کلکتیو ۹۸
2.55K subscribers
3.1K photos
2.19K videos
117 files
745 links
کلکتیو چپ، مستقل، فمینیست و انترناسیونالیست

ایمیل:
collective98@riseup.net

اینستاگرام:
www.instagram.com/collectif98

دربارۀ ما:
https://t.me/Collective98/27
Download Telegram
مردم مبارزایران؛
نیک آگاهید در شهریور ۱۴۰۱ قتل حکومتی ژینا /مهساامینی توسط ماموران نیروی سرکوبگر ناجا در بخش (گشت ارشاد) به جرقه‌ای برای یک خیزش عظیم در سراسر کشور تبدیل شد و شعار مرکزی و سراسری وحدت بخش خیزش ۱۴۰۱ در عبارت زیبای "زن، زندگی، آزادی" (ژن، ژیان، ئازادی) تبلور یافت.

خیزش "زن، زندگی، آزادی" چکیده ی تضادهای دیرینه ای است که بخش اعظم مردم ایران در خلال چهل و پنج سال حکومت اسلامی با آن مواجه بوده اند. خیزش "زن، زندگی، آزادی" پاسخی به همه ستم‌ها و نابرابری‌ها، به همه بیحقوقی ها و جنایت‌هایی است که حاکمان اسلامی ۴۵ سال است بر زنان و بر اکثریت مردم تحمیل کرده‌اند. خیزش زن، زندگی‌، آزادی تبلور مطالبات مردم ستمدیده ایران علیه حکام مرتجع و ضد انسان است. خیزشی که مرزهای کشور را در نوردید و مورد احترام و همبستگی مردم جهان قرار گرفت. خیزشی که علیرغم دهها هزار زندانی، کشتار صدها نفر از جوانان انقلابی، شلیک به قلب و چشم زنان و مردان معترض، شکنجه و تجاوز و اخراج و تبعید آزادیخواهان و هزاران جنایت دیگر یک روز آرام و قرار نداشته است. تداوم بی‌حجابی سراسری که گشت ارشاد و کل حکومت را مستاصل کرده است نمونه بارزی از مقاومت جانانه و شکوهمند زنان است که با حمایت و همراهی مردان آزاده است. تحرک هر روزه مادران و خانواده‌های دادخواه، مراسم‌ها و پیام‌های آنها و اعتراض دایه شریفه ها و دایه مینا ها با اعدام و حجاب نمونه شکوهمند دیگری است که احترام و همبستگی مردم در سراسر کشور را برانگیخته است.

حال ما جمعی از زنان کردستان با نام "اتحاد زنان کردستان" (یه کیه تی ژنان کوردستان) اعلام موجودیت نموده و همراه و همسو با شبکه‌ها و تشکل‌های آزادیخواهانه دیگری که در کردستان و در شهرهای دیگر کشور شکل گرفته است، به سهم خود برای متشکل کردن زنان معترض و آزاده در کردستان تلاش می‌کنیم، پرچم مطالبات حق طلبانه زنان و پرچم و مطمئنیم که حمایت مردم آزاده را نیز با خود داریم.

تحقق آرمان آزادی و رهایی، بدون باز پس گرفتن حق زندگی هایمان و ادامه راه جانباختگان زن، زندگی، آزادی ممکن نیست.

ارسالی به کانال جوانان انقلابی محلات سنندج و کردستان

#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#قیام_علیه_اعدام

تلگرام سنندج:
https://t.me/sanandajmashora

تلگرام کردستان:
https://t.me/ShorayEnghlabyMahalay

اینستاگرام:
https://5x0x.short.gy/Mahalatsanandaj
حزب‌الله و محور مقاومت

ترور رهبران ارشد محور مقاومت به لحاظ نُمادین و تجاوز‌های نظامی اسرائیل به لحاظ مادی «محور مقاومت» را با بحران و تناقضاتی جدید روبرو ساخته است. از 7 اکتبر بدین سو و نسل‌کشی اسرائیل، منطقه وارد دوران جدیدی شده است اما «محور مقاومت» همچنان با همان استراتژی نظم سابق، جنگ فرسایشی و «صبر استراتژیک» به بازی ژئوپلتیک ادامه می‌دهد. حزب الله لبنان طی فقط چند ماه رهبری سیاسی و برخی از مقامات ارشد نظامی خود را از دست داد. در نتیجه، نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه از نظر روحیه و انگیزه تضعیف و این حتی واقعه باعث انشقاق و تفرقه در صفوف این نیروها شده است. یکی از تأثیرات سیاسی مهم این واقعه رشد بی اعتمادی و تزلزل در صفوف هواداران و وابستگان داخلی و خارجی جمهوری اسلامی است، چرا که نشانه‌ای از توان «بازدارندگی» و خواست مقابله به مثل از طرف حاکمیت مشاهده نمی‌شود.

حزب الله برخلاف چهره‌ای که تلاش می‌کرد از خود ارائه کند هرگز یک «جنبش مقاومت» نبوده، بلکه از همان آغاز اهرمی در دست دولت مرتجع حاکم بر ایران و سپس یکی از ستون های اصلی دستگاه حکومتی ضدمردمی لبنان بوده است (به یاد آوریم نقش حزب‌الله را در سرکوب جنبش مردمی یا «انقلاب اکتبر» لبنان در 2019). حزب الله منافع سیاسی و نظامی و اقتصادی غیر قابل انکاری در حفظ سیستم وابسته مناسبات سرمایه جهانی و اشکال مختلف ستم و سلطه در لبنان داشته و دارد. هم زمان، وابستگی‌های حیاتی و ناگزیرش به جمهوری اسلامی پاشنه آشیل این جریان به حساب می آید.

در شرایطی که نفوذ اسرائیل در رده های گوناگون دستگاه امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی رو به گسترش است انتظار می‌رفت که حزب الله لبنان نیز از این نفوذ و ضربه پذیری در امان نماند. دلیلی وجود نداشت که موشک ها اسماعیل هنیه را در قلب تهران شکار کنند اما به حسن نصرالله کاری نداشته باشند. آن هم در میانه بحران خون‌باری که دولت صهیونیستی به آن گرفتار شده و برای تحکیم موقعیت خود به نسل کشی آشکار و وقیحانه ترین اقدامات روی آورده است. حمایت قدرت های جهانی به ویژه آمریکا از این پایگاه و پادگان اصلی خود در منطقه خاورمیانه نقش اساسی در به‌راه‌افتادن و ادامه این قساوت و توحش داشته و دارد.

@collective98
🚩 سی‌وششمین هفته کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" با پیوستن زندان اراک در ۲۲ زندان مختلف ادامه دارد

ضمن گرامیداشت یاد جانباختگان جمعه خونین در زاهدان که در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، حکومت استبداد دینی به طور غیر‌انسانی و سبعانه دستکم ۱۲۰ نفر از نمازگزاران و معترضان مسجد مکی را به خاک و خون کشید و مثل همیشه، هرگز پاسخگو نبوده است و کماکان بی‌شرمانه دادخواهان را از کردستان تا تهران و زاهدان و دیگر شهرهای میهن بازداشت و متهم می‌کند. کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" این جنایات را شدیداً محکوم می‌کند و همیشه در کنار ماداران دادخواه و خانواده‌های دادخواه به مقاومت خود ادامه می‌دهد.

حکومت اعدام کماکان در حال جابجا کردن مرزهای جنایت و اعدام است؛ تنها با گذشت ۱۰ روز از ماه مهر بیش از ۲۳ نفر را اعدام کرده است و در عملی قرون‌ وسطایی روز گذشته دو نفر را در شهر خمین در ملاء عام اعدام کرد و همچنین از ۲۴ شهریور تا ۴ مهر تنها ظرف ۱۰ روز در زندان شیراز ۲۰ نفر را اعدام کرده که این آمار در هیچ کدام از رسانه‌های داخلی منعکس نشده‌است.

آنچه که همیشه بحث اعدامها را جدی می‌کرده، خصلت پایه‌ایی بودن آن برای حکومت است که یعنی اعدام‌ها با هر اتهامی که انجام می‌گیرد ، هدف نهایی سرکوب و اختناق است و به تجربه دیده‌ایم که آمار اعدام‌ها همبستگی معنا‌داری با اوضاع داخلی و بین‌المللی دارد، به همین دلیل با توجه به شرایط حساس و بحران‌های بین‌المللی که حکومت با آن مواجه است، طبعاً وقتی توان حل آن را در بیرون ندارد، در دسترس‌ترین ابزار انتقام ، برپا کردن باز هم بیشتر طناب‌های دار و به عبارت دیگر انتقام از زندانیان و محکومان به اعدام است تا هم مشکل خود در ناتوانی مسائل بین‌المللی را کتمان کنند و هم ارعاب داخلی را که در این شرایط نیاز بیشتری بدان دارند را اعمال کنند.

از همین روست که هشدار می دهیم که هفته‌های آتی بنا به دلایل مذکور احتمال افزایش اعدام‌ها و احکام اعدام وجود داشته و ابراز نگرانی خود را از وضعیت محکومان زیر حکم اعدام ابراز داشته زیرا که آنها اولین سوژه  جبران شکست‌ها و ناتوانیهای منطقه‌ای و بین المللی استبداد دینی حاکم بر میهن‌مان هستند.
لذا از همه فعالان حقوق بشری مستقل و آزاد داخلی و بین‌المللی می‌خواهیم صدای زندانیان محکوم به اعدام باشند که در سکوت خبری اعدام نشوند.

یکشنبه ۸‌ مهر جمعی از زندانیان سیاسی زندان اراک در بیانیه‌ای که در رسانه‌ها منتشر شده‌بود، اعلام کردند که در سی‌و‌ششمین هفته کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" اعتصاب غذا خواهند کرد و از این پس همراه با این کارزار در سه‌شنبه هر هفته در اعتصاب غذا خواهند بود.
بنابراین این کارزار در ۳۶‌ امین  هفته خود با پیوستن "زندان اراک" سه‌شنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۳ در ۲۲ زندان در اعتصاب غذا خواهند بود.

زندانهای اعتصابی  کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" تا کنون شامل زندانهای زیر می‌باشند:
زندان اوین(بندزنان، بند ۴و۸)، زندان قزلحصار(واحد ۳و۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران بزرگ، زندان خرم‌آباد، زندان نظام شیراز، زندان اسد آباد اصفهان، زندان بم، زندان مشهد، زندان لاکان رشت، زندان قائمشهر، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس ، زندان خوی ، زندان نقده ، زندان سقز ، زندان بانه ، زندان مریوان ، زندان کامیاران و زندان اراک.

#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام
۱۰ مهر ۱۴۰۳

#مبارزه_ادامه_دارد

@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 « دموکراسی تۆ دەنگ مەکە » : دموکراسی خفه شو

از خواننده زن کورد: هانی مجتهدی

ترجمه: پروین اشرفی


دمکراسی تو حرف نزن و ساکت باش،
با رسانه هایت دنیا را رنگ کرده ای،
زیر کارخانه اسلحه سازهایت،
آنجا کودکی خوابیده است!

سران کشورها شما حرف نزنید و ساکت باشید،
شما دنیا را نابود کرده اید،
زیر چکمه های شما، آنجا کودکی خوابیده است!

دین داران شما حرف نزنید و ساکت باشید،
مذاهب زیادی را به مردم فروخته اید،
بین جنگ خدایان و مذاهب،
آنجا کودکی خوابیده است!

کاش پلان/ برنامه های دنیا را کودکان می نوشتند/ پیاده میکردند،
آنوقت نه اسلحه، نه دین و نه هالیود،
هیچ نقشی در آنها نداشتند!

آهای دنیا آیا خجالت نمی کشید،
انگار انسانیت مرده است،
سیاست مداران کشورها امضا نکنید، آنجا کودکی خوابیده است!

مُضحک ترین حرف دنیا گفتن از دمکراسی است،
جنگ برای قدرت و صدای انفجار بمب ها!


#هنر_متعهد
#سرمایه‌داری_میکشد
#جنگ_های_امپریالیستی_استعماری_میکشند

@collective98
🚩مارکسیسم و جنگ

اتین بالیبار

ترجمه محمدمهدی مشایخی


جنگ برای مارکسیسم دقیقاً یک مفهوم نیست، اما قطعاً یک مسئله است. در حالی که مارکسیسم نتوانست مفهومی از جنگ ابداع کند، می‌توانست آن را بازسازی کند، به این معنا که پرسش جنگ را به پروبلماتیک خود تبدیل کند و نقدی مارکسیستی از جنگ یا نظریه‌ای انتقادی درباره‌ی جنگ‌افروزی، وضعیت‌ها و فرایندهای جنگی با محتوایی کاملاً بدیع ارائه کند.

👈متن کامل

@collective98
@pecritique
#هم‌اندیشی‌ـ‌چپ
موج تازه‌ی افغانستانی‌ستیزی و تشدید فشار بر مهاجران افغانستانی -- بخش ۱

شرکت‌کنندگان: طاهره سجادی، حمیدرضا فراهانی و سعید افشار (گفت‌وگوگردان)

۲ مهر ۱۴۰۳ (۲۳ سپتامبر ۲۰۲۴)


موج تازه‌ی #نژادپرستی ضد مهاجران افغانستانی‌‌ روز‌به‌روز بیشتر اوج می‌گیرد:
-- محروم‌کردن افغانستانی‌ها از حقوق پایه‌ی انسانی؛ ممنوعیت ورود آن‌ها به برخی شهرها و حتی نفروختن نان به آن‌ها؛
-- اخراج روزانه‌ی هزاران #افغانستانی و تبلیغ دائمی مسئولان درباره‌ی ضرورت اخراج‌ها؛
-- اعلام آمار دروغ چندبرابری درباره‌ی جمعیت مهاجران افغانستانی؛
-- اظهارات بی‌پایه‌ی اعضای «خانه‌ی کارگر» درباره‌ی موقعیت‌های شغلی کارگران افغانستانی ...

این نژادپرستی که ریشه‌های عمیقی در اقتصاد سیاسی سرمایه‌داری ایرانِ کنونی دارد در سطح حاکمیت محدود نمانده. بخش‌هایی از جامعه هم با اظهارات‌ ضدافغانستانی ابعاد هراس‌انگیزی از نژادپرستی را آشکار می‌کنند.

برخی از پرسش‌ها یا موضوع‌هایی که در این گفت‌وگو با شرکت‌کنندگان در میان گذاشته شد:
 
* تاریخ‌چه‌ی مهاجران / پناهندگان افغانستانی در ایران.
* نگاه به #افغانستانی‌ستیزی برخی ایرانیان باوجود اشتراک‌های دینی، فرهنگی، زبانی و تاریخی دیرینه میان ایران و افغانستان.
* نظام‌مند بودن تبعیض علیه افغانستانی‌ها در ایران.
* تحلیل از تأثیر «دیگری‌سازی» بر روابط فردی و اجتماعی.
* تأثیر فرایند دیگری‌سازی و تفرقه‌افکنی به‌دست قدرت‌های خارجی در منطقه بر وضعیت اجتماعی و سیاسی افغانستان و نقش آن در ایجاد و تشدید بحران‌های داخلی و منطقه‌ای.
* نقش رسانه‌ها در تشدید یا کاهش افغانستانی‌ستیزی و تبعیض‌های اجتماعی در ایران.
* راه‌کارهای عملی‌ برای مقابله با این تبعیض‌ها و تغییر نگرش جامعه.

لینک یوتیوب:
https://youtu.be/1n-uKMIWm5I
‏ ‏
🚩 وخامت حال زندانی سیاسی گمنام مجید روشن‌نژاد:
نیاز فوری به رسیدگی پزشکی و محرومیت از حقوق قانونی

مجید روشن‌نژاد که با اتهام اخلال در زندان از طریق مشارکت در آتش‌سوزی در اوین به شش سال و نیم حبس محکوم شده‌است. این زندانی سیاسی در بند ۴  در تیپ ۴ محبوس است در وضعیت نامناسب و بدون رسیدگی پزشکی قرار دارد.

وی نیازمند رسیدگی پزشکی و جراحی مچ دست است اما وی با بخیه سطحی در مرداد ماه تنها یک روز در بیمارستان لقمان بستری و بدون رسیدگی تکمیل پروسه درمان به زندان برگردانده شد.

لازم به ذکر است وی از اواخر مردادماه ممنوع‌االملاقات بوده و بدون تفکیک جرایم در بند زندانیان متهم به سرقت و اقدام مسلحانه قرار دارد. و به درخواست‌های وی برای انتقال به اوین موافقت نمی‌شود. آقای روشن‌نژاد از داشتن وکیل در روند دادرسی محروم بوده‌است.

#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد

@collective98
Audio
🔺 ملت، ملیت و قوم در مصاحبەی پادکست بانگ آزاد با کامران متین

#کامران_متین
#تئوری
#ناسیونالیسم

@KurdistanProblematic
🚩 "کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در ۲۲ زندان مختلف کشور در آستانه "روز جهانی علیه اعدام" وارد ۳۷ امین هفته اعتصاب غذا شد

حکومت اعدام در ایران برای جلوگیری از اعتراضات مردمی به ماشین اعدام و کشتار خود سرعت بخشیده است.
تنها در روزهای ۱۰ و ۱۱ مهر ۳۰ تن در زندانهای مختلف کشور اعدام شده‌اند که ۳ تن از آنها زن بوده‌اند. و یک زندانی به نام "محمود دهمرده" که محکوم به اعدام بوده در زندان زابل بر اثر سکته قلبی و عدم رسیدگی پزشکی جان خود را از دست داد.
در هفته گذشته یک زندانی سیاسی به نام "حمید حسین‌نژاد حیدرانلو" توسط دادگاه انقلاب ارومیه محکوم به اعدام شد.این زندانی از فروردین ۱۴۰۲ بازداشت شده است و تحت شکنجه وادار به اعتراف اجباری شده است و بدون رعایت حداقل حق دادرسی منصفانه به اتهام "بغی" محکوم به اعدام شده و جانش در خطر است.

اکنون در آستانه "روز جهانی علیه اعدام" که توسط مجمع عمومی سازمان ملل اعلام شده است؛ شاهد شدیدترین خشونت‌ها توسط حکومت قرون وسطایی هستیم که زندانیان را در ملاء عام اعدام می‌کند و در رتبه نخست اعدام در جهان است. به طوری که از ابتدای سال ۱۴۰۳ تا کنون قریب به ۴۵۰ تن را اعدام کرده است.
این در حالی است که بسیاری از کشورهای جهان مجازات اعدام را در کشور خود لغو و یا در صدد بر چیدن آن هستند.

لذا "کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام" از نهادها و ارگانهای سیاسی ، مدنی و حقوق بشری مستقل داخلی و بین‌المللی همچنان می‌خواهد که برای نجات جان محکومان به اعدام در ایران از این کارزار حمایت کرده و جامعه جهانی را برای محاکمه و بازخواست سران این رژیم بخاطر بیش از چهار دهه جنایت علیه بشریت و کشتار و اعدام زندانیان، مجاب نمایند.

اعضای "کارزار سه‌شنبه‌‌های نه به اعدام" در ۲۲ زندان مختلف در سی‌وهفتمین هفته خود، روز سه‌شنبه، ۱۷ مهر ۱۴۰۳، در زندان‌های زیر دست به اعتصاب غذا زده‌اند:
زندان اوین(بند زنان،بند ۴و۸)، زندان قزلحصار(واحد ۳و۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران بزرگ، زندان خرم‌آباد، زندان اراک، زندان اسد آباد اصفهان، زندان نظام شیراز ،زندان بم ، زندان مشهد ، زندان لاکان رشت(بند زنان و مردان)، زندان قائمشهر،زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده ، زندان سقز ، زندان بانه ، زندان مریوان ، زندان کامیاران .

#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

۱۷ مهر ۱۴۰۳

@collective98
🚩 جان محمد تقوی محبوس در بند ۲۰۹ زندان اوین به خاطر اعتصاب غذا و عدم رسیدگی پزشکی در خطر است.

زندانی سیاسی #محمد_تقوی که از روز ۱۱ تیر ۱۴۰۳، در بند ۲۰۹ اوین به سر می‌برد، با خواسته انتقال به بند عمومی و در اعتراض به شکنجه شدید هم سلولی خود و پرونده‌سازی علیه خود و هم پرونده‌ای هایش بیش از یک ماه است که در اعتصاب غذا است.

به گزارش یک منبع مطلع، روز یکشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۳، زندانی سیاسی محمد تقوی با جسمی نحیف برای شرکت در دادگاه، از بند ۲۰۹ اوین به دادگاه منتقل شد. به گفته همین منبع او به قدری نحیف شده بود که اطرافیان از دیدن او حیرت کردند.
وی چهار ماه پیش از بند عمومی به بند ۲۰۹ به دستور قاضی ایمان افشاری منتقل شد تا مورد آزار و اذیت و شکنجه برای اعتراف گیری اجباری قرار گیرد.
وی با دو زندانی دیگر از جمله یک زندانی افغانستانی هم سلول است که به شدت شکنجه شده و در وضعیتی وخیمی قرار دارد. یک علت دیگر اعتصاب غذای او اعتراض به شکنجه این فرد است.

لازم به ذکر است که جلسه رسیدگی به پرونده زندانی سیاسی سیدمحمد تقوی در یک پرونده مشترک با شش زندانی سیاسی دیگر از جمله برادرش مجتبی تقوی و بابک علیپور، وحید بنی عامریان، پویا قبادی، علی اکبردانشورکار، ابوالحسن منتظر در روز یکشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۳، برگزار شد اما وی در دادگاه شرکت نکرد و دادگاه را غیرقانونی و شرایط بازداشت و نگهداری خود در بند امنیتی را غیرانسانی دانست و حاضر نشد صورتجلسه دادگاه را امضا کند. وی و چهار زندانی دیگر در این پرونده به اتهام بغی با کیفرخواست اعدام روبرو هستند.

این زندانی سیاسی در دهه شصت چهار سال در زندان بود و طی چند سال گذشته چندین بار بازداشت شده‌است.

@collective98
🚩 چرا خواهرم کوثر دهبان‌زاده را دستگیر کرده‌اند
نامه زندانی سیاسی میثم دهبان‌زاده در رابطه با دستگیری خواهرش کوثر

در شهر و خانواده‌ایی مذهبی_سنتی به دنیا آمدیم و رشد کردیم، تماماً تحت آموزش و تربیت خانواده‌ای که بیش از ده‌ نفر آنها پیوسته در جبهه بودند و اغلب جانباخته و پرپر شده همان جنگ شده بودند.

از کودکی و نوجوانی یاد گرفتیم که غیرتی و متعصب باشیم از نوع "ناموس پرستی" که نکند تارِ مویی از آنها بیرون باشد و یا زبانم لال از مدرسه تا خانه را تنها بیایند ...چرا که ما خانواده شهیدیم!!
وقتی تصویر "آقا" از تلویزیون پخش می‌شد اگر صلوات نمی‌فرستادیم گناه‌کار و اگر سوال خارج از عرفی می‌پرسیدیم و یا حرفی "آنچنانی" می‌زدیم، اخطارهای فوری از نزدیکترین کسان خود دریافت می‌کردیم که همراه بود با تهدید و تحقیر و تخفیف و...!!

در عین حال، شب‌هایی بود که چیزی برای خوردن نداشتیم ، حتی لقمه‌ی نان !!
زیر سقف آسمان با شکم گرسنه در منزل سرایداری "عکس در ماه" را ستایش می‌کردیم.

آرزویمان جان دادن برای همین "نظام مقدس" بود ، با پاهای برهنه که بعضا تا مغز و استخوان بریده می‌شد ، گریه و زاریمان برای بچه‌های مظلوم فلسطین بود و از خدا نه یک جفت دمپایی که سلامتی و صحت " آقا" را طلب می‌کردیم.
با دیدن اقوام سپاهی ( دایی و عمو و...) به خود می‌بالیدیم ، به ویژه وقتی می‌دانستیم برای جنگ با "ضد انقلاب" به ماموریت رفته‌اند و آرزو می‌کردیم که هر چه زودتر بزرگ شده مثل آنها، در روزهای سخت از مردم و امنیت کشورمان دفاع کنیم!!

برای نماز به مسجد می‌رفتیم، بر روی فرش‌های نرم که مثل موکت‌های زبر خانه‌یمان، زانوهایمان را نمی‌خراشید و بخاری‌های آن بر خلاف علاءالدین خانه‌یمان ، بجای گاز‌های خفه کننده و بوی دود ، گرما تولید می‌کرد ؛ شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه سر می‌دادیم!!

باری... گذشت. و خود وارد جامعه شدیم ، در کمال حیرت و درد ، دیدیم که همه چیز دروغ بود و خنجری از فریب در پشتمان فرو رفته... به ویژه در دی ماه ۹۶ شاهد کسانی بودیم که در خیابان‌ها برای اعتراض آماده بودند. آنها هم جوانانی امثال من بودند ، یعنی همان "ضد انقلاب‌هایی" که خویشان من هم در ردیف "سپاهیان انقلاب" برای کشتن آنها می‌رفتند.

وقتی از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده و به موج بیکاران و "زیر خط فقرهای تحصیل کرده" پیوستم تازه با شرایط فاجعه بار اجتماعی مردمان آشنا شده و مثل همه جوانان در صدد اعتراص به شرایط موجود و استیفای حقوق پایمال شده خود برآمدم ، فلذا در زمره "ضد انقلاب‌هایی" در آمدم که جزء سرپناهی ، شغلی شرافتمندانه و یا ذره‌ای کرامت ، حقوق انسانی و آزادی‌هایشان چیز دیگری نمی‌خواستند و تنها به همین جرم در خیابانها و خانه‌هایشان آماج گلوله‌ها قرار می‌گرفتند و یا بر چوبه‌های دار حلق اویز شده و در زندان‌ها مورد شدیدترین بی‌رحمی‌ها قرار می‌گرفتند...

حال پس از آنها ، در سال ۱۳۹۹ نوبت من شد که سوژه وحشیگری‌ها  و جنایات این خدا‌نشناسان "ولایی" قرار گیرم.

از این که امثال من در چنان محیطی به یک مخالف سیاسی ، ضد ولایت فقیه و به قول خودشان "ضد انقلاب" مبدل شده بودم ، بسیار کینه به دل گرفته و انتقام می‌گرفتند.مستقیم یا غیرمستقیم خانواده‌ام (پدر ، مادر ، خواهرم کوثر) را تحت فشار قرار می‌دادند و از هیچ رذالت و فشاری کوتاهی نکردند.چه در مورد خودم در زندان‌های ( اوین ، مرکزی یاسوج، گوهردشت ، تهران بزرگ و قزلحصار) و یا انفرادی و تبعید و ... و چه در مورد خانواده‌ام که در تازه‌ترین مورد اقدام به دستگیری خواهرم ( کوثر) کرده‌اند و برای ارعاب و فشار بیشتر بر من و خانواده‌ام او را دستگیر و مستقیم به دخمه‌های انفرادی زندان شیراز برده‌اند در حالی که جز علاقه‌اش به من (علاقه هر خواهر به برادرش)  هیچ جرم دیگری ندارد و جز نترسیدن در پیگیری کارهای قضائی من هیچ " خلاف شرعی" را مرتکب نشده.

فشارهای این جانیان اطلاعاتی پیش‌تر منجر به دوبار سکته مادرم شد و حال با دستگیری کوثر (جگر گوشه‌مان و از قضا کمک کار خانواده در تهیه داروهای مادرم ) به حمله قلبی دیگری رسیده. البته از این جانیان هر جنایتی بر‌ می‌‌آید و درست به همین دلیل هم بدون هیچ اطلاعی و در بی‌خبری کامل او را به سلول‌های انفرادی منتقل کرده تا هر بلایی که می‌خواهند بر سر او بیاورند و وادارش کنند که آنچه می‌خواهند را اعتراف کند ولی این وحوش اطلاعاتی هم می‌دانند که جز اعتراف به این که خواهر من است از او چیزی نخواهند شنید. اگر چه نوید افکاری را هم فراموش نکرده‌ایم که در همان جا و با وجود بی‌گناهی مظلومانه بر چوبه دار به‌شهادت رساندند.

حال از همه وجدانهای بیدار می‌خواهم که صدای خواهرم ( کوثر دهبانزاده) باشند.
هرچند من و خواهرم ، از همه جگرگوشگانِ میهنمان که آنها هم بی‌هیچ گناهی به شهادت رسیدند ، عزیزتر نیستیم.

زندانی سیاسی میثم دهبان‌زاده
مهر ۱۴۰۳ زندان قزلحصار

@collective98
🚩 مارکس و فمینیسم

سیلویا فدریچی

ترجمه آنیشا اسداللهی

نقد اقتصاد سیاسی


در این نوشته بر جنبه‌های فمینیسم و جنسیت در نظریه‌ی مارکس تمرکز شده است. روش‌شناسی مارکس ابزارها و مقولاتی منطقی را در اختیار ما گذاشته تا بتوانیم همزمان به جنسیت و طبقه، فمینیسم و ضدیت با سرمایه‌داری بیندیشیم. با این حال، ادای سهم او در این زمینه غیرمستقیم است، زیرا مارکس هرگز نظریه‌ی جنسیت را تکامل نبخشید. لحاظ کردن نقش کار بازتولیدی، کار بردگی، کار مهاجر، کار در جنوب جهانی و بیکاران در تحلیل انتقادی سرمایه‌داری و تقسیم کار آن اهمیت به‌سزایی دارد. کار بازتولیدی وسیع‌ترین شکل فعالیت در این کره‌ی خاکی است و زمینه‌ی اصلی تقسیمات درون طبقه‌ی کارگر به حساب می‌آید.

در دهه‌ی 1970 میلادی، برخی فمینیست‌ها مارکسی متفاوت را کشف کردند؛ آن‌ها در جست‌و‌جوی نظریه‌ای بودند که بتواند ریشه‌های ستم بر زنان را از دیدگاه طبقاتی توضیح دهد.

نتیجه یک انقلاب نظری بود که مارکسیسم و فمینیسم هردو را متحول کرده است. با درک نقش محوری کار بدون مزد زنان در خانه با هدف تولید نیروی کار، این تنها کار خانگی نبود که بازتعریف شد، بلکه ماهیت خود سرمایه‌داری و مبارزه با آن نیز تعریف تازه‌ای یافت. این موضع به این معنا بود که مارکس را وارونه کنیم تا اهمیت کارش برای فمینیسم را نشان دهیم.

متن کامل را در وبسایت نقد اقتصاد سیاسی بخوانید:

https://pecritique.com/2023/07/26/%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B3-%D9%88-%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%81%D8%AF%D8%B1%DB%8C%DA%86%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87/

@collective98