🚩 چرا کسانی که قانون پیشنهادی حجاب را طراحی کردهاند، تمرکز خود را بر تنبیه اقتصادی زنان گذاشتهاند؟
از نظر هادی کحالزاده، پژوهشگر مرکز مطالعات خاورمیانهی کراون در دانشگاه برندایس در آمریکا، طراحان قانون جدید حجاب عملاً از فشار اقتصادی شدیدی که بر گردن مردم است استفاده میکنند و قصد اعمال نوعی «تحریم اقتصادی داخلی» علیه زنان را دارند. پژوهش دادهمحور کحالزاده نشان میدهد که جریمههای مالی قانون پیشنهادی حجاب برای ۶۲٪ از خانوادههای ایرانی غیرقابل تحمل است.
کحالزاده با بررسی پیمایش نیروی کار ایران از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۲ نشان میدهد که نسبت زنان در مشاغل با مهارت پایین و متوسط ۱۰ درصد کاهش یافته است، در حالی که سهم زنان در مشاغل با مهارت بالا از ۳۳ به ۴۳ درصد افزایش یافته است.
یکی از عوامل کاهش سهم زنان در مشاغل با مهارت پایین و متوسط، کوچکشدن بخش کشاورزی است که اشتغال زنان در آن از ۲۲ درصد به ۱۱ درصد کاهش یافته است. همچنین، با وجود فشارهای اقتصادی، حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از زنان شاغل، بهویژه زنان ۲۵ تا ۴۰ ساله، به دلیل دستمزد ناکافی یا تبعیض جنسیتی در میزان دستمزد، بازار کار را ترک کردهاند. عمدهی این زنان در مشاغل با مهارت متوسط در بخش خصوصی مشغول به کار بودهاند. مضاف بر این، میزان زنانی که قبلاً در کسبوکارهای خانوادگی کارهای کمدرآمد یا بدون درآمد داشتند از ۲۵ درصد به ۱۲ درصد کاهش پیدا کرده است. این تغییرات بیانگر این است که علاقهی زنان به اشتغال در شغلهای کمدرآمد یا بدون درآمد به شکل قابل ملاحظهای کاهش و تقاضا برای دستمزد عادلانه در میان زنان افزایش یافته است.
با برطرفشدن تحریمهای اقتصادی در دورهی برجام در سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۷، زنان علیرغم سهم ۱۲ درصدی در بازار کار، بیش از ۴۱ درصد از مشاغل تازهایجادشده در این دورهی رونق را به خود اختصاص دادند و مشارکت اقتصادی آنان از ۱۲ درصد به ۱۸ درصد افزایش یافت. اما با بازگشت تحریمهای اقتصادی در سال ۱۳۹۸ و همزمان با فراگیری کرونا و رکود اقتصادی، زنان تقریباً ۸۰۰ هزار شغل را از دست دادند. به عبارت بهتر، تمام شغلهای از دست رفته در این دوره از بازارکار زنان بوده است. شغلهای محدود جدید نیز تماماً به مردان اختصاص یافتند. زنان شهری با تحصیلات دانشگاهی یکی از اصلیترین ذینفعان هنگام رفع تحریمها بودند، در حالی که زنان در شهرهای کوچک با تحصیلات کمتر، از اصلیترین بازندگان سیاست فشار حداکثری و تحریمهای جدید آمریکا بودند.
کحالزاده معتقد است برای درک ابعاد تبعات اقتصادی قانون پیشنهادی حجاب، کافی است آن را در بستر افت شدید رفاه اجتماعی ایرانیان طی یک دههی گذشته بنگریم: افزایش آسیبپذیری اقتصادی و رفاهی خانوارهای ایرانی در طی یک دههی گذشته احتمالاً اصلیترین دلیل تأکید بر مجازاتهای اقتصادی به عنوان ابزار بازدارندگی در قانون بوده است.
قانون پیشنهادی حجاب میتواند بار مالی فاجعهباری را بر خانوادههایی تحمیل کند که یکی از اعضای آن قانون را نقض کند؛ هزینههایی که برای ۶۲ درصد از خانوادههای ایرانی غیرقابل تحمل است. به عنوان مثال، اگر یکی از اعضای خانواده برای بار دوم از نظر قانون حجاب ، پوشش نامناسب و حجاب نداشته باشد، ۳۰ میلیون تومان جریمه خواهد شد. بر مبنای درآمد خانوارها در سال ۱۴۰۲، این جریمه میتواند بین ۱۰۰ تا ۳۶ درصد از درآمد سالیانهی خانواده های فقیر،۳۵ تا ۱۶ درصد از درآمد سالیانهی خانوادههای آسیبپذیر و ۷ تا ۱۵ درصد برای خانوادههای طبقهی متوسط شهری و ۱۰ تا ۱۵ درصد از درآمد سالیانهی طبقه متوسط روستایی را در برگیرد.
قانون پیشنهادی تهدیدی برای فرصتهای شغلی و بازار کار زنان ایران نیز محسوب میشود. تخلف از قانون میتواند منجر به اخراج یا تعلیق از کار شود. همچنین جریمههای سنگین اقتصادی برای بنگاههای اقتصادی در صورت عدم رعایت حجاب توسط کارکنان، میتواند انگیزهی صاحبان این بنگاهها در استخدام زنان را کاهش دهد. کارکنان بخش عمومی یا غیرعمومی همچون اساتید دانشگاهای غیردولتی که قانون را نقض میکنند — حتی در خارج از محل کار خود — به ازای هر بار تخلف تا ۶ ماه از کار خود تعلیق میشوند و امکان ارتقاء شغلی را برای همیشه از دست خواهند داد. این مشاغل عمدتاً در بخشهای با مهارت بالای بازار کار زنان هستند که تابآوری بالاتری را در برابر شوکهای اقتصادی، از جمله تحریمها، از خود نشان دادند. زنان در همین مشاغل با مهارت بالا، که ممکن است تمکن مالی پرداخت جریمههای اقتصادی را داشته باشند، در صورت نقض قانون، در معرض خطر ازدستدادن موقعیت شغلی و منبع اصلی درآمد خود قرار میگیرند.
https://daneshkadeh.org/global/13924/
@Daneshkadeh_org
@collective98
از نظر هادی کحالزاده، پژوهشگر مرکز مطالعات خاورمیانهی کراون در دانشگاه برندایس در آمریکا، طراحان قانون جدید حجاب عملاً از فشار اقتصادی شدیدی که بر گردن مردم است استفاده میکنند و قصد اعمال نوعی «تحریم اقتصادی داخلی» علیه زنان را دارند. پژوهش دادهمحور کحالزاده نشان میدهد که جریمههای مالی قانون پیشنهادی حجاب برای ۶۲٪ از خانوادههای ایرانی غیرقابل تحمل است.
کحالزاده با بررسی پیمایش نیروی کار ایران از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۲ نشان میدهد که نسبت زنان در مشاغل با مهارت پایین و متوسط ۱۰ درصد کاهش یافته است، در حالی که سهم زنان در مشاغل با مهارت بالا از ۳۳ به ۴۳ درصد افزایش یافته است.
یکی از عوامل کاهش سهم زنان در مشاغل با مهارت پایین و متوسط، کوچکشدن بخش کشاورزی است که اشتغال زنان در آن از ۲۲ درصد به ۱۱ درصد کاهش یافته است. همچنین، با وجود فشارهای اقتصادی، حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از زنان شاغل، بهویژه زنان ۲۵ تا ۴۰ ساله، به دلیل دستمزد ناکافی یا تبعیض جنسیتی در میزان دستمزد، بازار کار را ترک کردهاند. عمدهی این زنان در مشاغل با مهارت متوسط در بخش خصوصی مشغول به کار بودهاند. مضاف بر این، میزان زنانی که قبلاً در کسبوکارهای خانوادگی کارهای کمدرآمد یا بدون درآمد داشتند از ۲۵ درصد به ۱۲ درصد کاهش پیدا کرده است. این تغییرات بیانگر این است که علاقهی زنان به اشتغال در شغلهای کمدرآمد یا بدون درآمد به شکل قابل ملاحظهای کاهش و تقاضا برای دستمزد عادلانه در میان زنان افزایش یافته است.
با برطرفشدن تحریمهای اقتصادی در دورهی برجام در سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۷، زنان علیرغم سهم ۱۲ درصدی در بازار کار، بیش از ۴۱ درصد از مشاغل تازهایجادشده در این دورهی رونق را به خود اختصاص دادند و مشارکت اقتصادی آنان از ۱۲ درصد به ۱۸ درصد افزایش یافت. اما با بازگشت تحریمهای اقتصادی در سال ۱۳۹۸ و همزمان با فراگیری کرونا و رکود اقتصادی، زنان تقریباً ۸۰۰ هزار شغل را از دست دادند. به عبارت بهتر، تمام شغلهای از دست رفته در این دوره از بازارکار زنان بوده است. شغلهای محدود جدید نیز تماماً به مردان اختصاص یافتند. زنان شهری با تحصیلات دانشگاهی یکی از اصلیترین ذینفعان هنگام رفع تحریمها بودند، در حالی که زنان در شهرهای کوچک با تحصیلات کمتر، از اصلیترین بازندگان سیاست فشار حداکثری و تحریمهای جدید آمریکا بودند.
کحالزاده معتقد است برای درک ابعاد تبعات اقتصادی قانون پیشنهادی حجاب، کافی است آن را در بستر افت شدید رفاه اجتماعی ایرانیان طی یک دههی گذشته بنگریم: افزایش آسیبپذیری اقتصادی و رفاهی خانوارهای ایرانی در طی یک دههی گذشته احتمالاً اصلیترین دلیل تأکید بر مجازاتهای اقتصادی به عنوان ابزار بازدارندگی در قانون بوده است.
قانون پیشنهادی حجاب میتواند بار مالی فاجعهباری را بر خانوادههایی تحمیل کند که یکی از اعضای آن قانون را نقض کند؛ هزینههایی که برای ۶۲ درصد از خانوادههای ایرانی غیرقابل تحمل است. به عنوان مثال، اگر یکی از اعضای خانواده برای بار دوم از نظر قانون حجاب ، پوشش نامناسب و حجاب نداشته باشد، ۳۰ میلیون تومان جریمه خواهد شد. بر مبنای درآمد خانوارها در سال ۱۴۰۲، این جریمه میتواند بین ۱۰۰ تا ۳۶ درصد از درآمد سالیانهی خانواده های فقیر،۳۵ تا ۱۶ درصد از درآمد سالیانهی خانوادههای آسیبپذیر و ۷ تا ۱۵ درصد برای خانوادههای طبقهی متوسط شهری و ۱۰ تا ۱۵ درصد از درآمد سالیانهی طبقه متوسط روستایی را در برگیرد.
قانون پیشنهادی تهدیدی برای فرصتهای شغلی و بازار کار زنان ایران نیز محسوب میشود. تخلف از قانون میتواند منجر به اخراج یا تعلیق از کار شود. همچنین جریمههای سنگین اقتصادی برای بنگاههای اقتصادی در صورت عدم رعایت حجاب توسط کارکنان، میتواند انگیزهی صاحبان این بنگاهها در استخدام زنان را کاهش دهد. کارکنان بخش عمومی یا غیرعمومی همچون اساتید دانشگاهای غیردولتی که قانون را نقض میکنند — حتی در خارج از محل کار خود — به ازای هر بار تخلف تا ۶ ماه از کار خود تعلیق میشوند و امکان ارتقاء شغلی را برای همیشه از دست خواهند داد. این مشاغل عمدتاً در بخشهای با مهارت بالای بازار کار زنان هستند که تابآوری بالاتری را در برابر شوکهای اقتصادی، از جمله تحریمها، از خود نشان دادند. زنان در همین مشاغل با مهارت بالا، که ممکن است تمکن مالی پرداخت جریمههای اقتصادی را داشته باشند، در صورت نقض قانون، در معرض خطر ازدستدادن موقعیت شغلی و منبع اصلی درآمد خود قرار میگیرند.
https://daneshkadeh.org/global/13924/
@Daneshkadeh_org
@collective98
دانشکده | چکیده بحثهای دانشگاهی و تجربههای جهانی دربارهی مسایل محلی
۶۲٪ خانوادههای ایرانی از عهده جریمههای قانون جدید حجاب برنمیآیند | دانشکده
طراحان قانون پیشنهادی حجاب و عفاف، با آگاهی از پیشرفت شکنندهی اقتصادی زنان در ایران، قصد اعمال نوعی «تحریم اقتصادی داخلی» علیه آنها را دارند و از جرایم سنگین مالی به عنوان ابزاری برای کنترل حضور اجتماعی زنان استفاده میکنند |
Forwarded from ديدبان آزار
ديدبان آزار
Photo
🔹فراخوانی برای دستهای آشنا
سال چهارم است؛ و حالا هشت مارس نقطه سالگرد ماست. هر سال «ما»یی شکل میگیرد؛ از دل با هم گفتنها، در کنار هم رنج کشیدنها، مبارزه کردنها و حتی در کیلومترها فاصله هم در کنار هم بودنها. و هر سال در «ما» کسانی از ما نیستند، زنداناند یا زیر سنگینی شکلهای دیگری از سرکوب و کسانی از ما پشت نامهای مستعار مخفی میمانند. اما این «ما» هر سال عمق بیشتری پیدا میکند، تاریخ طولانیتری برای خودش میسازد و دستهای آشنایی را به هم میرساند.
امسال هم برای همایش هشت مارس دور هم جمع خواهیم شد تا از خشونت و رنج علیه زنان* و مقاومت و مبارزه در برابر آن بگوییم و روایت کنیم. پنلهای همایش موضوعات متعددی از جمله زنکشی، خشونت جنسی، سرکوب و زندان، مبارزه با اعدام، مبارزه برای حق سقط خودخواسته جنین، کوئیر فمینیسم، جنبشهای آزادیخواه خاورمیانه و مساله جنگ و.... را در بر میگیرد. پنلها محدود به این موضوعات نیستند و طیف گستردهای از مسائل فمینیستی و جنسیتی را در بر میگیرند. وابسته موضوع، فرمهای مختلفی ازجمله روایت، داستان، بحث انتقادی، پژوهش و ... نیز قابل ارائه است.
اگر تمایل به شرکت در این همایش را دارید، تا آخر بهمن ماه چکیدهای از موضوع ارائه خود را به ایمیل دیدبان آزار ارسال کنید. در مورد افرادی که ملاحظات امنیتی دارند، مانند سالهای به شیوههای مختلفی میتوان این ملاحظات را رعایت کرد.
Info@harasswatch.com
harasswatch96@gmail.com
@harasswatch
سال چهارم است؛ و حالا هشت مارس نقطه سالگرد ماست. هر سال «ما»یی شکل میگیرد؛ از دل با هم گفتنها، در کنار هم رنج کشیدنها، مبارزه کردنها و حتی در کیلومترها فاصله هم در کنار هم بودنها. و هر سال در «ما» کسانی از ما نیستند، زنداناند یا زیر سنگینی شکلهای دیگری از سرکوب و کسانی از ما پشت نامهای مستعار مخفی میمانند. اما این «ما» هر سال عمق بیشتری پیدا میکند، تاریخ طولانیتری برای خودش میسازد و دستهای آشنایی را به هم میرساند.
امسال هم برای همایش هشت مارس دور هم جمع خواهیم شد تا از خشونت و رنج علیه زنان* و مقاومت و مبارزه در برابر آن بگوییم و روایت کنیم. پنلهای همایش موضوعات متعددی از جمله زنکشی، خشونت جنسی، سرکوب و زندان، مبارزه با اعدام، مبارزه برای حق سقط خودخواسته جنین، کوئیر فمینیسم، جنبشهای آزادیخواه خاورمیانه و مساله جنگ و.... را در بر میگیرد. پنلها محدود به این موضوعات نیستند و طیف گستردهای از مسائل فمینیستی و جنسیتی را در بر میگیرند. وابسته موضوع، فرمهای مختلفی ازجمله روایت، داستان، بحث انتقادی، پژوهش و ... نیز قابل ارائه است.
اگر تمایل به شرکت در این همایش را دارید، تا آخر بهمن ماه چکیدهای از موضوع ارائه خود را به ایمیل دیدبان آزار ارسال کنید. در مورد افرادی که ملاحظات امنیتی دارند، مانند سالهای به شیوههای مختلفی میتوان این ملاحظات را رعایت کرد.
Info@harasswatch.com
harasswatch96@gmail.com
@harasswatch
🚩 تداوم کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" در هفته چهلونهم با همبستگی ۲۸ زندان مختلف؛
《سکوت در برابر چنین فجایعی نوعی همراهی با آن است》
در روزهایی که صدای دادخواهی و اعتراض مردم و فعالان علیه اعدام از هر زمان دیگری بلندتر شده است، نه تنها اعدام و سرکوب کاهش نیافته، بلکه حکومت مستبد به شکل فزایندهای بر شدت آن افزوده است. بهگونهای که قوه قضائیه در روزهای اخیر بیحس کردن اعضای بدن (دست و پا) برای متهمان سرقت و محاربه را مجاز اعلام کرده است تا جنایات وحشیانه خود را عادیسازی کند و با این روشهای سرکوبگرانه، ترس و خفقان را در جامعه گسترش دهد. بسیاری از این متهمان سرقت، قربانی فساد ساختاری، تبعیض طبقاتی، دزدی و اختلاسهای نجومی حاکمان و وابستگان به حکومت هستند.
حکومت زنستیز حاکم بر ایران، در ادامه سرکوبهای خود، تعدادی از زندانیان زن در زندان قرچک را به اتهام روابط نامشروع به مجازات قرون وسطایی "سنگسار" محکوم کرده است که در خوشبینانهترین حالت، ممکن است حکم آنان به جای مرگ با سنگ، به اعدام تبدیل شود. ما بر این باوریم که سکوت در برابر چنین فجایعی، همراهی با آن به حساب میآید.
و باید علیه این توحش و بربریت ایستاد.
در حکومتی که روزانه شاهد اعدامهای گسترده در زندانهای مختلف هستیم، در ده روز اول دیماه دستکم ۴۱ تن و تنها در سه روز ۲۳ تن اعدام شدهاند. و تعداد زیادی از محکومان به اعدام در زندانهای مختلف جهت اجرای حکم به انفرادی منتقل شدهاند.
زندانی سیاسی، مجاهد کورکور، که بیش از دو سال است در زندان بهسر میبرد، برای بار دوم حکم اعدامش، که پیشتر توسط دیوان نقض شده بود، در شعبه همعرض دادگاه انقلاب اهواز تأیید شده است و جان او به شدت در خطر است.
اخیراً نیز حکومت مستبد ولیفقیه، وکلای آزاده و شریفی که تلاش میکنند پرونده زندانیان سیاسی و محکومان به اعدام را بر عهده بگیرند، تحت فشار قرار داده و آنان را تهدید به بازداشت میکند. این اقدام که در سالهای اخیر بارها شاهد آن بودهایم، منجر به زندانی شدن برخی وکلا فقط به دلیل دفاع از موکلانشان شده است. باید از این وکلای شریف و آزاده دفاع کرد.
در روزهای گذشته، شاهد حمایتهای گسترده از این کارزار از سوی فعالان داخل و خارج کشور بودهایم. ما صمیمانه از همه قدردانی میکنیم و بر این باوریم که مخالفت با اعدام باید به معنای مخالفت با هر نوع اعدام و حمایت از هر فرد محکوم به اعدام باشد.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام"، ضمن محکوم کردن اقدامات سرکوبگرانه و ضدانسانی حکومت که نقض فاحش حقوق بشر است، از تمامی فعالان این حوزه میخواهد برای مقابله با سرکوب و اعدام در ایران اقدام کنند.
همچنین، از مردم ایران و زندانیان میخواهیم برای توقف احکام اعدام در ایران، از این کارزار حمایت کرده و به آن بپیوندند. با همبستگی و اتحاد عمل، میتوان ریشه اعدام را خشک کرده و سرزمینی عاری از خشونت و اعدام ساخت. فراموش نمیکنیم که آمران و عاملان این اعدامها، کشتارها و سرکوبها بزرگترین جنایتکاران علیه بشریت هستند که باید پاسخگوی اعمال ننگین خود در برابر دادگاه مردمی باشند. بدون شک، زمینهساز بسیاری از این جنایتها، حاکمان ستمگری هستند که قدرت و حکومت را به نفع خود مصادره کردهاند و با هر شکلی از آزادی و برابری سر ستیز دارند.
اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" در روز سهشنبه، ۱۱ دی ۱۴۰۳، در هفته چهلونهم، در ۲۸ زندان زیر اعتصاب غذا خواهند کرد:
زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)،
زندان قزلحصار (واحد ۲ و ۴)،
زندان مرکزی کرج،
زندان تهران بزرگ،
زندان خورین ورامین،
زندان اراک،
زندان خرمآباد،
زندان اسدآباد اصفهان،
زندان دستگرد اصفهان،
زندان شیبان اهواز،
زندان نظام شیراز،
زندان بم،
زندان کهنوج،
زندان طبس،
زندان مشهد،
زندان قائمشهر،
زندان رشت (بند مردان و زنان)،
زندان رودسر،
زندان اردبیل،
زندان تبریز،
زندان ارومیه،
زندان سلماس،
زندان خوی،
زندان نقده،
زندان سقز،
زندان بانه،
زندان مریوان،
زندان کامیاران.
سهشنبه، ۱۱ دی ۱۴۰۳
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
@collective98
《سکوت در برابر چنین فجایعی نوعی همراهی با آن است》
در روزهایی که صدای دادخواهی و اعتراض مردم و فعالان علیه اعدام از هر زمان دیگری بلندتر شده است، نه تنها اعدام و سرکوب کاهش نیافته، بلکه حکومت مستبد به شکل فزایندهای بر شدت آن افزوده است. بهگونهای که قوه قضائیه در روزهای اخیر بیحس کردن اعضای بدن (دست و پا) برای متهمان سرقت و محاربه را مجاز اعلام کرده است تا جنایات وحشیانه خود را عادیسازی کند و با این روشهای سرکوبگرانه، ترس و خفقان را در جامعه گسترش دهد. بسیاری از این متهمان سرقت، قربانی فساد ساختاری، تبعیض طبقاتی، دزدی و اختلاسهای نجومی حاکمان و وابستگان به حکومت هستند.
حکومت زنستیز حاکم بر ایران، در ادامه سرکوبهای خود، تعدادی از زندانیان زن در زندان قرچک را به اتهام روابط نامشروع به مجازات قرون وسطایی "سنگسار" محکوم کرده است که در خوشبینانهترین حالت، ممکن است حکم آنان به جای مرگ با سنگ، به اعدام تبدیل شود. ما بر این باوریم که سکوت در برابر چنین فجایعی، همراهی با آن به حساب میآید.
و باید علیه این توحش و بربریت ایستاد.
در حکومتی که روزانه شاهد اعدامهای گسترده در زندانهای مختلف هستیم، در ده روز اول دیماه دستکم ۴۱ تن و تنها در سه روز ۲۳ تن اعدام شدهاند. و تعداد زیادی از محکومان به اعدام در زندانهای مختلف جهت اجرای حکم به انفرادی منتقل شدهاند.
زندانی سیاسی، مجاهد کورکور، که بیش از دو سال است در زندان بهسر میبرد، برای بار دوم حکم اعدامش، که پیشتر توسط دیوان نقض شده بود، در شعبه همعرض دادگاه انقلاب اهواز تأیید شده است و جان او به شدت در خطر است.
اخیراً نیز حکومت مستبد ولیفقیه، وکلای آزاده و شریفی که تلاش میکنند پرونده زندانیان سیاسی و محکومان به اعدام را بر عهده بگیرند، تحت فشار قرار داده و آنان را تهدید به بازداشت میکند. این اقدام که در سالهای اخیر بارها شاهد آن بودهایم، منجر به زندانی شدن برخی وکلا فقط به دلیل دفاع از موکلانشان شده است. باید از این وکلای شریف و آزاده دفاع کرد.
در روزهای گذشته، شاهد حمایتهای گسترده از این کارزار از سوی فعالان داخل و خارج کشور بودهایم. ما صمیمانه از همه قدردانی میکنیم و بر این باوریم که مخالفت با اعدام باید به معنای مخالفت با هر نوع اعدام و حمایت از هر فرد محکوم به اعدام باشد.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام"، ضمن محکوم کردن اقدامات سرکوبگرانه و ضدانسانی حکومت که نقض فاحش حقوق بشر است، از تمامی فعالان این حوزه میخواهد برای مقابله با سرکوب و اعدام در ایران اقدام کنند.
همچنین، از مردم ایران و زندانیان میخواهیم برای توقف احکام اعدام در ایران، از این کارزار حمایت کرده و به آن بپیوندند. با همبستگی و اتحاد عمل، میتوان ریشه اعدام را خشک کرده و سرزمینی عاری از خشونت و اعدام ساخت. فراموش نمیکنیم که آمران و عاملان این اعدامها، کشتارها و سرکوبها بزرگترین جنایتکاران علیه بشریت هستند که باید پاسخگوی اعمال ننگین خود در برابر دادگاه مردمی باشند. بدون شک، زمینهساز بسیاری از این جنایتها، حاکمان ستمگری هستند که قدرت و حکومت را به نفع خود مصادره کردهاند و با هر شکلی از آزادی و برابری سر ستیز دارند.
اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" در روز سهشنبه، ۱۱ دی ۱۴۰۳، در هفته چهلونهم، در ۲۸ زندان زیر اعتصاب غذا خواهند کرد:
زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)،
زندان قزلحصار (واحد ۲ و ۴)،
زندان مرکزی کرج،
زندان تهران بزرگ،
زندان خورین ورامین،
زندان اراک،
زندان خرمآباد،
زندان اسدآباد اصفهان،
زندان دستگرد اصفهان،
زندان شیبان اهواز،
زندان نظام شیراز،
زندان بم،
زندان کهنوج،
زندان طبس،
زندان مشهد،
زندان قائمشهر،
زندان رشت (بند مردان و زنان)،
زندان رودسر،
زندان اردبیل،
زندان تبریز،
زندان ارومیه،
زندان سلماس،
زندان خوی،
زندان نقده،
زندان سقز،
زندان بانه،
زندان مریوان،
زندان کامیاران.
سهشنبه، ۱۱ دی ۱۴۰۳
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
@collective98
🚩 چه کسی فکرش را میکرد که در سال ۲۰۲۵ زن جوانی روی سفارت جمهوری اسلامی در دمشق بنویسد: "ژن ژیان آزادی!"
این یعنی اسد رفت، جمهوری اسلامی هم نخواهد ماند و مردم اند که کار را تمام خواهند کرد، نه نیروهای خارجی!
بهار قندهاری در پیامی در شبکه های اجتماعی نوشت:
رژیم جمهوری اسلامی در یک دهه، نه تنها در کشتار و شکنجه مردم سوریه شریک بود، بلکه در آوارگی میلیونها نفر نقش داشت. ایران همچنین با سوءاستفاده از مهاجرین افغان، آنان را به جبههها فرستاد و با وعدههای دروغین جان هزاران نفرشان را گرفت. حافظه جمعی این فجایع را بیپاسخ نمیگذارد.
آزادی سوریه نه تنها برای مردم آن سرزمین، بلکه نوید آزادی زودهنگام جغرافیای سیاسی ایران و مردمانش است، از کردستان تا بلوچستان و تهران، مردمانی که علیه انواع ستم همزمان میجنگند، علیه دیکتاتوری، نظامیگری، ناسیونالیسم، مردسالاری!
این یعنی اسد رفت، جمهوری اسلامی هم نخواهد ماند و مردم اند که کار را تمام خواهند کرد، نه نیروهای خارجی!
بهار قندهاری در پیامی در شبکه های اجتماعی نوشت:
«من برای رژیم جنایتکار ایران در سفارتش در دمشق پیامی گذاشتم... حکومت ایران به مدت ۱۴ سال با مقابله با انقلاب آزادیخواهانه سوریه از دیکتاتوری بشار اسد حمایت کرد، اما امروز هم بشار اسد و هم خامنهای از سوریه رانده شدهاند و به زودی ایران نیز آزاد خواهد شد.»
رژیم جمهوری اسلامی در یک دهه، نه تنها در کشتار و شکنجه مردم سوریه شریک بود، بلکه در آوارگی میلیونها نفر نقش داشت. ایران همچنین با سوءاستفاده از مهاجرین افغان، آنان را به جبههها فرستاد و با وعدههای دروغین جان هزاران نفرشان را گرفت. حافظه جمعی این فجایع را بیپاسخ نمیگذارد.
آزادی سوریه نه تنها برای مردم آن سرزمین، بلکه نوید آزادی زودهنگام جغرافیای سیاسی ایران و مردمانش است، از کردستان تا بلوچستان و تهران، مردمانی که علیه انواع ستم همزمان میجنگند، علیه دیکتاتوری، نظامیگری، ناسیونالیسم، مردسالاری!
رژیم جهانی جنگ، تفکر اردوگاهی و انترناسیونالیسم نوین؛ در گفتوگو با ساندرو مزادرا
#ساندرو_مزدرا در این گفتوگو از رژیم جهانی جنگ، نظام چندقطبی و انترناسیونالیسم سخن میگوید — مفاهیمی که او و بِرِت نیلسُن در مقالات متعدد و همینطور کتاب اخیرشان «مابقی و غرب: سرمایه و قدرت در جهان چندقطبی» (ورسو، ۲۰۲۴) پرورش دادهاند.
مزدرا رژیم جهانی جنگ را به عنوان نظامیشدن فزاینده حیات اجتماعی در سرمایهداری معاصر میفهمد، وضعیتی که در آن حتی جوامعی که دور از نزاع نظامی به سر میبرند از طریق منطق جنگی اداره میشوند. از نظر او، حمله امپریالیستی روسیه به اوکراین و نسلکشی در #غزه متعلق به یک کل واحد اند و اجزای مرتبط یک سیستم جهانی سرمایهداری جنگی هستند.
در پیوند با رژیم جنگ جهانی، مزادرا همچنین از ساختار «چندقطبی» سرمایهداری معاصر سخن میگوید، به عنوان ساختار ژئوپولتیک-اقتصادیِ کنونی جهان مبتنی بر بلوکهای قدرتی که از سرمایه، دولت و بازیگران غیردولتی تشکیل شده و برای کنترل چرخههای جهانی انباشت در رقابت با یکدیگر اند. مزدرا مفهوم هنجاری چندقطبی بودن را زیر سؤال برده و آن را خاستگاه اجتماعی تفکر اردوگاهی درنظر میگیرد، موضعی که در تقابل با امپریالیسم غربی از رژیمهای استبدادی نظیر جمهوری اسلامی ایران حمایت میکند. برای مزدرا، تنها انترناسیونالیسمی که ریشه در سیاست #رهاییبخش دارد قابلیت در هم گسستن ماشین جنگی کنونی را دارد.
این مصاحبه توسط گروه پژوهشهای ماتریالیستی — که بر جغرافیای ایران، افغانستان و منطقه منا (خاورمیانه و شمال افریقا) متمرکز است—در پاریس، ژوئن ۲۰۲۴ انجام شد . تشکر ویژه از رضا صاحبداد، فیلمساز هزاره-ایرانی، برای امکانپذیر ساختن این مصاحبه. زیرنویس فارسی به زودی منتشر میشود.
لینک یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=p7G8wpizUlI
In this comradely conversation, #Sandro_Mezzadra discusses the global war regime, multipolarity, and internationalism—a conceptual constellation he and Brett Neilson explore in depth in their recently published book, The Rest and the West: Capital and Power in a Multipolar World (Verso, 2024).
Mezzadra understands the global war regime as the escalating militarization of social life, where even societies not directly engaged in military conflicts are governed through the logic and mechanisms of war. From the perspective of the current conjuncture of war, Russia’s imperialist invasion of Ukraine and the genocidal war on #Gaza, now extending into #Lebanon, are interconnected elements of the same capitalist world system.
At the heart of the global war regime lies the multipolarity of contemporary capitalism, critically understood as the configuration of power blocs—comprising capital, state, and non-state actors—competing for control over global circuits of accumulation. Mezzadra deconstructs the normative conception of multipolarity, linking it to the social genesis of “campism”, where support for authoritarian regimes (such as the Islamic Republic of Iran) emerges as a reaction against Western imperialism. For Mezzadra, only an #internationalism rooted in the politics of #liberation holds the potential to dismantle the current war machine.
This interview was conducted by the Materialist Research Group—a critical research collective focused on Iran, Afghanistan, and the MENA region—in Paris, June 2024.
Special thanks to Reza Sahibdad, the Hazara-Iranian filmmaker, for making this possible.
https://www.youtube.com/watch?v=p7G8wpizUlI
@MaterialistResearch
#ساندرو_مزدرا در این گفتوگو از رژیم جهانی جنگ، نظام چندقطبی و انترناسیونالیسم سخن میگوید — مفاهیمی که او و بِرِت نیلسُن در مقالات متعدد و همینطور کتاب اخیرشان «مابقی و غرب: سرمایه و قدرت در جهان چندقطبی» (ورسو، ۲۰۲۴) پرورش دادهاند.
مزدرا رژیم جهانی جنگ را به عنوان نظامیشدن فزاینده حیات اجتماعی در سرمایهداری معاصر میفهمد، وضعیتی که در آن حتی جوامعی که دور از نزاع نظامی به سر میبرند از طریق منطق جنگی اداره میشوند. از نظر او، حمله امپریالیستی روسیه به اوکراین و نسلکشی در #غزه متعلق به یک کل واحد اند و اجزای مرتبط یک سیستم جهانی سرمایهداری جنگی هستند.
در پیوند با رژیم جنگ جهانی، مزادرا همچنین از ساختار «چندقطبی» سرمایهداری معاصر سخن میگوید، به عنوان ساختار ژئوپولتیک-اقتصادیِ کنونی جهان مبتنی بر بلوکهای قدرتی که از سرمایه، دولت و بازیگران غیردولتی تشکیل شده و برای کنترل چرخههای جهانی انباشت در رقابت با یکدیگر اند. مزدرا مفهوم هنجاری چندقطبی بودن را زیر سؤال برده و آن را خاستگاه اجتماعی تفکر اردوگاهی درنظر میگیرد، موضعی که در تقابل با امپریالیسم غربی از رژیمهای استبدادی نظیر جمهوری اسلامی ایران حمایت میکند. برای مزدرا، تنها انترناسیونالیسمی که ریشه در سیاست #رهاییبخش دارد قابلیت در هم گسستن ماشین جنگی کنونی را دارد.
این مصاحبه توسط گروه پژوهشهای ماتریالیستی — که بر جغرافیای ایران، افغانستان و منطقه منا (خاورمیانه و شمال افریقا) متمرکز است—در پاریس، ژوئن ۲۰۲۴ انجام شد . تشکر ویژه از رضا صاحبداد، فیلمساز هزاره-ایرانی، برای امکانپذیر ساختن این مصاحبه. زیرنویس فارسی به زودی منتشر میشود.
لینک یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=p7G8wpizUlI
In this comradely conversation, #Sandro_Mezzadra discusses the global war regime, multipolarity, and internationalism—a conceptual constellation he and Brett Neilson explore in depth in their recently published book, The Rest and the West: Capital and Power in a Multipolar World (Verso, 2024).
Mezzadra understands the global war regime as the escalating militarization of social life, where even societies not directly engaged in military conflicts are governed through the logic and mechanisms of war. From the perspective of the current conjuncture of war, Russia’s imperialist invasion of Ukraine and the genocidal war on #Gaza, now extending into #Lebanon, are interconnected elements of the same capitalist world system.
At the heart of the global war regime lies the multipolarity of contemporary capitalism, critically understood as the configuration of power blocs—comprising capital, state, and non-state actors—competing for control over global circuits of accumulation. Mezzadra deconstructs the normative conception of multipolarity, linking it to the social genesis of “campism”, where support for authoritarian regimes (such as the Islamic Republic of Iran) emerges as a reaction against Western imperialism. For Mezzadra, only an #internationalism rooted in the politics of #liberation holds the potential to dismantle the current war machine.
This interview was conducted by the Materialist Research Group—a critical research collective focused on Iran, Afghanistan, and the MENA region—in Paris, June 2024.
Special thanks to Reza Sahibdad, the Hazara-Iranian filmmaker, for making this possible.
https://www.youtube.com/watch?v=p7G8wpizUlI
@MaterialistResearch
YouTube
The Global War Regime, Campism and New Internationalism - In Conversation with Sandro Mezzadra
In this comradely conversation, #Sandro_Mezzadra discusses the global war regime, multipolarity, and internationalism—a conceptual constellation he and Brett Neilson explore in depth in their recently published book, The Rest and the West: Capital and Power…
Forwarded from Radio Zamaneh
در زندان: از گلرخ ایرایی و مبارزهی خاموشنشدنیاش علیه اعدام چه میدانیم؟
گلرخ ایرایی را میتوانیم مبارزی سرسخت علیه حکم اعدام بنامیم. از او بخوانیم که بار اول برای داستانی «منتشرنشده» دربارهی سنگسار به پنج سال حبس محکوم شد و بازداشتهای مکرر به بهانههای واهی، مبارزهاش را خاموش نکرد.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/844804/&rhash=0ceb6994783a68
https://www.radiozamaneh.com/844804/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
گلرخ ایرایی را میتوانیم مبارزی سرسخت علیه حکم اعدام بنامیم. از او بخوانیم که بار اول برای داستانی «منتشرنشده» دربارهی سنگسار به پنج سال حبس محکوم شد و بازداشتهای مکرر به بهانههای واهی، مبارزهاش را خاموش نکرد.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/844804/&rhash=0ceb6994783a68
https://www.radiozamaneh.com/844804/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
t.me
در زندان: از گلرخ ایرایی و مبارزهی خاموشنشدنیاش علیه اعدام چه میدانیم؟
گلرخ ایرایی را میتوانیم مبارزی سرسخت علیه حکم اعدام بنامیم. از او بخوانیم که بار اول برای داستانی «منتشرنشده» دربارهی سنگسار به پنج سال حبس محکوم شد و بازداشتهای مکرر به بهانههای واهی، مبارزهاش را خاموش نکرد.
#گلرخ_ایرایی متولد ۱۳۵۹ است و نخستین بار ۱۵ شهریورماه ۱۳۹۳ از سوی قرارگاه ثارالله اطلاعات سپاه بازداشت و با اتهام «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام» به شش سال حبس محکوم شد. ظاهرا مصداق اتهامی او برای «توهین به مقدسات»، داستانی منتشرنشده دربارهی سنگسار بود که نیروهای امنیتی در تفتیش منزلش پیدا کرده بودند، داستانی خیالی که در آن زنی جوان در واکنشی احساسی به فیلم سنگسار ثریا، چنان از کوره در میرود که نسخهای از قرآن را آتش میزند.
ابوالقاسم صلواتی در غیاب گلرخ ایرایی و بدون شنیدن دفاعیات او برایش حکم شش سال حبس صادر کرد و دادگاه تجدیدنظر هم این حکم را عیناً تائید کرد. آرش صادقی، همسر او همان زمان در نامهای نوشت که قاضی در اواخر دادگاه گفته است «که اگر دستم باز بود قطعاً به تو بابت نگارش این داستان حکم اعدام میدادم.»
صدور چنین حکمی برای داستانی منتشرنشده، از بیعدالتی، قانونشکنی و میل افسارگسیخته به سرکوب در نهاد قضایی کشور پرده بر میداشت. با این همه، حکم گلرخ ایرایی سوم آبانماه ۱۳۹۵ و با بازداشت او در منزلش، بدون اینکه احضاریه کتبی دریافت کرده باشد به اجرا در آمد. او طی گذران دوران حبس خود در زندان اوین با پروندهسازی تازهای به «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رهبری» متهم شد و مجددا به سه سال و هفت ماه حبس تعزیری و دو سال محرومیت از عضویت در گروهها و احزاب محکوم شد که با اعمال ماده ۱۳۴ (تجمیع احکام) دو سال و یک ماه حبس و محرومیت قابل اجرا بود.
از همین رو، آزادیاش در فروردینماه ۱۳۹۸ کمدوام بود و او مجددا در آبانماه ۱۳۹۸ بازداشت و به زندان قرچک ورامین فرستاده شد، سپس به زندان آمل تبعید شد و نهایتا اردیبهشتماه ۱۴۰۱ با پایان دوران محکومیتش آزاد شد. تا تنها چند ماه بعد، در فروردینماه ۱۴۰۱ و یک هفته پس از شروع اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» بازداشت شود.
بازداشتهای مکرر به بهانههای واهی، جابهجاییهای بیدلیل میان زندانها و حبسهای طولانی مبارزهی گلرخ ایرایی را خاموش نکردهاند. او از درون زندانها نسبت به شرایط کشور، تحولات منطقه و به خصوص صدور و اجرای احکام اعدام واکنش نشان داده و جامعه را به مبارزه علیه این حکم فراخوانده است. از این مبارز خاموشیناپذیر، بیشتر بخوانیم.
@collective98
ابوالقاسم صلواتی در غیاب گلرخ ایرایی و بدون شنیدن دفاعیات او برایش حکم شش سال حبس صادر کرد و دادگاه تجدیدنظر هم این حکم را عیناً تائید کرد. آرش صادقی، همسر او همان زمان در نامهای نوشت که قاضی در اواخر دادگاه گفته است «که اگر دستم باز بود قطعاً به تو بابت نگارش این داستان حکم اعدام میدادم.»
صدور چنین حکمی برای داستانی منتشرنشده، از بیعدالتی، قانونشکنی و میل افسارگسیخته به سرکوب در نهاد قضایی کشور پرده بر میداشت. با این همه، حکم گلرخ ایرایی سوم آبانماه ۱۳۹۵ و با بازداشت او در منزلش، بدون اینکه احضاریه کتبی دریافت کرده باشد به اجرا در آمد. او طی گذران دوران حبس خود در زندان اوین با پروندهسازی تازهای به «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رهبری» متهم شد و مجددا به سه سال و هفت ماه حبس تعزیری و دو سال محرومیت از عضویت در گروهها و احزاب محکوم شد که با اعمال ماده ۱۳۴ (تجمیع احکام) دو سال و یک ماه حبس و محرومیت قابل اجرا بود.
از همین رو، آزادیاش در فروردینماه ۱۳۹۸ کمدوام بود و او مجددا در آبانماه ۱۳۹۸ بازداشت و به زندان قرچک ورامین فرستاده شد، سپس به زندان آمل تبعید شد و نهایتا اردیبهشتماه ۱۴۰۱ با پایان دوران محکومیتش آزاد شد. تا تنها چند ماه بعد، در فروردینماه ۱۴۰۱ و یک هفته پس از شروع اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» بازداشت شود.
بازداشتهای مکرر به بهانههای واهی، جابهجاییهای بیدلیل میان زندانها و حبسهای طولانی مبارزهی گلرخ ایرایی را خاموش نکردهاند. او از درون زندانها نسبت به شرایط کشور، تحولات منطقه و به خصوص صدور و اجرای احکام اعدام واکنش نشان داده و جامعه را به مبارزه علیه این حکم فراخوانده است. از این مبارز خاموشیناپذیر، بیشتر بخوانیم.
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زیر خط فقر، دست پینه بسته کارگری را دیده اید؟
فقر سخن می گوید!
بازنشستگان شوش در یکشنبه های اعتراضی
عیسی مظفری از بیعدالتی حاکم بر توده زحمتکش و تحت ستم سخن میگوید .
یکشنبه /۱۶ دی/۱۴۰۳
#نان_کار_آزادی
#شادی_رفاه_آبادی
#نابود_باد_استثمار_و_کار_مزدی
#رهایی
@collective98
فقر سخن می گوید!
بازنشستگان شوش در یکشنبه های اعتراضی
عیسی مظفری از بیعدالتی حاکم بر توده زحمتکش و تحت ستم سخن میگوید .
یکشنبه /۱۶ دی/۱۴۰۳
#نان_کار_آزادی
#شادی_رفاه_آبادی
#نابود_باد_استثمار_و_کار_مزدی
#رهایی
@collective98
Forwarded from شورای بازنشستگان ایران
#سنندج
فریاد علیه خشونت و جنایت علیه زنان:
قتل و خشونت علیه زنان یک برآمد ساختاریست. آنرا به یک فرد و یا اختلافات خانوادگی تقلیل ندهیم.
برگزاری تجمع اعتراضی در محکومیت قتل غزاله حدودی
جمعی از فعالان حقوق زنان و کنشگران مدنی در سنندج با برگزاری تجمعی اعتراضی، قتل وحشیانه غزاله حدودی را به شدت محکوم کردند.
این جنایت، که به علت رد درخواست ازدواج توسط یک مرد صورت گرفته، بار دیگر زنگ خطر خشونت علیه زنان را به صدا درآورده که نشات گرفته از خشونت و تبعیض ساختاری حکومت علیه زنان است.
معترضان با شعارهایی علیه خشونت و قتل زنان، خواستار اقداماتی فوری برای جلوگیری از تکرار این فجایع شدند.
تجمعکنندگان بر ضرورت آگاهسازی جامعه و ایجاد سازوکارهای مؤثر برای پیشگیری از خشونت علیه زنان تأکید کردند. این حرکت نشاندهنده اراده جمعی برای تغییر و بهبود وضعیت زنان در جامعه است و بر لزوم پیگیری مداوم این مسائل در سطوح مختلف اجتماعی تأکید میکند.
#زن_کشی_ساختاریست
#زن_زندگی_آزادی
@Shbazneshasteganir
فریاد علیه خشونت و جنایت علیه زنان:
قتل و خشونت علیه زنان یک برآمد ساختاریست. آنرا به یک فرد و یا اختلافات خانوادگی تقلیل ندهیم.
برگزاری تجمع اعتراضی در محکومیت قتل غزاله حدودی
جمعی از فعالان حقوق زنان و کنشگران مدنی در سنندج با برگزاری تجمعی اعتراضی، قتل وحشیانه غزاله حدودی را به شدت محکوم کردند.
این جنایت، که به علت رد درخواست ازدواج توسط یک مرد صورت گرفته، بار دیگر زنگ خطر خشونت علیه زنان را به صدا درآورده که نشات گرفته از خشونت و تبعیض ساختاری حکومت علیه زنان است.
معترضان با شعارهایی علیه خشونت و قتل زنان، خواستار اقداماتی فوری برای جلوگیری از تکرار این فجایع شدند.
تجمعکنندگان بر ضرورت آگاهسازی جامعه و ایجاد سازوکارهای مؤثر برای پیشگیری از خشونت علیه زنان تأکید کردند. این حرکت نشاندهنده اراده جمعی برای تغییر و بهبود وضعیت زنان در جامعه است و بر لزوم پیگیری مداوم این مسائل در سطوح مختلف اجتماعی تأکید میکند.
#زن_کشی_ساختاریست
#زن_زندگی_آزادی
@Shbazneshasteganir