کلکتیو ۹۸
2.55K subscribers
3.12K photos
2.2K videos
119 files
746 links
کلکتیو چپ، مستقل، فمینیست و انترناسیونالیست

ایمیل:
collective98@riseup.net

اینستاگرام:
www.instagram.com/collectif98

دربارۀ ما:
https://t.me/Collective98/27
Download Telegram
🚩 هشدار!! تصاویر تکان دهنده اند

حمام خون ارتش استعمارگر اسرائیل در غزه و کشتار بیرحمانه مردم بیگناه و کودکان فلسطینی در سکوت جامعه جهانی به بهانه مقابله با نیروهای ارتجاعی حماس

یوآو گالانت، وزیر دفاع دولت استعمارگر جنایتکار اسرائیل: «ما مردم غزه را محاصره کامل می‌کنیم... بدون برق، بدون غذا، بدون آب، بدون گاز - همه چیز مسدود خواهد شد.»


#فلسطین
#نه_به_استعمار_اسرائیل
#نه_به_ارتجاع_حماس
#نه_به_جمهوری_اسلامی

@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 تعداد کشته‌شدگان در #غزه تا این لحظه به ۶۸۷ نفر رسیده است.
۱۴۰ تن# کودک هستند.

🚩 به آتش کشیده شدن نوجوانِ اهل
#الخلیل توسط ارتش نژادپرست اسرائیل را در ویدئو میبینید!

کشتار مردم فلسطین در سکوت جامعه جهانی ادامه دارد!
از نظر بسیاری از رسانه های جریان اصلی جان کودکان فلسطینی ارزشی برابر با جان قربانیان غیرنظامی اسرائیلی ندارد، آنها با تمرکز بر اسرائیلی ها عملا زمینه کشتار سیستماتیک خاموش غیرنظامیان فلسطینی توسط ارتش جنایتکار استعماری اسرائیل را فراهم می کنند‌. این جنگ، جنگ رسانه ها نیز هست، جنگ بین چیزی که بازنمایی می‌شود با جنایت هایی که به تصویر رسانه ای بدل نمیشوند، جنگی نابرابر به درازای هفت دهه!

#فلسطین

@collective98
🚩 هشدار!!! تصاویر دلخراش اند

کودکان قربانیان اصلی ارتش های اشغالگر اسرائیل و ترکیه در #فلسطین و در #روژآوا

عکس هایی که در پست می‌بینید مربوط به #روژآوا ست

تعداد کشته‌شدگان در #غزه تا این لحظه به ۶۸۷ نفر رسیده است.
۱۴۰ تن# کودک هستند.

تعداد کشته ها در روژاوا توسط ارتش اشغالگر ترکيه به ۴۶ نفر رسیده

حدود دو میلیون نفر در روژآوای کوردستان و دو میلیون در فلسطین به دلیل بمباران زیرساخت‌های اقتصادی با خطر قطع برق و آب مواجه هستند.

اهداف استعماری دولت ترکیه علیه کوردهای روژآوا (مشابه وضعيتی که اسرائیل بر غزه تحمیل کرده):

▪️ایستگاه‌های آب
▪️ایستگاه‌های برق
▪️میادین نفتی
▪️میدان گاز
▪️ ذخایر نفت
▪️سیلوی غلات
▪️سدها
▪️ فرودگاه شهبا
▪️گذرگاه‌های مرزی
▪️کارخانه سیمان
▪️کارخانه یخسازی قامیشلو
▪️کارگاه نایلون دیرک
▪️کارخانه رنگسازی کوبانی
▪️دو درمانگاه کوید

@collective98
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴روایت چگونگی به کما رفتن آرمیتا گرواند و تصویری از ضاربان او

👈 «آوند فردی»، در این ویدیو با بررسی دقیق تصاویر منتشرشده از مترو در روزی که #آرمیتا_گراوند را به کما فرستادند و صداهای موجود از تماس مأموران مترو با اورژانس، نشان می‌دهد که چطور همین تصاویر و صداهای تقطیع ‌شده نیز از جنایت حجاب‌بان‌ها یا آتش‌به‌اختیاران جانی حکومت کشتار اسلامی پرده برمی‌دارد.

📌 اگر چه برای مردمی که بیش از چهار دهه با ماهیت جمهوری اسلامی و تاریخچه جنایاتش آشنایی دارند، جایی برای هیچگونه ابهامی در نقش مزدوران حکومت و قوانین زنستیزانه اش در قتل آرمیتا و آرمیتاها وجود ندارد؛ اما تهیه کننده این ویدئو، با استفاده از همان فیلم ها یی که خود نظام بعد از چند روز، با دستکاری های حرفه ای، منتشر کرد، شواهد این جنایت را بار دیگر مستند ساخته است!

📌 برای نفس کشیدن در فضایی که مهساها، آرمیتاها و میلیون ها زن دیگر، برای انتخاب پوشش خود، به قتل گاه فرستاده نشوند، برای اینکه نان از سفره میلیون ها نفر غارت نشود و...، در نخستین قدم، سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی را رقم خواهیم زد!


#سرنگونی_انقلابی
#جامعه_عاری_از_ستم_و_استثمار

@hashtemars
🚩 زنده باد همبستگی فمینیستی که از مرزهای سرکوبگر فراتر می‌رود

این پیام امروز یادآور می‌شود که تا چه اندازه حمایت از فلسطینی هایی که این روزها از آنها انسان زدایی شده مهم است، بدون اینکه مجبور باشیم از در حمایت از نیروی ارتجاعی ای چون #حماس برآییم که نماینده همه #فلسطین نیست، اما در خلا نیروی مترقی سازمانیافته میدان را در دست گرفته و با یاری دیکتاتورهای منطقه از جمله ایران و ترکیه در صدد بازیابی مشروعیت از دست رفته اش است.

#فمینیسم_فرامرزی
#همبستگی_فمینیستی
#همبستگی_منطقه_ای_زنان
#فلسطین

@collective98
🚩 کوملە ‎حزب کمونیست ایران
در ضرورت پشتیبانی عاجل از جنبش روژآوا

در حالی که توجه افکار عمومی جهان تحت تاثیر جنگ ‎#اسرائیل و ‎#فلسطین است،
حملات هوائی وحشیانه ارتش ‎#ترکیه به مناطق تحت کنترل نیروهای ‎#سوریه_دموکراتیک همچنان با شدت ادامه دارد. ‎#مظلوم_عبدی فرمانده نظامی نیروهای سوریه دموکراتیک می گوید:
« طی ۷۲ ساعت گذشته ارتش ترکیه ۱۴۵ مرکز در کانتون‌های روژاوا ، شامل مدارس، بیمارستان‌ها، نیروگاه‌های برق، مراکز آبرسانی، پمپ بنزین‌ها و دیگر مراکز خدماتی را بمباران کرده است.»

در این نبرد نابرابر، ارتش ترکیه هم مجهز به پیشرفته ترین سلاح های کشتار جمعی و مدرن ترین هواپیماهای جنگی است، و هم در زمین نیز هزاران نفر از مزدوران وابسته به گروه‌های ‎#سوریه ای سرسپرده دولت ترکیه و دولت ‎#بشار_اسد را نیز به کار گرفته است و احتمال پیشروی‌های زمینی نیز می رود.
آنچه که ‎#ارتش#ترکیه در ‎#روژآوا انجام می دهد، مصداق بارز یک جنایت جنگی تمام عیار است. اهدافی را که ارتش جنایتکار ترکیه آگاهانه انتخاب کرده است، نشان میدهد که هدف دولت ترکیه نابود کردن منابع و زیرساخت‌های اقتصادی، از بین بردن نهادهای مدنی، وادار کردن مردم به ترک منطقه و نهایتا به شکست کشاندن حاکمیت خودمدیریتی روژآوا است.

جنبش روژآوا اگرچه بخشی از مناطق تحت کنترل خود را از دست داده است، اما تجربه خود مدیریتی کردستان سوریه، علیرغم کمبودهای قابل درک آن، در شرایط جنگی، به همت زنان و مردان فداکار و مبارز ، قوانینی در زمینه برابری زنان و مردان و دخالت مستقیم آنان در اداره جامعه، برابری حقوقی افراد متعلق به مذاهب و ملیت های مختلف، تأمین نسبی آزادی های سیاسی، در آن جاری ساخته‌اند، که هنوز می توانند برای جنبش های اعتراضی و حق طلبانه در خاورمیانه الهام بخش باشند.

این جنبش که با جسارت و جانبازی کم نظیری، با دادن بیش از ۱۲ هزار قربانی، نیروئی ارتجاعی همچون ‎#داعش را در هم شکسته بود و مناطق ‎#آزاد شده را به کانونی نسبتا آرام در مقایسه با بقیه مناطق ویران و نیمه ویران سوریه برای همه مردم ساکن آن تبدیل کرده بود، همراه با آوازه جهانی و دستاوردهای پیشرو آن، همواره چون خاری در چشم اردوغان بوده است.

اکنون در شرایطی که دولت ترکیه مستقیما آزادی و حق این مردم در اداره امور زندگی خویش را مورد حمله قرار داده است، در شرایطی که دولت ‎#آمریکا برای تامین منافع خود همراهی با دولت ترکیه را بر حمایت از مردم روژآوا ترجیح می دهد، در شرایطی که کشورهای ‎#اروپایی چشم خود را بر جنایات یک عضو ‎#ناتو (ترکیه) بسته‌اند، در شرایطی که همه دولتهای منطقه و از آن جمله ‎#جمهوری_اسلامی و رژیم بشار اسد نیز با اظهاراتی ریاکارانه عملا جانب ‎#اردوغان را می گیرند، در چنین شرایطی تنها حامیان واقعی جنبش روژآوا، مردم مبارز در منطقه و ‎#آزادیخواهان جهان هستند.

اکنون زمان آن است که این حمایت و پشتیبانی از قوه به فعل درآید. حمایت و پشتیبانی همه جانبه از مردم آزادی‌خواه و حق‌طلبی که این چنین مورد حمله نیروهای ‎#فاشیست ترکیه و مزدوران آنها قرار گرفته اند، در همه سطوح یک نیاز عاجل است.

ر. ‎#ابراهیم_علیزادە

@collective98
🚩 جنگ: پناهگاه قدرت‌ها و پرتگاه ستمدیدگان

کارگاه دیالکتیک

وقایع خونین جاری در نوار غزه و مناطق اشغالی فلسطین  بار دیگر بر درستی این استعاره صحه می‌گذارند که مردمان غزه در بزرگترین زندان روباز معاصر گرفتارند. باید بی‌درنگ این ملاحظه را هم افزود که اگر دیوارهای این زندان را دولت اسرائیل بنا کرده، نقش زندانبان‌ را سازمان حماس بر عهده دارد؛ یک تقسیم‌کار استعماری که نام دیگر آن «برون‌سپاری» سرکوب است. ادامه‌ی دیوارهای این زندان را می‌توان در اردوگاه‌های آوارگان فسطینی در اردن، لبنان، سوریه، مصر و عراق مشاهده کرد؛ اردوگاه‌هایی که از دهه‌ها پیش تاکنون شکل‌های زندگی و مرگ چندین‌ میلیون آواره‌ی فلسطینی را تعیین می‌کنند.

پیدایش و عروج حماس تنها در متن فراز و فرودهای مبارزات فلسطینیان علیه اشغال‌گری استعماری اسرائیل در نیمه‌ی دوم قرن بیستم قابل ردیابی نیست. این معادله دست‌کم با دو‌ فاکتور تاریخی مهم پیوند دارد: یکی زنجیره‌ی واکنش‌های دستگاه سرکوب اسرائیل به روند مقاومت فلسطینیان؛ و دیگری، گسترش و تکثیر هدفمند بنیادگرایی اسلامی در خاورمیانه. بر چنین بافتاری، نحوه‌ی ظهور و رشد سیاسی حماس بیش از آنکه برآمده از پویش درونی مبارزات مردمان فلسطین باشد، ناشی از نیازهای استراتژیک دولت اسرائیل برای تضعیف مبارزات نیروهای فلسطینی و بی‌اعتبارکردن «مساله‌ی فلسطین» در ابعاد‌ جهانی بود. فرایند عروج حماس با حذف جریانات برجسته‌ی چپ، سکولار و ضداستعماری در مقاومت فلسطین مقارن بود؛ خلائی که با بنیادگرایی اسلامی پر شد. در پی این روند، حماس و دولت اسرائیل اگرچه به دشمنانی قسم‌خورده بدل شدند، اما متقابلا به هم خدمت می‌کنند و به‌طور ساختاری به هم وابسته‌اند؛ مشابه همان‌ وضعیتی که دولت‌های اسرائیل و ایران یا دولت‌های آمریکا و ایران نسبت به یکدیگر دارند.

وجه مشترک بنیادی سازمان حماس با دولت اسرائیل سواستفاده از عواطف مردمان تحت حکومت‌شان برای حفظ قدرت، برقراری وضعیت استثنایی و بسط نظامی‌گری‌ست؛ سازوکاری که لاجرم بر استفاده‌ی افراطی از پروپاگاندا و جنگ ایدئولوژیک تکیه دارد. دولت اسرائیل مدعی دادخواهی انحصاری از ستم‌ تاریخی بر یهودیان (یهودستیزی) است که هولوکاست نماد اصلی آن است. این دولت، با استناد به واقعیت یهودستیزی در گذشته و‌ امروز، و با برجسته‌سازی مستمر خطرات و تهدیدات سازمان‌یافته‌‌ی «دنیای بیرون» علیه «ملت بهود»، مشروعیت وجودی خود را از داعیه‌ی دفاع از هستی تاریخی «ملت یهود» کسب می‌کند؛ و‌ همزمان سکه‌ی این مشروعیت را خرج توسعه‌طلبی استعماری خود می‌کند. در برابر، سازمان حماس مدعی‌ست که میراث‌دار انحصاری مبارزات فلسطینیان علیه تداوم اشغال‌گری اسرائیل است. به‌واقع‌، حماس از تنهایی و‌ انزوای تاریخی یک ملت تحت‌ستم تغذیه می‌کند و همچون ببر کاغذی حس خشم و تحقیر برآمده از بی‌عدالتی پایدار علیه فلسطینیان و بی‌قدرتی آنان را بخشا التیام می‌دهد. اگر بقای حاکمان اسرائیل بر بازتولید سیستماتیک هراس عمومی در میان شهروندانش استوار است، بقای سازمان حماس بر بازتولید خشم‌ عمومی مردمان‌ غزه از ادامه‌ی اشغال‌گری و مشی تهاجمی مستمر دولت اسرائیل و بی‌عدالتی سیستماتیک استوار است.

پس، با چرخه‌ی کاملی روبرو هستیم: دولت اسرائیل با حذف و سرکوب هرگونه امکان مقاومت بدیل در برابر اشغال‌گری و آپارتاید، میدان سیاسی «مقاومت» را به حماس واگذار می‌کند و همزمان با سیاست‌های تهاجمی‌اش (نظیر گسترش شهرک‌سازی و تبعیض راسیستی و خشونت‌ورزی آشکار) مصالح مورد نیاز حماس، یعنی بازتولید خشم عمومی فلسطینیان را تامین می‌کند. در مقابل، سازمان حماس نیز با بهره‌برداری از این خشم عمومی و به‌نام عدالت‌خواهی مردمان فلسطین، دایما دولت اسرائیل را تهدید می‌کند و گهگاه هم با پشتیبانی مالی نظام‌های مرتجع منطقه (نظیر دولت‌های قطر و ایران) دست به تعرضات نظامی و موشک‌پراکنی به‌سمت مناطق مسکونی اسرائیل می‌زند. بدین‌ترتیب، حماس با پرتاب هر موشک بخشی از سوخت‌ مورد نیاز دولت اسرائیل یعنی ایجاد هراس عمومی در ساکنان اسرائیل را تامین‌ می‌کند. از این منظر، هستی سیاسی هر یک از این دو‌ مرجع قدرت (گیریم‌ قدرت‌هایی کاملا نابرابر) به‌طور ساختاری ازطریق وجود و عملکرد آن دیگری تحکیم می‌شود. به‌واسطه‌ی این فرآیند هر دو طرف قادر شده‌اند در سرزمین‌های تحت سلطه‌ی خود وضعیت‌های استثنایی/اضطراری دایمی برقرار سازند: یک موقعیت جنگی دایمی که امکانات رشد سیاست مردمی را حذف می‌کند و زمینه‌ی بسط دایمی نظامی‌گری را فراهم می‌آورد. رانه‌های دایمی هراس و خشم در مردمان دوطرف مرزهای تحمیلی، نفرت از «دیگری» را دامن می‌زند؛ و گسترش نفرت‌ورزی (یهودستیزی، اسلام‌هراسی و عرب‌ستیزی) به‌نوبه‌ی خود سیاست‌های حاکم در دو سوی مرزها را توجیه و تحکیم می‌کند.

https://tinyurl.com/yc4bab9b

@kdialectic
@collective98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 طبق آمارها هر ۵ دقیقه یک نفر در فلسطین این روزها کشته می‌شود و اینطور به شکل انبوه دفن می شوند.

در آخرین حملات هوایی اسرائیل به غزه بیش از ۷۰ نفر کشته شدند. در حالی‌که با هشدار ارتش اسرائیل مردم غزه به جنوب رفته بودند اسرائیل شبانه به رفح و خان‌یونس در جنوب غزه حمله هوایی کرد و ده‌ها نفر را کشت.

سیاستمداران اسرائيل که اغلب جنایتکاران جنگی هم هستند، مصمم هستند که تا نسل کشی کامل فلسطینی ها جنگ علیه این مردم را به بهانه جنگ علیه نیروهای ارتجاعی حماس ادامه دهند و جامعه جهانی با همراهی و همدلی مسیر را برای این جنایت ها هموار کرده است. مبارزه اما در فلسطین ادامه دارد، حتی اگر مجبور باشند همزمان علیه استعمارگران حامل آپارتاید اسرائیلی و نیروهای مذهبی سرکوبگر داخلی مثل حماس بجنگند و برایش جان بدهند.

خلق متحد شکست نخواهد خورد!

#فلسطین_تنهاست

@collective98
مجموعه کامل پنل‌ها و ویدیوها و برنامه‌های مختلف ارائه شده در نهمین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی دهه ٦٠
برلین ٢٩ سپتامبر تا اول اکتبر ٢٠٢۳
را میتوانید در لینک‌های زیر بیابید و گوش دهید:

در سایت گفتگوهای زندان:
https://dialogt.de/category/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86/

در کانال تلگرامی شبنامه:
https://t.me/schabname

بر روی یوتیبوب نهمین گردهمایی:
https://www.youtube.com/@gerdhamaie2023

بر روی اینستاگرام صفحه رسمی گردهمایی کشتار زندانیان سیاسی:
https://instagram.com/politicalprisonres?igshid=MzRlODBiNWFlZA==
🚩 گزارشی از نهمین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی دهه ٦٠

برلین ٢٩ سپتامبر تا اول اکتبر ٢٠٢۳


🔻سه روز عشق و شور و هیجان؛ تجدید عهد و تازه کردن یادها و محکم‌کردن پیوندها؛ با خاطراتی که غبار کهنگی بر آن نمینشیند؛ شنیدن و باز اندیشیدن در فضایی تازه؛ متاثر از قیام ژینا و درس‌ها و دستاوردهایش.

🔻بعد از وقفه‌ای سه ساله که پاندمی کووید بر رفقای سازمانده تحمیل کرده بود، امسال این نشست با پنج ماه تدارک و تلاش و پیگیری به شایسته‌ترین شکل برگزار شد. میتوان از تنوع برنامه‌ها و ابتکارها، بسیار گفت. برای آگاهی از آنچه در این سه روز گذشت، خوشبختانه صحنه‌های ضبط شده از سخنرانیها و پیامها و مصاحبه‌های متعدد به اندازه کافی در سایتها و شبکه‌های اجتماعی به ویژه سایت گفتگوهای زندان به اشتراک گذاشته شده است.

🔻شاید آنچه نیاز به تامل بیشتر دارد، کیفیت و محتوای برنامه‌امسال در پرتو شرایط بعد از برپایی جنبش «ژن ژیان ئازادی» است. بحث‌ها و جدل‌های زنده‌ای که در پنل‌ها و کارگروه‌ها در گرفت به روشنی این شرایط را بازتاب می‌داد. نگاه‌های متفاوت به مسائل طبقاتی و جنسیتی و ملی و جایگاه و پیوندشان در انقلاب اجتماعی، پررنگ‌تر از همیشه مطرح می‌شد. درک‌ها و سیاست‌های متفاوت درباره دادخواهی با صدای رساتری بیان می‌شد. برای نخستین بار در تاریخچه این نشست، جنبش کوییر حضور سیاسی داشت و موضوع یکی از پنل‌ها بود. چند سخنران دیگر، جمع را با شرایط و ویژگی‌های زن بودن و کورد بودن در مبارزه سیاسی (چه در اسارت، و چه در زندان بزرگتری که جامعه نام دارد) آشنا کردند. بلوچستان سرسخت و مبارز در مروری عمیق و هنرمندانه در یک مستند موجز به تصویر کشیده شد. رفقایی از افغانستان سیاست فمینیستی و انترناسیونالیستی را با سخنرانی و سرود به ارمغان آوردند و بر همسرنوشتی و همبستگی‌مان تاکید گذاشتند. در این زمانه تحریف تاریخ و فریبکاری رسانه‌های رسمی، رفقای سازمانده با انتخابی آگاهانه درهای تاریخ را به روی نسل‌های جوانی که زندگی در دوران قبل از ٥٧ را تجربه نکرده‌اند گشودند. با بازگویی گوشه‌ای از واقعیات سیاهچال‌های رژیم سلطنتی از زبان زندانیان شکنجه شده توسط دژخیمان کمیته مشترک ساواک و شهربانی شاه، همانندی نظام ستم و استبداد گذشته با نظام جایگزینش عریان شد که این بی‌اندازه ارزشمند بود. و بالاخره باید از حضور رفقای بین‌المللی‌مان بگوییم که درس‌هایی روشنگر و سرنوشت‌ساز از جابجایی‌های سیاسی و ترفندهای طبقات حاکم و قدرت‌های امپریالیستی را با جمع در میان گذاشتند؛ از بی اثر کردن و کنترل صدای دادخواهی در اسپانیای بعد از مرگ فرانکوی فاشیست گرفته تا سازش زیر پرچم «عدالت انتقالی» در آفریقای جنوبی بعد از الغای رسمی نظام آپارتاید
.
🔻هر چند محور مباحث مطرح شده در این نشست، زندان و زندانی سیاسی و نظام قضایی و دادخواهی بود اما رویارویی ایده‌ها و مواضع گوناگون به درک از طبقه و مبارزه طبقاتی در دنیای کنونی کشیده شد. بر بستر مباحث و موضوعاتی که سخنرانان پیش کشیدند، استدلال‌های قدیمی بر سر اینکه کدام جنبش نسبت به سایر جنبش‌ها اولویت و ارجحیت دارد، و پیروزی مبارزات و جنبش‌های رنگارنگ جاری در گرو حرکت کدام طبقه است رو آمد. تاکید تعدادی از رفقا در پنل‌ها بر تضاد حاشیه و مرکز در نظامی مرکزگرا و سرکوبگر مثل جمهوری اسلامی ایران، بخشی از افراد درگیر در بحث را به فکر فرو برد و در ذهن‌شان سوال ایجاد کرد و بخشی را به ابراز نگرانی یا مخالفت واداشت. تاکید بر جنبه قدرتمند فمینیستی در جنبش زن زندگی آزادی و پیشروی‌های فکری و عملی در مبارزه علیه روابط و ارزش‌های پدر/مردسالار نیز با مقاومت بخشی از شرکت کنندگان روبرو شد. کسانی که به نظر می‌آمد ذهن‌شان پیشاپیش با پاسخ‌های «کارگر گرایانه» به مفهوم مردانه کلمه پر شده است.
🔻 نمی‌توان از همه این‌ها گفت و از اختلاف نظر بر سر مفهوم دادخواهی و سیاست‌های مربوط به آن نگفت. در پنلی که مشخصا به این موضوع اختصاص یافته بود، حرف از دادخواهی به مثابه دادخواهی از ایده به میان آمد و ضرورت پیش کشیدن این موضوع که زندانیان سیاسی به خاطر کدام ایده‌ها به بند کشیده شدند و شکنجه و اعدام شدند. این بحث در نقطه مقابل بحثی مطرح شد که مرزی برای دادخواهی قائل نبود و برای مثال، پرونده سران ساواک و دستگاه نظامی و امنیتی رژیم شاه که توسط محاکم جمهوری اسلامی بدون رعایت موازین حقوق بشری و حقوق قانونی متهم به مرگ محکوم و اعدام شدند را نیز به مساله دادخواهی مربوط می‌دانست. در حالی که از نظر رفقای پنل، آن افراد اعدام شده خود باید در مقام سرکوبگر مورد قضاوت مردم دادخواه قرار می‌گرفتند که نگرفتند. در جریان این بحث و جدل عمومی حتی این حرف مطرح شد که شعار «نه فراموش می‌کنیم و نه می‌بخشیم» که به صورت یک شعار رایج دادخواهانه درآمده صحیح نیست و «نمی‌بخشیم»، دادخواهی را به انتقام‌جویی می‌آلاید و به مقابله به مثل تبدیل می‌کند. در مقابل، رفقای مختلف با حرارت و هیجان بحث‌ها و استدلال‌های‌شان را جلو گذاشتند. در زمینه این بحث و جدل مهم، نکته‌ای که به میان کشیده نشد و ناگفته ماند، روشن کردن جایگاه جنبش دادخواهی در استراتژی سیاسی به زیر کشیدن جمهوری اسلامی به مثابه یک نظام سلطه و سرکوب طبقاتی بود. در چارچوب این استراتژی، ضربه زدن به دستگاه سرکوب امنیتی ـ پلیسی (به مثابه ستون قدرت سیاسی) نقش مهمی در تضعیف و به عقب راندن نظام حاکم و متحد کردن بخش‌های مختلف مردم در یک جنبش سیاسی عمومی ضدرژیمی بازی می‌کند. در این مبارزه، دادخواهی از ایده و آرمان انقلاب و بهروزی مردم معنای مشخص خود را دارد، و دادخواهی عمومی به این معنی که نظام جمهوری اسلامی حق سرکوب (حق زندان و شکنجه و اعدام) هیچکس، مطلقا هیچکس، را ندارد جای خود را. تنها با چنین درکی از دادخواهی عمومی و تبدیل آن به سیاست و شعار است که می‌توان دستگاه سرکوب را زیر سوال برد و مبارزه عمومی مردم را علیه آن همسو کرد.

🔻به امید برگزاری گردهم‌آیی‌های آتی و موفقیت رفقای سازمانده نشست برلین و تمامی رفقای شرکت کننده در مبارزه پیگیرانه‌شان علیه استثمار و ستم و تبعیض و بیعدالتی در جغرافیایی که ایران نام گرفته و در سراسر جهان.

کلکتیو۹۸

@collective98
🚩 ندا تولایی استاد رشته نقاشی و تاریخ در دانشگاه الزهرا هم اخراج شد

ندا تولایی در صفحه اینستاگرام خود نوشت :

هفته‌ پیش از دانشگاه با من تماس گرفتند و گفتند: «به دلیل نوساناتی که در تأیید صلاحیت شما از سوی حراست پیش آمده این ترم را نمی‌توانیم در خدمتتان باشیم» ساده‌ترش می‌شود «تو اخراجی».
این در حالی‌ست که به‌گفته تولایی سه ماه پیش تمام استادان دانشگاه بار دیگر صلاحیتشان مورد بازبینی قرار گرفت و صلاحیت او نیز تأیید شد و این ترم هم دو جلسه از کلاس‌هایش را برگزار کرد.
ندا تولایی خطاب به فرد چایگزین خود نوشته است: من تا آخر قرون وسطی را گفته‌ام. از این‌که مسیح، پیامی جز محبت برای مردمش نداشت اما کلیسا هزار سال روزگار اروپا را به نام او سیاه کرد و هرکس حرف جدیدی زد سوزانده شد. برایشان از سازمان‌های اَنکیزیسیون گفتم که چنان به تفتیش عقاید و کندوکاو در خصوصی‌ترین اعمال شهروندانش پرداخت که هر بذری برای خلق هنر در خاک خفه ماند و چنین بود که تاریخ هنر به نسب ۱۰ قرن این‌چنین ناچیز ماند. من تا این‌جا را درس دادم. تا آخر قرون وسطی…تو برایشان از «رنسانس» بگو، از زایش دوباره؛ مبادا فکر کنند تاریکی پایانی ندارد.»
ندا تولایی هشت سال در دانشگاه الزهرا درس داده بود.
اخراج استادان دانشگاه در ایران، پس از جنبش سراسری «زن، زندگی، آزادی» و همبستگی شمار زیادی از آن‌ها با این جنبش، شدت کم‌سابقه‌ای یافته است و تقریباً هر هفته خبرهایی از اخراج آن‌ها منتشر می‌شود.

@collective98