کلکتیو ۹۸
2.55K subscribers
3.1K photos
2.19K videos
117 files
745 links
کلکتیو چپ، مستقل، فمینیست و انترناسیونالیست

ایمیل:
collective98@riseup.net

اینستاگرام:
www.instagram.com/collectif98

دربارۀ ما:
https://t.me/Collective98/27
Download Telegram
silvia-federici-marx-and-feminism.pdf
298.7 KB
فایل پی دی اف «مارکس و فمینیسم»

ترجمه: آنیشا اسداللهی
🚩 سی و هشتمین هفته کارزار "سه‌شنبه های نه به اعدام" در ۲۲ زندان مختلف ادامه دارد

همزمان با روز جهانی علیه اعدام حکومت اعدامی در ایران ، ۷ تن را در زندانهای مختلف اعدام کرد.
در هفته گذشته نیز بیش از ۳۶ تن اعدام شدند  به طوری که تنها در روز ۱۸ مهر، ۱۹ تن حلق‌آویز گردیدند. در میان این اعدام‌شدگان دو کودک مجرم به اسم مهدی براهویی و علی شیروانی وجود داشتند، که در زمان بازداشت به ترتیب ۱۷ و ۱۵ سال سن داشتند.

در ادامه این سرکوب‌ها و خشونت‌ها، قضائیه حکومتی در ۲۲ مهر ماه پرونده قطع دست ۸ متهم به سرقت را در تهران به دادگاه ارجاع داد. این میزان خشونت علیه مردم ایران همزمان با "روز جهانی علیه اعدام" توسط حکومت ایران نشان از به سخره گرفتن و لگدمال کردن قوانین حقوق بشر بین‌المللی است؛ تا در برابر اعتراضات و قیام احتمالی سد ببندد .

اعضای"کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام" اکنون بیش از ۸ ماه است که سه شنبه هر هفته دست به اعتصاب غذا می‌زنند و در مقابل احکام غیر انسانی اعدام مقاومت می‌کنند.

این کارزار که از بهمن ۱۴۰۲ از زندان قزلحصار شروع شده ، با مقاومت و پایداری زندانیان  اعتصاب‌کننده تا به امروز، به ۲۲ زندان مختلف گسترش یافته است.

هدف این کارزار مقابله با احکام غیر انسانی اعدام و لغو آن در ایران است و در این مدت تلاش کرده است صدای زندانیان زیر حکم اعدام فارغ از هر نوع اتهامی باشد. و همانطور که خانم مای ساتو گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران در آخرین اظهاراتش کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام را مورد اشاره قرار دادند ، از شخص ایشان ، شورای حقوق بشر و همه نهادهای بین‌المللی حقوق بشر انتظار اقدامات عاجل‌تر و جدی‌تری در متوقف کردن این ماشین کشتار داریم ، اقداماتی موثرتر که جان بسیاری از زندانیان بی‌پناه در گرو آن است.

فلذا از همه وجدان‌های بیدار و رسانه‌های مستقل و مردمی انتظار می‌رود که در راستای لغو اعدام و مقابله با آن قدم بردارند. تا این مبارزه در جامعه نهادینه شود تا کشوری آزاد، برابر و به دور از خشونت و اعدام به همراه صلح و دموکراسی با قوه قضاییه مستقل را بسازیم.

در همین راستا این سه‌شنبه، ۲۴ مهر ۱۴۰۳، اعضای این کارزار در هفته سی‌و‌هشتم در ۲۲ زندان مختلف در اعتصاب غذا خواهند بود.

زندانیان اعتصابی شامل زندانهای زیر می‌باشند:
زندان اوین(بند زنان،بند ۴ و ۸)، زندان قزلحصار(واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران بزرگ، زندان خرم آباد، زندان اراک، زندان اسد آباد اصفهان، زندان نظام شیراز، زندان بم، زندان مشهد، زندان لاکان رشت(بند زنان و مردان)،زندان قائمشهر، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان کامیاران.

#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام
۲۴ مهر ۱۴۰۳

@collective98
🚩هیچ نظمی در خلاء زاده نمی‌شود

نقدی بر بیانیه‌ی «علیه نظم نوین تحمیلی بر خاورمیانه»


کارگاه دیالکتیک


فراخوان ضدجنگی که اخیراً به‌همت جمعی از رفقای دور و نزدیک منتشر شده* (علیه «نظم نوین» تحمیلی بر خاورمیانه) تمرکز خود را به واکنش در برابر جریان مسلط جنگ‌طلبانه و حامی اسرائیل معطوف کرده است. از آنجا که این فراخوان لبه‌ی تیز نقد خود را تنها متوجه یکی از سویه‌های ماجرا کرده است (گیریم سویه‌ای که دست بالا را دارد)، روایتی چپ‌گرایانه در چارچوب همان منطق دوگانه‌سازِ مسلط عرضه کرده است. مشخصاً در این متن نقش و جایگاه جمهوری اسلامی و پیوند آن با حکمرانی داخلی در بحران‌ کنونی مورد نقد قرار نگرفته است. اگرچه دولت اسراییل و حامیان امپریالیست‌اش در جهنمی که فلسطینان گرفتار آن‌اند نقش اصلی را داشته‌اند، اما دست‌کم طی چهل و پنج سال اخیر ابعاد این جهنم نمی‌توانست بدون نقش‌آفرینی مخرب جمهوری اسلامی و به‌اصطلاح «محور مقاومت» در خاورمیانه تا این مرزهای تراژیک گسترش یابد.

نقد ما بر بیانیه به‌هیچ رو ناظر بر آن نیست که تهیه‌کنندگان متن یا امضاکنندگانِ آن به نکته‌ی فوق باور ندارند، بلکه از دید ما تفکیک و اولویت‌بندی‌ای که این متن بر اساس آن تنها یک سویه‌ی ماجرا (شر بزرگ‌تر) را برجسته کرده است، هم به‌لحاظ روش‌شناسیِ تحلیلِ تاریخی و هم به‌لحاظ سیاسی نادرست و زیان‌بار است. چون با چنین تصویری، درهم‌تنیدگیِ ریشه‌های تکوین و بازتولید بحران و ستم و رنج در خاورمیانه به حاشیه می‌رود. برای مثال، ضرورت مبارزه‌ی همبسته و انترناسیونالیستیِ مردمان خاورمیانه که متن به‌درستی از آن یاد می‌کند، تنها درصورتی - به‌سان یک ضرورت - آشکار می‌شود که درهم‌تنیدگی شالوده‌ی ستم‌ها و رنج‌ها مورد بازشناسی و تاکید قرار گیرد.

به‌رغم اینکه با نیت‌مندیِ ضدجنگ بیانیه کاملا همدلیم و با بسیاری از نکات متن در شرح و نقد ریشه‌ها و پیامدهای پیشبرد فاجعه‌بار پروژه‌ی صهیونیستی-امپریالیستی در فلسطین و خاورمیانه توافقِ نظر داریم، اما از دید ما مسکوت‌گذاشتن جایگاه و‌ کارکرد دولت ایران در تعمیق بحران‌ فلسطین/خاورمیانه هیچ توجیهی ندارد. چرا که این غفلت موجب شده است بیانیه، به‌رغم اشاراتی تزئینی به برخی کلیدواژه‌های خیزش ژینا، فاقد مرزبندی روشنی با گفتار چپ محور مقاومت باشد. بیانیه قادر نیست به مخاطبانش نشان دهد که چرا ایستادگی در برابر استعمارگریِ جنگ‌طلبانه‌ی دولت اسراییل (و در همبستگی فعال با آرمان‌ فلسطین) به شیوه‌ای درونی پیوند دارد با پیکار علیه دستگاه سلطه و ستم حاکم بر ایران؛ و اینکه ما مجبور نیستیم در یکی از دو حبهه‌ی مسلط بایستیم.

نقد فوق همچنین بر این درک متکی‌ست که در شرایط حاضر گفتار و چشم‌انداز سیاسی چپ درباره‌ی فلسطین بیش از هر زمانی باید از فضای دوقطبی‌ای که گفتارهای دولت‌محور و پروژه‌های قدرت‌مدار حول بحران خاورمیانه پرورده‌اند فاصله بگیرد تا بتواند تکیه‌گاهی برای مبارزه با تاثیراتِ عمومیِ بازدارنده‌ی این گفتارها و پروژه‌ها تدارک ببیند. برای روشن‌تر شدنِ منظورمان، قدری به‌عقب بازگردیم:

زمانی وفاداری به آرمان فلسطین یکی از مهم‌ترین اصولِ سیاسیِ چپ ایران (و‌ جهان) بود. اما پس از پیدایش جمهوری اسلامی و تلاش‌های نظام‌مندش درجهت ادغام مساله‌ی فلسطین در نظام ایدئولوژیک و راهبردهای ژئوپولتیکی‌اش، سخن‌گفتن از مساله‌ی فلسطین برای چپ‌گرایان در ایران و خاورمیانه هر دم‌ دشوارتر و پیچیده‌تر شد. وانگهی، با به‌حاشیه‌رفتن چپ در سطح جهانی و تلاش‌های نظام‌مندی که به اسلامیزه‌شدنِ فزاینده‌ی جنبش مقاومت فلسطین منجر شدند، حمایت و همبستگی با فلسطین دشوارتر شد. این پیچیدگی و دشواریِ مضاعفْ خلایی گفتاری و سیاسی در رویکرد به مساله‌ی فلسطین (از منظر چپ) ایجاد کرد که در گذر زمان هرچه بزرگ‌تر شد.

سربرآوردن جریان «چپ محور مقاومت» نشانه‌ و پیامدی از این وضعیت و خلاء همزادِ آن بود. به‌دلیل تکیه‌ی مفرط و حقانیت‌طلبِ این جریانِ شبه‌آنتی‌امپریالیست بر مساله‌ی فلسطین و مصادره به‌مطلوبِ آن، برای چپ‌‌گرایان تنگنای سخن‌گفتن از فلسطین حادتر شد. غیاب گفتار و پراتیک بدیل چپ حول مساله‌ی فلسطین (یا فقدان بُرد و‌ نفوذ اجتماعی‌اش)، مقارن شد با رشد دو رویکرد مخالف: در یک‌سو، استفاده‌ی ابزاری دولت ایران از رنج تاریخیِ فلسطینیان؛ و در سوی دیگر، گفتارسازیِ یک‌جانبه‌ی اندیشکده‌ها و رسانه‌های مین‌استریم غربی در حمایت از اسرائیل. بر بستر چنین شرایطی، فهم انتقادی مساله فلسطین و موضع‌گیری مستقل نسبت به آن برای توده‌ی ستمدیدگان ایران و خاورمیانه از همیشه دشوارتر شده است.

ادامه متن را در اینجا بخوانید:

https://tinyurl.com/mpberkc5

@kdialectic
@collective98
کشتار صدها مهاجر افغانستانی در مرز سراوان

اعلامیه «شبکه همبستگی با زنان»

طبق گزارش سازمان حقوق بشری ایران، ده‌ها مهاجر افغانستانی که در حال ورود به ایران بودند، از سوی پولیس مرزی این کشور کشته و زخمی شده‌‎اند. مطابق آمار تخمینی این نهاد، از حدود ۳۰۰ مهاجر، ۶۰ و یا ۷۰ نفر توانسته‌اند فرار کنند و باقی، کشته یا زخمی شده‌اند. هنوز، آمار دقیقی از کشته‌ها و زخمیان این حادثه در دست نیست. آنچه تا کنون از جزییات این فاجعه همگانی شده است، نمایش یک جنایت هول‎ناک بشری‎ست. این جنایت، در منطقه‌ی سراوان رخ داده؛ نقطه‌ی مرزی ایران و پاکستان که مهاجران از آن‌جا به شکل قاچاق وارد ایران می‌شوند.

ابعاد گسترده‌‎ی این جنایت بشری و انسانی، نشان می‌دهد که مطابق پالیسی دولت ایران در کنترل ورود مهاجران افغانستانی، انجام شده و در واقع، خواسته‌اند با خلق چنین فاجعه‌ای، ترس ورود به ایران را افزایش دهند. به این سادگی هم نیست که دولت فرمان داده باشد و نیروهای نظامی آن را اجرا کرده باشند. به رگبار بستن چندصد نفر بی‌‎دفاع که از یک رژیم تروریستی فرار کرده‌‎اند، باید انگیزه‌‎ی کافی داشته باشد تا آن سرباز را به خلق چنین فاجعه‌‎ای همراهی کند. این انگیزه، از تعریف افغانستانی به عنوان دیگری و دشمن اخلاقی می‎‌‌آید که این روزها در فضای رسانه‌های و جمعی ایران علیه مهاجران و پناهندگان افغانستانی جریان دارد. چنین انگیزه‌ای، از کف خیابان‎‌ ‌های ایران بلند و در نقطه‌‎ی مرزی این‎‌‌گونه خودش را نشان می‎‌‌دهد. این فاجعه، پیاده‌‎سازی شعارهای «مرگ بر افغانی» در خیابان‎‌‌های ایران است. متاسفانه ما در پایان این فاجعه نیستیم؛ این آغازی از فاجعه‎‌‌ای است که با چهره‌‎ی فاشیسم به میان آمده و امکان‌‎های خشونت‎گری خود را آشکار می‎‌‌کند.

شبکه‌‎ی همبستگی با زنان، با تاکید بر این که، کشتار جمعی ده‎ها مهاجر افغانستانی توسط پولیس مرزی ایران، یک جنایت بشری است، نهادهای حقوقی و قضایی ایرانی و بین‎‌‌المللی را مسوول پی‌گرد و مجازات عاملان این جنایت می‎‌‌داند. این پیگرد، باید بتواند در آینده از اتفاق افتادن چنین جنایت‎‌‌هایی در نقاط مرزی یا داخل ایران از سوی پولیس و مردم ایران، جلوگیری کند.

اگر جریان‎‌های پیش‎رو در افغانستان و ایران نتوانند به شکل هدف‎مند و برنامه‎ریزی شده علیه راست افراطی و واپس‎گرای بانی چنین خشونت‌‎هایی کار کنند، در آینده دامنه‌ی افغانستانی‌ستیزی و افغانستانی‌هراسی گسترده‌‎تر خواهد شد. گسترش این فضا، ممکن به کاهش مهاجران و پناهندگان افغانستانی در ایران بینجامد؛ اما فضای سیاسی ایران را به جریان فاشیستی‌ای می‌سپارد که در آینده‌ی نزدیک به افغانستان و دیگر کشورهای منطقه نیز صادر خواهد شد؛ مانند ولایت فقیه که در چهره‌های مختلف تاکنون در افغانستان و منطقه، بازسازی و بازتعریف می‌شود.

شبکه‎ همبستگی با زنان
۲۵.۷.۱۴۰۳ / ۱۶.۱۰.۲۰۲۴

@collective98
🚩 کشتار سیستماتیک مهاجران افغانستانی در مرز سراوان؛ مهاجرستیزی حکومتی و نژادپرستی افغانستانی ستیزانه فراگیرشده با همدستی یکدیگر جان عزیز دست‌کم ۲۶۰ نفر را گرفته‌اند


حادثه تیراندازی مرگبار در منطقه مرزی کلگان سراوان، نمادی از سیاست‌های بی‌رحمانه و سرکوبگرانه جمهوری اسلامی علیه مهاجران افغانستانی است که با سکوت و بی‌عملی مقامات همراه شده است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده از منابع محلی و سازمان‌های مستقل مانند «حال‌وش»، نیروهای مرزی ایران به طور سازمان‌دهی‌شده به سمت حدود ۳۰۰ نفر از مهاجران تیراندازی کرده‌اند که تنها ۶۰ تا ۷۰ نفر از این جمعیت جان سالم به در برده‌اند؛ بقیه یا کشته شده‌اند یا به شدت زخمی شده‌اند.

این مهاجران که اکثراً از ولایت بادغیس افغانستان و عمدتاً جوان و کم‌سن‌وسال بوده‌اند، با امیدی به دور از خشونت و نابرابری به مرزهای ایران پناه آورده بودند. با این حال، نیروهای نظامی جمهوری اسلامی که از پیش کمین کرده بودند، با استفاده از سلاح‌های سنگین همچون آرپی‌جی و تیراندازی مستقیم، آنها را به خاک و خون کشیدند. شاهدان عینی و مهاجرانی که از این حادثه جان به در برده‌اند، تأیید کرده‌اند که بیش از ۲۶۰ نفر از مهاجران در این حمله کشته شده‌اند.

علی‌رغم مستندات گسترده از این کشتار و گزارش‌های متعدد از منابع معتبر، قاتلان جمهوری اسلامی تا این لحظه هیچ واکنشی نشان نداده‌اند. سکوتی که بازتاب سیاست‌های کلان و سازمان‌دهی‌شده‌ای است که مهاجران افغانستانی را هدف قرار می‌دهد و با نژادپرستی و بیگانه‌هراسی در جامعه ایران تقویت می‌شود و به فاجعه هایی از این دست منجر می‌شود؛ ایران با خشونت و سرکوب، بحران مهاجرت افغانستانی‌ها را تشدید کرده و حقوق اولیه انسانی آنها را به سادگی نادیده می‌گیرد.

جلوگیری از چنین خشونت‌هایی نیازمند مسئولیت جمعی و اقدامات غیردولتی است، به‌ویژه در شرایطی که حاکمیت با گسترش گفتار نژادپرستانه و دیگری‌ستیزانه، به ترویج نفرت دامن می‌زند. در این وضعیت، هرکسی که به هم‌صدایی با این گفتار حکومتی بپردازد، ناخواسته در این خشونت‌ها شریک می‌شود و نقش‌آفرینی می‌کند.


#نژادپرستی_میکشد

@collective98
تاریخ به روایت دسیسه گران از جنگ جهانی دوم تا درگیری های خاورمیانه
آنچه می‌خوانید مقدمه مقاله‌ای است که به‌نوا بره‌ویل Benoît Bréville عضو هیئت تحریریه ماهنامه لوموند دیپلماتیک در مورد روند رو به گسترش بازنویسی معوج تاریخ نزدیک به ویژه از سوی مراجع سیاسی و آکادمیک غرب نگاشته است. این مقاله تامل برانگیز در شماره ماه اکتبر ٢٠٢٤ لوموند دیپلماتیک منتشر شده که متن کامل آن را در فرمت پ د اف ضمیمه همین مقدمه کرده‌ایم. مترجم این مطلب به زبان فارسی برای سایت لوموند دیپلماتیک مرمر کبیر است. کلکتیو٩٨

هنوزمرکب قلم امضای تسلیم نامه آلمان، در ماه مه ۱۹۴۵، خشک نشده بود که مؤسسه‌ی نظرسنجیIFOP از مردم فرانسه پرسید: «به نظر شما کدام کشور بیشترین نقش را در شکست آلمان در سال ۱۹۴۵ ایفا کرد ؟» در آن زمان، همه به یاد داشتند که میلیون‌ها سرباز شوروی در جبهه‌ی شرق جان باختند و نقش مهمی در تضعیف ارتش نازی ایفا کردند به همین دلیل ۵۷٪ از پاسخ‌دهندگان شوروی را به‌عنوان مهم‌ترین عامل شکست آلمان معرفی کردند. اما در سال ۲۰۲۴، وقتی همان پرسش تکرار شد، پاسخ‌ها کاملاً متفاوت بود: ۶۰٪ از شرکت‌ کنندگان در نظرسنجی، آمریکا را موثرترین کشور در شکست آلمان می‌دانستند و تنها ۲۵٪ شوروی را.
براساس شرایط سیاسی و منافع دوران، حافظه‌ی جمعی با گذشت زمان تغییر می‌کند. در طول سال‌ها، صنعت سینمای آمریکا نقش ایالات متحده را به‌عنوان منجی جهان و قهرمانی سربازان آمریکایی در جنگ جهانی را با فیلم‌هایی چون «طولانی‌ترین روز» ۱۹۶۲، «نجات سرباز رایان» ۱۹۹۸ ، «پاتون»۱۹۷۰ و یا «قرمز بزرگ» ۱۹۸۰ به نمایش گذاشت. در مقابل، حزب کمونیست فرانسه، که یاد قربانیان اتحاد شوروی فروپاشیده را زنده نگه می‌داشت، بسیار تضعیف شد. طی چهل سال گذشته، دولت فرانسه بزرگداشت عملیات ورود ارتش آمریکا به سواحل نرماندی را به‌عنوان نقطه‌ عطف جنگ جهانی دوم معرفی کرده است.
در اوایل دوران پس از جنگ و برای مدتی طولانی، عملیات نرماندی به عنوان رویدادی با اهمیت نسبی تلقی می‌شد. برای مثال، روز ششم ژوئن ۱۹۴۹، در پنجمین سالگرد آن، مراسم ساده‌ای برگزار شد : یک گروه محلی شیپورچی، دو دختر جوان که تاج‌های گل بر ساحل گذاشتند و چند هواپیمای بمب افکن که بر فراز محل پرواز کردند و گل بر زمین ریختند، هرچند بعدها مراسم کمی مفصل‌تربرگزار شد اما هرگز هیچ رئیس‌جمهور آمریکایی در آن حضور نداشت. حتی در سال ۱۹۶۴، ژنرال دوگل از شرکت در این مراسم خودداری کرد و گفت : «می‌خواهید من در مراسم بزرگداشت ورود آمریکایی ها به نرماندی شرکت کنم، در حالیکه این عملیات آغاز اشغال مجدد کشورم بود ؟ نه، نه، روی من یکی حساب نکنید».
در سال ۱۹۸۴، در بحبوحه تشدید تنش‌های میان آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی، همه چیز تغییرکرد. از آن پس، برگزاری مراسم بزرگداشت ۶ ژوئن با برنامه‌های تلویزیونی صبحگاهی در ایالات متحده همزمان شد و جنبه‌ نمایشی و بعد ژئوپلیتیکی خود را دیگر هرگز از دست نداد. فرانسوا میتران در آن سال رونالد ریگان، ملکه الیزابت دوم، نخست‌وزیر کانادا پیر الیوت ترودو، و بودوئن ول، پادشاه بلژیک را دعوت کرد. «جهان آزاد» اتحاد خود را به نمایش می‌گذاشت و خود را به ‌عنوان حامی دموکراسی معرفی می‌کرد. ریگان در یک سخنرانی با لحنی تهاجمی اظهار داشت : «نیروهای شوروی که به مرکز اروپا آمده بودند، پس از بازگشت صلح، به کشور خود بازنگشتند. کسی از آن‌ها دعوت نکرده بود و نزدیک به چهل سال پس از جنگ، هنوز اینجا هستند.»
از آن زمان، در هر مراسم تهیه فهرست مهمانان، ترتیب و محتوای سخنرانی‌ها، و نحوه برگزاری رژه‌های نظامی، به فرصتی برای انتقال یک پیام سیاسی تبدیل شد. در ششم ژوئن سال گذشته، به مناسبت هشتادمین سالگرد، حداقل بیست‌وپنج رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر و شخصیت‌های سلطنتی بر سواحل نرماندی قدم گذاشتند. اردوگاه آتلانتیک به‌طور کامل حضور داشت، اما برای نخستین بار از زمان جنگ سرد، هیچ نماینده‌ای از روسیه دعوت نشده بود، حتی یک مشاور سفارت نیز حضور نداشت. کاخ الیزه اعلام کرد: «روسیه به دلیل شرایط موجود و به ویژه جنگ تجاوزکارانه علیه اوکراین دعوت نشده است.» در مقابل، رئیس‌جمهور اوکراین در مراسم حضور داشت و چهار هزار تماشاچی به احترامش کف زدند. آقای جو بایدن به فداکاری سربازان آمریکایی اشاره کرد و گفت: «آزادی ارزشمند است، دموکراسی ارزشمند است، آمریکا ارزشمند است و جهان ارزشمند است». آقای ولودیمیر زلنسکی به یکی از مقایسه‌های تاریخی معروف خود دست زد و توضیح داد که «چگونه نبرد نرماندی با مبارزه عادلانه‌ای که ملت اوکراین امروز پیش می‌برد، هم‌راستاست.» بدین ترتیب، روسیه که در نبرد استالینگراد ماشین جنگی هیتلر را درهم شکسته بود، به‌طور ضمنی در کنار رژیم نازی قرار داده شد.
این‌که مراسم‌های‌ یادبود تصویر تحریف‌ شده‌ای از تاریخ ارائه می دهد، دیگر برای هیچ‌کس جز ساده لوحان، شگفت‌آور نیست. هدف از برگزاری آن‌ها ارائه روایتی مطابق نظر روز حاکمان در هر دوران است. باز نویسی تاریخ جنگ دوم جهانی ابعاد وسیع‌تری دارد و رسانه‌ها، کتاب‌های درسی، موزه‌ها و در برخی کشور ها حتی سیاست‌های عمومی را در بر می‌گیرد.
ادامه در لینک پ د اف:
https://ir.mondediplo.com/IMG/pdf/edito_benoit.pdf
🚩 پیوستن زندان کهنوج به کارزار "سه‌شنبه‌های‌ نه به اعدام" در چهلمین هفته این کارزار

“تایید حکم اعدام چهار تن از اعضای کارزار”

این روزها ماشین اعدام در حکومت مستبدِ ولایت‌فقیه، بی‌دنده و ترمز سرعت گرفته و سر باز ایستادن ندارد. در حکومت قرون وسطایی حاکم بر ایران روزانه شاهد گسترش فزاینده اعدام‌ها هستیم. از  ابتدای سال جاری تاکنون قریب به ۵۶۷ اعدام صورت گرفته که ۱۵۰ تن از محکومان تنها در مهرماه اعدام شده‌اند. به طوری که در هفته اول آبان ماه، ۲۷ تن به دار آویخته شدند و ۲۱ اعدام در ۳ روز اجرا شد. یعنی هر روز هفت اعدام. 

متاسفانه روز گذشته، جمشید شارمهد پس از ۴ سال حبس ظالمانه اعدام شد. جمشید شارمهد تمام این مدت در بازداشگاه امنیتی محبوس بود و نهادهای امنیتی در چهار سال گذشته با هدف پنهان نگه داشتن شکنجه‌ها و نقض حقوق‌انسانی وی، اجاره انتقال جمشید شارمهد به بند عمومی را نداده بودند.

در اقدام سرکوبگرانه دیگر، روز ۴ آبان حکم چهار زندانی سیاسی _عقیدتی بلوچ توسط دیوان تایید و به اجرای احکام دادسرای امنیت تهران ارجاع داده شد؛ این چهار زندانی به نام‌های عیدو شه‌بخش ، عبدالغنی شه‌بخش ، عبدالرحیم قنبرزهی و سلیمان شه‌بخش از اعضای کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" هستند و در شرایط بسیار اسفبار نزدیک از ۱۶ ماه پیش در "بند امن" واحد سه زندان قزلحصار محبوس بوده و جانشان در خطر جدی است و هر لحظه احتمال اجرای حکم آنان وجود دارد.

در ادامه این سرکوب‌ها در چند روز گذشته بی‌دادگاه کیفری دو تهران، ۵ زندانی سیاسی زنِ محبوس در اوین را که به اعدام‌ها‌ی گسترده، اعتراض کرده بودند مجموعاً به ۲۷ ماه حبس اضافی محکوم نمود. که یکی از آنها زندانی سیاسی وریشه مرادی است که با اتهام واهی بغی روبرو بوده و خود در معرض حکم اعدام است. وی ۱۹ روز  است در اعتراض به صدور احکام عدام و گسترش آنها اعتصاب غذا کرده‌است.

با تمام این سرکوب‌ها و ایجاد رعب و وحشت در جامعه، اما مقاومت و ایستادگی همچنان ادامه‌ دارد. چنان‌که هفته گذشته همزمان با کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" جمعی از خانواده‌های زندانیان محکوم به اعدام مقابل مجلس تجمع اعتراضی علیه اعدام برگزار نمودند. شعار نه به اعدام سر دادند و از نیروهای سرکوبگر نترسیدند. ما این شجاعت را ستایش می‌کنیم و به این خانواده‌های مقاوم درود می‌فرستیم.

در خبری دیگر، روز گذشته جمعی از زندانیان سیاسی زندان کهنوج استان کرمان، در نامه‌ای اعلام کردند که از این هفته به کارزار‌ "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" می‌پیوندند و در اعتصاب غذا خواهند بود.

اعضای این کارزار در چهلمین هفته خود در ۲۴ زندان مختلف، اعدام‌های گسترده در ایران و همچنین ارجاع پرونده  ۴ زندانی بلوچ ـ که در دادگاهی بسیار مبهم و به دور از حق دادرسی منصفانه محکوم شده‌اند ـ را شدیداً محکوم می‌کند و از همه فعالان سیاسی، حقوق بشری و تمام وجدان‌های بیدار می‌خواهد صدای این زندانیان بی نام و نشان و تمام محکومان به اعدام باشند و خواهان حمایت عملی از خانواده‌های محکومان به اعدام هستند. ما همچنان تاکید می‌کنیم تنها راه توقف ماشین اعدام، اقدام و همبستگی جمعی است.

در هفته چهلم، زندانیان اعتصابی در زندان‌های زیر در اعتصاب هستند:

زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)، زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران بزرگ، زندان خرم‌آباد، زندان اراک، زندان اسدآباد اصفهان، زندان نظام شیراز، زندان شیبان اهواز ، زندان بم، زندان مشهد، زندان لاکان رشت (بند زنان و مردان)، زندان قائمشهر، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان کامیاران و زندان کهنوج کرمان

سه‌شنبه‌ ۸ آبان ۱۴۰۳
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

@collective98
🚩 محکوميت مرتضی صیدی، ناصر امیرو و محمد ایران‌نژاد، سه کارگر ساختمانی و زندانی سیاسی، توسط دادگاه انقلاب شهریار به دو سال حبس

مرتضی صیدی، ناصر امیرو و محمد ایران‌نژاد، سه کارگر ساختمانی و زندانی سیاسی، توسط دادگاه انقلاب شهریار به دو سال حبس محکوم شدند. این سه نفر ابتدا در بازپرسی قلعه حسن خان تحت بازجویی قرار گرفتند و سپس به اتهامات سیاسی، از جمله اعتراض به شرایط کار و حقوق کارگران، محاکمه شدند. حکم صادرشده علیه این کارگران بدون ارائه دلایل و شواهد کافی بوده و از سوی فعالان کارگری به عنوان ابزاری برای سرکوب جنبش‌های کارگری و صدای اعتراضات توصیف شده است. این حکم در شرایطی صادر می‌شود که جامعه با مشکلات اقتصادی و فشارهای اجتماعی زیادی روبروست و خواسته‌های کارگران برای بهبود شرایط کار و معیشت همچنان بی‌پاسخ مانده است. محکومیت این سه کارگر به دو سال حبس، نشانی دیگر از محدودیت‌های شدید بر حقوق کارگران و آزادی بیان است.

@collective98
🚩 اول نوامبر، روز جهانی کوبانی ست، روز پیروزی خلق متحد کورد در روژآوا علیه محاصره و اشغال نظامیان داعش

روز جهانی کوبانی، اول نوامبر، نمادی فراتر از یک مقاومت ساده در برابر تهاجم داعش است؛ این روز یادآور یکی از شکوهمندترین جلوه‌های مبارزه انقلابی و ایستادگی مردمان کرد در روژاوا برای تحقق آرمان آزادی، برابری و عدالت است که در ادامه مقاومت مردم کورد باکور در ترکیه تعریف میشود.

در سال ۲۰۱۴، زمانی که تهاجم نیروهای داعش کوبانی را در آستانه سقوط قرار داده بود، زنان و مردان کرد در یگان‌های مدافع خلق (YPG) و یگان‌های مدافع زنان (YPJ) به پا خواستند و به نمادی از اراده انقلابی در برابر نیروهای اشغالگر تبدیل شدند و توانستند مانع یک قتل عام احتمالی بزرگ توسط داعش در این منطقه شوند.

این مقاومت، تنها نبردی نظامی نبود، بلکه تجلی آرمان‌های انقلابی جنبش روژاوا نیز بود که در آن زنان نقشی پیشرو داشتند، و به جهانیان نشان دادند که آزادی و برابری در بطن مبارزه ای مداوم و با اراده ای جمعی و سیاسی مردمی متولد می‌شود: بسیاری از کوردهای باکور در روزهای محاصره برای رساندن اسلحه و امکانات به مبارزان کوبانی جانشان را در مرزها توسط گلوله های ترکیه و داعش از دست دادند، صدها نفر کشته شدند ولی دشمن پیروز نشد. کوبانی نقطه‌ای بود که مرزهای معمول مبارزات جهانی را در هم شکست و وجدان‌های بیدار سراسر جهان را به خود فراخواند و بیش از همه انترناسیونالیست ها و چپ ها به حمایت از آن در گوشه به گوشه جهان برخواستند، همبستگی ای که نظیرش کمتر دیده شده بود و یادآور همبستگی چپ جهانی با مردم ویتنام بود در جنگ امپریالیستی آمریکا علیه آنها.

از آن زمان، روز جهانی کوبانی به یادمانی برای پاسداشت روحیه ایستادگی و آرمان‌خواهی انقلابی کُردها تبدیل شده، روزی که فراتر از نبردی محلی، صدای فریاد مردمانی است که در برابر ستم و سرکوب ایستاده‌اند و برای جهانی عادلانه‌تر، مستقل‌تر و متکی بر اراده خلق ها مبارزه می‌کنند.

در روزهای اخیر که روژآوا از نو مورد حملات اشغال‌گرانه ترکیه قرار گرفته، پشتیبانی از انقلابیون این جغرافیا و حمایت برای بقای پروژه‌ی سیاسی اجتماعی در حال پیشروی آنها، بخشی لز مسئولیت جمعی همه ما به شمار می‌رود چون سرنوشت مردمان تحت ستم منطقه عمیقا بهم گره خورده است.

#کوبانی
#روژآوا

@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 بدرقه ژینا مدرس گرجی، روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان، توسط فعالان زن سنندج برای اجرای حکم ۱۶ ماه حبس

امروز شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۳، #ژینا_مدرس_گرجی برای اجرای حکم ۱۶ ماه حبس، خود را به دفتر اجرای احکام سنندج معرفی کرد و روانه زندان شد. جمعی از فعالان زن وی را تا درب دادگاه بدرقه کردند. یکی از حاضران میگوید: ژینا خواهر همه ماست، او نه تنها به نام خودش، بلکه بنام همه ما فعالان زندان راهی زندان میشود، امیدواریم روزی برسد که هیچ کس بخاطر فعالیت هایش حبس نخورد و همه این عزیزان بتوانند آزاد شوند و به آغوش خانواده شان بازگردند.

بنا به اطلاع شبکه حقوق بشر کردستان، شعبه ۴ اجرای احکام کیفری شهرستان سنندج در تاریخ اول آبان طی ابلاغیه‌ای از این فعال زن کُرد خواسته بود ظرف ۱۰ روز جهت اجرای حکم صادره در این شعبه حاضر شود.


@collective98
🚩 اعتراض رادیکال یک زن علیه حجاب اجباری و مردسالاری سرکوب‌گرانه از نوع دانشگاهی

روز شنبه، ۱۲ آبان ۱۴۰۳، دانشگاه علوم و تحقیقات تهران صحنه‌ای از اعتراض جسورانه یک دانشجوی زن بود؛ اعتراضی که فراتر از یک حرکت فردی، فریادی علیه تحمیل حجاب اجباری و ساختارهای سرکوب‌گر مردسالارانه در فضای دانشگاهی به شمار می‌آید. این دانشجو با کنار گذاشتن حجاب و لباس‌های اجباری، به‌طور نمادین اعتراضش را به تحمیل هویت و کنترل بر بدن زنان بیان کرد. اقدام او پیام روشنی داشت: بدن زن نه وسیله‌ای برای اعمال قدرت است و نه ابزاری برای تحمیل ایدئولوژی‌های سرکوبگر.

این حرکت نمادین در واقع خشم انباشته‌شده‌ی زنان و دانشجویان را بازتاب داد؛ خشم و نارضایتی‌ای که به سیاست‌های تهاجمی و اجبارگرانه‌ای معترض است که سال‌هاست بدن و آزادی فردی زنان را هدف قرار داده. در حالی که دانشگاه به‌عنوان نهاد علمی باید حامی تفکر آزاد و حق انتخاب باشد، این دانشجو در اعتراض به نقض چندباره این حقوق و فشارهای مکرر حراستی ها، حجاب و لباس اجباری را کنار گذاشت تا اعلام کند که از اسارت این ساختارها خسته است، مثل میلیونها زن دیگر در کشور!

اما پاسخ این جسارت، خشونت عریان نیروهای حراست بود. آنها با زور و تهدید، لباس‌ها را بر سرش کردند، او را به شکلی تحقیرآمیز مورد ضرب‌وشتم قرار دادند و به مکانی نامعلوم بردند. عده ای از تعرض جنسی به او قبل از بازداشت خبر داده اند این برخورد نه تنها پرده ای از سیاست‌های سرکوب‌گرانه علیه زنان است، بلکه نشان میدهد چگونه دانشگاه به جای پایگاهی برای آزادی، به محلی برای کنترل و تحقیر بدل شده است.

این دانشجوی شجاع با اعتراض بی‌پرده‌اش، فریاد نسل جوانی را نمایان کرد که حاضر نیست به هیچ قیمتی زیر بار زور دیکتاتور برود و بهای آن را هم پرداخت می کند.

#جمهوری_زن_ستیز
#زنان_به_عقب_برنمیگردند

@collective98