🚩 محکوميت مرتضی صیدی، ناصر امیرو و محمد ایراننژاد، سه کارگر ساختمانی و زندانی سیاسی، توسط دادگاه انقلاب شهریار به دو سال حبس
مرتضی صیدی، ناصر امیرو و محمد ایراننژاد، سه کارگر ساختمانی و زندانی سیاسی، توسط دادگاه انقلاب شهریار به دو سال حبس محکوم شدند. این سه نفر ابتدا در بازپرسی قلعه حسن خان تحت بازجویی قرار گرفتند و سپس به اتهامات سیاسی، از جمله اعتراض به شرایط کار و حقوق کارگران، محاکمه شدند. حکم صادرشده علیه این کارگران بدون ارائه دلایل و شواهد کافی بوده و از سوی فعالان کارگری به عنوان ابزاری برای سرکوب جنبشهای کارگری و صدای اعتراضات توصیف شده است. این حکم در شرایطی صادر میشود که جامعه با مشکلات اقتصادی و فشارهای اجتماعی زیادی روبروست و خواستههای کارگران برای بهبود شرایط کار و معیشت همچنان بیپاسخ مانده است. محکومیت این سه کارگر به دو سال حبس، نشانی دیگر از محدودیتهای شدید بر حقوق کارگران و آزادی بیان است.
@collective98
مرتضی صیدی، ناصر امیرو و محمد ایراننژاد، سه کارگر ساختمانی و زندانی سیاسی، توسط دادگاه انقلاب شهریار به دو سال حبس محکوم شدند. این سه نفر ابتدا در بازپرسی قلعه حسن خان تحت بازجویی قرار گرفتند و سپس به اتهامات سیاسی، از جمله اعتراض به شرایط کار و حقوق کارگران، محاکمه شدند. حکم صادرشده علیه این کارگران بدون ارائه دلایل و شواهد کافی بوده و از سوی فعالان کارگری به عنوان ابزاری برای سرکوب جنبشهای کارگری و صدای اعتراضات توصیف شده است. این حکم در شرایطی صادر میشود که جامعه با مشکلات اقتصادی و فشارهای اجتماعی زیادی روبروست و خواستههای کارگران برای بهبود شرایط کار و معیشت همچنان بیپاسخ مانده است. محکومیت این سه کارگر به دو سال حبس، نشانی دیگر از محدودیتهای شدید بر حقوق کارگران و آزادی بیان است.
@collective98
🚩 اول نوامبر، روز جهانی کوبانی ست، روز پیروزی خلق متحد کورد در روژآوا علیه محاصره و اشغال نظامیان داعش
روز جهانی کوبانی، اول نوامبر، نمادی فراتر از یک مقاومت ساده در برابر تهاجم داعش است؛ این روز یادآور یکی از شکوهمندترین جلوههای مبارزه انقلابی و ایستادگی مردمان کرد در روژاوا برای تحقق آرمان آزادی، برابری و عدالت است که در ادامه مقاومت مردم کورد باکور در ترکیه تعریف میشود.
در سال ۲۰۱۴، زمانی که تهاجم نیروهای داعش کوبانی را در آستانه سقوط قرار داده بود، زنان و مردان کرد در یگانهای مدافع خلق (YPG) و یگانهای مدافع زنان (YPJ) به پا خواستند و به نمادی از اراده انقلابی در برابر نیروهای اشغالگر تبدیل شدند و توانستند مانع یک قتل عام احتمالی بزرگ توسط داعش در این منطقه شوند.
این مقاومت، تنها نبردی نظامی نبود، بلکه تجلی آرمانهای انقلابی جنبش روژاوا نیز بود که در آن زنان نقشی پیشرو داشتند، و به جهانیان نشان دادند که آزادی و برابری در بطن مبارزه ای مداوم و با اراده ای جمعی و سیاسی مردمی متولد میشود: بسیاری از کوردهای باکور در روزهای محاصره برای رساندن اسلحه و امکانات به مبارزان کوبانی جانشان را در مرزها توسط گلوله های ترکیه و داعش از دست دادند، صدها نفر کشته شدند ولی دشمن پیروز نشد. کوبانی نقطهای بود که مرزهای معمول مبارزات جهانی را در هم شکست و وجدانهای بیدار سراسر جهان را به خود فراخواند و بیش از همه انترناسیونالیست ها و چپ ها به حمایت از آن در گوشه به گوشه جهان برخواستند، همبستگی ای که نظیرش کمتر دیده شده بود و یادآور همبستگی چپ جهانی با مردم ویتنام بود در جنگ امپریالیستی آمریکا علیه آنها.
از آن زمان، روز جهانی کوبانی به یادمانی برای پاسداشت روحیه ایستادگی و آرمانخواهی انقلابی کُردها تبدیل شده، روزی که فراتر از نبردی محلی، صدای فریاد مردمانی است که در برابر ستم و سرکوب ایستادهاند و برای جهانی عادلانهتر، مستقلتر و متکی بر اراده خلق ها مبارزه میکنند.
در روزهای اخیر که روژآوا از نو مورد حملات اشغالگرانه ترکیه قرار گرفته، پشتیبانی از انقلابیون این جغرافیا و حمایت برای بقای پروژهی سیاسی اجتماعی در حال پیشروی آنها، بخشی لز مسئولیت جمعی همه ما به شمار میرود چون سرنوشت مردمان تحت ستم منطقه عمیقا بهم گره خورده است.
#کوبانی
#روژآوا
@collective98
روز جهانی کوبانی، اول نوامبر، نمادی فراتر از یک مقاومت ساده در برابر تهاجم داعش است؛ این روز یادآور یکی از شکوهمندترین جلوههای مبارزه انقلابی و ایستادگی مردمان کرد در روژاوا برای تحقق آرمان آزادی، برابری و عدالت است که در ادامه مقاومت مردم کورد باکور در ترکیه تعریف میشود.
در سال ۲۰۱۴، زمانی که تهاجم نیروهای داعش کوبانی را در آستانه سقوط قرار داده بود، زنان و مردان کرد در یگانهای مدافع خلق (YPG) و یگانهای مدافع زنان (YPJ) به پا خواستند و به نمادی از اراده انقلابی در برابر نیروهای اشغالگر تبدیل شدند و توانستند مانع یک قتل عام احتمالی بزرگ توسط داعش در این منطقه شوند.
این مقاومت، تنها نبردی نظامی نبود، بلکه تجلی آرمانهای انقلابی جنبش روژاوا نیز بود که در آن زنان نقشی پیشرو داشتند، و به جهانیان نشان دادند که آزادی و برابری در بطن مبارزه ای مداوم و با اراده ای جمعی و سیاسی مردمی متولد میشود: بسیاری از کوردهای باکور در روزهای محاصره برای رساندن اسلحه و امکانات به مبارزان کوبانی جانشان را در مرزها توسط گلوله های ترکیه و داعش از دست دادند، صدها نفر کشته شدند ولی دشمن پیروز نشد. کوبانی نقطهای بود که مرزهای معمول مبارزات جهانی را در هم شکست و وجدانهای بیدار سراسر جهان را به خود فراخواند و بیش از همه انترناسیونالیست ها و چپ ها به حمایت از آن در گوشه به گوشه جهان برخواستند، همبستگی ای که نظیرش کمتر دیده شده بود و یادآور همبستگی چپ جهانی با مردم ویتنام بود در جنگ امپریالیستی آمریکا علیه آنها.
از آن زمان، روز جهانی کوبانی به یادمانی برای پاسداشت روحیه ایستادگی و آرمانخواهی انقلابی کُردها تبدیل شده، روزی که فراتر از نبردی محلی، صدای فریاد مردمانی است که در برابر ستم و سرکوب ایستادهاند و برای جهانی عادلانهتر، مستقلتر و متکی بر اراده خلق ها مبارزه میکنند.
در روزهای اخیر که روژآوا از نو مورد حملات اشغالگرانه ترکیه قرار گرفته، پشتیبانی از انقلابیون این جغرافیا و حمایت برای بقای پروژهی سیاسی اجتماعی در حال پیشروی آنها، بخشی لز مسئولیت جمعی همه ما به شمار میرود چون سرنوشت مردمان تحت ستم منطقه عمیقا بهم گره خورده است.
#کوبانی
#روژآوا
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 بدرقه ژینا مدرس گرجی، روزنامهنگار و فعال حقوق زنان، توسط فعالان زن سنندج برای اجرای حکم ۱۶ ماه حبس
امروز شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۳، #ژینا_مدرس_گرجی برای اجرای حکم ۱۶ ماه حبس، خود را به دفتر اجرای احکام سنندج معرفی کرد و روانه زندان شد. جمعی از فعالان زن وی را تا درب دادگاه بدرقه کردند. یکی از حاضران میگوید: ژینا خواهر همه ماست، او نه تنها به نام خودش، بلکه بنام همه ما فعالان زندان راهی زندان میشود، امیدواریم روزی برسد که هیچ کس بخاطر فعالیت هایش حبس نخورد و همه این عزیزان بتوانند آزاد شوند و به آغوش خانواده شان بازگردند.
بنا به اطلاع شبکه حقوق بشر کردستان، شعبه ۴ اجرای احکام کیفری شهرستان سنندج در تاریخ اول آبان طی ابلاغیهای از این فعال زن کُرد خواسته بود ظرف ۱۰ روز جهت اجرای حکم صادره در این شعبه حاضر شود.
@collective98
امروز شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۳، #ژینا_مدرس_گرجی برای اجرای حکم ۱۶ ماه حبس، خود را به دفتر اجرای احکام سنندج معرفی کرد و روانه زندان شد. جمعی از فعالان زن وی را تا درب دادگاه بدرقه کردند. یکی از حاضران میگوید: ژینا خواهر همه ماست، او نه تنها به نام خودش، بلکه بنام همه ما فعالان زندان راهی زندان میشود، امیدواریم روزی برسد که هیچ کس بخاطر فعالیت هایش حبس نخورد و همه این عزیزان بتوانند آزاد شوند و به آغوش خانواده شان بازگردند.
بنا به اطلاع شبکه حقوق بشر کردستان، شعبه ۴ اجرای احکام کیفری شهرستان سنندج در تاریخ اول آبان طی ابلاغیهای از این فعال زن کُرد خواسته بود ظرف ۱۰ روز جهت اجرای حکم صادره در این شعبه حاضر شود.
@collective98
🚩 اعتراض رادیکال یک زن علیه حجاب اجباری و مردسالاری سرکوبگرانه از نوع دانشگاهی
روز شنبه، ۱۲ آبان ۱۴۰۳، دانشگاه علوم و تحقیقات تهران صحنهای از اعتراض جسورانه یک دانشجوی زن بود؛ اعتراضی که فراتر از یک حرکت فردی، فریادی علیه تحمیل حجاب اجباری و ساختارهای سرکوبگر مردسالارانه در فضای دانشگاهی به شمار میآید. این دانشجو با کنار گذاشتن حجاب و لباسهای اجباری، بهطور نمادین اعتراضش را به تحمیل هویت و کنترل بر بدن زنان بیان کرد. اقدام او پیام روشنی داشت: بدن زن نه وسیلهای برای اعمال قدرت است و نه ابزاری برای تحمیل ایدئولوژیهای سرکوبگر.
این حرکت نمادین در واقع خشم انباشتهشدهی زنان و دانشجویان را بازتاب داد؛ خشم و نارضایتیای که به سیاستهای تهاجمی و اجبارگرانهای معترض است که سالهاست بدن و آزادی فردی زنان را هدف قرار داده. در حالی که دانشگاه بهعنوان نهاد علمی باید حامی تفکر آزاد و حق انتخاب باشد، این دانشجو در اعتراض به نقض چندباره این حقوق و فشارهای مکرر حراستی ها، حجاب و لباس اجباری را کنار گذاشت تا اعلام کند که از اسارت این ساختارها خسته است، مثل میلیونها زن دیگر در کشور!
اما پاسخ این جسارت، خشونت عریان نیروهای حراست بود. آنها با زور و تهدید، لباسها را بر سرش کردند، او را به شکلی تحقیرآمیز مورد ضربوشتم قرار دادند و به مکانی نامعلوم بردند. عده ای از تعرض جنسی به او قبل از بازداشت خبر داده اند این برخورد نه تنها پرده ای از سیاستهای سرکوبگرانه علیه زنان است، بلکه نشان میدهد چگونه دانشگاه به جای پایگاهی برای آزادی، به محلی برای کنترل و تحقیر بدل شده است.
این دانشجوی شجاع با اعتراض بیپردهاش، فریاد نسل جوانی را نمایان کرد که حاضر نیست به هیچ قیمتی زیر بار زور دیکتاتور برود و بهای آن را هم پرداخت می کند.
#جمهوری_زن_ستیز
#زنان_به_عقب_برنمیگردند
@collective98
روز شنبه، ۱۲ آبان ۱۴۰۳، دانشگاه علوم و تحقیقات تهران صحنهای از اعتراض جسورانه یک دانشجوی زن بود؛ اعتراضی که فراتر از یک حرکت فردی، فریادی علیه تحمیل حجاب اجباری و ساختارهای سرکوبگر مردسالارانه در فضای دانشگاهی به شمار میآید. این دانشجو با کنار گذاشتن حجاب و لباسهای اجباری، بهطور نمادین اعتراضش را به تحمیل هویت و کنترل بر بدن زنان بیان کرد. اقدام او پیام روشنی داشت: بدن زن نه وسیلهای برای اعمال قدرت است و نه ابزاری برای تحمیل ایدئولوژیهای سرکوبگر.
این حرکت نمادین در واقع خشم انباشتهشدهی زنان و دانشجویان را بازتاب داد؛ خشم و نارضایتیای که به سیاستهای تهاجمی و اجبارگرانهای معترض است که سالهاست بدن و آزادی فردی زنان را هدف قرار داده. در حالی که دانشگاه بهعنوان نهاد علمی باید حامی تفکر آزاد و حق انتخاب باشد، این دانشجو در اعتراض به نقض چندباره این حقوق و فشارهای مکرر حراستی ها، حجاب و لباس اجباری را کنار گذاشت تا اعلام کند که از اسارت این ساختارها خسته است، مثل میلیونها زن دیگر در کشور!
اما پاسخ این جسارت، خشونت عریان نیروهای حراست بود. آنها با زور و تهدید، لباسها را بر سرش کردند، او را به شکلی تحقیرآمیز مورد ضربوشتم قرار دادند و به مکانی نامعلوم بردند. عده ای از تعرض جنسی به او قبل از بازداشت خبر داده اند این برخورد نه تنها پرده ای از سیاستهای سرکوبگرانه علیه زنان است، بلکه نشان میدهد چگونه دانشگاه به جای پایگاهی برای آزادی، به محلی برای کنترل و تحقیر بدل شده است.
این دانشجوی شجاع با اعتراض بیپردهاش، فریاد نسل جوانی را نمایان کرد که حاضر نیست به هیچ قیمتی زیر بار زور دیکتاتور برود و بهای آن را هم پرداخت می کند.
#جمهوری_زن_ستیز
#زنان_به_عقب_برنمیگردند
@collective98
🚩 چهل و یکمین هفته از کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" در ۲۴ زندان مختلف
هشدار درباره متهمان پرونده اکباتان پشت درهای بسته
در حکومت اعدامی ، سرکوب و اعدام کماکان در حال افزایش است و متاسفانه این رویکرد ضد انسانی علیه شهروندان و زندانیان مثل همیشه به عنوان یک رویه ادامه دارد.
به طوری که از اول آبان تا کنون نزدیک به ۵۶ تن از زندانیان اعدام شدهاند؛ و از هفته گذشته تا کنون نیز دستکم ۲۳ تن حلق آویز شده اند، که یکی از این اعدام شدهها یک زندانی هموطن یهودی به اسم آروین قهرمانی در زندان دیزل آباد کرمانشاه بود که در روند دادرسی بسیار مبهم و ناعادلانه محکوم به اعدام شده بود.
روز گذشته نیز شاهد محاکمه ۸ تن از جوانان بازداشت شده اعتراضات ۱۴۰۱ موسوم به پرونده اکباتان در پشت درهای بسته بودیم که با توجه به اتهامات سنگین وارده به آنها بیم آن می رود در معرض حکم اعدام قرار گیرند.
کارزار " سهشنبههای نه به اعدام" اکنون در هفته چهل و یکم در ۲۴ زندان مختلف کشور گسترش پیدا کرده و هموطنان در داخل و خارج از کشور در هفتههای اخیر در حمایت از کارزار تجمعهای مختلفی داشتهاند و این نشان از عزم راسخ مردم ایران در لغو حکم غیر انسانی "اعدام" است.
خاطر نشان می شود همانطور که در گزارش هفته پیش آمده بود ۴ تن از هموطنان بلوچ به نامهای عیدو شهبخش ، عبدالغنی شهبخش ، عبدالرحیم قنبرزهی و سلیمان شهبخش، از اعضای کارزار، حکم اعدامشان در دیوان عالی تایید و به شعبه یکم اجرای احکام دادسرای ناحیه ۳۳ ارجاع شدهاست و هر لحظه ممکن است حکمشان اجرا و به چوبه دار سپرده شوند.
با توجه به اینکه سرعت ماشین کشتار روز به روز در حال افزایش و فزونی است، ضروری است که تمام فعالان در حوزه های مختلف جهت توقف و لغو حکم اعدام در ایران مخالفتشان را بسیار رساتر از قبل فریاد کنند و عاملان و آمران ماشین اعدام و کشتار را در برابر وجدانهای بیدار افشا نموده و آنان را نسبت عمل جنایتکارانه خود پاسخگو و محاکمه نمایند. این خواسته ممکن نخواهد بود جز با مقاومت و عمل جمعی مردم آزاده و تمامی فعالان سیاسی ، حقوق بشری ، صنفی ، مدنی و ... که توقف اقدام برایشان امری ضروری و مهم است.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" در هفته چهل و یکم روز سهشنبه ۱۵ آبان در ۲۴ زندان مختلف در اعتصاب خواهند بود.
این زندانها شامل زندانهای زیر میباشند:
زندان اوین (بند زنان ،بند ۴و ۸)، زندان قزلحصار(واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج ، زندان تهران بزرگ، زندان اراک ، زندان خرم آباد ، زندان اسد آباد اصفهان ، زندان شیبان اهواز ، زندان نظام شیراز ، زندان بم ، زندان کهنوج ، زندان مشهد ، زندان قائمشهر ، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان اردبیل ، زندان تبریز ، زندان ارومیه ، زندان سلماس ، زندان خوی ، زندان نقده ، زندان سقز ، زندان بانه ، زندان مریوان و زندان کامیاران
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
سهشنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۳
@collective98
هشدار درباره متهمان پرونده اکباتان پشت درهای بسته
در حکومت اعدامی ، سرکوب و اعدام کماکان در حال افزایش است و متاسفانه این رویکرد ضد انسانی علیه شهروندان و زندانیان مثل همیشه به عنوان یک رویه ادامه دارد.
به طوری که از اول آبان تا کنون نزدیک به ۵۶ تن از زندانیان اعدام شدهاند؛ و از هفته گذشته تا کنون نیز دستکم ۲۳ تن حلق آویز شده اند، که یکی از این اعدام شدهها یک زندانی هموطن یهودی به اسم آروین قهرمانی در زندان دیزل آباد کرمانشاه بود که در روند دادرسی بسیار مبهم و ناعادلانه محکوم به اعدام شده بود.
روز گذشته نیز شاهد محاکمه ۸ تن از جوانان بازداشت شده اعتراضات ۱۴۰۱ موسوم به پرونده اکباتان در پشت درهای بسته بودیم که با توجه به اتهامات سنگین وارده به آنها بیم آن می رود در معرض حکم اعدام قرار گیرند.
کارزار " سهشنبههای نه به اعدام" اکنون در هفته چهل و یکم در ۲۴ زندان مختلف کشور گسترش پیدا کرده و هموطنان در داخل و خارج از کشور در هفتههای اخیر در حمایت از کارزار تجمعهای مختلفی داشتهاند و این نشان از عزم راسخ مردم ایران در لغو حکم غیر انسانی "اعدام" است.
خاطر نشان می شود همانطور که در گزارش هفته پیش آمده بود ۴ تن از هموطنان بلوچ به نامهای عیدو شهبخش ، عبدالغنی شهبخش ، عبدالرحیم قنبرزهی و سلیمان شهبخش، از اعضای کارزار، حکم اعدامشان در دیوان عالی تایید و به شعبه یکم اجرای احکام دادسرای ناحیه ۳۳ ارجاع شدهاست و هر لحظه ممکن است حکمشان اجرا و به چوبه دار سپرده شوند.
با توجه به اینکه سرعت ماشین کشتار روز به روز در حال افزایش و فزونی است، ضروری است که تمام فعالان در حوزه های مختلف جهت توقف و لغو حکم اعدام در ایران مخالفتشان را بسیار رساتر از قبل فریاد کنند و عاملان و آمران ماشین اعدام و کشتار را در برابر وجدانهای بیدار افشا نموده و آنان را نسبت عمل جنایتکارانه خود پاسخگو و محاکمه نمایند. این خواسته ممکن نخواهد بود جز با مقاومت و عمل جمعی مردم آزاده و تمامی فعالان سیاسی ، حقوق بشری ، صنفی ، مدنی و ... که توقف اقدام برایشان امری ضروری و مهم است.
کارزار "سهشنبههای نه به اعدام" در هفته چهل و یکم روز سهشنبه ۱۵ آبان در ۲۴ زندان مختلف در اعتصاب خواهند بود.
این زندانها شامل زندانهای زیر میباشند:
زندان اوین (بند زنان ،بند ۴و ۸)، زندان قزلحصار(واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج ، زندان تهران بزرگ، زندان اراک ، زندان خرم آباد ، زندان اسد آباد اصفهان ، زندان شیبان اهواز ، زندان نظام شیراز ، زندان بم ، زندان کهنوج ، زندان مشهد ، زندان قائمشهر ، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان اردبیل ، زندان تبریز ، زندان ارومیه ، زندان سلماس ، زندان خوی ، زندان نقده ، زندان سقز ، زندان بانه ، زندان مریوان و زندان کامیاران
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
سهشنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۳
@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 شعار «فلسطین را آزاد کنید» از پاریس، از قلب مسابقات فوتبال، علیرغم تمام ممنوعیت ها و سرکوبهای دولتهای غربی
نام #فلسطین تا زمان تداوم آپارتاید و #نسلکشی طنین انداز خواهد شد، در همانجا که انتظارش را ندارید...
در هفته چهارم رقابتهای لیگ قهرمانان اروپا، پاریسن-ژرمن در خانه مغلوب مهمان اسپانیایی خود، اتلتیکو مادرید، شد. پاریسیها با نتیجه ۲ بر ۱ شکست تلخی را تجربه کردند. پیش از آغاز بازی دو تیم پاری سن-ژرمن و اتلتیکو مادرید در ورزشگاه خانگی پاریسیها، پارک دِ پرنس، هواداران پاریسی برای #فلسطین سنگ تمام گذاشتند و با بنری بزرگ شعار «#فلسطین_را_آزاد_کنید» سر دادند.
#فلسطین_غرق_در_خون
#نسلکشی_فلسطینیان
#آپارتاید_نظامی_اسرائیل_میکشد
@collective98
نام #فلسطین تا زمان تداوم آپارتاید و #نسلکشی طنین انداز خواهد شد، در همانجا که انتظارش را ندارید...
در هفته چهارم رقابتهای لیگ قهرمانان اروپا، پاریسن-ژرمن در خانه مغلوب مهمان اسپانیایی خود، اتلتیکو مادرید، شد. پاریسیها با نتیجه ۲ بر ۱ شکست تلخی را تجربه کردند. پیش از آغاز بازی دو تیم پاری سن-ژرمن و اتلتیکو مادرید در ورزشگاه خانگی پاریسیها، پارک دِ پرنس، هواداران پاریسی برای #فلسطین سنگ تمام گذاشتند و با بنری بزرگ شعار «#فلسطین_را_آزاد_کنید» سر دادند.
#فلسطین_غرق_در_خون
#نسلکشی_فلسطینیان
#آپارتاید_نظامی_اسرائیل_میکشد
@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 صدای وریشه مرادی، زندانی سیاسی کورد محکوم به اعدام، از زندان اوین
متن شعر به #کوردی:
"کوتری سپی
نامهی ئاشتی
ولاتیكی زامداری بو میژوو ئهبرد
راوچی هاتن
ديو جامهیان بو راگرت و
دهسریژیان کرد
له پر زهوی زریکاندی
ئاسمان له خو راچهلکا
خوینی کوت
دلوپ
دلوپ
به سهر ههموو دنیا تكا!"
🔥ترجمه #فارسی:
"کبوتر سفید،
پیغام صلح سرزمینی زخمی را
برای تاریخ میبرد.
شکارچیان آمدند،
دیوها دورهاش کردند و آزارش دادند.
ناگهان، زمین فریاد کشید،
آسمان از خواب پرید،
خون کبوتر
قطره
قطره
بر جهان چکید!"
شعری از جلال ملکشاه
#جمهوری_اعدام
#نه_به_اعدام
@collective98
متن شعر به #کوردی:
"کوتری سپی
نامهی ئاشتی
ولاتیكی زامداری بو میژوو ئهبرد
راوچی هاتن
ديو جامهیان بو راگرت و
دهسریژیان کرد
له پر زهوی زریکاندی
ئاسمان له خو راچهلکا
خوینی کوت
دلوپ
دلوپ
به سهر ههموو دنیا تكا!"
🔥ترجمه #فارسی:
"کبوتر سفید،
پیغام صلح سرزمینی زخمی را
برای تاریخ میبرد.
شکارچیان آمدند،
دیوها دورهاش کردند و آزارش دادند.
ناگهان، زمین فریاد کشید،
آسمان از خواب پرید،
خون کبوتر
قطره
قطره
بر جهان چکید!"
شعری از جلال ملکشاه
#جمهوری_اعدام
#نه_به_اعدام
@collective98
🚩 جمعی از زندانیان سیاسی زندان لاکان رشت که پیش از این به کارزار سهشنبه های نه به اعدام پیوسته بودند، اعلام کردهاند در ادامه اعتصاب غذای هر سهشنبه، این هفته در اعتراض به صدور حکم اعدام علیه وریشه مرادی در اعتصاب غذا خواهند بود.
آنان حکم اعدام علیه این زن کورد را محکوم نموده و خواهان لغو مجازات اعدام، از جمله حکم وریشه مرادی شدهاند.
زندانیان اعتصابی این کارزار شامل زندانهای زیر میباشد:
زندانهای اوین (بند زنان ،بند ۴و۸)، قزلحصار(واحد ۳و۴)، مرکزی کرج ، تهران بزرگ، اراک ، خرم آباد ، اسد آباد اصفهان ، شیبان اهواز ، نظام شیراز ، بم ، کهنوج ، مشهد ، قائمشهر ، لاکان رشت (بند مردان و زنان )، اردبیل ، تبریز ، ارومیه ، سلماس ، خوی ، نقده ، سقز ، بانه ، مریوان ، کامیاران و دستگرد اصفهان
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳
@collective98
آنان حکم اعدام علیه این زن کورد را محکوم نموده و خواهان لغو مجازات اعدام، از جمله حکم وریشه مرادی شدهاند.
زندانیان اعتصابی این کارزار شامل زندانهای زیر میباشد:
زندانهای اوین (بند زنان ،بند ۴و۸)، قزلحصار(واحد ۳و۴)، مرکزی کرج ، تهران بزرگ، اراک ، خرم آباد ، اسد آباد اصفهان ، شیبان اهواز ، نظام شیراز ، بم ، کهنوج ، مشهد ، قائمشهر ، لاکان رشت (بند مردان و زنان )، اردبیل ، تبریز ، ارومیه ، سلماس ، خوی ، نقده ، سقز ، بانه ، مریوان ، کامیاران و دستگرد اصفهان
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
سهشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳
@collective98
🚩 علیه احکام اعدام پخشان عزیزی و وریشه مرادی؛ کبوتران سرزمین زخمی
هستی امیری
مینویسد حکم جوانا ابلاغ شد، اعدام. دوباره نگاه میکنم. مینویسم لعنت و کلمه کم میآورم. گوشی را که بالا و پایین میکنم اسم و عکسش همهجا تکرار میشود. این لحظات همهچیز درباره حکم اوست. در یک خط خبر از صدور حکم اعدام دادهاند. در یک جمله حکم قتل او را صادر کردهاند. ناتوانی تمام بدنم را میگیرد. آنچه در این جهان بیارزش شده جان آدمی است. همسرنوشتی زنان کورد بند زنان حالا در حکمشان هم نمایان شده است. چند ماه قبل پخشان عزیزی و حالا وریشه مرادی به اعدام محکوم شدند.
درباره روند رسیدگی پرونده ایرادات بسیاری وجود دارد اما بعد از یک سال و سه ماه جنگ روانی، آزار و شکنجه و محرومیت از ملاقات و حقوق اولیه، انتظار برخورد قانونی و عادلانه منطقی نیست مخصوصا که اگر از پیرامون آمده باشی به اسارت در مرکز. هرچند باید تاکید کنیم قوانین موجود خود منشا ناعدالتی قضایی هستند و اساسا انتظار عدالت و رسیدگی عادلانه از اجرای تاموتمام قوانین موجود امری بیجا است. مخالفت با صدور حکم اعدام اگر از روند رسیدگی آغاز شود نهایتا در جایی به دفاع از اعدام معترف خواهد شد. دقیقا در جایی که رسیدگی را قانونی و عادلانه ببیند ناگزیر به اعدام روی خواهد آورد.
حکم اعدام برای هرکس و با هرجرمی حتی به موجب قانون و دادگاهی صالح بیعدالتی محض است. اعدام مسئلهای حقوقی و قضایی نیست که به مواد خام و بیجان قانونی استناد کنیم بلکه امری تماما سیاسی است. استدلال قضایی البته در جایی که افراد خط و منش سیاسی محکوم به اعدام را قبول ندارند بیشتر نمایان میشود. چرا که هویت سیاسی محکوم قابل مصادره و انکار نیست. استدلالِ ایرادات در روند رسیدگی دقیقا به ما نشان میدهد که نه محکوم به اعدام حیاتش مسئله است و نه فلسفه وجودی اعدام، بلکه عدم رعایت حقوق متهم از سوی دادگاه و در حقیقت نمایش ناقص قضایی دادگاه است که مسئله شده است و مثلا اگر قاضی شعبه ۱۵ به وریشه و وکلا اجازه دفاع میداد برای ما چه معنیای میداد؟
به همین خاطر اگر فعال سیاسی ادعا کند که مخالف اعدام است، در دفاع بدون اماواگرش از مخالف سیاسی خودش محک زده میشود.
دفاع از حیات و تضمین زندگی، ابتداییترین وظیفه دولت است، نه آنکه دولت ناتوانی خود را با سلب حق حیات مردم پاسخ دهد. همان دولت (البته اگر بتوان اسم آن را دولت گذاشت) که خود بر جان و زندگی مردم اسلحه کشیده است، در پاسخ به هر کنش و واکنشی سرکوب را انتخاب میکند و طناب دار عیانترین و بیرحمانهترین شکل سرکوبهاست. چرا که فرد زندانی به مثابه اسیر را در دادگاهی نمایشی با قوانینی که خود نوشته، محکوم و حکم اعدام را اجرا میکنند.
گفتهاند مجازات ابزاری است برای دفاع از جامعه در برابر تجاوز به وضعیت اساسی و حیاتیاش. درحقیقت اما دولت مجازات را برای جرائم از دید خودش سنگین و فجیع اجرا میکند و این فجیعبودن نه به معنای درگیرکردن و تجاوز به جامعه، بلکه فجیع درقبال منافع خود دولت است. برای دولت اقتدارگرا چه چیز فجیعتر از آن است که تضادهای موجودش عیان شود؟ مخصوصا اگر سوژه رسواکننده از حاشیه و میان فرودستان آمده باشد. فکر میکنم مجازات اعدام برای دولت دیگر پاسخی در برابر تجاوز به جامعه نیست بلکه پاسخی در برابر حمله به تضادها و ناتوانیهای خود است. به همین خاطر اعدام، یعنی کشتن و حذف محکوم، مهمترین ابزارش خواهد بود. وجود امکان صدور حکم اعدام برای هر دولتی به هرجرمی در عمل تقدیم ابزار سرکوب و حذف افشاکنندگان بحرانها است. با همین استدلال نیز باید تا لغو آخرین حکم اعدام و حذف مجازات اعدام از قوانین پیش رفت.
وریشه مرادی اعتصاب غذا کرد تا صدایی باشد در این آهنگ ناموزون اخبار موجود علیه اعدام و حالا خود محکوم به اعدام شده است. وریشه زنی کورد است، علیه داعش در کوبانی جنگیده و آثار جنگ بر بدنش هنوز باقی است. جنگ را دیده و مبارزه را زندگی کرده است. سربریدن داعش را روایت کرد و حالا راوی رنج و ستمی خواهد بود که محکوم به مرگ با طناب دار خواهد داشت. به قول خودش که میگوید: «مقاومت زندگیست، ایستادهبودن را از زاگرس یاد گرفتم و تا ایستادهبودن زاگرس؛ ایستادهام.»
@harrasswatch
@collective98
هستی امیری
مینویسد حکم جوانا ابلاغ شد، اعدام. دوباره نگاه میکنم. مینویسم لعنت و کلمه کم میآورم. گوشی را که بالا و پایین میکنم اسم و عکسش همهجا تکرار میشود. این لحظات همهچیز درباره حکم اوست. در یک خط خبر از صدور حکم اعدام دادهاند. در یک جمله حکم قتل او را صادر کردهاند. ناتوانی تمام بدنم را میگیرد. آنچه در این جهان بیارزش شده جان آدمی است. همسرنوشتی زنان کورد بند زنان حالا در حکمشان هم نمایان شده است. چند ماه قبل پخشان عزیزی و حالا وریشه مرادی به اعدام محکوم شدند.
درباره روند رسیدگی پرونده ایرادات بسیاری وجود دارد اما بعد از یک سال و سه ماه جنگ روانی، آزار و شکنجه و محرومیت از ملاقات و حقوق اولیه، انتظار برخورد قانونی و عادلانه منطقی نیست مخصوصا که اگر از پیرامون آمده باشی به اسارت در مرکز. هرچند باید تاکید کنیم قوانین موجود خود منشا ناعدالتی قضایی هستند و اساسا انتظار عدالت و رسیدگی عادلانه از اجرای تاموتمام قوانین موجود امری بیجا است. مخالفت با صدور حکم اعدام اگر از روند رسیدگی آغاز شود نهایتا در جایی به دفاع از اعدام معترف خواهد شد. دقیقا در جایی که رسیدگی را قانونی و عادلانه ببیند ناگزیر به اعدام روی خواهد آورد.
حکم اعدام برای هرکس و با هرجرمی حتی به موجب قانون و دادگاهی صالح بیعدالتی محض است. اعدام مسئلهای حقوقی و قضایی نیست که به مواد خام و بیجان قانونی استناد کنیم بلکه امری تماما سیاسی است. استدلال قضایی البته در جایی که افراد خط و منش سیاسی محکوم به اعدام را قبول ندارند بیشتر نمایان میشود. چرا که هویت سیاسی محکوم قابل مصادره و انکار نیست. استدلالِ ایرادات در روند رسیدگی دقیقا به ما نشان میدهد که نه محکوم به اعدام حیاتش مسئله است و نه فلسفه وجودی اعدام، بلکه عدم رعایت حقوق متهم از سوی دادگاه و در حقیقت نمایش ناقص قضایی دادگاه است که مسئله شده است و مثلا اگر قاضی شعبه ۱۵ به وریشه و وکلا اجازه دفاع میداد برای ما چه معنیای میداد؟
به همین خاطر اگر فعال سیاسی ادعا کند که مخالف اعدام است، در دفاع بدون اماواگرش از مخالف سیاسی خودش محک زده میشود.
دفاع از حیات و تضمین زندگی، ابتداییترین وظیفه دولت است، نه آنکه دولت ناتوانی خود را با سلب حق حیات مردم پاسخ دهد. همان دولت (البته اگر بتوان اسم آن را دولت گذاشت) که خود بر جان و زندگی مردم اسلحه کشیده است، در پاسخ به هر کنش و واکنشی سرکوب را انتخاب میکند و طناب دار عیانترین و بیرحمانهترین شکل سرکوبهاست. چرا که فرد زندانی به مثابه اسیر را در دادگاهی نمایشی با قوانینی که خود نوشته، محکوم و حکم اعدام را اجرا میکنند.
گفتهاند مجازات ابزاری است برای دفاع از جامعه در برابر تجاوز به وضعیت اساسی و حیاتیاش. درحقیقت اما دولت مجازات را برای جرائم از دید خودش سنگین و فجیع اجرا میکند و این فجیعبودن نه به معنای درگیرکردن و تجاوز به جامعه، بلکه فجیع درقبال منافع خود دولت است. برای دولت اقتدارگرا چه چیز فجیعتر از آن است که تضادهای موجودش عیان شود؟ مخصوصا اگر سوژه رسواکننده از حاشیه و میان فرودستان آمده باشد. فکر میکنم مجازات اعدام برای دولت دیگر پاسخی در برابر تجاوز به جامعه نیست بلکه پاسخی در برابر حمله به تضادها و ناتوانیهای خود است. به همین خاطر اعدام، یعنی کشتن و حذف محکوم، مهمترین ابزارش خواهد بود. وجود امکان صدور حکم اعدام برای هر دولتی به هرجرمی در عمل تقدیم ابزار سرکوب و حذف افشاکنندگان بحرانها است. با همین استدلال نیز باید تا لغو آخرین حکم اعدام و حذف مجازات اعدام از قوانین پیش رفت.
وریشه مرادی اعتصاب غذا کرد تا صدایی باشد در این آهنگ ناموزون اخبار موجود علیه اعدام و حالا خود محکوم به اعدام شده است. وریشه زنی کورد است، علیه داعش در کوبانی جنگیده و آثار جنگ بر بدنش هنوز باقی است. جنگ را دیده و مبارزه را زندگی کرده است. سربریدن داعش را روایت کرد و حالا راوی رنج و ستمی خواهد بود که محکوم به مرگ با طناب دار خواهد داشت. به قول خودش که میگوید: «مقاومت زندگیست، ایستادهبودن را از زاگرس یاد گرفتم و تا ایستادهبودن زاگرس؛ ایستادهام.»
@harrasswatch
@collective98
🚩 صدور حکم اعدام برای شش متهم پرونده "شهرک اکباتان"
با حکم شعبه ۱۳ دادگاه کیفری تهران، میلاد آرمون، علیرضا کفایی، امیرمحمد خوش اقبال، نوید نجاران، حسین نعمتی و علیرضا برمرزپورناک، متهمان پرونده موسوم به “#شهرک_اکباتان” همه به اعدام محکوم شدند.
بابک پاکنیا وکیل دادگستری با انتشار این خبر نوشت: در پرونده اکباتان، با رای مستشاران شعبه سیزدهم دادگاه کیفری حکم به قصاص نفس صادر شد رییس شعبه با این حکم مخالف بود و رای اقلیت صادرنمود این حکم قابل فرجام خواهی است.
صدای محکومین به #اعدام باشیم!
#ژن_ژیان_آزادی
#جمهوری_اعدام
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@collective98
با حکم شعبه ۱۳ دادگاه کیفری تهران، میلاد آرمون، علیرضا کفایی، امیرمحمد خوش اقبال، نوید نجاران، حسین نعمتی و علیرضا برمرزپورناک، متهمان پرونده موسوم به “#شهرک_اکباتان” همه به اعدام محکوم شدند.
بابک پاکنیا وکیل دادگستری با انتشار این خبر نوشت: در پرونده اکباتان، با رای مستشاران شعبه سیزدهم دادگاه کیفری حکم به قصاص نفس صادر شد رییس شعبه با این حکم مخالف بود و رای اقلیت صادرنمود این حکم قابل فرجام خواهی است.
صدای محکومین به #اعدام باشیم!
#ژن_ژیان_آزادی
#جمهوری_اعدام
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 ترانه-ویدئویی برای آهو دریایی
و تقدیم به همه مبارزان راه آزادی و برابری و به یاد و خاطره همه جانباختگان آزادی
ارسالی به کلکتیو۹۸
خیابون و سُکوتیْ تَلخ، جَسَدهای ِ تَماشاچی
گِرِفتی پشت ِ تن، سنگر، با دست ِ خالی میجنگی
حالا یک گله ی وحشی، کشیده چنگ در گیسوت
نبردی تن به تن با تو، که خشمت، مخزن ِ باروت
...
خیابون رامه زیر ِ پات، از اینجا، خوب پیدایی
موهات فریاد ِ توی ِ باد، تنت یک درس ِ تاریخی
طلوع ِ نور ِ پیروزی، تو این شبهای یلدایی
...
تو دل ها ژن-ژیان داریم، میریم تا عمق ِ آزادی
نترسیم، با هم هستیم ما، شکسته سد ِ تنهایی
خیابونا از آن ِ ماست، به رمز و نام ژینایی
...
طنین ِ شوق ِ سارینا، مث ِعصیان نیکایی
تو تعبیر اساطیر و وقوع ِ رسم ِ ققنوسی
تو همخون تگرگ و باد، مث ِ طغیان ویدایی
...
گرفتی شعله ی شورش، جُنون ِ عشق و بیداری
توو چشمات، قره العینی، چه فرقی داره اسم ِ تو؟
سپیده، عادله، مرجان، کوئیر، نینا یا لیلایی
همه، گُردان ِ آهویی، همه امواج ِ دریایی
...
تو دل ها ژن-ژیان داریم، میریم تا عمق ِ آزادی
نترسیم، با هم هستیم ما، شکسته سد ِ تنهایی
خیابونا از آن ِ ماست، به رمز و نام ژینایی
مزدک آذر
@collective98
و تقدیم به همه مبارزان راه آزادی و برابری و به یاد و خاطره همه جانباختگان آزادی
ارسالی به کلکتیو۹۸
خیابون و سُکوتیْ تَلخ، جَسَدهای ِ تَماشاچی
گِرِفتی پشت ِ تن، سنگر، با دست ِ خالی میجنگی
حالا یک گله ی وحشی، کشیده چنگ در گیسوت
نبردی تن به تن با تو، که خشمت، مخزن ِ باروت
...
خیابون رامه زیر ِ پات، از اینجا، خوب پیدایی
موهات فریاد ِ توی ِ باد، تنت یک درس ِ تاریخی
طلوع ِ نور ِ پیروزی، تو این شبهای یلدایی
...
تو دل ها ژن-ژیان داریم، میریم تا عمق ِ آزادی
نترسیم، با هم هستیم ما، شکسته سد ِ تنهایی
خیابونا از آن ِ ماست، به رمز و نام ژینایی
...
طنین ِ شوق ِ سارینا، مث ِعصیان نیکایی
تو تعبیر اساطیر و وقوع ِ رسم ِ ققنوسی
تو همخون تگرگ و باد، مث ِ طغیان ویدایی
...
گرفتی شعله ی شورش، جُنون ِ عشق و بیداری
توو چشمات، قره العینی، چه فرقی داره اسم ِ تو؟
سپیده، عادله، مرجان، کوئیر، نینا یا لیلایی
همه، گُردان ِ آهویی، همه امواج ِ دریایی
...
تو دل ها ژن-ژیان داریم، میریم تا عمق ِ آزادی
نترسیم، با هم هستیم ما، شکسته سد ِ تنهایی
خیابونا از آن ِ ماست، به رمز و نام ژینایی
مزدک آذر
@collective98
🚩 اسرائیلیسم: نگاه به دولت مستعمراتی اشغالگر از دریچهای دیگر
به تازگی فیلم مستند «اسرائیلیسم» از شبکه تلویزیونی الجزیره پخش شده است (لینک در پایین پست). این مستند در برگیرنده تصاویر و مصاحبههاییست که پیش از هفت اکتبر ٢٠٢۳ در فلسطین اشغالی و همچنین ایالات متحده گرفته شده و تغییر دیدگاه چند یهودی-آمریکایی را از شیفتگان اسرائیل به مخالفان این رژیم اشغالگر به نمایش میگذارد. کارگردان فیلم دختر یهودی جوانی به نام سیمون زیمرمن است و تهیه کنندهاش ارین اکسلمن. در واقع شخصیت اصلی داستان، خود زیمرمن است که رابطه متحول خود با اسرائیل را از کودکی و نوجوانی تا به امروز به تصویر میکشد. او از مغزشویی و تبلیغات شبانهروزی در جامعه یهودیان آمریکا میگوید و از نهادهای آموزشی، مذهبی، سیاسی و روابط خانوادگی و دوستیها که دفاع مطلق از اسرائیل را به فلسفه وجودی هر «یهودی واقعی» تبدیل میکند.
در این مستند سفرهای برنامهریزی شده گروه گروه کودک و نوجوان از آمریکا به اسرائیل را میبینیم که انجامش یک فریضه دینی/ملی به حساب میآید. به تن کردن یونیفرم ارتش اسرائیل، شرکت در مانورها و تمرینهای نمادین نظامی و تیراندازی به سیبل «دشمن فرضی» جزء ثابت این سفرها است. تاثیر این مغزشویی سیستماتیک به گونهای است که گروهی از این زائران بعد از رسیدن به سن قانونی دوباره راهی اسرائیل میشوند تا در ارتش اشغالگر خدمت کنند. به علاوه، نهادهای قدرتمند حامی اسرائیل در جامعه آمریکا در کالجها و دانشگاههای این کشور جلساتی با حضور مبلغان جوان اسرائیلی به راه میاندازند تا به اصطلاح واقعیات میدانی را برای جوانان یهودی و غیریهودی توضیح دهند و افشاگریهای مخالفان صهیونیسم و مدافعان مردم فلسطین را خنثی کنند.
زیمرمن به طور موازی تجربه تغییر فکری گروهی از یهودیان آمریکایی و دردسرهایی که با آن روبرویند را به تجربه شهروندان فلسطینی ـ آمریکایی در بازگشت به سرزمین اشغالشده مادری پیوند میزند و این دو روند موازی را به هم نزدیک و نزدیکتر میکند. او با گنجاندن نظرات نژادپرستانه و توجیهات سیاسی صهیونیستها و حمایت دستگاه حاکمه آمریکا از اسرائیل (از اوباما گرفته تا ترامپ و بایدن و...) در لابلای فیلمش قطب مقابل جنبش دفاع از حقیقت و عدالت را هم نشانمان میدهد.
به تازگی فیلم مستند «اسرائیلیسم» از شبکه تلویزیونی الجزیره پخش شده است (لینک در پایین پست). این مستند در برگیرنده تصاویر و مصاحبههاییست که پیش از هفت اکتبر ٢٠٢۳ در فلسطین اشغالی و همچنین ایالات متحده گرفته شده و تغییر دیدگاه چند یهودی-آمریکایی را از شیفتگان اسرائیل به مخالفان این رژیم اشغالگر به نمایش میگذارد. کارگردان فیلم دختر یهودی جوانی به نام سیمون زیمرمن است و تهیه کنندهاش ارین اکسلمن. در واقع شخصیت اصلی داستان، خود زیمرمن است که رابطه متحول خود با اسرائیل را از کودکی و نوجوانی تا به امروز به تصویر میکشد. او از مغزشویی و تبلیغات شبانهروزی در جامعه یهودیان آمریکا میگوید و از نهادهای آموزشی، مذهبی، سیاسی و روابط خانوادگی و دوستیها که دفاع مطلق از اسرائیل را به فلسفه وجودی هر «یهودی واقعی» تبدیل میکند.
در این مستند سفرهای برنامهریزی شده گروه گروه کودک و نوجوان از آمریکا به اسرائیل را میبینیم که انجامش یک فریضه دینی/ملی به حساب میآید. به تن کردن یونیفرم ارتش اسرائیل، شرکت در مانورها و تمرینهای نمادین نظامی و تیراندازی به سیبل «دشمن فرضی» جزء ثابت این سفرها است. تاثیر این مغزشویی سیستماتیک به گونهای است که گروهی از این زائران بعد از رسیدن به سن قانونی دوباره راهی اسرائیل میشوند تا در ارتش اشغالگر خدمت کنند. به علاوه، نهادهای قدرتمند حامی اسرائیل در جامعه آمریکا در کالجها و دانشگاههای این کشور جلساتی با حضور مبلغان جوان اسرائیلی به راه میاندازند تا به اصطلاح واقعیات میدانی را برای جوانان یهودی و غیریهودی توضیح دهند و افشاگریهای مخالفان صهیونیسم و مدافعان مردم فلسطین را خنثی کنند.
زیمرمن به طور موازی تجربه تغییر فکری گروهی از یهودیان آمریکایی و دردسرهایی که با آن روبرویند را به تجربه شهروندان فلسطینی ـ آمریکایی در بازگشت به سرزمین اشغالشده مادری پیوند میزند و این دو روند موازی را به هم نزدیک و نزدیکتر میکند. او با گنجاندن نظرات نژادپرستانه و توجیهات سیاسی صهیونیستها و حمایت دستگاه حاکمه آمریکا از اسرائیل (از اوباما گرفته تا ترامپ و بایدن و...) در لابلای فیلمش قطب مقابل جنبش دفاع از حقیقت و عدالت را هم نشانمان میدهد.
آنچه جرقه جستوجوی حقیقت را در ذهن سیمون زیمرمن روشن میکند و در ادامه، او را به دفاع از مردم فلسطین میرساند، مناظرهها، ابراز مخالفتها، افشاگریها و مبارزات جاری در خیابان و محیطهای آموزشی است. وجود و تداوم این حرکت، حتی اگر در حد پوستر یا شعار ضد اشغالگری بر دیوار دانشگاه باشد، با تصویر دروغین برساخته از اسرائیل در تناقض قرار میگیرد و ذهن جستوجوگر را برمیآشوبد. برای زیمرمن همین اتفاق میافتد. او به تاریخسازی صهیونیستی در مورد «سرزمین موعود هزارانسالهای» که بدست «وحشیانِ عربِ مادونِ انسان» به منطقهای بی آب و علف و خالی از سکنه تبدیل شده بود و قوم برگزیده یهود به آنجا بازگشت و آبادش کرد شک میکند و برای بازبینی واقعیت میدانی با عینکی جدید راهی فلسطین اشغالی میشود.
این بار تلاش میکند «غیر خودی»ها را ببیند و همزمان رابطه قدرت متکی به سرباز و برج نگهبانی و ایست بازرسی و گیت با فلسطینیان را زیر ذرهبین قرار دهد. آنچه میبیند انسانهای واقعی است در زندگی روزمره با فرهنگ و رنجها و شادیهایشان و در مقابل، پدیدهای که جز آپارتاید و اشغالگری نمیتوان نام دیگری برایش پیدا کرد. زیمرمن بر این متن به تاریخ واقعی قرن بیستم برمیگردد؛ به اشغال و سرکوب و اخراج و «نکبه» یا فاجعهای که از ١٩٤٨ تا به امروز ادامه دارد. همین بیداری سیاسی را یکی دیگر از مصاحبهشوندگان در فیلم به نام ایتان از مسیری دیگر پیموده است. ایتان نیز بعد از زیارتهای چند باره سرزمین موعود در دوران کودکی و نوجوانی، بعد از تحصیلات متوسطه به اسرائیل میرود و به ارتش میپیوندد. اما از عملکرد این ارتش و همراهی و یا سکوت خودش در برابر ستمگری و خشونت روزمره علیه فلسطینیان تکان میخورد و پس از مدتی آنجا را ترک میکند و به آمریکا برمیگردد و دچار عذاب وجدان میشود. او برای ما تعریف میکند که چگونه هر فلسطینی اعم از پیر و جوان، زن و مرد و کودک، دائماً مورد خشونت و سرکوب سربازان اسرائیلی قرار میگیرد. خانهگردیها، ضرب و شتم اسیران و تخریب مزارع و خانههای فلسطینیان پیاپی اتفاق میافتد. سربازان با سلاحهایشان بر بامها مستقرند و دستور دارند که خود را در برابر چشم مردم فلسطینی به نمایش گذارند. هدف از این حضور و کنترل عریان، تحقیر ستمدیدگان است. سرانجام ایتان سکوتش را میشکند و به جنبش اعتراضی در آمریکا ملحق میشود.
«اسرائیلیسم» حکایت کسانی است که به قول سیمون زیمرمن «به اسرائیل رفتند و از فلسطین برگشتند.» شاید بتوان گفت بزرگترین امتیاز این فیلم فاصله گرفتنش از اسرائیل به مثابه یک کلیت (ماشین آپارتاید ـ اشغالگری ـ استعمار) است. در اینجا حرفی از جناح خوب و جناح بد در بین صهیونیستها نیست. این مستند زبان یهودیانی است که نمیخواهند خود را با اسرائیل معنا کنند و در مقابل جنایت و نسلکشی و بیعدالتی تاریخی می گویند: به نام ما نه!
«اسرائیلیسم» را میتوانید در نشانی زیر ببینید:
https://www.youtube.com/watch?v=Iq6J7Q6L0yw
@collective98
این بار تلاش میکند «غیر خودی»ها را ببیند و همزمان رابطه قدرت متکی به سرباز و برج نگهبانی و ایست بازرسی و گیت با فلسطینیان را زیر ذرهبین قرار دهد. آنچه میبیند انسانهای واقعی است در زندگی روزمره با فرهنگ و رنجها و شادیهایشان و در مقابل، پدیدهای که جز آپارتاید و اشغالگری نمیتوان نام دیگری برایش پیدا کرد. زیمرمن بر این متن به تاریخ واقعی قرن بیستم برمیگردد؛ به اشغال و سرکوب و اخراج و «نکبه» یا فاجعهای که از ١٩٤٨ تا به امروز ادامه دارد. همین بیداری سیاسی را یکی دیگر از مصاحبهشوندگان در فیلم به نام ایتان از مسیری دیگر پیموده است. ایتان نیز بعد از زیارتهای چند باره سرزمین موعود در دوران کودکی و نوجوانی، بعد از تحصیلات متوسطه به اسرائیل میرود و به ارتش میپیوندد. اما از عملکرد این ارتش و همراهی و یا سکوت خودش در برابر ستمگری و خشونت روزمره علیه فلسطینیان تکان میخورد و پس از مدتی آنجا را ترک میکند و به آمریکا برمیگردد و دچار عذاب وجدان میشود. او برای ما تعریف میکند که چگونه هر فلسطینی اعم از پیر و جوان، زن و مرد و کودک، دائماً مورد خشونت و سرکوب سربازان اسرائیلی قرار میگیرد. خانهگردیها، ضرب و شتم اسیران و تخریب مزارع و خانههای فلسطینیان پیاپی اتفاق میافتد. سربازان با سلاحهایشان بر بامها مستقرند و دستور دارند که خود را در برابر چشم مردم فلسطینی به نمایش گذارند. هدف از این حضور و کنترل عریان، تحقیر ستمدیدگان است. سرانجام ایتان سکوتش را میشکند و به جنبش اعتراضی در آمریکا ملحق میشود.
«اسرائیلیسم» حکایت کسانی است که به قول سیمون زیمرمن «به اسرائیل رفتند و از فلسطین برگشتند.» شاید بتوان گفت بزرگترین امتیاز این فیلم فاصله گرفتنش از اسرائیل به مثابه یک کلیت (ماشین آپارتاید ـ اشغالگری ـ استعمار) است. در اینجا حرفی از جناح خوب و جناح بد در بین صهیونیستها نیست. این مستند زبان یهودیانی است که نمیخواهند خود را با اسرائیل معنا کنند و در مقابل جنایت و نسلکشی و بیعدالتی تاریخی می گویند: به نام ما نه!
«اسرائیلیسم» را میتوانید در نشانی زیر ببینید:
https://www.youtube.com/watch?v=Iq6J7Q6L0yw
@collective98
YouTube
Israelism: The awakening of young American Jews | Featured Documentary
When two young American Jews raised to support Israel unconditionally witness the way Israel treats Palestinians, it changes their lives. They join a movement of young American Jews campaigning to redefine Judaism’s relationship with Israel and reveal a deepening…
🚩 گرامیداشت پنجمین سالگرد قیام آبان توسط اعضای کارزار #سهشنبههای_نه_اعدام در زندان قزلحصار
برگزاری مراسم بزرگداشت یاد و خاطره جانباختگان قیام آبان در بند سیاسی زندان قزلحصار
روز جمعه، ۲۵ آبان ۱۴۰۳، زندانیان سیاسی در زندان قزلحصار مراسمی به مناسبت پنجمین سالگرد قیام آبان برگزار کردند. زندانیان ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای قیام آبان، بر ادامه مسیر آنان تا تحقق آزادی، دموکراسی و برابری تأکید نمودند. در پایان مراسم، زندانیان مقاوم از تبعیدگاه قزلحصار علیه حکومت دیکتاتوری ولایت فقیه شعار سر دادند.
@collective98
برگزاری مراسم بزرگداشت یاد و خاطره جانباختگان قیام آبان در بند سیاسی زندان قزلحصار
روز جمعه، ۲۵ آبان ۱۴۰۳، زندانیان سیاسی در زندان قزلحصار مراسمی به مناسبت پنجمین سالگرد قیام آبان برگزار کردند. زندانیان ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای قیام آبان، بر ادامه مسیر آنان تا تحقق آزادی، دموکراسی و برابری تأکید نمودند. در پایان مراسم، زندانیان مقاوم از تبعیدگاه قزلحصار علیه حکومت دیکتاتوری ولایت فقیه شعار سر دادند.
@collective98