹۸ بازداشت و به زندان قرچک ورامین فرستاده شد، سپس به زندان آمل تبعید شد و نهایتا اردیبهشتماه ۱۴۰۱ با پایان دوران محکومیتش آزاد شد. تا تنها چند ماه بعد، در فروردینماه ۱۴۰۱ و یک هفته پس از شروع اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» بازداشت شود.
بازداشتهای مکرر به بهانههای واهی، جابهجاییهای بیدلیل میان زندانها و حبسهای طولانی مبارزهی گلرخ ایرایی را خاموش نکردهاند. او از درون زندانها نسبت به شرایط کشور، تحولات منطقه و به خصوص صدور و اجرای احکام اعدام واکنش نشان داده و جامعه را به مبارزه علیه این حکم فراخوانده است. از این مبارز خاموشیناپذیر، بیشتر بخوانیم.
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زیر خط فقر، دست پینه بسته کارگری را دیده اید؟
فقر سخن می گوید!
بازنشستگان شوش در یکشنبه های اعتراضی
عیسی مظفری از بیعدالتی حاکم بر توده زحمتکش و تحت ستم سخن میگوید .
یکشنبه /۱۶ دی/۱۴۰۳
#نان_کار_آزادی
#شادی_رفاه_آبادی
#نابود_باد_استثمار_و_کار_مزدی
#رهایی
@collective98
فقر سخن می گوید!
بازنشستگان شوش در یکشنبه های اعتراضی
عیسی مظفری از بیعدالتی حاکم بر توده زحمتکش و تحت ستم سخن میگوید .
یکشنبه /۱۶ دی/۱۴۰۳
#نان_کار_آزادی
#شادی_رفاه_آبادی
#نابود_باد_استثمار_و_کار_مزدی
#رهایی
@collective98
Forwarded from شورای بازنشستگان ایران
#سنندج
فریاد علیه خشونت و جنایت علیه زنان:
قتل و خشونت علیه زنان یک برآمد ساختاریست. آنرا به یک فرد و یا اختلافات خانوادگی تقلیل ندهیم.
برگزاری تجمع اعتراضی در محکومیت قتل غزاله حدودی
جمعی از فعالان حقوق زنان و کنشگران مدنی در سنندج با برگزاری تجمعی اعتراضی، قتل وحشیانه غزاله حدودی را به شدت محکوم کردند.
این جنایت، که به علت رد درخواست ازدواج توسط یک مرد صورت گرفته، بار دیگر زنگ خطر خشونت علیه زنان را به صدا درآورده که نشات گرفته از خشونت و تبعیض ساختاری حکومت علیه زنان است.
معترضان با شعارهایی علیه خشونت و قتل زنان، خواستار اقداماتی فوری برای جلوگیری از تکرار این فجایع شدند.
تجمعکنندگان بر ضرورت آگاهسازی جامعه و ایجاد سازوکارهای مؤثر برای پیشگیری از خشونت علیه زنان تأکید کردند. این حرکت نشاندهنده اراده جمعی برای تغییر و بهبود وضعیت زنان در جامعه است و بر لزوم پیگیری مداوم این مسائل در سطوح مختلف اجتماعی تأکید میکند.
#زن_کشی_ساختاریست
#زن_زندگی_آزادی
@Shbazneshasteganir
فریاد علیه خشونت و جنایت علیه زنان:
قتل و خشونت علیه زنان یک برآمد ساختاریست. آنرا به یک فرد و یا اختلافات خانوادگی تقلیل ندهیم.
برگزاری تجمع اعتراضی در محکومیت قتل غزاله حدودی
جمعی از فعالان حقوق زنان و کنشگران مدنی در سنندج با برگزاری تجمعی اعتراضی، قتل وحشیانه غزاله حدودی را به شدت محکوم کردند.
این جنایت، که به علت رد درخواست ازدواج توسط یک مرد صورت گرفته، بار دیگر زنگ خطر خشونت علیه زنان را به صدا درآورده که نشات گرفته از خشونت و تبعیض ساختاری حکومت علیه زنان است.
معترضان با شعارهایی علیه خشونت و قتل زنان، خواستار اقداماتی فوری برای جلوگیری از تکرار این فجایع شدند.
تجمعکنندگان بر ضرورت آگاهسازی جامعه و ایجاد سازوکارهای مؤثر برای پیشگیری از خشونت علیه زنان تأکید کردند. این حرکت نشاندهنده اراده جمعی برای تغییر و بهبود وضعیت زنان در جامعه است و بر لزوم پیگیری مداوم این مسائل در سطوح مختلف اجتماعی تأکید میکند.
#زن_کشی_ساختاریست
#زن_زندگی_آزادی
@Shbazneshasteganir
🚩 ظهور ماهیت حکومتها در زندان
فاجعه انسانی دیگری در زندان قزلحصار در راه است!
حکومتها را میتوان در خلوتشان، بدون جلوههای بیرونی، شناخت؛ همان جایی که هیچ نظارت خارجی بر آنها وجود ندارد. گرامشی، فیلسوف ایتالیایی، میگوید: "ماهیت هر حکومتی را از زندانهای آن باید شناخت؛ دقیقاً همانجایی که هیچ نظارتی وجود ندارد و ماهیت خود را بهطور کامل آشکار میسازد."
ظرفیت رسمی زندان قزلحصار حدود ۸۰۰۰ نفر است. اما در حال حاضر، تنها در یک واحد از چهار واحد این زندان (واحد ۱)، چنین ظرفیتی بهطور کامل اشغال شده است و سایر واحدها نیز بسیار بیش از ظرفیت رسمی خود زندانیان را در بر دارند. بهعنوان نمونه، در واحد ۲ حدود ۱۶۰۰ نفر که به اعدام محکوم شدهاند نگهداری میشوند.
در این شرایط، مقامات حکومت مستبد تصمیم گرفتهاند ۱۷۰۰ زندانی، عمدتاً از واحد ۴ زندان قزلحصار، را به واحدهای دیگر منتقل کرده و این واحد را به زندان مرکزی استان البرز واگذار کنند.
بحث تنها جلوگیری از فاجعه نیست؛ چرا که زندان قزلحصار خود فاجعه است. در حال حاضر، حدود ۱۲,۰۰۰ زندانی در بندها، حسینیهها، و حتی راهروها به شکلی غیرانسانی و فاجعهآمیز نگهداری میشوند.
در خلوتگاه حکومتی که هیچ نظارتی بر آن وجود ندارد، زندانیان تنها بهعنوان اعداد و ارقامی دیده میشوند؛ نه کرامتی انسانی برایشان متصور است، نه خانوادههای چشمانتظارشان و نه حقوق حداقلی انسانیشان به رسمیت شناخته میشود.
تصمیمگیرندگان بیدرد، بهسادگی تصمیم میگیرند، و سخنگوی قوه قضائیه نیز، بیآنکه از فجایع داخل زندانها مطلع باشد، اعلام میکند که فلان زندان تعطیل میشود و مقدمات ساخت زندان دیگری فراهم خواهد شد!
این در حالی است که اساساً اطلاعی از نسبت بالای ورود زندانیان نسبت به خروج آنها ندارند. حتی اگر تعدادی از زندانیان به بهانههایی مانند ۲۲ بهمن یا تخلیه اتباع افغانستانی آزاد شوند، کمتر از یک ماه، آمار زندانیان از قبل نیز بیشتر خواهد شد و بحران عمیقتر میشود.
این میزان بیعدالتی و تعدی که حتی حداقل حقوق انسانی، مانند فضای مناسب برای خواب و حرکت، را برای زندانیان فراهم نمیکند، ناشی از فقدان نظارت بر زندانهاست.
اگر جهان، خانواده زندانیان و مردم ایران بدانند که زندانیان به شکلی مانند چیدن کتاب در قفسههای کتابخانه و در تختهای سهطبقه نگهداری میشوند، شاید کارزارهای گسترده و مداومی علیه چنین فجایعی به راه میافتاد.
ما، زندانیان سیاسی واحد ۴ قزلحصار، ضمن هشدار نسبت به پیامدهای فاجعهبار تصمیم اخیر (واگذاری واحد ۴ زندان قزلحصار به زندان مرکزی کرج)، اعتراض و نگرانی شدید خود را نسبت به این روشها و رفتارهای ناقض حقوق بشر اعلام میکنیم.
اسامی امضاکنندگان متن:
۱- زرتشت احمدی راغب
۲- سپهر امام جمعه
۳- لقمان امین پور
۴- احمد رضا حائری
۵- میثم دهبانزاده
۶- آرشام رضائی
۷- رضا سلمان زاده
۸- صلاحالدین ضیائی
۹- حمزه سواری
۱۰- مصطفی رمضانی
۱۱- سعید ماسوری
۱۲- رضا محمد حسینی تامه
@collective98
فاجعه انسانی دیگری در زندان قزلحصار در راه است!
حکومتها را میتوان در خلوتشان، بدون جلوههای بیرونی، شناخت؛ همان جایی که هیچ نظارت خارجی بر آنها وجود ندارد. گرامشی، فیلسوف ایتالیایی، میگوید: "ماهیت هر حکومتی را از زندانهای آن باید شناخت؛ دقیقاً همانجایی که هیچ نظارتی وجود ندارد و ماهیت خود را بهطور کامل آشکار میسازد."
ظرفیت رسمی زندان قزلحصار حدود ۸۰۰۰ نفر است. اما در حال حاضر، تنها در یک واحد از چهار واحد این زندان (واحد ۱)، چنین ظرفیتی بهطور کامل اشغال شده است و سایر واحدها نیز بسیار بیش از ظرفیت رسمی خود زندانیان را در بر دارند. بهعنوان نمونه، در واحد ۲ حدود ۱۶۰۰ نفر که به اعدام محکوم شدهاند نگهداری میشوند.
در این شرایط، مقامات حکومت مستبد تصمیم گرفتهاند ۱۷۰۰ زندانی، عمدتاً از واحد ۴ زندان قزلحصار، را به واحدهای دیگر منتقل کرده و این واحد را به زندان مرکزی استان البرز واگذار کنند.
بحث تنها جلوگیری از فاجعه نیست؛ چرا که زندان قزلحصار خود فاجعه است. در حال حاضر، حدود ۱۲,۰۰۰ زندانی در بندها، حسینیهها، و حتی راهروها به شکلی غیرانسانی و فاجعهآمیز نگهداری میشوند.
در خلوتگاه حکومتی که هیچ نظارتی بر آن وجود ندارد، زندانیان تنها بهعنوان اعداد و ارقامی دیده میشوند؛ نه کرامتی انسانی برایشان متصور است، نه خانوادههای چشمانتظارشان و نه حقوق حداقلی انسانیشان به رسمیت شناخته میشود.
تصمیمگیرندگان بیدرد، بهسادگی تصمیم میگیرند، و سخنگوی قوه قضائیه نیز، بیآنکه از فجایع داخل زندانها مطلع باشد، اعلام میکند که فلان زندان تعطیل میشود و مقدمات ساخت زندان دیگری فراهم خواهد شد!
این در حالی است که اساساً اطلاعی از نسبت بالای ورود زندانیان نسبت به خروج آنها ندارند. حتی اگر تعدادی از زندانیان به بهانههایی مانند ۲۲ بهمن یا تخلیه اتباع افغانستانی آزاد شوند، کمتر از یک ماه، آمار زندانیان از قبل نیز بیشتر خواهد شد و بحران عمیقتر میشود.
این میزان بیعدالتی و تعدی که حتی حداقل حقوق انسانی، مانند فضای مناسب برای خواب و حرکت، را برای زندانیان فراهم نمیکند، ناشی از فقدان نظارت بر زندانهاست.
اگر جهان، خانواده زندانیان و مردم ایران بدانند که زندانیان به شکلی مانند چیدن کتاب در قفسههای کتابخانه و در تختهای سهطبقه نگهداری میشوند، شاید کارزارهای گسترده و مداومی علیه چنین فجایعی به راه میافتاد.
ما، زندانیان سیاسی واحد ۴ قزلحصار، ضمن هشدار نسبت به پیامدهای فاجعهبار تصمیم اخیر (واگذاری واحد ۴ زندان قزلحصار به زندان مرکزی کرج)، اعتراض و نگرانی شدید خود را نسبت به این روشها و رفتارهای ناقض حقوق بشر اعلام میکنیم.
اسامی امضاکنندگان متن:
۱- زرتشت احمدی راغب
۲- سپهر امام جمعه
۳- لقمان امین پور
۴- احمد رضا حائری
۵- میثم دهبانزاده
۶- آرشام رضائی
۷- رضا سلمان زاده
۸- صلاحالدین ضیائی
۹- حمزه سواری
۱۰- مصطفی رمضانی
۱۱- سعید ماسوری
۱۲- رضا محمد حسینی تامه
@collective98
🚩 گسترش کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" به ۳۰ زندان مختلف؛
«پیوستن زندان سپیدار اهواز و زندان رامهرمز در پنجاهمین هفته»
به سنت دیرینه در همه جای دنیا حتی در زمان جنگها و درگیریهای دو ملت و یا دو کشور، میان حکومتها در روزهای عید و مناسبتهای خاص آتشبس صورت میگرفت و یا حاکمان اسیران و زندانیان را آزاد میکردند.
اما اکنون در ایرانِ تحت حاکمیت مستبدان دینی، گویی در یک جهان موازی دیگر هستیم و تمام سنتها و ارزشها پایمال و ضد ارزشها ارزش شدهاند.
به طوری که این حکومت تنها در روز ۱۲ دی ماه، همزمان با سال نو میلادی، ۲۱ تن از شهروندان این سرزمین را به دار آویخت و از ابتدای دیماه تاکنون نیز بیش از ۸۰ تن اعدام شدهاند. اعدام ۱۰۰۰ تن در سال میلادی ۲۰۲۴ رکورد دیگری از جنایات این حکومت است.
این در حالی است که بسیاری از دولتهای دیگر در جهان در حال توقف و لغو اعدام در کشور خود هستند؛ و تاکنون ۱۲۸ کشور این حکم قرون وسطایی را لغو کردهاند؛ در این راستا نیز چند روز پیش کشور زیمبابوه به عنوان هدیه سال نو حکم اعدام را به طور کامل لغو کرد. اما در ایران اشغالشده هر روز شاهد افزایش اعدام و سرکوب و شکنجه هستیم.
مردم آزاده و مقاوم ایران برای دفاع از ارزشها و آزادیهای خود ثابت کردهاند که هرگز مرعوب نخواهند شد و با وجود از دست دادن جان خود هم که شده از حقوق انسانی و خواستههای بهحق خود دفاع خواهند کرد و اکنون نیز که حکومت برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه و پیشگیری از خیزشهای مردم، سرکوب و اعدام میکند، در مقابل کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" رو به گسترش است. بهطوری که در چند روز گذشته تعدادی از زندانیان در زندانهای سپیدار اهواز و رامهرمز اعلام کردند در اعتراض به حکم اعدام به این کارزار میپیوندند و در اعتصاب غذا خواهند بود.
اعضای کارزار سهشنبههای نه به اعدام در حالی روز سه شنبه، ۱۸ دی ۱۴۰۳ در اعتصاب غذا هستند که همزمان با سالگرد شلیک جنایتکارانه به هواپیمای اوکراینی است. خوشبختانه امروز ما شاهد اتحاد و همبستگی تمام دادخواهان با خانواده جانباختگان این فاجعه هستیم. این اتحاد و همبستگی بسیار با ارزش است و باید به اتحاد با خانواده اعدام شدگان، از جمله زندانیان جرایم اجتماعی و عمومی منجر گردد. ما ضمن تسلیت به خانواده تمام جانباختگان راه آزادی و برابری، یاد و خاطره جانباختگان سقوط هواپیمای اوکراینی را گرامی میداریم و تأکید میکنیم دادخواهان و قربانیان جنایات حکومت، ضروری است با حکم اعدام مخالفت کنند و خواهان حمایت آنان از «کارزار سهشنبههای نه به اعدام» هستیم.
ما ضمن قدردانی از تمامی فعالان داخلی و خارجی در حوزههای مختلف که از کارزار حمایت کردهاند مجدداً از همه مردم عزیز ایران و جهان میخواهیم برای نهادینه شدن خواسته بهحق "نه به اعدام" در جامعه تلاش کرده و مقابل این حکم غیر انسانی مقاومت و ایستادگی کنند و یقین داشته باشند که پیروزی در دسترس و ممکن است.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" با پیوستن زندان سپیدار اهواز و رامهرمز به ۳۰ زندان مختلف گسترش یافتهاست و اعضای کارزار در هفته پنجاهم در زندانهای زیر در اعتصاب غذا خواهند بود:
زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)
زندان قزلحصار (واحد ۲ و ۴)
زندان مرکزی کرج
زندان تهران بزرگ
زندان خورین ورامین
زندان اراک
زندان خرمآباد
زندان اسدآباد اصفهان
زندان دستگرد اصفهان
زندان شیبان اهواز
زندان نظام شیراز
زندان بم
زندان کهنوج
زندان طبس
زندان مشهد
زندان قائمشهر
زندان رشت (بند مردان و زنان)
زندان رودسر
زندان اردبیل
زندان تبریز
زندان ارومیه
زندان سلماس
زندان خوی
زندان نقده
زندان سقز
زندان بانه
زندان مریوان
زندان کامیاران
زندان سپیدار اهواز
زندان رامهرمز
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
هفته پنجاهم – سهشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۳
@collective98
«پیوستن زندان سپیدار اهواز و زندان رامهرمز در پنجاهمین هفته»
به سنت دیرینه در همه جای دنیا حتی در زمان جنگها و درگیریهای دو ملت و یا دو کشور، میان حکومتها در روزهای عید و مناسبتهای خاص آتشبس صورت میگرفت و یا حاکمان اسیران و زندانیان را آزاد میکردند.
اما اکنون در ایرانِ تحت حاکمیت مستبدان دینی، گویی در یک جهان موازی دیگر هستیم و تمام سنتها و ارزشها پایمال و ضد ارزشها ارزش شدهاند.
به طوری که این حکومت تنها در روز ۱۲ دی ماه، همزمان با سال نو میلادی، ۲۱ تن از شهروندان این سرزمین را به دار آویخت و از ابتدای دیماه تاکنون نیز بیش از ۸۰ تن اعدام شدهاند. اعدام ۱۰۰۰ تن در سال میلادی ۲۰۲۴ رکورد دیگری از جنایات این حکومت است.
این در حالی است که بسیاری از دولتهای دیگر در جهان در حال توقف و لغو اعدام در کشور خود هستند؛ و تاکنون ۱۲۸ کشور این حکم قرون وسطایی را لغو کردهاند؛ در این راستا نیز چند روز پیش کشور زیمبابوه به عنوان هدیه سال نو حکم اعدام را به طور کامل لغو کرد. اما در ایران اشغالشده هر روز شاهد افزایش اعدام و سرکوب و شکنجه هستیم.
مردم آزاده و مقاوم ایران برای دفاع از ارزشها و آزادیهای خود ثابت کردهاند که هرگز مرعوب نخواهند شد و با وجود از دست دادن جان خود هم که شده از حقوق انسانی و خواستههای بهحق خود دفاع خواهند کرد و اکنون نیز که حکومت برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه و پیشگیری از خیزشهای مردم، سرکوب و اعدام میکند، در مقابل کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" رو به گسترش است. بهطوری که در چند روز گذشته تعدادی از زندانیان در زندانهای سپیدار اهواز و رامهرمز اعلام کردند در اعتراض به حکم اعدام به این کارزار میپیوندند و در اعتصاب غذا خواهند بود.
اعضای کارزار سهشنبههای نه به اعدام در حالی روز سه شنبه، ۱۸ دی ۱۴۰۳ در اعتصاب غذا هستند که همزمان با سالگرد شلیک جنایتکارانه به هواپیمای اوکراینی است. خوشبختانه امروز ما شاهد اتحاد و همبستگی تمام دادخواهان با خانواده جانباختگان این فاجعه هستیم. این اتحاد و همبستگی بسیار با ارزش است و باید به اتحاد با خانواده اعدام شدگان، از جمله زندانیان جرایم اجتماعی و عمومی منجر گردد. ما ضمن تسلیت به خانواده تمام جانباختگان راه آزادی و برابری، یاد و خاطره جانباختگان سقوط هواپیمای اوکراینی را گرامی میداریم و تأکید میکنیم دادخواهان و قربانیان جنایات حکومت، ضروری است با حکم اعدام مخالفت کنند و خواهان حمایت آنان از «کارزار سهشنبههای نه به اعدام» هستیم.
ما ضمن قدردانی از تمامی فعالان داخلی و خارجی در حوزههای مختلف که از کارزار حمایت کردهاند مجدداً از همه مردم عزیز ایران و جهان میخواهیم برای نهادینه شدن خواسته بهحق "نه به اعدام" در جامعه تلاش کرده و مقابل این حکم غیر انسانی مقاومت و ایستادگی کنند و یقین داشته باشند که پیروزی در دسترس و ممکن است.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" با پیوستن زندان سپیدار اهواز و رامهرمز به ۳۰ زندان مختلف گسترش یافتهاست و اعضای کارزار در هفته پنجاهم در زندانهای زیر در اعتصاب غذا خواهند بود:
زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)
زندان قزلحصار (واحد ۲ و ۴)
زندان مرکزی کرج
زندان تهران بزرگ
زندان خورین ورامین
زندان اراک
زندان خرمآباد
زندان اسدآباد اصفهان
زندان دستگرد اصفهان
زندان شیبان اهواز
زندان نظام شیراز
زندان بم
زندان کهنوج
زندان طبس
زندان مشهد
زندان قائمشهر
زندان رشت (بند مردان و زنان)
زندان رودسر
زندان اردبیل
زندان تبریز
زندان ارومیه
زندان سلماس
زندان خوی
زندان نقده
زندان سقز
زندان بانه
زندان مریوان
زندان کامیاران
زندان سپیدار اهواز
زندان رامهرمز
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
هفته پنجاهم – سهشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۳
@collective98
پخشان یک زندگی است!
حکم #اعدام #پخشان_عزیزی در دیوانعالی کشور تایید شد.
#نه_به_اعدام #زن_زندگی_آزادی
حکم #اعدام #پخشان_عزیزی در دیوانعالی کشور تایید شد.
#نه_به_اعدام #زن_زندگی_آزادی
🚩 پیوستن چهار زندان حویق تالش، بند زنان زندان عادلآباد شیراز، برازجان و جوین به کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" در هفته پنجاه و یکم
📍محکومیت شدید تأیید حکم اعدام چهار زندانی سیاسی: بهروز احسانی، مهدی حسنی، پخشان عزیزی و مجاهد کورکور از سوی کارزار "سهشنبههای نه به اعدام"
با اوجگیری بحرانهای کلان اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در ایران، حکومت به دلیل فساد و ناکارآمدی ساختاری و سیستماتیک به بنبست رسیده و توانایی حل این بحرانها را ندارد. از همین رو، هر روز شاهد اعتراضات گسترده از سوی اقشار مختلف در کشور هستیم.
برای حاکمان مستبد حاکم بر ایران روشن است که این نارضایتی عمومی بهزودی به موج دیگری از قیامهای گسترده تبدیل خواهد شد که موجودیت این حکومت استبدادی را در سراشیبی سقوط قرار خواهد داد. بنابراین، در محاسبهای غلط، حکومت به گسترش اعدامها روی آورده و قصد ایجاد رعب و وحشت بیشتر در جامعه برای پیشگیری از اعتراضات را دارد. به طوری که از سهشنبه گذشته تاکنون، دستکم ۱۷ نفر و از ابتدای دیماه تاکنون، بیش از ۱۰۲ نفر اعدام شدهاند.
در راستای همین سرکوبها، هفته گذشته حکم اعدام زندانیان سیاسی بهروز احسانی، مهدی حسنی و پخشان عزیزی توسط دیوان عالی کشور تأیید شد. پیشتر نیز حکم اعدام زندانی سیاسی مجاهد کورکور و چهار زندانی سیاسی بلوچ و چهار زندانی سیاسی عرب تأیید شده است، که جان آنها در خطر جدی قرار دارد. این در حالی است که روزانه زندانیان محکوم به اعدام با جرائم غیرسیاسی به دار آویخته میشوند.
در اعتراض به این احکام غیرانسانی، بسیاری از فعالان سیاسی در داخل و خارج زندان، همراه با خانوادههای دادخواه، واکنش نشان داده و این احکام اعدام را بهشدت محکوم کردهاند.
در ادامه اعتراضات به گسترش اعدامها، در روزهای اخیر جمعی از زندانیان در چهار زندان حویق تالش، بند زنان زندان عادلآباد شیراز، زندان جوین در استان خراسان رضوی و زندان برازجان در استان بوشهر به کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" پیوسته و همراهی خود را با سایر زندانیان اعلام کردند. به این ترتیب، تعداد زندانهای مشارکتکننده در این کارزار به ۳۴ زندان افزایش یافت.
اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" تأیید حکم اعدام زندانیان سیاسی مجاهد کورکور، پخشان عزیزی و دو عضو کارزار، مهدی حسنی و بهروز احسانی را بهشدت محکوم کرده و اعلام میکند که برای لغو اعدام در ایران و ریشهکن کردن این احکام قرونوسطایی از هر امکانی استفاده خواهند کرد. این کارزار از همه اقشار جامعه برای مقابله با احکام اعدام دعوت به همراهی میکند.
این کارزار، همانطور که بارها تأکید کرده است، مقابله با حکم غیرانسانی اعدام را تنها از طریق همبستگی، عمل جمعی و همراهی عمومی جامعه ممکن میداند.
اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" روز سهشنبه ۲۵ دیماه ۱۴۰۳ در پنجاه و یکمین هفته این کارزار در ۳۴ زندان زیر دست به اعتصاب غذا خواهند زد:
زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)، زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران بزرگ، زندان خورین ورامین، زندان اراک، زندان خرمآباد، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان نظام شیراز، زندان بم، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان کامیاران، زندان حویق تالش، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان)، زندان جوین خراسان رضوی و زندان برازجان بوشهر.
هفته پنجاه و یکم
سهشنبه ۲۵ دیماه ۱۴۰۳
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
@collective98
📍محکومیت شدید تأیید حکم اعدام چهار زندانی سیاسی: بهروز احسانی، مهدی حسنی، پخشان عزیزی و مجاهد کورکور از سوی کارزار "سهشنبههای نه به اعدام"
با اوجگیری بحرانهای کلان اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در ایران، حکومت به دلیل فساد و ناکارآمدی ساختاری و سیستماتیک به بنبست رسیده و توانایی حل این بحرانها را ندارد. از همین رو، هر روز شاهد اعتراضات گسترده از سوی اقشار مختلف در کشور هستیم.
برای حاکمان مستبد حاکم بر ایران روشن است که این نارضایتی عمومی بهزودی به موج دیگری از قیامهای گسترده تبدیل خواهد شد که موجودیت این حکومت استبدادی را در سراشیبی سقوط قرار خواهد داد. بنابراین، در محاسبهای غلط، حکومت به گسترش اعدامها روی آورده و قصد ایجاد رعب و وحشت بیشتر در جامعه برای پیشگیری از اعتراضات را دارد. به طوری که از سهشنبه گذشته تاکنون، دستکم ۱۷ نفر و از ابتدای دیماه تاکنون، بیش از ۱۰۲ نفر اعدام شدهاند.
در راستای همین سرکوبها، هفته گذشته حکم اعدام زندانیان سیاسی بهروز احسانی، مهدی حسنی و پخشان عزیزی توسط دیوان عالی کشور تأیید شد. پیشتر نیز حکم اعدام زندانی سیاسی مجاهد کورکور و چهار زندانی سیاسی بلوچ و چهار زندانی سیاسی عرب تأیید شده است، که جان آنها در خطر جدی قرار دارد. این در حالی است که روزانه زندانیان محکوم به اعدام با جرائم غیرسیاسی به دار آویخته میشوند.
در اعتراض به این احکام غیرانسانی، بسیاری از فعالان سیاسی در داخل و خارج زندان، همراه با خانوادههای دادخواه، واکنش نشان داده و این احکام اعدام را بهشدت محکوم کردهاند.
در ادامه اعتراضات به گسترش اعدامها، در روزهای اخیر جمعی از زندانیان در چهار زندان حویق تالش، بند زنان زندان عادلآباد شیراز، زندان جوین در استان خراسان رضوی و زندان برازجان در استان بوشهر به کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" پیوسته و همراهی خود را با سایر زندانیان اعلام کردند. به این ترتیب، تعداد زندانهای مشارکتکننده در این کارزار به ۳۴ زندان افزایش یافت.
اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" تأیید حکم اعدام زندانیان سیاسی مجاهد کورکور، پخشان عزیزی و دو عضو کارزار، مهدی حسنی و بهروز احسانی را بهشدت محکوم کرده و اعلام میکند که برای لغو اعدام در ایران و ریشهکن کردن این احکام قرونوسطایی از هر امکانی استفاده خواهند کرد. این کارزار از همه اقشار جامعه برای مقابله با احکام اعدام دعوت به همراهی میکند.
این کارزار، همانطور که بارها تأکید کرده است، مقابله با حکم غیرانسانی اعدام را تنها از طریق همبستگی، عمل جمعی و همراهی عمومی جامعه ممکن میداند.
اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" روز سهشنبه ۲۵ دیماه ۱۴۰۳ در پنجاه و یکمین هفته این کارزار در ۳۴ زندان زیر دست به اعتصاب غذا خواهند زد:
زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)، زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران بزرگ، زندان خورین ورامین، زندان اراک، زندان خرمآباد، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان نظام شیراز، زندان بم، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مشهد، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان کامیاران، زندان حویق تالش، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان)، زندان جوین خراسان رضوی و زندان برازجان بوشهر.
هفته پنجاه و یکم
سهشنبه ۲۵ دیماه ۱۴۰۳
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
@collective98