کلکتیو ۹۸
2.55K subscribers
3.09K photos
2.19K videos
117 files
744 links
کلکتیو چپ، مستقل، فمینیست و انترناسیونالیست

ایمیل:
collective98@riseup.net

اینستاگرام:
www.instagram.com/collectif98

دربارۀ ما:
https://t.me/Collective98/27
Download Telegram
🚩 سنگ روی سنگ بند نیست

تحولات منطقه سریع و سرگیجه آور است. بشار اسد و رژیم بعث سوریه هم در این گرداب غرق شدند. مردم ستمدیده‌ای که تجربه چند دهه حاکمیت ستمگر ناسیونال فاشیستی خاندان اسد را بر دوش داشتند و قیام مردمی آن‌ها در بهار عربی با گلوله و زندان و شکنجه و سلاح شیمیایی پاسخ گرفته بود به خیابان‌ها ریخته‌اند و از رفتن دیکتاتور خونریز شادند؛ و شادمانی‌شان برحق است.

در مرکز صحنه سیاسی سوریه، ائتلافی از نیروهای مسلح اسلام‌گرای سوریه به رهبری تحریر الشام هلهله‌کشان سهم خود از قدرت را طلب می‌کنند. نیروهای دمکراتیک سوریه که حول محور روژاوا شکل گرفته با نگرانی به صف‌آرایی‌ها می‌نگرند و خود را برای مقابله با طرح‌های کشتار و توسعه‌طلبی قدرت‌های منطقه و مشخصا دولت فاشیست ترکیه و مزدوران اسلام‌گرای آن نظیر «ارتش ملی سوریه» آماده می‌کنند. امپریالیست‌های غربی که دل‌خوشی از رژیم اسد به مثابه متحد رقیب امپریالیست روس خود نداشتند در مجموع نسبت به وقایع سوریه ابراز خشنودی می‌کنند.

روسیه که در آخرین روزهای رژیم اسد نتوانست یا نخواست تمام قد به حمایت از او در برابر پیشروی‌ هیئت تحریر الشام و دیگران برخیزد و حداقل برایش وقت بخرد به فکر آینده حضور نظامی خود در سوریه و پایگاه استراتژیک‌ا‌ش در کرانه دریای مدیترانه ‌است. دولت نسل‌کش اسرائیل با عجله می‌خواهد رویای گسترش سرزمین‌های اشغالی به آن سوی بلندی‌های جولان را عملی کند و در اولین گام روی صد مرکز نظامی و اطلاعاتی در خاک سوریه بمب می‌ریزد.

در این میان، وضعیت جمهوری اسلامی از همه بحرانی‌تر و نامطمئن‌تر است. نه فقط یکی دیگر از ستون‌های «محور مقاومت» و «عمق استراتژیک» ایران در فاصله‌ای کوتاه فرو ریخته بلکه امواج تزلزل به راهروهای قدرت در تهران سرازیر شده است.

اسب‌های ارابه حاکمیت در سربالایی گردن هم را گاز می‌گیرند. تحولات سوریه و تشدید شکاف‌ها در راس جمهوری اسلامی بدون شک بر رابطه میان رژیم و پایگاه اجتماعی و مهره‌های نظامی ـ امنیتی‌اش تاثیر می‌گذارد و ترس و تردید نسبت به آینده نزدیک را به جان‌شان می‌اندازد. در این شرایط چنگ انداختن هر چه بیشتر به سرکوب و ارعاب مردم در داخل، به عنوان «راه حلی» در برابر رژیم جلوه می‌کند تا شاید از این راه بتواند نقاط ضعفش را بپوشاند و جامعه را تحت کنترل نگه دارد. در عین حال همین شرایط، امکان بروز واکنش‌ شدید از جانب مردم نسبت به سرکوبگری‌ها را بالا می‌برد. سقوط هر ستمگر امکان تکرار این ماجرا را به ذهن ستمدیدگان سایر کشورها راه می‌دهد. به ویژه وقتی که با سقوط حکومتی روبرو شوند که متحد و شریک دیرینه ستمگران خودی بوده است.

فهم وضعیت پیش ‌رو و آینده سوریه با توجه به اینکه همزمان محصول تضاد و تناقض چندین بازیگر منطقه‌ای و جهانی‌ست مبهم، مه‌آلود و ناروشن است. در چنین اوضاعی که نظریات توطئه فراگیر است باید از صدور احکام قطعی در مورد سیر تحولات و ائتلافات و افتراقات احتمالی پرهیز کرد. اما بدون شک مهم‌ترین خطر در حال حاضر، دل بستن مردم و نیروهای انقلابی به کنش و واکنش قدرت‌های بزرگ و کوچک مرتجع و امپریالیست و واگذار کردن چگونگی پیشرفت تحولات به اقدامات آنهاست. چرا که این قدرت‌ها تنها و تنها به دنبال تامین منافع استراتژیک و تاکتیکی خود در رقابت‌های جهانی و منطقه‌ای هستند. سود جستن از نقاط ضعف و شکاف‌های واقعی و فزاینده در میان بالایی‌ها، سود جستنی که در خدمت پیشروی انقلاب باشد، فقط با سازماندهی جنبش‌های اعتراضی و حق‌طلبانه و سیاسی از پایین و حفظ نیرو و کسب گام به گام آمادگی سیاسی و تشکیلاتی و لجستیکی از جانب کسانی که در صف مقدم این اعتراضات می‌ایستند امکان‌پذیر است. این فشرده درس‌هایی است که از شکست‌های تعیین‌کننده انقلاب‌ها از ٥٧ گرفته تا بهار عربی آموخته‌ایم.

@collective98
🚩 «همزمان با روز جهانی حقوق بشر  کارزار"سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در چهل و ششمین هفته ادامه دارد»

۱۰دسامبر۱۹۴۸ بعد از سالها نقض حقوق بشر در جهان به دست حکومت‌های خودکامه و دیکتاتور، سازمان ملل این روز را روز جهانی حقوق بشر نام‌ گذاری کرد و چارچوبی در جهت جلوگیری از نقض حقوق بشر طرح و به ثبت رساند؛ تا شاید بتوان جلوی نقض حقوق انسانها را گرفت.

اکنون بعد از ۷۶ سال از این واقعه همچنان شاهد نقض حقوق بشر در جهان بویژه در ایران به طور آشکار هستیم، علاوه بر تمام سرکوب‌های اعتراضات شهروندان و کشتار مردم به جان آمده و دهها و صدهها انسان که دچار ناپدیدسازی قهری شدند، بیش از ۱۰۰هزار تن در دوران چهل و پنج ساله‌ی این حکومت فقط اعدام شده‌اند؛ که تنها در یک مورد در ۲۰ روز گذشته تا کنون ۷۵ تن اعدام شده‌اند و در کمتر از ۹ ماه سال۱۴۰۳، ۷۷۰ تن حلق‌آویز گردیده‌اند؛ و به جرأت می‌توان گفت حکومت ولایت فقیه رکوردار نقض فاحش حقوق بشر در جهان است.


همزمانی روز جهانی حقوق بشر با آنچه که امروز در فضای رسانه‌ای از زندانهای مخوف سوریه از جمله زندان "صیدنایا" در حومه دمشق جهانیان را در بهت فرو برده، شاید تقارنی تصادفی باشد ولی برای همه وجدانهای بیدار و نهادهای حقوق بشری  هشداری است برای پیگیری‌های جدی‌تر و پاسخگو کردن عاملان این گونه جنایات که بر روی زمین با حلق‌آویز کردن و در زیر‌زمین با دفن و زنده‌بگور کردن و یا در میان "دستگاههای پرس" و دهها شیوه شکنجه و اعدام دیگر، کشتار و جنایات خود را به بهانه‌ "اعدام‌های قانونی" ادامه داده و به هیچ وجه هم پاسخگوی اَعمال خود نیستند .

کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" که اکنون وارد چهل و ششمین هفته خود شده ضمن تبریک به مردم آزاده سوریه و زندانیان مقاومی که بعد سالها شکنجه اکنون آزاد شدند و با امید به رهایی زندانیان و مردم ایران از احکام اعدام در روز جهانی حقوق بشر این وقایع (آنچه در سوریه دیده شده) را نقطه عطفی در توجه بیشتر کنشگران حقوق بشر و آزادیخواهان و انسان دوستان در مخالفت با احکام اعدام می‌داند، تا این مبارزه و مخالفت به حرکتی سراسری، جمعی‌تر و متحدتر تبدیل گشته و حاکمان را از این سلاح جنایتکارانه، خلع سلاح کنند.

سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۳ در چهل و ششمین هفته کارزار ، زندانیان در ۲۵ زندان زیر در اعتصاب غذا می‌باشند:
زندان اوین (بند زنان ،بند ۴و ۸)، زندان قزلحصار(واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج ، زندان تهران بزرگ، زندان اراک ، زندان خرم آباد ، زندان اسد آباد اصفهان ، زندان دستگرد اصفهان ، زندان شیبان اهواز ، زندان نظام شیراز ، زندان بم ، زندان کهنوج ، زندان مشهد ، زندان قائمشهر ، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان اردبیل ، زندان تبریز ، زندان ارومیه ، زندان سلماس ، زندان خوی ، زندان نقده ، زندان سقز ، زندان بانه ، زندان مریوان و زندان کامیاران.

سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۳
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

@collective98
🚩 برخوردهای سرکوبگرانه سجاد لروند، ریاست گارد حفاظت زندان قزلحصار با زندانیان به ویژه افغانستانی‌ها

بنابر اطلاع ، سه‌شنبه ۲۰ آذرماه ۱۴۰۳، گارد حفاظت زندان قزلحصار به سرکردگی سجاد لروند به زندانیان در سالن یک بند ۱۹ یورش برده و لوزام زندانیان که بیشتر تبعه افغانستان بودند را تخریب کردند.

هفته گذشته یک زندانی تبعه افغانستان، که به دلیل قتل غیرعمد زندانی است به دفتر رئیس بند جهت گرفتن وکالت‌نامه مراجعه می‌کند و توسط سجاد لروند مورد ضرب و جرح قرار می‌گیرد. این اقدام بدون هیچ سابقه و موضوعی انجام شده و صرفا یک موضوع فردی سجاد لروند با زندانی بوده است.

زندانی تبعه افغانستان به نام علی حسینی توسط وی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و دنده‌های وی به شدت آسیب می‌بیند که وی را به بهداری زندان قزلحصار منتقل می‌کنند.

در پی اعتراض سایر زندانیان، سجاد لروند که ریاست گارد حفاظت زندان قزلحصار است با نیروهای تحت امر خود ابتدا به سالن ۱۹ و سپس سایر سالن ها یورش برده و وسایل شخصی زندانیان را تخریب کرده و زندانیان را مورد ضرب و جرح قرار می‌دهند.

وکیل بند به نام حسینی‌تبار به دلیل عصبانیت از این اقدامات دچار شوک شده و به بهداری زندان قزلحصار منتقل شده است. وی در رابطه با اقدامات سجاد لروند گفته بود وی تعادل روانی ندارد و رفتارش غیرقابل کنترل است.

سجاد لروند پیش از انتقال به زندان قزلحصار در زندان رجایی شهر بوده و در آنجا نیز به اذیت و آزار زندانیان پرداخته بود.

سجاد لروند یکی از اعضای گارد زندان قزلحصار است که در جریان یورش به بند زندانیان سیاسی واحد چهار قزلحصار در بهمن ۱۴۰۲ نقش موثر داشت.

@collective98
🚩 بشنوید از مازن حماده؛ صدای آزادی که در زندان مخوف صیدنایا در سوریه خاموش شد

مازن حماده، روزنامه‌نگار و فعال سوری، داستانی غم‌انگیز از مقاومت، افشاگری، و نهایتاً قربانی شدن را به همراه دارد که یادآور سرنوشت هزاران زندانی سیاسی در خاورمیانه است. او در جریان اعتراضات ۲۰۱۰ سوریه علیه رژیم بشار اسد دستگیر و به مدت دو سال در زندان‌های این رژیم، از جمله صیدنایا، تحت شکنجه‌های بی‌رحمانه قرار گرفت. مازن پس از رهایی از این جهنم، به هلند پناه برد و در مصاحبه‌ای تلویزیونی پرده از جنایات رژیم و تجاوزات و شکنجه‌های جنسی برداشت که به خودش تحمیل شده بود.

افشاگری‌های مازن صدای مظلومان بسیاری شد، اما همین صداقت و شجاعت باعث شد رژیم اسد او را هدف قرار دهد. در سال ۲۰۲۰، با وعده‌ای دروغین مبنی بر امنیت و بازگشت به خانواده‌اش، او را به دمشق فریب دادند. او پس از ورود به فرودگاه دمشق ربوده شد و در نهایت، جسد بی‌جانش در زندان صیدنایا، این قصاب‌خانه‌ی مخوف، یافت شد.

این سرنوشت غم‌انگیز اما پرسشی تلخ را مطرح می‌کند: چرا نهادهای حقوق بشری و دولت‌های بین‌المللی، که از وضعیت مازن و شرایط زندان‌های سوریه آگاه بودند، تنها نظاره‌گر باقی ماندند؟ آیا سکوت آن‌ها به معنای شراکت در جنایات رژیم نبود؟ این داستان، یادآور زخم عمیق همکاری قدرت‌های جهانی با رژیم‌های سرکوبگر است که انسان شرقی را تنها یک ابزار و قربانی بی‌ارزش می‌بینند.

مازن حماده با نگاه‌های پر بغض، صدای لرزان و اشک‌های آتشینش نمادی از مقاومت و حقیقت‌جویی بود. او ندای مبارزه با فاشیسم و بی‌عدالتی و زنگ بیداری برای همه ماست. مازن حماده، با مرگ خود، درسی جاودان به یادگار گذاشت: مبارزه علیه ظلم، حتی در برابر مرگ، ارزشی بی‌پایان دارد. او زیست‌جهانی برای آگاهی و ایستادگی در برابر ستم بود و یادش الهام‌بخش هر انسانی است که قلبی برای آزادی و عدالت دارد.

🚩 در این ویدیو روایت های او از شکنجه اش را می‌شنوید!

#بەرخۆدان_ژیانە
#مقاومت_زندگیست

@collective98
🚩 پیوستن زندان‌های "طبس" و "خورین ورامین" به کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" ؛ گسترش کارزار به ۲۷ زندان در چهل و هفتمین هفته

چنانکه شاهد هستیم در ماه‌های اخیر آمار اعدام‌ها به اوج خود رسیده و حکومت جنایتکارانه از هر فرصت استفاده می‌کند که جان انسان‌ها را بگیرد.

در پی سقوط حکومت خاندان جنایتکار اسد در سوریه، کارخانه مواد مخدر که وابسته به "حکومت ولایت فقیه" بود کشف شده است که ده‌ها تُن مواد مخدر را در آنجا انبار و به نقاط مختلف جهان پخش می‌کردند‌. این در حالی است که روزانه شاهد اعدام زندانیانی به اتهام نگهداری چند گرم مواد مخدر در ایران هستیم.
به طوری که از سه‌شنبه گذشته تا کنون دست کم ۴۰ تن اعدام شده‌اند که تعدادی از آنها به اتهام مواد مخدر به دار آویخته شده‌اند.

مردم مظلوم سیستان و بلوچستان که در محرومیت گسترده و تحت ستم مضاعف قرار دارند ، در این هفته دستکم ۱۰ تن از اعدام شده‌ها شامل هموطنان در این استان بوده است.

در ادامه این سرکوب‌ها در چند روز گذشته یک زندانی به نام محمد‌ امین مهدوی شایسته  که در دادگاه بدوی در روند دادرسی مبهم و ناعادلانه به اتهام جاسوسی محکوم به اعدام شده، به زندان قزلحصار منتقل و خطر تایید حکم و اجرای حکم اعدام برای او وجود دارد.

یک زندانی سیاسی نیز در زندان قزلحصار به نام سامان محمدی خیاره که از ۱۵ سال پیش ظالمانه در زندان است و به اعدام محکوم شده، در قزلحصار  به انفرادی منتقل شده که بیم آن می‌رود حکمش اجرا گردد.

در چند روز گذشته تعدادی از زندانیان در زندان طبس در استان خراسان جنوبی و تعدادی از زندانیان در زندان خورین ورامین در نامه‌های جداگانه اعلام کردند در اعتراض به افزایش آمار اعدام‌ها به کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" می‌پیوندند و سه‌شنبه‌ هر هفته در اعتصاب غذا خواهند بود. به این ترتیب تعداد زندانهای شرکت کننده در هفته چهل و هفتم در این کارزار به ۲۷ زندان رسیده‌است.

کارزار "سه‌شنبه های نه به اعدام" با هشدار جدی نسبت به جان زندانیان محکوم به اعدام، مجددا اعلام می‌کند که این کارزار برای مقابله با احکام اعدام تشکیل شده‌است و چنانکه این حکومت برای بقای خود دست به اعدام می‌زند، بنابراین بسیار ضروری است که با هر شکل ممکن باید مقابل این عمل ضد انسانی ایستادگی کرد و صدای زندانیان محکوم به اعدام و خانواده‌های آنها را به گوش همگان رساند.

فعالان این کارزار همچنین از عموم هموطنان می‌خواهند با ابتکار عمل مقاومت در برابر ماشین اعدام و سرکوبِ این حکومت استبدادی، زندانیان زیر حکم اعدام را یاری داده و مطمئن باشند روز بیداری عمومی برای برچیدن چوبه‌های دار در ایران نزدیک است.

اعضای کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" سه‌شنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۳ در هفته چهل و هفتم در ۲۷ زندان مختلف زیر در اعتصاب غذا خواهند بود:

زندان اوین (بند زنان ،بند ۴و ۸)، زندان قزلحصار(واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج ، زندان تهران بزرگ، زندان اراک ، زندان خرم آباد ، زندان اسد آباد اصفهان ، زندان دستگرد اصفهان ، زندان شیبان اهواز ، زندان نظام شیراز ، زندان بم ، زندان کهنوج ، زندان مشهد ، زندان قائمشهر ، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان اردبیل ، زندان تبریز ، زندان ارومیه ، زندان سلماس ، زندان خوی ، زندان نقده ، زندان سقز ، زندان بانه ، زندان مریوان ، زندان کامیاران ، زندان طبس و زندان خورین ورامین

سه‌شنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۳
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩صدای مقاومت در کردستان زنده است:
اعتراض به قتل صهیب احمدی توسط نیروهای امنیتی در مراسم خاکسپاری او در جوانرود با سوال «چرا میترسیم؟»


صهیب احمدی مقارن بامداد یکشنبه ۲۵ آذر در محله باباجانی شهر جوانرود با گشودن خودسرانه آتش توسط مامورین انتظامی به قتل رسیده است.

در تصاویر مذکور مردم خواهان دادخواهی نسبت به قتل فراقانونی این جوان هستند.

یکی از حاضری با صدایی پر از اعتراض و خشم میگوید: « ...نیروهای دولتی[انتظامی] کاری با ما کرده‌اند که به صرف دید ایشان از ترس فرار میکنیم. چرا باید اینگونه باشد این جوان نیز به صرف دیدن مامورین دولتی هراسان شده و فرار کرده...».

تا کنون هیچ یک از قاتلان صهیب احمدی بازداشت نشده و هیچ یک از مقامات حکومتی پاسخگوی دادخواهی خانواده وی و مردم محل نیستند.

#جمهوری_کشتار
#مقاومت_زندگیست
#ژن_ژیان_ئازادی

@collective98
🚩 ​​چرا کسانی که قانون پیشنهادی حجاب را طراحی کرده‌اند، تمرکز خود را بر تنبیه اقتصادی زنان گذاشته‌اند؟

از نظر هادی کحال‌زاده، پژوهشگر مرکز مطالعات خاورمیانه‌‌ی کراون در دانشگاه برندایس در آمریکا، طراحان قانون جدید حجاب عملاً از فشار اقتصادی شدیدی که بر گردن مردم است استفاده می‌کنند و قصد اعمال نوعی «تحریم اقتصادی داخلی» علیه زنان را دارند. پژوهش داده‌محور کحال‌زاده نشان می‌دهد که جریمه‌های مالی قانون پیشنهادی حجاب برای ۶۲٪ از خانواده‌های ایرانی غیرقابل تحمل است.

کحال‌زاده با بررسی پیمایش نیروی کار ایران از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۲ نشان می‌دهد که نسبت زنان در مشاغل با مهارت پایین و متوسط ۱۰ درصد کاهش یافته است، در حالی که سهم زنان در مشاغل با مهارت بالا از ۳۳ به ۴۳ درصد افزایش یافته است.

یکی از عوامل کاهش سهم زنان در مشاغل با مهارت پایین و متوسط، کوچک‌شدن بخش کشاورزی است که اشتغال زنان در آن از ۲۲ درصد به ۱۱ درصد کاهش یافته است. همچنین، با وجود فشارهای اقتصادی، حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از زنان شاغل، به‌ویژه زنان ۲۵ تا ۴۰ ساله، به دلیل دستمزد ناکافی یا تبعیض جنسیتی در میزان دستمزد، بازار کار را ترک کرده‌اند. عمده‌ی این زنان در مشاغل با مهارت متوسط در بخش خصوصی مشغول به کار بوده‌اند. مضاف بر این، میزان زنانی که قبلاً در کسب‌وکارهای خانوادگی کارهای کم‌درآمد یا بدون‌ درآمد داشتند از ۲۵ درصد به ۱۲ درصد کاهش پیدا کرده است. این تغییرات بیانگر این است که علاقه‌ی‌ زنان به اشتغال در شغل‌های کم‌درآمد یا بدون درآمد به شکل قابل‌ ملاحظه‌ای کاهش و تقاضا برای دستمزد عادلانه در میان زنان افزایش یافته است.

با برطرف‌شدن تحریم‌های اقتصادی در دوره‌ی برجام در سال‌های ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۷، زنان علی‌رغم سهم ۱۲ درصدی در بازار کار، بیش از ۴۱ درصد از مشاغل تازه‌ایجاد‌شده در این دوره‌ی رونق را به خود اختصاص دادند و مشارکت اقتصادی آنان از ۱۲ درصد به ۱۸ درصد افزایش یافت. اما با بازگشت تحریم‌های اقتصادی در سال ۱۳۹۸ و هم‌زمان با فراگیری کرونا و رکود اقتصادی، زنان تقریباً ۸۰۰ هزار شغل را از دست دادند. به عبارت بهتر، تمام شغل‌های از دست رفته در این دوره از بازارکار زنان بوده است. شغل‌های محدود جدید نیز تماماً به مردان اختصاص یافتند. زنان شهری با تحصیلات دانشگاهی یکی از اصلی‌ترین ذی‌نفعان هنگام رفع تحریم‌ها بودند، در حالی که زنان در شهرهای کوچک با تحصیلات کم‌تر، از اصلی‌ترین بازندگان سیاست فشار حداکثری و تحریم‌های جدید آمریکا بودند.

کحال‌زاده معتقد است برای درک ابعاد تبعات اقتصادی قانون پیشنهادی حجاب، کافی است آن را در بستر افت شدید رفاه اجتماعی ایرانیان طی یک دهه‌ی گذشته بنگریم:‌ افزایش آسیب‌پذیری اقتصادی و رفاهی خانوارهای ایرانی در طی یک دهه‌ی گذشته احتمالاً اصلی‌ترین دلیل تأکید بر مجازات‌های اقتصادی به عنوان ابزار بازدارندگی در قانون بوده است.

قانون پیشنهادی حجاب می‌تواند بار مالی فاجعه‌باری را بر خانواده‌هایی تحمیل کند که یکی از اعضای آن قانون را نقض کند؛ هزینه‌هایی که برای ۶۲ درصد از خانواده‌های ایرانی غیرقابل تحمل است. به عنوان مثال، اگر یکی از اعضای خانواده برای بار دوم از نظر قانون حجاب ، پوشش نامناسب و حجاب نداشته باشد، ۳۰ میلیون تومان جریمه خواهد شد. بر مبنای درآمد خانوارها در سال ۱۴۰۲، این جریمه می‌تواند بین ۱۰۰ تا ۳۶ درصد از درآمد سالیانه‌ی خانواده های فقیر،‌۳۵ تا ۱۶ درصد از درآمد سالیانه‌ی خانواده‌های آسیب‌پذیر و ۷ تا ۱۵ درصد برای خانواده‌های طبقه‌ی متوسط شهری و ۱۰ تا ۱۵ درصد از درآمد سالیانه‌ی طبقه متوسط روستایی را در برگیرد.

قانون پیشنهادی تهدیدی برای فرصت‌های شغلی و بازار کار زنان ایران نیز محسوب می‌شود. تخلف از قانون می‌تواند منجر به اخراج یا تعلیق از کار شود. همچنین جریمه‌های سنگین اقتصادی برای بنگاه‌های اقتصادی در صورت عدم رعایت حجاب توسط کارکنان، می‌تواند انگیزه‌ی صاحبان این بنگاه‌ها در استخدام زنان را کاهش دهد. کارکنان بخش عمومی یا غیر‌عمومی همچون اساتید دانشگاهای غیر‌دولتی که قانون را نقض می‌کنند — حتی در خارج از محل کار خود — به ازای هر بار تخلف تا ۶ ماه از کار خود تعلیق می‌شوند و امکان ارتقاء شغلی را برای همیشه از دست خواهند داد. این مشاغل عمدتاً در بخش‌های با مهارت بالای بازار کار زنان هستند که تاب‌آوری بالاتری را در برابر شوک‌های اقتصادی، از جمله تحریم‌ها، از خود نشان دادند. زنان در همین مشاغل با مهارت بالا، که ممکن است تمکن مالی پرداخت جریمه‌های اقتصادی را داشته باشند، در صورت نقض قانون، در معرض خطر از‌دست‌دادن موقعیت شغلی و منبع اصلی درآمد خود قرار می‌گیرند.

https://daneshkadeh.org/global/13924/

@Daneshkadeh_org
@collective98
Forwarded from ديد‌بان آزار
ديد‌بان آزار
Photo
🔹فراخوانی برای دست‌های آشنا

سال چهارم است؛ و حالا هشت مارس نقطه سالگرد ماست. هر سال «ما»یی شکل می‌گیرد؛ از دل با هم گفتن‌ها، در کنار هم رنج کشیدن‌ها، مبارزه کردن‌ها و حتی در کیلومترها فاصله هم در کنار هم بودن‌ها. و هر سال در «ما» کسانی از ما نیستند، زندان‌اند یا زیر سنگینی شکل‌های دیگری از سرکوب و کسانی از ما پشت نام‌های مستعار مخفی می‌مانند. اما این «ما» هر سال عمق بیشتری پیدا می‌کند، تاریخ طولانی‌تری برای خودش می‌سازد و دست‌های آشنایی را به هم می‌رساند.

امسال هم برای همایش هشت مارس دور هم جمع خواهیم شد تا از خشونت و رنج علیه زنان* و مقاومت و مبارزه در برابر آن بگوییم و روایت کنیم. پنل‌های همایش موضوعات متعددی از جمله زن‌کشی، خشونت جنسی، سرکوب و زندان، مبارزه با اعدام، مبارزه برای حق سقط خودخواسته جنین، کوئیر فمینیسم، جنبش‌های آزادی‌خواه خاورمیانه و مساله‌ جنگ و.... را در بر می‌گیرد. پنل‌ها محدود به این موضوعات نیستند و طیف گسترده‎‌ای از مسائل فمینیستی و جنسیتی را در بر می‌گیرند. وابسته موضوع، فرم‌های مختلفی ازجمله روایت، داستان، بحث انتقادی، پژوهش و ... نیز قابل ارائه است.

اگر تمایل به شرکت در این همایش را دارید، تا آخر بهمن ماه چکیده‌ای از موضوع ارائه خود را به ایمیل دیدبان آزار ارسال کنید. در مورد افرادی که ملاحظات امنیتی دارند، مانند سال‌های به شیوه‌های مختلفی می‌توان این ملاحظات را رعایت کرد.

Info@harasswatch.com
harasswatch96@gmail.com


@harasswatch
🚩 تداوم کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در هفته چهل‌ونهم با همبستگی ۲۸ زندان مختلف؛

《سکوت در برابر چنین فجایعی نوعی همراهی با آن است》

در روزهایی که صدای دادخواهی و اعتراض مردم و فعالان علیه اعدام از هر زمان دیگری بلندتر شده است، نه تنها اعدام و سرکوب کاهش نیافته، بلکه حکومت مستبد به شکل فزاینده‌ای بر شدت آن افزوده است. به‌گونه‌ای که قوه قضائیه در روزهای اخیر بی‌حس کردن اعضای بدن (دست و پا) برای متهمان سرقت و محاربه را مجاز اعلام کرده است تا جنایات وحشیانه خود را عادی‌سازی کند و با این روش‌های سرکوبگرانه، ترس و خفقان را در جامعه گسترش دهد. بسیاری از این متهمان سرقت، قربانی فساد ساختاری، تبعیض طبقاتی، دزدی و اختلاس‌های نجومی حاکمان و وابستگان به حکومت هستند.

حکومت زن‌ستیز حاکم بر ایران، در ادامه سرکوب‌های خود، تعدادی از زندانیان زن در زندان قرچک را به اتهام روابط نامشروع به مجازات قرون وسطایی "سنگسار" محکوم کرده است که در خوشبینانه‌ترین حالت، ممکن است حکم آنان به جای مرگ با سنگ، به اعدام تبدیل شود. ما بر این باوریم که سکوت در برابر چنین فجایعی، همراهی با آن به حساب می‌آید.
و باید علیه این توحش و بربریت ایستاد.

در حکومتی که روزانه شاهد اعدام‌های گسترده در زندان‌های مختلف هستیم، در ده روز اول دی‌ماه دست‌کم ۴۱ تن و تنها در سه روز ۲۳ تن اعدام شده‌اند. و تعداد زیادی از محکومان به اعدام در زندان‌های مختلف جهت اجرای حکم به انفرادی منتقل شده‌اند.

زندانی سیاسی، مجاهد کورکور، که بیش از دو سال است در زندان به‌سر می‌برد، برای بار دوم حکم اعدامش، که پیش‌تر توسط دیوان نقض شده بود، در شعبه هم‌عرض دادگاه انقلاب اهواز تأیید شده است و جان او به شدت در خطر است.

اخیراً نیز حکومت مستبد ولی‌فقیه، وکلای آزاده و شریفی که تلاش می‌کنند پرونده زندانیان سیاسی و محکومان به اعدام را بر عهده بگیرند، تحت فشار قرار داده و آنان را تهدید به بازداشت می‌کند. این اقدام که در سال‌های اخیر بارها شاهد آن بوده‌ایم، منجر به زندانی شدن برخی وکلا فقط به دلیل دفاع از موکلانشان شده است. باید از این وکلای شریف و آزاده دفاع کرد.

در روزهای گذشته، شاهد حمایت‌های گسترده از این کارزار از سوی فعالان داخل و خارج کشور بوده‌ایم. ما صمیمانه از همه قدردانی می‌کنیم و بر این باوریم که مخالفت با اعدام باید به معنای مخالفت با هر نوع اعدام و حمایت از هر فرد محکوم به اعدام باشد.

کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام"، ضمن محکوم کردن اقدامات سرکوبگرانه و ضدانسانی حکومت که نقض فاحش حقوق بشر است، از تمامی فعالان این حوزه می‌خواهد برای مقابله با سرکوب و اعدام در ایران اقدام کنند.

همچنین، از مردم ایران و زندانیان می‌خواهیم برای توقف احکام اعدام در ایران، از این کارزار حمایت کرده و به آن بپیوندند. با همبستگی و اتحاد عمل، می‌توان ریشه اعدام را خشک کرده و سرزمینی عاری از خشونت و اعدام ساخت. فراموش نمی‌کنیم که آمران و عاملان این اعدام‌ها، کشتارها و سرکوب‌ها بزرگ‌ترین جنایتکاران علیه بشریت هستند که باید پاسخگوی اعمال ننگین خود در برابر دادگاه مردمی باشند. بدون شک، زمینه‌ساز بسیاری از این جنایت‌ها، حاکمان ستمگری هستند که قدرت و حکومت را به نفع خود مصادره کرده‌اند و با هر شکلی از آزادی و برابری سر ستیز دارند.

اعضای کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در روز سه‌شنبه، ۱۱ دی ۱۴۰۳، در هفته چهل‌ونهم، در ۲۸ زندان زیر اعتصاب غذا خواهند کرد:

زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)،
زندان قزلحصار (واحد ۲ و ۴)،
زندان مرکزی کرج،
زندان تهران بزرگ،
زندان خورین ورامین،
زندان اراک،
زندان خرم‌آباد،
زندان اسدآباد اصفهان،
زندان دستگرد اصفهان،
زندان شیبان اهواز،
زندان نظام شیراز،
زندان بم،
زندان کهنوج،
زندان طبس،
زندان مشهد،
زندان قائمشهر،
زندان رشت (بند مردان و زنان)،
زندان رودسر،
زندان اردبیل،
زندان تبریز،
زندان ارومیه،
زندان سلماس،
زندان خوی،
زندان نقده،
زندان سقز،
زندان بانه،
زندان مریوان،
زندان کامیاران.

سه‌شنبه، ۱۱ دی ۱۴۰۳
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

@collective98
🚩 چه کسی فکرش را می‌کرد که در سال ۲۰۲۵ زن جوانی روی سفارت جمهوری اسلامی در دمشق بنویسد: "ژن ژیان آزادی!"
این یعنی اسد رفت، جمهوری اسلامی هم نخواهد ماند و مردم اند که کار را تمام خواهند کرد، نه نیروهای خارجی!

بهار قندهاری در پیامی در شبکه های اجتماعی نوشت:
«من برای رژیم جنایتکار ایران در سفارتش در دمشق پیامی گذاشتم... حکومت ایران به مدت ۱۴ سال با مقابله با انقلاب آزادی‌خواهانه سوریه از دیکتاتوری بشار اسد حمایت کرد، اما امروز هم بشار اسد و هم خامنه‌ای از سوریه رانده شده‌اند و به زودی ایران نیز آزاد خواهد شد.»

رژیم جمهوری اسلامی در یک دهه، نه تنها در کشتار و شکنجه مردم سوریه شریک بود، بلکه در آوارگی میلیون‌ها نفر نقش داشت. ایران همچنین با سوءاستفاده از مهاجرین افغان، آنان را به جبهه‌ها فرستاد و با وعده‌های دروغین جان هزاران نفرشان را گرفت. حافظه جمعی این فجایع را بی‌پاسخ نمی‌گذارد.

آزادی سوریه نه تنها برای مردم آن سرزمین، بلکه نوید آزادی زودهنگام جغرافیای سیاسی ایران و مردمانش است، از کردستان تا بلوچستان و تهران، مردمانی که علیه انواع ستم همزمان میجنگند، علیه دیکتاتوری، نظامی‌گری، ناسیونالیسم، مردسالاری!
رژیم جهانی جنگ، تفکر اردوگاهی و انترناسیونالیسم نوین؛ در گفت‌وگو با ساندرو مزادرا


#ساندرو_مزدرا در این گفت‌وگو از رژیم جهانی جنگ، نظام چند‌قطبی و انترناسیونالیسم سخن می‌گوید — مفاهیمی که او و بِرِت نیلسُن در مقالات متعدد و همینطور کتاب اخیرشان «مابقی و غرب: سرمایه و قدرت در جهان چندقطبی» (ورسو، ۲۰۲۴) پرورش داده‌اند.

مزدرا رژیم جهانی جنگ را به عنوان نظامی‌شدن فزاینده حیات اجتماعی در سرمایه‌داری معاصر می‌فهمد، وضعیتی که در آن حتی جوامعی که دور از نزاع نظامی به سر می‌برند از طریق منطق جنگی اداره می‌شوند. از نظر او، حمله امپریالیستی روسیه به اوکراین و نسل‌کشی در #غزه متعلق به یک کل واحد اند و اجزای مرتبط یک سیستم جهانی سرمایه‌داری جنگی هستند.

در پیوند با رژیم جنگ جهانی، مزادرا همچنین از ساختار «چندقطبی» سرمایه‌داری معاصر سخن می‌گوید، به عنوان ساختار ژئوپولتیک-اقتصادیِ کنونی جهان مبتنی بر بلوک‌های قدرتی که از سرمایه، دولت و بازیگران غیردولتی تشکیل شده و برای کنترل چرخه‌های جهانی انباشت در رقابت با یکدیگر اند. مزدرا مفهوم هنجاری چندقطبی بودن را زیر سؤال برده و آن را خاستگاه اجتماعی تفکر اردوگاهی درنظر می‌گیرد، موضعی که در تقابل با امپریالیسم غربی از رژیم‌های استبدادی نظیر جمهوری اسلامی ایران حمایت می‌کند. برای مزدرا، تنها انترناسیونالیسمی که ریشه در سیاست #رهایی‌بخش دارد قابلیت در هم گسستن ماشین جنگی کنونی را دارد.

این مصاحبه توسط گروه پژوهش‌های ماتریالیستی — که بر جغرافیای ایران، افغانستان و منطقه منا (خاورمیانه و شمال افریقا) متمرکز است—در پاریس، ژوئن ۲۰۲۴ انجام شد . تشکر ویژه از رضا صاحب‌داد، فیلمساز هزاره-ایرانی، برای امکان‌پذیر ساختن این مصاحبه. زیرنویس فارسی به زودی منتشر می‌شود.

لینک یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=p7G8wpizUlI

In this comradely conversation, #Sandro_Mezzadra discusses the global war regime, multipolarity, and internationalism—a conceptual constellation he and Brett Neilson explore in depth in their recently published book, The Rest and the West: Capital and Power in a Multipolar World (Verso, 2024).

Mezzadra understands the global war regime as the escalating militarization of social life, where even societies not directly engaged in military conflicts are governed through the logic and mechanisms of war. From the perspective of the current conjuncture of war, Russia’s imperialist invasion of Ukraine and the genocidal war on #Gaza, now extending into #Lebanon, are interconnected elements of the same capitalist world system.

At the heart of the global war regime lies the multipolarity of contemporary capitalism, critically understood as the configuration of power blocs—comprising capital, state, and non-state actors—competing for control over global circuits of accumulation. Mezzadra deconstructs the normative conception of multipolarity, linking it to the social genesis of “campism”, where support for authoritarian regimes (such as the Islamic Republic of Iran) emerges as a reaction against Western imperialism. For Mezzadra, only an #internationalism rooted in the politics of #liberation holds the potential to dismantle the current war machine.

This interview was conducted by the Materialist Research Group—a critical research collective focused on Iran, Afghanistan, and the MENA region—in Paris, June 2024.
Special thanks to Reza Sahibdad, the Hazara-Iranian filmmaker, for making this possible.

https://www.youtube.com/watch?v=p7G8wpizUlI

@MaterialistResearch
Forwarded from Radio Zamaneh
در زندان: از گلرخ ایرایی و مبارزه‌ی خاموش‌نشدنی‌اش علیه اعدام چه می‌دانیم؟

گلرخ ایرایی را می‌توانیم مبارزی سرسخت علیه حکم اعدام بنامیم. از او بخوانیم که بار اول برای داستانی «منتشرنشده» درباره‌ی سنگسار به پنج سال حبس محکوم شد و بازداشت‌های مکرر به بهانه‌های واهی، مبارزه‌اش را خاموش نکرد.

https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/844804/&rhash=0ceb6994783a68

https://www.radiozamaneh.com/844804/

@RadioZamaneh | رادیو زمانه