کلکتیو ۹۸
2.55K subscribers
3.1K photos
2.19K videos
117 files
745 links
کلکتیو چپ، مستقل، فمینیست و انترناسیونالیست

ایمیل:
collective98@riseup.net

اینستاگرام:
www.instagram.com/collectif98

دربارۀ ما:
https://t.me/Collective98/27
Download Telegram
🚩 کشتار سیستماتیک مهاجران افغانستانی در مرز سراوان؛ مهاجرستیزی حکومتی و نژادپرستی افغانستانی ستیزانه فراگیرشده با همدستی یکدیگر جان عزیز دست‌کم ۲۶۰ نفر را گرفته‌اند


حادثه تیراندازی مرگبار در منطقه مرزی کلگان سراوان، نمادی از سیاست‌های بی‌رحمانه و سرکوبگرانه جمهوری اسلامی علیه مهاجران افغانستانی است که با سکوت و بی‌عملی مقامات همراه شده است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده از منابع محلی و سازمان‌های مستقل مانند «حال‌وش»، نیروهای مرزی ایران به طور سازمان‌دهی‌شده به سمت حدود ۳۰۰ نفر از مهاجران تیراندازی کرده‌اند که تنها ۶۰ تا ۷۰ نفر از این جمعیت جان سالم به در برده‌اند؛ بقیه یا کشته شده‌اند یا به شدت زخمی شده‌اند.

این مهاجران که اکثراً از ولایت بادغیس افغانستان و عمدتاً جوان و کم‌سن‌وسال بوده‌اند، با امیدی به دور از خشونت و نابرابری به مرزهای ایران پناه آورده بودند. با این حال، نیروهای نظامی جمهوری اسلامی که از پیش کمین کرده بودند، با استفاده از سلاح‌های سنگین همچون آرپی‌جی و تیراندازی مستقیم، آنها را به خاک و خون کشیدند. شاهدان عینی و مهاجرانی که از این حادثه جان به در برده‌اند، تأیید کرده‌اند که بیش از ۲۶۰ نفر از مهاجران در این حمله کشته شده‌اند.

علی‌رغم مستندات گسترده از این کشتار و گزارش‌های متعدد از منابع معتبر، قاتلان جمهوری اسلامی تا این لحظه هیچ واکنشی نشان نداده‌اند. سکوتی که بازتاب سیاست‌های کلان و سازمان‌دهی‌شده‌ای است که مهاجران افغانستانی را هدف قرار می‌دهد و با نژادپرستی و بیگانه‌هراسی در جامعه ایران تقویت می‌شود و به فاجعه هایی از این دست منجر می‌شود؛ ایران با خشونت و سرکوب، بحران مهاجرت افغانستانی‌ها را تشدید کرده و حقوق اولیه انسانی آنها را به سادگی نادیده می‌گیرد.

جلوگیری از چنین خشونت‌هایی نیازمند مسئولیت جمعی و اقدامات غیردولتی است، به‌ویژه در شرایطی که حاکمیت با گسترش گفتار نژادپرستانه و دیگری‌ستیزانه، به ترویج نفرت دامن می‌زند. در این وضعیت، هرکسی که به هم‌صدایی با این گفتار حکومتی بپردازد، ناخواسته در این خشونت‌ها شریک می‌شود و نقش‌آفرینی می‌کند.


#نژادپرستی_میکشد

@collective98
تاریخ به روایت دسیسه گران از جنگ جهانی دوم تا درگیری های خاورمیانه
آنچه می‌خوانید مقدمه مقاله‌ای است که به‌نوا بره‌ویل Benoît Bréville عضو هیئت تحریریه ماهنامه لوموند دیپلماتیک در مورد روند رو به گسترش بازنویسی معوج تاریخ نزدیک به ویژه از سوی مراجع سیاسی و آکادمیک غرب نگاشته است. این مقاله تامل برانگیز در شماره ماه اکتبر ٢٠٢٤ لوموند دیپلماتیک منتشر شده که متن کامل آن را در فرمت پ د اف ضمیمه همین مقدمه کرده‌ایم. مترجم این مطلب به زبان فارسی برای سایت لوموند دیپلماتیک مرمر کبیر است. کلکتیو٩٨

هنوزمرکب قلم امضای تسلیم نامه آلمان، در ماه مه ۱۹۴۵، خشک نشده بود که مؤسسه‌ی نظرسنجیIFOP از مردم فرانسه پرسید: «به نظر شما کدام کشور بیشترین نقش را در شکست آلمان در سال ۱۹۴۵ ایفا کرد ؟» در آن زمان، همه به یاد داشتند که میلیون‌ها سرباز شوروی در جبهه‌ی شرق جان باختند و نقش مهمی در تضعیف ارتش نازی ایفا کردند به همین دلیل ۵۷٪ از پاسخ‌دهندگان شوروی را به‌عنوان مهم‌ترین عامل شکست آلمان معرفی کردند. اما در سال ۲۰۲۴، وقتی همان پرسش تکرار شد، پاسخ‌ها کاملاً متفاوت بود: ۶۰٪ از شرکت‌ کنندگان در نظرسنجی، آمریکا را موثرترین کشور در شکست آلمان می‌دانستند و تنها ۲۵٪ شوروی را.
براساس شرایط سیاسی و منافع دوران، حافظه‌ی جمعی با گذشت زمان تغییر می‌کند. در طول سال‌ها، صنعت سینمای آمریکا نقش ایالات متحده را به‌عنوان منجی جهان و قهرمانی سربازان آمریکایی در جنگ جهانی را با فیلم‌هایی چون «طولانی‌ترین روز» ۱۹۶۲، «نجات سرباز رایان» ۱۹۹۸ ، «پاتون»۱۹۷۰ و یا «قرمز بزرگ» ۱۹۸۰ به نمایش گذاشت. در مقابل، حزب کمونیست فرانسه، که یاد قربانیان اتحاد شوروی فروپاشیده را زنده نگه می‌داشت، بسیار تضعیف شد. طی چهل سال گذشته، دولت فرانسه بزرگداشت عملیات ورود ارتش آمریکا به سواحل نرماندی را به‌عنوان نقطه‌ عطف جنگ جهانی دوم معرفی کرده است.
در اوایل دوران پس از جنگ و برای مدتی طولانی، عملیات نرماندی به عنوان رویدادی با اهمیت نسبی تلقی می‌شد. برای مثال، روز ششم ژوئن ۱۹۴۹، در پنجمین سالگرد آن، مراسم ساده‌ای برگزار شد : یک گروه محلی شیپورچی، دو دختر جوان که تاج‌های گل بر ساحل گذاشتند و چند هواپیمای بمب افکن که بر فراز محل پرواز کردند و گل بر زمین ریختند، هرچند بعدها مراسم کمی مفصل‌تربرگزار شد اما هرگز هیچ رئیس‌جمهور آمریکایی در آن حضور نداشت. حتی در سال ۱۹۶۴، ژنرال دوگل از شرکت در این مراسم خودداری کرد و گفت : «می‌خواهید من در مراسم بزرگداشت ورود آمریکایی ها به نرماندی شرکت کنم، در حالیکه این عملیات آغاز اشغال مجدد کشورم بود ؟ نه، نه، روی من یکی حساب نکنید».
در سال ۱۹۸۴، در بحبوحه تشدید تنش‌های میان آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی، همه چیز تغییرکرد. از آن پس، برگزاری مراسم بزرگداشت ۶ ژوئن با برنامه‌های تلویزیونی صبحگاهی در ایالات متحده همزمان شد و جنبه‌ نمایشی و بعد ژئوپلیتیکی خود را دیگر هرگز از دست نداد. فرانسوا میتران در آن سال رونالد ریگان، ملکه الیزابت دوم، نخست‌وزیر کانادا پیر الیوت ترودو، و بودوئن ول، پادشاه بلژیک را دعوت کرد. «جهان آزاد» اتحاد خود را به نمایش می‌گذاشت و خود را به ‌عنوان حامی دموکراسی معرفی می‌کرد. ریگان در یک سخنرانی با لحنی تهاجمی اظهار داشت : «نیروهای شوروی که به مرکز اروپا آمده بودند، پس از بازگشت صلح، به کشور خود بازنگشتند. کسی از آن‌ها دعوت نکرده بود و نزدیک به چهل سال پس از جنگ، هنوز اینجا هستند.»
از آن زمان، در هر مراسم تهیه فهرست مهمانان، ترتیب و محتوای سخنرانی‌ها، و نحوه برگزاری رژه‌های نظامی، به فرصتی برای انتقال یک پیام سیاسی تبدیل شد. در ششم ژوئن سال گذشته، به مناسبت هشتادمین سالگرد، حداقل بیست‌وپنج رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر و شخصیت‌های سلطنتی بر سواحل نرماندی قدم گذاشتند. اردوگاه آتلانتیک به‌طور کامل حضور داشت، اما برای نخستین بار از زمان جنگ سرد، هیچ نماینده‌ای از روسیه دعوت نشده بود، حتی یک مشاور سفارت نیز حضور نداشت. کاخ الیزه اعلام کرد: «روسیه به دلیل شرایط موجود و به ویژه جنگ تجاوزکارانه علیه اوکراین دعوت نشده است.» در مقابل، رئیس‌جمهور اوکراین در مراسم حضور داشت و چهار هزار تماشاچی به احترامش کف زدند. آقای جو بایدن به فداکاری سربازان آمریکایی اشاره کرد و گفت: «آزادی ارزشمند است، دموکراسی ارزشمند است، آمریکا ارزشمند است و جهان ارزشمند است». آقای ولودیمیر زلنسکی به یکی از مقایسه‌های تاریخی معروف خود دست زد و توضیح داد که «چگونه نبرد نرماندی با مبارزه عادلانه‌ای که ملت اوکراین امروز پیش می‌برد، هم‌راستاست.» بدین ترتیب، روسیه که در نبرد استالینگراد ماشین جنگی هیتلر را درهم شکسته بود، به‌طور ضمنی در کنار رژیم نازی قرار داده شد.
این‌که مراسم‌های‌ یادبود تصویر تحریف‌ شده‌ای از تاریخ ارائه می دهد، دیگر برای هیچ‌کس جز ساده لوحان، شگفت‌آور نیست. هدف از برگزاری آن‌ها ارائه روایتی مطابق نظر روز حاکمان در هر دوران است. باز نویسی تاریخ جنگ دوم جهانی ابعاد وسیع‌تری دارد و رسانه‌ها، کتاب‌های درسی، موزه‌ها و در برخی کشور ها حتی سیاست‌های عمومی را در بر می‌گیرد.
ادامه در لینک پ د اف:
https://ir.mondediplo.com/IMG/pdf/edito_benoit.pdf
🚩 پیوستن زندان کهنوج به کارزار "سه‌شنبه‌های‌ نه به اعدام" در چهلمین هفته این کارزار

“تایید حکم اعدام چهار تن از اعضای کارزار”

این روزها ماشین اعدام در حکومت مستبدِ ولایت‌فقیه، بی‌دنده و ترمز سرعت گرفته و سر باز ایستادن ندارد. در حکومت قرون وسطایی حاکم بر ایران روزانه شاهد گسترش فزاینده اعدام‌ها هستیم. از  ابتدای سال جاری تاکنون قریب به ۵۶۷ اعدام صورت گرفته که ۱۵۰ تن از محکومان تنها در مهرماه اعدام شده‌اند. به طوری که در هفته اول آبان ماه، ۲۷ تن به دار آویخته شدند و ۲۱ اعدام در ۳ روز اجرا شد. یعنی هر روز هفت اعدام. 

متاسفانه روز گذشته، جمشید شارمهد پس از ۴ سال حبس ظالمانه اعدام شد. جمشید شارمهد تمام این مدت در بازداشگاه امنیتی محبوس بود و نهادهای امنیتی در چهار سال گذشته با هدف پنهان نگه داشتن شکنجه‌ها و نقض حقوق‌انسانی وی، اجاره انتقال جمشید شارمهد به بند عمومی را نداده بودند.

در اقدام سرکوبگرانه دیگر، روز ۴ آبان حکم چهار زندانی سیاسی _عقیدتی بلوچ توسط دیوان تایید و به اجرای احکام دادسرای امنیت تهران ارجاع داده شد؛ این چهار زندانی به نام‌های عیدو شه‌بخش ، عبدالغنی شه‌بخش ، عبدالرحیم قنبرزهی و سلیمان شه‌بخش از اعضای کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" هستند و در شرایط بسیار اسفبار نزدیک از ۱۶ ماه پیش در "بند امن" واحد سه زندان قزلحصار محبوس بوده و جانشان در خطر جدی است و هر لحظه احتمال اجرای حکم آنان وجود دارد.

در ادامه این سرکوب‌ها در چند روز گذشته بی‌دادگاه کیفری دو تهران، ۵ زندانی سیاسی زنِ محبوس در اوین را که به اعدام‌ها‌ی گسترده، اعتراض کرده بودند مجموعاً به ۲۷ ماه حبس اضافی محکوم نمود. که یکی از آنها زندانی سیاسی وریشه مرادی است که با اتهام واهی بغی روبرو بوده و خود در معرض حکم اعدام است. وی ۱۹ روز  است در اعتراض به صدور احکام عدام و گسترش آنها اعتصاب غذا کرده‌است.

با تمام این سرکوب‌ها و ایجاد رعب و وحشت در جامعه، اما مقاومت و ایستادگی همچنان ادامه‌ دارد. چنان‌که هفته گذشته همزمان با کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" جمعی از خانواده‌های زندانیان محکوم به اعدام مقابل مجلس تجمع اعتراضی علیه اعدام برگزار نمودند. شعار نه به اعدام سر دادند و از نیروهای سرکوبگر نترسیدند. ما این شجاعت را ستایش می‌کنیم و به این خانواده‌های مقاوم درود می‌فرستیم.

در خبری دیگر، روز گذشته جمعی از زندانیان سیاسی زندان کهنوج استان کرمان، در نامه‌ای اعلام کردند که از این هفته به کارزار‌ "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" می‌پیوندند و در اعتصاب غذا خواهند بود.

اعضای این کارزار در چهلمین هفته خود در ۲۴ زندان مختلف، اعدام‌های گسترده در ایران و همچنین ارجاع پرونده  ۴ زندانی بلوچ ـ که در دادگاهی بسیار مبهم و به دور از حق دادرسی منصفانه محکوم شده‌اند ـ را شدیداً محکوم می‌کند و از همه فعالان سیاسی، حقوق بشری و تمام وجدان‌های بیدار می‌خواهد صدای این زندانیان بی نام و نشان و تمام محکومان به اعدام باشند و خواهان حمایت عملی از خانواده‌های محکومان به اعدام هستند. ما همچنان تاکید می‌کنیم تنها راه توقف ماشین اعدام، اقدام و همبستگی جمعی است.

در هفته چهلم، زندانیان اعتصابی در زندان‌های زیر در اعتصاب هستند:

زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)، زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران بزرگ، زندان خرم‌آباد، زندان اراک، زندان اسدآباد اصفهان، زندان نظام شیراز، زندان شیبان اهواز ، زندان بم، زندان مشهد، زندان لاکان رشت (بند زنان و مردان)، زندان قائمشهر، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان کامیاران و زندان کهنوج کرمان

سه‌شنبه‌ ۸ آبان ۱۴۰۳
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

@collective98
🚩 محکوميت مرتضی صیدی، ناصر امیرو و محمد ایران‌نژاد، سه کارگر ساختمانی و زندانی سیاسی، توسط دادگاه انقلاب شهریار به دو سال حبس

مرتضی صیدی، ناصر امیرو و محمد ایران‌نژاد، سه کارگر ساختمانی و زندانی سیاسی، توسط دادگاه انقلاب شهریار به دو سال حبس محکوم شدند. این سه نفر ابتدا در بازپرسی قلعه حسن خان تحت بازجویی قرار گرفتند و سپس به اتهامات سیاسی، از جمله اعتراض به شرایط کار و حقوق کارگران، محاکمه شدند. حکم صادرشده علیه این کارگران بدون ارائه دلایل و شواهد کافی بوده و از سوی فعالان کارگری به عنوان ابزاری برای سرکوب جنبش‌های کارگری و صدای اعتراضات توصیف شده است. این حکم در شرایطی صادر می‌شود که جامعه با مشکلات اقتصادی و فشارهای اجتماعی زیادی روبروست و خواسته‌های کارگران برای بهبود شرایط کار و معیشت همچنان بی‌پاسخ مانده است. محکومیت این سه کارگر به دو سال حبس، نشانی دیگر از محدودیت‌های شدید بر حقوق کارگران و آزادی بیان است.

@collective98
🚩 اول نوامبر، روز جهانی کوبانی ست، روز پیروزی خلق متحد کورد در روژآوا علیه محاصره و اشغال نظامیان داعش

روز جهانی کوبانی، اول نوامبر، نمادی فراتر از یک مقاومت ساده در برابر تهاجم داعش است؛ این روز یادآور یکی از شکوهمندترین جلوه‌های مبارزه انقلابی و ایستادگی مردمان کرد در روژاوا برای تحقق آرمان آزادی، برابری و عدالت است که در ادامه مقاومت مردم کورد باکور در ترکیه تعریف میشود.

در سال ۲۰۱۴، زمانی که تهاجم نیروهای داعش کوبانی را در آستانه سقوط قرار داده بود، زنان و مردان کرد در یگان‌های مدافع خلق (YPG) و یگان‌های مدافع زنان (YPJ) به پا خواستند و به نمادی از اراده انقلابی در برابر نیروهای اشغالگر تبدیل شدند و توانستند مانع یک قتل عام احتمالی بزرگ توسط داعش در این منطقه شوند.

این مقاومت، تنها نبردی نظامی نبود، بلکه تجلی آرمان‌های انقلابی جنبش روژاوا نیز بود که در آن زنان نقشی پیشرو داشتند، و به جهانیان نشان دادند که آزادی و برابری در بطن مبارزه ای مداوم و با اراده ای جمعی و سیاسی مردمی متولد می‌شود: بسیاری از کوردهای باکور در روزهای محاصره برای رساندن اسلحه و امکانات به مبارزان کوبانی جانشان را در مرزها توسط گلوله های ترکیه و داعش از دست دادند، صدها نفر کشته شدند ولی دشمن پیروز نشد. کوبانی نقطه‌ای بود که مرزهای معمول مبارزات جهانی را در هم شکست و وجدان‌های بیدار سراسر جهان را به خود فراخواند و بیش از همه انترناسیونالیست ها و چپ ها به حمایت از آن در گوشه به گوشه جهان برخواستند، همبستگی ای که نظیرش کمتر دیده شده بود و یادآور همبستگی چپ جهانی با مردم ویتنام بود در جنگ امپریالیستی آمریکا علیه آنها.

از آن زمان، روز جهانی کوبانی به یادمانی برای پاسداشت روحیه ایستادگی و آرمان‌خواهی انقلابی کُردها تبدیل شده، روزی که فراتر از نبردی محلی، صدای فریاد مردمانی است که در برابر ستم و سرکوب ایستاده‌اند و برای جهانی عادلانه‌تر، مستقل‌تر و متکی بر اراده خلق ها مبارزه می‌کنند.

در روزهای اخیر که روژآوا از نو مورد حملات اشغال‌گرانه ترکیه قرار گرفته، پشتیبانی از انقلابیون این جغرافیا و حمایت برای بقای پروژه‌ی سیاسی اجتماعی در حال پیشروی آنها، بخشی لز مسئولیت جمعی همه ما به شمار می‌رود چون سرنوشت مردمان تحت ستم منطقه عمیقا بهم گره خورده است.

#کوبانی
#روژآوا

@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 بدرقه ژینا مدرس گرجی، روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان، توسط فعالان زن سنندج برای اجرای حکم ۱۶ ماه حبس

امروز شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۳، #ژینا_مدرس_گرجی برای اجرای حکم ۱۶ ماه حبس، خود را به دفتر اجرای احکام سنندج معرفی کرد و روانه زندان شد. جمعی از فعالان زن وی را تا درب دادگاه بدرقه کردند. یکی از حاضران میگوید: ژینا خواهر همه ماست، او نه تنها به نام خودش، بلکه بنام همه ما فعالان زندان راهی زندان میشود، امیدواریم روزی برسد که هیچ کس بخاطر فعالیت هایش حبس نخورد و همه این عزیزان بتوانند آزاد شوند و به آغوش خانواده شان بازگردند.

بنا به اطلاع شبکه حقوق بشر کردستان، شعبه ۴ اجرای احکام کیفری شهرستان سنندج در تاریخ اول آبان طی ابلاغیه‌ای از این فعال زن کُرد خواسته بود ظرف ۱۰ روز جهت اجرای حکم صادره در این شعبه حاضر شود.


@collective98
🚩 اعتراض رادیکال یک زن علیه حجاب اجباری و مردسالاری سرکوب‌گرانه از نوع دانشگاهی

روز شنبه، ۱۲ آبان ۱۴۰۳، دانشگاه علوم و تحقیقات تهران صحنه‌ای از اعتراض جسورانه یک دانشجوی زن بود؛ اعتراضی که فراتر از یک حرکت فردی، فریادی علیه تحمیل حجاب اجباری و ساختارهای سرکوب‌گر مردسالارانه در فضای دانشگاهی به شمار می‌آید. این دانشجو با کنار گذاشتن حجاب و لباس‌های اجباری، به‌طور نمادین اعتراضش را به تحمیل هویت و کنترل بر بدن زنان بیان کرد. اقدام او پیام روشنی داشت: بدن زن نه وسیله‌ای برای اعمال قدرت است و نه ابزاری برای تحمیل ایدئولوژی‌های سرکوبگر.

این حرکت نمادین در واقع خشم انباشته‌شده‌ی زنان و دانشجویان را بازتاب داد؛ خشم و نارضایتی‌ای که به سیاست‌های تهاجمی و اجبارگرانه‌ای معترض است که سال‌هاست بدن و آزادی فردی زنان را هدف قرار داده. در حالی که دانشگاه به‌عنوان نهاد علمی باید حامی تفکر آزاد و حق انتخاب باشد، این دانشجو در اعتراض به نقض چندباره این حقوق و فشارهای مکرر حراستی ها، حجاب و لباس اجباری را کنار گذاشت تا اعلام کند که از اسارت این ساختارها خسته است، مثل میلیونها زن دیگر در کشور!

اما پاسخ این جسارت، خشونت عریان نیروهای حراست بود. آنها با زور و تهدید، لباس‌ها را بر سرش کردند، او را به شکلی تحقیرآمیز مورد ضرب‌وشتم قرار دادند و به مکانی نامعلوم بردند. عده ای از تعرض جنسی به او قبل از بازداشت خبر داده اند این برخورد نه تنها پرده ای از سیاست‌های سرکوب‌گرانه علیه زنان است، بلکه نشان میدهد چگونه دانشگاه به جای پایگاهی برای آزادی، به محلی برای کنترل و تحقیر بدل شده است.

این دانشجوی شجاع با اعتراض بی‌پرده‌اش، فریاد نسل جوانی را نمایان کرد که حاضر نیست به هیچ قیمتی زیر بار زور دیکتاتور برود و بهای آن را هم پرداخت می کند.

#جمهوری_زن_ستیز
#زنان_به_عقب_برنمیگردند

@collective98
🚩 چهل و یکمین هفته از کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در ۲۴ زندان مختلف

هشدار درباره متهمان پرونده اکباتان پشت درهای بسته

در حکومت اعدامی ، سرکوب و اعدام کماکان در حال افزایش است و متاسفانه این رویکرد ضد انسانی علیه شهروندان و زندانیان مثل همیشه به عنوان یک رویه ادامه دارد.
به طوری که از اول آبان تا کنون نزدیک به ۵۶ تن از زندانیان اعدام شده‌اند؛ و از هفته گذشته تا کنون نیز دستکم ۲۳ تن حلق آویز شده اند، که یکی از این اعدام شده‌ها یک زندانی هموطن یهودی به اسم آروین قهرمانی  در زندان دیزل آباد کرمانشاه بود که در روند دادرسی بسیار مبهم و ناعادلانه محکوم به اعدام شده بود.

روز گذشته نیز شاهد محاکمه ۸ تن از جوانان بازداشت شده اعتراضات ۱۴۰۱ موسوم به پرونده اکباتان در پشت درهای بسته بودیم که با توجه به اتهامات سنگین وارده به آنها بیم آن می رود در معرض حکم اعدام قرار گیرند.

کارزار " سه‌شنبه‌های نه به اعدام" اکنون در هفته چهل و یکم در ۲۴ زندان مختلف کشور گسترش پیدا کرده و هموطنان در داخل و خارج از کشور در هفته‌های اخیر در حمایت از کارزار تجمع‌های مختلفی داشته‌اند و این نشان از عزم راسخ مردم ایران در لغو حکم غیر انسانی "اعدام" است.

خاطر نشان می شود همانطور که در گزارش هفته پیش آمده بود ۴ تن از هم‌وطنان بلوچ به نام‌های عیدو شه‌بخش ، عبدالغنی شه‌بخش ، عبدالرحیم قنبرزهی و سلیمان شه‌بخش، از اعضای کارزار، حکم اعدامشان در دیوان عالی تایید و به شعبه یکم اجرای احکام دادسرای ناحیه ۳۳ ارجاع شده‌است و هر لحظه ممکن است حکمشان اجرا و به چوبه دار سپرده شوند.

با توجه به  اینکه سرعت ماشین کشتار روز به روز در حال افزایش و فزونی است، ضروری است که تمام فعالان در حوزه های مختلف جهت توقف و لغو حکم اعدام در ایران مخالفتشان را بسیار رساتر از قبل فریاد کنند و عاملان و آمران ماشین اعدام و کشتار را در برابر وجدان‌های بیدار افشا نموده و آنان را نسبت عمل جنایتکارانه خود پاسخگو و محاکمه نمایند. این خواسته ممکن نخواهد بود جز با مقاومت و عمل جمعی مردم آزاده و تمامی فعالان سیاسی ، حقوق بشری ، صنفی ، مدنی و ... که توقف اقدام برایشان امری ضروری و مهم است.

کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در هفته چهل و یکم روز سه‌شنبه ۱۵ آبان در ۲۴ زندان مختلف در اعتصاب خواهند بود.

این زندانها شامل زندانهای زیر می‌باشند:
زندان اوین (بند زنان ،بند ۴و ۸)، زندان قزلحصار(واحد ۳و ۴)، زندان مرکزی کرج ، زندان تهران بزرگ، زندان اراک ، زندان خرم آباد ، زندان اسد آباد اصفهان ، زندان شیبان اهواز ، زندان نظام شیراز ، زندان بم ، زندان کهنوج ، زندان مشهد ، زندان قائمشهر ، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان اردبیل ، زندان تبریز ، زندان ارومیه ، زندان سلماس ، زندان خوی ، زندان نقده ، زندان سقز ، زندان بانه ، زندان مریوان و زندان کامیاران

#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام
سه‌شنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۳

@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 شعار «فلسطین را آزاد کنید» از پاریس، از قلب مسابقات فوتبال، علی‌رغم تمام ممنوعیت ها و سرکوب‌های دولت‌های غربی

نام #فلسطین تا زمان تداوم آپارتاید و #نسل‌کشی طنین انداز خواهد شد، در همانجا که انتظارش را ندارید...

در هفته چهارم رقابت‌های لیگ قهرمانان اروپا، پاری‌سن‌-ژرمن در خانه مغلوب مهمان اسپانیایی خود، اتلتیکو مادرید، شد. پاریسی‌ها با نتیجه ۲ بر ۱ شکست تلخی را تجربه کردند. پیش از آغاز بازی دو تیم پاری سن-ژرمن و اتلتیکو مادرید در ورزشگاه خانگی پاریسی‌ها، پارک دِ پرنس، هواداران پاریسی برای #فلسطین سنگ تمام گذاشتند و با بنری بزرگ شعار «#فلسطین_را_آزاد_کنید» سر دادند.

#فلسطین_غرق_در_خون
#نسل‌کشی_فلسطینیان
#آپارتاید_نظامی_اسرائیل_میکشد

@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 صدای وریشه مرادی، زندانی سیاسی کورد محکوم به اعدام، از زندان اوین

متن شعر به #کوردی:

"کوتری سپی
نامه‌ی ئاشتی
ولاتیكی زامداری بو میژوو ئه‌برد
راوچی هاتن
ديو جامه‌یان بو راگرت و
ده‌سریژیان کرد
له‌ پر زه‌وی زریکاندی
ئاسمان له‌ خو راچهلکا
خوینی کوت
دلوپ
دلوپ
به‌ سه‌ر هه‌موو دنیا تكا!"

🔥ترجمه #فارسی:

"کبوتر سفید،
پیغام صلح سرزمینی زخمی را
برای تاریخ می‌برد.
شکارچیان آمدند،
دیوها دوره‌اش کردند و آزارش دادند.
ناگهان، زمین فریاد کشید،
آسمان از خواب پرید،
خون کبوتر
قطره
قطره
بر جهان چکید!"

شعری از جلال ملکشاه

#جمهوری_اعدام
#نه_به_اعدام

@collective98
🚩 جمعی از زندانیان سیاسی زندان لاکان رشت که پیش از این به کارزار سه‌شنبه های نه به اعدام پیوسته بودند، اعلام کرده‌اند در ادامه اعتصاب غذای هر سه‌شنبه، این هفته در اعتراض به صدور حکم اعدام علیه وریشه مرادی در اعتصاب غذا خواهند بود.

آنان حکم اعدام علیه این زن کورد را محکوم نموده و خواهان لغو مجازات اعدام، از جمله حکم وریشه مرادی شده‌اند.

زندانیان اعتصابی این کارزار شامل زندان‌های زیر می‌باشد:

زندان‌های اوین (بند زنان ،بند ۴و۸)، قزلحصار(واحد ۳و۴)، مرکزی کرج ، تهران بزرگ، اراک ، خرم آباد ، اسد آباد اصفهان ، شیبان اهواز ، نظام شیراز ، بم ، کهنوج ، مشهد ، قائمشهر ، لاکان رشت (بند مردان و زنان )، اردبیل ، تبریز ، ارومیه ، سلماس ، خوی ، نقده ، سقز ، بانه ، مریوان ، کامیاران و دستگرد اصفهان

#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام
سه‌شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳

@collective98
🚩 علیه احکام اعدام پخشان عزیزی و وریشه مرادی؛ کبوتران سرزمین زخمی

هستی امیری

می‌نویسد حکم جوانا ابلاغ شد، اعدام. دوباره نگاه می‌کنم. می‌نویسم لعنت و کلمه کم می‌آورم. گوشی را که بالا و پایین می‌کنم اسم و عکسش همه‌جا تکرار می‌شود. این لحظات همه‌چیز درباره حکم اوست. در یک‌ خط خبر از صدور حکم اعدام داده‌اند. در یک جمله حکم قتل او را صادر کرده‌اند. ناتوانی تمام بدنم را می‌گیرد. آنچه در این جهان بی‌ارزش شده جان آدمی است. هم‌سرنوشتی زنان کورد بند زنان حالا در حکمشان هم نمایان شده‌ است. چند ماه قبل پخشان عزیزی و حالا وریشه مرادی به اعدام محکوم شدند.

درباره روند رسیدگی پرونده ایرادات بسیاری وجود دارد اما بعد از یک سال و سه ماه جنگ روانی، آزار و شکنجه و محرومیت از ملاقات و حقوق اولیه، انتظار برخورد قانونی و عادلانه منطقی نیست مخصوصا که اگر از پیرامون آمده باشی به اسارت در مرکز. هرچند باید تاکید کنیم قوانین موجود خود منشا ناعدالتی قضایی هستند و اساسا انتظار عدالت و رسیدگی عادلانه از اجرای تام‌و‌تمام قوانین موجود امری بیجا است. مخالفت با صدور حکم اعدام اگر از روند رسیدگی آغاز شود نهایتا در جایی به دفاع از اعدام معترف خواهد شد. دقیقا در جایی که رسیدگی را قانونی و عادلانه ببیند ناگزیر به اعدام روی خواهد آورد.

حکم اعدام برای هرکس و با هرجرمی حتی به موجب قانون و دادگاهی صالح بی‌عدالتی محض است. اعدام مسئله‌ای حقوقی و قضایی نیست که به مواد خام و بی‌جان قانونی استناد کنیم بلکه امری تماما سیاسی است. استدلال قضایی البته در جایی که افراد خط و منش سیاسی محکوم به اعدام را قبول ندارند بیشتر نمایان می‌شود. چرا که هویت سیاسی محکوم قابل مصادره و انکار نیست. استدلالِ ایرادات در روند رسیدگی دقیقا به ما نشان می‌دهد که نه محکوم به اعدام حیاتش مسئله است و نه فلسفه وجودی اعدام، بلکه عدم رعایت حقوق متهم از سوی دادگاه و در حقیقت نمایش ناقص قضایی دادگاه است که مسئله شده‌ است و مثلا اگر قاضی شعبه ۱۵ به وریشه و وکلا اجازه دفاع می‌داد برای ما چه معنی‌ای می‌داد؟

به همین خاطر اگر فعال سیاسی ادعا کند که مخالف اعدام است، در دفاع بدون اماواگرش از مخالف سیاسی خودش محک زده می‌شود.
دفاع از حیات و تضمین زندگی، ابتدایی‌ترین وظیفه دولت است، نه آنکه دولت ناتوانی خود را با سلب حق حیات مردم پاسخ دهد. همان دولت (البته اگر بتوان اسم آن را دولت گذاشت) که خود بر جان و زندگی مردم اسلحه کشیده است، در پاسخ به هر کنش و واکنشی سرکوب را انتخاب می‌کند و طناب دار عیان‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین شکل سرکوب‌هاست. چرا که فرد زندانی به مثابه اسیر را در دادگاهی نمایشی با قوانینی که خود نوشته‌، محکوم و حکم اعدام را اجرا می‌کنند.

گفته‌اند مجازات ابزاری است برای دفاع از جامعه در برابر تجاوز به وضعیت اساسی و حیاتی‌اش. درحقیقت اما دولت مجازات را برای جرائم از دید خودش سنگین و فجیع اجرا می‌کند و این فجیع‌بودن نه به معنای درگیرکردن و تجاوز به جامعه، بلکه فجیع درقبال منافع خود دولت است. برای دولت اقتدارگرا چه چیز فجیع‌تر از آن است که تضادهای موجودش عیان شود؟ مخصوصا اگر سوژه رسواکننده از حاشیه و میان فرودستان آمده باشد. فکر می‌کنم مجازات اعدام برای دولت دیگر پاسخی در برابر تجاوز به جامعه نیست بلکه پاسخی در برابر حمله به تضادها و ناتوانی‌های خود است. به همین خاطر اعدام، یعنی کشتن و حذف محکوم، مهمترین ابزارش خواهد بود. وجود امکان صدور حکم اعدام برای هر دولتی به هرجرمی در عمل تقدیم ابزار سرکوب و حذف افشاکنندگان بحران‌ها است. با همین استدلال نیز باید تا لغو آخرین حکم اعدام و حذف مجازات اعدام از قوانین پیش رفت.

وریشه مرادی اعتصاب غذا کرد تا صدایی باشد در این آهنگ ناموزون اخبار موجود علیه اعدام و حالا خود محکوم به اعدام شده‌ است. وریشه زنی کورد است، علیه داعش در کوبانی جنگیده و آثار جنگ بر بدنش هنوز باقی است. جنگ را دیده‌ و مبارزه را زندگی کرده‌ است. سربریدن داعش را روایت کرد و حالا راوی رنج و ستمی خواهد بود که محکوم به مرگ با طناب دار خواهد داشت. به قول خودش که می‌گوید: «مقاومت زندگیست، ایستاده‌بودن را از زاگرس یاد گرفتم و تا ایستاده‌بودن زاگرس؛ ایستاده‌ام.»

@harrasswatch
@collective98