به مناسبت ۲۵ نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان
امروز شنبه سوم آذر ۱۴۰۳ جمعی از فعالین حقوق زنان سنندج مراسمی به مناسبت ۲۵ نوامبر برگزار کردند.
در ادامه مبارزه ۴۴ ساله زنان علیه نابرابری و تبعیض جنسیتی در ایران که با قتل دولتی ژینا امینی در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ وارد مرحله ی دیگری شد انقلابی زنانه انسانی با خواستهای معین و روشن علیه هرگونه تبعیض و با رهبریت زنان و شعار زن زندگی آزادی در وسیع ترین شکلش فریاد زده شد.
در ۲۵ نوامبر که مصادف است با ۵ آذر به پاس جانفشانیهای زنان ایرانی برای رهایی به پاس جسارتها و شجاعتهای زنان علیه ستم و خشونت و به یاد زنان جانباخته به یاد ژیناها و نیکاها و.... فریاد زنان زندانی علیه حکم اعدام را با صدایی بلند به گوش سراسر جهان برسانیم.
زنان مبارز و انقلابی سنندج
سوم آذر ۱۴۰۳
امروز شنبه سوم آذر ۱۴۰۳ جمعی از فعالین حقوق زنان سنندج مراسمی به مناسبت ۲۵ نوامبر برگزار کردند.
در ادامه مبارزه ۴۴ ساله زنان علیه نابرابری و تبعیض جنسیتی در ایران که با قتل دولتی ژینا امینی در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ وارد مرحله ی دیگری شد انقلابی زنانه انسانی با خواستهای معین و روشن علیه هرگونه تبعیض و با رهبریت زنان و شعار زن زندگی آزادی در وسیع ترین شکلش فریاد زده شد.
در ۲۵ نوامبر که مصادف است با ۵ آذر به پاس جانفشانیهای زنان ایرانی برای رهایی به پاس جسارتها و شجاعتهای زنان علیه ستم و خشونت و به یاد زنان جانباخته به یاد ژیناها و نیکاها و.... فریاد زنان زندانی علیه حکم اعدام را با صدایی بلند به گوش سراسر جهان برسانیم.
زنان مبارز و انقلابی سنندج
سوم آذر ۱۴۰۳
🚩٢٥ نوامبر روز جهانی مبارزه علیه خشونت بر زنان
این روز نمادین را به مناسبت قتل دولتی خواهران میرابال به سال ١٩٦٠ در یکی از کشورهای آمریکای مرکزی به نام جمهوری دومینیکن انتخاب کردهاند. پاتریا، مینروا و ماریا ترزا را ارتشیان شبانه ربودند و کشتند، آن هم به علت شرکت فعال در مبارزه علیه رژیم یک نظامی دیکتاتور که تروخیلیو نام داشت. آنها برای صحنهسازی جسد خواهران میرابال را در اتوموبیلشان گذاشته و به دره پرتاب کردند ولی هیچکس فریب نخورد.
فقط هفت ماه بعد از این جنایت رژیم تروخیلیو در جریان یک کودتای نظامی سرنگون شد و خود او نیز به قتل رسید. اگرچه قتل خواهران میرابال یک قتل سیاسی بود اما خصلتی مردسالارانه/ زنستیزانه هم داشت. یازده سال پیش از آن، خانواده میرابال که به طبقات مرفه و بالایی جامعه تعلق داشتند به میهمانی رئیس جمهور تروخیلیو دعوت شدند. نگاه هیز دیکتاتور به مینروای نوجوان دوخته شد و وقیحانه از او خواست که معشوقهاش شود. اما با جواب تند مینروا روبرو شد و از همان موقع، کینه مینروا را به دل گرفت. به دستور تروخیلیو برای کل خانواده پروندهسازی کردند و برای مدتی آنان را به زندان انداختند.
٦٤ سال بعد از کشتن خواهران میرابال دنیا پر است از زنکشی و شکلهای عریان و پوشیده خشونت بر زنان. از قتلهای پدرسالارانه در خانوادههای سنتی جنوب جهانی گرفته تا پارتنر کشیهای «مدرن» در کشورهای شمال. از تحقیر و هیچانگاری زنان در صنعت بهرهکشی جنسی و پورنوگرافی گرفته تا به خاک و خون کشاندن تن زنان در نسلکشیها و له کردن روح زنان با کودککشیها؛ نظیر آنچه امروز در غزه شاهدیم. از تمکین و حجاب اجباری گرفته تا محدودیت و ممنوعیت سقط جنین و تجاوز جنسی در کوچه پس کوچهها و زندانها و جنگها.
هدف و نتیجه همه اینها تثبیت جایگاه فرودست اجتماعی زنان است خواه در افغانستان باشد خواه در آمریکا. بخشی از این خشونتها بازمانده از اعصار گذشته و روابط و ارزشهای کهنه است و بخشی همزاد و همپای شیوه تولید سرمایهداری. اما در دنیای امروز، این انبوه خشونت هر خصلتی هم که داشته باشد، به بقاء و بازتولید یک نظام جهانی واحد یعنی سرمایهداری امپریالیستی خدمت میکند (امپریالیسمی که دیگر صرفاً به غرب منوط نیست).
سرمایهداری در همه کشورها (نشسته بر کوه پیشرفتهترین فنآوریها یا فرو رفته در قعر سنتهای قرون وسطایی) تبعیض جنسیتی و جنسی و ابزار خشونت را برای ادامه بخشیدن به انباشت سودآور بکار میگیرد و منطق عمومی نابرابری و تبعیض و برتریجویی را در جامعه بشری تثبیت و تحکیم میکند.
جمهوری اسلامی ایران با قوانین، ارزشها، گفتار و عملکرد سیستماتیکاش مصداق بارز خشونت بر زنان است. آنچه در جریان خیزش ژینا بر زنان شورشی و مقاوم گذشت و آنچه امروز در بیدادگاهها و زندانهای ایران میگذرد نمونههای زنده زنستیزی و خشونت جنسیتی و جنسی و زنکشی است. صدور حکم اعدام برای مبارزانی چون وریشه مرادی و پخشان عزیزی، نگهداشتن زینب جلالیان در شرایط مرگ تدریجی، بی توجهی به وضعیت ناگوار سلامت و بهداشت دهها و صدها زن زندانی گمنام و نامآشنا در زندانهای عادی یا امنیتی ایران همگی قطعات پراکنده یک تصویر واحدند. در روز جهانی مبارزه علیه خشونت بر زنان، فریاد اعتراض خود را به شرایط زنان زندانی و مشخصا حکم اعدام بلندتر کنیم.
@collective98
این روز نمادین را به مناسبت قتل دولتی خواهران میرابال به سال ١٩٦٠ در یکی از کشورهای آمریکای مرکزی به نام جمهوری دومینیکن انتخاب کردهاند. پاتریا، مینروا و ماریا ترزا را ارتشیان شبانه ربودند و کشتند، آن هم به علت شرکت فعال در مبارزه علیه رژیم یک نظامی دیکتاتور که تروخیلیو نام داشت. آنها برای صحنهسازی جسد خواهران میرابال را در اتوموبیلشان گذاشته و به دره پرتاب کردند ولی هیچکس فریب نخورد.
فقط هفت ماه بعد از این جنایت رژیم تروخیلیو در جریان یک کودتای نظامی سرنگون شد و خود او نیز به قتل رسید. اگرچه قتل خواهران میرابال یک قتل سیاسی بود اما خصلتی مردسالارانه/ زنستیزانه هم داشت. یازده سال پیش از آن، خانواده میرابال که به طبقات مرفه و بالایی جامعه تعلق داشتند به میهمانی رئیس جمهور تروخیلیو دعوت شدند. نگاه هیز دیکتاتور به مینروای نوجوان دوخته شد و وقیحانه از او خواست که معشوقهاش شود. اما با جواب تند مینروا روبرو شد و از همان موقع، کینه مینروا را به دل گرفت. به دستور تروخیلیو برای کل خانواده پروندهسازی کردند و برای مدتی آنان را به زندان انداختند.
٦٤ سال بعد از کشتن خواهران میرابال دنیا پر است از زنکشی و شکلهای عریان و پوشیده خشونت بر زنان. از قتلهای پدرسالارانه در خانوادههای سنتی جنوب جهانی گرفته تا پارتنر کشیهای «مدرن» در کشورهای شمال. از تحقیر و هیچانگاری زنان در صنعت بهرهکشی جنسی و پورنوگرافی گرفته تا به خاک و خون کشاندن تن زنان در نسلکشیها و له کردن روح زنان با کودککشیها؛ نظیر آنچه امروز در غزه شاهدیم. از تمکین و حجاب اجباری گرفته تا محدودیت و ممنوعیت سقط جنین و تجاوز جنسی در کوچه پس کوچهها و زندانها و جنگها.
هدف و نتیجه همه اینها تثبیت جایگاه فرودست اجتماعی زنان است خواه در افغانستان باشد خواه در آمریکا. بخشی از این خشونتها بازمانده از اعصار گذشته و روابط و ارزشهای کهنه است و بخشی همزاد و همپای شیوه تولید سرمایهداری. اما در دنیای امروز، این انبوه خشونت هر خصلتی هم که داشته باشد، به بقاء و بازتولید یک نظام جهانی واحد یعنی سرمایهداری امپریالیستی خدمت میکند (امپریالیسمی که دیگر صرفاً به غرب منوط نیست).
سرمایهداری در همه کشورها (نشسته بر کوه پیشرفتهترین فنآوریها یا فرو رفته در قعر سنتهای قرون وسطایی) تبعیض جنسیتی و جنسی و ابزار خشونت را برای ادامه بخشیدن به انباشت سودآور بکار میگیرد و منطق عمومی نابرابری و تبعیض و برتریجویی را در جامعه بشری تثبیت و تحکیم میکند.
جمهوری اسلامی ایران با قوانین، ارزشها، گفتار و عملکرد سیستماتیکاش مصداق بارز خشونت بر زنان است. آنچه در جریان خیزش ژینا بر زنان شورشی و مقاوم گذشت و آنچه امروز در بیدادگاهها و زندانهای ایران میگذرد نمونههای زنده زنستیزی و خشونت جنسیتی و جنسی و زنکشی است. صدور حکم اعدام برای مبارزانی چون وریشه مرادی و پخشان عزیزی، نگهداشتن زینب جلالیان در شرایط مرگ تدریجی، بی توجهی به وضعیت ناگوار سلامت و بهداشت دهها و صدها زن زندانی گمنام و نامآشنا در زندانهای عادی یا امنیتی ایران همگی قطعات پراکنده یک تصویر واحدند. در روز جهانی مبارزه علیه خشونت بر زنان، فریاد اعتراض خود را به شرایط زنان زندانی و مشخصا حکم اعدام بلندتر کنیم.
@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 اعتراضات خیابانی مردمی پس از اعلام ممنوعیت شعار ژن ژیان ئازادی در برخی شهرهای کردستان در باکوور در ترکیه
جواب جمعیت متحد به این ممنوعیت این بود: طنین پرقدرت شعار #ژن_ژیان_ئازادی در خیابان!
@collective98
جواب جمعیت متحد به این ممنوعیت این بود: طنین پرقدرت شعار #ژن_ژیان_ئازادی در خیابان!
@collective98
🚩 کارزار"سهشنبههای نه به اعدام" در ۲۵ زندان مختلف وارد هفته چهل و چهارم شد
با محکوميت "صدور احکام "فلهای" اعدام راهبرد حکومت مستبد ایران برای ایجاد رعب و وحشت"
همزمان با هفتاد و یکمین محکومیت حکومت ایران به خاطر نقض حقوق بشر توسط مجمع عمومی سازمان ملل!
در حالی که جامعه ایران با مشکلات معیشتی فراوان و بغرنجی روبرو و حکومت در حل آن به بنبست رسیده است. حکومت از ترس تکرار اعتراضات فراگیر مردمی افزایش اعدام را تنها راهحل میداند. به طوری که روزانه در زندانهای مختلف شاهد اجرای احکام اعدام هستیم. بنا بر اخبار منتشر شده تنها در یک هفته گذشته دستکم ۲۵ تن اعدام شدهاند.
ماه گذشته نیز حکومت با اعدام بیش از ۱۴۰ تن، صدها خانواده را عزادار کرد. احکامی که هیچگونه بازدارندگی ندارد و صرفا هدف از این احکام نه مجازات شخص، بلکه هدف آن سیاسی و به قصد ایجاد ترس و اختناق در جامعه است.
در اقدامی سرکوبگرانه حکومت مستبد حاکم بر کشور، در چند روز گذشته برای دو زندانی سیاسی کُرد در زندان مرکزی ارومیه به اسامی مهران حسنزاده که در اعتراضات ۱۴۰۱ بازداشت شده بود و زندانی دیگر حمید عبدالله زاده حکم ضد انسانی اعدام صادر کرده است. صدور این احکام همزمان با محکومیت حکومت ایران برای هفتاد و یکمین بار از طرف مجمع عمومی سازمان ملل به خاطر نقض فاحش حقوق بشر است.
فراموش نمیکنیم که دو سال پیش و در اوج اعتراضات مردمی ۱۴۰۱، فایل صوتی از نشست گروهی از صاحبان قدرت افشا گردید که در آن فایل به صورت کاملاً مشخص از قول خامنهای اشاره شده بود که قوهقضائیه باید دستکم ۷۰-۸۰ نفر از معترضان بازداشتی را اعدام کند. و از دستگاههای امنیتی و قضائی خواسته بود که پروندههای اعدامشدگان حتیالمقدور به صورت "قصاص" رسانهای شود.
صدور حکم اعدام برای مهران حسن زاده و حکم اعدام "فلهای" برای شش متهم پرونده "اکباتان" را باید در همین راستا ارزیابی و راهبرد حکومت برای جلوگیری از آغاز یا گسترش اعتراضات مردم جان به لب رسیده ایران دانست.
چنانکه پیشتر به انتقال چهار زندانی سیاسی محکوم به اعدام از هموطنان عرب در زندان شیبان اهواز به سلول انفرادی اشاره شدهبود. اکنون نزدیک به ۴۰ روز است که این چهار زندانی(عدنان غبیشاوی، علی مجدم، معین غنفری، محمدرضا مقدم) همچنان در بیخبری کامل از وضعیت آنها به سر میبریم و جانشان در معرض خطر جدی است.
کارزار"سهشنبههای نه به اعدام" ضمن محکوم کردن تمامی اعدامها و روند ناعادلانه دادگاهها و نقض آشکار حقوق بشر در ایران نسبت به گسترش اعدامها هشدار جدی میدهد و از تمام نهادها و اشخاص حقیقی و حقوقی در سراسر جهان، از جمله فعالان سیاسی ، حقوقبشری ، مدنی ، صنفی و ... میخواهد جهت نجات جان زندانیان زیر حکم اعدام در ایران تلاش بیشتری کنند. ما همچنان به اتحاد عمل و همبستگی جمعی برای توقف ماشین کشتار تاکید میکنیم.
اعضای کارزار"سهشنبههای نه به اعدام" در روز سهشنبه، ۶ آذر ۱۴۰۳، در ۲۵ زندان مختلف برای ۴۴ هفته مستمر در اعتراض به احکام اعدام در ایران در اعتصاب غذا هستند.
زندانیان اعتصابی شامل زندانهای زیر میباشد:
زندان اوین (بند زنان ،بند ۴و ۸)، زندان قزلحصار(واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج ، زندان تهران بزرگ، زندان اراک ، زندان خرم آباد ، زندان اسد آباد اصفهان ، زندان شیبان اهواز ، زندان نظام شیراز ، زندان بم ، زندان کهنوج ، زندان مشهد ، زندان قائمشهر ، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان اردبیل ، زندان تبریز ، زندان ارومیه ، زندان سلماس ، زندان خوی ، زندان نقده ، زندان سقز ، زندان بانه ، زندان مریوان و زندان کامیاران
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
سهشنبه ۶ آذر ۱۴۰۳
@collective98
با محکوميت "صدور احکام "فلهای" اعدام راهبرد حکومت مستبد ایران برای ایجاد رعب و وحشت"
همزمان با هفتاد و یکمین محکومیت حکومت ایران به خاطر نقض حقوق بشر توسط مجمع عمومی سازمان ملل!
در حالی که جامعه ایران با مشکلات معیشتی فراوان و بغرنجی روبرو و حکومت در حل آن به بنبست رسیده است. حکومت از ترس تکرار اعتراضات فراگیر مردمی افزایش اعدام را تنها راهحل میداند. به طوری که روزانه در زندانهای مختلف شاهد اجرای احکام اعدام هستیم. بنا بر اخبار منتشر شده تنها در یک هفته گذشته دستکم ۲۵ تن اعدام شدهاند.
ماه گذشته نیز حکومت با اعدام بیش از ۱۴۰ تن، صدها خانواده را عزادار کرد. احکامی که هیچگونه بازدارندگی ندارد و صرفا هدف از این احکام نه مجازات شخص، بلکه هدف آن سیاسی و به قصد ایجاد ترس و اختناق در جامعه است.
در اقدامی سرکوبگرانه حکومت مستبد حاکم بر کشور، در چند روز گذشته برای دو زندانی سیاسی کُرد در زندان مرکزی ارومیه به اسامی مهران حسنزاده که در اعتراضات ۱۴۰۱ بازداشت شده بود و زندانی دیگر حمید عبدالله زاده حکم ضد انسانی اعدام صادر کرده است. صدور این احکام همزمان با محکومیت حکومت ایران برای هفتاد و یکمین بار از طرف مجمع عمومی سازمان ملل به خاطر نقض فاحش حقوق بشر است.
فراموش نمیکنیم که دو سال پیش و در اوج اعتراضات مردمی ۱۴۰۱، فایل صوتی از نشست گروهی از صاحبان قدرت افشا گردید که در آن فایل به صورت کاملاً مشخص از قول خامنهای اشاره شده بود که قوهقضائیه باید دستکم ۷۰-۸۰ نفر از معترضان بازداشتی را اعدام کند. و از دستگاههای امنیتی و قضائی خواسته بود که پروندههای اعدامشدگان حتیالمقدور به صورت "قصاص" رسانهای شود.
صدور حکم اعدام برای مهران حسن زاده و حکم اعدام "فلهای" برای شش متهم پرونده "اکباتان" را باید در همین راستا ارزیابی و راهبرد حکومت برای جلوگیری از آغاز یا گسترش اعتراضات مردم جان به لب رسیده ایران دانست.
چنانکه پیشتر به انتقال چهار زندانی سیاسی محکوم به اعدام از هموطنان عرب در زندان شیبان اهواز به سلول انفرادی اشاره شدهبود. اکنون نزدیک به ۴۰ روز است که این چهار زندانی(عدنان غبیشاوی، علی مجدم، معین غنفری، محمدرضا مقدم) همچنان در بیخبری کامل از وضعیت آنها به سر میبریم و جانشان در معرض خطر جدی است.
کارزار"سهشنبههای نه به اعدام" ضمن محکوم کردن تمامی اعدامها و روند ناعادلانه دادگاهها و نقض آشکار حقوق بشر در ایران نسبت به گسترش اعدامها هشدار جدی میدهد و از تمام نهادها و اشخاص حقیقی و حقوقی در سراسر جهان، از جمله فعالان سیاسی ، حقوقبشری ، مدنی ، صنفی و ... میخواهد جهت نجات جان زندانیان زیر حکم اعدام در ایران تلاش بیشتری کنند. ما همچنان به اتحاد عمل و همبستگی جمعی برای توقف ماشین کشتار تاکید میکنیم.
اعضای کارزار"سهشنبههای نه به اعدام" در روز سهشنبه، ۶ آذر ۱۴۰۳، در ۲۵ زندان مختلف برای ۴۴ هفته مستمر در اعتراض به احکام اعدام در ایران در اعتصاب غذا هستند.
زندانیان اعتصابی شامل زندانهای زیر میباشد:
زندان اوین (بند زنان ،بند ۴و ۸)، زندان قزلحصار(واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج ، زندان تهران بزرگ، زندان اراک ، زندان خرم آباد ، زندان اسد آباد اصفهان ، زندان شیبان اهواز ، زندان نظام شیراز ، زندان بم ، زندان کهنوج ، زندان مشهد ، زندان قائمشهر ، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان اردبیل ، زندان تبریز ، زندان ارومیه ، زندان سلماس ، زندان خوی ، زندان نقده ، زندان سقز ، زندان بانه ، زندان مریوان و زندان کامیاران
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
سهشنبه ۶ آذر ۱۴۰۳
@collective98
🚩 توماج صالحی زندانی سیاسی از زندان آزاد شد
او پیشتر به اعدام محکوم شده بود، حکمی که در بازنگری تغییر یافت.
بنامید آزادی دیگر زندانیان سیاسی به ویژه زندانیان گمنام!
#توماج_صالحی
#انقلاب_ژینا
#ژن_ژیان_آزادی
@collective98
او پیشتر به اعدام محکوم شده بود، حکمی که در بازنگری تغییر یافت.
بنامید آزادی دیگر زندانیان سیاسی به ویژه زندانیان گمنام!
#توماج_صالحی
#انقلاب_ژینا
#ژن_ژیان_آزادی
@collective98
🚩 پیام همبستگی ورونیکا گاگو، فعال فمینیست و نویسنده و معلم آرژانتینی، با فعالین فمینیست و کارگری زندانی در ایران به بهانه اعلام حکم جدید عاطفه رنگریز به اتهام تشکیل گروه تلگرامی برای ترجمه آثار #ورونیکا_گاگو
در این پیام ویدیویی علاوه بر صحبت از شرایط #عاطفه_رنگریز، گاگو با اشاره به صدور حکم اعدام برای #پخشان_عزیزی و #وریشه_مرادی و همچنین صدور حکمهای طولانیمدت برای فعالین در ایران، این وضعیت را گواهی بر #جنگ_علیه_زنان و دگرباشان جنسی/جنسیتی میداند و آن را به شدت محکوم کرده و خواهان همصدایی و همبستگی جنبش فمینیست بینالملل در محکومیت جمهوری اسلامی ایران و اقدام عملی در جهت رهایی فعالین زندانی در ایران شد.
او از سازماندهندگان جنبش #نه_حتی_یکی_کمتر (#NiUnaMenos) در سال ۲۰۱۵ در آرژانتین در اعتراض به زنکشی بود.
همچنین او از نظریهپردازان اعتصاب فمینیستی است.
در کتاب "فمینیست اینترنشنال" در مورد پتانسیلهای جنبشهای فمینیستی جدید صحبت میکند که جنبشهای اعتراضی دیگر را به هم متصل میکنند.
مطلبی از سبا معمار در رادیو زمانه درباره گاگو و آثارش.
#ژن_ژیان_ئازادی
@collective98
در این پیام ویدیویی علاوه بر صحبت از شرایط #عاطفه_رنگریز، گاگو با اشاره به صدور حکم اعدام برای #پخشان_عزیزی و #وریشه_مرادی و همچنین صدور حکمهای طولانیمدت برای فعالین در ایران، این وضعیت را گواهی بر #جنگ_علیه_زنان و دگرباشان جنسی/جنسیتی میداند و آن را به شدت محکوم کرده و خواهان همصدایی و همبستگی جنبش فمینیست بینالملل در محکومیت جمهوری اسلامی ایران و اقدام عملی در جهت رهایی فعالین زندانی در ایران شد.
او از سازماندهندگان جنبش #نه_حتی_یکی_کمتر (#NiUnaMenos) در سال ۲۰۱۵ در آرژانتین در اعتراض به زنکشی بود.
همچنین او از نظریهپردازان اعتصاب فمینیستی است.
در کتاب "فمینیست اینترنشنال" در مورد پتانسیلهای جنبشهای فمینیستی جدید صحبت میکند که جنبشهای اعتراضی دیگر را به هم متصل میکنند.
مطلبی از سبا معمار در رادیو زمانه درباره گاگو و آثارش.
#ژن_ژیان_ئازادی
@collective98
🚩 کارزار "سهشنبه های نه به اعدام" در ۲۵ زندان مختلف وارد چهل و پنجمین هفته شد.
حکم اعدام برای ۶ تن از زندانیان سیاسی اعضای کارزار "سهشنبه های نه به اعدام"
در آستانه ۱۶ آذر ، روز دانشجو را به تمام دانشجویان عزیز به ویژه دانشجویانی که در چند سال اخیر نقطه کانونی خیزش و اعتراضات مردمی علیه حکومت مستبد ولایت فقیه بودند، تبریک و شاد باش میگوییم. دانشجویانی که شجاعانه دانشگاه را به سنگر مقاومت، آزادی و برابری تبدیل کردند. تعداد زیادی دستگیر و تعدادی در راه تحقق آرمانهای جنبش دانشجویی و مردم ایران جان باختند. یاد تمام جانباختگان از جمله دانشجویان را گرامی میداریم.
طبق معمول ماشین اعدام حکومت جرم و جنایت بدون توقف در حال کشتار است. به طوری که از سهشنبه گذشته تاکنون بیش از ۲۸ تن را در زندانهای مختلف به دار آویخته که ۲ تن از آنها کودک مجرم بودند. این دو تن در زندانهای یزد و قزلحصار اعدام شدند. بنا بر اخبار منتشر شده تعداد قربانیان و اعدامها از ابتدای سال ۱۴۰۳ تاکنون حدود ۷۴۳ تن است. شدت اجرای این احکام قرون وسطایی در هفتههای اخیر به اندازهای بود که اعضای کارزار " سهشنبههای نه به اعدام" در زندان لاکان رشت، که از جمله مهمترین مراکز اجرای اعدام در چند ماه اخیر بود را وادار به واکنش و صدور بیانیه اعتراضی در اول هفته جاری نمود.
حکومتی که در حل بحرانهای معیشتی به بنبست رسیده و باعث گسترش تجمعات اعتراضی تمام اقشار جامعه شده، با تصویب قانون زن ستیزانه لایحه حجاب و عفاف، سرکوب و اعدام ، قصد ایجاد رعب و وحشت در جامعه را دارد.
در ادامه همین سرکوبها قوه قضائیه حکومت چند روز گذشته در اقدامی ضد انسانی، یک زندانی سیاسی در زندان ارومیه به اسم محراب عبداللهزاده که از بازداشتیهای ۱۴۰۱ است را به اعدام محکوم و در اقدامی دیگر برای ۶ زندان سیاسی در زندان اوین به اتهام بغی حکم اعدام صادر کرده است.
این زندانیان سیاسی با اسامی(وحید بنی عامریان، پویا قبادی، بابک علیپور، علی اکبر دانشور، ابوالحسن منتظر، محمد تقوی) از اعضای کارزار "سهشنبه های نه به اعدام" هستند.
نکته مهم و تاسف بار درباره روند دادرسی ناعادلانه این زندانیان سیاسی این است که ایمان افشاری رئیس شعبه ۲۶ بیدادگاه انقلاب به استناد "علم قاضی" دستور "قتل حکومتی" این زندانیان را صادر کرده است.
در طول سالهای گذشته علم قاضی حربهای برای دستگاه قضائیه "جمهوری اسلامی" بوده تا در پروندههای بسیاری برای صدور حکم اعدام از آن استفاده کند. چرا که با اعمال ماهها شکنجه و حبس در انفرادی و بازجویی ، استناد به علم قاضی برای اعدام ، به اندازه کافی رسوا بودن چنین پروندهسازیهایی را آشکار میسازد.
این احکام اعدام در حالی است که چند هفته پیش نیز برای ۶ تن از زندانیان سیاسی معروف به "بچههای اکباتان" حکم اعدام صادر شده بود.
اما قطعا این احکام و سرکوبهای سبعانه بیپاسخ نمیماند و زنان و مردان شجاع ایران همچنان که در گذشته ثابت کردهاند مرعوب نخواهند شد و برای آزادی و رهایی مصممتر اقدام خواهند کرد.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" که با هدف مقابله با حکم ضد انسانی اعدام با هر نوع اتهامی شکل گرفته، گرفتن حق حیات را شایسته کرامت انسانی نمیداند و خواهان لغو اعدام و پایان دادن به این خشونت و سرکوب در ایران است.
بنابراین این کارزار ، همهی سازمانها و مراجع مدافع حقوق بشر را به اقدام فوری و کار آمد برای نجات جان زندانیان و آزادی همه زندانیان سیاسی فرا میخواند و عاملان و آمران این جنایتها باید در پیشگاه عدالت قرار گیرند و پاسخگو شوند.
همچنین جا دارد از زنان و مردان شجاعی که در دل تهران و زیر سایه سرکوب تجمع علیه اعدام بر پا میکنند و از تمام کارگران، بازنشستگان، معلمان و پرستاران که در تجمعات خود علیه اعدام شعار سر میدهند. و دانشجویانی که از کارزار حمایت میکنند. تشکر و قدردانی نماییم. ما معتقدیم این قبیل حرکات باید گستردهتر و پیوسته ادامه یابد تا حکومت را وادار به تسلیم نماید. همچنان ما بر اقدام عملی و جمعی و متحدانه علیه اعدام تاکید میکنیم.
اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" سهشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۳ در هفته چهل و پنجم در ۲۵ زندان مختلف در اعتصاب غذا خواهند بود.
زندانیان اعتصابی :
زندان اوین (بند زنان ،بند ۴و ۸)، زندان قزلحصار(واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج ، زندان تهران بزرگ، زندان اراک ، زندان خرم آباد ، زندان اسد آباد اصفهان ، زندان دستگرد اصفهان ، زندان شیبان اهواز ، زندان نظام شیراز ، زندان بم ، زندان کهنوج ، زندان مشهد ، زندان قائمشهر ، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان اردبیل ، زندان تبریز ، زندان ارومیه ، زندان سلماس ، زندان خوی ، زندان نقده، زندان سقز ، زندان بانه ، زندان مریوان و زندان کامیاران
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
سهشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۳
@collective98
حکم اعدام برای ۶ تن از زندانیان سیاسی اعضای کارزار "سهشنبه های نه به اعدام"
در آستانه ۱۶ آذر ، روز دانشجو را به تمام دانشجویان عزیز به ویژه دانشجویانی که در چند سال اخیر نقطه کانونی خیزش و اعتراضات مردمی علیه حکومت مستبد ولایت فقیه بودند، تبریک و شاد باش میگوییم. دانشجویانی که شجاعانه دانشگاه را به سنگر مقاومت، آزادی و برابری تبدیل کردند. تعداد زیادی دستگیر و تعدادی در راه تحقق آرمانهای جنبش دانشجویی و مردم ایران جان باختند. یاد تمام جانباختگان از جمله دانشجویان را گرامی میداریم.
طبق معمول ماشین اعدام حکومت جرم و جنایت بدون توقف در حال کشتار است. به طوری که از سهشنبه گذشته تاکنون بیش از ۲۸ تن را در زندانهای مختلف به دار آویخته که ۲ تن از آنها کودک مجرم بودند. این دو تن در زندانهای یزد و قزلحصار اعدام شدند. بنا بر اخبار منتشر شده تعداد قربانیان و اعدامها از ابتدای سال ۱۴۰۳ تاکنون حدود ۷۴۳ تن است. شدت اجرای این احکام قرون وسطایی در هفتههای اخیر به اندازهای بود که اعضای کارزار " سهشنبههای نه به اعدام" در زندان لاکان رشت، که از جمله مهمترین مراکز اجرای اعدام در چند ماه اخیر بود را وادار به واکنش و صدور بیانیه اعتراضی در اول هفته جاری نمود.
حکومتی که در حل بحرانهای معیشتی به بنبست رسیده و باعث گسترش تجمعات اعتراضی تمام اقشار جامعه شده، با تصویب قانون زن ستیزانه لایحه حجاب و عفاف، سرکوب و اعدام ، قصد ایجاد رعب و وحشت در جامعه را دارد.
در ادامه همین سرکوبها قوه قضائیه حکومت چند روز گذشته در اقدامی ضد انسانی، یک زندانی سیاسی در زندان ارومیه به اسم محراب عبداللهزاده که از بازداشتیهای ۱۴۰۱ است را به اعدام محکوم و در اقدامی دیگر برای ۶ زندان سیاسی در زندان اوین به اتهام بغی حکم اعدام صادر کرده است.
این زندانیان سیاسی با اسامی(وحید بنی عامریان، پویا قبادی، بابک علیپور، علی اکبر دانشور، ابوالحسن منتظر، محمد تقوی) از اعضای کارزار "سهشنبه های نه به اعدام" هستند.
نکته مهم و تاسف بار درباره روند دادرسی ناعادلانه این زندانیان سیاسی این است که ایمان افشاری رئیس شعبه ۲۶ بیدادگاه انقلاب به استناد "علم قاضی" دستور "قتل حکومتی" این زندانیان را صادر کرده است.
در طول سالهای گذشته علم قاضی حربهای برای دستگاه قضائیه "جمهوری اسلامی" بوده تا در پروندههای بسیاری برای صدور حکم اعدام از آن استفاده کند. چرا که با اعمال ماهها شکنجه و حبس در انفرادی و بازجویی ، استناد به علم قاضی برای اعدام ، به اندازه کافی رسوا بودن چنین پروندهسازیهایی را آشکار میسازد.
این احکام اعدام در حالی است که چند هفته پیش نیز برای ۶ تن از زندانیان سیاسی معروف به "بچههای اکباتان" حکم اعدام صادر شده بود.
اما قطعا این احکام و سرکوبهای سبعانه بیپاسخ نمیماند و زنان و مردان شجاع ایران همچنان که در گذشته ثابت کردهاند مرعوب نخواهند شد و برای آزادی و رهایی مصممتر اقدام خواهند کرد.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" که با هدف مقابله با حکم ضد انسانی اعدام با هر نوع اتهامی شکل گرفته، گرفتن حق حیات را شایسته کرامت انسانی نمیداند و خواهان لغو اعدام و پایان دادن به این خشونت و سرکوب در ایران است.
بنابراین این کارزار ، همهی سازمانها و مراجع مدافع حقوق بشر را به اقدام فوری و کار آمد برای نجات جان زندانیان و آزادی همه زندانیان سیاسی فرا میخواند و عاملان و آمران این جنایتها باید در پیشگاه عدالت قرار گیرند و پاسخگو شوند.
همچنین جا دارد از زنان و مردان شجاعی که در دل تهران و زیر سایه سرکوب تجمع علیه اعدام بر پا میکنند و از تمام کارگران، بازنشستگان، معلمان و پرستاران که در تجمعات خود علیه اعدام شعار سر میدهند. و دانشجویانی که از کارزار حمایت میکنند. تشکر و قدردانی نماییم. ما معتقدیم این قبیل حرکات باید گستردهتر و پیوسته ادامه یابد تا حکومت را وادار به تسلیم نماید. همچنان ما بر اقدام عملی و جمعی و متحدانه علیه اعدام تاکید میکنیم.
اعضای کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" سهشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۳ در هفته چهل و پنجم در ۲۵ زندان مختلف در اعتصاب غذا خواهند بود.
زندانیان اعتصابی :
زندان اوین (بند زنان ،بند ۴و ۸)، زندان قزلحصار(واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج ، زندان تهران بزرگ، زندان اراک ، زندان خرم آباد ، زندان اسد آباد اصفهان ، زندان دستگرد اصفهان ، زندان شیبان اهواز ، زندان نظام شیراز ، زندان بم ، زندان کهنوج ، زندان مشهد ، زندان قائمشهر ، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان اردبیل ، زندان تبریز ، زندان ارومیه ، زندان سلماس ، زندان خوی ، زندان نقده، زندان سقز ، زندان بانه ، زندان مریوان و زندان کامیاران
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
سهشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۳
@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 راهپیمایی اعتراضی مردم باکوور کردستان در ترکیه به سمت مرز کوبانی با شعار "زنده باد مقاومت روژآوا"و "ژن.ژیان.ئازادی"
بخش هایی از مردم روژآوا در پی تحولات جدید در سوریه، با خطر آوارگی چندباره و حتی قتل عام مواجهند و مناطقی از روژاوا تیز از نو با خطر اشغال روبه رو شده است.
#ژن_ژیان_ئازادی
#مقاومت_زندگیست_قیام_زندگیست
#بەرخۆدان_ژیانە
@collective98
بخش هایی از مردم روژآوا در پی تحولات جدید در سوریه، با خطر آوارگی چندباره و حتی قتل عام مواجهند و مناطقی از روژاوا تیز از نو با خطر اشغال روبه رو شده است.
#ژن_ژیان_ئازادی
#مقاومت_زندگیست_قیام_زندگیست
#بەرخۆدان_ژیانە
@collective98
🚩 به بهانهی ۱۶ آذر
"استمداد از دانشجویان برای نجات جانهای زیر حکم اعدام"
زندانی سیاسی سعید ماسوری
زندان قزلحصار ۱۵ آذر ۱۴۰۳
ارسالی به کلکتیو۹۸
روزگاری کلاسهای آناتومی با تاریخچه آن و نقاشیها و مطالعات لئوناردو داوینچی شروع میشد. با آن تصاویر پرسپکتیوش در نمایش آناتومی بدن انسان.
همچنین میخواندیم از دانشجویان دانشگاه پدوآ "Pedoa" که در سالن تشریح با وجودی که استادان از رسالههای جالینوس برای آنها میخواندند ولی دانشجویان آنچه را بر روی "میز تشریح" میدیدند، میپذیرفتند. همانطور که بر همان میز تشریح واضح بود. که تعداد دندههای قفسه سینه در مرد و زن برابر هستند و زن از یک دنده مرد ساخته نشده ...! و این را Vetalu به همه نشان داد.
تا ویلیام هاروی که کارکرد قلب و حجم خون در گردش را در بدن محاسبه کرد و گالوانی که با قورباغههایش کارکرد الکتریسیته در بدن را به اثبات رساند و آنگاه که میکروسکوپ اختراع گردید. جهان با جزئیات بیسابقه به نمایش درآمد. واحد حیاتی، نامگذاری سلول و رنگآمیزی آن و آشکار شدن تقسیم سلول و کروماتینها و بعد کروموزوم و با کشف پرتوهای ایکس توسط فیزیکدانها زمینه عکسبرداری و شناخت ساختمان DNA فراهم گردید و اینهمه و انبوهی دیگر تلاشهایی برای نجات جان انسانها بود.
از طرفی دیگر، اما پروژه منهتن در صدد ساختن بمب اتمی بود. که تنها با یک "Little boy" (پسر کوچولو) صدها هزار نفر را به طور مستقیم و ملتی را (و شاید هم بشریت) را به طور غیرمستقیم به خاک و خون کشید. ولی بودند دانشجویان، پژوهشگران و دانشمندانی که چشم خود را نبسته بودند؛ از اعتراضات دانشجویی در آمریکا ، فرانسه و...، علیه جنگ ویتنام و نابرابریها تا خروج از پروژههایی مانند پروژه منهتن، افرادی چون موریس ویلیکینز که از پروژه هستهای خارج و با به کارگیری فیزیک در زیستشناسی با استفاده از شکست مولکول و آشکار کردن ساختمان DNA همت گماشت و پایهگذار دوران جدیدی در علم پزشکی و نجات جانها شد.
شاید مبالغه نباشد اگر بگوییم که امروز در میهنمان ایران، دسته دسته انسانها به طور مستقیم کشته و از زندگی محروم میگردند و بسا انسانهای بیشمار دیگر که به طور غیرمستقیم سوژه این کشتار و محرومیت از زندگی میشوند و در اینجا نه با بمب هستهای بلکه با طنابهای دار و اعدام.
بمب اتم هم ابتدا به بهانه تضمین صلح و بازدارندگی ساخته شد(درست همانطور که حکم اعدام و قصاص را هم برای عبرت و بازدارندگی از جنایت میگویند) ولی خودش نفس جنایت گردید. چرا که وقتی بمب ساخته میشود همزمان بستر کشتارهای هیروشیما و ناکازاکی فراهم گردیده و دیگر فجایع متعاقب آن دور از انتظار نیست و به طریق اولی زمانی که اعدام و حلقآویز، پذیرفته و نص قانون میشود، بستر جنایت و کشتار و اعدامهای دستهجمعی هم اجتناب ناپذیر میگردد.
خصوصاً توسط حکومتی که سرشت قرون وسطایی و جنایتکارانهاش بسا بسا خطرناکتر از بمب اتم است.(کافیست آمار کشتههای بمب اتمی در هیروشیما را با آمار اعدامهای این حکومت مقایسه کرد)
کارزار و جنبشی که برای مقابله به خنثی کردن این "بمب فعال شده اعدام" به راه افتاده بسیار مهمتر و جدیتر از مخالفت آن دوران با بمب هستهای است.
چون این "قانونی بودن حکم اعدام" زمینه ساز اعدامهای دلبخواهی و انبوه است. خصوصاً که با شکستهای غزه و لبنان و جدیداً سوریه ، موج اعدامها به مثابه بمبهایی وحشی است که در جلوی چشم مردم را منفجر میکند تا مردم به جان آمده را مرعوب و بقای خود را تضمین کند.
اینجاست که از دانشجویان و اساتید و معلمان به عنوان آگاهترین اقشار اجتماعی انتظار میرود که از پیشتازان حمایت از برچیدن حکم اعدام و کارزار "نه به اعدام" باشند، بهعنوان یکی از مبرمترین وظایف انسانی در میهنشان با هر آنچه در توان دارند ، اعم از :
سخنی و قلمی یا قدمی و عَلَمی
@collective98
"استمداد از دانشجویان برای نجات جانهای زیر حکم اعدام"
زندانی سیاسی سعید ماسوری
زندان قزلحصار ۱۵ آذر ۱۴۰۳
ارسالی به کلکتیو۹۸
روزگاری کلاسهای آناتومی با تاریخچه آن و نقاشیها و مطالعات لئوناردو داوینچی شروع میشد. با آن تصاویر پرسپکتیوش در نمایش آناتومی بدن انسان.
همچنین میخواندیم از دانشجویان دانشگاه پدوآ "Pedoa" که در سالن تشریح با وجودی که استادان از رسالههای جالینوس برای آنها میخواندند ولی دانشجویان آنچه را بر روی "میز تشریح" میدیدند، میپذیرفتند. همانطور که بر همان میز تشریح واضح بود. که تعداد دندههای قفسه سینه در مرد و زن برابر هستند و زن از یک دنده مرد ساخته نشده ...! و این را Vetalu به همه نشان داد.
تا ویلیام هاروی که کارکرد قلب و حجم خون در گردش را در بدن محاسبه کرد و گالوانی که با قورباغههایش کارکرد الکتریسیته در بدن را به اثبات رساند و آنگاه که میکروسکوپ اختراع گردید. جهان با جزئیات بیسابقه به نمایش درآمد. واحد حیاتی، نامگذاری سلول و رنگآمیزی آن و آشکار شدن تقسیم سلول و کروماتینها و بعد کروموزوم و با کشف پرتوهای ایکس توسط فیزیکدانها زمینه عکسبرداری و شناخت ساختمان DNA فراهم گردید و اینهمه و انبوهی دیگر تلاشهایی برای نجات جان انسانها بود.
از طرفی دیگر، اما پروژه منهتن در صدد ساختن بمب اتمی بود. که تنها با یک "Little boy" (پسر کوچولو) صدها هزار نفر را به طور مستقیم و ملتی را (و شاید هم بشریت) را به طور غیرمستقیم به خاک و خون کشید. ولی بودند دانشجویان، پژوهشگران و دانشمندانی که چشم خود را نبسته بودند؛ از اعتراضات دانشجویی در آمریکا ، فرانسه و...، علیه جنگ ویتنام و نابرابریها تا خروج از پروژههایی مانند پروژه منهتن، افرادی چون موریس ویلیکینز که از پروژه هستهای خارج و با به کارگیری فیزیک در زیستشناسی با استفاده از شکست مولکول و آشکار کردن ساختمان DNA همت گماشت و پایهگذار دوران جدیدی در علم پزشکی و نجات جانها شد.
شاید مبالغه نباشد اگر بگوییم که امروز در میهنمان ایران، دسته دسته انسانها به طور مستقیم کشته و از زندگی محروم میگردند و بسا انسانهای بیشمار دیگر که به طور غیرمستقیم سوژه این کشتار و محرومیت از زندگی میشوند و در اینجا نه با بمب هستهای بلکه با طنابهای دار و اعدام.
بمب اتم هم ابتدا به بهانه تضمین صلح و بازدارندگی ساخته شد(درست همانطور که حکم اعدام و قصاص را هم برای عبرت و بازدارندگی از جنایت میگویند) ولی خودش نفس جنایت گردید. چرا که وقتی بمب ساخته میشود همزمان بستر کشتارهای هیروشیما و ناکازاکی فراهم گردیده و دیگر فجایع متعاقب آن دور از انتظار نیست و به طریق اولی زمانی که اعدام و حلقآویز، پذیرفته و نص قانون میشود، بستر جنایت و کشتار و اعدامهای دستهجمعی هم اجتناب ناپذیر میگردد.
خصوصاً توسط حکومتی که سرشت قرون وسطایی و جنایتکارانهاش بسا بسا خطرناکتر از بمب اتم است.(کافیست آمار کشتههای بمب اتمی در هیروشیما را با آمار اعدامهای این حکومت مقایسه کرد)
کارزار و جنبشی که برای مقابله به خنثی کردن این "بمب فعال شده اعدام" به راه افتاده بسیار مهمتر و جدیتر از مخالفت آن دوران با بمب هستهای است.
چون این "قانونی بودن حکم اعدام" زمینه ساز اعدامهای دلبخواهی و انبوه است. خصوصاً که با شکستهای غزه و لبنان و جدیداً سوریه ، موج اعدامها به مثابه بمبهایی وحشی است که در جلوی چشم مردم را منفجر میکند تا مردم به جان آمده را مرعوب و بقای خود را تضمین کند.
اینجاست که از دانشجویان و اساتید و معلمان به عنوان آگاهترین اقشار اجتماعی انتظار میرود که از پیشتازان حمایت از برچیدن حکم اعدام و کارزار "نه به اعدام" باشند، بهعنوان یکی از مبرمترین وظایف انسانی در میهنشان با هر آنچه در توان دارند ، اعم از :
سخنی و قلمی یا قدمی و عَلَمی
@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 شهر حما در سوریه، ۲۰۱۱:
الشعب یرید إسقاط النظام
مردم خواهان سرنگونی رژیم هستند
Hama, Syria, 2011:
The people want to fall of the regime
لحظات انقلابی با مردمی که خواهان تغییر از پایین اند، خواهان جهانی برابر و عادلانه تر، خواهان آزادی و کرامت انسانی، برای همیشه در تاریخ و خاطره جمعی ثبت خواهند شد؛
مخاطب این ویدئو کسانی است که حضور انقلابیون و مردم انقلابی در سوریه را از همان اول کتمان کردند و می کنند؛ نه! تمام مردم سوریه «جهادی» نبودند و نیستند، انقلابیون را مجموعه ای از مناسبات استعماری امپریالیستی جهانی، نطامی گری منطقه ای، فرقه گرایی دولتی و عزم دیکتاتوری برای بقا آرام آرام از صفحه سیاست سوریه کنار زد تا امروز اقلیتی بیش نباشند و البته ایران سهم مهمی در سرکوب انقلابیون سوری داشت.
@collective98
الشعب یرید إسقاط النظام
مردم خواهان سرنگونی رژیم هستند
Hama, Syria, 2011:
The people want to fall of the regime
لحظات انقلابی با مردمی که خواهان تغییر از پایین اند، خواهان جهانی برابر و عادلانه تر، خواهان آزادی و کرامت انسانی، برای همیشه در تاریخ و خاطره جمعی ثبت خواهند شد؛
مخاطب این ویدئو کسانی است که حضور انقلابیون و مردم انقلابی در سوریه را از همان اول کتمان کردند و می کنند؛ نه! تمام مردم سوریه «جهادی» نبودند و نیستند، انقلابیون را مجموعه ای از مناسبات استعماری امپریالیستی جهانی، نطامی گری منطقه ای، فرقه گرایی دولتی و عزم دیکتاتوری برای بقا آرام آرام از صفحه سیاست سوریه کنار زد تا امروز اقلیتی بیش نباشند و البته ایران سهم مهمی در سرکوب انقلابیون سوری داشت.
@collective98
🚩 بچههای اکباتان زیر سایه اعدام: روایت زن زندگی آزادی از دل یک شهرک
شهرک اکباتان یکی از کانونهای اصلی اعتراضات زن زندگی آزادی در غرب تهران بود. تظاهرات و شعارهای شبانه، درکنار شعارنویسی و گرافیتیهای اعتراضیاش، اکباتان را از دیگر نقاط پایتخت متمایز میکرد. ساختار جغرافیایی، معماری متراکم، مناسبات اجتماعی-فرهنگی و البته سنت مبارزات خیابانیاش همه و همه دست در دست هم داد تا فضایی منحصر به فرد برای شکلگیری سازماندهی محلی در اکباتان فراهم شود. از قتل دولتی ژینا امینی در شهریور ۱۴۰۱ تا سالگرد آبان، مبارزات پرشور اکباتان و همبستگی بینظیر مردم نیروهای سرکوب را برای چند ماه متوالی در این شهرک سرگردان کرد.
در چهلم ژینا امینی، ۴ آبان ۱۴۰۱، یک طلبه بسیجی ۲۱ ساله به نام آرمان علیوردی در اکباتان کشته شد. جمهوری اسلامی به سیاق همیشگی دست به شهیدسازی زد و از او یک «قربانی» ساخت که در راه «امنیت» جان خود را فدا کرده است: طلبهای «فرهیخته» که در کولهپشتیاش به جای باتوم، شوکر برقی و اسپری، قرآن و کتاب حمل میکرده و «مظلومانه» بدست «اغتشاشگران» به قتل میرسد. ماجرا تا جایی پیش رفت که خامنهای بر سر گور او نماز خواند و متروی کوهسار را به نام «شهید آرمان علیوردی» تغییر نام دادند؛ حتی زمزمههای تغییر نام شهرک اکباتان به همین نام هم بر سر زبانها افتاده بود.
پس از قتل علیوردی بیش از ۵۰ نفر دستگیر شدند. دو سال پس از تشکیل پرونده امینتی، شکنجه و اعتراف اجباری، و دستگیریهای فلهای، درنهایت در ۲۳ آبان ۱۴۰۳ شش تن از «بچههای اکباتان» توسط شعبه ۱۳ دادگاه کیفری تهران به اتهام «مشارکت در قتل عمد» محکوم به اعدام شدند. به رغم اینکه رئیس شعبه با صدور این حکم مخالف بوده، اما دو قاضی مستشار به شکل امنیتی در پرونده مداخله و به «قصاص نفس» رأی دادند. این حکم «بدوی» و قابل فرجام خواهی است اما جان میلاد آرمون، علیرضا کفایی، امیرمحمد خوش اقبال، نوید نجاران، حسین نعمتی و علیرضا برمرزپورناک اکنون در خطر است – درکنار پخشان عزیزی و وریشه مرادی، زندانیان سیاسی کُرد، و همه زندانیانی که زیر سایه اعدام اند.
در این پادکست با یکی از معترضین زن زندگی آزادی گفت و گو شده که خود در تظاهراتهای شبانه اکباتان مشارکت داشته است. از او درباره این موضوعات سؤال پرسیده شده: مبارازت و حالوهوای شهرک اکباتان در بحبوبحه اعتراضات زن زندگی آزادی؛ روایتهای متناقض از مرگ آرمان علیوردی و پروپاگاندای حکومتی حول شهیدپروری؛ روند دادرسی ناعادلانه بچههای اکباتان و نقش قضات مستشار.
@collective98
شهرک اکباتان یکی از کانونهای اصلی اعتراضات زن زندگی آزادی در غرب تهران بود. تظاهرات و شعارهای شبانه، درکنار شعارنویسی و گرافیتیهای اعتراضیاش، اکباتان را از دیگر نقاط پایتخت متمایز میکرد. ساختار جغرافیایی، معماری متراکم، مناسبات اجتماعی-فرهنگی و البته سنت مبارزات خیابانیاش همه و همه دست در دست هم داد تا فضایی منحصر به فرد برای شکلگیری سازماندهی محلی در اکباتان فراهم شود. از قتل دولتی ژینا امینی در شهریور ۱۴۰۱ تا سالگرد آبان، مبارزات پرشور اکباتان و همبستگی بینظیر مردم نیروهای سرکوب را برای چند ماه متوالی در این شهرک سرگردان کرد.
در چهلم ژینا امینی، ۴ آبان ۱۴۰۱، یک طلبه بسیجی ۲۱ ساله به نام آرمان علیوردی در اکباتان کشته شد. جمهوری اسلامی به سیاق همیشگی دست به شهیدسازی زد و از او یک «قربانی» ساخت که در راه «امنیت» جان خود را فدا کرده است: طلبهای «فرهیخته» که در کولهپشتیاش به جای باتوم، شوکر برقی و اسپری، قرآن و کتاب حمل میکرده و «مظلومانه» بدست «اغتشاشگران» به قتل میرسد. ماجرا تا جایی پیش رفت که خامنهای بر سر گور او نماز خواند و متروی کوهسار را به نام «شهید آرمان علیوردی» تغییر نام دادند؛ حتی زمزمههای تغییر نام شهرک اکباتان به همین نام هم بر سر زبانها افتاده بود.
پس از قتل علیوردی بیش از ۵۰ نفر دستگیر شدند. دو سال پس از تشکیل پرونده امینتی، شکنجه و اعتراف اجباری، و دستگیریهای فلهای، درنهایت در ۲۳ آبان ۱۴۰۳ شش تن از «بچههای اکباتان» توسط شعبه ۱۳ دادگاه کیفری تهران به اتهام «مشارکت در قتل عمد» محکوم به اعدام شدند. به رغم اینکه رئیس شعبه با صدور این حکم مخالف بوده، اما دو قاضی مستشار به شکل امنیتی در پرونده مداخله و به «قصاص نفس» رأی دادند. این حکم «بدوی» و قابل فرجام خواهی است اما جان میلاد آرمون، علیرضا کفایی، امیرمحمد خوش اقبال، نوید نجاران، حسین نعمتی و علیرضا برمرزپورناک اکنون در خطر است – درکنار پخشان عزیزی و وریشه مرادی، زندانیان سیاسی کُرد، و همه زندانیانی که زیر سایه اعدام اند.
در این پادکست با یکی از معترضین زن زندگی آزادی گفت و گو شده که خود در تظاهراتهای شبانه اکباتان مشارکت داشته است. از او درباره این موضوعات سؤال پرسیده شده: مبارازت و حالوهوای شهرک اکباتان در بحبوبحه اعتراضات زن زندگی آزادی؛ روایتهای متناقض از مرگ آرمان علیوردی و پروپاگاندای حکومتی حول شهیدپروری؛ روند دادرسی ناعادلانه بچههای اکباتان و نقش قضات مستشار.
@collective98
Forwarded from ديدبان آزار
Forwarded from ديدبان آزار
ديدبان آزار
Video
ویدئو مربوط به لحظه آزادسازی زنان از زندان صیدنایا است. زندانی که گفته میشود رژیم بشار اسد ۱۳ هزار نفر را در آن اعدام کرده و هزاران نفر دیگر را تحت شدیدترین شکنجهها قرار داده است. زنان زندانی به شکنجه جنسی و تجاوز گسترده در زندانهای بشار اسد شهادت داده بودند. عدهای از این زنان با اتکا به صلاحیت قضایی جهانی در کشورهای اروپایی پی دادخواهی و پاسخگو کردن رژیم اسد رفتند. در ادامه بخشهایی از روایات و شهادتهای زنان زندانی را میخوانید.
هشدار: محتوای آزاردهنده
پرتمان میکردند روی زمین و لگد میزدند، سرتاسر بدنمان را مورد ضربوشتم قرار میدادند. با کابلهای ضخیم برق شلاقمان میزدند. روی دست و پستانهایم سیگار خاموش کردند. یک بار با ضربه محکمی به سرم بیهوش شدم.
بهزور به پشت میخواباندنم و پاهایم را بالا می بردند. بعد به ران و پاهایم با چوب و کابل برق حمله میکردند. بارها این کار را انجام دادند.
جنازهها را با تحقیر روی زمین میکشیدند، زندانیان را آویزان میکردند و شکنجه میدادند. روی دیوارها رد خون بود. سلولهای زندان بوی خون میداد.
ژاکت مشکی برایم صحنههای تجاوز را تداعی میکند. صدای قطرههای آب مرا به سلول انفرادی بازمیگرداند. ابزارهای شکنجه بازجو دایما در کابوسهایم ظاهر میشوند.
در دفتر رئیس گارد جمهوریخواه در حلب، زیر تصویر بشار اسد به من تجاوز کردند. دچار خونریزی شدم.
طی دو هفته در فرودگاه ارتش در المره، بیش از سه بار مورد تجاوز و تعرض جنسی قرار گرفتم. در بازجوییها لختم کردند و از جلو و پشت مورد تجاوز قرار گرفتم. از تجاوز فیلم گرفت و تهدید کرد که برای آشنایان و اطرافیانم میفرستد.
میتوانستی در صورت همه زنان ببینی که شکنجه شدهاند. دختری ۱۶ ساله توسط شش نفر مورد تجاوز گروهی قرار گرفته بود. از خانوادهای مذهبی بود. بردندش و دیگر از او خبری نرسید.
شکنجه شدم، به من جلوی دیگران تجاوز کردند. در سلول حبسم کرده بودند، اما صدای فریاد زندانیان را میشنیدم. صدایشان تا ابد در گوشم زنگ میزند و فراموش کردن آن ممکن نیست.
«فرمانده سلیمان زیباترین دختران را انتخاب میکرد و به اتاق خود میبرد. در دفترش دو اتاق بود. جلوی آن دفتر بود و پشت آن اتاق تجاوز جنسی. یکی از دخترانی که مورد تجاوز قرار گرفته بود باردار شد. آنها به تجاوز به او در دوره بارداری هم ادامه دادند تا جایی که در ماه ششم بارداری زایمان کرد و جلوی چشمش به بچه شلیک کردند.
@harasswatch
هشدار: محتوای آزاردهنده
پرتمان میکردند روی زمین و لگد میزدند، سرتاسر بدنمان را مورد ضربوشتم قرار میدادند. با کابلهای ضخیم برق شلاقمان میزدند. روی دست و پستانهایم سیگار خاموش کردند. یک بار با ضربه محکمی به سرم بیهوش شدم.
بهزور به پشت میخواباندنم و پاهایم را بالا می بردند. بعد به ران و پاهایم با چوب و کابل برق حمله میکردند. بارها این کار را انجام دادند.
جنازهها را با تحقیر روی زمین میکشیدند، زندانیان را آویزان میکردند و شکنجه میدادند. روی دیوارها رد خون بود. سلولهای زندان بوی خون میداد.
ژاکت مشکی برایم صحنههای تجاوز را تداعی میکند. صدای قطرههای آب مرا به سلول انفرادی بازمیگرداند. ابزارهای شکنجه بازجو دایما در کابوسهایم ظاهر میشوند.
در دفتر رئیس گارد جمهوریخواه در حلب، زیر تصویر بشار اسد به من تجاوز کردند. دچار خونریزی شدم.
طی دو هفته در فرودگاه ارتش در المره، بیش از سه بار مورد تجاوز و تعرض جنسی قرار گرفتم. در بازجوییها لختم کردند و از جلو و پشت مورد تجاوز قرار گرفتم. از تجاوز فیلم گرفت و تهدید کرد که برای آشنایان و اطرافیانم میفرستد.
میتوانستی در صورت همه زنان ببینی که شکنجه شدهاند. دختری ۱۶ ساله توسط شش نفر مورد تجاوز گروهی قرار گرفته بود. از خانوادهای مذهبی بود. بردندش و دیگر از او خبری نرسید.
شکنجه شدم، به من جلوی دیگران تجاوز کردند. در سلول حبسم کرده بودند، اما صدای فریاد زندانیان را میشنیدم. صدایشان تا ابد در گوشم زنگ میزند و فراموش کردن آن ممکن نیست.
«فرمانده سلیمان زیباترین دختران را انتخاب میکرد و به اتاق خود میبرد. در دفترش دو اتاق بود. جلوی آن دفتر بود و پشت آن اتاق تجاوز جنسی. یکی از دخترانی که مورد تجاوز قرار گرفته بود باردار شد. آنها به تجاوز به او در دوره بارداری هم ادامه دادند تا جایی که در ماه ششم بارداری زایمان کرد و جلوی چشمش به بچه شلیک کردند.
@harasswatch