کلکتیو ۹۸
2.55K subscribers
3.1K photos
2.2K videos
118 files
745 links
کلکتیو چپ، مستقل، فمینیست و انترناسیونالیست

ایمیل:
collective98@riseup.net

اینستاگرام:
www.instagram.com/collectif98

دربارۀ ما:
https://t.me/Collective98/27
Download Telegram
🚩 به بهانه سالگرد مرگ (یا قتل؟) صمد بهرنگی، معلم مبارزی که فرزاد کمانگر راهش را ادامه داد

صمد بهرنگی، آموزگار، منتقد اجتماعی، داستان‌نویس، مترجم و پژوهش‌گر آذربایجانی، یکی از چهره‌های انقلابی و بی‌باک در تاریخ معاصر ایران بود که با قلم تیز و اندیشه‌ شوریده‌اش، به مبارزه علیه ظلم و ستم برخاست. او در دل مردمانی زیست که زیر چرخ‌دنده‌های فقر و استثمار  و ستم طبقاتی خرد می‌شدند و با وجود همه‌ی موانع، تصمیم گرفت به آنان صدایی ببخشد که از اعماق درد و رنج برخاسته بود. بهرنگی در آثارش به بازنمایی واقعیت‌های تلخ زندگی مردم عادی پرداخت و با زبانی ساده اما پرشور، از بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌هایی گفت که جان و روح جامعه را زخمی کرده بودند. داستان «ماهی سیاه کوچولو» او، نه تنها یک قصه‌ برای کودکان، بلکه بیانیه‌ای سیاسی علیه جمود فکری و استبداد شاهنشاهی بود، قصه‌ای از تمرد، آزادی‌خواهی و شکستن زنجیرهایی که ذهن و جسم را در بند کرده بود.

اما مبارزات #صمد_بهرنگی تنها در صفحات کتاب‌هایش خلاصه نمی‌شد. او در کلاس‌های درس روستاهای آذربایجان، به‌سان انقلابی‌ای بی‌سلاح، اما با کوله‌باری از عشق به مردم، به کودکان یاد می‌داد که چگونه فراتر از مرزهای تحمیلی قدرت‌مداران بیندیشند، درست به مانند کاری که #فرزاد_کمانگر در کلاس‌های درس کردستان بعدها کرد. این معلم کورد بارها در نوشته‌هایش اشاره کرده که بر راه صمد بهرنگی گام نهاده و همان مسیر را ادامه میدهد، و دست آخر توسط دیکتاتوری جمهوری سالامی به همین خاطر به دار آویخته شد.

صمد بهرنگی  در میان آن‌ها بذر آگاهی و مقاومت می‌کاشت، و با هر کلمه و هر درسی که می‌داد، به نبرد با جهالت و بی‌عدالتی می‌رفت. در اوج درگیری‌های بهرنگی با «کمیته ملی پیکار با بیسوادی» و ساواک، که بر سر کتاب الفبای ترکی‌ای که او برای آموزش کودکان آذربایجان تدوین کرده بود، جریان داشت، صمد به‌طور ویژه زیر نظر نیروهای امنیتی قرار گرفت. ماه پس از انتشار «ماهی سیاه کوچولو» و در میان این فشارها، او بارها توسط ساواک بازجویی شد. این مبارز بی‌وقفه که تنها سلاحش قلم و عشق به مردم بود، سرانجام در یکی از روزهای غم‌بار ناپدید شد.

چند روز پس از ناپدید شدنش، جسد بی‌جان او را در رودخانه‌ی ارس پیدا کردند، در چنین روزی ۹ شهریور، در سال ۱۳۴۷؛ رودی که همچون سرنوشت ملت‌ها، گواهی خاموش بر تراژدی‌های بی‌شمار بود. مرگ صمد بهرنگی از همان ابتدا با ابهامات و شایعات فراوانی همراه شد. بسیاری بر این باور بودند که او نه در یک حادثه، بلکه به دست نیروهای امنیتی حکومت، که از نفوذ و تأثیر او در میان مردم هراس داشتند، به قتل رسیده است. همزمان با پیدا شدن جسد او، خانه‌اش نیز توسط مأموران ساواک به‌هم ریخته شد، تا این شبهه بیشتر قوت بگیرد که مرگ او تصادفی نبوده است.

حقیقت این مرگ هرچه باشد، برای بسیاری از مردم، بهرنگی به شهیدی تبدیل شد که خونش همچون جوهر قرمز در تاریخ مبارزات مردمی جاری است. مرگ او خاموشی نبود، بلکه آتشی بود که در قلب‌ها شعله‌ور شد و به نسل‌های بعدی الهام بخشید تا در برابر ظلم و استبداد شیخ و شاه ایستادگی کنند. صمد بهرنگی، اگرچه به ظاهر از میان ما رفت، اما آرمان‌هایش در داستان‌هایش زنده است و همچنان در کنار رود ارس، صدای ماهی سیاه کوچولو شنیده می‌شود؛ صدایی که هنوز هم نوید آزادی و رهایی را می‌دهد.

@collective98
رضا شهابی، حسن سعیدی و کیوان مهتدی امروز یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۳ از زندان اوین آزاد شدند. آنها از اردیبهشت ۱۴۰۱ در جریان سرکوب گسترده فعالان کارگری در زندان حبس شده بودند.

به امید آزادی همه زندانیان و الغای همه زندان ها !

@collective98
🚩 درباره‌ی برخی دلالت‌های رشد جهانیِ مهاجرستیزی

به‌بهانه‌ی تشدید فشارها بر مهاجران افغانستانی در ایران و آلمان


نیما صبوری

کارگاه دیالکتیک | شهریور ۱۴۰۳


مهاجرت در اغلب موارد نام رسمی‌تر و به‌همین‌سان بی‌خطرتری برای نامیدن پدیده‌ی آوارگی و گریز اجباری‌ست. مهاجرتِ اجباریْ آوارگی‌ست، حتی زمانی که دلایل آن صرفا جستجوی امکان بهتر برای تامین معیشت و چشم‌انداز امن‌تر برای زندگی آینده باشد. پناهجویانْ مهاجرینی هستند که‌ راه آسان‌تری برای این گریز اجباری پیدا نکرده‌اند و به‌همین گناه، در قعر هرم مهاجران اجباری جای دارند. پناهجویان و مهاجران‌ اجباری (با تفکیک صوری) گروهی از بی‌دفاع‌ترین انسان‌ها در جوامع میزبان هستند که در عین سودرسانی به چرخه‌ی کار ارزان (بیگاری) در جوامع‌ میزبان و/یا تامین نسل آتی کارگران ارزان و مالیات‌دهندگان در این جوامع (خصوصا در جوامع غربی)، در مواقع لازم ابژه‌هایی سهل‌الوصول برای دولت‌های مربوطه‌اند تا تنش‌ها و بحران‌های برآمده از سیاست داخلی‌شان را مدیریت و بازتنظیم کنند. مشخصا از این‌طریق که این‌ دولت‌ها، در مواجهه با تجمیع این تنش‌ها، مشکلات اقتصادی و اجتماعی ساختاری را به نفس حضور مهاجران (معمولا بی‌پناه‌ترینِ آنها) نسبت می‌دهند و بدین ترتیب، نارضایتی و خشم توده‌های فرودست را به سوی این گروه «بیگانه» کانالیزه می‌کنند. کانالیزه‌کردن دولتیِ نارضایتی و خشمِ عمومی به‌سوی پناهندگان و «خارجی‌ها» نه‌فقط سوپاپ اطمینانی برای تنفس حاکمان است، بلکه بازتولید ناسیونالیسم را که از ارکان ایدئولوژیک دولت‌های سرمایه‌داری‌ست تسهیل می‌کند.

خارجی‌ستیزی در زمانه‌ی ما پدیده‌ای حادث و موقتی نیست، بلکه ثمره‌ی ساختاری مناسبات دورانی‌ست که بحران‌ها و نابرابری‌های فزآینده ابعادی جهانی و کیفیتی مزمن یافته‌اند. دورانی که از یک‌سو رنج و دهشت آوارگی را بر بسیاری از مردمان جنوب جهانی تحمیل کرده است؛ و از سوی دیگر، همزمان، مرزهای ملی را با دیوارهای ناسیونالیستی مستحکم کرده است. دورانی که ستم و استثمار و نابرابریْ جهانی شده‌اند، اما انبوه ستمدیدگان به‌میانجی ناامن‌سازی نولیبرالیِ حیات اجتماعی، ایدئولوژی‌ها، مرزهای ملی و سازوکارهای مهندسی اجتماعی و تحکیم سلسله‌مراتب تبعیض (از جانب دولت‌ها) پراکنده‌تر و گسیخته‌تر از همیشه شده‌اند. خارجی‌ستیزی دست‌مایه‌ای سهل‌الوصول برای دولت‌ها درجهت حفظ این پراکندگی‌ها و پنهان‌سازی سازوکارهای اصلی ستم و نابرابری‌ست، که هر دوی آنها تداوم سیادت دولت و مناسبات مسلط را تضمین می‌کنند. بر همین اساس، توسل دولت‌ها به خارجی‌‌ستیزی/پناهنده‌ستیزی نه‌فقط امری حادث نیست، بلکه مختص انواع خاصی از دولت‌ و جغرافیای سیاسی هم نیست. هم دولت‌های قدرتمند و هم دولت‌های پیرامونی به فراخور شرایط داخلی (و خارجی) و نیازهای‌شان به این حربه متوسل می‌شوند. اکنون برای مثال، بیش از هر زمانی می‌توان دید که چگونه نحوه‌ی مواجهه‌ی دولت‌ لیبرال-دموکرات آلمان با پناهندگان افغانستانی تفاوتی ماهوی با برخورد شووینیستی دیرین دولت خودکامه‌ی ایران با مهاجران افغانستانی (که اخیرا ابعاد موحش‌تری یافته) ندارد.

از این نظر، در عصر ما «خارجی‌»ها و خصوصا پناهندگان/پناهجویان همان نقش بلاگردانی را برای دولت‌ها ایفا می‌کنند که زمانی دراز با نام یهودیان پیوند داشت. پناهجویان و آوارگانْ یهودیان زمانه‌ی ما هستند؛ زمانه‌ای که اگرچه همچنان بر پایه‌ی استثمار بی‌امانِ انسان و طبیعت استوار است، اما هزینه‌های انسانیِ بازتولید شالوده‌هایش سنگین‌تر شده‌اند؛ ازجمله با آواره‌سازیِ نظام‌مند بخشی از انسان‌های جنوب جهانی و سپس انسانیت‌زُدایی از آوارگان در قالب «بازندگان».

حقوق پناهندگان به‌مثابه شهروندان درجه‌ی سه یا به‌واقع «ناشهروندان» همواره از شکننده‌ترین حقوقِ قانون بورژوایی بوده است و لذا همزمان شاخصی برای تشخیص درجه‌ی فعلیت‌یابی تناقضات درونی دولت‌های بورژوایی. با این حال، در سال‌های اخیر به‌موازات تشدید بحران‌های جهان سرمایه‌داری و چرخش فراگیر به‌سوی راست‌گرایی افراطی، حقوق پناهندگان‌ بیش از هر زمانی در معرض تعدی دولت‌ها قرار گرفته است. البته دولت‌ها به‌مدد سازوکارهای مهندسی اجتماعی با دست‌کاری رویدادها و افکار عمومی، چنین تعدیاتی را در پوشش خواست عمومی جامعه و منافع جامعه پیش می‌برند، یعنی در پشت ارتجاعی‌ترین نگرش‌هایی سنگر می‌گیرند که از قضا در اثر سیاست‌های متناقض خود دولت نزد بخشی از توده‌ها برانگیخته شده‌اند. برای مثال، اکنون دولت ائتلافی آلمان با سهولتی خیره‌کننده اجرای رسمی سیاست‌هایی را در پیش گرفته است که حزب نئوفاشیستی آ. اف.د. (آلترناتیو برای آلمان)، که عروج سیاسی‌اش مدیون طرح شعارهایی در این‌جهت بوده، دیرزمانی رویای تحقق آنها را داشته است.

https://tinyurl.com/2nsxd3m4

@kdialectic
@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 پدر شریفه برای کار و معاش به شهرهای دور از ما سفر میکرد، در نامه‌هایش گاهی شعر مینوشت، حالا هم شریفه را در زندان نگه داشته‌اند از ما دور است، من یکی از آن شعرها را برای شریفه می‌خوانم...

غزل خوانی مادر #شریفه_محمدی در فراق دخترش

#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#زندان_لاکان_رشت
#شریفە_محمدی
#جای_فعالین_کارگری_زندان_نیست

@collective98
🚩 نوشته‌‌ای از سعید شیرزاد زندانی سیاسی سابق برای ششمین سالروز اعدام سە فعال سیاسی کرد:
زانیار مرادی، لقمان مرادی و رامین حسین‌پناهی


شش سال شد؛ شش سال از تلخترین روز زندگی ام که تلخی اش تا به همیشه همچو آتشی در وجودم خواهد ماند. از چهارشنبه ۱۴ تا شنبه ۱۷ شهریور و اینکه در آن سه روز لعنتی بر ما چه گذشت را هرگز نتوان بر کاغذ نوشت، چرا که از طرفی ترس و نگرانی و از طرفی دیگر دلخوش به اینکه اتفاقی نخواهد افتاد. ولی چیدن پازل ها کنار یکدیگر چیز دیگری را نشان می داد که نمی خواستیم بپذیریم و تنها کسی که در همان ساعات اولیه پذیرفت اتفاق شومی در پیش است حمزه بود که به واسطه تجربۀ اعدام برادرانش (محمدعلی و جعفر) و شرایط مشابهی که در آن قرار گرفته بود می دانست و ما نمی خواستیم بپذیریم که قرار است رخت عزای دیگری بر تن کوردستان بپوشانند و نامتان تا ابد با اشک و خون پیوند خورد و همچو فرزاد عزیز و همیشه رفیق شوید.
ساعت یک ربع به دو بود که تو را به جوخۀ مرگ فراخواندند و ناخواسته و برای اولین و آخرین بار با نگرانی به تو گفتم به کجا میروی و سر برگرداندی و با لبخند گفتی چیزی نیست میروم به مادر تلفن بزنم چرا که روز قبلش رئیس زندان تو را خواسته بود و گفته بود فردایش به تو تلفن می دهد که به مادر زنگ بزنی و آن روز صبح که برای پیگیری به دفتر مدیریت رفتی، گفتند ظهر صدایت میکنند و ظهر که شد و با آن لبخند زیبا و دردآورت که تا ابد وجودم را به آتشی کشید که حتی گریستن در آغوش دایکه و دیده هم آرامم نمیکند، رفتی و دیگر برنگشتی؛ و شاید به فاصلۀ ده دقیقه لقمان را خواستند و کاش چشم هایم کور میشد و پاهایم پودر میشد و سراغش نمی رفتم که رفتم و این درد تا به آخرین نفس همراهم خواهد بود، که چرا باید برای به قتلگاه فرستادن بیدارش میکردم؛
ولی صدایش کردم و چند لحظه ای نگذشته بود که با هشدار بچه ها مبنی بر اینکه زانیار و لقمان هیچوقت در این ده سال با هم به نگهبانی نمی رفتند استرس وجودم را فرا گرفت و به دنبال لقمان رفتم. ولی او که همیشه با وسواس خاصی پس از خواب نیم ساعتی شست و شوی دست و صورت و برخاستنش از خواب طول می کشید این بار در کمتر از چند دقیقه رفته بود و وقتی به نگهبانی رفتم گفتند که او رفته است و پس از آنکه فهمیدیم تلفن های بند را نیز قطع کرده اند، باز ما را از دلخوشی برگشتنشان جدا نکرد و فقط حمزه بود که می دانست حادثه تلخی در انتظار است؛ و هر جور بود در بی خوابی و بی تابی پنجشنبه و جمعه اش به شنبه ای رسید که به خاطر تعطیلی زندان نمی شد کاری کرد و شنبه صبح به نگهبانی رفتم که به مدیریت زندان احضار شدم و اینکه منکر می شد و می گفت نهادهای امنیتی بچه ها را از بند برده اند و وقتی با این گفته اش خوشحال شدم که در اوین اعدام نمی کنند، و در آخرین نگاه و کلام زانیار رها شدم که گفتم: «بو کو اچین کاکه گیان» (کجا میری برادرجان)، خندیدی و گفتی: «شتی نیه اچم تلفون بیکم بو دایکم» (چیزی نیست میروم به مادر تلفن کنم)

مگر می شود در خود نبرید، وقتی که پس از ترور پدر هم نتوانستند امید را از تو بگیرند؛ وقتی که شانه هایم در آن چند روز برای اولین و آخرین بار با «دایه گیان» نجم الدین همراه گریه هایت بود، برای پدری که سال ها مرگ از او گریزان بود و به کمینش نشسته بود، و نوشتی که حتی از سنگ قبرش هم در هراسند و پس از آن می گفتید حال که کاک اقبال را کشته اند شما را هم می کشند و اینگونه نیز شد، ولی آنقدر قوی بودی که به مادر نوشتی خواهرت را آنگونه بزرگ کند که حتی از قاتلین پدر کینه ای به دل نگیرد و ببخشد؛ ولی من هرگز نمیتوانم کاکه گیان، که نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم.

سعید شیرزاد



🔻 زانیار مرادی، لقمان مرادی و رامین حسین پناهی در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ توسط جمهوری اسلامی ایران در زندان اوین تهران اعدام شدند.

این سه زندانی سیاسی کُرد در دوران بازداشت تحت شکنجههای شدید قرار گرفتند و در یک دادگاه ناعادلانه به اعدام محکوم شدند. حکم آنها بدون اطلاع خانواده و وکلا اجرا شد، پیکرهایشان به خانواده تحویل داده نشد و محل دفنشان همچنان نامشخص است.

پس از اعلام خبر اعدام رامین، لقمان و زانیار که همزمان با حمله موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مقر احزاب اپوزیسیون کُرد در خاک اقلیم کردستان بود، مردم در بسیاری از شهرهای کردستان دست به اعتصاب سراسری زدند و کسب و کارشان را تعطیل کردند.

@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 تظاهرات اعتراضی در #برلین علیه حمایت آلمان از جنایت های آپارتاید اسرائیل به دنبال کشاندن دامنه نسل‌کشی فلسطینیان به کرانه باختری و قتل عام های روزهای اخیر در این منطقه

مردم شعار میدهند: #فلسطین آزاد خواهد شد

@collective98
🟣‌ جان‌باختن سارا دلدار، زندانی سیاسی سابق در زندان لاکان رشت در پی عفونت ناشی از ساچمه


سارا دلدار، از بازداشت‌شدگان قیام ژینا و‌ زندانی سیاسی سابق در زندان لاکان رشت، به‌دلیل کمک به معترضان مجروح در خلال قیام، بازداشت و به حبس محکوم شد. او به دلیل عفونت ناشی از ساچمه‌های فراوان در تن خود، جان خود را از دست داد.

سارا دلدار در آخرین پست اینستاگرام خود که در بیمارستان بستری است، شرح کاملی از وضعیت خود داده بود:

«اول مرداد هزار و چهارصد و سه

فردا روزی که یکسال پیش از دادگاه مستقیم به #زندان_لاکان_رشت برده شدم هیچ حس و درد و ترسی نداشتم یا حتی نگفتم با خودم کاش این کارو نمیکردم. چون من کاری نکردم جز اینکه زخمی‌ها رو نجات دادم و جراحی کردیم و سکوت نکردم در برابر وجدانم و و‌جز قلمی که جز راستی هیچ ننوشت.

روزها گذشت داخل زندان و تا حکم‌ام اومد: دو تا حکم یک سال و سه ماه و ده روز و شش ماه و خورده‌ای. موندم و ازادی مشروطم اومد. این مدت هر چقدر هر ثانیه چه چیزایی گذشت و بگم بازم کمه.

از بهداشت، از دعواها از سرما از گرما از اینکه آرزوت باشه ماه و آسمون رو ببینی ولی خب همه این چیزا و صد برابرش برای وطن کمه.

وقتی که اومدم به هیچ کس نگفتم، تا استقبالم نیان تا هیچ گلی نیارن، وقتی ازادی هیچ معنی نداشت.

روزها گذشت. هم‌اش فکر و ذهنم زندان بود… پیش دخترایی که کمکشون کردم و ترک کردن. پیش اینکه وای دعوا نشه وای برف نیاد سردشون میشه…

حتی غذاهایی که هوس کرده بودم و برام درست میکردن نمیخوردم تا اینکه گفتم اینجوری نمیشه… باید بلند شم مثل همیشه رفتم سرکار. خودم از صبح تا شب درگیر کردم تا برسم خونه بخوابم و فکری نکنم همه رو محل کار خندوندم و انرژی دادم تا اینکه کم کم مریض شدم. پیگیری کردم، دکتر رفتم تا اینکه هر روز بدتر عفونت…

و هنوز از دومین ماه که زندان بودم پریود شدم، دیگه عادت ماهیانه نشدم. تو زندان فشار عصبی گرفتم و بعد مشکلای دیگه… گفتم شایدچون من کبدم مشکل داشت این عفونت‌ها رو گرفتم. یه هفته بیمارستان خوابیدم. دیگه ادم قبل نبودم، ضعیف ضعیف شدم، کم‌خونی شدید و بزرگ شدن طحال و کلیه و تخمدان… بعد دیدم بچه‌هایی که از زندان اومدن خیلیاشون بیماری زمینه‌ای گرفتن
ولی با تمام این رنج‌ها و دردها ساچمه‌‌های تو بدنم و سرم هر لحظه، ناخوداگاه میبینم خیابون پر از صدای تیر و خون، رژه میرن تو ذهنم و جز مشت کردن ناخن داخل گوشتم هیچ تسلی نیست
ولی باز هم با تمام وجود به تمام شیر زنان سرزمینم افتخار میکنم و روحم پیش خواهرای تو بند که تمام رنجاشونو دیدم و باهاشون زندگی کردم …
#زن_زندگی_آزادی »


#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری


@bidarzani
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩 جمعی از فعالان سنندج یاد زندانی سیاسی اعدامی کُرد، رامین حسین‌پناهی را،
در سالگرد شهادت او در کوه آبیدر این شهر گرامی داشتند

پارچه نوشته:
نامیرا هستند آنان که در دل ملتشان زنده اند
#ژن_ژیان_ئازادی

#علیه_اعدام
#جمهوری_کشتار

@collective98
🚩 وزیر کشور نظام : حتما بخشی از مرزها باید دیوارکشی شود/ انسداد مرزها باید یکپارچه انجام شود

🔹️کنترل مرزها و انسداد مرزها مثل چهاردیواری خانه است که به مردم احساس امنیت و آرامش می دهد و از خیلی از ناامنی ها و تهدیدها جلوگیری می کند.
🔹️با توجه به تکلیفی که شده کنترل مرزها و انسداد مرزها باید تسریع یابد و امیدواریم منابع لازم برای این تکلیف پیش بینی شود.
🔹️نیروهای مسلح این کار را شروع کرده اند ولی باید یکپارچه شود و عبور و مرور تهدید سخت شود.
🔹️بخشی از انسداد مرزها در قالب دیوارکشی، بخشی از طرق کانال و سیم خاردار و ..... انجام خواهد شد.

🔻مدرسه_رهایی : اول تا جا دارد از مردم آواره و جنگ‌زده افغانستان در لشگرهای جهادی استفاده می‌کنند بعد همسو با روسیه و آمریکا دو دستی افغانستان را دو دستی تقدیم طالبان می‌کنند  بعد که آوارگان افزایش یافت تا جا دارد سرمایه‌داری وابسته از نیروی کار ارزانی افغانستانی بهره‌کشی می‌کنند بعد تازه یادشان می‌افتد که کشور ظرفیت این همه مهاجر را ندارد.

🔻برای سرکوب مهاجرین ابتدا از طریق رسانه‌های فاشیستی داخل و خارج در مورد خطر افغانستانی‌ها داستان سرایی می‌کنند وقتی با دروغ و دغل جمعیت آنها را ده و بیست میلیون برآورد کردند به جای پاسخگویی به خاطر ناکارآمدی خود تمام علل مشکلات را به گردن مهاجران می‌اندازند و بعد اینگونه زمینه اخراج و سرکوب را فراهم می‌کنند.

🔻 نظرات فاشیستی برخی کاربران قابل توجه است کشوری که خود به خاطر فرار از وضعیت موجود، میلیون‌ها نفر از آن مهاجرت کرده‌اند در مهاجرستیزی دست فاشیست‌های جهانی را از دست بسته‌اند طرف خودش پناهده در آن سوی دنیاست از اخراج مهاجران در ایران حمایت می‌کند. این است ویژگی فاشیست متوهم ایرانی.


@edalatxah
@collective98
🚩 تداوم سی‌وسومین هفته کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام"  اعتصاب غذای جمعی از زندانیان در ۲۱ زندان کشور

🔻در آستانه دومین سالگرد اعتراضات ۱۴۰۱ ، قتل ژینا امینی شاهد تشدید خشونت در جامعه توسط نیروهای سرکوبگر حکومت هستیم که طبق اخبار منتشر شده در رسانه‌های مختلف در شهریور ماه چندین نفر زیر شکنجه در زندان‌ها توسط نیروهای امنیتی حکومت به قتل رسیده‌اند و دست‌کم در همین ماه ۲۹ نفر اعدام شدند.
ادامه این سرکوب‌ها در آمار دستگیری ده‌ها و صدها نفر از فعالان سیاسی در شهریور ماه، عیان بوده‌ که اکثر این دستگیری‌ها در کردستان و بلوچستان انجام شده‌است.

🔻با گرامیداشت ششمین سالگرد سه هموطن کُرد (رامین حسین‌پناهی، لقمان مرادی و زانیار مرادی)که توسط حکومت اعدامی، درسال۱۳۹۷ حلق‌آویز شدند و پیکر آنها هیچ وقت به خانواده تحویل داده نشد. آنها نیز مانند صدها قربانی شامل ناپدیدسازی قهری شدند رویه‌ای غیرانسانی که حکومت سالها است برای زجر و شکنجه خانواده‌های اعدام‌شدگان انجام می‌دهد. این اقدام سرکوبگرانه در گزارش اخیر آقای جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سابق سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران ،با عنوان«جنایت سبعانه» اشاره شده‌است که در آن به اعدام‌ها و ناپدید سازی قهری قربانیان دهه‌ شصت و سال ۶۷  می‌پردازد گزارشی که راه را برای حسابرسی و محاکمه آمران و عاملان این جنایات باز می‌کند.

🔻تمام این اقدامات سرکوبگران توسط حکومت به دلیل ناتوانی در پاسخگویی به معضلات جامعه و ساختار فاسد و غیرقابل اصلاح است تا سدی در برابر  اعتراضات مردمی و قیام باشد؛ اما اعتراضات کارگران، بازنشستگان، پرستاران، معلمان، زنان و دانشجویان  و... روز به روز ادامه دارد و با شعارهای علیه اعدام با زندانیان محکوم به اعدام و کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام  همراهی و مقاومت می‌کنند.

🔻در مقابل حکومت با این اعتراضات مسالمت‌آمیز برخورد قهری می‌کند که در هفته پیش طبق اخبار منابع موثق در زندان ارومیه با دستور رئیس این زندان پیمان خانزاده و رئیس حفاظت نادر آذرنیا ،زندانیان اعتصابی در کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام"را تهدید کردند تا از اعتراض و اعتصاب خود در این کارزار دست بکشند.

🔻اعضای کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام " در ۲۱ زندان مختلف از جمله جمعی از زندانیان در زندان اوین(بندزنان،بند۴و۶)، زندان قزلحصار(واحد۳و۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران بزرگ، زندان خرم آباد، زندان نظام شیراز، زندان بم، زندان اسدآباد اصفهان، زندان مشهد، زندان لاکان رشت(بند زنان و مردان)، زندان قائم شهر، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان خوی، زندان نقده، زندان سلماس، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان کامیاران ، روز سه‌شنبه، ۲۰ شهریور ۱۴۰۳، مقاوم و استمرار اعتصاب خود را ادامه می‌دهند. زندانیان اعتصابی، ضمن محکوم کردن احکام اعدام و دستگیری‌های بی‌اساس در هفته‌های اخیر و همچنین تهدید زندانیان زندان ارومیه توسط عوامل زندان، بر  تداوم کارزار و نفی کامل اعدام زندانیان با هر اتهامی که باشند تاکید می‌کنند و مجددا از تمامی زندانیان در زندانهای کشور می‌خواهند به این کارزار بپیوندند و خواهان بازدید گزارشگر ویژه خانم مای ساتو از زندان‌های ایران از جمله زندانیان سیاسی و زندانیان گمنام محکوم به اعدام هستند.

@collective98
🚩 عکس روز: #ژینا گیان تو نامری ناوت ئەبیته رەمز !

#ژینا_امینی
#ژن_ژیان_ئازادی

@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚩امشب بیست و چهارم شهریور ماه در دومین سالگرد جنبش «زن، زندگی، آزادی» و شب کشته شدن مهسا- ژینا امینی بیش از ۲۵ نفر از زنان زندانی سیاسی در بند اوین در حیاط بند تجمع کرده اند.

آنها شعارهایی را روی مقوا نوشته و به دیوارهای زندان آویخته‌اند و در راهروها و حیاط سر می‌دهند.

زن، زندگی، آزادی
ژن ژیان ئازادی
آزادی، آزادی، آزادی
جان برود، سر برود، آزادی هرگز
بندزنان اوین، هم صدا و هم پیمان،
تا لغو حکم اعدام، ایستاده ایم تا پایان
صدور حکم اعدام، انتقام حاکمان،
از زنان و کردستان، تا هر گوشه در ایران
اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تموم ماجرا

آنها نام کشته‌شدگان و اعدام‌شدگان را فریاد می‌زنند و سرود بلاچاو و به نام تو که اسم رمز ماست را دسته جمعی می‌خوانند.

زنان زندانی در اعتراض به سیاست‌های سرکوب زنان به خاطر حجاب اجباری، در حیاط زندان شال آتش زده‌اند.

زنان معترض اعلام کرده‌اند که همگام و هم صدا با مردم به خاسته و معترض ایران، روز یکشنیه بیست و پنجم شهریور ماه در اعتصاب غذا خواهند بود.

#بند_زنان_اوین
#ژینا_امینی
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد

@collective98