کلکتیو ۹۸
2.55K subscribers
3.09K photos
2.19K videos
117 files
744 links
کلکتیو چپ، مستقل، فمینیست و انترناسیونالیست

ایمیل:
collective98@riseup.net

اینستاگرام:
www.instagram.com/collectif98

دربارۀ ما:
https://t.me/Collective98/27
Download Telegram
🚩 اسرائیلیسم: نگاه به دولت مستعمراتی اشغالگر از دریچه‌ای دیگر

به تازگی فیلم مستند «اسرائیلیسم» از شبکه تلویزیونی الجزیره پخش شده است (لینک در پایین پست). این مستند در برگیرنده تصاویر و مصاحبه‌هایی‌ست که پیش از هفت اکتبر ٢٠٢۳ در فلسطین اشغالی و همچنین ایالات متحده گرفته شده و تغییر دیدگاه چند یهودی-آمریکایی را از شیفتگان اسرائیل به مخالفان این رژیم اشغالگر به نمایش می‌گذارد. کارگردان فیلم دختر یهودی جوانی به نام سیمون زیمرمن است و تهیه کننده‌اش ارین اکسلمن. در واقع شخصیت اصلی داستان، خود زیمرمن است که رابطه متحول خود با اسرائیل را از کودکی و نوجوانی تا به امروز به تصویر می‌کشد. او از مغزشویی و تبلیغات شبانه‌روزی در جامعه یهودیان آمریکا می‌گوید و از نهادهای آموزشی، مذهبی، سیاسی و روابط خانوادگی و دوستی‌ها که دفاع مطلق از اسرائیل را به فلسفه وجودی هر «یهودی واقعی» تبدیل می‌کند.

در این مستند سفرهای برنامه‌ریزی شده گروه گروه کودک و نوجوان از آمریکا به اسرائیل را می‌بینیم که انجامش یک فریضه دینی/ملی به حساب می‌آید. به تن کردن یونیفرم ارتش اسرائیل، شرکت در مانورها و تمرین‌های نمادین نظامی و تیراندازی به سیبل‌ «دشمن فرضی» جزء ثابت این سفرها است. تاثیر این مغزشویی سیستماتیک به گونه‌ای است که گروهی از این زائران بعد از رسیدن به سن قانونی دوباره راهی اسرائیل می‌شوند تا در ارتش اشغالگر خدمت کنند. به علاوه، نهادهای قدرتمند حامی اسرائیل در جامعه آمریکا در کالج‌ها و دانشگاه‌های این کشور جلساتی با حضور مبلغان جوان اسرائیلی به راه می‌اندازند تا به اصطلاح واقعیات میدانی را برای جوانان یهودی و غیریهودی توضیح دهند و افشاگری‌های مخالفان صهیونیسم و مدافعان مردم فلسطین را خنثی کنند.

زیمرمن به طور موازی تجربه تغییر فکری گروهی از یهودیان آمریکایی و دردسرهایی که با آن روبرویند را به تجربه شهروندان فلسطینی ـ آمریکایی در بازگشت به سرزمین اشغال‌شده مادری پیوند می‌زند و این دو روند موازی را به هم نزدیک و نزدیک‌تر می‌کند. او با گنجاندن نظرات نژادپرستانه و توجیهات سیاسی صهیونیست‌ها و حمایت دستگاه حاکمه آمریکا از اسرائیل (از اوباما گرفته تا ترامپ و بایدن و...) در لابلای فیلمش قطب مقابل جنبش دفاع از حقیقت و عدالت را هم نشان‌مان می‌دهد.
آنچه جرقه جست‌وجوی حقیقت را در ذهن سیمون زیمرمن روشن می‌کند و در ادامه، او را به دفاع از مردم فلسطین می‌رساند، مناظره‌ها، ابراز مخالفت‌ها، افشاگری‌ها و مبارزات جاری در خیابان‌ و محیط‌های آموزشی است. وجود و تداوم این حرکت، حتی اگر در حد پوستر یا شعار ضد اشغالگری بر دیوار دانشگاه باشد، با تصویر دروغین برساخته از اسرائیل در تناقض قرار می‌گیرد و ذهن جست‌وجوگر را برمی‌آشوبد. برای زیمرمن همین اتفاق می‌افتد. او به تاریخ‌سازی صهیونیستی در مورد «سرزمین موعود هزاران‌ساله‌ای» که بدست «وحشیانِ عربِ مادونِ انسان» به منطقه‌ای بی آب و علف و خالی از سکنه تبدیل شده بود و قوم برگزیده یهود به آنجا بازگشت و آبادش کرد شک می‌کند و برای بازبینی واقعیت میدانی با عینکی جدید راهی فلسطین اشغالی می‌شود.

این بار تلاش می‌کند «غیر خودی»ها را ببیند و هم‌زمان رابطه قدرت متکی به سرباز و برج‌ نگهبانی و ایست‌ بازرسی و گیت‌ با فلسطینیان را زیر ذره‌بین قرار دهد. آنچه می‌بیند انسان‌های واقعی است در زندگی روزمره با فرهنگ و رنج‎ها و شادی‌های‌شان و در مقابل، پدیده‌ای که جز آپارتاید و اشغالگری نمی‌توان نام دیگری برایش پیدا کرد. زیمرمن بر این متن به تاریخ واقعی قرن بیستم برمی‌گردد؛ به اشغال و سرکوب و اخراج و «نکبه» یا فاجعه‌ای که از ١٩٤٨ تا به امروز ادامه دارد. همین بیداری سیاسی را یکی دیگر از مصاحبه‌شوندگان در فیلم به نام ایتان از مسیری دیگر پیموده است. ایتان نیز بعد از زیارت‌های چند باره سرزمین موعود در دوران کودکی و نوجوانی، بعد از تحصیلات متوسطه به اسرائیل می‌رود و به ارتش می‌پیوندد. اما از عملکرد این ارتش و همراهی و یا سکوت خودش در برابر ستمگری و خشونت روزمره علیه فلسطینیان تکان می‌خورد و پس از مدتی آنجا را ترک می‌کند و به آمریکا برمی‌گردد و دچار عذاب وجدان می‌شود. او برای ما تعریف می‌کند که چگونه هر فلسطینی اعم از پیر و جوان، زن و مرد و کودک، دائماً مورد خشونت و سرکوب سربازان اسرائیلی قرار می‌گیرد. خانه‌گردی‌ها، ضرب و شتم اسیران و تخریب مزارع و خانه‌های فلسطینیان پیاپی اتفاق می‌افتد. سربازان با سلاح‌های‌شان بر بام‌ها مستقرند و دستور دارند که خود را در برابر چشم مردم فلسطینی به نمایش گذارند. هدف از این حضور و کنترل عریان، تحقیر ستمدیدگان است. سرانجام ایتان سکوتش را می‌شکند و به جنبش اعتراضی در آمریکا ملحق می‌شود.

«اسرائیلیسم‌» حکایت کسانی است که به قول سیمون زیمرمن «به اسرائیل رفتند و از فلسطین برگشتند.» شاید بتوان گفت بزرگترین امتیاز این فیلم فاصله گرفتنش از اسرائیل به مثابه یک کلیت (ماشین آپارتاید ـ اشغالگری ـ استعمار) است. در اینجا حرفی از جناح خوب و جناح بد در بین صهیونیست‌ها نیست. این مستند زبان یهودیانی است که نمی‌خواهند خود را با اسرائیل معنا کنند و در مقابل جنایت و نسل‌کشی و بی‌عدالتی تاریخی می گویند: به نام ما نه!

«اسرائیلیسم» را می‌توانید در نشانی زیر ببینید:
https://www.youtube.com/watch?v=Iq6J7Q6L0yw

@collective98
🚩 گرامیداشت پنجمین سالگرد قیام آبان توسط اعضای کارزار #سه‌شنبه‌های_نه_اعدام در زندان قزلحصار

برگزاری مراسم بزرگداشت یاد و خاطره جان‌باختگان قیام آبان در بند سیاسی زندان قزلحصار

روز جمعه، ۲۵ آبان ۱۴۰۳، زندانیان سیاسی در زندان قزلحصار مراسمی به مناسبت پنجمین سالگرد قیام آبان برگزار کردند. زندانیان ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای قیام آبان، بر ادامه مسیر آنان تا تحقق آزادی، دموکراسی و برابری تأکید نمودند. در پایان مراسم، زندانیان مقاوم از تبعیدگاه قزلحصار علیه حکومت دیکتاتوری ولایت فقیه شعار سر دادند.

@collective98
Forwarded from ديد‌بان آزار
🔹مردانی محترم و متجاوز

یکی از مردان متجاوز در پرونده ژیزل پلیکو، که طی چهار سال، شش بار در حالت بیهوشی به او تجاوز کرده است، پیشنهاد داده بود که به مادر خودش هم داروی بیهوشی بخورانند و به او تجاوز کنند. چارلی ۳۰ساله، یکی از ۵۱ مردی است که در بازه سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۰ به دعوت و همراه دومینیک پلیکو همسر ژیزل، به او در حالت بیهوشی تجاوز کرده است. دومینیک پلیکو قرص خواب و داروی ضداضطراب را در غذای همسرش می‌ریخت و او را بیهوش می‌کرد. در ماه نوامبر سال ۲۰۲۲، پلیس ژیزل را احضار کرد و به او اطلاع می‌دهد که در کامپیوتر همسرش فایلی پیدا کرده که از تجاوزهای مکرر به او در خانه خودش پرده برمی‌دارد.

چارلی اولین‌باری که به ژیزل تجاوز کرد ۲۲ سال داشت. ژیزل در آن زمان ۶۲ساله بود. او و دومینیک پلیکو حتی در شب تولد ۶۶سالگی ژیزل هم او را مورد تجاوز قرار دادند، در تخت خودش و در حالت بیهوشی. او اتهام تجاوز را انکار کرده و گفته قصد تجاوز نداشته است. اما ویدئوهای موجود از مکالمات دومینیک و چارلی، نشان می‌دهد که این دو برای داروخوراندن به مادر چارلی و بیهوش‌کردن او برنامه‌ریزی می‌کنند. چارلی حتی تاریخ و آدرسی را برای این برنامه مشخص می‌کند. هر دو مرد در دادگاه گفته‌اند که نیت تجاوز به مادر چارلی را عملی نکرده‌اند. چارلی ادعا می‌کند از ترس دومینیک این پیشنهاد را داده چون او پرسیده بوده که آیا زنان دیگری در ذهن داری که دلت بخواهد به آنها تجاوز کنی یا شاهد مورد تجاوز قرارگرفتن آنها باشی؟

اکثریت متهمان این پرونده ادعا کرده‌اند که نمی‌دانستند کاری که می‌کنند تجاوز است. آنها می‌گویند دومینیک دروغ می‌گفته که همسرش خودش را به خواب زده، و این بخشی از بازی جنسی آنهاست و او به این رابطه جنسی رضایت دارد. ویدئوها ژیزل را کاملا بیهوش نشان می‌دهد که هیچ تکانی نمی‌خورد و حتی با صدای بلند خروپف می‌کند. یکی دیگر از متهمان به نام پاتریس، پس از یک ساعت وقت گذراندن در اتاق ژیزل و تجاوز به او به دومینیک می‌گوید: «به نظر می‌رسد همسرت واقعا خواب است»، دومینیک جواب می‌دهد که به او قرص خورانده، و بارها این کار را انجام داده و سپس ژیزل را به دست مردان دیگر داده است. پاتریس می‌گوید: «تو مریضی» و خانه را ترک می‌کند، اما هرگز سراغ پلیس نمی‌رود و موضوع را گزارش نمی‌کند: «من یه برق‌کار محترم در محله‌ام هستم و نمی‌خواستم وقتم را در ایستگاه پلیس هدر بدهم.» چند تن از زنان اطراف پاتریس در دادگاه در حمایت از او شهادت دادند و گفتند که او همواره مردی نرم‌خو و دوست‌داشتنی بوده است و تجاوز از او برنمی‌آید.

متن کامل:
https://harasswatch.com/news/2382/

@harasswatch
به مناسبت ۲۵ نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان

امروز شنبه سوم آذر ۱۴۰۳ جمعی از فعالین حقوق زنان سنندج مراسمی به مناسبت ۲۵ نوامبر برگزار کردند.

در ادامه مبارزه ۴۴ ساله زنان علیه نابرابری و تبعیض جنسیتی در ایران که با قتل دولتی ژینا امینی در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ وارد مرحله ی دیگری شد انقلابی زنانه انسانی با خواستهای معین و روشن علیه هرگونه تبعیض و با رهبریت زنان و شعار زن زندگی آزادی در وسیع ترین شکلش فریاد زده شد.
در ۲۵ نوامبر که مصادف است با ۵ آذر به پاس جانفشانیهای زنان ایرانی برای رهایی به پاس جسارتها و شجاعتهای زنان علیه ستم و خشونت و به یاد زنان جانباخته به یاد ژیناها و نیکاها و.... فریاد زنان زندانی علیه حکم اعدام را با صدایی بلند به گوش سراسر جهان برسانیم.

زنان مبارز و انقلابی سنندج

سوم آذر ۱۴۰۳
🚩٢٥ نوامبر روز جهانی مبارزه علیه خشونت بر زنان

این روز نمادین را به مناسبت قتل دولتی خواهران میرابال به سال ١٩٦٠ در یکی از کشورهای آمریکای مرکزی به نام جمهوری دومینیکن انتخاب کرده‌اند. پاتریا، مینروا و ماریا ترزا را ارتشیان شبانه ربودند و کشتند، آن هم به علت شرکت فعال در مبارزه علیه رژیم یک نظامی دیکتاتور که تروخیلیو نام داشت. آن‌ها برای صحنه‌سازی جسد خواهران میرابال را در اتوموبیل‌شان گذاشته و به دره پرتاب کردند ولی هیچکس فریب نخورد.

فقط هفت ماه بعد از این جنایت رژیم تروخیلیو در جریان یک کودتای نظامی سرنگون شد و خود او نیز به قتل رسید. اگرچه قتل خواهران میرابال یک قتل سیاسی بود اما خصلتی مردسالارانه/ زن‌ستیزانه هم داشت. یازده سال پیش از آن، خانواده میرابال که به طبقات مرفه و بالایی جامعه تعلق داشتند به میهمانی رئیس جمهور تروخیلیو دعوت شدند. نگاه هیز دیکتاتور به مینروای نوجوان دوخته شد و وقیحانه از او خواست که معشوقه‌اش شود. اما با جواب تند مینروا روبرو شد و از همان موقع، کینه مینروا را به دل گرفت. به دستور تروخیلیو برای کل خانواده پرونده‌سازی کردند و برای مدتی آنان را به زندان انداختند.

٦٤ سال بعد از کشتن خواهران میرابال دنیا پر است از زن‌کشی و شکل‌های عریان و پوشیده خشونت بر زنان. از قتل‌های پدرسالارانه در خانواده‌های سنتی جنوب جهانی گرفته تا پارتنر کشی‌های «مدرن» در کشورهای شمال. از تحقیر و هیچ‌انگاری زنان در صنعت بهره‌کشی جنسی و پورنوگرافی گرفته تا به خاک و خون کشاندن تن زنان در نسل‌کشی‌ها و له کردن روح زنان با کودک‌کشی‌ها؛ نظیر آنچه امروز در غزه شاهدیم. از تمکین و حجاب اجباری گرفته تا محدودیت و ممنوعیت سقط جنین و تجاوز جنسی در کوچه پس کوچه‌ها و زندان‌ها و جنگ‌ها.

هدف و نتیجه همه این‌ها تثبیت جایگاه فرودست اجتماعی زنان است خواه در افغانستان باشد خواه در آمریکا. بخشی از این خشونت‌ها بازمانده از اعصار گذشته و روابط و ارزش‌های کهنه‌ است و بخشی همزاد و هم‌پای شیوه تولید سرمایه‌داری. اما در دنیای امروز، این انبوه خشونت هر خصلتی هم که داشته باشد، به بقاء و بازتولید یک نظام جهانی واحد یعنی سرمایه‌داری امپریالیستی خدمت می‌کند (امپریالیسمی که دیگر صرفاً به غرب منوط نیست).

سرمایه‌داری در همه کشورها (نشسته بر کوه پیشرفته‌ترین فن‌آوری‌ها یا فرو رفته در قعر سنت‌های قرون وسطایی) تبعیض جنسیتی و جنسی و ابزار خشونت را برای ادامه بخشیدن به انباشت سودآور بکار می‌گیرد و منطق عمومی نابرابری و تبعیض و برتری‌جویی را در جامعه بشری تثبیت و تحکیم می‌کند.

جمهوری اسلامی ایران با قوانین، ارزش‌ها، گفتار و عملکرد سیستماتیک‌اش مصداق بارز خشونت بر زنان است. آنچه در جریان خیزش ژینا بر زنان شورشی و مقاوم گذشت و آنچه امروز در بیدادگاه‌ها و زندان‌های ایران می‌گذرد نمونه‌های زنده زن‌ستیزی و خشونت جنسیتی و جنسی و زن‌کشی است. صدور حکم اعدام برای مبارزانی چون وریشه مرادی و پخشان عزیزی، نگهداشتن زینب جلالیان در شرایط مرگ تدریجی، بی توجهی به وضعیت ناگوار سلامت و بهداشت ده‌ها و صدها زن زندانی گمنام و نام‌آشنا در زندان‌های عادی یا امنیتی ایران همگی قطعات پراکنده یک تصویر واحدند. در روز جهانی مبارزه علیه خشونت بر زنان، فریاد اعتراض خود را به شرایط زنان زندانی و مشخصا حکم اعدام بلندتر کنیم.

@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 اعتراضات خیابانی مردمی پس از اعلام ممنوعیت شعار ژن ژیان ئازادی در برخی شهرهای کردستان در باکوور در ترکیه

جواب جمعیت متحد به این ممنوعیت این بود: طنین پرقدرت شعار #ژن_ژیان_ئازادی در خیابان!


@collective98
🚩 کارزار"سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در ۲۵ زندان مختلف وارد هفته چهل و چهارم شد
با محکوميت "صدور احکام "فله‌ای" اعدام راهبرد حکومت مستبد ایران برای ایجاد رعب و وحشت"

هم‌زمان با هفتاد و یکمین محکومیت حکومت ایران به خاطر نقض حقوق بشر توسط مجمع عمومی سازمان ملل!

در حالی که جامعه ایران با مشکلات معیشتی فراوان و بغرنجی روبرو و حکومت در حل آن به بن‌بست رسیده است. حکومت از ترس تکرار اعتراضات فراگیر مردمی افزایش اعدام را تنها راه‌حل می‌داند. به طوری که روزانه در زندان‌های مختلف شاهد اجرای احکام اعدام هستیم. بنا بر اخبار منتشر شده تنها در یک هفته گذشته دست‌کم ۲۵ تن اعدام شده‌اند.

ماه گذشته نیز حکومت  با اعدام بیش از ۱۴۰ تن، صدها خانواده را عزادار کرد. احکامی که هیچ‌گونه بازدارندگی ندارد و صرفا هدف از این احکام نه مجازات شخص، بلکه هدف آن سیاسی و به قصد ایجاد ترس و اختناق در جامعه است.

در اقدامی سرکوبگرانه حکومت مستبد حاکم بر کشور، در چند روز گذشته برای دو زندانی سیاسی کُرد در زندان مرکزی ارومیه به اسامی مهران حسن‌زاده که در اعتراضات ۱۴۰۱ بازداشت شده بود و زندانی دیگر حمید عبدالله زاده حکم ضد انسانی اعدام صادر کرده است. صدور این احکام همزمان با محکومیت حکومت ایران برای هفتاد و یکمین بار از طرف مجمع عمومی سازمان ملل به خاطر نقض فاحش حقوق بشر است.
فراموش نمی‌کنیم که دو سال پیش و در اوج اعتراضات مردمی ۱۴۰۱، فایل صوتی از نشست گروهی از صاحبان قدرت افشا گردید که در آن فایل به صورت کاملاً مشخص از قول خامنه‌ای اشاره شده بود که قوه‌قضائیه باید دست‌کم ۷۰-۸۰ نفر از معترضان بازداشتی را اعدام کند. و از دستگاههای امنیتی و قضائی خواسته بود که پرونده‌های اعدام‌شدگان حتی‌المقدور به صورت "قصاص" رسانه‌ای شود.
صدور حکم اعدام برای مهران حسن زاده و حکم اعدام "فله‌ای" برای شش متهم پرونده "اکباتان" را باید در همین راستا ارزیابی و راهبرد حکومت برای جلوگیری از آغاز یا گسترش اعتراضات مردم جان به لب رسیده ایران دانست.

چنان‌که پیش‌تر به انتقال چهار زندانی سیاسی محکوم به اعدام از هموطنان عرب در زندان شیبان اهواز به سلول انفرادی اشاره شده‌بود. اکنون نزدیک به ۴۰ روز است که این چهار زندانی(عدنان غبیشاوی، علی مجدم، معین غنفری، محمدرضا مقدم) هم‌چنان در بی‌خبری کامل از وضعیت آنها به سر می‌بریم و جانشان در معرض خطر جدی است.

کارزار"سه‌شنبه‌های نه به اعدام" ضمن محکوم کردن تمامی اعدام‌ها و روند ناعادلانه دادگاه‌ها و نقض آشکار حقوق بشر در ایران نسبت به گسترش اعدام‌ها هشدار جدی می‌دهد و از تمام نهادها و اشخاص حقیقی و حقوقی در سراسر جهان، از جمله فعالان سیاسی ، حقوق‌بشری ، مدنی ، صنفی و ... می‌خواهد جهت نجات جان زندانیان زیر حکم اعدام در ایران تلاش بیشتری کنند. ما همچنان به اتحاد عمل و همبستگی جمعی برای توقف ماشین کشتار تاکید می‌کنیم.

اعضای کارزار"سه‌شنبه‌های نه به اعدام"  در روز  سه‌شنبه، ۶ آذر ۱۴۰۳، در ۲۵ زندان مختلف برای ۴۴ هفته مستمر در اعتراض به احکام اعدام در ایران در اعتصاب غذا هستند.

زندانیان اعتصابی شامل زندان‌های زیر می‌باشد:

زندان اوین (بند زنان ،بند ۴و ۸)، زندان قزلحصار(واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج ، زندان تهران بزرگ، زندان اراک ، زندان خرم آباد ، زندان اسد آباد اصفهان ، زندان شیبان اهواز ، زندان نظام شیراز ، زندان بم ، زندان کهنوج ، زندان مشهد ، زندان قائمشهر ، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان اردبیل ، زندان تبریز ، زندان ارومیه ، زندان سلماس ، زندان خوی ، زندان نقده ، زندان سقز ، زندان بانه ، زندان مریوان و زندان کامیاران

#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام
سه‌شنبه ۶ آذر ۱۴۰۳

@collective98
🚩 توماج صالحی زندانی سیاسی از زندان آزاد شد

او پیشتر به اعدام محکوم شده بود، حکمی که در بازنگری تغییر یافت.

بنامید آزادی دیگر زندانیان سیاسی به ویژه زندانیان گمنام!

#توماج_صالحی
#انقلاب_ژینا
#ژن_ژیان_آزادی

@collective98
🚩 پیام همبستگی ورونیکا گاگو، فعال فمینیست و نویسنده و معلم آرژانتینی، با فعالین فمینیست و کارگری زندانی در ایران به بهانه اعلام حکم جدید عاطفه رنگریز به اتهام تشکیل گروه تلگرامی برای ترجمه آثار #ورونیکا_گاگو

در این پیام ویدیویی علاوه بر صحبت از شرایط #عاطفه_رنگریز، گاگو با اشاره به صدور حکم اعدام برای #پخشان_عزیزی و #وریشه_مرادی و همچنین صدور حکم‌های طولانی‌مدت برای فعالین در ایران، این وضعیت را گواهی بر #جنگ_علیه_زنان و دگرباشان جنسی/جنسیتی می‌داند و آن را به شدت محکوم کرده و خواهان هم‌صدایی و همبستگی جنبش فمینیست بین‌الملل در محکومیت جمهوری اسلامی ایران و اقدام عملی در جهت رهایی فعالین زندانی در ایران شد.

او از سازمان‌دهندگان جنبش #نه_حتی_یکی_کمتر (#NiUnaMenos) در سال ۲۰۱۵ در آرژانتین در اعتراض به زن‌کشی بود.
همچنین او از نظریه‌پردازان اعتصاب فمینیستی است.
در کتاب "فمینیست اینترنشنال" در مورد پتانسیل‌های جنبش‌های فمینیستی جدید صحبت می‌کند که جنبش‌های اعتراضی دیگر را به هم متصل می‌کنند.

مطلبی از سبا معمار در رادیو زمانه درباره گاگو و آثارش.

#ژن_ژیان_ئازادی

@collective98
🚩 کارزار "سه‌شنبه های نه به اعدام" در ۲۵ زندان مختلف وارد چهل و پنجمین هفته شد.

حکم اعدام برای ۶ تن از زندانیان سیاسی اعضای کارزار "سه‌شنبه های نه به اعدام"

در آستانه ۱۶ آذر ، روز دانشجو را به تمام دانشجویان عزیز به ویژه دانشجویانی که در چند سال اخیر نقطه کانونی خیزش و اعتراضات مردمی علیه حکومت مستبد ولایت فقیه بودند، تبریک و شاد باش می‌گوییم. دانشجویانی که شجاعانه دانشگاه را به سنگر مقاومت، آزادی و برابری تبدیل کردند. تعداد زیادی دستگیر و تعدادی در راه تحقق آرمان‌های جنبش دانشجویی و مردم ایران جان باختند. یاد تمام جانباختگان از جمله دانشجویان را گرامی می‌داریم.

طبق معمول ماشین اعدام حکومت جرم و جنایت بدون توقف در حال کشتار است. به طوری که از سه‌شنبه گذشته تاکنون بیش از ۲۸ تن را در زندان‌های مختلف به دار آویخته که ۲ تن از آن‌ها کودک مجرم بودند. این دو تن در زندانهای یزد و قزلحصار اعدام شدند. بنا بر اخبار منتشر شده تعداد قربانیان و اعدام‌ها از ابتدای سال ۱۴۰۳ تاکنون حدود ۷۴۳ تن است. شدت اجرای این احکام قرون وسطایی در هفته‌های اخیر به اندازه‌ای بود که اعضای کارزار " سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در زندان لاکان رشت، که از جمله مهم‌ترین مراکز اجرای اعدام در چند ماه اخیر بود را وادار به واکنش و صدور بیانیه‌ اعتراضی در اول هفته جاری نمود.
حکومتی که در حل بحران‌های معیشتی به بن‌بست رسیده و باعث گسترش تجمعات اعتراضی تمام اقشار جامعه شده، با تصویب قانون زن ستیزانه لایحه حجاب و عفاف، سرکوب و اعدام ، قصد ایجاد رعب و وحشت در جامعه را دارد.
در ادامه همین سرکوب‌ها قوه قضائیه حکومت چند روز گذشته در اقدامی ضد انسانی، یک زندانی سیاسی در زندان ارومیه به اسم محراب عبدالله‌زاده که از بازداشتی‌های ۱۴۰۱ است را به اعدام محکوم و در اقدامی دیگر برای ۶ زندان سیاسی در زندان اوین به اتهام بغی حکم اعدام صادر کرده‌ است.
این زندانیان سیاسی با اسامی(وحید بنی عامریان، پویا قبادی، بابک علی‌پور، علی اکبر دانشور، ابوالحسن منتظر، محمد تقوی) از اعضای کارزار "سه‌شنبه های نه به اعدام" هستند.

نکته مهم و تاسف بار درباره روند دادرسی ناعادلانه این زندانیان سیاسی این است که ایمان افشاری رئیس شعبه ۲۶ بی‌دادگاه انقلاب به استناد "علم قاضی" دستور "قتل حکومتی" این زندانیان را صادر کرده است.

در طول سال‌های گذشته علم قاضی حربه‌ای برای دستگاه قضائیه "جمهوری اسلامی" بوده تا در پرونده‌های بسیاری برای صدور حکم اعدام از آن استفاده کند. چرا که با اعمال ماهها شکنجه‌ و حبس در انفرادی و بازجویی ، استناد به علم قاضی برای اعدام ، به‌ اندازه کافی رسوا بودن چنین پرونده‌سازی‌هایی را آشکار می‌سازد.

این احکام اعدام در حالی است که چند هفته پیش نیز برای ۶ تن از زندانیان سیاسی معروف به "بچه‌های اکباتان" حکم اعدام صادر شده بود.

اما قطعا این احکام و سرکوب‌های سبعانه بی‌پاسخ نمی‌ماند و زنان و مردان شجاع ایران همچنان که در گذشته ثابت کرده‌اند مرعوب نخواهند شد و برای آزادی و رهایی مصمم‌تر اقدام خواهند کرد.

کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" که با هدف مقابله با حکم ضد انسانی اعدام با هر نوع اتهامی شکل گرفته، گرفتن حق حیات را شایسته کرامت انسانی نمی‌داند و خواهان لغو اعدام و پایان دادن به این خشونت و سرکوب در ایران است.

بنابراین این کارزار ، همه‌ی سازمان‌ها و مراجع مدافع حقوق بشر را به اقدام فوری و کار آمد برای نجات جان زندانیان و آزادی همه زندانیان سیاسی فرا می‌خواند و عاملان و آمران این جنایت‌ها باید در پیشگاه عدالت قرار گیرند و پاسخگو شوند.
همچنین جا دارد از زنان و مردان شجاعی که در دل تهران و زیر سایه سرکوب تجمع علیه اعدام بر پا می‌کنند و از تمام کارگران، بازنشستگان، معلمان و پرستاران که در تجمعات خود علیه اعدام شعار سر می‌دهند. و دانشجویانی که از کارزار حمایت می‌کنند. تشکر و قدردانی نماییم. ما معتقدیم این قبیل حرکات باید گسترده‌تر و پیوسته ادامه یابد تا حکومت را وادار به تسلیم نماید. همچنان ما بر اقدام عملی و جمعی و متحدانه علیه اعدام تاکید می‌کنیم.

اعضای کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" سه‌شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۳ در هفته چهل و پنجم در ۲۵ زندان مختلف در اعتصاب غذا خواهند بود.

زندانیان اعتصابی :

زندان اوین (بند زنان ،بند ۴و ۸)، زندان قزلحصار(واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج ، زندان تهران بزرگ، زندان اراک ، زندان خرم آباد ، زندان اسد آباد اصفهان ، زندان دستگرد اصفهان ، زندان شیبان اهواز ، زندان نظام شیراز ، زندان بم ، زندان کهنوج ، زندان مشهد ، زندان قائمشهر ، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان اردبیل ، زندان تبریز ، زندان ارومیه ، زندان سلماس ، زندان خوی ، زندان نقده، زندان سقز ، زندان بانه ، زندان مریوان و زندان کامیاران

#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام
سه‌شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۳

@collective98