🚩 تلاش رژیم برای انقلاب فرهنگی در کردستان محکوم به شکست است!
در روزهای اخیر به دنبال انتشار ویدئویی از هنرمندان و شاعران کورد که در آن آنها در یک دورهمی جمعی و پرشور، شعر و سرود سیاسی معروف طاهر خلیلی با عنوان "لە قەندیلی سەربەرزەوە" (از قندیل سربلند) که در آن از شهامت و مقاومت گریلاها و پیشمرگه های کورد در کوهه های قندیل تقدیر میشود، جمهوری سێدارە (اعدام) به تکاپو افتاده تا به زعم خودش درسی اساسی به هنرمندان کورد بدهد. بنابراین در واکنش به این اقدام رادیکال جامعه هنری کردستان، نیروهای امنیتی اطلاعاتی بخشی از هنرمندان کوورد را وادار کرده اند که در اقدامی اجباری و تحت فشار، در ویدئویی تصویری و با قرائت نمایشی بیانیه ای امنیتی در حمایت از جمهوری اسلامی وفاداری شان را به ارمانهای توخالی جمهوری اسلامی کشتار نشان دهند.
در واکنش به انتشار این ویدیو، عمده ی مردم کردستان از در حمایت از هنرمندان درآمده اند و ویدیوی اول بیشتر از قبل هم دیده شده است. جامعه آگاه است که این "ویدیوهای اجباری" به سبک "اعترافات اجباری" تحت فشارهای امنیتی زیاد گرفته شده و اکراه هنرمندان کورد حتی در خود ویدیو هم به خوبی قابل مشاهده است. رژیم در پی شکست سیاسی در کردستان برای همراه سازی مردمانش با رژیم، از نو به اقدامات امنیتی فرهنگی روی آورده که در نهایت تنها بر خشم مردم علیه رژیم اضافه خواهند کرد، بدون اینکه به انشقاق میان جامعه مدنی کردستان منجر شود، هدفی که حکومت ناسیونالیست شیعی ایران دنبال می کند.
🔥 ترجمه فارسی بخش هایی از سرود قندیل سربلند:
از قندیل سربلند
پیغامی دارم برایت
شهادتم افتخار است
رفیق شاید دیگر نبینمت
پیشمرگ ها شکست نخواهند خورد
چون همەی آنها انقلابی هستند
شهادت برای ما افتخار است
مادران برای ما عزا نگیرند...
#شهید_نمیمیرد
#شەهید_نامرێت
#بەرخۆدان_ژیانە_سەرهەلدان_ژیانە
#مقاومت_زندگیست_قیام_زندگیست
@collective98
در روزهای اخیر به دنبال انتشار ویدئویی از هنرمندان و شاعران کورد که در آن آنها در یک دورهمی جمعی و پرشور، شعر و سرود سیاسی معروف طاهر خلیلی با عنوان "لە قەندیلی سەربەرزەوە" (از قندیل سربلند) که در آن از شهامت و مقاومت گریلاها و پیشمرگه های کورد در کوهه های قندیل تقدیر میشود، جمهوری سێدارە (اعدام) به تکاپو افتاده تا به زعم خودش درسی اساسی به هنرمندان کورد بدهد. بنابراین در واکنش به این اقدام رادیکال جامعه هنری کردستان، نیروهای امنیتی اطلاعاتی بخشی از هنرمندان کوورد را وادار کرده اند که در اقدامی اجباری و تحت فشار، در ویدئویی تصویری و با قرائت نمایشی بیانیه ای امنیتی در حمایت از جمهوری اسلامی وفاداری شان را به ارمانهای توخالی جمهوری اسلامی کشتار نشان دهند.
در واکنش به انتشار این ویدیو، عمده ی مردم کردستان از در حمایت از هنرمندان درآمده اند و ویدیوی اول بیشتر از قبل هم دیده شده است. جامعه آگاه است که این "ویدیوهای اجباری" به سبک "اعترافات اجباری" تحت فشارهای امنیتی زیاد گرفته شده و اکراه هنرمندان کورد حتی در خود ویدیو هم به خوبی قابل مشاهده است. رژیم در پی شکست سیاسی در کردستان برای همراه سازی مردمانش با رژیم، از نو به اقدامات امنیتی فرهنگی روی آورده که در نهایت تنها بر خشم مردم علیه رژیم اضافه خواهند کرد، بدون اینکه به انشقاق میان جامعه مدنی کردستان منجر شود، هدفی که حکومت ناسیونالیست شیعی ایران دنبال می کند.
🔥 ترجمه فارسی بخش هایی از سرود قندیل سربلند:
از قندیل سربلند
پیغامی دارم برایت
شهادتم افتخار است
رفیق شاید دیگر نبینمت
پیشمرگ ها شکست نخواهند خورد
چون همەی آنها انقلابی هستند
شهادت برای ما افتخار است
مادران برای ما عزا نگیرند...
#شهید_نمیمیرد
#شەهید_نامرێت
#بەرخۆدان_ژیانە_سەرهەلدان_ژیانە
#مقاومت_زندگیست_قیام_زندگیست
@collective98
🚩 سری دوم از ترجمه پلاکاردهای تظاهرکنندگان در تظاهرات روز جهانی منع خشونت علیه زنان در #پاریس
#۲۵نوامبر_روز_جهانی_مبارزه_با_خشونت_علیه_زنان
@collective98
#۲۵نوامبر_روز_جهانی_مبارزه_با_خشونت_علیه_زنان
@collective98
Forwarded from بيدارزنى
🟣 تهدید و بازجویی زینب جلالیان، همراه با دستبند و پابند در زندان مرکزی یزد
زینب جلالیان، تنها زن زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد که شانزدهمین سال حبس خود را در زندان مرکزی یزد میگذراند، طی هفتههای گذشته برای چندمین بار در طول مدت حبس خود، مورد بازجویی تیمی سه نفره از وزارت اطلاعات قرار گرفته است.
وی با دستنبد و پابند به دفتر حفاظت زندان مرکزی یزد منتقل و مورد تهدید قرار گرفته است. ماموران اطلاعات به زینب جلالیان اعلام کردند که تنها راه دسترسی وی به خدمات پزشکی و درمانی و حتی آزادی، نگارش توبه نامه و ابراز ندامت است، رویهای که زینب جلالیان، بارها رد و بر مواضع خود تاکید داشته است.
▪️همچنین بازجویان امنیتی به زینب جلالیان اعلام کردهاند که باید نامهی منتشر شده از شرح وضعیت خود در روزنامه لوموند فرانسه را تکذیب کند. بازجویان همچنین به او گفتهاند که برخلاف روال معمول که پرونده زندانیان در اختیار قوه قضاییه است، وزارت اطلاعات مسئول پرونده این زندانی سیاسی است و تصمیمگیری در مورد امکان دسترسی به خدمات پزشکی تخصصی و آزادی وی پس از ابراز ندامت در اختیار این نهاد امنیتی است.
▪️زینب جلالیان باز هم درخواست نگارش توبهنامه را رد و بازجویی همراه با دستبند و پابند خود را مصداق شکنجه دانست.
وی طی شانزده سال گذشته در پی شکنجههای متعدد جسمی و روانی و همچنین محرومیت همیشگی از حق بهرهمندی از خدمات پزشکی با تشدید بیماریهای مختلف مواجه شده است.
چشمان زینب جلالیان به علت ابتلا به ناخنک چشم در شرف نابینایی است، ابتلا به برفک دهان، آسم، ناراحتی کلیوی و همچنین گوارشی، بخشی از بیماریهای تشدید یافته اوست، کسی که تمامی شانزده سال گذشته را بدون حتی یک روز مرخصی در پنج زندان مختلف اوین، خوی، کرمانشاه، قرچک و زندان مرکزی یزد گذرانده است.
⚪️ زینب جلالیان، کوه استواری است که برشماری ظلم و تبعیض علیه او، ایستادگی و مقاومتش را نیز برجستهتر خواهد کرد.
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
زینب جلالیان، تنها زن زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد که شانزدهمین سال حبس خود را در زندان مرکزی یزد میگذراند، طی هفتههای گذشته برای چندمین بار در طول مدت حبس خود، مورد بازجویی تیمی سه نفره از وزارت اطلاعات قرار گرفته است.
وی با دستنبد و پابند به دفتر حفاظت زندان مرکزی یزد منتقل و مورد تهدید قرار گرفته است. ماموران اطلاعات به زینب جلالیان اعلام کردند که تنها راه دسترسی وی به خدمات پزشکی و درمانی و حتی آزادی، نگارش توبه نامه و ابراز ندامت است، رویهای که زینب جلالیان، بارها رد و بر مواضع خود تاکید داشته است.
▪️همچنین بازجویان امنیتی به زینب جلالیان اعلام کردهاند که باید نامهی منتشر شده از شرح وضعیت خود در روزنامه لوموند فرانسه را تکذیب کند. بازجویان همچنین به او گفتهاند که برخلاف روال معمول که پرونده زندانیان در اختیار قوه قضاییه است، وزارت اطلاعات مسئول پرونده این زندانی سیاسی است و تصمیمگیری در مورد امکان دسترسی به خدمات پزشکی تخصصی و آزادی وی پس از ابراز ندامت در اختیار این نهاد امنیتی است.
▪️زینب جلالیان باز هم درخواست نگارش توبهنامه را رد و بازجویی همراه با دستبند و پابند خود را مصداق شکنجه دانست.
وی طی شانزده سال گذشته در پی شکنجههای متعدد جسمی و روانی و همچنین محرومیت همیشگی از حق بهرهمندی از خدمات پزشکی با تشدید بیماریهای مختلف مواجه شده است.
چشمان زینب جلالیان به علت ابتلا به ناخنک چشم در شرف نابینایی است، ابتلا به برفک دهان، آسم، ناراحتی کلیوی و همچنین گوارشی، بخشی از بیماریهای تشدید یافته اوست، کسی که تمامی شانزده سال گذشته را بدون حتی یک روز مرخصی در پنج زندان مختلف اوین، خوی، کرمانشاه، قرچک و زندان مرکزی یزد گذرانده است.
⚪️ زینب جلالیان، کوه استواری است که برشماری ظلم و تبعیض علیه او، ایستادگی و مقاومتش را نیز برجستهتر خواهد کرد.
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
🚩 بیانیه سندیکاهای فرانسه
ایران: تشدید اعدام ها
ما اخبار بسیار نگران کننده ای از ایران دریافت می کنیم. رژیم دیکتاتوری در برابر خشم اجتماعی و مردمی نسبت به بحران اقتصادی، با سوء استفاده از معطوف شدن افکار عمومی جهانی به جنگ جاری در غزه، به تشدید سرکوب روی آورده است.
ما شاهد افزایش قابل توجه تعداد بازداشتهای فعالین کارگری به بهانههای واهی هستیم : مقامات مسئول ایران، کارگران و بازنشستگانی را به اتهام برگزاری تظاهرات مسالمت آمیز در اعتراض به گرانی زندگی و عدم پرداخت دستمزدهای معوقه، به نحو فزاینده ای آماج سرکوب قرار می دهند.
فهرست دستگیرشدگان و زندانیان هر روز طولانی تر می شود. از میان دستگیری های آخیر می توان به ریحانه انصاری نژاد (فعال کارگری)، عثمان اسماعیلی و اسماعیل گرامی (کارگران بازنشسته و زندانیان سابق)، رضا اقدسی (کارگر اخراجی، معلول بیمار و ناشنوا) اشاره کرد.
این سرکوب شامل حال افراد دیگری هم می شود از آن جمله حامیان کارگران، دگراندیشان و کسانی که باورهای شان مخالف با اعتقادات رژیم است، وکلای دادگستری، مدافعان حقوق زنان، مدافعان حقوق بشر و غیره.
زنان اولین قربانیان این رژیم استبدادی و مردسالار هستند که کنترل بر بدن آن ها یکی از ارکان این رژیم است. آرمیتا گراوندِ دختر دانش آموز پس از ۲۸ روز کما در روز شنبه ۶ آبان جان باخت. گشت ارشاد متروی تهران با این نوجوان ۱۶ ساله اهل کردستان به دلیل نداشتن حجاب به شدت درگیر فیزیکی شده بود.
حاکمیت در تلاش برای ایجاد رعب و وحشت در میان مردم بر میزان اعدامها، به ویژه اعدام های در انظار عمومی را به شدت افزایش داده است : از ۷ اکتبر تا کنون، رژیم بیش از ۱۲۰ نفر از جمله دهها مخالف سیاسی و فعالان جنبشهای اجتماعی را اعدام کرده است.
از جمله این قربانیان، قاسم آبسته زندانی سیاسی کرد است که پس از ۱۴ سال حبس اعدام می شود. وی در سال ۱۳۸۷ به اتهام «تبلیغ علیه نظام» دستگیر شده بود؛ هم چنین میلاد زهره وند، دختر جوانی که در تظاهرات جنبش "زن، زندگی، آزادی" شرکت کرده بود.
همبستگی بین المللی امری اساسی است. ما کلیه سازمان ها و افراد مدافع حقوق انسانی و حقوق مزدبگیران را به اعتراض به مقامات ایرانی فرا می خوانیم.
سازمان های سندیکایی کارگری فرانسه باز هم بر همبستگی خود با قربانیان سرکوب تاکید نموده و سیاست تحمل ناپذیر سرکوب را به شدت محکوم می کنند. آن ها خواهان اجرای مفاد زیر هستند:
- لغو مجازات اعدام.
- ابطال کلیه محکومیت های ناعادلانه مغایر با حقوق و آزادی های بنیادین.
- آزادی فوری و بدون قید و شرط کلیه فعالانی که به دلیل عقاید، یا به خاطر فعالیت های اتحادیه ای و مدنی زندانی شده اند، هم چنین شهروندان خارجی از جمله سسیل کوهلر و ژاک پاریس. ما خواهان منع پیگرد همه آن ها هستیم.
- رعایت قراردادهای بین المللی از سوی رژیم ایران، به ویژه قراردادهای سازمان جهانی کار (آی ال او)، که ایران عضو آن است، از جمله قراردادهای مربوط به آزادی تشکل، تظاهرات، اعتصاب و مذاکره دسته جمعی.
کنفدراسیون دموکراتیک کار فرانسه (CFDT)
کنفدراسیون عمومی کار (CGT)
فدراسیون متحد سندیکایی (FSU)
اتحاد سندیکایی همبسته
اتحادیه ملی سندیکاهای خودگردان (UNSA)
پاریس، ۴ دسامیر ۲۰۲۳
@collective98
ایران: تشدید اعدام ها
ما اخبار بسیار نگران کننده ای از ایران دریافت می کنیم. رژیم دیکتاتوری در برابر خشم اجتماعی و مردمی نسبت به بحران اقتصادی، با سوء استفاده از معطوف شدن افکار عمومی جهانی به جنگ جاری در غزه، به تشدید سرکوب روی آورده است.
ما شاهد افزایش قابل توجه تعداد بازداشتهای فعالین کارگری به بهانههای واهی هستیم : مقامات مسئول ایران، کارگران و بازنشستگانی را به اتهام برگزاری تظاهرات مسالمت آمیز در اعتراض به گرانی زندگی و عدم پرداخت دستمزدهای معوقه، به نحو فزاینده ای آماج سرکوب قرار می دهند.
فهرست دستگیرشدگان و زندانیان هر روز طولانی تر می شود. از میان دستگیری های آخیر می توان به ریحانه انصاری نژاد (فعال کارگری)، عثمان اسماعیلی و اسماعیل گرامی (کارگران بازنشسته و زندانیان سابق)، رضا اقدسی (کارگر اخراجی، معلول بیمار و ناشنوا) اشاره کرد.
این سرکوب شامل حال افراد دیگری هم می شود از آن جمله حامیان کارگران، دگراندیشان و کسانی که باورهای شان مخالف با اعتقادات رژیم است، وکلای دادگستری، مدافعان حقوق زنان، مدافعان حقوق بشر و غیره.
زنان اولین قربانیان این رژیم استبدادی و مردسالار هستند که کنترل بر بدن آن ها یکی از ارکان این رژیم است. آرمیتا گراوندِ دختر دانش آموز پس از ۲۸ روز کما در روز شنبه ۶ آبان جان باخت. گشت ارشاد متروی تهران با این نوجوان ۱۶ ساله اهل کردستان به دلیل نداشتن حجاب به شدت درگیر فیزیکی شده بود.
حاکمیت در تلاش برای ایجاد رعب و وحشت در میان مردم بر میزان اعدامها، به ویژه اعدام های در انظار عمومی را به شدت افزایش داده است : از ۷ اکتبر تا کنون، رژیم بیش از ۱۲۰ نفر از جمله دهها مخالف سیاسی و فعالان جنبشهای اجتماعی را اعدام کرده است.
از جمله این قربانیان، قاسم آبسته زندانی سیاسی کرد است که پس از ۱۴ سال حبس اعدام می شود. وی در سال ۱۳۸۷ به اتهام «تبلیغ علیه نظام» دستگیر شده بود؛ هم چنین میلاد زهره وند، دختر جوانی که در تظاهرات جنبش "زن، زندگی، آزادی" شرکت کرده بود.
همبستگی بین المللی امری اساسی است. ما کلیه سازمان ها و افراد مدافع حقوق انسانی و حقوق مزدبگیران را به اعتراض به مقامات ایرانی فرا می خوانیم.
سازمان های سندیکایی کارگری فرانسه باز هم بر همبستگی خود با قربانیان سرکوب تاکید نموده و سیاست تحمل ناپذیر سرکوب را به شدت محکوم می کنند. آن ها خواهان اجرای مفاد زیر هستند:
- لغو مجازات اعدام.
- ابطال کلیه محکومیت های ناعادلانه مغایر با حقوق و آزادی های بنیادین.
- آزادی فوری و بدون قید و شرط کلیه فعالانی که به دلیل عقاید، یا به خاطر فعالیت های اتحادیه ای و مدنی زندانی شده اند، هم چنین شهروندان خارجی از جمله سسیل کوهلر و ژاک پاریس. ما خواهان منع پیگرد همه آن ها هستیم.
- رعایت قراردادهای بین المللی از سوی رژیم ایران، به ویژه قراردادهای سازمان جهانی کار (آی ال او)، که ایران عضو آن است، از جمله قراردادهای مربوط به آزادی تشکل، تظاهرات، اعتصاب و مذاکره دسته جمعی.
کنفدراسیون دموکراتیک کار فرانسه (CFDT)
کنفدراسیون عمومی کار (CGT)
فدراسیون متحد سندیکایی (FSU)
اتحاد سندیکایی همبسته
اتحادیه ملی سندیکاهای خودگردان (UNSA)
پاریس، ۴ دسامیر ۲۰۲۳
@collective98
🚩 بنام زنان مبارز و شجاعتشان برای زیستن با ارمان های برابری خواهانه در جهانی که مردسالاری سلطه گرانه بر تمام لحظات آن سایه افکنده است
#سپیده_رشنو
@collective98
#سپیده_رشنو
@collective98
🚩 از دموکراسی پوشالی غرب چه مانده است؟
🔻فشار سیاسی و اجتماعی در غرب به کسانی که از قتلعام، نسلکشی، بازداشت، و سرکوب فلسطینینان بدست اسرائیل و متحدین غربیاش حرف میزنند به شکل فزایندهای شدت گرفته است. حتی پیش از حمله سبعانه حماس در هفتم اکتبر، ژورنالیستها، آکادمسینها، فعالین و احزاب و کالکتیوهای سیاسی و غیره به بهانه «یهودستیزی» مورد بازداشت و بازخواست قرار میگرفتند، هم به لحاظ اجتماعی و هم از سوی دولت و نهادهای امنیتی. دموکراسی صوری ازپیش زوال یافته در غرب اکنون با تشدید بحرانهای سیاسی زوال مضمحلتر میشود چرا که حق و حقوق دموکراتیک پایهای، یعنی حق تجمع و آزادی بیان، از فعالین گرفته شده.
🔻یک مثال انضمامی آن شهاب سیروان، معلم ایرانی ساکن بلژیک است، که کارش را به خاطر سازماندهی تظاهرات در همبستگی با فلسطین تعلیق کرده اند. او در فیسبوک خود نوشت:
🔻همزمان شهرداری محله ۱۶ پاریس سخنرانی امروز فیلسوف فمینیست یهودی چپ، #جودیت_باتلر را لغو کرده با این بهانه که "مخل نظم عمومی است" و "فعالین فمینیست ضداستعماری آن را سازماندهی کرده اند". آنقدر حمایت دموکراسی بورژوائی غربی از دولت های استعمارگر آپارتایدی و جنایات نظامی آنها شدت یافته، که دیگر حتی نیازی به حفظ ظاهر و روکش دادن به آن هم نمی بینند و به سیاق حکومت های اقتدارطلب، به امنیتی سازی خشونت آمیز عرصه دانشکاه و اندیشه و هنر و فرهنگ روی آورده اند.
🔻برای روشنفکران و فعالان ایرانی که سالها با برخوردهای حذفی و سرکوبگر دیکتاتوری جمهوری اسلامی دست و پنجه نرم کرده اند، اینها نشانه هایی روشن از پیشروی دموکراسی بورژوازی غرب به سمت اقتدارگرای روزافزون و راستگرایی تک صدایی است، مسیری که در دوران کووید۱۹ و بحران جنگ اوکراین تقویت شد و در مساله فلسطین به آشکارترین شکل ممکن تجلی یافته است. پیشتر هم بی اعتنایی "دموکراسی غربی" به مسأله طبقه و به زندگی میلیون ها نفر در جنوب جهانی که بخاطر جنگ های نیابتی و استعماری قدرت های جهانی از بین رفته، نشان داده که "دموکراسی" برایشان چیزی نیست جر پوششی برای "حمایت از خودی ها" وگرنه منتقدان رادیکال این سیستم جهانی، همواره و در همه دوران زیر ضرب فشار و سرکوب این دولت ها بوده اند
@collective98
🔻فشار سیاسی و اجتماعی در غرب به کسانی که از قتلعام، نسلکشی، بازداشت، و سرکوب فلسطینینان بدست اسرائیل و متحدین غربیاش حرف میزنند به شکل فزایندهای شدت گرفته است. حتی پیش از حمله سبعانه حماس در هفتم اکتبر، ژورنالیستها، آکادمسینها، فعالین و احزاب و کالکتیوهای سیاسی و غیره به بهانه «یهودستیزی» مورد بازداشت و بازخواست قرار میگرفتند، هم به لحاظ اجتماعی و هم از سوی دولت و نهادهای امنیتی. دموکراسی صوری ازپیش زوال یافته در غرب اکنون با تشدید بحرانهای سیاسی زوال مضمحلتر میشود چرا که حق و حقوق دموکراتیک پایهای، یعنی حق تجمع و آزادی بیان، از فعالین گرفته شده.
🔻یک مثال انضمامی آن شهاب سیروان، معلم ایرانی ساکن بلژیک است، که کارش را به خاطر سازماندهی تظاهرات در همبستگی با فلسطین تعلیق کرده اند. او در فیسبوک خود نوشت:
"امروز دو نفر از وزارت کشور بلژیک به مدرسه ای که در آنجا کار می کنم آمدند و به دلیل سازماندهی راهپیمایی های مختلف برای فلسطین و تبلیغ خشونت (بقول آنها ضداسراییلی) مرا بازجویی کردند (بقول آنها صحبت کردند). فعلا از کار تعلیق و باید در روزهای آینده به چند اداره مختلف بروم! حتی مدیر و مسول دپارتمان (اینها معاونین وزیر آموزش عالی هستند) را به اتاق راه ندادند! خوشبختانه مدیر و همکاران به سرعت فعالین بلژیکی، چند استاد و وکلای مترقی را در جریان گذاشته اند و باید دید در روزهای آتی چه می شود.
فردا مدیر و برخی از همکاران مرا همراهی خواهند کرد و در صورت نیاز حتما خبررسانی خواهم کرد
شرم بر سیستمی که از سازماندهی برای راهپیمایی همبستگی با فلسطین می ترسد!".
🔻همزمان شهرداری محله ۱۶ پاریس سخنرانی امروز فیلسوف فمینیست یهودی چپ، #جودیت_باتلر را لغو کرده با این بهانه که "مخل نظم عمومی است" و "فعالین فمینیست ضداستعماری آن را سازماندهی کرده اند". آنقدر حمایت دموکراسی بورژوائی غربی از دولت های استعمارگر آپارتایدی و جنایات نظامی آنها شدت یافته، که دیگر حتی نیازی به حفظ ظاهر و روکش دادن به آن هم نمی بینند و به سیاق حکومت های اقتدارطلب، به امنیتی سازی خشونت آمیز عرصه دانشکاه و اندیشه و هنر و فرهنگ روی آورده اند.
🔻برای روشنفکران و فعالان ایرانی که سالها با برخوردهای حذفی و سرکوبگر دیکتاتوری جمهوری اسلامی دست و پنجه نرم کرده اند، اینها نشانه هایی روشن از پیشروی دموکراسی بورژوازی غرب به سمت اقتدارگرای روزافزون و راستگرایی تک صدایی است، مسیری که در دوران کووید۱۹ و بحران جنگ اوکراین تقویت شد و در مساله فلسطین به آشکارترین شکل ممکن تجلی یافته است. پیشتر هم بی اعتنایی "دموکراسی غربی" به مسأله طبقه و به زندگی میلیون ها نفر در جنوب جهانی که بخاطر جنگ های نیابتی و استعماری قدرت های جهانی از بین رفته، نشان داده که "دموکراسی" برایشان چیزی نیست جر پوششی برای "حمایت از خودی ها" وگرنه منتقدان رادیکال این سیستم جهانی، همواره و در همه دوران زیر ضرب فشار و سرکوب این دولت ها بوده اند
@collective98
🚩 بیانیه ۱۶آذر۱۴۰۲
بیانیه مشترک دانشجویان دانشگاههای تهران، شهید بهشتی (ملی)، علامه طباطبایی، فردوسی مشهد، اصفهان و یزد به مناسبت روز دانشجو
اینک بیش از هفتاد سال از روزی که آفتاب بر دیوار دانشگاه تابید و خون رنگ شفق گرفت میگذرد. از آن زمان تا اکنون شاهد پیشروی و هجوم مسبوق به سابقهی سرکوبگران، بر زندگی روزمرهی دانشجویان هستیم. به واسطهی سیاستهای سرکوب دانشگاهی هر روز لیست کمیتههای انضباطی بلند و بلندتر میشود. دانشجویان را به بهانههای گوناگون تحت فشار و تهدید قرار داده و با اخذ تعهد، داغ «خرابکار» به پیشانیشان میزنند. بگذارید به شما بگوییم که امروز داغهاتان به مدالهای افتخار بدل شده است.
تابستان همین امسال با ثبت آنچه در روزهای خیزش ژینا بر ما گذشته بود در روایت جنبش (دانشگاه و قیام) از دانشگاه گفتیم. طی روزهای اخیر همقطارانمان ذیل هشتگ #از_تعلیق_بگو، فضا را با روایتهایشان از تعلیق پر کردند. ما همچنان کنار هم ایستادهایم؛ علیه هرگونه ستم طبقاتی، اختناقی که با ایدئولوژی اسلامگرایانه و بازارگرایانه رقم زدهاید و ستم قومی و جنسیتیای که منجر به انواع مرزکشی و تفرقه فرهنگی در جامعه ایران شده است.
اکنون که دستگاه سرکوب با مداخله حداکثری در فضای دانشگاه به دنبال خاموشکردن صدای جنبش دانشجویی است؛ مقاومت در برابر این سلطهگری بیحد و حصر که حذف تشکلهای دانشجویی و عَلَمکردن آییننامههای انضباطیِ ضد دانشگاهی فقط جلوههایی از آن است؛ ضروریتر از هر زمانی به نظر میرسد. تشکلهای مستقلی که به هر شکل ممکن حذف میشوند تا فضا برای جولان گروههای همدست سرکوبگران مهیا شود و آییننامههایی که با هدف سرکوب مضاعف و جرمانگاری فعالیت دانشجویی تصویب و اجرا شدهاند. روزانه دانشجویان زن با برخوردهای تحقیرآمیز نیروهای حراست و حجاببانان مواجه میشوند. سرکوبگر سعی در تحمیل اقتدار خود بر همگان دارد، دریغ از این که امروز جنس پوشالی اقتدارش، آشکار شدهاست. سخت روشن است که آییننامهها و شیوهنامههایتان در باب پوشش توسط دانشجو پذیرفته نشده و نمیشود.
چطور میتوان این تناقض آشکار در شانزدهم آذر سال گذشته را حل کرد که در حضور رئیسجمهور و باقی جلادان در دانشگاهها، دانشجویان کتک خوردند و بازداشت شدند؟ تعریفهای ما و شما از دانشجو تفاوت بسیاری دارد. بذری که با سرکوب تشکلهای دانشجویی، اخراج اساتید شایسته و تعلیق دانشجویان کاشتید؛ را روزی در همین دانشگاهها درو خواهید کرد.
سالهاست که دانشگاه را تبدیل به بنگاه اقتصادی کردهاید و حقوقی برای دانشجو باقی نگذاشتهاید. قوانین غیرانسانیتان برای ما پشیزی ارزش ندارد. مقاومت ما روزمره است. آلوده کردن فضای دانشگاه به نیروهای نیابتی و انقلاب فرهنگی دائمیتان حتی در ظاهر دانشگاه تغییری ایجاد نخواهد کرد. نمایندگان شما را به رسمیت نمیشناسیم و ارزشی برای حضور جلادانی که دستشان آلوده به خون آزادیخواهان است؛ قائل نیستیم. آگاه باشید دانشجویانی که تاریخ جنبش دانشجویی را به دوش میکشند؛ تا روز رهایی از هر نوع ستم حاکم بر دانشگاه و جامعه هیچگونه سازشی از خود نشان نخواهند داد.
امروز بیش از پیش باید با تحلیل فضای اجتماعی ایران در برابر استحاله مفهوم مقاومت و مبارزه توسط حاکمیت ایستاد.
ستم قومی، جنسیتی و طبقاتی در دانشگاه هم بازتولید شده و میشود. تداوم جنبش دانشجویی وابسته به تغییر و پوستاندازی متناسب با شرایط کنونی است. فضای بسته دانشگاه نیازمند حرکت از فعالیت علنی به سمت شبکهسازی و تشکلیابی است. بیراه رفتن جنبش دانشجویی به واسطهی درگیر شدن با منفعت شخصی، انحصارطلبی و تمامیتخواهی، مسئلهایست که باید در حل و فصل آن کوشید. جنبش دانشجویی باید برای ادامه راه از جریانات و گروههای غیرمردمی و رسانههای مرتبط با این گروهها دوری کند. حتی درون دانشگاه مرزبندی با کنشگری خطرناک، پدرسالاری و تکروی جریانهای دانشجویی لازم است.
میگویند رد خون همیشه باقیست. خونی که با گندآب استبداد شاهنشاهی پاک نشد با توحش مرتجعانهی شما نیز پاک نمیشود؛ چه بسا روز به روز رنگ سرخ خود را بیشتر به رخمان میکشد.
جنبش دانشجویی بیدار است. امروز به احترام تاریخ و وظیفهی انسانی خود همانطور که پیشتر فریاد زدهایم، ما دانشجویان آتش روشنیبخش راه فرداییم و خار چشم استبداد باقی خواهیم ماند.
در ادامه ما برای تداوم فعالیت و حیات، نکات زیر را پیشنهاد میداریم:
الف) تمرکز بر فعالیتهای غیرعلنی
۱. تشکیل شبکههای دانشجویی.
بیانیه مشترک دانشجویان دانشگاههای تهران، شهید بهشتی (ملی)، علامه طباطبایی، فردوسی مشهد، اصفهان و یزد به مناسبت روز دانشجو
اینک بیش از هفتاد سال از روزی که آفتاب بر دیوار دانشگاه تابید و خون رنگ شفق گرفت میگذرد. از آن زمان تا اکنون شاهد پیشروی و هجوم مسبوق به سابقهی سرکوبگران، بر زندگی روزمرهی دانشجویان هستیم. به واسطهی سیاستهای سرکوب دانشگاهی هر روز لیست کمیتههای انضباطی بلند و بلندتر میشود. دانشجویان را به بهانههای گوناگون تحت فشار و تهدید قرار داده و با اخذ تعهد، داغ «خرابکار» به پیشانیشان میزنند. بگذارید به شما بگوییم که امروز داغهاتان به مدالهای افتخار بدل شده است.
تابستان همین امسال با ثبت آنچه در روزهای خیزش ژینا بر ما گذشته بود در روایت جنبش (دانشگاه و قیام) از دانشگاه گفتیم. طی روزهای اخیر همقطارانمان ذیل هشتگ #از_تعلیق_بگو، فضا را با روایتهایشان از تعلیق پر کردند. ما همچنان کنار هم ایستادهایم؛ علیه هرگونه ستم طبقاتی، اختناقی که با ایدئولوژی اسلامگرایانه و بازارگرایانه رقم زدهاید و ستم قومی و جنسیتیای که منجر به انواع مرزکشی و تفرقه فرهنگی در جامعه ایران شده است.
اکنون که دستگاه سرکوب با مداخله حداکثری در فضای دانشگاه به دنبال خاموشکردن صدای جنبش دانشجویی است؛ مقاومت در برابر این سلطهگری بیحد و حصر که حذف تشکلهای دانشجویی و عَلَمکردن آییننامههای انضباطیِ ضد دانشگاهی فقط جلوههایی از آن است؛ ضروریتر از هر زمانی به نظر میرسد. تشکلهای مستقلی که به هر شکل ممکن حذف میشوند تا فضا برای جولان گروههای همدست سرکوبگران مهیا شود و آییننامههایی که با هدف سرکوب مضاعف و جرمانگاری فعالیت دانشجویی تصویب و اجرا شدهاند. روزانه دانشجویان زن با برخوردهای تحقیرآمیز نیروهای حراست و حجاببانان مواجه میشوند. سرکوبگر سعی در تحمیل اقتدار خود بر همگان دارد، دریغ از این که امروز جنس پوشالی اقتدارش، آشکار شدهاست. سخت روشن است که آییننامهها و شیوهنامههایتان در باب پوشش توسط دانشجو پذیرفته نشده و نمیشود.
چطور میتوان این تناقض آشکار در شانزدهم آذر سال گذشته را حل کرد که در حضور رئیسجمهور و باقی جلادان در دانشگاهها، دانشجویان کتک خوردند و بازداشت شدند؟ تعریفهای ما و شما از دانشجو تفاوت بسیاری دارد. بذری که با سرکوب تشکلهای دانشجویی، اخراج اساتید شایسته و تعلیق دانشجویان کاشتید؛ را روزی در همین دانشگاهها درو خواهید کرد.
سالهاست که دانشگاه را تبدیل به بنگاه اقتصادی کردهاید و حقوقی برای دانشجو باقی نگذاشتهاید. قوانین غیرانسانیتان برای ما پشیزی ارزش ندارد. مقاومت ما روزمره است. آلوده کردن فضای دانشگاه به نیروهای نیابتی و انقلاب فرهنگی دائمیتان حتی در ظاهر دانشگاه تغییری ایجاد نخواهد کرد. نمایندگان شما را به رسمیت نمیشناسیم و ارزشی برای حضور جلادانی که دستشان آلوده به خون آزادیخواهان است؛ قائل نیستیم. آگاه باشید دانشجویانی که تاریخ جنبش دانشجویی را به دوش میکشند؛ تا روز رهایی از هر نوع ستم حاکم بر دانشگاه و جامعه هیچگونه سازشی از خود نشان نخواهند داد.
امروز بیش از پیش باید با تحلیل فضای اجتماعی ایران در برابر استحاله مفهوم مقاومت و مبارزه توسط حاکمیت ایستاد.
ستم قومی، جنسیتی و طبقاتی در دانشگاه هم بازتولید شده و میشود. تداوم جنبش دانشجویی وابسته به تغییر و پوستاندازی متناسب با شرایط کنونی است. فضای بسته دانشگاه نیازمند حرکت از فعالیت علنی به سمت شبکهسازی و تشکلیابی است. بیراه رفتن جنبش دانشجویی به واسطهی درگیر شدن با منفعت شخصی، انحصارطلبی و تمامیتخواهی، مسئلهایست که باید در حل و فصل آن کوشید. جنبش دانشجویی باید برای ادامه راه از جریانات و گروههای غیرمردمی و رسانههای مرتبط با این گروهها دوری کند. حتی درون دانشگاه مرزبندی با کنشگری خطرناک، پدرسالاری و تکروی جریانهای دانشجویی لازم است.
میگویند رد خون همیشه باقیست. خونی که با گندآب استبداد شاهنشاهی پاک نشد با توحش مرتجعانهی شما نیز پاک نمیشود؛ چه بسا روز به روز رنگ سرخ خود را بیشتر به رخمان میکشد.
جنبش دانشجویی بیدار است. امروز به احترام تاریخ و وظیفهی انسانی خود همانطور که پیشتر فریاد زدهایم، ما دانشجویان آتش روشنیبخش راه فرداییم و خار چشم استبداد باقی خواهیم ماند.
در ادامه ما برای تداوم فعالیت و حیات، نکات زیر را پیشنهاد میداریم:
الف) تمرکز بر فعالیتهای غیرعلنی
۱. تشکیل شبکههای دانشجویی.