🚩 توماج صالحی زندانی سیاسی از زندان آزاد شد
او پیشتر به اعدام محکوم شده بود، حکمی که در بازنگری تغییر یافت.
بنامید آزادی دیگر زندانیان سیاسی به ویژه زندانیان گمنام!
#توماج_صالحی
#انقلاب_ژینا
#ژن_ژیان_آزادی
@collective98
او پیشتر به اعدام محکوم شده بود، حکمی که در بازنگری تغییر یافت.
بنامید آزادی دیگر زندانیان سیاسی به ویژه زندانیان گمنام!
#توماج_صالحی
#انقلاب_ژینا
#ژن_ژیان_آزادی
@collective98
🚩 پیام همبستگی ورونیکا گاگو، فعال فمینیست و نویسنده و معلم آرژانتینی، با فعالین فمینیست و کارگری زندانی در ایران به بهانه اعلام حکم جدید عاطفه رنگریز به اتهام تشکیل گروه تلگرامی برای ترجمه آثار #ورونیکا_گاگو
در این پیام ویدیویی علاوه بر صحبت از شرایط #عاطفه_رنگریز، گاگو با اشاره به صدور حکم اعدام برای #پخشان_عزیزی و #وریشه_مرادی و همچنین صدور حکمهای طولانیمدت برای فعالین در ایران، این وضعیت را گواهی بر #جنگ_علیه_زنان و دگرباشان جنسی/جنسیتی میداند و آن را به شدت محکوم کرده و خواهان همصدایی و همبستگی جنبش فمینیست بینالملل در محکومیت جمهوری اسلامی ایران و اقدام عملی در جهت رهایی فعالین زندانی در ایران شد.
او از سازماندهندگان جنبش #نه_حتی_یکی_کمتر (#NiUnaMenos) در سال ۲۰۱۵ در آرژانتین در اعتراض به زنکشی بود.
همچنین او از نظریهپردازان اعتصاب فمینیستی است.
در کتاب "فمینیست اینترنشنال" در مورد پتانسیلهای جنبشهای فمینیستی جدید صحبت میکند که جنبشهای اعتراضی دیگر را به هم متصل میکنند.
مطلبی از سبا معمار در رادیو زمانه درباره گاگو و آثارش.
#ژن_ژیان_ئازادی
@collective98
در این پیام ویدیویی علاوه بر صحبت از شرایط #عاطفه_رنگریز، گاگو با اشاره به صدور حکم اعدام برای #پخشان_عزیزی و #وریشه_مرادی و همچنین صدور حکمهای طولانیمدت برای فعالین در ایران، این وضعیت را گواهی بر #جنگ_علیه_زنان و دگرباشان جنسی/جنسیتی میداند و آن را به شدت محکوم کرده و خواهان همصدایی و همبستگی جنبش فمینیست بینالملل در محکومیت جمهوری اسلامی ایران و اقدام عملی در جهت رهایی فعالین زندانی در ایران شد.
او از سازماندهندگان جنبش #نه_حتی_یکی_کمتر (#NiUnaMenos) در سال ۲۰۱۵ در آرژانتین در اعتراض به زنکشی بود.
همچنین او از نظریهپردازان اعتصاب فمینیستی است.
در کتاب "فمینیست اینترنشنال" در مورد پتانسیلهای جنبشهای فمینیستی جدید صحبت میکند که جنبشهای اعتراضی دیگر را به هم متصل میکنند.
مطلبی از سبا معمار در رادیو زمانه درباره گاگو و آثارش.
#ژن_ژیان_ئازادی
@collective98
🚩 کارزار "سهشنبه های نه به اعدام" در ۲۵ زندان مختلف وارد چهل و پنجمین هفته شد.
حکم اعدام برای ۶ تن از زندانیان سیاسی اعضای کارزار "سهشنبه های نه به اعدام"
در آستانه ۱۶ آذر ، روز دانشجو را به تمام دانشجویان عزیز به ویژه دانشجویانی که در چند سال اخیر نقطه کانونی خیزش و اعتراضات مردمی علیه حکومت مستبد ولایت فقیه بودند، تبریک و شاد باش میگوییم. دانشجویانی که شجاعانه دانشگاه را به سنگر مقاومت، آزادی و برابری تبدیل کردند. تعداد زیادی دستگیر و تعدادی در راه تحقق آرمانهای جنبش دانشجویی و مردم ایران جان باختند. یاد تمام جانباختگان از جمله دانشجویان را گرامی میداریم.
طبق معمول ماشین اعدام حکومت جرم و جنایت بدون توقف در حال کشتار است. به طوری که از سهشنبه گذشته تاکنون بیش از ۲۸ تن را در زندانهای مختلف به دار آویخته که ۲ تن از آنها کودک مجرم بودند. این دو تن در زندانهای یزد و قزلحصار اعدام شدند. بنا بر اخبار منتشر شده تعداد قربانیان و اعدامها از ابتدای سال ۱۴۰۳ تاکنون حدود ۷۴۳ تن است. شدت اجرای این احکام قرون وسطایی در هفتههای اخیر به اندازهای بود که اعضای کارزار " سهشنبههای نه به اعدام" در زندان لاکان رشت، که از جمله مهمترین مراکز اجرای اعدام در چند ماه اخیر بود را وادار به واکنش و صدور بیانیه اعتراضی در اول هفته جاری نمود.
حکومتی که در حل بحرانهای معیشتی به بنبست رسیده و باعث گسترش تجمعات اعتراضی تمام اقشار جامعه شده، با تصویب قانون زن ستیزانه لایحه حجاب و عفاف، سرکوب و اعدام ، قصد ایجاد رعب و وحشت در جامعه را دارد.
در ادامه همین سرکوبها قوه قضائیه حکومت چند روز گذشته در اقدامی ضد انسانی، یک زندانی سیاسی در زندان ارومیه به اسم محراب عبداللهزاده که از بازداشتیهای ۱۴۰۱ است را به اعدام محکوم و در اقدامی دیگر برای ۶ زندان سیاسی در زندان اوین به اتهام بغی حکم اعدام صادر کرده است.
این زندانیان سیاسی با اسامی(وحید بنی عامریان، پویا قبادی، بابک علیپور، علی اکبر دانشور، ابوالحسن منتظر، محمد تقوی) از اعضای کارزار "سهشنبه های نه به اعدام" هستند.
نکته مهم و تاسف بار درباره روند دادرسی ناعادلانه این زندانیان سیاسی این است که ایمان افشاری رئیس شعبه ۲۶ بیدادگاه انقلاب به استناد "علم قاضی" دستور "قتل حکومتی" این زندانیان را صادر کرده است.
در طول سالهای گذشته علم قاضی حربهای برای دستگاه قضائیه "جمهوری اسلامی" بوده تا در پروندههای بسیاری برای صدور حکم اعدام از آن استفاده کند. چرا که با اعمال ماهها شکنجه و حبس در انفرادی و بازجویی ، استناد به علم قاضی برای اعدام ، به اندازه کافی رسوا بودن چنین پروندهسازیهایی را آشکار میسازد.
این احکام اعدام در حالی است که چند هفته پیش نیز برای ۶ تن از زندانیان سیاسی معروف به "بچههای اکباتان" حکم اعدام صادر شده بود.
اما قطعا این احکام و سرکوبهای سبعانه بیپاسخ نمیماند و زنان و مردان شجاع ایران همچنان که در گذشته ثابت کردهاند مرعوب نخواهند شد و برای آزادی و رهایی مصممتر اقدام خواهند کرد.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" که با هدف مقابله با حکم ضد انسانی اعدام با هر نوع اتهامی شکل گرفته، گرفتن حق حیات را شایسته کرامت انسانی نمیداند و خواهان لغو اعدام و پایان دادن به این خشونت و سرکوب در ایران است.
بنابراین این کارزار ، همهی سازمانها و مراجع مدافع حقوق بشر را به اقدام فوری و کار آمد برای نجات جان زندانیان و آزادی همه زندانیان سیاسی فرا میخواند و عاملان و آمران این جنایتها باید در پیشگاه عدالت قرار گیرند و پاسخگو شوند.
همچنین جا دارد از زنان و مردان شجاعی که در دل تهران و زیر سایه سرکوب تجمع علیه اعدام بر پا میکنند و از تمام کارگران، بازنشستگان، معلمان و پرستاران که در تجمعات خود علیه اعدام شعار سر میدهند. و دانشجویانی که از کارزار حمایت میکنند. تشکر و قدردانی نماییم. ما معتقدیم این قبیل حرکات باید گستردهتر و پیوسته ادامه یابد تا حکومت را وادار به تسلیم نماید. همچنان ما بر اقدام عملی و جمعی و متحدانه علیه اعدام تاکید میکنیم.
اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" سهشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۳ در هفته چهل و پنجم در ۲۵ زندان مختلف در اعتصاب غذا خواهند بود.
زندانیان اعتصابی :
زندان اوین (بند زنان ،بند ۴و ۸)، زندان قزلحصار(واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج ، زندان تهران بزرگ، زندان اراک ، زندان خرم آباد ، زندان اسد آباد اصفهان ، زندان دستگرد اصفهان ، زندان شیبان اهواز ، زندان نظام شیراز ، زندان بم ، زندان کهنوج ، زندان مشهد ، زندان قائمشهر ، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان اردبیل ، زندان تبریز ، زندان ارومیه ، زندان سلماس ، زندان خوی ، زندان نقده، زندان سقز ، زندان بانه ، زندان مریوان و زندان کامیاران
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
سهشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۳
@collective98
حکم اعدام برای ۶ تن از زندانیان سیاسی اعضای کارزار "سهشنبه های نه به اعدام"
در آستانه ۱۶ آذر ، روز دانشجو را به تمام دانشجویان عزیز به ویژه دانشجویانی که در چند سال اخیر نقطه کانونی خیزش و اعتراضات مردمی علیه حکومت مستبد ولایت فقیه بودند، تبریک و شاد باش میگوییم. دانشجویانی که شجاعانه دانشگاه را به سنگر مقاومت، آزادی و برابری تبدیل کردند. تعداد زیادی دستگیر و تعدادی در راه تحقق آرمانهای جنبش دانشجویی و مردم ایران جان باختند. یاد تمام جانباختگان از جمله دانشجویان را گرامی میداریم.
طبق معمول ماشین اعدام حکومت جرم و جنایت بدون توقف در حال کشتار است. به طوری که از سهشنبه گذشته تاکنون بیش از ۲۸ تن را در زندانهای مختلف به دار آویخته که ۲ تن از آنها کودک مجرم بودند. این دو تن در زندانهای یزد و قزلحصار اعدام شدند. بنا بر اخبار منتشر شده تعداد قربانیان و اعدامها از ابتدای سال ۱۴۰۳ تاکنون حدود ۷۴۳ تن است. شدت اجرای این احکام قرون وسطایی در هفتههای اخیر به اندازهای بود که اعضای کارزار " سهشنبههای نه به اعدام" در زندان لاکان رشت، که از جمله مهمترین مراکز اجرای اعدام در چند ماه اخیر بود را وادار به واکنش و صدور بیانیه اعتراضی در اول هفته جاری نمود.
حکومتی که در حل بحرانهای معیشتی به بنبست رسیده و باعث گسترش تجمعات اعتراضی تمام اقشار جامعه شده، با تصویب قانون زن ستیزانه لایحه حجاب و عفاف، سرکوب و اعدام ، قصد ایجاد رعب و وحشت در جامعه را دارد.
در ادامه همین سرکوبها قوه قضائیه حکومت چند روز گذشته در اقدامی ضد انسانی، یک زندانی سیاسی در زندان ارومیه به اسم محراب عبداللهزاده که از بازداشتیهای ۱۴۰۱ است را به اعدام محکوم و در اقدامی دیگر برای ۶ زندان سیاسی در زندان اوین به اتهام بغی حکم اعدام صادر کرده است.
این زندانیان سیاسی با اسامی(وحید بنی عامریان، پویا قبادی، بابک علیپور، علی اکبر دانشور، ابوالحسن منتظر، محمد تقوی) از اعضای کارزار "سهشنبه های نه به اعدام" هستند.
نکته مهم و تاسف بار درباره روند دادرسی ناعادلانه این زندانیان سیاسی این است که ایمان افشاری رئیس شعبه ۲۶ بیدادگاه انقلاب به استناد "علم قاضی" دستور "قتل حکومتی" این زندانیان را صادر کرده است.
در طول سالهای گذشته علم قاضی حربهای برای دستگاه قضائیه "جمهوری اسلامی" بوده تا در پروندههای بسیاری برای صدور حکم اعدام از آن استفاده کند. چرا که با اعمال ماهها شکنجه و حبس در انفرادی و بازجویی ، استناد به علم قاضی برای اعدام ، به اندازه کافی رسوا بودن چنین پروندهسازیهایی را آشکار میسازد.
این احکام اعدام در حالی است که چند هفته پیش نیز برای ۶ تن از زندانیان سیاسی معروف به "بچههای اکباتان" حکم اعدام صادر شده بود.
اما قطعا این احکام و سرکوبهای سبعانه بیپاسخ نمیماند و زنان و مردان شجاع ایران همچنان که در گذشته ثابت کردهاند مرعوب نخواهند شد و برای آزادی و رهایی مصممتر اقدام خواهند کرد.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" که با هدف مقابله با حکم ضد انسانی اعدام با هر نوع اتهامی شکل گرفته، گرفتن حق حیات را شایسته کرامت انسانی نمیداند و خواهان لغو اعدام و پایان دادن به این خشونت و سرکوب در ایران است.
بنابراین این کارزار ، همهی سازمانها و مراجع مدافع حقوق بشر را به اقدام فوری و کار آمد برای نجات جان زندانیان و آزادی همه زندانیان سیاسی فرا میخواند و عاملان و آمران این جنایتها باید در پیشگاه عدالت قرار گیرند و پاسخگو شوند.
همچنین جا دارد از زنان و مردان شجاعی که در دل تهران و زیر سایه سرکوب تجمع علیه اعدام بر پا میکنند و از تمام کارگران، بازنشستگان، معلمان و پرستاران که در تجمعات خود علیه اعدام شعار سر میدهند. و دانشجویانی که از کارزار حمایت میکنند. تشکر و قدردانی نماییم. ما معتقدیم این قبیل حرکات باید گستردهتر و پیوسته ادامه یابد تا حکومت را وادار به تسلیم نماید. همچنان ما بر اقدام عملی و جمعی و متحدانه علیه اعدام تاکید میکنیم.
اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" سهشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۳ در هفته چهل و پنجم در ۲۵ زندان مختلف در اعتصاب غذا خواهند بود.
زندانیان اعتصابی :
زندان اوین (بند زنان ،بند ۴و ۸)، زندان قزلحصار(واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج ، زندان تهران بزرگ، زندان اراک ، زندان خرم آباد ، زندان اسد آباد اصفهان ، زندان دستگرد اصفهان ، زندان شیبان اهواز ، زندان نظام شیراز ، زندان بم ، زندان کهنوج ، زندان مشهد ، زندان قائمشهر ، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان اردبیل ، زندان تبریز ، زندان ارومیه ، زندان سلماس ، زندان خوی ، زندان نقده، زندان سقز ، زندان بانه ، زندان مریوان و زندان کامیاران
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
سهشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۳
@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 راهپیمایی اعتراضی مردم باکوور کردستان در ترکیه به سمت مرز کوبانی با شعار "زنده باد مقاومت روژآوا"و "ژن.ژیان.ئازادی"
بخش هایی از مردم روژآوا در پی تحولات جدید در سوریه، با خطر آوارگی چندباره و حتی قتل عام مواجهند و مناطقی از روژاوا تیز از نو با خطر اشغال روبه رو شده است.
#ژن_ژیان_ئازادی
#مقاومت_زندگیست_قیام_زندگیست
#بەرخۆدان_ژیانە
@collective98
بخش هایی از مردم روژآوا در پی تحولات جدید در سوریه، با خطر آوارگی چندباره و حتی قتل عام مواجهند و مناطقی از روژاوا تیز از نو با خطر اشغال روبه رو شده است.
#ژن_ژیان_ئازادی
#مقاومت_زندگیست_قیام_زندگیست
#بەرخۆدان_ژیانە
@collective98
🚩 به بهانهی ۱۶ آذر
"استمداد از دانشجویان برای نجات جانهای زیر حکم اعدام"
زندانی سیاسی سعید ماسوری
زندان قزلحصار ۱۵ آذر ۱۴۰۳
ارسالی به کلکتیو۹۸
روزگاری کلاسهای آناتومی با تاریخچه آن و نقاشیها و مطالعات لئوناردو داوینچی شروع میشد. با آن تصاویر پرسپکتیوش در نمایش آناتومی بدن انسان.
همچنین میخواندیم از دانشجویان دانشگاه پدوآ "Pedoa" که در سالن تشریح با وجودی که استادان از رسالههای جالینوس برای آنها میخواندند ولی دانشجویان آنچه را بر روی "میز تشریح" میدیدند، میپذیرفتند. همانطور که بر همان میز تشریح واضح بود. که تعداد دندههای قفسه سینه در مرد و زن برابر هستند و زن از یک دنده مرد ساخته نشده ...! و این را Vetalu به همه نشان داد.
تا ویلیام هاروی که کارکرد قلب و حجم خون در گردش را در بدن محاسبه کرد و گالوانی که با قورباغههایش کارکرد الکتریسیته در بدن را به اثبات رساند و آنگاه که میکروسکوپ اختراع گردید. جهان با جزئیات بیسابقه به نمایش درآمد. واحد حیاتی، نامگذاری سلول و رنگآمیزی آن و آشکار شدن تقسیم سلول و کروماتینها و بعد کروموزوم و با کشف پرتوهای ایکس توسط فیزیکدانها زمینه عکسبرداری و شناخت ساختمان DNA فراهم گردید و اینهمه و انبوهی دیگر تلاشهایی برای نجات جان انسانها بود.
از طرفی دیگر، اما پروژه منهتن در صدد ساختن بمب اتمی بود. که تنها با یک "Little boy" (پسر کوچولو) صدها هزار نفر را به طور مستقیم و ملتی را (و شاید هم بشریت) را به طور غیرمستقیم به خاک و خون کشید. ولی بودند دانشجویان، پژوهشگران و دانشمندانی که چشم خود را نبسته بودند؛ از اعتراضات دانشجویی در آمریکا ، فرانسه و...، علیه جنگ ویتنام و نابرابریها تا خروج از پروژههایی مانند پروژه منهتن، افرادی چون موریس ویلیکینز که از پروژه هستهای خارج و با به کارگیری فیزیک در زیستشناسی با استفاده از شکست مولکول و آشکار کردن ساختمان DNA همت گماشت و پایهگذار دوران جدیدی در علم پزشکی و نجات جانها شد.
شاید مبالغه نباشد اگر بگوییم که امروز در میهنمان ایران، دسته دسته انسانها به طور مستقیم کشته و از زندگی محروم میگردند و بسا انسانهای بیشمار دیگر که به طور غیرمستقیم سوژه این کشتار و محرومیت از زندگی میشوند و در اینجا نه با بمب هستهای بلکه با طنابهای دار و اعدام.
بمب اتم هم ابتدا به بهانه تضمین صلح و بازدارندگی ساخته شد(درست همانطور که حکم اعدام و قصاص را هم برای عبرت و بازدارندگی از جنایت میگویند) ولی خودش نفس جنایت گردید. چرا که وقتی بمب ساخته میشود همزمان بستر کشتارهای هیروشیما و ناکازاکی فراهم گردیده و دیگر فجایع متعاقب آن دور از انتظار نیست و به طریق اولی زمانی که اعدام و حلقآویز، پذیرفته و نص قانون میشود، بستر جنایت و کشتار و اعدامهای دستهجمعی هم اجتناب ناپذیر میگردد.
خصوصاً توسط حکومتی که سرشت قرون وسطایی و جنایتکارانهاش بسا بسا خطرناکتر از بمب اتم است.(کافیست آمار کشتههای بمب اتمی در هیروشیما را با آمار اعدامهای این حکومت مقایسه کرد)
کارزار و جنبشی که برای مقابله به خنثی کردن این "بمب فعال شده اعدام" به راه افتاده بسیار مهمتر و جدیتر از مخالفت آن دوران با بمب هستهای است.
چون این "قانونی بودن حکم اعدام" زمینه ساز اعدامهای دلبخواهی و انبوه است. خصوصاً که با شکستهای غزه و لبنان و جدیداً سوریه ، موج اعدامها به مثابه بمبهایی وحشی است که در جلوی چشم مردم را منفجر میکند تا مردم به جان آمده را مرعوب و بقای خود را تضمین کند.
اینجاست که از دانشجویان و اساتید و معلمان به عنوان آگاهترین اقشار اجتماعی انتظار میرود که از پیشتازان حمایت از برچیدن حکم اعدام و کارزار "نه به اعدام" باشند، بهعنوان یکی از مبرمترین وظایف انسانی در میهنشان با هر آنچه در توان دارند ، اعم از :
سخنی و قلمی یا قدمی و عَلَمی
@collective98
"استمداد از دانشجویان برای نجات جانهای زیر حکم اعدام"
زندانی سیاسی سعید ماسوری
زندان قزلحصار ۱۵ آذر ۱۴۰۳
ارسالی به کلکتیو۹۸
روزگاری کلاسهای آناتومی با تاریخچه آن و نقاشیها و مطالعات لئوناردو داوینچی شروع میشد. با آن تصاویر پرسپکتیوش در نمایش آناتومی بدن انسان.
همچنین میخواندیم از دانشجویان دانشگاه پدوآ "Pedoa" که در سالن تشریح با وجودی که استادان از رسالههای جالینوس برای آنها میخواندند ولی دانشجویان آنچه را بر روی "میز تشریح" میدیدند، میپذیرفتند. همانطور که بر همان میز تشریح واضح بود. که تعداد دندههای قفسه سینه در مرد و زن برابر هستند و زن از یک دنده مرد ساخته نشده ...! و این را Vetalu به همه نشان داد.
تا ویلیام هاروی که کارکرد قلب و حجم خون در گردش را در بدن محاسبه کرد و گالوانی که با قورباغههایش کارکرد الکتریسیته در بدن را به اثبات رساند و آنگاه که میکروسکوپ اختراع گردید. جهان با جزئیات بیسابقه به نمایش درآمد. واحد حیاتی، نامگذاری سلول و رنگآمیزی آن و آشکار شدن تقسیم سلول و کروماتینها و بعد کروموزوم و با کشف پرتوهای ایکس توسط فیزیکدانها زمینه عکسبرداری و شناخت ساختمان DNA فراهم گردید و اینهمه و انبوهی دیگر تلاشهایی برای نجات جان انسانها بود.
از طرفی دیگر، اما پروژه منهتن در صدد ساختن بمب اتمی بود. که تنها با یک "Little boy" (پسر کوچولو) صدها هزار نفر را به طور مستقیم و ملتی را (و شاید هم بشریت) را به طور غیرمستقیم به خاک و خون کشید. ولی بودند دانشجویان، پژوهشگران و دانشمندانی که چشم خود را نبسته بودند؛ از اعتراضات دانشجویی در آمریکا ، فرانسه و...، علیه جنگ ویتنام و نابرابریها تا خروج از پروژههایی مانند پروژه منهتن، افرادی چون موریس ویلیکینز که از پروژه هستهای خارج و با به کارگیری فیزیک در زیستشناسی با استفاده از شکست مولکول و آشکار کردن ساختمان DNA همت گماشت و پایهگذار دوران جدیدی در علم پزشکی و نجات جانها شد.
شاید مبالغه نباشد اگر بگوییم که امروز در میهنمان ایران، دسته دسته انسانها به طور مستقیم کشته و از زندگی محروم میگردند و بسا انسانهای بیشمار دیگر که به طور غیرمستقیم سوژه این کشتار و محرومیت از زندگی میشوند و در اینجا نه با بمب هستهای بلکه با طنابهای دار و اعدام.
بمب اتم هم ابتدا به بهانه تضمین صلح و بازدارندگی ساخته شد(درست همانطور که حکم اعدام و قصاص را هم برای عبرت و بازدارندگی از جنایت میگویند) ولی خودش نفس جنایت گردید. چرا که وقتی بمب ساخته میشود همزمان بستر کشتارهای هیروشیما و ناکازاکی فراهم گردیده و دیگر فجایع متعاقب آن دور از انتظار نیست و به طریق اولی زمانی که اعدام و حلقآویز، پذیرفته و نص قانون میشود، بستر جنایت و کشتار و اعدامهای دستهجمعی هم اجتناب ناپذیر میگردد.
خصوصاً توسط حکومتی که سرشت قرون وسطایی و جنایتکارانهاش بسا بسا خطرناکتر از بمب اتم است.(کافیست آمار کشتههای بمب اتمی در هیروشیما را با آمار اعدامهای این حکومت مقایسه کرد)
کارزار و جنبشی که برای مقابله به خنثی کردن این "بمب فعال شده اعدام" به راه افتاده بسیار مهمتر و جدیتر از مخالفت آن دوران با بمب هستهای است.
چون این "قانونی بودن حکم اعدام" زمینه ساز اعدامهای دلبخواهی و انبوه است. خصوصاً که با شکستهای غزه و لبنان و جدیداً سوریه ، موج اعدامها به مثابه بمبهایی وحشی است که در جلوی چشم مردم را منفجر میکند تا مردم به جان آمده را مرعوب و بقای خود را تضمین کند.
اینجاست که از دانشجویان و اساتید و معلمان به عنوان آگاهترین اقشار اجتماعی انتظار میرود که از پیشتازان حمایت از برچیدن حکم اعدام و کارزار "نه به اعدام" باشند، بهعنوان یکی از مبرمترین وظایف انسانی در میهنشان با هر آنچه در توان دارند ، اعم از :
سخنی و قلمی یا قدمی و عَلَمی
@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 شهر حما در سوریه، ۲۰۱۱:
الشعب یرید إسقاط النظام
مردم خواهان سرنگونی رژیم هستند
Hama, Syria, 2011:
The people want to fall of the regime
لحظات انقلابی با مردمی که خواهان تغییر از پایین اند، خواهان جهانی برابر و عادلانه تر، خواهان آزادی و کرامت انسانی، برای همیشه در تاریخ و خاطره جمعی ثبت خواهند شد؛
مخاطب این ویدئو کسانی است که حضور انقلابیون و مردم انقلابی در سوریه را از همان اول کتمان کردند و می کنند؛ نه! تمام مردم سوریه «جهادی» نبودند و نیستند، انقلابیون را مجموعه ای از مناسبات استعماری امپریالیستی جهانی، نطامی گری منطقه ای، فرقه گرایی دولتی و عزم دیکتاتوری برای بقا آرام آرام از صفحه سیاست سوریه کنار زد تا امروز اقلیتی بیش نباشند و البته ایران سهم مهمی در سرکوب انقلابیون سوری داشت.
@collective98
الشعب یرید إسقاط النظام
مردم خواهان سرنگونی رژیم هستند
Hama, Syria, 2011:
The people want to fall of the regime
لحظات انقلابی با مردمی که خواهان تغییر از پایین اند، خواهان جهانی برابر و عادلانه تر، خواهان آزادی و کرامت انسانی، برای همیشه در تاریخ و خاطره جمعی ثبت خواهند شد؛
مخاطب این ویدئو کسانی است که حضور انقلابیون و مردم انقلابی در سوریه را از همان اول کتمان کردند و می کنند؛ نه! تمام مردم سوریه «جهادی» نبودند و نیستند، انقلابیون را مجموعه ای از مناسبات استعماری امپریالیستی جهانی، نطامی گری منطقه ای، فرقه گرایی دولتی و عزم دیکتاتوری برای بقا آرام آرام از صفحه سیاست سوریه کنار زد تا امروز اقلیتی بیش نباشند و البته ایران سهم مهمی در سرکوب انقلابیون سوری داشت.
@collective98
🚩 بچههای اکباتان زیر سایه اعدام: روایت زن زندگی آزادی از دل یک شهرک
شهرک اکباتان یکی از کانونهای اصلی اعتراضات زن زندگی آزادی در غرب تهران بود. تظاهرات و شعارهای شبانه، درکنار شعارنویسی و گرافیتیهای اعتراضیاش، اکباتان را از دیگر نقاط پایتخت متمایز میکرد. ساختار جغرافیایی، معماری متراکم، مناسبات اجتماعی-فرهنگی و البته سنت مبارزات خیابانیاش همه و همه دست در دست هم داد تا فضایی منحصر به فرد برای شکلگیری سازماندهی محلی در اکباتان فراهم شود. از قتل دولتی ژینا امینی در شهریور ۱۴۰۱ تا سالگرد آبان، مبارزات پرشور اکباتان و همبستگی بینظیر مردم نیروهای سرکوب را برای چند ماه متوالی در این شهرک سرگردان کرد.
در چهلم ژینا امینی، ۴ آبان ۱۴۰۱، یک طلبه بسیجی ۲۱ ساله به نام آرمان علیوردی در اکباتان کشته شد. جمهوری اسلامی به سیاق همیشگی دست به شهیدسازی زد و از او یک «قربانی» ساخت که در راه «امنیت» جان خود را فدا کرده است: طلبهای «فرهیخته» که در کولهپشتیاش به جای باتوم، شوکر برقی و اسپری، قرآن و کتاب حمل میکرده و «مظلومانه» بدست «اغتشاشگران» به قتل میرسد. ماجرا تا جایی پیش رفت که خامنهای بر سر گور او نماز خواند و متروی کوهسار را به نام «شهید آرمان علیوردی» تغییر نام دادند؛ حتی زمزمههای تغییر نام شهرک اکباتان به همین نام هم بر سر زبانها افتاده بود.
پس از قتل علیوردی بیش از ۵۰ نفر دستگیر شدند. دو سال پس از تشکیل پرونده امینتی، شکنجه و اعتراف اجباری، و دستگیریهای فلهای، درنهایت در ۲۳ آبان ۱۴۰۳ شش تن از «بچههای اکباتان» توسط شعبه ۱۳ دادگاه کیفری تهران به اتهام «مشارکت در قتل عمد» محکوم به اعدام شدند. به رغم اینکه رئیس شعبه با صدور این حکم مخالف بوده، اما دو قاضی مستشار به شکل امنیتی در پرونده مداخله و به «قصاص نفس» رأی دادند. این حکم «بدوی» و قابل فرجام خواهی است اما جان میلاد آرمون، علیرضا کفایی، امیرمحمد خوش اقبال، نوید نجاران، حسین نعمتی و علیرضا برمرزپورناک اکنون در خطر است – درکنار پخشان عزیزی و وریشه مرادی، زندانیان سیاسی کُرد، و همه زندانیانی که زیر سایه اعدام اند.
در این پادکست با یکی از معترضین زن زندگی آزادی گفت و گو شده که خود در تظاهراتهای شبانه اکباتان مشارکت داشته است. از او درباره این موضوعات سؤال پرسیده شده: مبارازت و حالوهوای شهرک اکباتان در بحبوبحه اعتراضات زن زندگی آزادی؛ روایتهای متناقض از مرگ آرمان علیوردی و پروپاگاندای حکومتی حول شهیدپروری؛ روند دادرسی ناعادلانه بچههای اکباتان و نقش قضات مستشار.
@collective98
شهرک اکباتان یکی از کانونهای اصلی اعتراضات زن زندگی آزادی در غرب تهران بود. تظاهرات و شعارهای شبانه، درکنار شعارنویسی و گرافیتیهای اعتراضیاش، اکباتان را از دیگر نقاط پایتخت متمایز میکرد. ساختار جغرافیایی، معماری متراکم، مناسبات اجتماعی-فرهنگی و البته سنت مبارزات خیابانیاش همه و همه دست در دست هم داد تا فضایی منحصر به فرد برای شکلگیری سازماندهی محلی در اکباتان فراهم شود. از قتل دولتی ژینا امینی در شهریور ۱۴۰۱ تا سالگرد آبان، مبارزات پرشور اکباتان و همبستگی بینظیر مردم نیروهای سرکوب را برای چند ماه متوالی در این شهرک سرگردان کرد.
در چهلم ژینا امینی، ۴ آبان ۱۴۰۱، یک طلبه بسیجی ۲۱ ساله به نام آرمان علیوردی در اکباتان کشته شد. جمهوری اسلامی به سیاق همیشگی دست به شهیدسازی زد و از او یک «قربانی» ساخت که در راه «امنیت» جان خود را فدا کرده است: طلبهای «فرهیخته» که در کولهپشتیاش به جای باتوم، شوکر برقی و اسپری، قرآن و کتاب حمل میکرده و «مظلومانه» بدست «اغتشاشگران» به قتل میرسد. ماجرا تا جایی پیش رفت که خامنهای بر سر گور او نماز خواند و متروی کوهسار را به نام «شهید آرمان علیوردی» تغییر نام دادند؛ حتی زمزمههای تغییر نام شهرک اکباتان به همین نام هم بر سر زبانها افتاده بود.
پس از قتل علیوردی بیش از ۵۰ نفر دستگیر شدند. دو سال پس از تشکیل پرونده امینتی، شکنجه و اعتراف اجباری، و دستگیریهای فلهای، درنهایت در ۲۳ آبان ۱۴۰۳ شش تن از «بچههای اکباتان» توسط شعبه ۱۳ دادگاه کیفری تهران به اتهام «مشارکت در قتل عمد» محکوم به اعدام شدند. به رغم اینکه رئیس شعبه با صدور این حکم مخالف بوده، اما دو قاضی مستشار به شکل امنیتی در پرونده مداخله و به «قصاص نفس» رأی دادند. این حکم «بدوی» و قابل فرجام خواهی است اما جان میلاد آرمون، علیرضا کفایی، امیرمحمد خوش اقبال، نوید نجاران، حسین نعمتی و علیرضا برمرزپورناک اکنون در خطر است – درکنار پخشان عزیزی و وریشه مرادی، زندانیان سیاسی کُرد، و همه زندانیانی که زیر سایه اعدام اند.
در این پادکست با یکی از معترضین زن زندگی آزادی گفت و گو شده که خود در تظاهراتهای شبانه اکباتان مشارکت داشته است. از او درباره این موضوعات سؤال پرسیده شده: مبارازت و حالوهوای شهرک اکباتان در بحبوبحه اعتراضات زن زندگی آزادی؛ روایتهای متناقض از مرگ آرمان علیوردی و پروپاگاندای حکومتی حول شهیدپروری؛ روند دادرسی ناعادلانه بچههای اکباتان و نقش قضات مستشار.
@collective98
Forwarded from ديدبان آزار
Forwarded from ديدبان آزار
ديدبان آزار
Video
ویدئو مربوط به لحظه آزادسازی زنان از زندان صیدنایا است. زندانی که گفته میشود رژیم بشار اسد ۱۳ هزار نفر را در آن اعدام کرده و هزاران نفر دیگر را تحت شدیدترین شکنجهها قرار داده است. زنان زندانی به شکنجه جنسی و تجاوز گسترده در زندانهای بشار اسد شهادت داده بودند. عدهای از این زنان با اتکا به صلاحیت قضایی جهانی در کشورهای اروپایی پی دادخواهی و پاسخگو کردن رژیم اسد رفتند. در ادامه بخشهایی از روایات و شهادتهای زنان زندانی را میخوانید.
هشدار: محتوای آزاردهنده
پرتمان میکردند روی زمین و لگد میزدند، سرتاسر بدنمان را مورد ضربوشتم قرار میدادند. با کابلهای ضخیم برق شلاقمان میزدند. روی دست و پستانهایم سیگار خاموش کردند. یک بار با ضربه محکمی به سرم بیهوش شدم.
بهزور به پشت میخواباندنم و پاهایم را بالا می بردند. بعد به ران و پاهایم با چوب و کابل برق حمله میکردند. بارها این کار را انجام دادند.
جنازهها را با تحقیر روی زمین میکشیدند، زندانیان را آویزان میکردند و شکنجه میدادند. روی دیوارها رد خون بود. سلولهای زندان بوی خون میداد.
ژاکت مشکی برایم صحنههای تجاوز را تداعی میکند. صدای قطرههای آب مرا به سلول انفرادی بازمیگرداند. ابزارهای شکنجه بازجو دایما در کابوسهایم ظاهر میشوند.
در دفتر رئیس گارد جمهوریخواه در حلب، زیر تصویر بشار اسد به من تجاوز کردند. دچار خونریزی شدم.
طی دو هفته در فرودگاه ارتش در المره، بیش از سه بار مورد تجاوز و تعرض جنسی قرار گرفتم. در بازجوییها لختم کردند و از جلو و پشت مورد تجاوز قرار گرفتم. از تجاوز فیلم گرفت و تهدید کرد که برای آشنایان و اطرافیانم میفرستد.
میتوانستی در صورت همه زنان ببینی که شکنجه شدهاند. دختری ۱۶ ساله توسط شش نفر مورد تجاوز گروهی قرار گرفته بود. از خانوادهای مذهبی بود. بردندش و دیگر از او خبری نرسید.
شکنجه شدم، به من جلوی دیگران تجاوز کردند. در سلول حبسم کرده بودند، اما صدای فریاد زندانیان را میشنیدم. صدایشان تا ابد در گوشم زنگ میزند و فراموش کردن آن ممکن نیست.
«فرمانده سلیمان زیباترین دختران را انتخاب میکرد و به اتاق خود میبرد. در دفترش دو اتاق بود. جلوی آن دفتر بود و پشت آن اتاق تجاوز جنسی. یکی از دخترانی که مورد تجاوز قرار گرفته بود باردار شد. آنها به تجاوز به او در دوره بارداری هم ادامه دادند تا جایی که در ماه ششم بارداری زایمان کرد و جلوی چشمش به بچه شلیک کردند.
@harasswatch
هشدار: محتوای آزاردهنده
پرتمان میکردند روی زمین و لگد میزدند، سرتاسر بدنمان را مورد ضربوشتم قرار میدادند. با کابلهای ضخیم برق شلاقمان میزدند. روی دست و پستانهایم سیگار خاموش کردند. یک بار با ضربه محکمی به سرم بیهوش شدم.
بهزور به پشت میخواباندنم و پاهایم را بالا می بردند. بعد به ران و پاهایم با چوب و کابل برق حمله میکردند. بارها این کار را انجام دادند.
جنازهها را با تحقیر روی زمین میکشیدند، زندانیان را آویزان میکردند و شکنجه میدادند. روی دیوارها رد خون بود. سلولهای زندان بوی خون میداد.
ژاکت مشکی برایم صحنههای تجاوز را تداعی میکند. صدای قطرههای آب مرا به سلول انفرادی بازمیگرداند. ابزارهای شکنجه بازجو دایما در کابوسهایم ظاهر میشوند.
در دفتر رئیس گارد جمهوریخواه در حلب، زیر تصویر بشار اسد به من تجاوز کردند. دچار خونریزی شدم.
طی دو هفته در فرودگاه ارتش در المره، بیش از سه بار مورد تجاوز و تعرض جنسی قرار گرفتم. در بازجوییها لختم کردند و از جلو و پشت مورد تجاوز قرار گرفتم. از تجاوز فیلم گرفت و تهدید کرد که برای آشنایان و اطرافیانم میفرستد.
میتوانستی در صورت همه زنان ببینی که شکنجه شدهاند. دختری ۱۶ ساله توسط شش نفر مورد تجاوز گروهی قرار گرفته بود. از خانوادهای مذهبی بود. بردندش و دیگر از او خبری نرسید.
شکنجه شدم، به من جلوی دیگران تجاوز کردند. در سلول حبسم کرده بودند، اما صدای فریاد زندانیان را میشنیدم. صدایشان تا ابد در گوشم زنگ میزند و فراموش کردن آن ممکن نیست.
«فرمانده سلیمان زیباترین دختران را انتخاب میکرد و به اتاق خود میبرد. در دفترش دو اتاق بود. جلوی آن دفتر بود و پشت آن اتاق تجاوز جنسی. یکی از دخترانی که مورد تجاوز قرار گرفته بود باردار شد. آنها به تجاوز به او در دوره بارداری هم ادامه دادند تا جایی که در ماه ششم بارداری زایمان کرد و جلوی چشمش به بچه شلیک کردند.
@harasswatch
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 تجمع فعالین سوریه، فلسطین و گرجستان در میدان جمهوری پاریس در فرانسه، امروز
شعار سمت چپ: زندانیان سیاسی را آزاد کنید
شعار سمت راست: از سوریه تا گرجستان، همه جا سرنگون باد رژیم!
@collective98
شعار سمت چپ: زندانیان سیاسی را آزاد کنید
شعار سمت راست: از سوریه تا گرجستان، همه جا سرنگون باد رژیم!
@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔻به دنبال سقوط دیکتاتوری اسد و دمشق در سوریه، نیروهای امنیت داخلی روژآوا(آسایش)، کنترل تمامی نهادها و سازمانهای وابسته به رژیم سابق سوریه در شهرهایی مانند حسکه و قامیشلو در مناطق اداره خودگردان دموکراتیک شمال و شرق سوریه-روژآوا را به دست گرفتند.
همچنین نیروهای سوریه دموکراتیک (قسد)، کنترل دادگاه هنگ ۵۴ ارتش رژیم سوریه در قامشلو را به دست گرفتند.
@collective98
همچنین نیروهای سوریه دموکراتیک (قسد)، کنترل دادگاه هنگ ۵۴ ارتش رژیم سوریه در قامشلو را به دست گرفتند.
@collective98
🚩 سقوط بشار اسد؛ گامی بزرگ اما آغازی بر مبارزهای بزرگتر برای آزادی، عدالت، و برابری و راهی برای رهایی از چرخه خشونت و استبداد
ارسالی به کلکتیو۹۸
شیوا عاملیراد
بیتردید، سقوط دیکتاتوری بشار اسد نتیجه سالها مقاومت مردم سوریه است که نشان دادند هیچ استبدادی نمیتواند اراده انسانها برای آزادی را سرکوب کند، هرچند حمایت ایران و روسیه این مقاومت را داعشیزه کرد. اما این پیروزی ناقص و شکننده باقی مانده است. انقلابهای مردمی یکشبه و در عرض دو هفته محقق نمیشوند. گروههای جهادی و تفکرات تکفیری با ربودن دستاوردهای مردم، خود را مدعیان آزادی قلمداد میکنند، اما پشت سر آنها، خون هزاران انسان جاریست که طی دو دهه اخیر برای پایان دادن به استبداد خاندان اسد ایستادگی کردند. امیدی که روزگاری زمینه انقلاب بود، اکنون با سایه خشونت و بنیادگرایی تهدید میشود. نیروهای افراطی که بهعنوان قهرمانان سقوط دیکتاتوری ظاهر شدهاند، در صورت قدرتیابی تنها جایگزینی برای تداوم استبداد خواهند بود.
سوریها و تمامی آزادیخواهان خاورمیانه بیتردید از سقوط حکومت بعث و رهایی از دیکتاتوری بشار اسد شادمان شدند. اما این شادی بهسرعت جای خود را به نگرانی عمیقی داده است؛ چراکه این رهایی با خطر گرفتار شدن در دوگانهای مرگبار میان جهادیگری و استبداد همراه است. در چنین شرایطی، دستیابی به عدالت و آزادی آسان نخواهد بود. آنچه ممکن است باقی بماند، ویرانههایی است که خشونت بنیادگرایانه و سیاستهای تفرقهافکنانه در آن به شکلی گستردهتر ریشه خواهند دواند.
انتقال قدرت در سوریه، بهجای تحقق عدالت و دموکراسی، به خطر فرو رفتن در چرخهای جدید از استبداد مذهبی منجر خواهد شد. خشونت علیه زنان، سرکوب سیستماتیک کوردها، مسیحیان، ایزدیها، دروزیها و دیگر اقلیتها، و ادامه سیاستهای تبعیضآمیز، در سایه بنیادگرایی مذهبی، همچنان تهدیدی جدی برای آینده سوریه و منطقه است.
از طرف دیگر، حامی اصلی حکومت بعث سوریه، یعنی جمهوری اسلامی ایران، تا خرتناق در منجلاب سیاستهای شکستخورده «محور مقاومت» فرو رفت. با این حال، واقعیت تلخی نیز وجود دارد: اشغالگری ایران و روسیه ممکن است جای خود را به سیاست نوعثمانیگری و فاشیسم ترکیه بدهد، که این امر تهدیدی جدی برای آینده سوریه و ثبات منطقه خواهد بود.
انقلاب واقعی زمانی به ثمر میرسد که تمامی اشکال استبداد، چه در هیئت دیکتاتوری دولتی و چه در قالب بنیادگرایی مذهبی، با مبارزهای فراگیر به چالش کشیده شوند. تنها عدالت اجتماعی، برابری، و آزادی میتوانند چرخه خشونت و استبداد را متوقف کنند و راه را برای آیندهای روشن در سوریه و منطقه هموار سازند.
@collective98
ارسالی به کلکتیو۹۸
شیوا عاملیراد
بیتردید، سقوط دیکتاتوری بشار اسد نتیجه سالها مقاومت مردم سوریه است که نشان دادند هیچ استبدادی نمیتواند اراده انسانها برای آزادی را سرکوب کند، هرچند حمایت ایران و روسیه این مقاومت را داعشیزه کرد. اما این پیروزی ناقص و شکننده باقی مانده است. انقلابهای مردمی یکشبه و در عرض دو هفته محقق نمیشوند. گروههای جهادی و تفکرات تکفیری با ربودن دستاوردهای مردم، خود را مدعیان آزادی قلمداد میکنند، اما پشت سر آنها، خون هزاران انسان جاریست که طی دو دهه اخیر برای پایان دادن به استبداد خاندان اسد ایستادگی کردند. امیدی که روزگاری زمینه انقلاب بود، اکنون با سایه خشونت و بنیادگرایی تهدید میشود. نیروهای افراطی که بهعنوان قهرمانان سقوط دیکتاتوری ظاهر شدهاند، در صورت قدرتیابی تنها جایگزینی برای تداوم استبداد خواهند بود.
سوریها و تمامی آزادیخواهان خاورمیانه بیتردید از سقوط حکومت بعث و رهایی از دیکتاتوری بشار اسد شادمان شدند. اما این شادی بهسرعت جای خود را به نگرانی عمیقی داده است؛ چراکه این رهایی با خطر گرفتار شدن در دوگانهای مرگبار میان جهادیگری و استبداد همراه است. در چنین شرایطی، دستیابی به عدالت و آزادی آسان نخواهد بود. آنچه ممکن است باقی بماند، ویرانههایی است که خشونت بنیادگرایانه و سیاستهای تفرقهافکنانه در آن به شکلی گستردهتر ریشه خواهند دواند.
انتقال قدرت در سوریه، بهجای تحقق عدالت و دموکراسی، به خطر فرو رفتن در چرخهای جدید از استبداد مذهبی منجر خواهد شد. خشونت علیه زنان، سرکوب سیستماتیک کوردها، مسیحیان، ایزدیها، دروزیها و دیگر اقلیتها، و ادامه سیاستهای تبعیضآمیز، در سایه بنیادگرایی مذهبی، همچنان تهدیدی جدی برای آینده سوریه و منطقه است.
از طرف دیگر، حامی اصلی حکومت بعث سوریه، یعنی جمهوری اسلامی ایران، تا خرتناق در منجلاب سیاستهای شکستخورده «محور مقاومت» فرو رفت. با این حال، واقعیت تلخی نیز وجود دارد: اشغالگری ایران و روسیه ممکن است جای خود را به سیاست نوعثمانیگری و فاشیسم ترکیه بدهد، که این امر تهدیدی جدی برای آینده سوریه و ثبات منطقه خواهد بود.
انقلاب واقعی زمانی به ثمر میرسد که تمامی اشکال استبداد، چه در هیئت دیکتاتوری دولتی و چه در قالب بنیادگرایی مذهبی، با مبارزهای فراگیر به چالش کشیده شوند. تنها عدالت اجتماعی، برابری، و آزادی میتوانند چرخه خشونت و استبداد را متوقف کنند و راه را برای آیندهای روشن در سوریه و منطقه هموار سازند.
@collective98
🚩 عکس روز:
انقلابیون سوریه زنده اند، حتی بعد از سقوط دیکتاتوری اسد!
روی پارچه نوشته شده:
نه جولانی (رهبر تحریرالشام گروه در قدرت)، نه اسد؛
خودمون میخواهیم کشورمان را بسازیم
@collective98
انقلابیون سوریه زنده اند، حتی بعد از سقوط دیکتاتوری اسد!
روی پارچه نوشته شده:
نه جولانی (رهبر تحریرالشام گروه در قدرت)، نه اسد؛
خودمون میخواهیم کشورمان را بسازیم
@collective98
🚩 سنگ روی سنگ بند نیست
تحولات منطقه سریع و سرگیجه آور است. بشار اسد و رژیم بعث سوریه هم در این گرداب غرق شدند. مردم ستمدیدهای که تجربه چند دهه حاکمیت ستمگر ناسیونال فاشیستی خاندان اسد را بر دوش داشتند و قیام مردمی آنها در بهار عربی با گلوله و زندان و شکنجه و سلاح شیمیایی پاسخ گرفته بود به خیابانها ریختهاند و از رفتن دیکتاتور خونریز شادند؛ و شادمانیشان برحق است.
در مرکز صحنه سیاسی سوریه، ائتلافی از نیروهای مسلح اسلامگرای سوریه به رهبری تحریر الشام هلهلهکشان سهم خود از قدرت را طلب میکنند. نیروهای دمکراتیک سوریه که حول محور روژاوا شکل گرفته با نگرانی به صفآراییها مینگرند و خود را برای مقابله با طرحهای کشتار و توسعهطلبی قدرتهای منطقه و مشخصا دولت فاشیست ترکیه و مزدوران اسلامگرای آن نظیر «ارتش ملی سوریه» آماده میکنند. امپریالیستهای غربی که دلخوشی از رژیم اسد به مثابه متحد رقیب امپریالیست روس خود نداشتند در مجموع نسبت به وقایع سوریه ابراز خشنودی میکنند.
روسیه که در آخرین روزهای رژیم اسد نتوانست یا نخواست تمام قد به حمایت از او در برابر پیشروی هیئت تحریر الشام و دیگران برخیزد و حداقل برایش وقت بخرد به فکر آینده حضور نظامی خود در سوریه و پایگاه استراتژیکاش در کرانه دریای مدیترانه است. دولت نسلکش اسرائیل با عجله میخواهد رویای گسترش سرزمینهای اشغالی به آن سوی بلندیهای جولان را عملی کند و در اولین گام روی صد مرکز نظامی و اطلاعاتی در خاک سوریه بمب میریزد.
در این میان، وضعیت جمهوری اسلامی از همه بحرانیتر و نامطمئنتر است. نه فقط یکی دیگر از ستونهای «محور مقاومت» و «عمق استراتژیک» ایران در فاصلهای کوتاه فرو ریخته بلکه امواج تزلزل به راهروهای قدرت در تهران سرازیر شده است.
اسبهای ارابه حاکمیت در سربالایی گردن هم را گاز میگیرند. تحولات سوریه و تشدید شکافها در راس جمهوری اسلامی بدون شک بر رابطه میان رژیم و پایگاه اجتماعی و مهرههای نظامی ـ امنیتیاش تاثیر میگذارد و ترس و تردید نسبت به آینده نزدیک را به جانشان میاندازد. در این شرایط چنگ انداختن هر چه بیشتر به سرکوب و ارعاب مردم در داخل، به عنوان «راه حلی» در برابر رژیم جلوه میکند تا شاید از این راه بتواند نقاط ضعفش را بپوشاند و جامعه را تحت کنترل نگه دارد. در عین حال همین شرایط، امکان بروز واکنش شدید از جانب مردم نسبت به سرکوبگریها را بالا میبرد. سقوط هر ستمگر امکان تکرار این ماجرا را به ذهن ستمدیدگان سایر کشورها راه میدهد. به ویژه وقتی که با سقوط حکومتی روبرو شوند که متحد و شریک دیرینه ستمگران خودی بوده است.
فهم وضعیت پیش رو و آینده سوریه با توجه به اینکه همزمان محصول تضاد و تناقض چندین بازیگر منطقهای و جهانیست مبهم، مهآلود و ناروشن است. در چنین اوضاعی که نظریات توطئه فراگیر است باید از صدور احکام قطعی در مورد سیر تحولات و ائتلافات و افتراقات احتمالی پرهیز کرد. اما بدون شک مهمترین خطر در حال حاضر، دل بستن مردم و نیروهای انقلابی به کنش و واکنش قدرتهای بزرگ و کوچک مرتجع و امپریالیست و واگذار کردن چگونگی پیشرفت تحولات به اقدامات آنهاست. چرا که این قدرتها تنها و تنها به دنبال تامین منافع استراتژیک و تاکتیکی خود در رقابتهای جهانی و منطقهای هستند. سود جستن از نقاط ضعف و شکافهای واقعی و فزاینده در میان بالاییها، سود جستنی که در خدمت پیشروی انقلاب باشد، فقط با سازماندهی جنبشهای اعتراضی و حقطلبانه و سیاسی از پایین و حفظ نیرو و کسب گام به گام آمادگی سیاسی و تشکیلاتی و لجستیکی از جانب کسانی که در صف مقدم این اعتراضات میایستند امکانپذیر است. این فشرده درسهایی است که از شکستهای تعیینکننده انقلابها از ٥٧ گرفته تا بهار عربی آموختهایم.
@collective98
تحولات منطقه سریع و سرگیجه آور است. بشار اسد و رژیم بعث سوریه هم در این گرداب غرق شدند. مردم ستمدیدهای که تجربه چند دهه حاکمیت ستمگر ناسیونال فاشیستی خاندان اسد را بر دوش داشتند و قیام مردمی آنها در بهار عربی با گلوله و زندان و شکنجه و سلاح شیمیایی پاسخ گرفته بود به خیابانها ریختهاند و از رفتن دیکتاتور خونریز شادند؛ و شادمانیشان برحق است.
در مرکز صحنه سیاسی سوریه، ائتلافی از نیروهای مسلح اسلامگرای سوریه به رهبری تحریر الشام هلهلهکشان سهم خود از قدرت را طلب میکنند. نیروهای دمکراتیک سوریه که حول محور روژاوا شکل گرفته با نگرانی به صفآراییها مینگرند و خود را برای مقابله با طرحهای کشتار و توسعهطلبی قدرتهای منطقه و مشخصا دولت فاشیست ترکیه و مزدوران اسلامگرای آن نظیر «ارتش ملی سوریه» آماده میکنند. امپریالیستهای غربی که دلخوشی از رژیم اسد به مثابه متحد رقیب امپریالیست روس خود نداشتند در مجموع نسبت به وقایع سوریه ابراز خشنودی میکنند.
روسیه که در آخرین روزهای رژیم اسد نتوانست یا نخواست تمام قد به حمایت از او در برابر پیشروی هیئت تحریر الشام و دیگران برخیزد و حداقل برایش وقت بخرد به فکر آینده حضور نظامی خود در سوریه و پایگاه استراتژیکاش در کرانه دریای مدیترانه است. دولت نسلکش اسرائیل با عجله میخواهد رویای گسترش سرزمینهای اشغالی به آن سوی بلندیهای جولان را عملی کند و در اولین گام روی صد مرکز نظامی و اطلاعاتی در خاک سوریه بمب میریزد.
در این میان، وضعیت جمهوری اسلامی از همه بحرانیتر و نامطمئنتر است. نه فقط یکی دیگر از ستونهای «محور مقاومت» و «عمق استراتژیک» ایران در فاصلهای کوتاه فرو ریخته بلکه امواج تزلزل به راهروهای قدرت در تهران سرازیر شده است.
اسبهای ارابه حاکمیت در سربالایی گردن هم را گاز میگیرند. تحولات سوریه و تشدید شکافها در راس جمهوری اسلامی بدون شک بر رابطه میان رژیم و پایگاه اجتماعی و مهرههای نظامی ـ امنیتیاش تاثیر میگذارد و ترس و تردید نسبت به آینده نزدیک را به جانشان میاندازد. در این شرایط چنگ انداختن هر چه بیشتر به سرکوب و ارعاب مردم در داخل، به عنوان «راه حلی» در برابر رژیم جلوه میکند تا شاید از این راه بتواند نقاط ضعفش را بپوشاند و جامعه را تحت کنترل نگه دارد. در عین حال همین شرایط، امکان بروز واکنش شدید از جانب مردم نسبت به سرکوبگریها را بالا میبرد. سقوط هر ستمگر امکان تکرار این ماجرا را به ذهن ستمدیدگان سایر کشورها راه میدهد. به ویژه وقتی که با سقوط حکومتی روبرو شوند که متحد و شریک دیرینه ستمگران خودی بوده است.
فهم وضعیت پیش رو و آینده سوریه با توجه به اینکه همزمان محصول تضاد و تناقض چندین بازیگر منطقهای و جهانیست مبهم، مهآلود و ناروشن است. در چنین اوضاعی که نظریات توطئه فراگیر است باید از صدور احکام قطعی در مورد سیر تحولات و ائتلافات و افتراقات احتمالی پرهیز کرد. اما بدون شک مهمترین خطر در حال حاضر، دل بستن مردم و نیروهای انقلابی به کنش و واکنش قدرتهای بزرگ و کوچک مرتجع و امپریالیست و واگذار کردن چگونگی پیشرفت تحولات به اقدامات آنهاست. چرا که این قدرتها تنها و تنها به دنبال تامین منافع استراتژیک و تاکتیکی خود در رقابتهای جهانی و منطقهای هستند. سود جستن از نقاط ضعف و شکافهای واقعی و فزاینده در میان بالاییها، سود جستنی که در خدمت پیشروی انقلاب باشد، فقط با سازماندهی جنبشهای اعتراضی و حقطلبانه و سیاسی از پایین و حفظ نیرو و کسب گام به گام آمادگی سیاسی و تشکیلاتی و لجستیکی از جانب کسانی که در صف مقدم این اعتراضات میایستند امکانپذیر است. این فشرده درسهایی است که از شکستهای تعیینکننده انقلابها از ٥٧ گرفته تا بهار عربی آموختهایم.
@collective98
🚩 «همزمان با روز جهانی حقوق بشر کارزار"سهشنبههای نه به اعدام" در چهل و ششمین هفته ادامه دارد»
۱۰دسامبر۱۹۴۸ بعد از سالها نقض حقوق بشر در جهان به دست حکومتهای خودکامه و دیکتاتور، سازمان ملل این روز را روز جهانی حقوق بشر نام گذاری کرد و چارچوبی در جهت جلوگیری از نقض حقوق بشر طرح و به ثبت رساند؛ تا شاید بتوان جلوی نقض حقوق انسانها را گرفت.
اکنون بعد از ۷۶ سال از این واقعه همچنان شاهد نقض حقوق بشر در جهان بویژه در ایران به طور آشکار هستیم، علاوه بر تمام سرکوبهای اعتراضات شهروندان و کشتار مردم به جان آمده و دهها و صدهها انسان که دچار ناپدیدسازی قهری شدند، بیش از ۱۰۰هزار تن در دوران چهل و پنج سالهی این حکومت فقط اعدام شدهاند؛ که تنها در یک مورد در ۲۰ روز گذشته تا کنون ۷۵ تن اعدام شدهاند و در کمتر از ۹ ماه سال۱۴۰۳، ۷۷۰ تن حلقآویز گردیدهاند؛ و به جرأت میتوان گفت حکومت ولایت فقیه رکوردار نقض فاحش حقوق بشر در جهان است.
همزمانی روز جهانی حقوق بشر با آنچه که امروز در فضای رسانهای از زندانهای مخوف سوریه از جمله زندان "صیدنایا" در حومه دمشق جهانیان را در بهت فرو برده، شاید تقارنی تصادفی باشد ولی برای همه وجدانهای بیدار و نهادهای حقوق بشری هشداری است برای پیگیریهای جدیتر و پاسخگو کردن عاملان این گونه جنایات که بر روی زمین با حلقآویز کردن و در زیرزمین با دفن و زندهبگور کردن و یا در میان "دستگاههای پرس" و دهها شیوه شکنجه و اعدام دیگر، کشتار و جنایات خود را به بهانه "اعدامهای قانونی" ادامه داده و به هیچ وجه هم پاسخگوی اَعمال خود نیستند .
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" که اکنون وارد چهل و ششمین هفته خود شده ضمن تبریک به مردم آزاده سوریه و زندانیان مقاومی که بعد سالها شکنجه اکنون آزاد شدند و با امید به رهایی زندانیان و مردم ایران از احکام اعدام در روز جهانی حقوق بشر این وقایع (آنچه در سوریه دیده شده) را نقطه عطفی در توجه بیشتر کنشگران حقوق بشر و آزادیخواهان و انسان دوستان در مخالفت با احکام اعدام میداند، تا این مبارزه و مخالفت به حرکتی سراسری، جمعیتر و متحدتر تبدیل گشته و حاکمان را از این سلاح جنایتکارانه، خلع سلاح کنند.
سهشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۳ در چهل و ششمین هفته کارزار ، زندانیان در ۲۵ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین (بند زنان ،بند ۴و ۸)، زندان قزلحصار(واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج ، زندان تهران بزرگ، زندان اراک ، زندان خرم آباد ، زندان اسد آباد اصفهان ، زندان دستگرد اصفهان ، زندان شیبان اهواز ، زندان نظام شیراز ، زندان بم ، زندان کهنوج ، زندان مشهد ، زندان قائمشهر ، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان اردبیل ، زندان تبریز ، زندان ارومیه ، زندان سلماس ، زندان خوی ، زندان نقده ، زندان سقز ، زندان بانه ، زندان مریوان و زندان کامیاران.
سهشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۳
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
@collective98
۱۰دسامبر۱۹۴۸ بعد از سالها نقض حقوق بشر در جهان به دست حکومتهای خودکامه و دیکتاتور، سازمان ملل این روز را روز جهانی حقوق بشر نام گذاری کرد و چارچوبی در جهت جلوگیری از نقض حقوق بشر طرح و به ثبت رساند؛ تا شاید بتوان جلوی نقض حقوق انسانها را گرفت.
اکنون بعد از ۷۶ سال از این واقعه همچنان شاهد نقض حقوق بشر در جهان بویژه در ایران به طور آشکار هستیم، علاوه بر تمام سرکوبهای اعتراضات شهروندان و کشتار مردم به جان آمده و دهها و صدهها انسان که دچار ناپدیدسازی قهری شدند، بیش از ۱۰۰هزار تن در دوران چهل و پنج سالهی این حکومت فقط اعدام شدهاند؛ که تنها در یک مورد در ۲۰ روز گذشته تا کنون ۷۵ تن اعدام شدهاند و در کمتر از ۹ ماه سال۱۴۰۳، ۷۷۰ تن حلقآویز گردیدهاند؛ و به جرأت میتوان گفت حکومت ولایت فقیه رکوردار نقض فاحش حقوق بشر در جهان است.
همزمانی روز جهانی حقوق بشر با آنچه که امروز در فضای رسانهای از زندانهای مخوف سوریه از جمله زندان "صیدنایا" در حومه دمشق جهانیان را در بهت فرو برده، شاید تقارنی تصادفی باشد ولی برای همه وجدانهای بیدار و نهادهای حقوق بشری هشداری است برای پیگیریهای جدیتر و پاسخگو کردن عاملان این گونه جنایات که بر روی زمین با حلقآویز کردن و در زیرزمین با دفن و زندهبگور کردن و یا در میان "دستگاههای پرس" و دهها شیوه شکنجه و اعدام دیگر، کشتار و جنایات خود را به بهانه "اعدامهای قانونی" ادامه داده و به هیچ وجه هم پاسخگوی اَعمال خود نیستند .
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" که اکنون وارد چهل و ششمین هفته خود شده ضمن تبریک به مردم آزاده سوریه و زندانیان مقاومی که بعد سالها شکنجه اکنون آزاد شدند و با امید به رهایی زندانیان و مردم ایران از احکام اعدام در روز جهانی حقوق بشر این وقایع (آنچه در سوریه دیده شده) را نقطه عطفی در توجه بیشتر کنشگران حقوق بشر و آزادیخواهان و انسان دوستان در مخالفت با احکام اعدام میداند، تا این مبارزه و مخالفت به حرکتی سراسری، جمعیتر و متحدتر تبدیل گشته و حاکمان را از این سلاح جنایتکارانه، خلع سلاح کنند.
سهشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۳ در چهل و ششمین هفته کارزار ، زندانیان در ۲۵ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین (بند زنان ،بند ۴و ۸)، زندان قزلحصار(واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج ، زندان تهران بزرگ، زندان اراک ، زندان خرم آباد ، زندان اسد آباد اصفهان ، زندان دستگرد اصفهان ، زندان شیبان اهواز ، زندان نظام شیراز ، زندان بم ، زندان کهنوج ، زندان مشهد ، زندان قائمشهر ، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان اردبیل ، زندان تبریز ، زندان ارومیه ، زندان سلماس ، زندان خوی ، زندان نقده ، زندان سقز ، زندان بانه ، زندان مریوان و زندان کامیاران.
سهشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۳
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
@collective98